• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

قلی‌زاده: اگر محاصره دریایی آمریکا ادامه یابد، قیمت دلار با جهشی شدید روبه‌رو خواهد شد

۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۱:۲۳ (‎+۱ گرینویچ)

مهتاب قلی‌زاده، روزنامه‌نگار اقتصادی، گفت در شرایط کنونی اداره اقتصاد برای جمهوری اسلامی بسیار دشوار شده است.

او افزود: «اگر محاصره دریایی آمریکا ادامه یابد، قیمت دلار با جهشی شدید روبه‌رو خواهد شد و دولت پزشکیان نیز منابع کافی برای مهار نرخ ارز در اختیار نخواهد داشت.»


پربازدیدترین‌ها

وال‌استریت ژورنال: تهران شرایط خود را برای ازسرگیری مذاکرات با آمریکا تعدیل کرد
۱

وال‌استریت ژورنال: تهران شرایط خود را برای ازسرگیری مذاکرات با آمریکا تعدیل کرد

۲

لوموند: کشورهای خلیج فارس به‌شدت بر سر ادامه جنگ ایران دچار اختلاف‌ شده‌اند

۳
تحلیل

معنا و پیامد شکاف‌ها در قدرت؛ چه کسی در جمهوری اسلامی تصمیم می‌گیرد؟

۴
تحلیل

چرا ترامپ ممکن است بمباران ایران را از سر بگیرد؟

۵

وال‌استریت ژورنال از درماندگی جمهوری اسلامی در برابر محاصره دریایی آمریکا خبر داد

انتخاب سردبیر

  • چرا ترامپ ممکن است بمباران ایران را از سر بگیرد؟
    تحلیل

    چرا ترامپ ممکن است بمباران ایران را از سر بگیرد؟

  • سقوط قدرت خرید کارگر ایرانی از ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۵
    تحلیل

    سقوط قدرت خرید کارگر ایرانی از ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۵

  • نظام آموزشی جمهوری اسلامی، میدان بحران، سرکوب و نابرابری
    تحلیل

    نظام آموزشی جمهوری اسلامی، میدان بحران، سرکوب و نابرابری

  • تهدید خاموش جمهوری اسلامی در حوزه تسلیحات شیمیایی و بیولوژیک

    تهدید خاموش جمهوری اسلامی در حوزه تسلیحات شیمیایی و بیولوژیک

  • صندوق سرمایه‌گذاری الیوت «جنگ ایران» را با نبرد علیه نازی‌ها مقایسه کرد

    صندوق سرمایه‌گذاری الیوت «جنگ ایران» را با نبرد علیه نازی‌ها مقایسه کرد

  • بلومبرگ: سنتکام در پی استقرار موشک هایپرسونیک برای افزایش عمق نفوذ به خاک ایران است

    بلومبرگ: سنتکام در پی استقرار موشک هایپرسونیک برای افزایش عمق نفوذ به خاک ایران است

•
•
•

مطالب بیشتر

چرا ترامپ ممکن است بمباران ایران را از سر بگیرد؟

۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۷:۲۱ (‎+۱ گرینویچ)

وب‌سایت اسپکتیتور گزارش داد با وجود توقف موقت حملات، رویارویی میان آمریکا و حکومت ایران همچنان ادامه دارد و بن‌بست در مذاکرات می‌تواند دولت دونالد ترامپ را به ازسرگیری عملیات نظامی سوق دهد.

در این گزارش که نوشته چارلز لیپسون، استاد بازنشسته علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو، است، آمده که تنگه هرمز همچنان بسته مانده، تحریم‌های آمریکا برقرارند و اختلافات بنیادی میان دو طرف حل نشده باقی مانده است. مذاکرات دوجانبه نیز به نتیجه‌ای نرسیده و فاصله میان طرفین همچنان زیاد است.

  • ترامپ با رد پیشنهاد جدید تهران: مطمئن نیستم به توافق برسیم

    ترامپ با رد پیشنهاد جدید تهران: مطمئن نیستم به توافق برسیم

این بن‌بست برای ناظران سوال‌برانگیز شده است؛ چرا که چارچوب یک توافق، قابل تصور بود: برای ایران، حداقل هدف، بقای نظام است؛ برای آمریکا، پایان برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی که تهدیدی برای متحدان منطقه‌ای و در نهایت اروپا و جنوب آسیا محسوب می‌شود.

در صورت تحقق توافق، تنگه هرمز نیز بازگشایی می‌شود.

  • وال‌استریت ژورنال: تهران شرایط خود را برای ازسرگیری مذاکرات با آمریکا تعدیل کرد

    وال‌استریت ژورنال: تهران شرایط خود را برای ازسرگیری مذاکرات با آمریکا تعدیل کرد

اما اگر چنین توافقی در تئوری ممکن باشد، چرا در عمل هنوز شکل نگرفته است؟

پاسخ کوتاه، به نوشته لیپسون، این است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که کنترل کشور را در دست داشت، حاضر نیست از اهداف گسترده‌تر خود دست بکشد.

  • پنتاگون: محاصره دریایی آمریکا ۴.۸ میلیارد دلار به درآمد نفتی ایران ضربه زده است

    پنتاگون: محاصره دریایی آمریکا ۴.۸ میلیارد دلار به درآمد نفتی ایران ضربه زده است

اهدافی فراتر از بقا

اهداف تعریف شده برای سپاه پاسداران، شامل دستیابی به سلاح هسته‌ای، توسعه موشک‌های حامل آن و حمایت از نیروهای نیابتی در منطقه است.

از آنجا که این اهداف برای دولت ترامپ غیرقابل پذیرش است، تا زمانی که تهران از آن‌ها عقب‌نشینی نکند، مذاکرات به نتیجه نمی‌رسد.

  • وال‌استریت ژورنال: تهران شرایط خود را برای ازسرگیری مذاکرات با آمریکا تعدیل کرد

    وال‌استریت ژورنال: تهران شرایط خود را برای ازسرگیری مذاکرات با آمریکا تعدیل کرد

متحدان منطقه‌ای آمریکا نیز با این موضع همسو هستند. اسرائیل و امارات متحده عربی حتی فراتر رفته‌اند و ادامه حیات جمهوری اسلامی را غیرقابل تحمل دانسته‌اند.

به باور آن‌ها، مشکل صرفا یک موضوع برای مذاکره نبوده و مساله، «ماهیت کلی نظام» است.

اسرائیل از مدت‌ها پیش به این نتیجه رسیده است، اما آنچه جدید است تغییر نگاه کشورهای عرب خلیج فارس است. کشورهایی که پس از حملات جمهوری اسلامی، به‌جای عقب‌نشینی، روابط خود را با آمریکا و اسرائیل تقویت کردند.

  • ترامپ: درگیری‌های آغازشده در ۲۸ فوریه «پایان یافته»، اما تهدید ایران همچنان پابرجاست

    ترامپ: درگیری‌های آغازشده در ۲۸ فوریه «پایان یافته»، اما تهدید ایران همچنان پابرجاست

تصمیم در واشینگتن

به نوشته اسپکتیتور، با وجود اهمیت این متحدان، تصمیم نهایی درباره اقدامات آمریکا در واشینگتن و بر اساس برداشت دولت ترامپ از منافع ملی گرفته می‌شود.

لیپسون نوشت: «آنچه واقعیت دارد، خطر عمیقی است که جمهوری اسلامی برای همسایگان و غرب ایجاد کرده است. نظامی که از زمان روی کار آمدن در سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۷)، اهداف ایدئولوژیک خود را دنبال می‌کند.»

به گفته او، حکومت ایران با وجود تحمل خسارات سنگین، همچنان به اهداف خود پایبند مانده و حتی پس از حملات گسترده، تا به حال از پذیرش توافق خودداری کرده است.

رهبران حکومت ایران معتقدند می‌توانند فشار آمریکا را تحمل کنند و در یک جنگ فرسایشی دوام بیاورند.

  • مقام ارشد ارتش اسرائیل: بدون خروج اورانیوم، جنگ ایران «شکست بزرگ» خواهد بود

    مقام ارشد ارتش اسرائیل: بدون خروج اورانیوم، جنگ ایران «شکست بزرگ» خواهد بود

محدودیت‌های داخلی در ایران، فشار سیاسی بر ترامپ

با این حال، یکی از نقاط ضعف اصلی، کمبود منابع مالی برای تامین هزینه‌های دستگاه‌های سرکوب جمهوری اسلامی است. نیروهای داخلی ممکن است همچنان وفادار بمانند، اما نیروهای خارجی در صورت قطع منابع مالی، احتمالا عقب‌نشینی می‌کنند.

در چنین شرایطی، کنترل نارضایتی داخلی، دشوارتر خواهد شد.

از سوی دیگر، دولت ترامپ با فشار انتخابات ماه نوامبر روبه‌روست. افکار عمومی هنوز قانع نشده‌اند که جنگ ایران برای منافع ملی آمریکا ضروری بوده است.

در نتیجه، بر اساس این گزارش، ترکیب فشارهای سیاسی، شکست مذاکرات و بن‌بست موجود، می‌تواند دولت ترامپ را به ازسرگیری حملات سوق دهد.

هدف این حملات هم می‌تواند نابودی توان نظامی حکومت ایران در تنگه هرمز و حذف رهبران جمهوری اسلامی باشد.

  • آمریکا به کشتی‌ها درباره پرداخت عوارض تنگه هرمز حتی در قالب کمک‌های خیریه هشدار داد

    آمریکا به کشتی‌ها درباره پرداخت عوارض تنگه هرمز حتی در قالب کمک‌های خیریه هشدار داد

ریسک تشدید درگیری

با این حال، چنین اقدامی با خطر واکنش تهران، به‌ویژه حمله به تاسیسات نفتی منطقه، همراه است که می‌تواند قیمت نفت را افزایش داده و اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار دهد.

در نهایت، لیپسون نوشت که اگر هدف به تغییر حکومت برسد، تجربه‌های گذشته در عراق و افغانستان نشان می‌دهد این مسیر «بسیار پرهزینه و پیچیده» خواهد بود.

به گفته او، تصمیم برای حرکت در این مسیر، یکی از مهم‌ترین تصمیم‌های دوران ریاست‌جمهوری ترامپ است.

استفاده گسترده جمهوری اسلامی از رمزارزها برای دور زدن تحریم‌ها

۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۶:۵۶ (‎+۱ گرینویچ)

رویترز در گزارشی ویژه به استفاده گسترده جمهوری اسلامی از رمزارزها برای دور زدن تحریم‌ها پرداخت.

بر اساس این گزارش، نوبیتکس، بزرگ‌ترین صرافی رمزارز ایران، از سوی علی و محمد خرازی، اعضای یکی از قدرتمندترین خانواده‌های سیاسی کشور تاسیس و اداره می‌شود.

گفت‌وگو با مهدی صارمی‌فر، روزنامه‌نگار علم و تکنولوژی

سقوط قدرت خرید کارگر ایرانی از ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۵

۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۷:۱۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
محمد ماشین‌چیان

با احتساب افزایش حداقل دستمزد پایه، قدرت خرید کارگر ایرانی در بهار سال نو به ۹۲ دلار سقوط کرده است. در صورت ادامه این روند، ارزش ماهانه دستمزد به ۸۳ دلار با فرض دلار ۲۰۰ هزار تومانی، و ۶۶ دلار با فرض دلار ۲۵۰ هزار تومانی خواهد رسید.

در صورتی که تجربه پساجنگ ۱۲ روزه تکرار شود و قیمت دلار از ۳۰۰ هزار تومان عبور کند، قدرت خرید به ۵۵ دلار در ماه رسیده و فقر مفرطی را رقم خواهد زد که در تجربه حیات معاصر بی‌سابقه است.

مسیر اقتصاد سیاسی و اجتماعی ایران در بازه زمانی ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۵، دوره‌ای پر نوسان و دردناک است. این بازه پنج‌ساله با تحریم‌های انباشته، تورم مزمن، ناترازی‌های بانکی و انرژی، و سیاست‌گذاری‌های دستوری همراه بود و در سال ۱۴۰۴ با وقوع دو جنگ به یک بحران ژئوپلیتیک و اقتصادی پیوند خورد. پیامد مستقیم این توالی بحران‌ها، کاهش رفاه اجتماعی، تحلیل رفتن طبقه متوسط و سقوط قدرت خرید کارگران بوده است.

یکی از شاخص‌ها برای درک وضعیت معیشت کارگران و حقوق‌بگیران ثابت، بررسی روند قدرت خرید دستمزدها در مقیاس ارزی است. تبدیل حقوق ریالی به دلار، شاخصی است که میزان مقاومت و تاب‌آوری قدرت خرید نیروی کار را در برابر تورم مزمن و کاهش ارزش پول ملی نشان می‌دهد.

یکی از دلایل استفاده از این سنجه، ثابت بودن دستمزد ریالی کارگران در طول سال و به موازات آن رشد نرخ دلار و به دنبال آن افزایش سطح عمومی قیمت‌ها است.

با رشد تورم و گسترش نوسان‌های ارزی، برای پنج سال اخیر دو مبنا در نظر گرفته شد: نرخ دلار در ابتدای سال و نرخ آن در پایان سال. این روش امکان مقایسه دقیق‌تر کاهش قدرت خرید کارگران در طول سال را فراهم می‌کند و نشان می‌دهد چگونه افزایش نرخ ارز، به افت محسوس قدرت خرید منجر می‌شود.

نگاهی به روند گذشته نشان می‌دهد در سال‌های ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۶، دریافتی پایه کارگران مشمول حداقل دستمزد، قدرت خریدی معادل ۲۰۹ تا ۲۲۱ دلار در ماه را تامین می‌کرد. با ادامه تحریم‌ها و انباشت بحران‌های متواتر، این شاخص روندی نزولی به خود گرفت؛ به طوری که در سال ۱۴۰۰ با حداقل حقوق ۲ میلیون و ۷۴۴ هزار تومان و میانگین دلار ۲۶ هزار تومانی، ارزش دستمزد پایه به ۱۰۵ دلار رسید.

این رقم در سال‌های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ به ترتیب ۱۱۳ و ۱۰۴ دلار بود. در سال ۱۴۰۴ با نوسانات ارزی، قیمت دلار از ۸۳ هزار تومان در ابتدای سال به ۱۶۰ هزار تومان در پایان سال رسید و قدرت خرید دستمزد پایه ۱۰ میلیون و ۷۰۰ هزار تومانی در این بازه از ۱۲۸ دلار به ۶۶ دلار کاهش یافت.

برای سال ۱۴۰۵ نیز پایه حقوق وزارت کار، بنابر مصوبه شورای عالی کار، ۱۶,۶۲۵,۵۴۸ تومان تعیین شد. این در حالی است که نرخ دلار آزاد در ابتدای ۱۴۰۵ در محدوده ۱۵۰ تا ۱۶۰ هزار تومان تثبیت شده بود. اما پس از آتش‌بس و با آغاز اردیبهشت و بازگشت تقاضا به بازار، نخستین خیز دلار تا ۱۸۰ هزار تومان بالا رفت. لذا با در نظر گرفتن شاخص‌های کلان و انتظارات تورمی پیش رو، تکرار سناریوی ۱۴۰۴ دور از ذهن نیست.

در صورت تحقق این سناریو و رشد اجتناب‌ناپذیر دلار، قدرت خرید کارگر ایرانی از ۱۰۴ دلار در فروردین به ۹۲ دلار با نرخ ۱۸۰ هزار تومانی اردیبهشت کاهش یافته و در صورت ادامه این روند، به ۸۳ دلار با فرض دلار ۲۰۰ هزار تومانی و ۶۶ دلار با فرض دلار ۲۵۰ هزار تومانی خواهد رسید.

در صورتی که تجربه پساجنگ ۱۲ روزه تکرار شود و قیمت دلار از ۳۰۰ هزار تومان عبور کند، قدرت خرید حداقل دستمزد پایه به ۵۵ دلار در ماه خواهد رسید؛ رقمی که در تاریخ معاصر بی‌سابقه است.

اقتصاد ایران پس از تجربه دو جنگ در سال ۱۴۰۴، سال نو را در شرایط جنگی، زیر فشار تحریم داخلی اینترنت و سپس محاصره خارجی آغاز کرد.

رکود و تعطیلی گسترده بازار و صنایع به تعدیل‌های وسیع نیروی کار انجامیده است. برخی از مشاغل باقیمانده به سختی ادامه فعالیت می‌دهند و در پرداخت دستمزدها، حتی بر مبنای پایه سال گذشته، با مشکل روبه‌رو هستند و عملا توان پرداخت دستمزدهای بالاتر را ندارند.

در چنین شرایطی، حداقل دستمزد پایه سال گذشته با دلار کنونی، ماهانه ۵۹ دلار قدرت خرید دارد؛ یعنی به طور متوسط ۱.۹۷ دلار در روز. طبق ادبیات اقتصادی، خط فقر مفرط روزانه ۲.۱۵ دلار تعریف می‌شود. فردی که زیر این سطح درآمدی قرار دارد، از دسترسی به منابع ضروری برای ادامه حیات محروم بوده و در تامین ابتدایی‌ترین استانداردهای زندگی با ناتوانی مطلق مواجه است.

این در حالی است که ایران، با توجه به مختصات اقتصادی و منابع خود، در زمره کشورهای با درآمد متوسط قرار می‌گیرد و سرانه هر ایرانی بر اساس برابری قدرت خرید باید حدود ۸.۵ دلار در روز، یعنی بیش از ۴ برابر رقم کنونی باشد.

با این حال، حتی با احتساب افزایش اسمی ۶۰ درصدی دستمزدها، کیفیت زندگی کارگر ایرانی در ابتدای سال نو پایین‌تر از دوره مشابه سال گذشته قرار دارد. در صورت تداوم شرایط بحرانی و باقی ماندن نااطمینانی به عنوان عامل غالب در محاسبات اقتصادی، روند نزولی رفاه کارگران نه تنها متوقف نخواهد شد، بلکه با شتاب بیشتری ادامه خواهد یافت.

نظام آموزشی جمهوری اسلامی، میدان بحران، سرکوب و نابرابری

۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۴:۱۶ (‎+۱ گرینویچ)

روز معلم در ایران، امسال نه نشانی از شادی دارد و نه مجالی برای بزرگداشت. در حالی‌ که این روز باید یادآور شأن آگاهی و آموزش باشد، جمهوری اسلامی با تداوم سیاست‌های نادرست، کام معلمان و جامعه را بیش از پیش تلخ کرده است.

آموزش که باید بنیان آینده باشد، امروز به میدان بحران، سرکوب و نابرابری بدل شده است.

روز معلم، جشن آگاهی یا سوگواره آموزش؟

نظام آموزشی کشور در دهه‌های اخیر، از مسیر پرورش شهروندان آگاه و آزاداندیش فاصله گرفته و به ابزاری برای بازتولید ایدئولوژی رسمی بدل شده است.

حضور ساختاری روحانیون در مدارس، محتوای درسی جهت‌دار و پیوند آموزش با نهادهای امنیتی، نشان می‌دهد که هدف، تربیت انسان مستقل نیست، بلکه ساختن نسلی فرمان‌بردار و همسو با قدرت است.

در چنین ساختاری، آموزش نه رهایی‌بخش، بلکه محدودکننده است.

متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید

نظام آموزشی جمهوری اسلامی، میدان بحران، سرکوب و نابرابری

۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۳:۴۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
اسماعیل عبدی

روز معلم در ایران، امسال نه نشانی از شادی دارد و نه مجالی برای بزرگداشت. در حالی‌ که این روز باید یادآور شأن آگاهی و آموزش باشد، جمهوری اسلامی با تداوم سیاست‌های نادرست، کام معلمان و جامعه را بیش از پیش تلخ کرده است.

آموزش که باید بنیان آینده باشد، امروز به میدان بحران، سرکوب و نابرابری بدل شده است.

روز معلم، جشن آگاهی یا سوگواره آموزش؟

نظام آموزشی کشور در دهه‌های اخیر، از مسیر پرورش شهروندان آگاه و آزاداندیش فاصله گرفته و به ابزاری برای بازتولید ایدئولوژی رسمی بدل شده است.

حضور ساختاری روحانیون در مدارس، محتوای درسی جهت‌دار و پیوند آموزش با نهادهای امنیتی، نشان می‌دهد که هدف، تربیت انسان مستقل نیست، بلکه ساختن نسلی فرمان‌بردار و همسو با قدرت است.

در چنین ساختاری، آموزش نه رهایی‌بخش، بلکه محدودکننده است.

100%

مدرسه؛ انضباط و اطاعت به‌جای اندیشیدن

سرکوب آزادی بیان و گسترش فضای امنیتی، آموزش را مستقیما هدف قرار داده است.

در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» و اعتراضات پس از آن، ده‌ها نوجوان و دانش‌آموز جان خود را از دست دادند.

تنها در خیزش ملی اخیر، شمار دانش‌آموزان کشته شده به دست‌کم ۲۳۰ نفر رسیده است.

این خشونت در بستری از افزایش بازداشت‌ها، صدور احکام سنگین و گسترش اعدام‌ها شکل گرفته است. فضایی که جامعه را در چرخه‌ای از ترس و سرکوب فرو برده و مدرسه را نیز از آن بی‌نصیب نگذاشته است.

در واکنش به این وضعیت، کارزارهایی مانند «نیمکت‌های خالی» و «کلاس‌های بی‌معلم» شکل گرفته‌اند. این کارزارها می‌کوشند صدای خاموش‌شده آموزش را ثبت کنند و به گوش جهان برسانند.

دبیرخانه شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران این مستندات را به نهادهای بین‌المللی ارائه و حمایت «آموزش بین‌الملل» و صدها اتحادیه جهانی را جلب کرده است.

نیمکت‌های خالی، سند زنده یک بحران ملی‌اند

در سطحی گسترده‌تر، کودکان و دانش‌آموزان همواره نخستین قربانیان خشونت هستند؛ چه در ساختارهای داخلی و چه در جنگ‌ها.

سرکوب خیابانی و کشته شدن در درگیری‌های نظامی، از جمله در حملات ایالات متحده و اسرائیل و رخدادهایی مانند فاجعه مدرسه میناب، همگی نشان می‌دهند «آموزش» و «کودکی»، بیشترین آسیب را در چرخه خشونت متحمل می‌شوند.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران برای گرامیداشت یاد و خاطره قربانیان دانش‌آموز در جنگ، کمپین «کوله‌پشتی‌های رهاشده» را راه‌اندازی کرد.

100%

کودکان، اولین قربانیان هر شکل از خشونت‌

وقتی خیابان ناامن است، کلاس درس هم امن نخواهد بود. در کنار این سرکوب، سیاست‌های اقتصادی نیز آموزش را به مرز فروپاشی کشانده‌اند.

کاهش بودجه آموزش در برابر هزینه‌های غیرضروری، به فرسودگی مدارس، کمبود امکانات و افت شدید کیفیت انجامیده است.

بیش از چهار میلیون کودک از تحصیل بازمانده‌اند که بیشتر آن‌ها در نقاط محروم هستند و نرخ ترک تحصیل در مناطقی مانند سیستان و بلوچستان، تا هفت برابر میانگین جهانی است.

فقر تا جایی گسترش یافته که بسیاری از خانواده‌ها توان تهیه ابتدایی‌ترین نوشت‌افزار را ندارند.

  • تعداد کودکان بازمانده از تحصیل در ایران به ۹۵۰ هزار نفر رسید

    تعداد کودکان بازمانده از تحصیل در ایران به ۹۵۰ هزار نفر رسید

فقر بزرگ‌ترین مانع آموزش در ایران امروز

در این میان، معلمان به‌عنوان ستون‌های اصلی آموزش، خود در شرایطی دشوار به‌ سر می‌برند.

میانگین حقوق معلم در ماه حدود ۱۵۰ دلار و خط فقر ۳۰۰ دلار است. یعنی همه معلمان زیر خط فقر زندگی می‌کنند و بسیاری از آن‌ها ناچار به داشتن شغل دوم هستند.

این وضعیت هم کرامت حرفه‌ای آنان را زیر سوال برده و هم کیفیت آموزش را به‌شدت کاهش داده است.

در همین حال، هرگونه تلاش برای تشکل‌یابی مستقل با سرکوب روبه‌رو می‌شود. بازداشت فعالان صنفی مانند رضا امانی‌فر و اصغر حاجب و ادامه زندان چهره‌هایی چون هاشم خواستار، مسعود فرهیخته، کیومرث واعظی، محمدجواد لعل‌محمدی و محمدحسین سپهری، تنها بخشی از این فشار سیستماتیک است.

پس از خیزش مهسا (ژینا) امینی، دست‌کم ۴۰۰ معلم با احکام زندان، تبعید یا اخراج مواجه شدند.

  • حمله نیروهای امنیتی به منازل پنج عضو تشکل فرهنگیان ایران و بازداشت یک معلم

    حمله نیروهای امنیتی به منازل پنج عضو تشکل فرهنگیان ایران و بازداشت یک معلم

معلم سرکوب‌شده نمی‌تواند جامعه‌ای آزاد بسازد

از سوی دیگر، ضعف زیرساخت‌های دیجیتال و قطع‌ مکرر اینترنت، به‌ویژه در استان‌هایی چون سیستان و بلوچستان، خراسان شمالی و هرمزگان، آموزش مجازی را به تجربه‌ای ناکارآمد بدل کرده است. سامانه «شاد» نیز نتوانسته این شکاف را پر کند.

این وضعیت در کنار آسیب به مشاغل کارگری و دیجیتال، کل پیکره آموزش را تضعیف کرده است.

در دل این شرایط، نسلی در حال شکل‌گیری است که روایت رسمی را به چالش می‌کشد: نسل «زد» پرسشگر، جسور و آگاه. نسلی که دیگر نمی‌خواهد مطیع باشد، بلکه در پی معنا، عدالت و آزادی است.

نسل جدید دیگر فرمان‌بردار نیست، پرسشگر است

روز ملی معلم در چنین بستری، باید به فراخوانی برای همبستگی بدل شود؛ همبستگی میان معلمان، دانش‌آموزان، خانواده‌ها و همه نیروهای اجتماعی، و نیز همبستگی در سطح جهانی برای دفاع از حق آموزش و کرامت انسانی.

آموزش آزاد پیش‌شرط جامعه‌ای آزاد است و آینده، از کلاس‌های رها از ترس آغاز می‌شود.

گذار از وضعیت کنونی، تنها با بازپس‌گیری آموزش به‌عنوان حقی همگانی و فضایی برای اندیشیدن آزاد ممکن است.