• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

ارزیابی هوشنگ حسن‌یاری از مواضع ترامپ در قبال جمهوری اسلامی در آستانه سفر به چین

۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۰:۲۴ (‎+۱ گرینویچ)

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، پیش از سفر رسمی به پکن، با اشاره به نابودی توان نظامی جمهوری اسلامی گفت ایالات متحده برای مهار حکومت ایران نیازی به کمک چین ندارد.

هوشنگ حسن‌یاری، کارشناس خاورمیانه و امور نظامی، در مصاحبه با ایران‌اینترنشنال به ارزیابی آخرین مواضع ترامپ در قبال تهران پرداخت.

پربازدیدترین‌ها

ترامپ وارد پکن شد؛ انتظارهای بزرگ با دستور کار مبهم
۱

ترامپ وارد پکن شد؛ انتظارهای بزرگ با دستور کار مبهم

۲

جوییش کرونیکل از پیشنهاد ۴۰ هزار پوندی برای قتل روزنامه‌نگار ایرانی خبر داد

۳
اختصاصی

انتشارات دانشگاه کمبریج اتهامات جعل علمی یک استاد طرفدار خامنه‌ای را بررسی می‌کند

۴
گزارش ویژه

شب‌هایی که بیمارستان الغدیر صحنه جنایت شد

۵

جمهوری اسلامی احسان افرشته، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی» اعدام کرد

انتخاب سردبیر

  • شب‌هایی که بیمارستان الغدیر صحنه جنایت شد
    گزارش ویژه

    شب‌هایی که بیمارستان الغدیر صحنه جنایت شد

  • ترامپ وارد پکن شد؛ انتظارهای بزرگ با دستور کار مبهم

    ترامپ وارد پکن شد؛ انتظارهای بزرگ با دستور کار مبهم

  • نسخه جمهوری اسلامی برای اقتصاد دیجیتال: اینترنت را ببند، غرفه اجاره بده

    نسخه جمهوری اسلامی برای اقتصاد دیجیتال: اینترنت را ببند، غرفه اجاره بده

  • جمهوری اسلامی احسان افرشته، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی» اعدام کرد

    جمهوری اسلامی احسان افرشته، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی» اعدام کرد

  • آیا ترامپ می‌تواند به یک توافق هسته‌ای جدید با جمهوری اسلامی دست یابد؟
    تحلیل

    آیا ترامپ می‌تواند به یک توافق هسته‌ای جدید با جمهوری اسلامی دست یابد؟

  • ترامپ و سفر چین؛ دیپلماسی در سایه بحران

    ترامپ و سفر چین؛ دیپلماسی در سایه بحران

•
•
•

مطالب بیشتر

آیا ترامپ می‌تواند به یک توافق هسته‌ای جدید با جمهوری اسلامی دست یابد؟

۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۱:۲۰ (‎+۱ گرینویچ)

متیو شارپ و نیت سوانسون، که هر دو سال‌ها در دولت‌های آمریکا بر روی پرونده هسته‌ای ایران کار کرده‌اند، در مقاله‌ای دستیابی به یک توافق هسته‌ای جدید و موثر با تهران را دشوارتر دانسته‌اند زیرا اکنون هم مطالبات واشینگتن افزایش یافته و هم تهران اهرم‌های بیشتری در دست دارد.

متیو شارپ پژوهشگر ارشد در مرکز سیاست امنیت هسته‌ای در موسسه فناوری ماساچوست است. او در دولت‌های اوباما، بایدن و هر دو دولت ترامپ در وزارت امور خارجه و شورای امنیت ملی بر روی مسائل هسته‌ای کار کرده است.

نیت سوانسون، پژوهشگر ارشد مقیم و مدیر پروژه راهبرد ایران در شورای آتلانتیک است. او از سال ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵ به‌عنوان مدیر پرونده ایران در شورای امنیت ملی فعالیت داشت. در بهار و تابستان ۲۰۲۵ نیز عضو تیم مذاکره‌کننده دولت ترامپ با جمهوری اسلامی بود.

این دو در مقاله‌ای که سه‌شنبه ۲۲ اردیبهشت در نشریه فارین‌افرز منتشر شد، نوشته‌اند از زمانی که ایالات متحده، در کنار اسرائیل، در اواخر فوریه وارد جنگ با جمهوری اسلامی شد، دونالد ترامپ در تعریف اهداف این درگیری با دشواری مواجه بوده است. تمرکز او از درخواست تغییر رژیم به تضعیف توان نظامی رژیم و سپس به تامین عبور امن از تنگه هرمز تغییر کرده است.

به‌گفته شارپ و سوانسون، در بیشتر موارد، به نظر می‌رسد ترامپ بر ضرورت عقب راندن برنامه هسته‌ای تهران تاکید می‌کند و هرچند این چارچوب برای جنگی که تقریبا هیچ تاثیری بر توان هسته‌ای ایران نداشته عجیب است، اما برای رهبری که در سال ۲۰۱۸ از توافق هسته‌ای ۲۰۱۵، یعنی برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، خارج شد و سال گذشته مدعی شد برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی را «نابود کرده»، قابل درک است.

ترامپ در اواخر آوریل در شبکه اجتماعی خود، تروث‌سوشیال نوشت: «توافقی که با ایران می‌کنیم بسیار بهتر از برجام خواهد بود.»

  • آیا عملیات ویژه اسرائیل در سوریه می‌تواند الگوی انتقال ذخایر اورانیوم از ایران باشد؟

    آیا عملیات ویژه اسرائیل در سوریه می‌تواند الگوی انتقال ذخایر اورانیوم از ایران باشد؟

اما نویسندگان مقاله تاکید کرده‌اند که دستیابی به چنین توافقی بسیار دشوارتر از آن چیزی است که رییس‌جمهوری ایالات متحده تصور می‌کند؛ عمدتا به این دلیل که توان هسته‌ای ایران از زمان خروج آمریکا از توافق ۲۰۱۵ در دوره اول ریاست‌جمهوری ترامپ پیشرفت کرده است.

گزارش‌های عمومی نشان می‌دهد مذاکرات جاری میان آمریکا و جمهوری اسلامی درباره برنامه هسته‌ای تهران بر دو موضوع متمرکز است: مدت زمان توقف غنی‌سازی اورانیوم و سرنوشت ذخایر اورانیوم با غنای بالا.

به‌نوشته نویسندگان، هر دو مولفه برای هر توافق موفقی در آینده ضروری‌اند، اما کافی نیستند. طی هفت سال گذشته، حکومت ایران توانایی خود در تولید و نصب سانتریفیوژهای پیشرفته‌تر را به‌طور چشمگیری افزایش داده و زمان لازم برای تولید مواد مورد نیاز برای یک سلاح هسته‌ای را کاهش داده است. همچنین شکاف‌های بیشتری در دانش بازرسان بین‌المللی درباره ابعاد این برنامه به وجود آمده است.

به‌گفته شارپ و سوانسون، ترامپ برای آنکه بتواند از نظر تبلیغاتی موفق جلوه کند، فقط به توافقی متفاوت از برجام نیاز ندارد، بلکه به توافقی کاملا متفاوت نیاز دارد. هر توافقی در سال ۲۰۲۶ باید بسیار فراتر از محدود کردن غنی‌سازی و ذخایر اورانیوم برود؛ باید سازوکارهای دقیق و جدیدی ایجاد کند که به بازرسان اجازه دهد توان فعلی ایران را درک کنند و مانع پیشرفت مخفیانه این کشور به سمت سلاح هسته‌ای شوند.

  • گروسی: اورانیوم ۶۰ درصدی ایران احتمالا در سایت اصفهان نگهداری می‌شود

    گروسی: اورانیوم ۶۰ درصدی ایران احتمالا در سایت اصفهان نگهداری می‌شود

نویسندگان تاکید کرده‌اند که بدون پرداختن به این نگرانی‌ها، مهم نیست آمریکا چه میزان ایران را بمباران کند، یا توقف غنی‌سازی چه مدت ادامه داشته باشد، یا چه بر سر ذخایر اورانیوم با غنای بالا بیاید. تهران می‌تواند از این جنگ در حالی خارج شود که نسبت به قبل به سلاح هسته‌ای نزدیک‌تر شده است.

یاد گرفتن دویدن

در ژوئن گذشته و در جریان جنگ ۱۲ روزه، برنامه غنی‌سازی جمهوری اسلامی به‌شدت تضعیف شد. دانشمندان هسته‌ای کشته شدند و ظرفیت غنی‌سازی در تاسیسات زیرزمینی فردو و نطنز به‌شدت آسیب دید یا نابود شد. با این حال، برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی اکنون نسبت به سال ۲۰۱۵، زمانی که آخرین توافق هسته‌ای نهایی شد، چالش بزرگ‌تری محسوب می‌شود. آن توافق نه‌تنها تعداد سانتریفیوژهایی را که حکومت ایران می‌توانست به کار گیرد محدود می‌کرد، بلکه مهم‌تر از آن، نوع سانتریفیوژهایی را که می‌توانست استفاده یا تولید کند نیز محدود می‌ساخت. برجام همچنین تهران را از انجام برخی تحقیقات که می‌توانست برنامه سانتریفیوژهایش را پیشرفته‌تر کند، بازمی‌داشت. پس از خروج آمریکا از توافق، این محدودیت‌ها دیگر اجرا نشد.

  • گزارش یک اندیشکده از تحرکات مشکوک در تاسیسات زیرزمینی کلنگ گزلا در نزدیکی نطنز

    گزارش یک اندیشکده از تحرکات مشکوک در تاسیسات زیرزمینی کلنگ گزلا در نزدیکی نطنز

در سال‌های بعد، جمهوری اسلامی دانشی فنی‌ در زمینه تولید و بهره‌برداری از سانتریفیوژها به دست آورد که با بمباران از بین نمی‌رود. تا ژوئن ۲۰۲۵، پیشرفته‌ترین سانتریفیوژهای ایران حدود شش برابر کارآمدتر از نمونه‌های سال ۲۰۱۵ شده بودند. ایران همچنین سرعت نصب آنها را افزایش داد: سرعتی که یک کشور می‌تواند مواد لازم برای سلاح هسته‌ای تولید کند، نه‌تنها به تعداد و نوع سانتریفیوژها، بلکه به سرعت نصب آنها در «آبشارها» یا شبکه‌های به‌هم‌پیوسته‌ای که فرایند غنی‌سازی را تسریع می‌کنند بستگی دارد.

در سال ۲۰۱۵، حکومت ایران می‌توانست حدود دو آبشار در ماه نصب کند که هر کدام شامل حدود ۱۷۰ سانتریفیوژ متصل به هم بودند. در سال ۲۰۲۵، این کشور توانست این روند را تقریبا سه برابر سریع‌تر انجام دهد.

به‌گفته نویسندگان مقاله، این پیشرفت‌های فناورانه در مجموع زمان لازم برای تولید مواد لازم برای یک سلاح هسته‌ای را به‌شدت کاهش داده است، حتی اگر تهران مجبور شود زیرساخت هسته‌ای خود را از ابتدا بازسازی کند.

نویسندگان توضیح داده‌اند: «اگر توانایی تولید مواد هسته‌ای را مانند یک مسابقه در نظر بگیریم، جایی که سرعت به توان فناوری و نقطه شروع به میزان محدودیت‌ها بستگی دارد، جمهوری اسلامی در سال ۲۰۱۵ می‌توانست این مسیر را در حدود یک سال و با سرعتی متوسط طی کند. حامیان توافق استدلال می‌کردند این فاصله زمانی فرصت کافی برای شناسایی و واکنش فراهم می‌کند. اما بین سال‌های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۵، تهران یاد گرفت بدود. در نتیجه، حتی اگر جمهوری اسلامی با خواسته‌های ترامپ برای توقف کامل غنی‌سازی و واگذاری ذخایر اورانیوم با غنای بالا موافقت کند، باز هم ممکن است بتواند سریع‌تر از گذشته به هدف برسد.»

  • شورای سردبیری نیویورک‌پست: تنگه هرمز را باز کنید و به بازیِ وقت‌کشی تهران پایان دهید

    شورای سردبیری نیویورک‌پست: تنگه هرمز را باز کنید و به بازیِ وقت‌کشی تهران پایان دهید

متیو شارپ و نیت سوانسون افزوده‌اند: «در واقع، حتی اگر حکومت ایران همه این امتیازات را بدهد و جنگ ۱۲ روزه سال گذشته تمام سانتریفیوژهای نطنز و فردو را نابود کرده باشد، برآورد ما این است که تهران می‌تواند در حدود شش ماه، نه یک سال، سانتریفیوژهای جدید نصب و مواد لازم برای یک سلاح را تولید کند. اگر تهران بخشی از ذخایر اورانیوم با غنای پایین خود را حفظ کند، این زمان حتی کوتاه‌تر خواهد شد.»

شکاف‌های دانشی

به‌نوشته این دو، اگرچه بسیاری از سایت‌های هسته‌ای شناخته‌شده ایران زیر آوار رفته‌اند، اما همچنان عدم قطعیت زیادی درباره وجود تاسیسات دیگر وجود دارد. جمهوری اسلامی سابقه‌ای طولانی در فعالیت‌های مخفیانه دارد؛ تاسیسات نطنز و فردو نیز در ابتدا به‌صورت مخفی ساخته شده بودند و این اقدام نقض تعهد ایران برای اطلاع‌رسانی به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بود. در اوایل ۲۰۲۵، تهران اعلام کرد قصد ساخت تاسیسات زیرزمینی سوم در اصفهان را دارد و تصاویر ماهواره‌ای نیز نگرانی‌ها درباره سایت احتمالی دیگری را افزایش داد. از آنجا که آژانس از این سایت‌ها بازدید نکرده، وضعیت آنها نامشخص است.

در ادامه مقاله گفته شده است که در جریان اقدامات دیپلماتیک، تلاش‌هایی برای مقابله با احتمال پنهان‌کاری‌های جمهوری اسلامی انجام شده است. در سال ۲۰۰۳، تهران به‌طور موقت اجرای پروتکل الحاقی را پذیرفت. توافق ۲۰۱۵ نیز اجرای این پروتکل و نظارت گسترده‌تر را الزامی کرد. اما این نظارت در سال ۲۰۲۱ متوقف شد. از آن زمان، جمهوری اسلامی ده‌ها هزار سانتریفیوژ تولید کرده است. اگر حتی تعداد کمی از آنها به سایت‌های مخفی منتقل شده باشند، می‌توانند به‌سرعت برای تولید مواد تسلیحاتی مورد استفاده قرار گیرند.

  • ترامپ: برای پایان جنگ ایران به کمک چین نیاز ندارم

    ترامپ: برای پایان جنگ ایران به کمک چین نیاز ندارم

توافق خوب، ضروری اما ناکافی

متیو شارپ و نیت سوانسون در عین حال تاکید کرده‌اند که با وجود این چالش‌ها، رسیدن به یک راه‌حل دیپلماتیک همچنان در راستای منافع آمریکا است. اما توافقی که فقط به غنی‌سازی و ذخایر بپردازد دیگر کافی نیست.

به‌گفته آنها یک توافق جدید باید به فناوری پیشرفته ایران، احتمال فعالیت‌های مخفی و توانایی تبدیل مواد به سلاح نیز بپردازد و برای این منظور، تهران باید اجرای پروتکل الحاقی را از سر بگیرد و امکان بازرسی گسترده فراهم شود. حکومت ایران همچنین باید اطلاعاتی قابل راستی‌آزمایی درباره فعالیت‌های نظامی مرتبط ارائه دهد. بدون این اقدامات، هر توافقی ناقص خواهد بود.

نویسندگان در پایان مقاله خود نوشته‌اند: «جنگ اخیر نشان داد حتی یک توافق کامل نیز تمام تهدیدهای جمهوری اسلامی را برطرف نمی‌کند. تهدیدهای فوری‌تر شامل کنترل تنگه هرمز و برنامه موشکی تهران است. اما جمهوری اسلامی مجهز به سلاح هسته‌ای این تهدیدها را بسیار خطرناک‌تر خواهد کرد. در نهایت، یک توافق هسته‌ای ضروری است، اما کافی نیست. توافقی که فقط به سایت‌های شناخته‌شده بپردازد، برنامه تهران را متوقف نخواهد کرد، بلکه آن را پنهان‌تر خواهد ساخت.»

ترامپ و سفر چین؛ دیپلماسی در سایه بحران

۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۵:۴۹ (‎+۱ گرینویچ)

قرار است دونالد ترامپ در نخستین سفر یک رییس‌جمهوری آمریکا به چین در نزدیک به یک دهه گذشته، چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت وارد پکن شود. شی جین‌پینگ، رییس‌جمهوری چین، میزبان ترامپ خواهد بود. این سفر در سایه «جنگ ایران» و بحران تنگه هرمز، جنگ تعرفه‌‌ها و تنش بر سر تایوان، انجام می‌شود.

ترامپ سال‌هاست تمرکز ویژه‌ای بر چین دارد. او که دست‌کم از اوایل دهه ۲۰۱۰ استدلال می‌کرد پکن از طریق تجارت «در حال سوءاستفاده» از ایالات متحده است، در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود جنگ تجاری گسترده‌ای را آغاز کرد، بر صدها میلیارد دلار از واردات چین تعرفه وضع کرد و نهادهای دولتی آمریکا را به سمت برخورد با پکن به‌عنوان یک «رقیب راهبردی» سوق داد.

این دوره با تشدید مکرر تعرفه‌ها و شکل‌گیری چارچوبی وسیع‌تر از «رقابت» در حوزه‌های نظامی، فناوری و اقتصادی همراه بود.

در دوره دوم ریاست‌جمهوری او، روابط دو کشور میان تقابل و همکاری تاکتیکی در نوسان بوده است. ترامپ دوباره فشار تعرفه‌ای را آغاز کرد و در مقطعی برخی تعرفه‌ها را تا ۱۴۰ درصد افزایش داد. اقدامی که با واکنش تلافی‌جویانه چین روبه‌رو شد.

هنگامی که این سیاست نتوانست امتیازهای عمده‌ای از پکن بگیرد، ترامپ لحن خود را تغییر داد و بر شراکت «جی۲» (Group of Two) تاکید کرد، شخصا به تمجید از شی پرداخت و در نشست اکتبر ۲۰۲۵ در بوسان با یک آتش‌بس یک‌ساله در جنگ تجاری موافقت کرد.

در این مرحله، او نگرانی‌های مربوط به حقوق بشر در سین‌کیانگ، هنگ‌کنگ و تبت را کم‌اهمیت جلوه داد و در عین حال، با وجود تایید فروش تسلیحات به تایوان، لحن خود را درباره این جزیره نیز تعدیل کرد تا از تحریک بیش از حد پکن جلوگیری کند.

متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید

سمافور: جنگ ایران، نقش چین در خلیج فارس را پررنگ‌تر می‌کند

۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۱:۵۱ (‎+۱ گرینویچ)

نشریه آمریکایی سمافور در گزارشی تحلیلی، به جایگاه چین در منطقه خلیج فارس پس از جنگ ایران پرداخته و نوشته اگر چه آمریکا همچنین متحد ترجیحی کشور های عربی در این منطقه است اما چین به‌تدریج و به‌شکلی موثرتر نفوذ خود در خلیج فارس را گسترش می‌دهد.

به‌نوشته سمافور، مقام‌های خلیج فارس تلاش زیادی کرده‌اند تاکید کنند که جنگ ایران باعث فاصله گرفتن منطقه از آمریکا، مهم‌ترین شریک اقتصادی و امنیتی آن، نخواهد شد. اما واقعیت پیچیده‌تر است: واشینگتن همچنان بازیگر مسلط در خلیج فارس است، با این حال این درگیری فرصتی برای گسترش نفوذ چین فراهم کرده است.

آمریکا، به‌عنوان بخشی از تلاش برای مهار قدرت‌گیری پکن و حفظ جایگاه خود در منطقه، متحدانش در خلیج فارس را تحت فشار گذاشته تا استفاده از شرکت‌های چینی در حوزه فناوری و دفاعی را محدود کنند.

اما چین، به‌عنوان بزرگ‌ترین شریک تجاری کشورهای خلیج فارس و ایران، در حال گسترش نقش خود به‌عنوان منبع سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، تامین مالی زیرساخت‌ها و مشارکت‌های صنعتی است.

همچنین پکن، به‌عنوان یکی از متحدان اصلی جمهوری اسلامی، مهم‌ترین رقیب راهبردی کشورهای خلیج فارس، در نگاه بسیاری از دولت‌های منطقه دارای اهرم نفوذ تلقی می‌شود.

متن کامل را اینجا بخوانید.

شورای سردبیری نیویورک‌پست: تنگه هرمز را باز کنید و به بازیِ وقت‌کشی تهران پایان دهید

۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۱:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)

شورای سردبیری نیویورک‌پست دوشنبه ۲۱ اردیبهشت با اشاره به اظهارات دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا نوشت در حالی که آتش‌بس با ایران زیر «دستگاه تنفس مصنوعی» قرار دارد، وقت آن رسیده که ترامپ «پروژه آزادی» را از سر بگیرد و تنگه هرمز را به روی رفت‌وآمد عادی کشتی‌های تجاری باز کند.

این روزنامه بلافاصله تاکید کرده است که محاصره دریایی جمهوری اسلامی باید ادامه یابد، تهران از اورانیوم غنی‌شده خود دست بکشد و به‌صورتی قابل راستی‌آزمایی به برنامه هسته‌ایش پایان دهد.

شورای سردبیری نیویورک‌پست افزوده رییس‌جمهوری کاملا درست می‌گوید که جمهوری اسلامی «ما را سر کار گذاشته‌ و معطل نگه داشته‌ است»، پیشنهادهای متقابل «کاملا غیرقابل قبول» داده‌ و به‌طور کلی «در حال بازی کردن» است.

ترامپ از ابتدا گفته بود آتش‌بس مشروط به «بازگشایی کامل، فوری و امن» تنگه هرمز از سوی جمهوری اسلامی است، اما تهران نه‌تنها چنین کاری نکرده، بلکه کوشیده بازگشایی تنگه هرمز را تنها امتیازی قرار دهد که ارائه می‌کند؛ آن هم در ازای فهرستی بی‌پایان از امتیازهایی که آمریکا باید بدهد، از جمله پایان محاصره، پرداخت غرامت جنگی و به‌رسمیت شناختن حاکمیت ایران بر تنگه هرمز.

شورای سردبیری نیویورک‌پست نوشته است: «اینها توهین هستند، نه مذاکره‌ای صادقانه؛ آنها فکر می‌کنند این رییس‌جمهوری هم به همان اندازه باراک اوباما ساده‌لوح است.»

  • ترامپ پاسخ تهران به طرح آمریکا را «آشغال» و آتش‌بس را بسیار شکننده توصیف کرد

    ترامپ پاسخ تهران به طرح آمریکا را «آشغال» و آتش‌بس را بسیار شکننده توصیف کرد

در این یادداشت گفته شده ترامپ همچنین درست می‌گوید که حکومت ایران دهه‌هاست غرب را به همین شیوه معطل کرده است: ابتدا مطالبه امتیاز برای صرف آغاز گفت‌وگو، سپس تقسیم مذاکرات به بخش‌های کوچک، و بعد کش دادن بی‌پایان هر بخش؛ آن‌هم در حالی که حتی توافق‌های «موقت» هم در میانه راه از بین می‌روند.

این روزنامه تاکید کرده است: «دیگر کافی است: متحدان ما در خلیج فارس اکنون از پروژه آزادی حمایت می‌کنند و باید در اجرای آن نیز مشارکت داشته باشند. دیگر متحدانی که خواهان ازسرگیری جریان نفت و تجارت هستند نیز باید کمک کنند: بریتانیا که دست‌کم یک کشتی به خلیج فارس فرستاده؛ آیا می‌تواند کاری فراتر از «زیر نظر گرفتن اوضاع» انجام دهد؟»

به‌نوشته شورای سردبیری نیویورک‌پست، آنچه نیاز است، صرفا اسکورت کشتی‌ها از سوی نیروی دریایی آمریکا نیست، بلکه اقدام قاطع آمریکا علیه هرگونه تلاش جمهوری اسلامی برای متوقف کردن کشتی‌رانی است: هر قایقی که اقدامی انجام می‌دهد باید غرق شود؛ هر سایتی که از آن موشک یا پهپاد شلیک می‌شود باید نابود شود.

این روزنامه خطاب به دولت آمریکا نوشته است: «هدف قرار دادن کامل زیرساخت‌های فرماندهی و کنترل نظامی را از سر بگیرید؛ دوباره به حذف هر افسر سپاه پاسداران که ما یا اسرائیلی‌ها بتوانیم پیدا کنیم بازگردید.»

  • خواسته‌های جمهوری اسلامی در مذاکرات با آمریکا خشم کاخ سفید را برانگیخته است

    خواسته‌های جمهوری اسلامی در مذاکرات با آمریکا خشم کاخ سفید را برانگیخته است

شورای سردبیری نیویورک‌پست افزوده است: «تا آنجا که ما می‌توانیم تشخیص دهیم، تنها دلیل ادامه دادن به «حفظ مصنوعی» آتش‌بس این است که مذاکرات رییس‌جمهوری در چین در اواخر این هفته پیچیده‌تر نشود. اما پس از آن، او می‌تواند به این آتش‌بس پایان دهد و بدون گرفتار شدن دوباره در چرخه «حرف، حرف، حرف» خواسته‌های واشینگتن را تحمیل کند.»

این روزنامه نوشته است: «رهبران حکومت ایران فکر می‌کنند می‌توانند ما را فرسوده و منتظر نگه دارند، اما ما هیچ دلیلی برای منتظر ماندن نداریم. آنها نمی‌توانند مانع بازگشایی تنگه یا ادامه محاصره شوند؛ ترامپ می‌تواند این روند را ادامه دهد تا یا تهران شروط او را بپذیرد، یا رهبران جدیدی در این کشور روی کار بیایند که حاضر به پذیرش آنها باشند.»

سمافور: جنگ ایران، نقش چین در خلیج فارس را پررنگ‌تر می‌کند

۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۰:۵۳ (‎+۱ گرینویچ)

نشریه آمریکایی سمافور در گزارشی تحلیلی، به جایگاه چین در منطقه خلیج فارس پس از جنگ ایران پرداخته و نوشته اگر چه آمریکا همچنین متحد ترجیحی کشور های عربی در این منطقه است اما چین به‌تدریج و به‌شکلی موثرتر نفوذ خود در خلیج فارس را گسترش می‌دهد.

به‌نوشته سمافور، مقام‌های خلیج فارس تلاش زیادی کرده‌اند تاکید کنند که جنگ ایران باعث فاصله گرفتن منطقه از آمریکا، مهم‌ترین شریک اقتصادی و امنیتی آن، نخواهد شد. اما واقعیت پیچیده‌تر است: واشینگتن همچنان بازیگر مسلط در خلیج فارس است، با این حال این درگیری فرصتی برای گسترش نفوذ چین فراهم کرده است.

آمریکا، به‌عنوان بخشی از تلاش برای مهار قدرت‌گیری پکن و حفظ جایگاه خود در منطقه، متحدانش در خلیج فارس را تحت فشار گذاشته تا استفاده از شرکت‌های چینی در حوزه فناوری و دفاعی را محدود کنند.

اما چین، به‌عنوان بزرگ‌ترین شریک تجاری کشورهای خلیج فارس و ایران، در حال گسترش نقش خود به‌عنوان منبع سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، تامین مالی زیرساخت‌ها و مشارکت‌های صنعتی است.

همچنین پکن، به‌عنوان یکی از متحدان اصلی جمهوری اسلامی، مهم‌ترین رقیب راهبردی کشورهای خلیج فارس، در نگاه بسیاری از دولت‌های منطقه دارای اهرم نفوذ تلقی می‌شود.

  • اختلاف بیشتر میان واشینگتن و متحدان کلیدی، میراث ماندگار جنگ ایران؟

    اختلاف بیشتر میان واشینگتن و متحدان کلیدی، میراث ماندگار جنگ ایران؟

به‌نوشته سمافور در نهایت، این چین بود که بنا بر گزارش‌ها تهران را برای پذیرش آتش‌بس با آمریکا تحت فشار قرار داد زیرا اگر درگیری ادامه پیدا کند، از نظر اقتصادی بیش از آمریکا ضرر خواهد کرد.

نویسنده این مقاله که مسئول دفتر سمافور در عربستان سعودی است، می‌گوید مقام‌های کشورهای حاشیه خلیج فارس، به‌ویژه در عربستان سعودی، اغلب می‌گویند آمریکا شریک ترجیحی آنهاست. اما این رابطه پیچیده است و بسته به دولت‌های آمریکا، سیاست داخلی این کشور و شخصیت‌ها تغییر می‌کند.

او افزوده جو بایدن، رییس‌جمهوری پیشین آمریکا، زمانی وعده داده بود عربستان سعودی را به یک «منفور جهانی» تبدیل کند، اما بعدا موضعش را تغییر داد و برای دیدار و دست‌دادن با محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، به عربستان رفت.

  • در آستانه سفر ترامپ به چین، پکن تحریم شرکت‌های مرتبط با تهران را رد کرد

    در آستانه سفر ترامپ به چین، پکن تحریم شرکت‌های مرتبط با تهران را رد کرد

دونالد ترامپ نیز اخیرا در یک سخنرانی برای نخبگان اقتصادی سعودی در میامی گفت ولیعهد سعودی «فکر نمی‌کرد مجبور شود این‌طور به من التماس کند»؛ اظهارنظری که فراتر از حدود نزاکتی بود که پادشاهی سعودی از یک متحد نزدیک انتظار دارد.

به‌نوشته سمافور در رابطه با چین، چنین نوساناتی وجود ندارد و روابط بسیار قابل پیش‌بینی‌تر است.

این البته به معنای آن نیست که پکن می‌تواند جای واشینگتن را بگیرد.

جنگ اخیر بسیاری از ضعف‌های آمریکا را آشکار کرده، اما توان نظامی و فناوری پدافند هوایی آمریکا منطقه را از ویرانی بسیار گسترده‌تر حفظ کرده است.

برتری آمریکا در حوزه هوش مصنوعی و تمایل کشورهای خلیج فارس برای تبدیل منابع انرژی خود به دارایی‌های دیجیتال نیز همچنان منطقه را به واشینگتن نزدیک نگه می‌دارد.

چین می‌داند که بعید است کشورهای خلیج فارس در این حوزه‌های حیاتی بیش از حد از آمریکا فاصله بگیرند.

  • جنگ ایران فرصتی بی‌نظیر برای ارزیابی توان رزمی آمریکا در اختیار رقبا گذاشته است

    جنگ ایران فرصتی بی‌نظیر برای ارزیابی توان رزمی آمریکا در اختیار رقبا گذاشته است

اما همچنان فضایی برای گسترش نفوذ پکن وجود دارد؛ از طریق کمک به توسعه صنایع خودروسازی، تولید و انرژی‌های تجدیدپذیر در منطقه، و بهره‌برداری از بازاری بزرگ که تحت تاثیر تعرفه‌های متغیر و تغییرات سیاسی مداوم قرار ندارد.

زمانی که ترامپ سال گذشته به خلیج فارس سفر کرد، با وعده‌هایی به ارزش تریلیون‌ها دلار سرمایه‌گذاری منطقه را ترک کرد. او در سفر این هفته خود به پکن نیز به دنبال توافق‌های اقتصادی خواهد بود.

چین اما نفوذ خود را در خلیج فارس، و جهان، آرام‌تر گسترش می‌دهد و در رقابت برای افزایش سهم نفوذ در منطقه، شاید حتی موثرتر عمل کند.

بر اساس گزارشی از اندیشکده خانه آسیا (Asia House)، تجارت دوجانبه میان کشورهای خلیج فارس و چین در سال ۲۰۲۴ برای نخستین بار از تجارت خلیج فارس با غرب پیشی گرفت و از سال ۲۰۱۰ تاکنون بیش از ۲۵۰ درصد رشد کرده است.

سرمایه‌گذاری مستقیم چین در عربستان سعودی نیز جهش چشمگیری داشته و این کشور را پس از آمریکا به یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران در عربستان تبدیل کرده است.

حتی امارات متحده عربی، که بیش از دیگران بر تقویت روابط خود با آمریکا تاکید کرده، علنا نشان داده که خواهان نزدیکی بیشتر به چین نیز هست.

اگرچه آمریکا همچنان مهم‌ترین مقصد سرمایه‌گذاری صندوق‌های ثروت ملی خلیج فارس است، اما نشانه‌های متعددی وجود دارد که جریان سرمایه به سمت چین در آینده افزایش خواهد یافت.

  • رویترز: چین برای موازنه میان تهران و واشینگتن، دیپلماسی درباره ایران را تشدید کرد

    رویترز: چین برای موازنه میان تهران و واشینگتن، دیپلماسی درباره ایران را تشدید کرد

شیخ خالد بن محمد، ولیعهد ابوظبی، در ماه آوریل به چین سفر کرد و ابوظبی در حال بررسی طرح‌هایی برای تجمیع برخی دارایی‌های چینی در یک ساختار سرمایه‌گذاری جدید است تا حضور خود در این کشور را گسترش دهد.

رسانه‌های چینی این سفر را نشانه‌ای از تلاش امارات برای یافتن «شرکای قابل اعتمادتر» توصیف کردند.

شی جین‌پینگ، رهبر چین، در سال ۲۰۲۲ به ریاض سفر کرد و بعدتر به میانجی‌گری برای آشتی عربستان و جمهوری اسلامی کمک کرد.

اگرچه آن توافق اکنون عملا از هم پاشیده به نظر می‌رسد، اما نشانه اندکی وجود دارد که عربستان بخواهد روابط خود با چین را بازنگری کند.

در واقع، صندوق سرمایه‌گذاری عمومی عربستان دفتر دوم خود در سرزمین اصلی چین را افتتاح کرده تا جذب سرمایه‌گذاری در دومین اقتصاد بزرگ جهان و همچنین ورود سرمایه چینی به عربستان را تسهیل کند.

به‌نوشته سمافور در شرایطی که کشورهای خلیج فارس به دنبال راه‌هایی برای بازیابی پس از جنگ و بسته شدن تنگه هرمز هستند، احتمالا چین نقشی در بازسازی زیرساخت‌ها، سرمایه‌گذاری در مسیرهای تجاری جدید و استفاده از جاه‌طلبی‌های منطقه در حوزه تولید و مواد معدنی حیاتی برای پیشبرد اهداف جهانی خود ایفا خواهد کرد.