به گزارش رویترز، دیدار برنامهریزیشده شی جینپینگ با ترامپ در اواسط ماه مه، بهطور مستقیم بر نحوه مواجهه چین با بحران ایران تاثیر گذاشته است. چین که بزرگترین واردکننده نفت خام جهان است و حدود نیمی از انرژی خود را از خاورمیانه تامین میکند، در تلاش است همزمان امنیت انرژی خود را حفظ کند.
در همین چارچوب، چین رویکردی محتاطانه در قبال جنگ اتخاذ کرده و از انتقاد صریح از اقدامات آمریکا خودداری کرده است. این سیاست به پکن امکان داده نفوذ پشتپرده خود را حفظ کند؛ تا جایی که ترامپ نیز نقش چین را در ترغیب [حکومت] ایران برای حضور در مذاکرات اخیر در پاکستان تایید کرده است.
در روزهای اخیر، چین موجی از تحرکات دیپلماتیک را آغاز کرده است. وانگ یی، وزیر خارجه این کشور، نزدیک به ۳۰ تماس و دیدار با همتایان خود برای پیشبرد آتشبس انجام داده و ژای جون، فرستاده ویژه چین، نیز به چندین کشور عربی و حوزه خلیج فارس سفر کرده است.
همزمان، شی جینپینگ برای نخستینبار درباره این بحران موضعگیری کرده و طرحی چهارمادهای برای صلح ارائه داده که بر اصولی چون حاکمیت ملی، همزیستی مسالمتآمیز، رعایت حقوق بینالملل و ایجاد توازن میان توسعه و امنیت تاکید دارد.
با این حال، پکن در قبال تهدیدهای شدید آمریکا علیه ایران، از جمله هشدار ترامپ مبنی بر امکان نابودی کامل این کشور، موضعی محتاطانه اتخاذ کرده و صرفاً خواستار کاهش تنش شده است.
به گفته تحلیلگران، این احتیاط تا حد زیادی به دلیل اهمیت نشست پیشرو با ترامپ است؛ نشستی که چین قصد دارد از آن برای پیشبرد اهداف اقتصادی و راهبردی خود، از جمله مسائل تجاری و پرونده تایوان، استفاده کند. منابع آگاه به رویترز گفتهاند که رویکرد غالب در پکن، تلاش برای جلب نظر ترامپ و حفظ «ثبات راهبردی» در روابط دوجانبه است.
در عین حال، چین تلاش میکند روابط خود با [حکومت] ایران را نیز حفظ کند. به گفته کارشناسان، پکن ترجیح میدهد روابطی بدون قید و شرط با کشورهای ضدغربی مانند ایران داشته باشد، در حالی که همزمان بهدنبال نوعی همزیستی با آمریکا است.
با وجود نقش چین در تسهیل گفتوگوها، تحلیلگران تاکید میکنند که توان پکن برای تاثیرگذاری مستقیم بر تصمیمات تهران محدود است، چرا که این کشور فاقد حضور نظامی موثر در خاورمیانه است.
برخی ناظران حتی معتقدند تحرکات دیپلماتیک چین در منطقه بیشتر جنبه نمایشی دارد و پکن تمایلی به ایفای نقش مستقیم، مانند تضمین یک توافق آتشبس، نشان نداده است.
در همین حال، محاصره دریایی آمریکا علیه حکومت ایران بهعنوان یک عامل تعیینکننده در محاسبات چین مطرح است. این اقدام، در کنار محدودیتهای اعمالشده بر تردد در تنگه هرمز، تهدیدی جدی برای جریان انرژی جهانی و منافع اقتصادی چین محسوب میشود.
به گفته کارشناسان، در حالی که حکومت ایران برای دور زدن فشارهای غرب به چین نیاز دارد، پکن نیز از این موقعیت برای پیشبرد اهداف خود استفاده میکند؛ اما همچنان تلاش دارد از درگیری مستقیم در بحران اجتناب کند.
در خصوص نشست پیشرو، گزارشها حاکی از آن است که تمرکز گفتوگوها احتمالاً محدود خواهد بود و موضوعاتی مانند خرید هواپیماهای بوئینگ و افزایش واردات محصولات کشاورزی در دستور کار قرار میگیرد، در حالی که مسائل پیچیدهتری مانند حکمرانی فناوری یا دسترسی به بازار احتمالاً به حاشیه رانده میشود.
گزارش رویترز نشان میدهد که چین در بحران ایران نقش یک بازیگر فعال اما محتاط را ایفا میکند؛ کشوری که در عین تلاش برای میانجیگری، از پذیرش مسئولیتهای پرهزینه خودداری کرده و همزمان بهدنبال مدیریت روابط راهبردی با ایالات متحده است.