کاندولیزا رایس: «نداشتن توافق» بهتر از دستیابی به یک «توافق بد» است
کاندولیزا رایس، وزیر خارجه پیشین آمریکا، در مقالهای در والاستریت ژورنال با ارزیابی نتایج جنگ ایران، استدلال کرد که جمهوری اسلامی بهطور قابل توجهی تضعیف شده و واشینگتن نباید برای دستیابی به یک توافق هستهای شتابزده امتیاز بدهد.
او تاکید کرد که در شرایط کنونی، «نداشتن توافق» بهمراتب بهتر از پذیرش یک «توافق بد» با تهران است.
رایس در این یادداشت نوشت که اگرچه جنگ با ایران به سرنگونی جمهوری اسلامی منجر نشد، اما توان نظامی، منطقهای و هستهای تهران را بهشدت تضعیف کرده و زمینه شکلگیری خاورمیانهای باثباتتر را فراهم آورده است.
وزیر خارجه پیشین آمریکا در دولت جورج دبلیو بوش، در این مقاله استدلال کرده است که جنگ سهماهه آمریکا و متحدانش علیه [حکومت] ایران، با وجود آنکه به نتیجهای قطعی یا تغییر رژیم منجر نشده، دستاوردهای راهبردی مهمی برای واشینگتن، اسرائیل و کشورهای عربی منطقه به همراه داشته است.
رایس در این یادداشت مینویسد کارزار نظامی اخیر توانایی جمهوری اسلامی برای اعمال نفوذ در منطقه را به شکل قابل توجهی کاهش داده و با آسیب زدن به نیروهای متعارف، ذخایر موشکی و شبکه نیروهای نیابتی [حکومت] ایران، ظرفیت تهران برای قدرتنمایی منطقهای را تضعیف کرده است. به اعتقاد او، این جنگ همچنین باعث نزدیکی بیشتر آمریکا، اسرائیل و دولتهای عربی از طریق همکاریهای دفاعی و اطلاعاتی شده و امنیت اسرائیل را در بالاترین سطح سالهای اخیر قرار داده است.
به نوشته رایس، یکی از نتایج مهم جنگ، تغییر نگرش بخشی از جهان عرب نسبت به اسرائیل بوده است. او معتقد است بسیاری از دولتهای عربی اکنون بیش از آنکه مشروعیت اسرائیل را زیر سوال ببرند، به دنبال بهرهگیری از همکاریهای فناورانه و اقتصادی با این کشور هستند و مدرنسازی را در اولویت قرار دادهاند.
وزیر خارجه پیشین آمریکا همچنین مینویسد جنگ نشان داد رهبران جمهوری اسلامی در برابر قدرت نظامی آمریکا و توان اطلاعاتی متحدان آن آسیبپذیر هستند. او در عین حال تاکید میکند که هرچند [حکومت] ایران توانایی بستن تنگه هرمز را دارد، اما این ابزار فشار محدودیتهای جدی دارد؛ زیرا محاصره متقابل آمریکا میتواند خسارتهای اقتصادی سنگینی به ایران وارد کند.
رایس در بخش دیگری از مقاله، پیامدهای جهانی جنگ را بررسی میکند. او میگوید پکن در جریان حملات ایران به زیرساختهای اقتصادی منطقه عملاً منفعل ماند و این مساله نشان داد که چین «دوست جهان عرب» نیست. او همچنین از نقش اوکراین در حمایت از عملیات نظامی علیه [حکومت] ایران تمجید کرده و استدلال میکند که این جنگ نشان داده است کییف همچنان یک دارایی راهبردی برای آمریکا و متحدانش محسوب میشود. به باور او، با توجه به عقبنشینیهای روسیه در چند جبهه مختلف، اکنون زمان مناسبی برای افزایش حمایت از اوکراین است.
رایس مهمترین دستاورد جنگ را ضربه به برنامه هستهای ایران میداند. او مینویسد عملیاتهای «چکش نیمهشب» و «خشم حماسی» برنامه هستهای ایران را سالها به عقب راندهاند و دستیابی تهران به یک سلاح هستهای عملیاتی را برای مدت طولانی غیرممکن کردهاند. به گفته او، هرچند ذخایری از اورانیوم با غنای بالا همچنان در ایران وجود دارد، اما بدون زیرساختهای لازم برای تبدیل مواد و ادامه غنیسازی تا سطح تسلیحاتی، این ذخایر در کوتاهمدت تهدیدی فوری محسوب نمیشوند. او تاکید میکند که تاسیسات تبدیل مواد هستهای ایران نابود شده، آبشارهای سانتریفیوژ احتمالاً از بمبارانها جان سالم به در نبردهاند و برجستهترین دانشمندان هستهای ایران نیز از میان رفتهاند.
به اعتقاد نویسنده، جمهوری اسلامی امروز بهمراتب ضعیفتر از پیش از آغاز جنگ است و تبلیغات حکومتی نمیتواند این واقعیت را پنهان کند. او پیشنهاد میکند هدف کوتاهمدت آمریکا حفظ این وضعیت ضعف، تقویت آرایش سیاسی جدید منطقه و جلوگیری دائمی از دستیابی ایران به سلاح هستهای باشد.
رایس در عین حال هشدار میدهد که واشینگتن نباید در صورت ازسرگیری مذاکرات هستهای، اشتباهات گذشته را تکرار کند. او میگوید هیچ بخشی از داراییهای مسدودشده ایران یا تخفیف تحریمی نباید در اختیار تهران قرار گیرد، زیرا جمهوری اسلامی در گذشته از منابع آزادشده برای بازسازی توان نظامی و نیروهای نیابتی خود استفاده کرده است.
او همچنین خواستار حفظ آمادگی نظامی آمریکا در منطقه و آمادگی برای حمله مجدد در صورت تلاش [حکومت] ایران برای بازسازی زیرساختهای هستهای یا موشکی شد. رایس بر ضرورت افشای هرگونه کمک روسیه یا چین به برنامههای نظامی و هستهای ایران و گسترش همکاریهای دفاعی و اطلاعاتی با متحدان منطقهای تاکید کرد.
وزیر خارجه پیشین آمریکا در بخش دیگری از مقاله از کشورهای اروپایی انتقاد کرده و نوشته است که آنها در برابر افزایش تواناییهای [حکومت] ایران و اقدامات منطقهای جمهوری اسلامی منفعل بودهاند. او یادآور میشود که شورای امنیت سازمان ملل بین سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ پنج قطعنامه علیه برنامه هستهای ایران تصویب کرده بود و بنابراین مساله ایران تنها مشکل آمریکا یا اسرائیل نیست، بلکه یک چالش بینالمللی محسوب میشود.
رایس همچنین معتقد است آمریکا و اسرائیل باید هرجا ممکن است، به شکل آشکار یا پنهان، توانایی حکومت ایران برای سرکوب شهروندان خود را تضعیف کنند. او این اقدام را وظیفهای در قبال مردم ایران توصیف کرده است.
او در ادامه هشدار میدهد که آمریکا از بسته شدن تنگه هرمز غافلگیر شد و باید از درسهای جنگ برای مقاومسازی نظام انرژی و حملونقل جهانی در برابر بحرانهای مشابه استفاده کند.
در جمعبندی، رایس مینویسد جنگ به سقوط جمهوری اسلامی منجر نشد، اما حکومتی ضعیفتر و سردرگمتر بر جای گذاشته است. او با اشاره به فشارهای اقتصادی و احتمال بروز شکافهای داخلی در ساختار قدرت، استدلال میکند که زمان به سود آمریکا و متحدانش در حال حرکت است. از نگاه او، «نداشتن توافق» بهتر از دستیابی به یک «توافق بد» است و دولت ترامپ اکنون فرصت کمسابقهای برای شکل دادن به یک نظم باثباتتر در خاورمیانه در اختیار دارد؛ هرچند تحقق این هدف به زمان بیشتری نیاز خواهد داشت.
والاستریت ژورنال گزارش داد دونالد ترامپ به دستیاران خود گفته است اگر نیروهای آمریکایی به دست حکومت ایران کشته شوند، پایان دادن به آتشبس با تهران را بررسی خواهد کرد. این در حالی است که با وجود ادامه درگیریهای پراکنده، مقامهای آمریکایی تاکید دارند آتشبس همچنان برقرار است.
روزنامه والاستریت ژورنال به نقل از منابع آگاه گزارش داد که رییسجمهوری آمریکا، بهطور خصوصی به مشاوران و دستیاران خود گفته است در صورتی که [حکومت] ایران موجب کشته شدن نیروهای آمریکایی شود، احتمال پایان دادن به آتشبس میان دو کشور را بررسی خواهد کرد.
این گزارش در حالی منتشر میشود که طی هفته گذشته آمریکا و جمهوری اسلامی چندین حمله هوایی متقابل علیه یکدیگر انجام دادهاند؛ حملاتی که بار دیگر پایداری آتشبس شکننده میان دو کشور را زیر سوال برده است.
به نوشته والاستریت ژورنال، مقامهای آمریکایی با وجود افزایش درگیریها همچنان اصرار دارند که آتشبس برقرار است و حملات اخیر را در چارچوب «دفاع از خود» توصیف میکنند. در مقابل، حکومت ایران واشینگتن را به نقض توافق آتشبس متهم کرده است.
بر اساس این گزارش، ترامپ در عین حال تاکید کرده که وقفه چند هفتهای در حملات هوایی همچنان پابرجاست، هرچند درگیریهای پراکنده و خشونتآمیز میان دو طرف ادامه دارد. با این حال، او به دستیاران خود گفته است اگر نیروهای آمریکایی در نتیجه اقدامات [حکومت] ایران کشته شوند، ممکن است تصمیم به پایان دادن به آتشبس بگیرد.
رییسجمهوری آمریکا پیش از این در گفتوگو با روزنامه نیویورکپست گفته که ادامه محاصره دریایی و اقتصادی ایران تا تعطیلات «روز کارگر» در آمریکا [اولین دوشنبه ماه سپتامبر] بعید است، اما نمیتوان آن را منتفی دانست. این اظهارات نشان میدهد که بازگشایی کامل تنگه هرمز ممکن است دیرتر از پیشبینیهای قبلی رخ دهد.
بر اساس آمار منتشرشده از سوی ارتش آمریکا، از زمان آغاز جنگ با حکومت ایران تاکنون دستکم ۱۵ نظامی آمریکایی کشته و ۵۴۳ نفر دیگر زخمی شدهاند. در مقابل، تلفات ایران بیش از شش هزار نفر برآورد شده است.
این گزارش همچنین فاش میکند که ترامپ در اوایل هفته جاری شخصاً برای جلوگیری از گسترش جنگ در منطقه مداخله کرده است. به نوشته والاستریت ژورنال، او طرح اسرائیل برای آغاز یک عملیات نظامی جدید در لبنان را متوقف کرد؛ اقدامی که پس از هشدار [حکومت] ایران مبنی بر اینکه چنین حملهای روند دیپلماتیک را تهدید میکند، انجام شد.
در حوزه دیپلماسی، وضعیت مذاکرات میان تهران و واشینگتن همچنان مبهم است. رسانههای ایرانی گزارش دادهاند که جمهوری اسلامی مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا را متوقف کرده است. با این وجود، ترامپ بارها اعلام کرده که گفتوگوها همچنان ادامه دارد و روز چهارشنبه نیز گفت که دستیابی به یک توافق صلح ممکن است ظرف یک هفته امکانپذیر باشد.
یکی از مهمترین نقاط اختلاف میان دو کشور همچنان برنامه هستهای ایران است. بنا بر گزارشها، تهران بارها درخواست آمریکا برای تحویل ذخایر اورانیوم غنیشده را رد کرده و این موضوع همچنان یکی از اصلیترین موانع دستیابی به توافق به شمار میرود.
در عرصه میدانی نیز وضعیت تنگه هرمز و محاصره متقابل دو کشور همچنان ادامه دارد. حکومت ایران در ماههای اخیر عبور و مرور در تنگه هرمز را تا حد زیادی محدود کرده و آمریکا نیز محاصره دریایی خود علیه جمهوری اسلامی را حفظ کرده است.
این گزارش در حالی منتشر میشود که ترامپ و مقامهای دولت او در آغاز جنگ وعده داده بودند درگیری با حکومت ایران بیش از شش هفته به طول نخواهد انجامید. اما اکنون نزدیک به چهار ماه از آغاز جنگ گذشته آینده آتشبس و مذاکرات سیاسی نیز همچنان با ابهامهای جدی روبهرو است.
آمریکا، لبنان و اسرائیل پس از دو روز مذاکره در یک نشست سهجانبه اعلام کردند که بر سر اجرای آتشبس و ایجاد مناطق تحت کنترل انحصاری ارتش لبنان به توافق رسیدهاند.
در بیانیه مشترک طرفها، خلع سلاح حزبالله، خروج نیروهای این گروه از جنوب رود لیتانی و ادامه مذاکرات برای دستیابی به یک توافق جامع صلح و امنیت مورد تاکید قرار گرفته است.
ایالات متحده چهارشنبه ۱۳ خرداد با انتشار بیانیهای مشترک با لبنان و اسرائیل اعلام کرد چهارمین نشست عالیرتبه سهجانبه میان نمایندگان دو کشور در روزهای دوم و سوم ژوئن [۱۲ و ۱۳ خرداد] برگزار شده و به توافقی برای اجرای آتشبس منجر شده است.
بر اساس این بیانیه، اجرای آتشبس به توقف کامل حملات حزبالله و خروج تمامی نیروهای این گروه از منطقه جنوب رود لیتانی مشروط شده است. طرفین همچنین توافق کردهاند با میانجیگری آمریکا روند ایجاد «مناطق آزمایشی» را به سرعت آغاز کنند؛ مناطقی که در آنها ارتش لبنان کنترل کامل امنیتی و اداری را در اختیار خواهد داشت و هیچ گروه مسلح غیردولتی اجازه فعالیت نخواهد داشت.
در این بیانیه مشترک تاکید شده است که این اقدامات میتواند راه را برای دستیابی به یک توافق جامع صلح و امنیت میان لبنان و اسرائیل هموار کند.
سه طرف همچنین اعلام کردند که آینده روابط لبنان و اسرائیل باید تنها توسط دولتهای حاکم دو کشور تعیین شود و هرگونه تلاش از سوی دولتها یا بازیگران غیردولتی برای تاثیرگذاری بر آینده لبنان را رد کردند؛ عبارتی که بهطور ضمنی متوجه نقش حزبالله و حامیان منطقهای آن تلقی میشود.
اسرائیل و لبنان در این بیانیه تاکید کردند که «قصد خصمانهای» نسبت به یکدیگر ندارند و متعهد شدند مذاکرات مستقیم را برای اعتمادسازی، حل اختلافات باقیمانده و حرکت به سمت یک توافق فراگیر ادامه دهند.
بخش مهم دیگری از مذاکرات به تدوین یک چارچوب امنیتی مشترک اختصاص داشت؛ چارچوبی که بر پایه گفتوگوهای انجامشده در پنتاگون در ۲۹ مه [۸ خرداد] شکل گرفته و هدف آن تضمین پایدار حاکمیت، امنیت و تمامیت ارضی لبنان و اسرائیل عنوان شده است. در این چارچوب، خلع سلاح گروههای مسلح غیردولتی و جلوگیری از بازسازی و احیای آنها به عنوان یکی از اهداف اصلی مطرح شده است.
در یکی از صریحترین بخشهای بیانیه، آمریکا، لبنان و اسرائیل حملات جمهوری اسلامی به کشورهای منطقه و آنچه «اقدامات بیثباتکننده تهران در خاورمیانه» خوانده شده را محکوم کردند. در این بخش از حمایت حکومت ایران از نیروهای نیابتی و سایر اقدامات تهاجمی به عنوان عوامل تهدیدکننده ثبات منطقه نام برده شده است.
واشینگتن همچنین تاکید کرد که هرگونه توافق برای پایان درگیریها باید مستقیماً میان دولتهای لبنان و اسرائیل و با میانجیگری آمریکا حاصل شود و از طریق هیچ کانال یا روند موازی دیگری دنبال نخواهد شد.
آمریکا در عین حال بر ادامه حمایت از ارتش لبنان برای گسترش کنترل دولت بر سراسر خاک این کشور تاکید کرد. در بیانیه به اظهارات دوم ژوئن [۱۲ خرداد] مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، اشاره شده که گفته بود: «حزبالله تنها دشمن اسرائیل و آمریکا نیست، بلکه دشمن لبنان نیز هست.»
اسرائیل نیز در این بیانیه اعلام کرد که امنیت و حفظ تمامیت ارضی این کشور تنها از طریق خلع سلاح حزبالله و برچیدن زیرساختهای نظامی آن در سراسر لبنان امکانپذیر است. مقامهای اسرائیلی همچنین بر اهمیت مذاکرات مستقیم تحت رهبری آمریکا برای دستیابی به صلح پایدار تاکید کردند.
در مقابل، دولت لبنان بر ضرورت احترام متقابل به مرزهای بینالمللی، اجرای کامل توافق توقف درگیریها و حفظ تمامیت ارضی و حاکمیت ملی تاکید کرد و متعهد شد با کمک آمریکا توانایی ارتش لبنان را برای اعمال کنترل مؤثر در سراسر کشور افزایش دهد.
طبق این بیانیه، مذاکرات سیاسی و امنیتی میان دو طرف در هفته منتهی به ۲۲ ژوئن [۱ تیر] از سر گرفته خواهد شد و ایالات متحده نیز تا آن زمان به تسهیل ارتباطات و میانجیگری میان لبنان و اسرائیل ادامه خواهد داد.
این بیانیه یکی از صریحترین مواضع مشترک آمریکا، لبنان و اسرائیل درباره آینده حزبالله و ساختار امنیتی لبنان در سالهای اخیر به شمار میرود و نشان میدهد که خلع سلاح این گروه و گسترش کنترل ارتش لبنان به جنوب کشور به محور اصلی مذاکرات پس از جنگ تبدیل شده است.
مجلس نمایندگان آمریکا با وجود کنترل جمهوریخواهان بر این نهاد، طرحی را تصویب کرد که اختیارات دونالد ترامپ برای ادامه جنگ با حکومت ایران بدون مجوز کنگره را محدود میکند؛ اقدامی که نشانهای از افزایش مخالفتها با جنگ در میان قانونگذاران جمهوریخواه تلقی میشود.
مجلس نمایندگان آمریکا چهارشنبه ۱۳ خرداد با تصویب قطعنامهای، اختیارات رییسجمهوری این کشور، برای ادامه عملیات نظامی علیه [حکومت] ایران بدون مجوز کنگره را محدود کرد. این طرح با ۲۱۵ رای موافق در برابر ۲۰۸ رای مخالف به تصویب رسید و چهار نماینده جمهوریخواه نیز به دموکراتها پیوستند تا از آن حمایت کنند.
بر اساس این قطعنامه، رییسجمهوری موظف است نیروهای مسلح آمریکا را از هرگونه درگیری نظامی با [حکومت] ایران خارج کند، مگر آنکه کنگره بهطور مشخص مجوز داده باشد یا اقدام نظامی برای دفاع از آمریکا، متحدان یا شرکای این کشور در برابر یک «حمله قریبالوقوع» ضروری باشد.
به نوشته روزنامه والاستریت ژورنال، این رایگیری در شرایطی انجام شد که جنگ میان آمریکا و [حکومت] ایران، که از اواخر فوریه [اوایل اسفند] آغاز شد، از مرحله حملات گسترده هوایی وارد مرحلهای از آتشبس شکننده شده است. با این حال، تنشها همچنان ادامه دارد و دو طرف بر سر کنترل تنگه هرمز رقابت میکنند. همزمان، اختلافات بر سر آینده برنامه هستهای حکومت ایران همچنان پابرجاست و در روزهای اخیر نیز درگیریهای پراکندهای در سایه اجرای محاصره ایران و بنادر این کشور از سوی آمریکا گزارش شده است.
به نوشته والاستریت ژورنال، در آغاز جنگ، اکثریت جمهوریخواهان از تصمیم ترامپ حمایت کردند و معتقد بودند او بهعنوان فرمانده کل قوا اختیار آغاز عملیات نظامی را دارد. اما با طولانی شدن جنگ، افزایش هزینهها و نبود چشمانداز روشن برای پایان آن، شکافهایی در میان جمهوریخواهان پدیدار شده است. نزدیک شدن انتخابات میاندورهای کنگره، کاهش محبوبیت ترامپ در نظرسنجیها و افزایش قیمت سوخت نیز از عواملی عنوان شدهاند که بر مواضع برخی نمایندگان جمهوریخواه تاثیر گذاشته است.
این رایگیری همچنین تازهترین چالش سیاسی ترامپ در واشینگتن به شمار میرود. دولت او سهشنبه تحت فشار سناتورهای جمهوریخواه از طرح ایجاد صندوقی موسوم به «ضدسلاحسازی سیاسی» که میتوانست به حامیان ترامپ حاضر در حمله ششم ژانویه ۲۰۲۱ به کنگره آمریکا کمک کند، عقبنشینی کرد. ترامپ همچنین هفته گذشته از برنامه خود برای بازسازی مجموعهای که آن را «مرکز ترامپ کندی» نامیده بود صرفنظر کرد؛ اقدامی که پس از حکم یک قاضی برای حذف نام او از این پروژه صورت گرفت.
به نوشته والاستریت ژورنال، در همین حال، معرفی بیل پولت، از متحدان نزدیک ترامپ، بهعنوان سرپرست اداره اطلاعات ملی آمریکا نیز با مخالفتهایی در کنگره روبهرو شده و میتواند روند تمدید یکی از مهمترین اختیارات نظارتی و اطلاعاتی دولت آمریکا را با مشکل مواجه کند.
با وجود تصویب قطعنامه در مجلس نمایندگان، این مصوبه بهتنهایی قادر به پایان دادن به جنگ نخواهد بود. برای تبدیل شدن به قانون، این طرح باید از موانع متعدد قانونی و آییننامهای عبور کند و در نهایت به تایید رییسجمهوری برسد. ترامپ نیز میتواند آن را وتو کند و در حال حاضر حامیان این طرح در مجلس نمایندگان و سنا فاصله زیادی با اکثریت دوسومی لازم برای بیاثر کردن وتوی رییسجمهوری دارند.
ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری خود نیز قطعنامههای مشابهی را درباره اختیارات جنگی در قبال ایران و یمن وتو کرده بود و کنگره موفق نشد آن وتوها را لغو کند.
دموکراتها از ابتدای جنگ بارها تلاش کرده بودند با استناد به قانون اساسی آمریکا، اختیارات رییسجمهوری برای ادامه جنگ با ایران را محدود کنند. آنها استدلال میکنند که ترامپ بدون کسب مجوز کنگره وارد جنگ شده و بنابراین ادامه عملیات نظامی فاقد پشتوانه قانونی است. ماه گذشته رهبران جمهوریخواه مجلس نمایندگان حتی یک رایگیری مشابه را لغو کردند، زیرا بیم آن میرفت که طرح مورد حمایت دموکراتها رای کافی برای تصویب را به دست آورد.
به نوشته روالاستریت ژورنال، نشانههای کاهش حمایت عمومی از جنگ نیز در حال آشکار شدن است. بر اساس نظرسنجی فاکسنیوز که ماه گذشته منتشر شد، ۶۰ درصد آمریکاییها با اقدام نظامی علیه ایران مخالف هستند، در حالی که تنها ۴۰ درصد از آن حمایت میکنند.
در مجلس سنا نیز جمهوریخواهان تاکنون هفت بار مانع تصویب قطعنامههای مشابه شدهاند، اما نشانههایی از شکاف در صفوف این حزب مشاهده میشود. اواخر ماه گذشته میلادی، یک قطعنامه مشابه پس از رای مثبت سناتور جمهوریخواه بیل کسیدی از لوئیزیانا از یک مانع آییننامهای عبور کرد. او همراه با سناتورهای جمهوریخواه سوزان کالینز، لیزا مورکوفسکی و رند پال، به انتقال طرح از کمیته تخصصی به صحن سنا رای داد.
جمهوریخواهان تلاش کردهاند اهمیت این تحول را کم جلوه دهند و تاکید کردهاند که سه سناتور جمهوریخواه در آن رایگیری حضور نداشتند.
در همین حال، انتظار میرود مجلس نمایندگان آمریکا در روزهای آینده درباره بسته جدید کمک به اوکراین نیز رایگیری کند. این طرح شامل بیش از یک میلیارد دلار کمک نظامی، هشت میلیارد دلار وام و مجموعهای از تحریمهای جدید علیه روسیه است.
رییسجمهوری آمریکا گفت ایالات متحده توانایی ادامه حملات و از میان برداشتن تمام اهداف مورد نظر را دارد، اما تهران اکنون برای توافق آماده است و او راهحل دیپلماتیک را بر گزینه نظامی ترجیح میدهد.
دونالد ترامپ چهارشنبه ۱۳ خرداد در جمع خبرنگاران در کاخ سفید گفت مذاکرات با [حکومت] ایران «بسیار خوب» پیش رفته و تهران «در تئوری» به امضای توافقی نزدیک شده است که به گفته او مانع دستیابی ایران به سلاح هستهای خواهد شد.
رییسجمهوری آمریکا با اشاره به تحولات اخیر میان واشینگتن و تهران گفت اقدامهای متقابل دو طرف در روزهای گذشته «دلایل مشخصی» داشته است.
ترامپ بدون ارائه جزئیات بیشتر درباره حملات اخیر گفت: «ما ضربات سنگینی به آنها وارد کردهایم؛ شب گذشته و حتی شب قبل از آن.» او افزود که ایران تا حدی «تحریک شده بود» زیرا آمریکا پیشتر «اقدام قاطعی» انجام داده بود و تهران نیز در حال پاسخ دادن بود.
رییسجمهوری آمریکا در ادامه از روند مذاکرات با حکومت ایران ابراز رضایت کرد و گفت: «مذاکرات در واقع بسیار خوب پیش رفته است. واقعاً بسیار خوب.» او افزود که اگر توافقی حاصل شود، «ممکن است همین آخر هفته رخ دهد»، هرچند تاکید کرد که هنوز هیچ نتیجهای قطعی نیست.
ترامپ در پاسخ به پرسشی درباره نگرانی از نقش سپاه پاسداران در برهم زدن هر توافق احتمالی گفت در منطقه خاورمیانه «هر اتفاقی ممکن است رخ دهد» و آن را «احتمالاً بیثباتترین منطقه جهان» توصیف کرد. با این حال او مدعی شد [حکومت] ایران برای رسیدن به توافق آمادگی دارد و گفت: «آنها آماده هستند. میخواهند این کار را انجام دهند.»
او در عین حال هشدار داد که آمریکا از توانایی نظامی لازم برای ادامه عملیات برخوردار است و گفت: «هیچ ارتشی مانند ارتش ما وجود ندارد. ما میتوانیم دو یا سه هفته دیگر ادامه دهیم و همه را از میان برداریم.» با این حال افزود که ترجیح میدهد به جای ادامه درگیری، توافقی مکتوب حاصل شود که «همان نتیجه را بدون کشتن همه» به همراه داشته باشد.
ترامپ درباره ماهیت توافق احتمالی نیز گفت امضای آن به معنای پذیرش این موضوع از سوی ایران خواهد بود که «سلاح هستهای نخواهد داشت.» او تاکید کرد: «اگر سند را امضا کنند، به معنای آن است که بمب هستهای نخواهند داشت.»
رییسجمهوری آمریکا همچنین گفت واشینگتن و تهران درباره نحوه رسیدگی به مواد هستهای موجود در سایتهای هدف قرار گرفته شده گفتوگو کردهاند. به گفته او، توافق [احتمالی] فعلی این است که آمریکا «در آینده نه چندان دور» همراه با ایران برای خارج کردن این مواد اقدام کند.
ترامپ گفت سه سایت مورد نظر [فردو، نطنز و اصفهان] به طور کامل تحت نظارت آمریکا قرار دارند و افزود: «نیروی فضایی ما از همه زوایا سه سایت مورد نظر را زیر نظر دارد. اگر کسی به آنجا برود دقیقاً خواهیم دید چه اتفاقی رخ میدهد و در صورت لزوم دوباره آنجا را هدف قرار خواهیم داد.»
او در بخش دیگری از سخنانش از اسرائیل و نخستوزیر این کشور تمجید کرد و گفت: «بنیامین نتانیاهو برای من شریک بسیار خوبی بوده است.» ترامپ تاکید کرد اسرائیل بدون حمایت آمریکا نمیتوانست به موفقیتهای اخیر دست یابد و افزود که [حکومت] ایران «یک مشکل بزرگ و جهانی» بوده است.
ترامپ همچنین بار دیگر از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ که در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما امضا شد انتقاد کرد و آن را «یکی از احمقانهترین توافقها» خواند. او گفت توافق مورد نظر دولتش «دقیقاً برعکس توافق اوباما» است و تاکید کرد: «بر اساس توافق ما، ایران هرگز سلاح هستهای نخواهد داشت.»
رییسجمهوری آمریکا در پایان مدعی شد یکی از نتایج فوری امضای توافق، بازگشایی تنگه هرمز خواهد بود. او گفت: «بلافاصله پس از امضای یادداشت تفاهم، تنگه هرمز باز خواهد شد.» ترامپ افزود آمریکا هماکنون مینروبهای خود را در منطقه مستقر کرده و بخش عمده مینهای احتمالی را پاکسازی کرده است.
او گفت: «فکر میکنیم تعداد کمی باقی مانده باشد. بنابراین بلافاصله پس از امضای توافق، تنگه هرمز بازگشایی خواهد شد.»
دادستان کل موقت ایالات متحده از بازداشت یک شهروند دو تابعیتی ایرانی-آمریکایی به نام جمشید قمی خبر داد و اعلام کرد که او بر اساس یک شکایت کیفری فدرال، به اتهام «فروش فناوری رایانهای، از جمله فناوریهایی برای کمک به برنامه نظامی و هستهای ایران به حکومت ایران» دستگیر شده است.
تاد بلانش، عصر چهارشنبه ۱۳ خرداد در بیانیهای که نسخهای از آن در شبکه اجتماعی ایکس منتشر شد، اعلام کرد که اتهامهای منجر به بازداشت این شهروند از کمک به «یکی از دشمنان آمریکا از طریق نقض تحریمهای آمریکا» حکایت دارد.
او همچنین گفت قمی با کمک به جمهوری اسلامی، حمایت از برنامه هستهای حکومت ایران و نقض تحریمهای آمریکا ثروتمند شده و دفتر دادستانی ناحیه مرکزی کالیفرنیا روند توقیف عمارتی را آغاز میکند که به گفته او، با «درآمدهای غیرقانونی» خریداری شده است.
بلانش در پایان این بیانیه تاکید کرده است که قمی با «شدیدترین برخورد قانونی» مواجه خواهد شد.
روزنامه نیویورکپست نیز در گزارشی، قمی را «یک مدیر ایرانی حوزه فناوری، ۶۳ ساله و ساکن نیوپورت بیچ» معرفی کرد که در جریان «یورش ماموران فدرال به عمارت ۳۵ میلیون دلاریاش» بازداشت شد.
بر اساس این گزارش به توطئه برای نقض «قانون اختیارات اقتصادی در شرایط اضطراری بینالمللی» متهم شده و انتظار میرود بعدازظهر چهارشنبه به وقت محلی در دادگاه فدرال سانتا آنا حاضر شود.
در بخش دیگری از این گزارش آمده است: «این تاجر متهم است سختافزارهای رایانهای را برای استفاده در عملیات نظامی و هستهای حکومت ایران به این حکومت فروخته است.» دادستانها میگویند «قمی از این معاملات میلیونها دلار به دست آورده و برای پنهان کردن این تراکنشها، طرحهای پیچیدهای طراحی کرده بود.»
بیل اسایلی، دادستان ارشد فدرال لسآنجلس، در این باره گفت: «ما با درخواست صدور حکم زندان متناسب و توقیف داراییهای قمی، از جمله عمارت ۳۵ میلیون دلاریاش در نیوپورت بیچ، او را پاسخگو خواهیم کرد.»
نیویورکپست درباره جزئیات این دستگیری نوشت: «بامداد چهارشنبه، دهها مامور با تجهیزات تاکتیکی و سلاحهای خودکار، در پارکینگی در منطقه اعیانی نیوپورت بیچ، نزدیک خانه کاخمانند قمی، تجمع کردند. ابتدا دو پسر بزرگسال قمی و همسرش از سوی ماموران به بیرون از ساختمان هدایت شدند و بعد، قمی پس از گفتوگو با پلیس از ساختمان بیرون آمد و بازداشت شد.»
علاوه بر ادعای نقض قوانین تحریمی آمریکا، مقامهای فدرال در حال تحقیق درباره قمی به ظن پولشویی، فرار مالیاتی و جرایم دیگر نیز هستند.
او متهم است که از شرکت رایانهای خود سالانه بیش از ۱۰ میلیون دلار فروش داشته، اما تنها حداکثر ۲۰ هزار دلار درآمد را به اداره مالیات آمریکا گزارش میکرده است.
دادستانها میگویند قمی بیش از یک دهه از یک شرکت شبکههای رایانهای مستقر در تهران به نام «فراز پرداز رایانه» که خود بنیانگذاری کرده بود، برای تهیه تجهیزات شبکه آمریکایی برای مشتریانی در ایران استفاده کرده و به این ترتیب تحریمهای آمریکا را نقض کرده است.
بازرسان فدرال میگویند قمی ارسال مخفیانه بیش از ۲۵۰ تن فناوری تحت کنترل آمریکا را سازماندهی کرده و همچنین از حسابهای شخصی خود در ایبی و پیپل برای انجام صدها خرید دیگر تجهیزات شبکههای رایانهای استفاده کرده است؛ تجهیزاتی که بهطور غیرقانونی به ایران ارسال میشدند.
به گفته مقامها، او شخصا درباره خرید این تجهیزات رایانهای بهطور مستقیم با تامینکنندگانی در مینهسوتا و نبراسکا مذاکره میکرد و سختافزارها را از طریق یک شرکت صوری در امارات متحده عربی، و سپس به شرکت خود در ایران، منتقل میکرد.
به گفته دادستانها، او همچنین از شرکتهای حملونقل واسطه و میانجیهایی در دبی استفاده میکرد تا پنهان کند که مقصد واقعی سختافزارهای ارسالشده به خارج، ایران بوده است.
بر اساس اعلام دادستانها، قمی و همدستانش در مکاتبات داخلی خود درباره تهیه این تجهیزات، از ایران با عنوان «سرزمین مادری» یاد میکردند.
به گفته دادستانها، فناوریهایی که او متهم به واردات غیرقانونی آنها است، به صدها شرکت و نهاد دولتی ایرانی رسیده که بسیاری از آنها تحت تحریمهای آمریکا بودند.
دادستانها میگویند بخش نسبتا کوچک، اما مهمی از این تجارت به تشکیلات هستهای و نظامی حکومت ایران اختصاص یافته بود.
کارزار فشار اقتصادی بر وابستگان جمهوری اسلامی در آمریکا و اخراج آنها
در هفتههای گذشته آمریکا سیاستهای سختگیرانهتری برای اعمال فشار بر بازوهای اقتصادی جمهوری اسلامی دنبال میکند.
وزارت خزانهداری آمریکا سهشنبه ۱۲ خرداد اعلام کرد که چهار صرافی ایرانیِ ارزهای دیجیتال از جمله نوبیتکس، و همچنین چهار شهروند ایرانی مرتبط با آنها را تحریم کرد. به نوشته این وزارتخانه، این افراد و شرکتهای تحریمشده با تکیه بر فناوری رمزارز در دور زدن تحریمها به جمهوری اسلامی کمک میکردند.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، هشتم خرداد به توقیف یک میلیارد دلار رمزارز مرتبط با جمهوری اسلامی اشاره کرده و گفته بود که این کشور در حال همکاری با اروپا است تا املاک مقامهای جمهوری اسلامی در این کشورها توقیف شود.
او حدود یک ماه پیش از آن گفته بود که داراییهای سپاه پاسداران در خارج از ایران شناسایی شده و در حال مسدود شدن است.
در یک سال گذشته، بهویژه پس از اعتراضهای ۱۸ و ۱۹ دی و کشتار گسترده مردم ایران، کارزار شناسایی و اخراج وابستگان جمهوری اسلامی در ایالات متحده با جدیت بیشتری از سوی دولت آمریکا دنبال میشود.
دولت ترامپ بارها تاکید کرده است که هرگز اجازه نخواهد داد ایالات متحده به محل اقامت افرادی تبدیل شود که با رژیمهای ضدآمریکایی و حامی تروریسم ارتباط دارند.
وزارت خارجه ایالات متحده ۹ بهمن ۱۴۰۴ در بیانیهای اعلام کرد: «همزمان با مبارزه مردم ایران برای دست یافتن به حقوق اولیه خود، ایالات متحده برای لغو امتیاز حضور مقامهای ارشد جمهوری اسلامی و خانوادههای آنها در خاک آمریکا اقدام کرده است.»
در یکی از رویدادهای مرتبط، وزارت امور خارجه آمریکا، شنبه ۱۵ فروردین با انتشار بیانیهای اعلام کرد که دختر خواهر یا برادر قاسم سلیمانی، فرمانده کشته شده نیروی قدس سپاه، و فرزند او که در آمریکا اقامت داشتند، پس از لغو اقامت دائم، بهدست ماموران فدرال بازداشت شدهاند و همسر او نیز از ورود به ایالات متحده منع شده است.
خانواده سلیمانی در ایران ارتباط با این فرد بازداشتشده را تکذیب کردند.
پس از اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی اقامت فاطمه لاریجانی در آمریکا و اشتغال او در «انستیتو سرطان وینشیپ» وابسته به دانشگاه ایموری در آتلانتا نیز خبرساز شده بود. گروهی از ایرانیان مقیم آتلانتا ۲۹ دی در برابر این موسسه تجمع کردند و خواستار پاسخگویی مسئولان این موسسه درباره استخدام او شدند.
وزارت امور خارجه آمریکا ۱۵ فروردین اعلام کرد که اقامت فاطمه لاریجانی نیز لغو و از آمریکا اخراج شده است.
دفتر سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، ۲۲ فروردین اعلام کرد که گرین کارت عیسی هاشمی، فرزند معصومه ابتکار، و همسر و فرزند او را لغو کرده و این سه تن هم اکنون در بازداشت به سرمیبرند.