• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

تنگه هرمز الگوی جنگ‌های آینده را تغییر می‌دهد

۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۲:۱۸ (‎+۱ گرینویچ)

به نوشته فوربس، تحولات اخیر در تنگه هرمز و «جنگ ایران» نشان می‌دهد که الگوی جنگ‌های مدرن - از میدان‌های زمینی تا فضا - بیش از هر زمان دیگری به «تعداد» و «مقیاس» وابسته شده است. این گزارش تاکید می‌کند که اتکا به سامانه‌های محدود و پیچیده، آسیب‌پذیری‌های جدی ایجاد می‌کند.

فوربس با اشاره به جنگ‌های اخیر در ایران و اوکراین می‌نویسد که برتری نظامی دیگر نه در تجهیزات پیچیده، بلکه در استفاده گسترده از ابزارهای کم‌هزینه مانند پهپادها و موشک‌ها نهفته است؛ الگویی که در تنگه هرمز به‌وضوح دیده می‌شود، جایی که بازیگران محدود توانسته‌اند جریان انرژی جهانی را مختل کنند و حمل‌ونقل دریایی را تحت تاثیر قرار دهند.

این گزارش همچنین هشدار می‌دهد که در هر درگیری آینده - به‌ویژه در فضا - تنها قابلیت‌هایی تعیین‌کننده خواهند بود که از پیش مستقر شده‌اند، نه پروژه‌هایی که هنوز در مرحله توسعه‌اند. به گفته فوربس، برنامه‌های مبتنی بر وعده‌های بلندمدت بازدارندگی ایجاد نمی‌کنند و تنها استقرار سریع و گسترده فناوری‌های موجود می‌تواند بر محاسبات نظامی رقبا تاثیر بگذارد.

فوربس تاکید می‌کند که آینده جنگ‌ها به تاب‌آوری، افزونگی و توان جایگزینی سریع تجهیزات وابسته است و کشورهایی موفق خواهند بود که بتوانند در مقیاس بالا تولید و استقرار انجام دهند، نه آن‌هایی که صرفاً به فناوری‌های پیچیده و محدود متکی هستند.

جزییات بیشتر را اینجا بخوانید.

پربازدیدترین‌ها

بحران ویزا؛ غیبت مهدی تاج در نشست ای‌اف‌سی در کانادا
۱

بحران ویزا؛ غیبت مهدی تاج در نشست ای‌اف‌سی در کانادا

۲

نهادهای اطلاعاتی آمریکا واکنش احتمالی تهران به اعلام پیروزی از سوی ترامپ را بررسی می‌کنند

۳

گروه هکری حنظله مشخصات صدها نظامی آمریکایی را منتشر کرد؛ پنتاگون: بررسی می‌کنیم

۴
تحلیل

۳ سناریو پیش‌روی بازار مسکن ایران؛ از توافق تا جنگ

۵
تحلیل

اوپک و شاه؛ ایران چطور بازارهای جهانی را شکل داد

انتخاب سردبیر

  • جنگ و بحران اقتصادی، بیکاری و فقر کارگران را در ایران تشدید کرده است

    جنگ و بحران اقتصادی، بیکاری و فقر کارگران را در ایران تشدید کرده است

  • شهروندان: «اینترنت پرو» رانت حکومتی و خیانت به مردم است
    روایت شما

    شهروندان: «اینترنت پرو» رانت حکومتی و خیانت به مردم است

  • اوپک و شاه؛ ایران چطور بازارهای جهانی را شکل داد
    تحلیل

    اوپک و شاه؛ ایران چطور بازارهای جهانی را شکل داد

  • ۳ سناریو پیش‌روی بازار مسکن ایران؛ از توافق تا جنگ
    تحلیل

    ۳ سناریو پیش‌روی بازار مسکن ایران؛ از توافق تا جنگ

  • شورای همکاری خلیج فارس با طرح جمهوری اسلامی برای دریافت عوارض از تنگه هرمز  مخالفت کرد

    شورای همکاری خلیج فارس با طرح جمهوری اسلامی برای دریافت عوارض از تنگه هرمز مخالفت کرد

  • پایان جنگ، حفظ فشار؛ بگذارید جمهوری اسلامی از درون فرو بپاشد
    تحلیل

    پایان جنگ، حفظ فشار؛ بگذارید جمهوری اسلامی از درون فرو بپاشد

•
•
•

مطالب بیشتر

۳ سناریو پیش‌روی بازار مسکن ایران؛ از توافق تا جنگ

۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۶:۲۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
محمد ماشین‌چیان

بازار مسکن ایران میان سه سناریو حرکت می‌کند: صلح پایدار، نه جنگ نه صلح، و بازگشت درگیری. هر مسیر می‌تواند جهت قیمت اسمی، ارزش واقعی دارایی و فشار اجاره بر خانوارها را به شکلی متفاوت تغییر دهد و تصمیم‌گیری را برای مالکان، سرمایه‌گذاران و مستاجران دشوارتر کند.

بازار مسکن ایران در شرایطی قرار دارد که هم‌زمان با تورم بالا، افت قدرت خرید خانوار، کمبود ساخت‌وساز، افزایش هزینه تولید، ضعف نظام اعتباری و نااطمینانی سیاسی مواجه است. در چنین فضایی، نه تنها خریداران و سرمایه‌گذاران، بلکه مستاجران نیز با پرسش‌هایی جدی درباره آینده روبه‌رو هستند. بررسی سه سناریو محتمل می‌تواند تصویری روشن‌تر از مسیر پیش‌رو ارائه دهد.

در تحلیل این بازار باید میان «قیمت اسمی» و «قیمت واقعی» تفاوت قائل شد. قیمت اسمی همان رقم ملک به تومان است، اما قیمت واقعی نسبت آن با تورم، درآمد خانوار و قدرت خرید را نشان می‌دهد.

در اقتصاد ایران ممکن است قیمت اسمی از شش به هش‌ میلیارد تومان برسد، اما به دلیل تورم بالا، قدرت خرید این هشت میلیارد کمتر از شش میلیارد قبلی باشد. در این حالت، مالک از تورم عقب مانده است. در مقابل، برای خانواری که درآمدش همپای تورم رشد نکرده، همین افزایش اسمی می‌تواند خرید خانه را دشوارتر یا غیرممکن کند.

افزون بر این، به‌دلیل ریسک‌های سیاسی و تنش‌های منطقه‌ای، سازندگان با احتیاط بیشتری پروژه‌های جدید را آغاز می‌کنند. افزایش نرخ ارز، کمبود یا گرانی برخی مصالح، محدودیت انرژی مانند کمبود برق و گاز، و اختلال زنجیره تامین، هزینه تمام‌شده ساخت را بالا برده است. نتیجه، بازاری است که در آن قیمت‌ها افزایش می‌یابد، اما تقریبا همه بازیگران به درجات مختلف متضرر می‌شوند.

سناریو اول: توافق جامع اقتصادی و کاهش تحریم‌ها

نخستین اثر دستیابی به توافقی که به صلح پایدار، رفع تحریم‌ها و جذب سرمایه‌گذاری خارجی منجر شود، کاهش انتظارات تورمی خواهد بود. در چنین فضایی، انگیزه خرید هیجانی برای حفظ ارزش پول کاهش می‌یابد و نرخ ارز می‌تواند ثبات بیشتری پیدا کند. هزینه واردات ماشین‌آلات و بخشی از مصالح ساختمانی نیز کاهش خواهد یافت.

اثر این سناریو دو مرحله‌ای است. در کوتاه‌مدت، بازار از حالت انجماد خارج می‌شود. خریدار و فروشنده از انتظار خارج می‌شوند و حجم معاملات افزایش می‌یابد. حتی ممکن است بلافاصله پس از اعلام توافق، قیمت اسمی ملک کاهش یابد، زیرا تقاضای هیجانی فروکش می‌کند و مسکن جایگاه خود را به‌عنوان پناهگاه اضطراری از دست می‌دهد.

در میان‌مدت، اگر رشد اقتصادی تقویت شود، درآمد خانوار افزایش یابد و اعتبار بانکی بهبود پیدا کند، ساخت‌وساز رونق می‌گیرد. پروژه‌های نیمه‌تمام تکمیل می‌شود و عرضه جدید وارد بازار خواهد شد. افزایش عرضه می‌تواند فشار بلندمدت بر قیمت و اجاره را کاهش دهد. با این حال، تحقق این شرایط وابسته به مجموعه‌ای از پیش‌فرض‌هاست.

برای مالک، این سناریو لزوما به معنای سقوط ارزش دارایی نیست، اما بازدهی آن ممکن است از بازارهای مولد کمتر باشد. برای سرمایه‌گذار، سود اصلی از نگهداری منفعلانه ملک حاصل نخواهد شد، بلکه در حوزه ساخت‌وساز، نوسازی، اجاره‌داری حرفه‌ای و مناطق دارای تقاضای مصرفی متمرکز می‌شود. برای مستاجران نیز هرچند اثر فوری نیست، اما در صورت کنترل تورم و افزایش عرضه، فشار تمدید قرارداد می‌تواند کاهش یابد و نسبت اجاره به درآمد تعدیل شود.

  • ۳ سناریو بازگشایی بورس پس از جنگ

    ۳ سناریو بازگشایی بورس پس از جنگ

سناریو دوم: نه جنگ نه صلح

در این وضعیت، تنش نظامی گسترده رخ نمی‌دهد، اما تحریم‌ها و فشار اقتصادی ادامه می‌یابد. ریسک جنگ کاهش می‌یابد، اما موتور اصلی بحران مسکن خاموش نمی‌شود. تورم، ضعف نظام بانکی، محدودیت سرمایه خارجی و هزینه بالای ساخت پابرجا می‌ماند.

در چنین شرایطی، قیمت اسمی مسکن ممکن است افزایش یابد، اما در میان‌مدت رشد آن نزدیک یا کمتر از تورم خواهد بود. بازار در رکود باقی می‌ماند، زیرا از یک سو مالکان با انتظار تورمی حاضر به کاهش قیمت نیستند و از سوی دیگر قدرت خرید خانوار ضعیف است. نتیجه، بازاری با معاملات محدود و نقدشوندگی پایین است.

برای مالک، دارایی به تومان رشد می‌کند اما در صورت نیاز فوری به فروش، ممکن است ناچار به ارائه تخفیف شود. برای سرمایه‌گذار، حفظ ارزش پول انگیزه ورود است، اما مالیات، هزینه نگهداری، ریسک اجاره‌داری و احتمال عقب ماندن از تورم، بازدهی را نامطمئن می‌کند. برای مستاجران، این سناریو به معنای ادامه فشار مزمن است؛ سهم بیشتری از درآمد صرف اجاره می‌شود و منابع کمتری برای سایر هزینه‌های زندگی باقی می‌ماند.

سناریو سوم: بازگشت جنگ

در صورت گسترش درگیری، بازار مسکن وارد فاز دفاعی می‌شود. خریدار مصرفی تنها در صورت اجبار وارد معامله می‌شود و فروشنده نیز در صورت نداشتن نیاز فوری، ملک را نگه می‌دارد. سازندگان پروژه‌های جدید را متوقف یا کند می‌کنند، زیرا هزینه ساخت و امنیت سرمایه با ابهام روبه‌رو می‌شود.

در این سناریو، رفتار قیمت‌ها یکدست نیست. ممکن است قیمت اسمی در بسیاری از مناطق افزایش یابد، زیرا نرخ ارز و تورم بالا می‌رود، اما به دلیل کاهش شدید معاملات، قیمت واقعی در بخشی از بازار افت کند. قیمت‌های پیشنهادی بالا می‌ماند، اما معاملات با تخفیف انجام می‌شود.

اثر منطقه‌ای نیز پررنگ می‌شود. در مناطق پرریسک، تقاضا کاهش می‌یابد، اما در مناطق امن‌تر یا برخی شهرهای کوچک‌تر، تقاضا و فشار بر قیمت و اجاره ممکن است افزایش پیدا کند. برای مستاجران، این بدترین وضعیت است؛ زیرا جابه‌جایی خانوارها به مناطق امن‌تر، بازار اجاره را تحت فشار قرار می‌دهد و توقف ساخت‌وساز، عرضه آینده را محدود می‌کند. در نتیجه، اجاره بالاتر، انتخاب کمتر و قراردادهای سخت‌تر محتمل خواهد بود.

  • قیمت دلار در بازار آزاد ایران به ۱۸۰ هزار تومان رسید

    قیمت دلار در بازار آزاد ایران به ۱۸۰ هزار تومان رسید

جمع‌بندی

در سناریو صلح پایدار، آهنگ رشد قیمت اسمی کندتر می‌شود و ممکن است قیمت واقعی برای مدتی از تورم عقب بماند. در این وضعیت، مسکن کمتر محل سودهای سریع تورمی است و بیشتر به یک دارایی باثبات تبدیل می‌شود. جهت حرکت سرمایه می‌تواند از سفته‌بازی به سمت تولید و اجاره‌داری حرفه‌ای تغییر کند و بازار اجاره شانس بیشتری برای کاهش فشار خواهد داشت.

در وضعیت نه جنگ نه صلح، اعداد اسمی بالا می‌روند اما بازار عمق نمی‌گیرد. ارزش دارایی روی کاغذ رشد می‌کند، ولی نقدشوندگی محدود می‌ماند و بازدهی قطعی نیست. فشار بر مستاجران نیز ادامه پیدا می‌کند، زیرا شکاف میان درآمد و هزینه مسکن بسته نمی‌شود.

در صورت بازگشت جنگ، نااطمینانی به عنصر غالب بازار تبدیل می‌شود. رشد اسمی می‌تواند با قفل شدن معاملات و ناهمگونی منطقه‌ای همراه شود. مسئله اصلی دیگر فقط قیمت نیست، بلکه امکان فروش، امنیت سرمایه و دسترسی به مسکن است. در این میان، مستاجران بیشترین آسیب را از جابه‌جایی اجباری، محدود شدن عرضه و افزایش اجاره متحمل می‌شوند.

در نهایت، آینده مسکن را باید با سه شاخص سنجید: مسیر قیمت اسمی، نسبت آن با تورم، و فاصله اجاره و قیمت خرید با درآمد خانوار. برای اکثریت جامعه، مهم‌ترین عدد نه قیمت اسمی خانه، بلکه همین فاصله است. هرچه این فاصله کمتر شود، بازار به تعادل نزدیک‌تر می‌شود؛ و هرچه بیشتر شود، حتی رشد ظاهری قیمت‌ها نیز به معنای دورتر شدن خانه از دسترس خواهد بود.

اوپک و شاه؛ ایران چطور بازارهای جهانی را شکل داد

۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۵:۲۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
امید کشتکار

امارات متحده عربی در اقدامی غافلگیرکننده اعلام کرد که از سازمان کشورهای صادرکننده نفت، اوپک کناره خواهد گرفت. اقدامی که به‌گفته کارشناسان می‌تواند بازارهای جهانی را برای همیشه تغییر دهد و تاثیری بلندمدت بر اقتصاد کشورهای نفتی از جمله ایران بگذارد.

امارات در حالی از اوپک خارج می‌شود که صنعت نفت جهان پس از بسته‌شدن تنگه‌ هرمز در حال گذراندن یکی از بدترین بحران‌های خود پس از بحران‌های نفتی دهه‌ هفتاد میلادی است که به تغییر دولت‌ها و سیاست‌های جهانی انجامید. دورانی که با نام اوپک و محمدرضاشاه پهلوی گره خورده است.

تاسیس اوپک از ونزوئلا تا تهران

گرچه سازمان اوپک رسما در سال ۱۹۶۰ تاسیس شد اما ریشه‌هایش به سال‌هایی دورتر بازمی‌گردد. ایده‌ اولیه‌ یک جبهه‌ متحد نفتی حاصل همکاری خوان پابلو پرز آلفونسو وزیر نفت ونزوئلا و عبدالله طریقی، وزیر نفت عربستان سعودی، بود. اما ایران دوران شاه، از همان ابتدا وزنه تعادل این گفت‌وگوها محسوب می‌شد.

تا پیش از تاسیس اوپک شرکت‌های بزرگ نفتی معروف به هفت خواهران کنترل نفت جهان را در دست داشتند. این مجموعه که از شرکت‌های مثل اکسون موبیل، شل و بی پی تشکیل شده بود به اختیار خود قیمت‌های جهانی نفت را تعیین می‌کرد.

تابستان ۱۹۶۰ این شرکت‌ها باز هم قیمت نفت را به‌طور یک‌جانبه کاهش دادند. این اقدام، تیر خلاصی بر پیکر اقتصاد کشورهای صادرکننده بود. در واکنش به این تحقیر اقتصادی، نمایندگان پنج کشور ایران، عراق، عربستان سعودی، کویت و ونزوئلا در بغداد گرد هم آمدند.

نماینده ایران در این اجلاس فواد روحانی حقوقدان و دیپلماتی برجسته بود که به‌دلیل تسلط بر مباحث حقوقی، نقشی کلیدی در تدوین اساسنامه سازمان ایفا کرد و به‌عنوان نخستین دبیرکل اوپک انتخاب شد.

  • ضربه به نفوذ نفتی عربستان سعودی؛ امارات از اوپک خارج شد

    ضربه به نفوذ نفتی عربستان سعودی؛ امارات از اوپک خارج شد

استراتژی شاه در دهه‌ ۶۰ میلادی

در سال‌های نخست تاسیس اوپک، محمدرضاشاه پهلوی بسیار محتاطانه عمل می‌کرد. آن دوران در اوج جنگ سرد، ایران در خط مقدم نفوذ شوروی قرار داشت. همچنین شاه به‌تازگی تجربه‌ ملی‌شدن صنعت نفت را از سر گذرانده بود. از سوی دیگر ایران از نظر اقتصادی کشوری بسیاری شکننده بود که می‌توانست با اولین طوفان در هم بشکند.

در این سال‌ها نقش ایران در اوپک بر محور «افزایش سهم از سود» متمرکز بود. شاه اصرار داشت که فرمول تقسیم سود برابر که از زمان قرارداد کنسرسیوم حاکم بود، باید به نفع تولیدکننده تغییر کند. در این دوران، ایران به‌تدریج تبدیل به رهبر سیاسی اوپک شد. نقشی که در تغییرات بزرگ دهه‌ هفتاد خود را نشان داد.

100%

جنگ یوم کیپور و رهبری ایران

سال ۱۹۷۳ مصر و سوریه با پشتیبانی دیگر کشورهای عربی به‌طرزی غافلگیرکننده به اسرائیل حمله کردند. ارتش‌های عربی در عمق خاک اسرائیل نفوذ کردند و این کشور را برای نخستین‌بار در شرایطی خطرناک قرار دادند. پس از پایان جنگ با میانجیگری آمریکا، کشورهای عربی تولید نفت را کاهش دادند و صادرات به حامیان اسرائیل را تحریم کردند.

در چنین فضایی در دسامبر ۱۹۷۳، شاه در کنفرانس اوپک در تهران، رهبری جناح «عقاب‌ها» را بر عهده گرفت. خواست این جناح افزایش چهاربرابری قیمت نفت بود. منطق محمدرضاشاه و کشورهای حامی افزایش قیمت ساده بود: «چرا باید کالایی که تمام‌شدنی است و ماده اولیه هزاران محصول پتروشیمی است، ارزان‌تر از آب فروخته شود؟»

آنها استدلال می‌کرد که قیمت نفت باید با هزینه تولید انرژی‌های جایگزین مانند انرژی هسته‌ای یا زغال‌سنگ برابری کند. این حرکت، قیمت نفت را از حدود سه دلار به نزدیک ۱۲ دلار در هر بشکه رساند و اقتصاد جهان را تکان داد.

  • اوپک‌پلاس بر سر افزایش یا تثبیت تولید نفت تصمیم می‌گیرد

    اوپک‌پلاس بر سر افزایش یا تثبیت تولید نفت تصمیم می‌گیرد

سیاست نفت برای توسعه نه سیاست

با این‌حال محمدرضاشاه با تحریم اسرائیل همراهی نکرد. در حالی که ملک فیصل، پادشاه عربستان سعودی، از نفت به عنوان سلاحی علیه غرب استفاده می‌کرد، محمدرضاشاه به تامین نیازهای نفتی کشورهایی که تحت تحریم بودند ادامه داد.

شاه اعتقاد داشت که تحریم نفتی اقدامی احساسی است که به سیستم اقتصاد جهانی آسیب می‌زند. ایران خود را بخشی از اقتصاد جهان می‌دانست و می‌خواست از عواید نفتی برای پیشرفت اقتصادی و تکنولوژیک کشور و تجهیز ارتش سود ببرد.

ایران کشوری پرجمعیت بود که برای صنعتی‌شدن نیاز به پول نقد داشت، از سوی دیگر عربستان سعودی با ذخایر عظیم نفتی استدلال می‌کرد با گران‌شدن نفت، کشورهای خریدار به‌سوی تکنولوژی‌های جایگزین می‌روند و با کم‌شدن تقاضا در درازمدت نفت عربستان بی‌ارزش خواهد شد.

اقتصاد جهان زیر ضرب

افزایش ناگهانی درآمدهای نفتی ایران  که از پنج میلیارد دلار به ۲۰ میلیارد دلار رسید، تبدیل به شمشیری دو لبه‌ شد. با افزایش قیمت نفت اقتصادهای غربی با تورم بی‌سابقه و رکود مواجه شدند. صف‌های طولانی پمپ بنزین در آمریکا و اروپا، تصویر همیشگی آن دوران شد. شاه که زمانی محبوب واشینگتن بود، حالا به عنوان یک «مستبد نفتی» که قصد ویرانی اقتصاد غرب را دارد، در مطبوعات معرفی می‌شد.

در داخل ایران، ورود بی‌رویه ارز به بازار باعث شد که بخش کشاورزی و تولیدات داخلی آسیب ببیند. تورم دو رقمی شد و قیمت‌ها ناگهان افزایش یافت. از سوی دیگر زیرساخت‌های کشور مانند جاده‌ها، شبکه‌ی ریلی و هوایی، بنادر و شبکه‌ی برق توان تحمل این حجم از تولید، واردات و فعالیت اقتصادی را نداشتند.

شاه با اصرار بر قیمت بالای نفت در اوپک گرچه اقتصاد ایران را از ریشه متحول کرد اما ناخواسته بستر بی‌ثباتی اقتصادی را فراهم کرد که بعدها به نارضایتی‌های اجتماعی در داخل کشور دامن زد.

  • تصمیم جدید تولیدکنندگان نفت و تاثیر آن بر ایران و آمریکا و مذاکراتشان

    تصمیم جدید تولیدکنندگان نفت و تاثیر آن بر ایران و آمریکا و مذاکراتشان

فشار غرب و سقوط قیمت‌ها

از اواسط دهه ۷۰ میلادی، ورق برگشت. کشورهای غربی شروع به فشار بر متحدان خود در منطقه کردند تا قیمت‌ها را کاهش دهند. جرالد فورد و سپس جیمی کارتر، به‌وضوح به شاه هشدار دادند که قیمت‌های بالای نفت می‌تواند روابط استراتژیک را مخدوش کند. عربستان سعودی در نقش منجی غرب ظاهر شد. ریاض با افزایش تولید بازار را اشباع کرد تا قیمت‌ها را پایین نگه دارد و قدرت مانور شاه در اوپک محدود شد. شاه در سال‌های ۱۳۵۵ و ۱۳۵۶ متوجه شد که قدرت مطلق او در اوپک رو به زوال است، در حالی که بودجه‌ کشور بر اساس نفت گران بسته شده بود.

نقش محمدرضاشاه پهلوی در اوپک، حکایت پادشاهی بود که می‌خواست با تکیه بر یک منبع طبیعی، کشورش را به قدرت اول منطقه و یکی از پنج قدرت برتر جهان تبدیل کند. او اوپک را از یک تشکل صنفی ساده به بازیگری تعیین‌کننده در دیپلماسی جهانی تبدیل کرد. اگرچه سیاست‌های تهاجمی او در افزایش قیمت نفت، ایران را به اوج قدرت مالی رساند، اما عدم توازن بین درآمدهای نفتی و ساختارهای سیاسی-اجتماعی داخلی، در نهایت به پاشنه‌ آشیل حکومت او تبدیل شد.

جنگ خاموش جمهوری اسلامی؛ تهدید سایبری تهران علیه زندگی روزمره مردم جهان

۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۴:۲۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
نیلوفر منصوری

در حالی که تنش میان جمهوری اسلامی، اسرائیل و آمریکا در میدان‌های نظامی جریان دارد، واقعیت این است که یکی از مهم‌ترین و خطرناک‌ترین جبهه‌های این تقابل، نه در آسمان تهران و تل‌آویو، بلکه در پشت صفحه‌های کامپیوتر و شبکه‌های زیرساختی جهان در حال وقوع است.

این جنگ خاموش، مداوم و بسیار پرهزینه «جنگ سایبری» است.

گزارش اخیر مجله نیویورکر بار دیگر توجه‌ها را به ابعاد این تهدید جلب کرده است؛ تهدیدی که نه‌تنها متوجه دولت‌ها، بلکه مستقیما زندگی روزمره شهروندان عادی در همه جای جهان را هدف قرار می‌دهد.

از شبکه آب شهری گرفته تا بیمارستان‌ها، نیروگاه‌ها، فرودگاه‌ها و سامانه‌های حمل‌ونقل، همه می‌توانند به اهداف حملات سایبری وابسته به جمهوری اسلامی تبدیل شوند.

بر اساس هشدار رسمی آژانس امنیت سایبری و امنیت زیرساخت آمریکا (CISA)، گروه‌های وابسته به حکومت ایران توانسته‌اند به سیستم‌های کنترل صنعتی درآمریکا موسوم به PLC دسترسی پیدا کنند؛ همان رایانه‌های کوچکی که عملکرد زیرساخت‌های حیاتی مانند تصفیه‌خانه‌های آب، شبکه برق، تاسیسات انرژی و حتی برخی خدمات شهری در ایالت های مختلف آمریکا را کنترل می‌کنند.

  • گروه هکری حنظله مشخصات صدها نظامی آمریکایی را منتشر کرد؛ پنتاگون: بررسی می‌کنیم

    گروه هکری حنظله مشخصات صدها نظامی آمریکایی را منتشر کرد؛ پنتاگون: بررسی می‌کنیم

این مساله تنها یک هشدار فنی نیست؛ بلکه به معنای آن است که جمهوری اسلامی، برای فشار سیاسی و امنیتی، آماده است زندگی عادی مردم در آن سوی جهان را مختل کند؛ بدون شلیک حتی یک گلوله.

جمهوری اسلامی سال‌هاست که در سیاست خارجی خود بر اصل «هزینه‌سازی برای دشمن» تکیه کرده است. این رویکرد را در حمایت از گروه‌های نیابتی، عملیات تروریستی برون‌مرزی، گروگان‌گیری دیپلماتیک و اکنون در جنگ سایبری نیز می‌توان دید. تفاوت اینجاست که در فضای سایبری، هزینه حمله بسیار کمتر و امکان انکار مسئولیت بسیار بیشتر است.

برخلاف تصویر سینمایی از حملات سایبری که با خاموش شدن ناگهانی کل یک کشور همراه است، استراتژی جمهوری اسلامی بیشتر بر ایجاد اختلال تدریجی، ترس روانی و فرسایش اعتماد عمومی استوار است.

حمله به بیمارستانی که سیستم ثبت بیمارانش مختل شود، نفوذ به شبکه آب شهری، یا ایجاد اختلال در فرودگاه‌ها، شاید تیتر جنگ جهانی نسازد، اما می‌تواند امنیت روزمره مردم را به شدت تهدید کند.

یکی از گروه‌هایی که در این گزارش به آن اشاره شده، «سیدورم» یا همان MuddyWater است؛ گروهی که گفته می‌شود به وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی مرتبط است.

این گروه سال‌هاست در حملات سایبری علیه اهداف مختلف در آمریکا، اروپا و خاورمیانه فعال بوده است. گروه دیگری با نام «هندالا» نیز به عنوان بازوی غیررسمی عملیات سایبری جمهوری اسلامی معرفی شده؛ ساختاری که به حکومت امکان می‌دهد هم حمله کند و هم مسئولیت مستقیم آن را انکار کند.

همین ساختار خاکستری، یکی از خطرناک‌ترین ویژگی‌های جنگ سایبری جمهوری اسلامی است. تهران می‌تواند زیرساخت کشوری دیگر را هدف قرار دهد، اما هم‌زمان آن را به گروهی ناشناس یا «هکتیویست‌های مستقل» نسبت دهد. این همان مدل آشنایی است که جمهوری اسلامی سال‌ها در حمایت از شبه‌نظامیان منطقه‌ای نیز به کار گرفته است.

اما پرسش مهم‌تر این است: چرا جمهوری اسلامی تا این اندازه بر جنگ سایبری سرمایه‌گذاری کرده است؟

پاسخ روشن است؛ زیرا در بسیاری از حوزه‌های نظامی و اقتصادی، جمهوری اسلامی توان رقابت مستقیم با قدرت‌های بزرگ را ندارد.

  • وزارت دادگستری آمریکا از ایجاد اختلال در فرآیند سرکوب فرامرزی جمهوری اسلامی خبر داد

    وزارت دادگستری آمریکا از ایجاد اختلال در فرآیند سرکوب فرامرزی جمهوری اسلامی خبر داد

اقتصاد بحران‌زده، زیرساخت فرسوده داخلی، نارضایتی اجتماعی گسترده و انزوای بین‌المللی، حکومت را به سمت ابزارهای نامتقارن سوق داده است. حمله سایبری، برای حکومتی که در داخل با بحران مشروعیت و در خارج با فشار سیاسی مواجه است، ابزاری ارزان، موثر و کم‌ریسک محسوب می‌شود.

نکته تلخ‌تر اینجاست که همان حکومتی که میلیاردها دلار برای عملیات سایبری، شبکه‌های نفوذ خارجی و حمایت از گروه‌های نیابتی هزینه می‌کند، در داخل کشور حتی از تامین ابتدایی‌ترین زیرساخت‌های اینترنتی، امنیت داده‌های شهروندان و حفاظت از حریم خصوصی مردم خود ناتوان یا بی‌اعتناست.

مردم ایران سال‌هاست قربانی همین نگاه امنیتی هستند. اینترنت نه به‌عنوان حق شهروندی، بلکه به‌عنوان میدان کنترل و سرکوب دیده می‌شود. فیلترینگ گسترده، قطع اینترنت در اعتراضات، شنود، نظارت امنیتی و حمله به حریم خصوصی شهروندان، همه بخشی از همان ذهنیتی است که حالا در سطح بین‌المللی به جنگ سایبری تبدیل شده است.

در واقع، جمهوری اسلامی همان رفتاری را که با شهروندان خود انجام می‌دهد، در مقیاسی بزرگ‌تر علیه جهان نیز دنبال می‌کند: ایجاد ترس، کنترل، بی‌ثباتی و هزینه‌سازی.

در این میان، نگرانی جدی‌تر به ضعف آمادگی کشورهایی مانند آمریکا در برابر این تهدید بازمی‌گردد. نیویورکر اشاره می‌کند که کاهش بودجه و تضعیف برخی بخش‌های آژانس امنیت سایبری آمریکا، می‌تواند این کشور را در برابر چنین حملاتی آسیب‌پذیرتر کند.

این موضوع نشان می‌دهد که تهدید سایبری جمهوری اسلامی صرفا یک مساله منطقه‌ای نیست، بلکه به بخشی از امنیت ملی غرب تبدیل شده است.

اما شاید مهم‌ترین نکته این باشد که جمهوری اسلامی برای پیروزی، نیازی به نابودی کامل یک کشور ندارد. کافی است اعتماد عمومی را تضعیف کند، هزینه‌های دفاعی را بالا ببرد و احساس ناامنی دائمی ایجاد کند. این همان منطق فرسایشی است که حکومت سال‌ها در سیاست داخلی و خارجی خود دنبال کرده است.

در نهایت، آنچه جمهوری اسلامی صادر می‌کند، فقط نفت، بحران هسته‌ای یا تنش منطقه‌ای نیست؛ بلکه بی‌ثباتی است.

از خیابان‌های تهران تا شبکه آب یک شهر آمریکایی، از سرکوب معترضان در داخل تا حملات سایبری در خارج، الگوی واحدی دیده می‌شود: حکومتی که بقای خود را نه در توسعه و رفاه، بلکه در بحران‌آفرینی و تهدید می‌بیند.

جنگ سایبری جمهوری اسلامی شاید بی‌صدا باشد، اما آثار آن می‌تواند به اندازه هر جنگی واقعی، پرهزینه و مرگبار باشد. دنیا امروز بیش از هر زمان دیگری باید این واقعیت را جدی بگیرد.

در پی «جنگ ایران»، کشورهای جنوب شرق آسیا همکاری با روسیه را افزایش داده‌اند

۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۹:۲۱ (‎+۱ گرینویچ)

در پی حمله آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی، بسته شدن تنگه هرمز، محاصره دریایی ایران و اختلال در زنجیره تامین انرژی و کود، کشورهای جنوب شرق آسیا با وجود هشدارهای اتحادیه اروپا، همکاری با روسیه را افزایش داده‌اند که این اقدام می‌تواند نفوذ مسکو را در این منطقه تقویت کند.

روزنامه گاردین چهارشنبه ۹ اردیبهشت در گزارشی تحلیلی نوشت هشدارهای داده شده، تاثیر محدودی داشته و چندین کشور منطقه در حال تقویت روابط اقتصادی با مسکو هستند.

اندونزی اعلام کرده تا ۱۵۰ میلیون بشکه نفت خام از روسیه وارد می‌کند. تصمیمی که پس از دیدار پرابوو سوبیانتو، رییس‌جمهوری این کشور، با ولادیمیر پوتین، رییس‌جمهوری روسیه، در مسکو اتخاذ شد.

کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، پس از دیدار با وزیران خارجه کشورهای عضو آسه‌آن (اتحادیه کشورهای جنوب شرق آسیا)، در برونئی، از این کشورها خواست «تصویر بزرگ‌تر» را در نظر بگیرند و هشدار داد خرید نفت از روسیه به ادامه جنگ اوکراین کمک می‌کند.

آسه‌آن یک سازمان سیاسی، اقتصادی و فرهنگی منطقه‌ای است که ۱۰ کشور جنوب شرق آسیا را برای تقویت همکاری‌ها، توسعه اقتصادی و حفظ ثبات و صلح منطقه‌ای گرد هم آورده است.

فیلیپین نیز ماه گذشته میلادی نخستین محموله نفت روسیه در پنج سال اخیر را دریافت کرده است. تایلند در حال مذاکره برای خرید کود از روسیه است و ویتنام نیز توافق قبلی خود با مسکو برای ساخت نیروگاه هسته‌ای را با فوریت بیشتری دنبال می‌کند.

  • بلومبرگ و وال‌استریت ژورنال: وضعیت ذخیره‌سازی نفت در ایران بحرانی است

    بلومبرگ و وال‌استریت ژورنال: وضعیت ذخیره‌سازی نفت در ایران بحرانی است

تصویری مثبت از روسیه و پوتین

برای روسیه، این بحران به سود مالی قابل توجهی منجر شده است. افزایش قیمت انرژی و تعلیق موقت برخی تحریم‌ها، درآمدهای چند میلیارد دلاری برای این کشور ایجاد کرده و به گفته تحلیلگران، تلاش‌های غرب برای انزوای مسکو را تضعیف کرده است.

نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند روسیه و پوتین در بسیاری از کشورهای منطقه تصویر مثبتی دارند.

بر اساس یک نظرسنجی در سال ۲۰۲۴، بیش از ۵۰ درصد پاسخ‌دهندگان در اندونزی و ویتنام خواهان پیروزی روسیه در جنگ اوکراین بودند.

همچنین در نظرسنجی سال ۲۰۲۵ مرکز پژوهشی پیو، ۶۴ درصد از اندونزیایی‌ها دیدگاه مثبتی نسبت به روسیه داشتند، در حالی که این رقم برای آمریکا ۴۸ درصد بود.

ایان استوری، پژوهشگر موسسه آیسیس-یوسف اسحاق در سنگاپور، به گاردین گفت: «پوتین به عنوان رهبر قدرتمندی دیده می‌شود که در برابر غرب ایستاده و از ارزش‌های سنتی دفاع می‌کند.»

با وجود این، تحلیلگران معتقدند توان روسیه برای گسترش نفوذ در منطقه محدود است، به‌ویژه به دلیل وابستگی فزاینده این کشور به پکن و رقابت با قدرت‌هایی مانند آمریکا و چین.

در همین حال، تعلیق موقت تحریم‌های آمریکا بر صادرات نفت روسیه که در ماه مارس اجرا شد و در اواسط آپریل برای ۳۰ روز دیگر تمدید شد، نقش مهمی در افزایش عرضه جهانی و تسهیل خرید برای کشورهای آسیایی داشته است.

در حوزه انرژی هسته‌ای، روسیه تلاش می‌کند حضور خود را گسترش دهد و پیش‌تر قراردادهایی با میانمار و ویتنام امضا کرده است، هرچند با رقابت سایر کشورها مواجه است.

  • جهش قیمت کود در پی جنگ ایران، نگرانی‌ها درباره تولید جهانی غذا را تشدید کرده است

    جهش قیمت کود در پی جنگ ایران، نگرانی‌ها درباره تولید جهانی غذا را تشدید کرده است

شریک قابل اتکا

این بحران به مسکو فرصت داده است خود را به عنوان شریک «قابل اتکا و باثبات» در زمینه امنیت غذایی و انرژی معرفی کند. همزمان، این همکاری‌ها برای کشورهایی مانند اندونزی نیز اهمیت سیاسی دارد.

لژک بوشینسکی، استاد دانشگاه ملی استرالیا، گفت این توافق‌ها نشان‌دهنده سیاست عدم تعهد جاکارتا است و پیامی به غرب می‌فرستد که این کشور از سیاست‌های آن پیروی نمی‌کند.

قرار است در ماه ژوئن، نشستی مشترک میان روسیه و آسه‌آن در شهر کازان برگزار شود تا ۳۵ سال روابط دو طرف گرامی داشته شود. نشستی که به گفته تحلیلگران، حتی بدون دستاورد مشخص، برای مسکو اهمیت نمادین دارد و نشان می‌دهد این کشور همچنان در عرصه بین‌المللی متحدانی دارد.

حسین آقایی: محاصره دریایی بنادر ایران کارزاری چندلایه و بسیار مدرن است

۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۹:۱۱ (‎+۱ گرینویچ)

سنتکام اعلام کرد اکنون بیش از ۲۰ شناور به‌‌دلیل محاصره دریایی در بندر چابهار متوقف مانده‌اند.

حسین آقایی، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، گفت اقدام ارتش آمریکا در محاصره بنادر ایران «کارزاری چندلایه و بسیار مدرن» است.