سیانان: اسرائیل در جنگ ایران نیروهای ویژه خود را در جمهوری آذربایجان مستقر کرد
سیانان به نقل از چهار منبع آگاه گزارش داد اسرائیل در جریان جنگ ایران، بهصورت محرمانه شماری از نیروهای نخبه نظامی و اطلاعاتی خود را در جمهوری آذربایجان مستقر کرد. این ماموریت بخشی از شبکه پایگاههای مخفی در خاورمیانه بود که برای تسهیل عملیات علیه تهران مورد استفاده قرار گرفت.
بر اساس این گزارش که جمعه ۱۵ خرداد منتشر شد، نیروهای اسرائیلی از چندین مکان در جنوب جمهوری آذربایجان و در مجاورت مرزهای شمالی ایران فعالیت میکردند.
نزدیکترین این پایگاهها به ایران تنها حدود ۹۷ کیلومتر با شهر تبریز فاصله داشت.
دو منبع آگاه به سیانان گفتند یگانهای ویژه کماندویی اسرائیل در این منطقه مستقر بودند و ماموریتهای اطلاعاتی و عملیات پهپادی را اجرا میکردند.
به گفته این افراد، استقرار این نیروها در جمهوری آذربایجان به اسرائیل امکان میداد تا از موقعیتی راهبردی، شمال ایران را در طول جنگ زیر نظر داشته باشد.
سیانان نوشت استقرار مخفیانه نیروهای اسرائیلی در جمهوری آذربایجان تنها یکی از بخشهای شبکه نظامی این کشور در خاورمیانه بود. شبکهای که به ارتش اسرائیل دامنه عملیاتی «کمسابقهای» بخشید.
این رسانه افزود این مساله همچنین بیانگر نقش برخی کشورهای همسایه ایران در تسهیل عملیات علیه جمهوری اسلامی است. نقشی که در مواردی با آگاهی این کشورها و در برخی موارد، احتمالا بدون اطلاع کامل آنها ایفا شده است.
کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد، پس از حدود ۴۰ روز سرانجام در ۱۹ فروردین با برقراری آتشبس موقت میان طرفهای درگیر متوقف شد.
با وجود ادامه مذاکرات میان تهران و واشینگتن برای دستیابی به توافقی بهمنظور پایان دادن به جنگ، تنشها بهطور کامل فروکش نکرده و درگیریهای پراکنده در منطقه همچنان ادامه دارد. لبنان نیز همچنان صحنه رویارویی حزبالله و اسرائیل است.
طرح اسرائیل در آذربایجان همزمان با اعتراضات دیماه
یک منبع آگاه به سیانان گفت عملیات اسرائیل در جمهوری آذربایجان شامل دهها نیرو بود که در میان آنان، اعضای نیروهای ویژه، یگان نخبه هوابرد رزمی و امداد و نجات اسرائیل، و همچنین ماموران موساد حضور داشتند.
بر اساس این گزارش، حضور نظامی در آذربایجان به اسرائیل امکان میداد که در صورت بروز حادثه برای خلبانان این کشور در جریان جنگ، عملیات جستوجو و نجات هوایی از خاک آذربایجان انجام شود.
همچنین، این موضوع بستر مناسبی برای جاسوسی از جمهوری اسلامی فراهم میآورد.
سیانان اضافه کرد اسرائیل از سالها پیش آذربایجان را «شریک راهبردی» خود در مقابله با حکومت ایران میداند.
به گفته دو منبع آگاه، همزمان با اعتراضات دیماه در ایران، اسرائیل ماموریتی محرمانه را در امتداد مرز ایران و آذربایجان طراحی کرد که هدف آن، ایجاد زیرساختهای اطلاعاتی از طریق استقرار تجهیزات شنود و جمعآوری دادهها برای اقدامات بعدی بود.
این منابع افزودند اسرائیل قصد داشت این ماموریت را همزمان با موج نخست حملاتی که برای اواخر دیماه سال گذشته برنامهریزی شده بود، اجرا کند. با این حال، به گفته آنان، پس از آن که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، از موافقت جمهوری اسلامی با توقف کشتار معترضان خبر داد، حملات مورد نظر در آخرین لحظات لغو شد.
سخنگوی سفارت آذربایجان در ایالات متحده در بیانیهای به سیانان اعلام کرد باکو «ادعاهای بیاساس» را درباره استفاده از خاک جمهوری آذربایجان برای انجام عملیات علیه کشورهای ثالث رد میکند.
حکومت ایران در جریان جنگ اخیر، جمهوری آذربایجان را هدف قرار داد.
حمله پهپادی جمهوری اسلامی به منطقه نخجوان در ۱۴ اسفند چند زخمی بر جای گذاشت.
پایگاههای مخفی اسرائیلی در کشورهای منطقه
سیانان در ادامه گزارش داد بهدلیل فاصله بیش از ۱۵۰۰ کیلومتری اسرائیل با تهران، این کشور برای اجرای یک کارزار نظامی مستمر، واحدهای نظامی و اطلاعاتی خود را بهطور پنهانی در مکانهایی نزدیکتر به مرزهای ایران مستقر کرد.
بر اساس این گزارش، پایگاههای مخفی اسرائیل تنها به جمهوری آذربایجان محدود نبوده و در نقاط دیگری از منطقه، از جمله عراق، امارات متحده عربی و سومالیلند نیز فعال بودهاند.
این نیروها در ابتدا بهعنوان تیمهای پشتیبانی و نجات برای شرایط اضطراری در نظر گرفته شده بودند، اما بهتدریج دامنه ماموریتهای آنها گسترش یافت و این پایگاهها به مراکزی برای فعالیتهای نظامی و اطلاعاتی تبدیل شدند.
به گزارش سیانان، به رسمیت شناختن سومالیلند از سوی اسرائیل در دیماه ۱۴۰۴، زمینه دسترسی این کشور به یک موقعیت راهبردی در منطقه را فراهم کرد. این موقعیت میتواند در پشتیبانی از عملیات هوایی دوربرد اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، بهویژه در مسیرهای پروازی پیرامون شبهجزیره عربستان، نقشآفرین باشد.
در جریان جنگ اخیر، اسرائیل بهصورت محرمانه یک سامانه پدافند هوایی گنبد آهنین را به همراه نیروهای عملیاتی آن در امارات مستقر کرد.
اسرائیل همچنین دو پایگاه مخفی در عراق برای پشتیبانی لجستیکی و انجام احتمالی عملیات جستوجو و نجات در جریان کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی ایجاد کرد.
دو منبع آگاه به رویترز گفتند عمان پس از وقوع انفجاری در نزدیکی تاسیسات بارگیری پایانه نفتی «مینا الفحل»، عملیات بارگیری را متوقف کرده است. این منابع میگویند انفجار احتمالاً در نتیجه یک حمله پهپادی رخ داده و باعث توقف فعالیت یکی از مهمترین پایانههای صادرات نفت این کشور شده است.
خبرگزاری رویترز به نقل از دو منبع آگاه گزارش داد انفجار در فاصله میان دو سکوی پهلوگیری شناور تکنقطهای (SBM 1 و SBM 2) رخ داده و ظاهراً ناشی از یک حمله پهپادی بوده است. با این حال، هنوز جزئیات بیشتری درباره عامل حمله یا زمان دقیق وقوع آن منتشر نشده است.
این حادثه باعث توقف عملیات بارگیری نفت در پایانه مینا الفحل شده؛ پایانهای که یکی از مراکز اصلی صادرات نفت عمان به شمار میرود.
دادههای شرکت اطلاعات کشتیرانی LSEG نیز نشان میدهد که روز جمعه چندین نفتکش غولپیکر در آبهای اطراف این بندر لنگر انداخته بودند؛ موضوعی که میتواند نشانهای از اختلال در روند صادرات نفت از این پایانه باشد.
رویترز گزارش داده است که مسئولان پایانه مینا الفحل در خارج از ساعات اداری در دسترس نبودهاند و تاکنون هیچ مقام رسمی عمانی درباره این حادثه اظهار نظر نکرده است.
این انفجار در شرایطی رخ داده که تنشهای نظامی در منطقه دریای عمان و خلیج فارس همچنان ادامه دارد.
رسانههای حکومتی ایران روز چهارشنبه مدعی شده بودند که نیروهای ایرانی یک کشتی نظامی آمریکا را که به گفته آنها دارای «مرکز کنترل و فرماندهی» بوده و در حال نزدیک شدن به آبهای سرزمینی ایران در دریای عمان بوده است، هدف قرار دادهاند.
با این حال، فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) این ادعا را رد کرده و هیچ حملهای به شناورهای آمریکایی را تایید نکرده است.
مشخص نیست که آیا میان ادعای حکومت ایران درباره هدف قرار دادن یک شناور آمریکایی و انفجار رخداده در پایانه نفتی مینا الفحل ارتباطی وجود دارد یا خیر.
توقف فعالیت این پایانه نفتی در حالی رخ میدهد که بازارهای جهانی انرژی به دلیل جنگ ایران، اختلال در مسیرهای صادراتی منطقه و نااطمینانی درباره امنیت کشتیرانی در خلیج فارس و دریای عمان، با حساسیت تحولات منطقه را دنبال میکنند.
مینا الفحل یکی از مهمترین پایانههای صادرات نفت عمان است و هرگونه اختلال در فعالیت آن میتواند بر جریان صادرات نفت این کشور و بازارهای منطقهای انرژی تاثیر بگذارد.
بحران ناشی از جنگ ایران تنها خاورمیانه را تحت تاثیر قرار نداده، بلکه به گفته کارشناسان به یکی از مهمترین عوامل تغییر در راهبردهای انرژی آسیا تبدیل شده است؛ تغییری که برخی آن را بزرگترین بازنگری در سیاستهای سرمایهگذاری انرژی از زمان شوکهای نفتی دهه ۱۹۷۰ میدانند.
گسترش جنگ ایران و اختلال در صادرات انرژی از خلیج فارس، کشورهای آسیایی را به بازنگری در سیاستهای انرژی واداشته است. بر اساس گزارش جدید آژانس بینالمللی انرژی، دولتهای آسیایی بهویژه در جنوب شرق آسیا، چین، هند، ژاپن و کره جنوبی در حال افزایش بیسابقه سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، شبکههای برق و امنیت انرژی هستند تا وابستگی خود به منابع وارداتی را کاهش دهند.
اندرو هاموند، پژوهشگر موسسه LSE Ideas وابسته به مدرسه اقتصاد لندن، در تحلیلی که نشریه بیزنستایمز در سنگاپور منتشر کرده، مینویسد اگرچه توجه جهانی از زمان آغاز جنگ ایران در ماه فوریه [اسفند] عمدتاً بر خاورمیانه و زیرساختهای انرژی منطقه متمرکز بوده، اما این آسیا، بهویژه کشورهای عضو اتحادیه آسهآن، هستند که بیشترین پیامدهای اقتصادی این بحران را تجربه میکنند.
به گفته او، پیش از آغاز جنگ، حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد صادرات انرژی کشورهای حوزه خلیج فارس راهی بازارهای آسیا و خاورمیانه میشد. همین وابستگی گسترده باعث شده کشورهای آسیایی اکنون با جدیت بیشتری به دنبال کاهش آسیبپذیری خود در برابر بحرانهای ژئوپلیتیکی باشند.
این روند در گزارش «سرمایهگذاری جهانی انرژی ۲۰۲۶» آژانس بینالمللی انرژی نیز منعکس شده است. بر اساس این گزارش، سرمایهگذاری جهانی در بخش انرژی در سال ۲۰۲۶ به حدود ۳.۴ تریلیون دلار خواهد رسید که نسبت به سال قبل ۵ درصد افزایش نشان میدهد. از این میزان، حدود ۲.۲ تریلیون دلار به توسعه شبکههای برق، ذخیرهسازی انرژی، سوختهای کمکربن، انرژیهای تجدیدپذیر، انرژی هستهای و افزایش بهرهوری انرژی اختصاص خواهد یافت.
آسهآن در خط مقدم تغییر در میان مناطق مختلف آسیا، کشورهای جنوب شرق آسیا بیش از دیگران به سمت سرمایهگذاری در امنیت انرژی حرکت کردهاند. تقاضای برق در این کشورها حدود ۱.۵ برابر سریعتر از میانگین جهانی رشد میکند و همین موضوع دولتها را به توسعه زیرساختهای جدید انرژی واداشته است.
پیشبینی میشود کشورهای آسهآن در سال ۲۰۲۶ حدود ۵۷ میلیارد دلار در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر، شبکههای برق و بخشهای مصرف انرژی سرمایهگذاری کنند که بالاترین رقم ثبتشده تاکنون خواهد بود.
سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر در این کشورها به حدود ۲۲ میلیارد دلار خواهد رسید؛ رقمی که بیش از دو و نیم برابر سرمایهگذاری در تولید برق مبتنی بر سوختهای فسیلی است. انرژی خورشیدی، برقآبی، انرژی بادی و فناوریهای زمینگرمایی از مهمترین بخشهای این سرمایهگذاریها خواهند بود.
همچنین حدود ۱۵ میلیارد دلار برای توسعه شبکههای انتقال برق هزینه خواهد شد که بخشی از آن به پروژه «شبکه برق آسهآن» و افزایش تبادل برق میان کشورهای منطقه اختصاص دارد.
چین و هند به دنبال امنیت انرژی گزارش یادشده نشان میدهد چین، بزرگترین سرمایهگذار انرژی جهان، در سال ۲۰۲۶ حدود ۹۴۵ میلیارد دلار در این بخش سرمایهگذاری خواهد کرد. این افزایش همزمان با آغاز برنامه پنجساله جدید پکن است که تمرکز ویژهای بر انرژی پاک، زیرساختهای کمکربن، انرژی هستهای پیشرفته و هیدروژن دارد.
به نوشته هاموند، بحران ایران به رهبران چین یادآوری کرده است که امنیت انرژی باید در کنار اهداف اقتصادی و زیستمحیطی در مرکز برنامهریزیهای بلندمدت قرار گیرد.
هند نیز روند مشابهی را دنبال میکند. پیشبینی میشود سرمایهگذاری این کشور در بخش انرژی در سال ۲۰۲۶ به حدود ۱۷۰ میلیارد دلار برسد. هزینهکرد هند در بخش انرژی طی پنج سال گذشته حدود ۷۰ درصد افزایش یافته است؛ افزایشی که علاوه بر رشد مصرف برق و توسعه صنعتی، به نگرانیهای امنیت انرژی پس از بحران ایران نیز مرتبط دانسته میشود.
سرمایهگذاری هند در انرژی خورشیدی به ۲۰ میلیارد دلار رسیده و ظرفیت پالایش نفت این کشور نیز تا سال ۲۰۳۰ حدود ۱۵ درصد افزایش خواهد یافت.
بازگشت ژاپن به انرژی هستهای بحران ایران همچنین باعث شده ژاپن و کره جنوبی که وابستگی بالایی به واردات انرژی دارند، برنامههای خود برای افزایش امنیت انرژی را تسریع کنند.
در ژاپن، این روند به بازگشت تدریجی انرژی هستهای منجر شده است. دولت سانائه تاکائیچی از راهاندازی مجدد راکتورهای هستهای حمایت میکند؛ تصمیمی که حدود ۱۵ سال پس از حادثه فوکوشیما اتخاذ شده و یکی از مهمترین تغییرات سیاست انرژی این کشور در سالهای اخیر به شمار میرود.
کارشناسان معتقدند افزایش نگرانیها درباره امنیت عرضه انرژی پس از بحران ایران، نقش مهمی در این تغییر رویکرد داشته است.
پیامدهای فراتر از خاورمیانه به اعتقاد نویسنده، مهمترین میراث جنگ ایران ممکن است نه در میدان نبرد، بلکه در بازارهای انرژی آسیا رقم بخورد. کشورهای منطقه اکنون تلاش میکنند با تنوعبخشی به منابع انرژی، توسعه زیرساختهای داخلی و کاهش وابستگی به نفت و گاز خلیج فارس، خود را در برابر بحرانهای مشابه در آینده مصون کنند.
هاموند نتیجه میگیرد که جنگ ایران به عاملی برای یک تغییر تاریخی در آسیا تبدیل شده است؛ تغییری که هدف آن دستیابی به امنیت بیشتر، تنوع در منابع تامین انرژی و کاهش آسیبپذیری در برابر تحولات ژئوپلیتیکی است.
دادههای شرکتهای ردیابی نفتکشها نشان میدهد صادرات نفت و میعانات گازی ایران در ماه مه به کمتر از ۳۰۰ هزار بشکه در روز کاهش یافته و به پایینترین سطح خود از زمان کارزار «فشار حداکثری» دولت نخست ترامپ رسیده است.
خبرگزاری رویترز به نقل از دادههای حملونقل دریایی و تحلیلگران بازار انرژی گزارش داد که صادرات نفت خام و میعانات گازی ایران در ماه مه به پایینترین سطح خود در دستکم شش سال گذشته سقوط کرده است؛ موضوعی که میتواند فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی را در میانه جنگ و بحران منطقهای افزایش دهد.
بر اساس دادههای شرکت ردیابی نفتکشها ورتکسا (Vortexa)، صادرات نفت و میعانات گازی ایران در ماه مه به طور متوسط به حدود ۲۰۹ هزار بشکه در روز رسیده است. این رقم در مقایسه با ۱.۳۴ میلیون بشکه در روز در ماه آوریل و نزدیک به ۱.۹ میلیون بشکه در روز در ماه مارس کاهش چشمگیری را نشان میدهد.
تحلیلگران میگویند اجرای محاصره دریایی آمریکا از ۱۳ آوریل [۲۴ فروردین] نقش اصلی را در این کاهش داشته است. واشینگتن از آن زمان محدودیتهایی را علیه کشتیهایی که وارد بنادر ایران میشوند یا از آنها خارج میشوند اعمال کرده است.
رویترز مینویسد این کاهش صادرات در شرایطی رخ داده که بازار جهانی نفت نیز با محدودیت عرضه مواجه است. حکومت ایران با مسدود کردن عملی تنگه هرمز، صادرات نفت عربستان سعودی، کویت، عراق و امارات متحده عربی را نیز تحت تاثیر قرار داده و به تنشهای موجود در بازار انرژی افزوده است.
بر اساس ارزیابی ورتکسا، سطح کنونی صادرات نفت ایران پایینترین میزان از اواخر سال ۲۰۱۹ و اوایل سال ۲۰۲۰ محسوب میشود؛ زمانی که دولت نخست دونالد ترامپ سیاست «فشار حداکثری» علیه جمهوری اسلامی را دنبال میکرد.
شرکت کلپر (Kpler) نیز روند مشابهی را ثبت کرده است. هرچند این موسسه صادرات ایران در ماه مه را اندکی بالاتر و حدود ۲۶۰ هزار بشکه در روز برآورد کرده، اما این رقم نیز پایینترین سطح صادرات ایران در شش سال اخیر به شمار میرود.
کلر یونگمن، تحلیلگر ورتکسا، دلیل اصلی افت صادرات را ترکیبی از اختلالات در تنگه هرمز، محاصره دریایی آمریکا و نگرانی فعالان صنعت کشتیرانی عنوان کرده است. به گفته او، مالکان کشتیها، اپراتورها، شرکتهای بیمه و سایر طرفهای تجاری تمایل ندارند کشتیها و خدمه خود را در معرض شرایط امنیتی کنونی قرار دهند.
کاهش ذخایر نفت شناور ایران دادههای کلپر همچنین نشان میدهد حجم نفت ایران که در نفتکشها ذخیره شده، در هفتههای اخیر کاهش یافته است؛ زیرا بخشی از این محمولهها در چین تخلیه شدهاند.
بر اساس این گزارش، در حال حاضر حدود ۱۴۷ میلیون بشکه نفت خام و میعانات گازی ایران در مخازن شناور ذخیره شده است. از این میزان، حدود ۶۷ میلیون بشکه در خلیج فارس و دریای عمان گرفتار شده و امکان انتقال آن وجود ندارد.
این در حالی است که ذخایر شناور نفت ایران در اواخر آوریل به حدود ۱۹۰ میلیون بشکه رسیده بود و از آن زمان روندی نزولی را طی کرده است.
ایمان ناصری، تحلیلگر موسسه FGE NexantECA، برآورد متفاوتی ارائه داده و گفته است حدود ۵۵ میلیون بشکه نفت ایران در نفتکشهایی قرار دارد که در پشت خط محاصره دریایی باقی ماندهاند.
هشدار درباره بازار چین یکی از مهمترین پیامدهای کاهش صادرات ایران، تاثیر آن بر بازار چین است؛ کشوری که بزرگترین خریدار نفت ایران محسوب میشود.
همایون فلکشاهی، تحلیلگر کلپر، هشدار داده است که اگر محاصره دریایی آمریکا دو ماه دیگر ادامه پیدا کند، ایران عملاً ممکن است نفت قابل عرضه خود به چین را از دست بدهد.
دادههای کلپر نشان میدهد واردات نفت خام ایران توسط چین در ماه مه به حدود ۱.۱ میلیون بشکه در روز کاهش یافته که پایینترین سطح از ژانویه ۲۰۲۵ تاکنون است.
این آمارها در حالی منتشر میشود که جمهوری اسلامی همزمان با فشارهای ناشی از جنگ، کاهش درآمدهای ارزی و محدودیتهای صادراتی، با چالشهای اقتصادی فزایندهای روبهرو است و بازار نفت همچنان یکی از مهمترین منابع درآمدی دولت به شمار میرود.
رییسجمهوری آمریکا گفت واشینگتن در آغاز جنگ سناریوی اعزام نیروهای ویژه به داخل ایران برای تصرف ذخایر اورانیوم غنیشده را بررسی کرده بود، اما از بیم تبدیل شدن آن به یک بحران مشابه عملیات ناموفق گروگانگیری دوران جیمی کارتر، از اجرای آن صرفنظر کرد.
دونالد ترامپ پنجشنبه ۱۴ خرداد در جمع خبرنگاران در کاخ سفید از روند مذاکرات با [حکومت] ایران، وضعیت تنگه هرمز، برنامه هستهای جمهوری اسلامی و احتمال دیدار با مجتبی خامنهای سخن گفت و همزمان فاش کرد که در مقطعی گزینه اعزام نیروهای ویژه آمریکا برای دستیابی به ذخایر اورانیوم غنیشده ایران را بررسی کرده بود.
ترامپ در بخشی از سخنان خود با اشاره به مذاکرات جاری گفت یکی از محورهای اصلی توافق احتمالی با [حکومت] ایران، بازگشایی فوری تنگه هرمز برای عبور و مرور کشتیها خواهد بود.
او گفت: «چه از نظر نظامی و چه روی کاغذ، ما پیروز خواهیم شد. بخش اصلی این است که تنگه فوراً باز خواهد شد.»
رییسجمهوری آمریکا همچنین تاکید کرد که توان نظامی جمهوری اسلامی در جریان جنگ به شدت آسیب دیده است. ترامپ گفت: «آنها هیچ نیروی دریایی ندارند، هیچ نیروی هوایی ندارند. ما آنها را نابود کردهایم.»
او در ادامه افزود: «رهبریشان را از بین بردهایم و تقریباً همه آنها را نابود کردهایم. بعد در رسانههای جعلی میخوانید که آنها در جنگ خیلی خوب عمل میکنند. واقعاً باورنکردنی است. ما هر چیزی را که میشد نابود کرد، از بین بردیم.»
هشدار درباره کشته شدن نیروهای آمریکایی
ترامپ در پاسخ به پرسشی درباره احتمال ازسرگیری جنگ در صورت کشته شدن نیروهای آمریکایی توسط جمهوری اسلامی، هشدار داد که چنین اقدامی میتواند به واکنش سریع نظامی آمریکا منجر شود.
او گفت: «این دلیل خوبی برای چنین کاری خواهد بود. اگر آنها نیروهای آمریکایی را بکشند، فکر میکنم خیلی سریع دست به این کار بزنم.»
رییسجمهوری آمریکا بار دیگر تاکید کرد که واشینگتن اجازه نخواهد داد جمهوری اسلامی به سلاح هستهای دست پیدا کند و افزود: «آنها نمیتوانند سلاح هستهای داشته باشند.»
افشای طرح عملیات ویژه برای اورانیوم ایران
ترامپ همچنین فاش کرد که دولت او در مقطعی گزینه اعزام نیروهای ویژه برای خارج کردن ذخایر اورانیوم غنیشده ایران را بررسی کرده بود.
او گفت: «ما برای به دست آوردن اورانیوم غنیشده آنها به توافقی با ایران نیاز نداریم.» به گفته ترامپ، این طرح در مراحل اولیه جنگ مورد بررسی قرار گرفت، اما به دلیل پیچیدگیهای عملیاتی و خطرات آن کنار گذاشته شد.
رییسجمهوری آمریکا توضیح داد که اجرای چنین ماموریتی مستلزم حضور چند هفتهای نیروهای آمریکایی در یک منطقه جنگی، انتقال تجهیزات سنگین، عملیات حفاری و ایجاد زیرساختهای گسترده برای انتقال مواد هستهای بود.
او با اشاره به عملیات ناموفق آزادسازی گروگانهای آمریکایی در دوران ریاست جمهوری جیمی کارتر گفت نمیخواست در موقعیتی مشابه قرار گیرد.
ترامپ گفت: «نمیخواستم جیمی کارتر باشم.» او افزود که در آغاز جنگ، زمانی که ایران هنوز انتظار چنین اقدامی را نداشت، این گزینه بررسی شد، اما در نهایت به دلیل ریسکهای بالا کنار گذاشته شد.
آمادگی برای دیدار با مجتبی خامنهای
ترامپ در بخش دیگری از سخنان خود درباره احتمال دیدار با مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، گفت شخصاً چنین پیشنهادی را مطرح نکرده، اما اگر این دیدار بتواند به دستیابی به توافق کمک کند، با آن مخالفتی ندارد.
او گفت: «من دنبال دیدار نیستم، اما اگر دیداری انجام شود، باعث افتخارم خواهد بود که با او ملاقات کنم. اگر به توافق برسیم، ممکن است چنین دیداری صورت بگیرد و من با آن مشکلی ندارم.»
ترامپ افزود: «من چنین پیشنهادی ندادهام، اما برخی افراد این موضوع را مطرح کردهاند. اگر چنین اتفاقی بیفتد، با احترام رفتار خواهم کرد. میگویم که احتمالاً من فرد محبوب او نیستم، اما با این حال او احتمالاً فردی حرفهای است و در برخی محافل در واقع از شهرت خوبی برخوردار است.»
انتقاد از ناتو
رییسجمهوری آمریکا همچنین از کشورهای عضو ناتو به دلیل مشارکت نکردن در تلاشها برای بازگشایی تنگه هرمز انتقاد کرد.
او گفت: «ما به آنها فرصت دادیم که کمک کنند، اما نخواستند کمک کنند. این موضوع برای آنها بسیار پرهزینه خواهد شد، چون نباید چنین کاری میکردند. باید کمک میکردند.»
واکنش تهران
اظهارات ترامپ درباره احتمال دیدار با مجتبی خامنهای با واکنش عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، روبهرو شد.
عراقچی این اظهارات را رد کرد و گفت چنین موضوعی باید «واقعبینانه» و «در دنیای واقعی» بررسی شود. او همچنین تاکید کرد که مجتبی خامنهای اکنون رهبر جمهوری اسلامی است و «نقش بسیار نزدیک و تاثیرگذاری در تحولات کشور» دارد.
وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی گفت: «ایشان بر همه امور تسلط کامل دارند.» عراقچی افزود که به دلیل ملاحظات امنیتی، نهادهای مسئول توصیه کردهاند حضورهای عمومی رهبر جمهوری اسلامی محدود باشد. او همچنین تاکید کرد که ارتباط با رهبر جمهوری اسلامی «به طور مستمر» برقرار است و رهنمودهای او «در زمان مناسب» دریافت و اجرا میشود.
اظهارات متقابل مقامهای آمریکایی و ایرانی در حالی مطرح میشود که مذاکرات درباره آینده برنامه هستهای ایران، بازگشایی تنگه هرمز و امکان دستیابی به توافقی برای کاهش تنشها همچنان ادامه دارد.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی، در گزارشی که روز پنجشنبه ۱۴ خرداد در اختیار اعضای خود قرار داد، بار دیگر خواستار توضیح فوری جمهوری اسلامی درباره سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده شد و ناتوانی این نهاد در راستیآزمایی برنامه اتمی تهران را نگرانکننده خواند.
این گزارش محرمانه که اولین گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره برنامه هستهای ایران از زمان آغاز جنگ در اسفندماه سال گذشته محسوب میشود، یکی از دو گزارشی بود که پنجشنبه پیش از نشست فصلی هفته آینده شورای حکام ۳۵ عضوی آژانس منتشر شد.
رویترز، که نسخهای از این گزارش را مشاهده کرده است، گزارش داد آژانس بینالمللی انرژی اتمی پنجشنبه گزارشی را برای کشورهای عضو ارسال کرد که نشان میدهد با وجود سه ماه جنگ میان آمریکا و اسرائیل، ارزیابی این نهاد از برنامه هستهای ایران تغییر عمدهای نکرده است.
در این گزارش از جمهوری اسلامی خواسته شده است که هرچه زودتر درباره ذخایر اورانیوم غنیشده خود توضیح دهد. این ذخایر از زمان کارزار بمباران قبلی آمریکا و اسرائیل در جریان جنگ ۱۲ روزه در خردادماه سال گذشته که تاسیسات اصلی هستهای ایران را هدف قرار داد، همچنان نامشخص و خارج از دسترس بازرسان باقی ماندهاند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، بارها اعلام کرده بودند که نابودی برنامه هستهای ایران یکی از اهداف اصلی حملات جدیدی است که در اسفند ماه سال قبل آغاز شد.
ذخایر اورانیوم غنیشده ایران یکی از مهمترین موانع در مذاکرات میان آمریکا و ایران برای پایان دادن به جنگ بوده است. ترامپ اصرار دارد که ایران باید این ذخایر را واگذار کند. در هفتههای اخیر تلاشها بیشتر بر دستیابی به یک توافق اولیه متمرکز بوده که مسائل هستهای را به مذاکرات بعدی موکول میکند.
بهنوشته رویترز، این گزارشها نشان میدهند که نسبت به گزارشهای قبلی که اوایل اسفند ماه و درست پیش از آغاز آخرین جنگ منتشر شده بودند، تغییر چندانی رخ نداده است.
در گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای ۳۵ عضو شورای حکام آمده است: «مدیرکل آژانس تأکید کرده است که اجرای مؤثر توافقنامه پادمان معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) از سوی جمهوری اسلامی ضروری و فوری است و تهران تحت هیچ شرایطی نمیتواند اجرای این توافق را به حالت تعلیق درآورد.»
آژانس همچنان نتوانسته است به تاسیسات هستهای که در خرداد ماه سال گذشته هدف حملات آمریکا و اسرائیل قرار گرفتند بازگردد.
جمهوری اسلامی هنوزدرباره سرنوشت ذخایر اورانیوم با غنای پایین و اورانیوم با غنای بالای خود هیچ توضیحی به آژانس بینالمللی انرژی اتمی نداده است؛ از جمله اورانیومی که تا سطح ۶۰ درصد غنیسازی شده، یعنی تنها یک گام کوتاه با سطح حدود ۹۰ درصدی مورد نیاز برای تولید سلاح هستهای فاصله دارد.
در گزارش آژانس همچنین آمده است: «عدم دسترسی برای راستیآزمایی ذخایر قبلا اعلامشده اورانیوم با غنای بالا و غنای پایین طی نزدیک به یک سال گذشته، که بر اساس رویههای استاندارد پادمان مدتی بسیار طولانی محسوب میشود، موجب نگرانی از منظر اشاعه هستهای و همچنین رعایت توافقنامه پادمان انپیتی است.»
آژانس بینالمللی انرژی اتمی همچنین هشدار داده است که از دست رفتن نظارت برای چنین مدت طولانی به معنای از دست رفتن امکان ردیابی این مواد است؛ وضعیتی که این نهاد آن را «از دست رفتن تداوم آگاهی» (continuity of knowledge) مینامد.
در ادامه این گزارش تاکید شده است: «از دست رفتن تداوم آگاهی آژانس نسبت به تمامی مواد هستهای که پیشتر در تاسیسات آسیبدیده ایران اعلام شده بودند، باید با بالاترین درجه فوریت مورد رسیدگی قرار گیرد.»
این عبارت به تاسیساتی اشاره دارد که در حملات نظامی آمریکا و اسرائیل در خرداد ماه سال گذشته هدف قرار گرفته یا آسیب دیدهاند.
بلومبرگ نیز چهارشنبه ۱۳ خرداد، بر اساس سندی محرمانه که از سوی این رسانه مشاهده شده است، گزارش داد که خطر تلاش پنهانی جمهوری اسلامی با هدف دستیابی به سلاح هستهای، امروز نسبت به پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه بیشتر است.
بلومبرگ با استناد به صحبتهای دو دیپلمات ارشد آشنا با سند محرمانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی نوشت، این گزارش نشان میدهد دو جنگ اخیر چگونه به ایجاد معضلات هستهای تازهای منجر شدهاند که پیشتر وجود نداشت.
بلومبرگ در توضیح دقیقتر این سند نوشت: «آژانس بینالمللی انرژی اتمی به کشورهای عضو درباره خطرات تازه اشاعه هستهای هشدار داده است. این خطرها از ذخایر بزرگ اورانیوم با غنای نزدیک به سطح ساخت بمب در ایران ناشی میشود. پیش از حمله هوایی ژوئن ۲۰۲۵ (خرداد ۱۴۰۱) که آغازگر جنگی ۱۲روزه بود، این مواد برای اطمینان از اینکه به سمت ساخت تسلیحات منحرف نشدهاند، تحت بازرسی هفتگی آژانس قرار داشتند. اکنون دیگر چنین نیست.»
دیپلماتهای ارشد که بهشرط ناشناس ماندن با این رسانه مصاحبه کردهاند، گفتند هرچه این مواد مدت بیشتری خارج از پادمانهای آژانس باقی بمانند، خطر استفاده احتمالی از آنها با اهداف غیرصلحآمیز افزایش مییابد.
در این سند محرمانه ۱۱۹ صفحهای که ماه گذشته در وین در اختیار کشورها قرار گرفت، تاکید شده است که آژانس بینالمللی انرژی اتمی نمیتواند درباره وضعیت این مواد هستهای به جمعبندی برسد.
نیویورکتایمز هم چهارشنبه بهنقل از برآوردهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی گزارش داد سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده جمهوری اسلامی به مهمترین مانع در مسیر هرگونه توافق احتمالی میان تهران و واشینگتن تبدیل شده است.
بر اساس این گزارش، بخش عمده این ذخایر احتمالا در تونلهای عمیق و مستحکم مجتمع هستهای اصفهان نگهداری میشود و بخشهایی دیگر نیز در تاسیسات فردو و نطنز قرار دارد.
بهنوشته نیویورکتایمز، نگرانی اصلی مقامهای آمریکایی و کارشناسان هستهای این است که بخشی از ذخایر اورانیوم ایران به مکانهای اعلامنشده و خارج از نظارت آژانس منتقل شده باشد و این موضوع میتواند مذاکرات آینده را پیچیدهتر کند.