آمریکا: معافیت تحریمی نفت روی آب ایران ۳۰ روز تمدید شد
وزیر خزانهداری آمریکا گفت که معافیت تحریمی نفت بارگیریشده روسیه و ایران را ۳۰ روز دیگر تمدید کرده است. همزمان، ادعای کسب ۱۴ میلیارد دلار سود برای جمهوری اسلامی بابت معافیت ۳۰ روزه اول را «افسانه» خواند.
اسکات بسنت، چهارشنبه دوم اردیبهشت در جلسه بررسی بودجه کمیته تخصیص بودجه سنا گفت که این تصمیم در پی درخواست ۱۰ کشور آسیبپذیر در برابر کمبود نفت اتخاذ شده است.
او افزود: «وزارت خزانهداری با اعطای معافیتهای تحریمی به ایران و روسیه توانست بیش از ۲۵۰ میلیون بشکه نفت در دریا را آزاد کند. در صورت انجام نشدن این اقدام، قیمتها بالاتر میرفت.»
وزیر خزانهداری آمریکا، همچنین گفت ادعای کسب ۱۴ میلیارد دلار سود برای جمهوری اسلامی از محل لغو تحریمها «افسانه» است.
این تصمیم در حالی اتخاذ شد که بسنت تنها دو روز پیش گفته بود واشینگتن این معافیت را تمدید نخواهد کرد. بر اساس تصمیم تازه، خرید نفت و فرآوردههایی که تا پیش از جمعه روی کشتیها بارگیری شدهاند، تا ۲۶ اردیبهشت (۱۶ مه) مجاز خواهد بود.
وزارت خزانهداری آمریکا معافیت تحریمی نفت روسیه را روز جمعه ۲۸ فروردین اعلام کرد اما آن زمان به معافیت تحریمی نفت ایران اشاره نکرد.
سیانبیسی جمعه نوشت که این معافیت به به کشورها اجازه میدهد نفت خام و فرآوردههای نفتی روسیه را که تا جمعه ۲۸ فروردین روی کشتیها بارگیری شدهاند، تا ۲۶ اردیبهشت (۱۶ مه) خریداری کنند.
این رسانه به نقل از یک سخنگوی وزارت خزانهداری نوشت: «در حالی که مذاکرات [با حکومت ایران] شتاب گرفته، خزانهداری میخواهد اطمینان یابد که نفت به دست کسانی که به آن نیاز دارند، میرسد.» این در حالی است که تنها دو روز پیش از آن، وزیر خزانهداری گفته بود که واشینگتن نه معافیت ۳۰ روزه برای نفت روسیه و نه معافیت دیگری برای نفت ایران را که قرار است یکشنبه ۳۰ فروردین منقضی شود، تمدید نخواهد کرد.»
انتقادها به کاهش فشار تحریمی
ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، از کاهش فشار تحریمها بر نفت روسیه انتقاد کرد و گفت چنین اقداماتی میتواند منابع مالی جنگ مسکو را تقویت کند.
این تحولات در حالی رخ میدهد که پس از حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی، تهران عملا تنگه هرمز را مسدود کرده؛ اقدامی که باعث جهش قیمت نفت و افزایش قیمت بنزین در آمریکا شده است.
همزمان محمود نبویان، نماینده مجلس و از اعضای هیات اعزامی جمهوری اسلامی به پاکستان، گفت: «در طول جنگ فروش نفت ما بسیار بیشتر شد؛ ما حالا همه نفتهای روی آب را به دو برابر قیمت فروختیم و الان یک قطره هم نفت روی آب نداریم.»
در همین حال، واشینگتنپست ۲۹ فروردین گزارش داد تحلیل تصاویر ماهوارهای و دادههای دریایی نشان میدهد در روزهای اخیر دستکم پنج نفتکش خالی وارد بنادر ایران در خلیج فارس شده و بارگیری میلیونها بشکه نفت را آغاز کردهاند.
در این گزارش آمده بود همزمان، پنج نفتکش دیگر که در نزدیکی بندر چابهار مستقر بودند و در مجموع حدود ۹ میلیون بشکه نفت حمل میکردند، از منطقه خارج شدهاند، اما مقصد فعلی آنها مشخص نیست.
همچنین فاکسنیوز ۲۶ فروردین به نقل از شرکت اطلاعات دریایی «ویندوارد» گزارش داد دهها میلیون بشکه نفت ایران خارج از مسیرهای رسمی جابهجا شده است.
به گزارش فاکسنیوز، این شرکت اعلام کرده جمهوری اسلامی برای دور زدن محاصره جدید آمریکا از شبکههای مخفی انتقال نفت در دریا استفاده میکند؛ محاصرهای که به نوشته این شبکه، از ۲۴ فروردین و پس از شکست مذاکرات تهران و واشینگتن آغاز شد.
اول فروردین، خبرگزاری رویترز گزارش داد دولت ترامپ با صدور معافیتی ۳۰ روزه، فروش موقت نفت در حال انتقال ایران در دریا را برای مهار فشار بر بازار انرژی مجاز کرده است.
برخی تحلیلها نشان میدهد معافیتهای هدفمند آمریکا، در کنار تلاش برای مهار نوسان بازار نفت، میتواند مسیر بخشی از نفت ایران و روسیه را از چین به سمت پالایشگران هندی تغییر دهد.
از سوی دیگر، اظهارات نبویان در حالی مطرح میشود که مقامهای آمریکایی تاکید دارند این معافیتها به معنای افزایش درآمد جمهوری اسلامی نیست و هدف اصلی آن کنترل بازار انرژی است؛ روایتی که با ادعاهای مطرحشده از سوی مقامهای حکومت ایران در تضاد قرار دارد.
این معافیتهای کوتاهمدت در حالی بهعنوان ابزاری برای مدیریت بازار انرژی مطرح میشوند که از نگاه منتقدان، میتوانند پیامهای متناقضی درباره میزان پایبندی واشینگتن به سیاست فشار حداکثری علیه تهران و مسکو ارسال کنند.
جشنواره هات داکس (Hot Docs) از بزرگترین جشنوارههای فیلم مستند جهان این روزها میزبان مستند تازهای است درباره زنان ایران: «جنگ علیه زنان» ساخته رها شیرازی.
توجه به تجربه دردناک زنان ایران طی ۴۷ سال گذشته، پس از جنبش زن، زندگی، آزادی و اتفاقات مربوط به آن، به شکل گستردهای در خارج از ایران بیشتر و بیشتر شد. این در حالی بود که پیش از این، بسیاری از مخاطبان غربی از وضعیت زندگی و آزادیهای زنان ایران، پیش از انقلاب ۱۳۵۷ اطلاع چندانی نداشتند و تصویر آنها از زن ایرانی با محدودیتها و حجاب اجباری گره خورده بود.
این فیلم تازه هم در ادامه همین توجه، میکوشد تاریخ سالها تبعیض و ستم جمهوری اسلامی علیه زنان را از آغاز شکلگیری انقلاب تا امروز به تصویر بکشد؛ از تصاویر آرشیوی زنان ایران در دوران شاه تا صحنههایی از انقلاب مهسا و نیز مجموعهای از گفتوگوها با زنانی از نسلهای مختلف که خاطرات شخصی، تجربهها، برخوردها و احساسات خود را در دهههای گوناگون پس از انقلاب روایت میکنند. فیلم در نهایت میکوشد از خلال این روایتها، تصویری کلی از این تحولات و رویدادها برای تماشاگر غیرایرانی ترسیم کند.
رها شیرازی که در ده سالگی به همراه مادرش از ایران مهاجرت کرده، در این اولین فیلم بلند خود سعی دارد تصویری تاریخی را به شکلی شخصی روایت کند، به همین دلیل فیلم با نوعی حسرت همراه است که تصاویر فیلم را از ابتدا تا انتها به هم مربوط میکند.
رها شیرازی از «بزرگ شدن در میان بیثباتیهای سیاسی» و اثر ماندگار آن بر او بهعنوان یک فیلمساز میگوید: «در آغاز انقلاب، مادرم از نظر سیاسی فعال بود. او در اعتراضها به حجاب اجباری که از همان ماههای نخست پس از انقلاب آغاز شده بود، راهپیمایی میکرد. کلاسهای دانشگاهش را تحریم کرد و عمیقا به مبارزه برای ایرانی دموکراتیک باور داشت، تا آنجا که بارها جان خود را به خطر انداخت. وقتی او از دنیا رفت، ما نتوانستیم خاکسترش را در ایران پخش کنیم. او زندگیاش را در تبعید گذراند و حتی پس از مرگ هم نتوانست به وطن بازگردد.»
فیلم با مساله حجاب اجباری آغاز میشود؛ مهمترین مساله در بزنگاه تاریخی انقلاب که آغاز تبعیض را رقم زد. در ابتدا فیلمساز به مصاحبهشوندگان یک روسری میدهد تا عکسالعمل آنها را در برابر دوربین ثبت کند و هر کدام رفتار متفاوتی دارند: یکی از نسل قبل میگوید که تا به حال روسری سرش نکرده؛ دیگری از نسل بعد از انقلاب میگوید که میتواند تظاهر کند روسری چیزی طبیعی است و به آن عادت دارد؛ و یکی دیگر از همین نسل میگوید از آن متنفر است.
داستان فیلم با پرداختن به مساله حجاب ادامه پیدا میکند، به حرفهای خمینی، نخستین رهبر جمهوری اسلامی، علیه بیحجابی میرسد، بعد به تظاهرات شکوهمند زنان علیه حجاب اجباری در اولین هشتم مارس پس از انقلاب، و همینجا، مهناز افخمی، فعال حقوق زنان و وزیر مشاور در امور زنان در حکومت پهلوی، از آزادیهای زنان ایرانی در آن دوران میگوید.
از همین جا نگاه حسرتبار فیلمساز با درد دلها و حرفهای صمیمی مصاحبهشوندگان ترکیب میشود. تلاش شیرازی برای خلق فضایی صمیمی مشهود است، تلاشی که قرار است فیلمی متفاوت از نوع مستندهای تاریخیِ صرف خلق کند. در نتیجه در ادامه با لحظات شخصی زیادی روبهرو میشویم، چه آنجا که گلشیفته فراهانی با چشمانی اشکآلود از اجبار به ترک ایران میگوید و داستانهای پیرامونش را توضیح میدهد، چه جایی که مسیح علینژاد با روایتی درباره مادرش گریه میکند.
چندین فعال حقوق زنان و قربانیان شکنجه، از جمله زنانی که چشمان خود را در اعتراضهای سالهای اخیر از دست دادند، داستانهای شخصیشان را بازگو میکنند. داستانها به ترتیب تاریخی پیش میروند: از وقایع دهههای شصت و هفتاد -از جمله ویدئویی که در آن مسیح علینژاد در برابر سیدمحمد خاتمی، رییس دولت وقت، آواز میخواند و از او میپرسد «کجای این کار ایراد دارد؟»- تا شکلگیری کمپین یک میلیون امضا، از چهارشنبههای سفید تا انقلاب مهسا.
آنچه این دورههای مختلف را به یکدیگر پیوند میدهد، تلاش بیوقفه زنان برای دستیابی به ابتداییترین حقوق خود و سرکوب خشن و مداوم این خواستههاست. توضیحاتی که قربانیان سالهای اخیر ارائه میکنند، تفاوت چندانی با روایت قربانیان دهه شصت ندارد و موضع حکومت در قبال زنان نیز از آن زمان تا امروز، در جوهره، همان مانده است. از سخنان خمینی در بخشهای مختلف فیلم تا اظهارنظرهای کمتر دیدهشده بهشتی درباره خانهنشینی زنان، همه از استمرار یک نگاه واحد خبر میدهند.
با این همه، تفاوت امروز در نسلی است که دیگر نهتنها روایت میکند، بلکه با جسارت و قاطعیت به این نظم «نه» میگوید و خود به نیروی تغییر بدل میشود.
انجمن قلم آمریکا اعلام کرد گلرخ ایرایی، نویسنده و زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، علی اسداللهی، شاعر و مترجم، برنده جایزه «آزادی نوشتن پن/باربی» سال ۲۰۲۶ شدهاند؛ جایزهای برای نویسندگانی که بهدلیل بیان دیدگاههایشان تحت پیگرد یا سرکوباند.
انجمن قلم (پن) آمریکا اعلام کرد این انتخاب در شرایطی صورت گرفته که بحران آزادی بیان در ایران تشدید شده و نویسندگان، افزون بر سرکوب ساختاری و دیرینه حکومت، با پیامدهای فوری و مرگبار جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل نیز روبهرو هستند.
سامر لوپز، مدیرعامل مشترک انجمن قلم، گفت: «ضروری است که همچنان توجهها را به نویسندگانی مانند ایرایی و اسداللهی جلب کنیم؛ کسانی که هم نمایانگر سرکوب فزاینده اخیر علیه دگراندیشی در ایران هستند و هم نمادی از آزار و تعقیب طولانیمدت نویسندگان و جامعه مدنی که دههها از ویژگیهای این نظام بوده است.»
او این نویسندگان را «تجسم شجاعت و خلاقیتی» خواند که برای «بیان آزادانه دیدگاهها در برابر آزار بیوقفه» ضروری است.
قرار است از این دو نویسنده در مراسم سالانه انجمن قلم آمریکا که۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ (برابر با ۱۴ مه ۲۰۲۶) در موزه تاریخ طبیعی آمریکا در نیویورک برگزار میشود، تقدیر شود.
جایزه «آزادی نوشتن پن/باربی» که هر ساله اهدا میشود، به نویسندگانی تعلق میگیرد که هنگام انتخاب در زندان هستند و بهدلیل بیان دیدگاههایشان تحت تعقیب قرار گرفتهاند.
پن آمریکا این جایزه را بخشی از تلاشهای خود برای دفاع از آزادی بیان و حمایت از نویسندگانی میداند که بهخاطر کلماتشان هزینه میدهند.
کارزار انجمن قلم برای برندگان جایزه تا زمان آزادی آنها ادامه مییابد
کارین کارلکار، مدیر بخش «نویسندگان در معرض خطر» در پن آمریکا، در گفتوگو با ایراناینترنشنال، در پاسخ به این پرسش که این جایزه چه تاثیری در بهبود وضعیت نویسندگان تحت فشار داشته است، گفت: «این جایزه ابزاری قدرتمند است که پن آمریکا برای جلب توجه به نویسندگان زندانی و در نهایت کمک به آزادی آنها از زندان بهکار میگیرد. در نزدیک به ۴۰ سالی که از آغاز این جایزه میگذرد، بیشترِ برندگان، تا حدی بهدلیل توجهی که این جایزه به پروندههایشان جلب کرده، آزاد شدهاند. در حال حاضر، ۴۶ نفر از ۵۵ نویسنده زندانی که این جایزه را دریافت کردهاند، از زندان آزاد شدهاند.»
او افزود: «این جایزه به آزادی برندگان پیشین ایرانی مانند نسرین ستوده، نرگس محمدی و کیوان باژن و رضا خندان مهابادی از کانون نویسندگان ایران نیز کمک کرده است. امیدواریم با انتخاب گلرخ و علی در سال جاری، این جایزه به آزادی و حفاظت از آنها نیز کمک کند.»
از میان نویسندگان نامبرده ستوده و نرگس محمدی اکنون در زندان هستند و کیوان باژن نیز اسفند ۱۴۰۰ با سپری کردن بیش از یکسوم از حکم خود از زندان آزاد شد.
کارلکار در پاسخ به این پرسش که پن آمریکا پس از اعطای جایزه چه اقدامهایی انجام میدهد، گفت: «ما این جایزه را نه یک تقدیر ساده، بلکه آغاز یک کارزار میدانیم که تا زمان آزادی برندگان ادامه مییابد. از آنجا که بسیاری از آنها با آزارهای مداوم و حتی بازداشت دوباره مواجه میشوند، هر زمان که نیاز باشد به حمایت از آنها ادامه میدهیم.»
او افزود: «بسته به هر پرونده، از مجموعهای از روشها استفاده میکنیم؛ از جمله افزایش آگاهی عمومی و توجه رسانهای، رایزنیهای دیپلماتیک علنی و غیرعلنی، ارتباط با نهادهایی مانند سازمان ملل، و همکاری با سازمانهای غیردولتی. این تلاشها در مواردی به بهبود شرایط زندان و در نهایت آزادی بسیاری از برندگان منجر شده است.»
او درباره وضعیت کنونی ایران نیز گفت: «شرایط فعلی در ایران چالشی بزرگتر از هر زمان در سالهای اخیر ایجاد کرده است؛ هم بهدلیل خطرات ناشی از جنگ، از جمله برای زندانیان سیاسی در زندانها، و هم بهدلیل سرکوب شدید پس از اعتراضهای ژانویه که با ادامه قطع اینترنت تشدید شده است.»
کارلکار افزود: «در ماههای اخیر مواردی از ناپدیدسازی قهری مشاهده کردهایم، از جمله درباره علی اسداللهی در اوایل مارس و همچنین درباره نسرین ستوده.»
او تاکید کرد: «ما همچنان از مقامهای جمهوری اسلامی میخواهیم زندانیان سیاسی را در شرایط جنگی آزاد کنند یا دستکم اطمینان یابند که آنها به خدمات درمانی فوری، غذا و امکان تماس با وکلا و اعضای خانواده دسترسی دارند.»
او در پایان گفت: «از سازمان ملل و دیگر دولتها میخواهیم برای آزادی نویسندگان زندانی، از جمله گلرخ ایرایی، فشار وارد کنند و برای نویسندگانی که برای حفظ امنیت خود ناچار به ترک ایران هستند، ویزای بشردوستانه و حمایتهای لازم را فراهم کنند.»
ایرایی و اسداللهی
انجمن قلم آمریکا در معرفی ایرایی، او را نویسنده، شاعر و مدافع حقوق بشر توصیف کرده که بیش از یک دهه بهدلیل نوشتهها و فعالیتهایش با آزار، بازداشت و زندانهای مکرر روبهرو بوده است.
ایرایی نخستین بار در سال ۱۳۹۳ بازداشت شد و از آن زمان بارها دستگیر شده است.
کلاریس روزاز شرییف، از مدیران پن آمریکا، گفت: «مایه افتخار ماست که از گلرخ ابراهیمی ایرایی تقدیر میکنیم؛ زنی استثنایی که بیهراس و فارغ از خطراتی که متوجه امنیت شخصیاش است در برابر نادرستیها میایستد.»
او افزود تعهد مستمر ایرایی به نوشتن و کنشگری، در مواجهه با بازداشتهای متعدد، بازتابدهنده اصول این جایزه است.
بر اساس این گزارش، ایرایی در آخرین حکم صادرشده، پس از بازداشت در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱، به هفت سال زندان محکوم شد که در مرحله تجدیدنظر به پنج سال کاهش یافت و همچنان در زندان اوین نگهداری میشود.
علی اسداللهی، شاعر و مترجم، نیز بهگفته پن آمریکا در بهمن ۱۴۰۴ در موج تشدید سرکوب نویسندگان در ایران بازداشت شد، از دسترسی به وکیل محروم ماند و تحت بازجویی، آزار جسمی و فشار برای اعتراف اجباری قرار گرفت؛ اما در نهایت در اواخر اسفند همان سال با تودیع قرار وثیقه آزاد شد.
پن آمریکا با اشاره به خطر بازداشت دوباره اسداللهی، او را عضو کانون نویسندگان ایران با شش مجموعه شعر منتشر شده، معرفی کرد که پیشتر نیز در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» بازداشت شده بود.
روزاز شرییف در اینباره گفت: «پرونده اسداللهی نشان میدهد حکومت ایران همچنان مصمم به خاموش کردن صداهای مخالف است، به هر قیمتی.» او همچنین هشدار داد که با وجود آزادی، خطر بازداشت مجدد همچنان او را تهدید میکند.
علی اسداللهی
تهدیدهای پیشروی نویسندگان ایرانی
پن آمریکا تاکید کرد جمهوری اسلامی از جمله محدودکنندهترین حکومتها در زمینه آزادی بیان است. در شاخص «آزادی نوشتن» این نهاد در سال ۲۰۲۴، ایران با ۴۳ نویسنده زندانی در رتبه دوم جهان قرار داشت و پیشبینی میشود این شمار در سال ۲۰۲۵ افزایش پیدا کند.
در این گزارش همچنین آمده این جنگ، نگرانیها درباره امنیت نویسندگان و زندانیان سیاسی را افزایش داده است.
سامر لوپز گفت: «نویسنده بودن در ایران، که پیشتر نیز با تهدید و سرکوب دائمی همراه بود، در شرایط جنگی حتی خطرناکتر شده است.» او افزود نویسندگان زندانی همزمان با نقض شدید حقوق بشر از سوی حکومت، در معرض خطر حملات هوایی نیز قرار دارند.
پن آمریکا همچنین از جمهوری اسلامی خواست تمامی نویسندگانی را که بهناحق زندانی شدهاند فورا آزاد کند و از همه طرفهای درگیر در این درگیری خواست به تعهدات خود برای حفاظت از جان غیرنظامیان و زیرساختها، از جمله میراث فرهنگی، پایبند باشند.
از برندگان پیشین ایرانی این جایزه میتوان به نرگس محمدی در سال ۲۰۲۳، بکتاش آبتین، کیوان باژن و رضا خندان مهابادی در سال ۲۰۲۱ و نسرین ستوده در سال ۲۰۱۱ اشاره کرد. محمدی و ستوده در ماههای اخیر بار دیگر بازداشت و زندانی شدهاند.
مراسم ادبی پن آمریکا هر سال با هدف حمایت از آزادی بیان و نویسندگان در معرض خطر برگزار میشود.
در این دوره، اَن پچت جایزه خدمات ادبی و جیسون بلوم جایزه «چشمانداز کسبوکار» را دریافت خواهند کرد. دیوید رمنیک و کوامه آنتونی آپیا ریاست این مراسم را بر عهده دارند و بیش از ۵۰ نویسنده از جمله رانا ایوب، آذر نفیسی، لین ناتج و لورا سیکور بهعنوان میزبانان ادبی حضور خواهند داشت.
به نوشته نیویورکتایمز، با محدود شدن عرضه نفت در پی جنگ با جمهوری اسلامی و بسته شدن تنگه هرمز، قدرتهای اقتصادی جهان، یعنی چین، ژاپن، آمریکا و اروپا، موجودی بازار انرژی را به هر قیمتی خریداری میکنند. این مساله کشورهایی با اقتصادهای کوچک را به مرز فروپاشی کشانده است.
روزنامه نیویورکتایمز، چهارشنبه ۲ اردیبهشت، در گزارشی تحلیلی به بررسی پیامدهای رقابت کشورهای ثروتمند برای ذخیرهسازی سوخت پرداخته است؛ پدیدهای که با شعلهور شدن آتش جنگ در خاورمیانه، امنیت انرژی را در کشورهای فقیرتر به مرز فروپاشی کشانده و نظریههای کلاسیک اقتصاد بازار را به چالش کشیده است.
به نوشته نیویورکتایمز، این رقابت تهاجمی نهتنها قیمتها را در سطح جهانی بهشدت افزایش داده، بلکه باعث شده است کشورهای کمدرآمد در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین با بحرانهای اقتصادی بزرگی روبهرو شوند.
ایزابل وبر، اقتصاددان دانشگاه ماساچوست، معتقد است بازار دیگر بر اساس سازوکارهای طبیعی رفتار نمیکند، بلکه «قانون جنگل» بر آن حاکم شده است.
دولتها برای محافظت از ثبات داخلی خود، به آنچه «خریدهای عصبی» توصیف شده، روی آوردهاند که خود به موتور محرک ترس و صعود دوباره قیمتها تبدیل شده است. این الگوی ویرانگر، یادآور بحران غذایی دهه ۷۰ میلادی و رقابت نابرابر برای خرید واکسن در دوران کووید-۱۹ است.
اکنون نوبت به انرژی رسیده است؛ جایی که کمبود گاز برای آشپزی در هند و سوخت جت در جنوب شرق آسیا، زندگی روزمره میلیونها نفر را مختل کرده است.
کشورهای بزرگ با زیرساختهای عظیمِ ذخیرهسازی مانند چین، با وجود افت واردات، همچنان امنیت انرژی خود را حفظ کردهاند.
در سوی دیگر، در کشورهایی نظیر فیلیپین که وابستگی ۹۰ درصدی به نفت خلیج فارس دارند، وضعیت اضطراری ملی اعلام شده است.
اعتصاب رانندگان و ناتوانی دولتها در ادامه پرداخت یارانههای سوخت، ثبات سیاسی این مناطق را متزلزل کرده است.
در غرب نیز اوضاع چندان آرام نیست. در اروپا، غولهای هواپیمایی مانند لوفتهانزا به دلیل دو برابر شدن هزینه سوخت، مجبور شدهاند ۲۰ هزار پرواز را لغو کنند.
در ایالات متحده نیز دولت برای مهار نارضایتیهای اقتصادی، میلیونها بشکه نفت از ذخایر استراتژیک خود را آزاد کرده است تا فشار را بر مصرفکننده داخلی کاهش دهد.
شکست پروژه جهانیسازی
جوزف استیگلیتز، برنده جایزه نوبل اقتصاد، این وضعیت را ضربهای مهلک به ایده جهانیسازی میداند.
او گفت: «نگرش غالب پس از جنگ جهانی دوم بر این اصل استوار بود که مرزها در تجارت اهمیتی ندارند، اما با شروع احتکارهای ملی، مرزها بار دیگر به واقعیتهای سخت جغرافیایی تبدیل شدهاند.»
اگرچه نهادهایی مانند صندوق بینالمللی پول به کشورها هشدار دادهاند که از ممنوعیت صادرات بپرهیزند، اما در دنیایی که هر کشور در وضعیت بقا به سر میبرد، این توصیهها رنگ باخته است.
نتیجه نهایی این بحران، برتری قدرت پول بر عدالت اجتماعی است؛ جایی که ثروتمندان به زندگی لوکس خود ادامه میدهند و فقرا در تامین ابتداییترین نیازهای معیشتی خود باز میمانند. تاریخ نشان داده است که در سیطره ترس از بهوجود آمدن قحطی، همکاری بینالمللی نخستین قربانی خواهد بود.
طبق گفته پنج منبع آگاه به رویترز، ارتش آمریکا در هفتههای گذشته یک سامانه فرماندهی و کنترل اوکراینی به نام «اسکای مَپ» (Sky Map) را در پایگاه هوایی استراتژیک «پرنس سلطان» در عربستان سعودی مستقر کرده است.
خبرگزاری رویترز، چهارشنبه ۲ اردیبهشت، در گزارشی اختصاصی به استفاده ارتش آمریکا از فناوریهای ضدپهپادی اوکراین برای مقابله با حملات پهپادی و موشکی جمهوری اسلامی پرداخت.
این اقدام با هدف مقابله با حملاتی صورت میگیرد که پیش از این به انهدام هواپیماها، تخریب ساختمانها و کشته شدن دستکم یک نیروی نظامی در این پایگاه منجر شده بود.
استقرار این سامانه نشاندهنده پیشرفت چشمگیر اوکراین در حوزه جنگهای پهپادی و ضدپهپادی طی چهار سال نبرد با روسیه است.
گزارشها حاکی است که مقامهای نظامی اوکراین در هفتههای اخیر برای آموزش نیروهای آمریکایی جهت کار با «اسکای مپ» وارد این پایگاه شدهاند.
این سامانه بهطور گسترده از سوی ارتش اوکراین برای شناسایی تهدیدات پهپادی، از جمله پهپادهای «شاهد»، طراحی شده است.
تحلیلگران معتقدند استفاده از فناوری اوکراینی در این پایگاه که حدود ۶۴۰ کیلومتر با ایران فاصله دارد، نقاط ضعف پدافند هوایی و موشکی ایالات متحده را آشکار میکند.
تیموتی والتون، پژوهشگر ارشد اندیشکده هادسون، در این باره گفت: «شکافهایی در پوشش دفاع موشکی و هوایی آمریکا در سراسر جهان وجود داشته که با وجود آگاهی از آنها، برای رفعشان اقدام جدی صورت نگرفته بود.»
نکته قابل توجه این است که این همکاری نظامی تنها یک ماه پس از آن صورت میگیرد که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، پیشنهاد ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، مبنی بر کمک به واشینگتن برای مقابله با حملات پهپادی جمهوری اسلامی را رد کرد.
ترامپ در ۱۶ اسفند، در گفتوگو با فاکسنیوز، گفت: «ما به کمک آنها برای مقابله با پهپادها نیازی نداریم.»
پایگاه پرنس سلطان از زمان آغاز درگیریها هدف موجهای متعددی از حملات پهپادی و موشکی قرار گرفته است.
در یکی از این حملات در هفتم فروردین، یک فروند هواپیمای رادار «آواکس» (E-3 AWACS) منهدم شد و چند هواپیمای سوخترسان آسیب دیدند.
همچنین گزارش شده است که در حملهای دیگر، محل استقرار رادار سامانه پدافندی «تاد» (THAAD) هدف قرار گرفت و تخریب شد.
در کنار سامانه اوکراینی، فناوریهای دیگری نیز در این پایگاه آزمایش شدهاند؛ از جمله پهپادهای رهگیر «مراپس» (Merops) که از سوی شرکت «پروژه ایگل» با حمایت اریک اشمیت، مدیرعامل سابق گوگل، توسعه یافته است.
با این حال، گزارشها نشان میدهد که این سامانههای نوین نواقصی دارند؛ بهطوری که در اوایل ماه جاری، یکی از پهپادهای رهگیر «مراپس» در جریان آزمایش، از کنترل خارج شد و به ساختمان سرویسهای بهداشتی پایگاه برخورد کرد.
در حال حاضر ارتش آمریکا برای دفاع کوتاهبرد همچنان از رهگیرهای «کویوت» (Coyote) ساخت شرکت RTX و سامانههای قدیمیتر شرکت نورثروپ گرومن استفاده میکند، اما الحاق فناوریهای اوکراینی نشان از عجله پنتاگون برای پر کردن حفرههای امنیتی در برابر پهپادهای ارزانقیمت دارد.
برخی نفتکشهای ایرانی با خاموش کردن سامانههای ردیابی خود، موفق شدهاند در پوشش تاریکی حاصل از این خاموشی، از سد ناوهای آمریکایی عبور کنند و میلیونها بشکه نفت را به بازارهای جهانی برسانند.
نشریه بلومبرگ چهارشنبه دوم اردیبهشت در گزارشی به ناکامی بخشی از محاصره دریایی آمریکا پرداخت.
به گزارش بلومبرگ، دستکم دو نفتکش ایرانی با بار کامل، در هفته جاری از خلیج فارس خارج شده و از سد محاصره آمریکا عبور کردهاند.
این کشتیها بخشی از یک ناوگان نفتکش هستند که با دور زدن کشتیهای جنگی، حدود ۹ میلیون بشکه نفت را جابهجا کردهاند.
شرکت دادهکاوی ورتکسا (Vortexa) اعلام کرد که دو نفتکش غولپیکر با پرچم جمهوری اسلامی به نامهای «هیرو ۲» (Hero II) و «هدی» (Hedy)، آخرین کشتیهایی هستند که تصاویر ماهوارهای خروج آنها را ثبت کردهاند.
این دو نفتکش دوشنبه ۳۱ فروردین، از خط محاصره مشخصشده از سوی آمریکا عبور کردهاند.
این نفتکشها میتوانند در مجموع تا چهار میلیون بشکه نفت حمل کنند.
خروج این نفتکشها نشاندهنده محدودیت تلاشهای آمریکا برای قطع صادرات نفت خام ایران است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، پیش از این، این محاصره را یک «موفقیت عظیم» توصیف کرده بود تا حکومت ایران را تحت فشار قرار دهد.
از زمان آغاز محاصره در هفته گذشته، نیروی دریایی آمریکا یک کشتی باری مرتبط با ایران را توقیف و همچنین یک نفتکش تحریمشده را در آبهای شرق سریلانکا، مصادره کرد.
نیروی دریایی بریتانیا اعلام کرد در همین حال، ایرانیها نیز که تنگه هرمز را مسدود کردهاند، دوم اردیبهشت به سوی چند کشتی کانتینربر در نزدیکی تنگه تیراندازی کردند.
دستکم به یک کشتی، خسارت سنگینی وارد کرده شده است.
از میان کشتیهایی که از اوایل هفته گذشته عبور کردهاند، ۱۹ فروند در حال خروج از خلیج فارس بودهاند که بار ۱۷ فروند از آنها نفت و محصولات نفتی بوده است.
ورتکسا این محمولهها را با استفاده از تصاویر ماهوارهای شناسایی کرده است، زیرا کشتیهایی که قصد دور زدن نیروهای آمریکایی را دارند، معمولا فرستندههای خود را خاموش میکنند.
نفتکش «هیرو ۲» آخرین بار بیش از یک ماه پیش در حال حرکت به سمت شمال در تنگه مالاکا دیده شد، در حالی که نفتکش «هدی» آخرین بار موقعیت خود را در اواخر فوریه در نزدیکی خورفکان مخابره کرده بود.
مقصد نهایی این دو محموله هنوز مشخص نیست.
بخش عمدهای از صادرات نفت خام ایران به چین است، هرچند هند نیز در هفتههای اخیر و پیش از انقضای معافیتهای آمریکا، دو محموله نفت خام از ایران دریافت کرد.
کشتیهای دیگر نیز در حال سنجش نیروی دریایی آمریکا هستند.
کشتی کوچک «جی سامر» (G Summer) که تحت تحریم آمریکا است، اول اردیبهشت از تنگه هرمز عبور کرد و دادههای ردیابی نشان میدهند اکنون از مرزی که آمریکا محاصره را در آن اجرا میکند، گذشته است.
یک کشتی باری با پرچم گامبیا به نام «لیان استار» (Lian Star) نیز که اول اردیبهشت از تنگه هرمز عبور کرد، اکنون در نزدیکی خط مرزی است و در حال حرکت در حدود خط ساحلی ایران دیده میشود.
نفتکش «آتلانتیس ۲» (Atlantis II) که تحت تحریمهای آمریکا قرار دارد، اواخر سهشنبه (اول اردیبهشت) حرکت به سمت تنگه را آغاز کرد و اکنون در نزدیکی جزیره لارک قرار دارد.
هنوز مشخص نیست که آیا این کشتی حامل بار است یا خیر.
کشتی حمل گاز «الپیجی سوان» (LPG Sevan) نیز با وجود اینکه مقصد خود را شارجه امارات اعلام کرده، در حال نزدیک شدن به تنگه هرمز است.
این کشتی در گذشته محمولههای ایرانی حمل کرده است.
در همین حال، نفتکش «اوشن جول» (Ocean Jewel) که پیوند شناختهشدهای با ایران ندارد و تحت مالکیت چین است، در نزدیکی آنها دیده میشود.
پایگاه دادههای دریایی نشان میدهد شرکتهای مدیریتی این کشتیها در امارات مستقر هستند.
حدود ۸۰۰ کشتی در خلیج فارس گرفتار شدهاند و سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) اعلام کرده است روی طرحی برای تخلیه بار این کشتیها کار میکند که اجرای آن مشروط به کاهش تنشهای جنگی است.