وزیر کشور آمریکا: جمهوری اسلامی با پول نفت ۲۴ گروه شبهنظامی را تامین مالی میکرد
داگ برگم، وزیر کشور آمریکا، با اشاره به اینکه جمهوری اسلامی با پول نفت تا ۲۴ گروه شبهنظامی را تامین مالی میکرد، گفت واشینگتن از طریق تشدید فشار اقتصادی و انرژی تلاش میکند از تامین مالی تروریسم جلوگیری کند.
برگم گفت: «آنها با پول نفت، تا ۲۴ گروه تروریستی مختلف را تأمین مالی میکردند. بنابراین محاصره فقط یک محاصره فیزیکی نیست، بلکه یک محاصره اقتصادی نیز محسوب میشود تا اطمینان حاصل شود که آنها پول نقد برای ادامه ترور و گروگان گرفتن کل جهان را نخواهند داشت.»
او افزود: حکومت ایران در حقیقت همان سپاه پاسداران است که یک کشور نفتی را اداره میکند و فشارهای واشینگتن بر تهران با هدف مسدود کردن بودجه گروههای نیابتی منطقهای و جهانی انجام میشود.
او گفت: «ما دیگر نباید از کلمه ایران استفاده کنیم. فقط باید آن را سپاه پاسداران بنامیم. ما یک سازمان تروریستی با یک میدان نفتی داریم و آنها همانطور که رییسجمهوری آمریکا توصیف میکند، از نظر نظامی شکست خوردهاند.»
در پی غیبت مقامهای ارشد فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی در نشستهای کلیدی فیفا در ونکوور، اداره مهاجرت، پناهندگان و شهروندی کانادا در پاسخ به پیگیری خبرگزاری فرانسه در این مورد گفت: «مقامهای سپاه اجازه ورود به کانادا را ندارند و جایی در کشور ما ندارند.»
این اداره در عین حال گفت به دلیل قوانین حریم خصوصی نمیتواند درباره پروندههای مشخص اظهار نظر کند.
آنیتا آناند، وزیر خارجه کانادا، نیز روز چهارشنبه گفت برداشت او این است که مجوز ورود مقامهای فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی به کانادا پیش از برگزاری کنگره فیفا در ونکوور لغو شده است.
پیشتر یک مقام آگاه در دولت کانادا به ایراناینترنشنال گفت که مهدی تاج، رییس فدراسیون فوتبال ایران و فرمانده پیشین سپاه، تنها چند ساعت پس از ورود به کانادا، از این کشور بازگردانده شد.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، ۲۱ تن از معترضان بازداشتشده در اعتراضات دیماه که به اعدام محکوم شدهاند، در زندان قزلحصار در شرایطی ایزوله نگهداری میشوند و از حقوق اولیه، از جمله تماس با خانواده، دسترسی به وکیل انتخابی، هواخوری و ارتباط با سایر زندانیان محروماند.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال از منابع آگاه حاکی است که این ۲۱ زندانی سیاسی در زندان قزلحصار، واحد سه، اندرزگاه ۳۵، در بندی موسوم به «تربیت ۹ رجائی (سوئیت)» نگهداری میشوند.
بهگفته منابع مطلع، این بند فضایی بسته است که در آن هیچگونه ارتباطی با سایر زندانیان وجود ندارد و تردد بهشدت محدود شده است.
منابع آگاه در گفتوگو با ایراناینترنشنال تاکید کردند این زندانیان بهطور کامل از تماس تلفنی و ملاقات با خانواده محروماند و امکان دسترسی به وکیل انتخابی نیز ندارند.
همچنین، در حالیکه پروندههای آنها در اختیار وکلای تسخیری قرار گرفته، وکلای مستقل در مواردی از سوی دادگاه با برخورد تند کنار گذاشته شدهاند و عملا هیچ وکیل تعیینی موفق به مطالعه این پروندهها نشده است.
در این بند، حتی دسترسی به حداقل امکانات روزمره نیز محدود شده است. زندانیان اجازه خرید مستقیم از فروشگاه زندان را ندارند و یک سرباز، کارتهای خرید آنها را جمعآوری کرده و تنها برخی اقلام ضروری را بهصورت محدود از سایر بندها تهیه میکند.
منابع آگاه به ایراناینترنشنال گفتند این سازوکار با هدف قطع هرگونه ارتباط، حتی با مسئولان فروشگاه، اعمال شده است.
این زندانیان همچنین از حق هواخوری، استفاده از کارگاه، کتابخانه و هرگونه فعالیت جمعی محروماند.
آنها در فضایی بسته در کنار یکدیگر نگهداری میشوند و جز همبندیهای خود و ماموران زندان، با هیچ فرد دیگری تماس یا مواجههای ندارند؛ وضعیتی که به گفته منابع آگاه، آنها را در شرایطی شبیه «سلول مرگ» قرار داده است.
بر اساس این اطلاعات، تمامی این افراد از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ هستند و عمدتا به خانوادههایی محروم و فرودست از نظر اقتصادی تعلق دارند؛ موضوعی که به گفته منابع گفتوگوکننده با ایراناینترنشنال، بر میزان آسیبپذیری آنها در روند دادرسی افزوده است.
جمهوری اسلامی در هفتههای گذشته و همزمان با تنشهای نظامی، بازداشت و محاکمه شهروندان معترض و زندانیان سیاسی را نیز تشدید کرده است؛ روندی که به افزایش صدور و اجرای احکام اعدام در پروندههای سیاسی انجامیده است.
دفتر حقوق بشر سازمان ملل چهارشنبه ۹ اردیبهشت اعلام کرد از آغاز جنگ، دستکم ۲۱ نفر در ایران اعدام و بیش از چهار هزار نفر بازداشت شدهاند.
بر اساس این گزارش، دستکم ۹ نفر در ارتباط با اعتراضات دیماه، ۱۰ نفر به اتهام عضویت در گروههای مخالف جمهوری اسلامی و دو نفر نیز به اتهام جاسوسی اعدام شدهاند.
محمد عباسی، احسان حسینیپور، متین محمدی، عرفان امیری، محمدرضا مجیدیاصل، بهروز زمانینژاد و کوروش زمانینژاد از جمله دیگر معترضان محکوم به اعدام هستند که در خطر جدی اجرای حکم قرار دارند.
در همین حال، دو تن از زنان معترض محکوم به اعدام، مریم (مهتاب) هداوند و بیتا علیهمتی، در بند زنان زندان اوین نگهداری میشوند و آنها نیز با محدودیتهایی مشابه معترضان محبوس در زندان قزلحصار در دسترسی به حقوق اولیه خود مواجهاند.
در خصوص بند زنان زندان اوین نیز منابع مطلع در گفتوگو با ایراناینترنشنال از فشار بر برخی زندانیان سیاسی، بهویژه زندانیان تازهوارد، خبر دادهاند.
به گفته این منابع، مسئولان این بند به شماری از زندانیان، از جمله زنانی که با کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» همراهی کردهاند، گفتهاند در صورت حضور در هواخوری میتوانند سرود بخوانند، اما درباره اعدامها و علیه جمهوری اسلامی شعار ندهند.
همزمان، فشار بر وکلای پروندههای مربوط به معترضان محکوم به اعدام نیز افزایش یافته است.
در پی اطلاعرسانی درباره وضعیت پرونده احسان حسینیپور، معترض ۱۹ ساله در خطر اعدام، برای امیر رئیسیان و میلاد پناهیپور، دو وکیل دادگستری، در دادسرای امنیت تهران پرونده قضایی تشکیل شد و آنها پس از احضار و تفهیم اتهام، بهطور موقت با تودیع قرار کفالت آزاد شدند.
ضیا نبوی، فعال دانشجویی و زندانی سیاسی پیشین نیز ۹ اردیبهشت در شبکه ایکس نوشت که دوستی به نقل از یک وکیل حقوقبشری و در توصیف وخامت و ابهام وضعیت پروندهها گفته است: «صبح اول خبرها را چک میکنیم؛ اگر موکلمان اعدام نشده بود، بعد دوباره پیگیر پروندهاش میشویم.»
این اظهارات بازتابی از فضای بیثبات و پرابهام حاکم بر روند رسیدگی به پرونده این معترضان است.
این وضعیت در حالی ادامه دارد که خانوادهها و وکلای معترضان محکوم به اعدام، بهدلیل قطع تماس، محدودیت ملاقات و محرومیت از دسترسی موثر به پروندهها، با ابهام جدی درباره سرنوشت آنان و نگرانی از اجرای ناگهانی احکام اعدامشان روبهرو هستند.
بنیاد نرگس اعلام کرد با وجود تایید رسمی پزشکی قانونی زنجان مبنی بر نیاز نرگس محمدی به دستکم یک ماه مرخصی استعلاجی، دادستان تهران همچنان مانع آزادی او میشود و مقامهای قضایی از اعزام او به بیمارستان تخصصی خودداری میکنند. وکلای محمدی پیشتر وضعیت جسمی او را «بحرانی» توصیف کردند.
بر اساس این بیانیه، فشار خون محمدی در روزهای اخیر بهطور خطرناک بین ۱۵ تا ۱۷ در نوسان بوده و بدن او به دارو پاسخ نداده است.
او همچنین با کاهش وزن بیش از ۱۹ کیلوگرم، درد قفسه سینه، سردرد و تهوع مکرر روبهرو است.
دو فوقتخصص قلب در زنجان تاکید کردهاند درمان او در این شهر ممکن نیست و باید زیر نظر پزشک معالج خود در بیمارستان پارس تهران پیگیری شود.
با وجود این نظرها، معاون دادستان تهران اعزام محمدی به تهران را غیرضروری دانسته است. شیرین اردکانی، وکیل فرانسوی نرگس محمدی، محرومیت او از مراقبتهای پزشکی حیاتی را «مصداق شکنجه» خواند.
همچنین حمیدرضا محمدی، برادر محمدی، این وضعیت را «مرگ تدریجی» توصیف کرد و کیانا رحمانی، فرزند او و مدیر بنیاد نرگس، گفت بیش از ۱۳۸ روز اهمال پزشکی، مادرش را به آستانه مرگ کشانده است.
یک مقام آگاه در دولت کانادا به ایراناینترنشنال گفت که مهدی تاج، رییس فدراسیون فوتبال ایران و فرمانده پیشین سپاه، تنها چند ساعت پس از ورود به کانادا، از این کشور بازگردانده شد.
به گفته این منبع آگاه، تاج و دو همراهش حدود ساعت ۱۰ شب سهشنبه، هشتم اردیبهشت، کانادا را ترک کردند. هرچند هیات جمهوری اسلامی اجازه ورود به این کشور را دریافت کرده بود، اما پس از ورود، از سوی مقامهای کانادایی مورد بازجویی قرار گرفت و در نهایت بازگردانده شد.
تاج و دو نفر همراه او برای شرکت در اجلاس فیفا برای جام جهانی پیش رو به کانادا سفر کرده بودند. این رویداد پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت در ونکوور برگزار میشود و در آستانه جام جهانی اهمیت ویژهای برای کشورهای عضو فیفا دارد.
بازگرداندن آنها پس از انتشار گزارش اختصاصی ایراناینترنشنال صورت گرفت؛ گزارشی که فاش کرد برای تاج «مجوز اقامت موقت» یا ویزای تیآرپی صادر شده است. این نوع ویزا برای افرادی صادر میشود که در شرایط عادی اجازه ورود به کانادا را ندارند، اما با دریافت آن، ممنوعیت ورودشان بهطور موقت لغو میشود.
انتشار این گزارش بهسرعت واکنشهایی سیاسی در اتاوا را برانگیخت و دولت کانادا را با پرسشهایی درباره چرایی صدور مجوز ویژه برای یک مقام پیشین سپاه پاسداران روبهرو کرد.
لئو هوساکوس، رهبر اپوزیسیون در سنای کانادا، سهشنبه صبح با استناد به گزارش ایراناینترنشنال، دولت را درباره ورود تاج تحت فشار قرار داد.
هوساکوس گفت: «دولت ظاهرا نمیتواند سپاه پاسداران را از کشور بیرون کند، اما میتواند راهی پیدا کند تا فرش قرمز برای فرمانده سپاه پهن کند و از او استقبال کند. رهبر محترم، چرا دولت شما هنوز قادر یا مایل نیست مقررات کانادا درباره ممنوعیت ورود مرتبط با تروریسم را اجرا کند؟ اگر در بیرون انداختن او [تاج] از کشور ما جدی نیستید، اصلا فایده قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست گروههای تروریستی چیست؟»
وزارت مهاجرت کانادا تنها پس از خروج تاج از این کشور بهصورت عمومی به این موضوع واکنش نشان داد. این وزارتخانه با استناد به قوانین مربوط به حریم خصوصی، از نام بردن از تاج خودداری کرد اما گفت افراد مرتبط با سپاه پاسداران در کانادا جایی ندارند.
کانادا در سال ۲۰۲۴ سپاه پاسداران را نهادی تروریستی شناخت. این قانون به دولت کانادا اجازه میدهد داراییهای مرتبط با سپاه را مسدود کنند، همچنین بر امکان ورود افراد مرتبط با سپاه به کانادا اثر میگذارد.
همزمان با آمادهسازی جهان فوتبال برای آغاز جام جهانی ۲۰۲۶، غیبت مقامهای ارشد فدراسیون فوتبال ایران در نشستهای کلیدی فیفا در ونکوور توجهها را جلب کرده بود.
پیشتر نیز، تاج و هدایتالله ممبینی، دبیرکل فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی، به دلیل آنچه «مشکلات ویزا» عنوان شده بود، در کنگره سالانه کنفدراسیون فوتبال آسیا، AFC، که هشتم اردیبهشت برگزار شد، حضور نیافتند.
با این حال، فیفا همچنان امیدوار بود نمایندگان تهران بتوانند خود را برای کنگره اصلی این نهاد در روز پنجشنبه به ونکوور برسانند تا از غیبت کامل فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی در این رویداد جلوگیری شود.
در پی انتشار خبر صدور مجوز ورود به کانادا برای تاج، گروهی از ایرانیان ساکن این کشور برای برگزاری تجمع اعتراضی در برابر برنامهریزی کرده بودند.
تاج پس از انقلاب ۱۳۵۷ فعالیت خود را بهعنوان فرمانده اطلاعات سپاه در اصفهان آغاز کرد. در آن زمان واحدهای اطلاعاتی سپاه در مرکز تحت امر او ماموریت داشتند نارضایتیهای داخلی، از جمله در میان کردها، را زیر نظر بگیرند.
بازگرداندن ناگهانی او اکنون پرسشهای تازهای را درباره روند تصمیمگیری دولت کانادا مطرح کرده است؛ از جمله اینکه اساسا چگونه برای فردی با چنین پیشینهای مجوز ورود ویژه صادر شده بود.
بسیاری از کاناداییها و ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی میپرسند چگونه ممکن است فردی که بر اساس قوانین خود کانادا درباره تروریسم میتواند غیرقابل پذیرش محسوب شود، در وهله نخست از معافیت یا مجوز موقت برای ورود به این کشور برخوردار شده باشد.
بحران صدور ویزا در ورزش ایران
بحران صدور ویزا برای مقامها و اعضای فدراسیون فوتبال ایران تازگی ندارد. پیشتر نیز شماری از مدیران جمهوری اسلامی نتوانستند برای مراسم قرعهکشی جام جهانی در آمریکا ویزا بگیرند. حالا، در فاصله کمتر از دو ماه تا آغاز جام جهانی، تیم ملی همچنان درگیر روند دریافت ویزای آمریکا است.
امیرمهدی علوی، سخنگوی فدراسیون فوتبال، پنجم اردیبهشت گفت اعضای تیم ملی پیش از آغاز جنگ برای دریافت ویزا به امارات رفته بودند و قرار است این روند از آنکارا دنبال شود، اما هنوز ویزایی صادر نشده است.
همزمان، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، تاکید کرد واشینگتن با حضور تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ مخالفتی ندارد، اما میان ورزشکاران و افرادی که پیوندهای امنیتی دارند تفاوت قائل میشود و به افراد مرتبط با سپاه پاسداران اجازه ورود به آمریکا نخواهد داد.
کنفدراسیون کار ایران- خارج از کشور، در بیانیهای در آستانه اول ماه مه و روز جهانی کارگر، وضعیت کنونی طبقه کارگر در ایران را یکی از تاریکترین و بحرانیترین دورههای تاریخی توصیف کرده که در آن استثمار، فقر، سرکوب و جنگ بهطور همزمان بر زندگی میلیونها کارگر سایه انداخته است.
در این بیانیه، ریشه این وضعیت در دههها حاکمیت جمهوری اسلامی دانسته شده که با خصوصیسازیهای رانتی، نابودی تولید، تحمیل دستمزدهای زیر خط فقر و سرکوب سیستماتیک هرگونه تشکل مستقل کارگری، جامعه را به مرز فروپاشی کشانده است.
کنفدراسیون کار ایران تاکید کرده که این ساختار نهتنها پاسخی به بحران نداده، بلکه با سرکوب، زندان، شکنجه و اعدام، هر صدای اعتراضی را در نطفه خفه کرده است.
این بیانیه با اشاره به خیزشهای اجتماعی سالهای اخیر، بهویژه اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، آنها را بیانگر حضور طبقه کارگر و اقشار فرودست در میدان برای یک تغییر بنیادین ارزیابی کرده است.
از فقر و سرکوب تا قتلگاه دیماه
در ادامه این بیانیه آمده است که طی پنج دهه گذشته، سیاستهایی چون خصوصیسازیهای رانتی، نابودی تولید، دستمزدهای «چندین برابر زیر خط فقر»، بیکاری گسترده و سرکوب سیستماتیک تشکلهای مستقل کارگری، شرایطی را رقم زده که در آن طبقه کارگر نهتنها از حداقلهای معیشتی محروم شده، بلکه از ابتداییترین حقوق انسانی و اجتماعی نیز بیبهره مانده است.
بهگفته کنفدراسیون، جمهوری اسلامی در تمام این سالها نهتنها پاسخی به این وضعیت نداده، بلکه با تشدید سرکوب و استفاده از ابزارهایی چون زندان، شکنجه و اعدام، هر صدای اعتراضی را خاموش کرده است.
در بخش دیگری از این بیانیه، اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بهعنوان نقطه عطفی در حضور طبقات فرودست در عرصه عمومی توصیف شده است.
این اعتراضات که با مطالبات معیشتی آغاز شد، بهسرعت ماهیتی سیاسی و رادیکال یافت و به چالشی مستقیم علیه کلیت نظام حاکم تبدیل شد.
بر اساس این بیانیه، این خیزش در میان «سرکوبی بیسابقه» و قطع سراسری اینترنت، به «قتلگاهی تمامعیار» بدل شد؛ جایی که بهگفته کنفدراسیون کار ایران، در عرض تنها دو روز، دهها هزار معترض، عمدتا از میان کارگران و اقشار فرودست، بهدست ماشین سرکوب جمهوری اسلامی قتلعام شدهاند
این بیانیه این فاجعه را ادامه منطقی حاکمیتی دانسته که بقای خود را بر نابودی جامعه بنا کرده است.
همزمان، سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفتتپه، کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری، کارگران بازنشسته خوزستان و گروه اتحاد بازنشستگان، در بیانیهای مشترک به مناسبت روز جهانی کارگر تاکید کردند هیچ نیرویی قادر نیست میلیونها کارگری را که بیش از پیش به آگاهی طبقاتی دست مییابند و متحد و سازمانیافته میشوند، درهم بشکند.
این چهار تشکل مستقل کارگری و بازنشستگان همچنین اعلام کردند هر شکستی که کارگران متحمل میشوند، به شکلگیری مبارزان جدید در صفوف این جنبش میانجامد و همزمان چشم تودههای گستردهتری را به امکان یک زندگی متفاوت میگشاید و آنها را برای مبارزات تازه آماده میکند.
جنگ، ویرانی و ضرورت سازمانیابی مستقل
کنفدراسیون کار ایران همچنین به تاثیر جنگ و مداخله نظامی خارجی بر وضعیت کارگران اشاره کرده و نوشته است که حملات گسترده به زیرساختهای صنعتی، انرژی و مراکز تولیدی، مستقیما زندگی و امنیت کارگران را هدف قرار داده است.
در این بیانیه آمده است که کارگران، بدون هیچگونه حفاظت، در محیطهای کاری ناامن و در معرض حملات و بمباران، وادار به ادامه کار هستند یا با تعطیلی محل کار، بیکاری و گرسنگی مواجه میشوند؛ وضعیتی که بهگفته این نهاد، بحران اجتماعی را تعمیق کرده است.
در ادامه، کنفدراسیون کار ایران تاکید کرده که مسئولیت اصلی وضعیت فاجعهبار کنونی بر عهده جمهوری اسلامی است؛ حکومتی که طی دههها با سرکوب جامعه، تخریب اقتصاد و کشاندن منطقه به چرخهای از جنگ و تنش، شرایطی را رقم زده که زندگی مردم ایران به این نقطه بحرانی رسیده است.
این نهاد در عین حال تاکید کرده مداخله نظامی خارجی نیز نه راهحل، بلکه عاملی در تشدید این فاجعه و تعمیق ویرانی و ازهمپاشیدگی اجتماعی است.
کنفدراسیون کار ایران در پایان تاکید کرده است که تنها راه برونرفت از وضعیت کنونی، «سازمانیابی مستقل، گسترده و سراسری» طبقه کارگر و دیگر بخشهای جامعه است و بدون شکلگیری این قدرت اجتماعی، هر خیزش یا در سرکوب غرق خواهد شد یا در مسیرهایی منحرف و مصادره میشود.
در پایان این بیانیه آمده است که اول ماه مه صرفا یک روز یادبود نیست، بلکه «اعلام یک ضرورت تاریخی» برای پایان دادن به نظمی است که بر استثمار، سرکوب و مرگ بنا شده و آغاز مبارزهای سازمانیافته برای ساختن جامعهای آزاد، برابر و انسانی است.