هشدار اتحادیه اروپا درباره تلاطم شدید بازار انرژی در صورت تداوم جنگ ایران
خبرگزاری رویترز به نقل از منابع دیپلماتیک گزارش داد اتحادیه اروپا به کشورهای عضو هشدار داده در صورت تداوم جنگ ایران، بازارهای انرژی با کمبود طولانیمدت عرضه روبهرو میشوند و این وضعیت کشورها را ناچار خواهد کرد مصرف سوخت را کاهش دهند.
رویترز چهارشنبه ۲۶ فروردین نوشت در پی تحولات اخیر خاورمیانه، اروپا هنوز با کمبود عرضه انرژی مواجه نشده، اما جهش قابلتوجه قیمت نفت و گاز، به فشار بر بازار انرژی انجامیده است.
در همین حال، برخی شرکتهای هواپیمایی نسبت به احتمال بروز نخستین نشانههای کمبود سوخت جت در هفتههای آینده هشدار دادهاند.
ایالات متحده و حکومت ایران بامداد ۱۹ فروردین بر سر برقراری آتشبس دوهفتهای به توافق رسیدند.
با این حال، پس از شکست مذاکرات اسلامآباد، تنشها بار دیگر بالا گرفته و ارتش آمریکا برای قطع درآمدهای نفتی جمهوری اسلامی، دست به محاصره دریایی تنگه هرمز زده است.
تنگه هرمز گذرگاه باریکی میان ایران و عمان است که حدود یکپنجم نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکند.
سناریو اول: بازگشت ثبات به منطقه
به گزارش رویترز، کمیسیون اروپا ۲۶ فروردین در نشستی غیرعلنی با سفیران کشورهای عضو اعلام کرد در حال بررسی دو سناریو اصلی برای مدیریت بحران انرژی است.
در سناریو نخست، آتشبس میان جمهوری اسلامی و آمریکا پابرجا میماند و آمریکا به محاصره تنگه هرمز پایان میدهد. در این شرایط، جریان انتقال نفت و گاز ظرف چند ماه به حالت عادی بازمیگردد و قیمتها روند کاهشی پیدا میکنند.
کاهش قیمت گازوئیل و سوخت هواپیما نیز تا پایان تابستان پیشبینی میشود.
با این حال، بازار جهانی گاز طبیعی مایع (الانجی) بهدلیل آسیبهای واردشده به زیرساختهای قطر، تا سال ۲۰۳۰ در تنگنا خواهد بود.
از زمان آغاز مناقشه کنونی، جمهوری اسلامی شماری از کشورهای منطقه از جمله عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین، کویت، اردن، قطر، عراق و عمان را هدف قرار داده است.
۲۵ فروردین، روزنامه گاردین با استناد به گزارش صندوق بینالمللی پول نوشت تشدید تنشها در خاورمیانه، بهویژه اختلال در عرضه انرژی و بالا رفتن قیمت نفت، میتواند باعث افزایش تورم، کاهش رشد اقتصادی و بیثباتی در بازارهای مالی جهانی شود.
سناریو دوم: تشدید درگیریها
در صورت ادامه تنشها، بازارهای انرژی با شوک طولانیمدت در عرضه و افزایش شدید قیمتها مواجه خواهند شد که اثرات آن در زنجیره تامین صنایع مختلف بازتاب خواهد یافت.
بنا بر اعلام کمیسیون اروپا، ادامه اختلال در عرضه نفت بهطور فزایندهای به «تخریب تقاضا» منجر خواهد شد؛ به این معنا که مصرف سوخت کاهش پیدا میکند.
در این سناریو، اروپا ممکن است در پر کردن ذخایر گاز خود پیش از زمستان با مشکل مواجه شود. همچنین احتمال «کمبودهای موضعی» در تامین سوخت جت نیز وجود دارد.
اروپا بهدنبال کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی
رویترز در ادامه نوشت کمیسیون اروپا در حال تدوین پیشنهادهایی برای مقابله با پیامدهای بحران انرژی است.
بر اساس پیشنویسی که به رویت این خبرگزاری رسیده، برنامههایی برای کاهش مالیات برق و تسریع در توسعه فناوریهای پاک در نظر گرفته شده است تا وابستگی اروپا به سوختهای فسیلی کاهش یابد و در برابر شوکهای احتمالی آینده در بازار نفت و گاز مقاومتر شود.
ایالات متحده، نروژ و برخی کشورهای خارج از خاورمیانه تامینکنندگان عمده انرژی اتحادیه اروپا به شمار میروند.
با این حال، وابستگی اتحادیه اروپا به واردات نفت و گاز، کشورهای عضو را در برابر جهش قیمتهای جهانی آسیبپذیر ساخته است.
همزمان با چشمانداز مبهم مذاکرات تهران و واشینگتن و آتشبس شکننده میان دو طرف، روزنامه واشینگتنپست به نقل از مقامهای آمریکایی گزارش داد پنتاگون در روزهای آینده هزاران نیروی دیگر را به خاورمیانه اعزام خواهد کرد.
واشینگتنپست چهارشنبه ۲۶ فروردین نوشت دولت دونالد ترامپ در تلاش است با افزایش فشارها، تهران را به پذیرش توافق وادار کند و در عین حال، در صورت فروپاشی آتشبس موقت، گزینه انجام حملات بیشتر یا حتی عملیات زمینی را نیز در نظر دارد.
شماری از مقامهای فعلی و پیشین ایالات متحده در گفتوگو با این روزنامه اعلام کردند حدود شش هزار نیروی نظامی مستقر در ناو هواپیمابر «یواساس جرج اچ. دابلیو. بوش» بههمراه چندین ناو جنگی اسکورتکننده، در حال اعزام به خاورمیانه هستند.
این مقامها خواستند بهدلیل حساسیت موضوع، هویتشان مخفی بماند.
همچنین پیشبینی میشود حدود ۴۲۰۰ نیروی دیگر از «گروه آماده آبیخاکی باکسر» بههمراه یگان تفنگداران دریایی آن، موسوم به «یگان اعزامی یازدهم»، تا پایان ماه جاری میلادی (۱۰ اردیبهشت) راهی منطقه شوند.
«باکسر» زیرمجموعه نیروی دریایی آمریکا به شمار میرود و برای استقرار سریع، عملیات آبیخاکی، واکنش به بحرانها و ماموریتهای نظامی در مناطق راهبردی به کار گرفته میشود.
این نظامیان قرار است به حدود ۵۰ هزار نیرویی بپیوندند که پیشتر پنتاگون اعلام کرده بود در چارچوب عملیات مقابله با جمهوری اسلامی در منطقه حضور دارند.
ایالات متحده و حکومت ایران بامداد ۱۹ فروردین بر سر برقراری آتشبس دوهفتهای به توافق رسیدند.
با این حال، پس از شکست مذاکرات اسلامآباد، تنشها بار دیگر بالا گرفته و ارتش آمریکا برای قطع درآمدهای نفتی جمهوری اسلامی، دست به محاصره دریایی بنادر جنوبی ایران زده است.
کاخ سفید: همه گزینهها روی میز است
جیمز فوگو، از فرماندهان بازنشسته نیروی دریایی آمریکا و رییس «مرکز راهبرد دریایی» در ویرجینیای شمالی، به واشینگتنپست گفت اعزام ناوهای جنگی بیشتر میتواند به افزایش فشار بر جمهوری اسلامی بینجامد و در صورت شکست مذاکرات، گزینههای بیشتری در اختیار برد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، و سایر فرماندهان ارشد نظامی قرار دهد.
او ادامه داد: «هرچه ابزارهای بیشتری در اختیار باشد، دامنه گزینهها نیز گستردهتر خواهد شد. اعزام نیروهای بیشتر در صورتی که اوضاع رو به وخامت برود، نوعی ظرفیت پشتیبان محسوب میشود.»
کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، نیز در واکنش به افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه هشدار داد در صورتی که تهران از «جاهطلبیهای هستهای» خود صرفنظر نکند و به «توافقی قابل قبول برای ایالات متحده» تن ندهد، ترامپ «همه گزینهها» را روی میز نگه خواهد داشت.
سخنگوی کاخ سفید افزود ترامپ، جیدی ونس، معاون او، و مذاکرهکنندگان آمریکایی، «خطوط قرمز ایالات متحده را بسیار روشن کردهاند».
لیویت در عین حال پیشبینی کرد با اعمال محاصره دریایی، تمایل جمهوری اسلامی برای دستیابی به توافق افزایش خواهد یافت.
در سوی دیگر، مقامهای حکومت ایران همچنان بر مواضع خود پافشاری میکنند.
مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، ۲۶ فروردین گفت هرگونه تلاش برای «وادارسازی کشور به تسلیم» ناکام خواهد ماند.
علی نیکزاد، نایبرییس مجلس شورای اسلامی، هم به گمانهزنیها در خصوص مذاکرات اخیر تهران و واشینگتن پرداخت و گفت: «هیچگونه مذاکرهای در زمینه غنیسازی پذیرفته نیست.»
نیکزاد تاکید کرد حکومت ایران در کنار «ملتهای مظلوم و نیروهای مقاومت» در لبنان، یمن، عراق و سوریه ایستاده است.
«محور مقاومت» عنوانی است که مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی برای گروههای مسلح مورد حمایت تهران در منطقه، نظیر حماس، جهاد اسلامی، حزبالله، حشد الشعبی و حوثیها استفاده میکنند.
تامین مالی و تسلیحاتی گروههای نیابتی در منطقه در شرایطی ادامه دارد که مردم ایران در سالهای اخیر با مشکلات متعدد اقتصادی، از جمله تورم افسارگسیخته، افزایش نرخ ارز و بیکاری، دستبهگریبان بودهاند.
حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی به جای تضعیف ساختار قدرت در تهران، فرایند به قدرت رسیدن تندروترین لایههای حکومتی و پیروان تفکرات آخرالزمانی را هموار کرده است.
روزنامه والاستریت ژورنال در گزارشی تحلیلی به پیامدهای جنگ بر تغییر ساختار قدرت در حکومت جمهوری اسلامی پرداخت.
این گزارش تاکید کرد که با انتصاب مجتبی خامنهای به عنوان رهبر سوم جمهوری اسلامی و تسلط شبکه موسوم به «حلقه حبیب» بر نهادهای نظامی و امنیتی، امیدها برای دستیابی به صلح پایدار یا سازش سیاسی بیش از هر زمان دیگری کمرنگ شده و حکومت در ایران در مسیری رادیکالتر و غیرقابلپیشبینیتر حرکت میکند.
والاستریت ژورنال، شامگاه سهشنبه ۲۵ فروردین نوشت در حالی که آمریکا و اسرائیل امیدوار بودند حذف مقامهای ارشد ایرانی راه را برای تغییر حکومت یا روی کار آمدن رهبران میانهرو هموار کند، اکنون خلأ قدرت با تندروهایی پر شده که علاقهای به مصالحه ندارند.
در مرکز این تحولات، مجتبی خامنهای قرار دارد؛ چهرهای که سالها در سایه بوده و اکنون از سوی مجلس خبرگان به عنوان جانشین پدرش معرفی شده است.
او رهبری خود را بر شبکهای از وفاداران موسوم به «حلقه حبیب» بنا کرده است.
این گروه متشکل از کهنهسربازان «گردان حبیب» لشکر محمد رسولالله سپاه پاسداران است که به تندروی شهرت دارند.
مجتبی خامنهای برخلاف تصورات غرب، نه یک چهره میانهرو، بلکه پیونددهنده اصلی لایههای امنیتی و نظامی سختگیر در ایران است.
سلطه فرماندهان بدسابقه بر ساختار قدرت
گزارش والاستریت ژورنال به انتصابهای کلیدی جدید اشاره کرد که نشاندهنده خشنتر و تندروتر شدن ساختار قدرت است.
محمدباقر ذوالقدر، دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی، سابقه فعالیتهای چریکی و کشتن در پیش از انقلاب دارد.
به نوشته والاستریت ژورنال، ذوالقدر چنان تندرو توصیف شده که حتی چهرهای مانند قاسم سلیمانی در مقطعی در اعتراض به تندرویهای او استعفا داده بود.
به نوشته والاستریت ژورنال، یکی از نگرانکنندهترین موضوعات، نفوذ تفکر «مهدویت آخرالزمانی» در بدنه رهبری جدید است.
این دیدگاه که تحت تاثیر آموزههای محمدتقی مصباح یزدی شکل گرفته، معتقد است «نابودی دشمنان، بهویژه اسرائیل، بازگشت امام غایب شیعیان را تسریع میکند».
تحلیلگران به والاستریت ژورنال گفتند این باورهای مذهبی دیگر صرفا لفاظی نیست، بلکه رفتار جنگطلبانه حکومت را شکل میدهد.
جابر رجبی، عضو سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که با مجتبی خامنهای همدرس بوده، گفت که او خود را شخصیت پیشگوییشده «سید خراسانی» میداند که «در آستانه ظهور، نیروهای حق را علیه دشمنان اسلام رهبری خواهد کرد».
سرکوب داخلی و تنشهای منطقهای
رهبران جدید جمهوری اسلامی به جای تلاش برای پایان دادن به درگیریها، فشار بر مخالفان داخلی را از طریق بازداشت و اعدام تشدید کردهاند.
در سطح بینالمللی نیز آنها با اعمال کنترل بر تنگه هرمز، مسیر عبور ۲۰ درصد نفت جهان، در حال وارد آوردن فشار بر جامعه جهانی هستند.
گزارش والاستریت ژورنال در نهایت نتیجه گرفت که اگرچه فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ زیاد است، اما دشمنی حکومت جدید با غرب ریشهدارتر از آن است که به سادگی از بین برود.
به گفته کارشناسان، «تندروترین گروه در سپاه پاسداران اکنون فرمان را در دست گرفته است» و این امر احتمال طولانی شدن درگیریها را به شدت افزایش میدهد.
معصومه ابتکار، رییس پیشین سازمان محیط زیست، با استناد به آمار ارگانهای حکومتی از بازداشتشدگان دی ۱۴۰۴، از شکاف عمیق میان نسلها و حضور پررنگ جوانان در اعتراضها خبر داد، «انسداد ارتباطی» را عامل کلیدی این وضعیت دانست و تاکید کرد بخش عمده بازداشتشدگان زیر ۳۰ سال داشتهاند.
ابتکار، چهارشنبه ۲۶ فروردین در یادداشتی با عنوان «خشم جوانان و سکوت بزرگترها؛ چرایی اعتراضهای دانشآموزان و دانشجویان» در روزنامه اعتماد نوشت حوادث «تلخ و پرهزینه» دی ۱۴۰۴ نتیجه نادیده گرفتن هشدارهایی است که سالها درباره وضعیت نسل جوان و سرمایه اجتماعی داده شده بود.
او با تاکید بر اینکه «۷۷ درصد از بازداشتشدگان زیر ۳۰ سال هستند» و افزود «۱۷ درصد دانشآموز و شش درصد دانشجو» بودهاند. آماری که به گفته او نشاندهنده نقش پررنگ نسل جوان در این اعتراضهاست.
این در حالی است که فرشاد ابراهیمپور، معاون وزیر آموزش و پرورش ۳۰ بهمن گفت ۲۸ درصد دستگیرشدگان زیر ۲۰ سال بودهاند و بازداشت افراد زیر ۱۸ سال بین ۲۵ تا ۲۸ درصد است.
به گزارش شورای سردبیری ایراناینترنشنال، بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی ایرانیان به دستور علی خامنهای، دیکتاتور وقت تهران، کشته شدند.
این آمار و آمارهای مشابه در شرایطی استخراج شده است که نهادهای حقوق بشری شمار معترضان بازداشتشده را بیش از ۵۰ هزار نفر برآورد کردهاند و برخی منابع مستقل از احضار، بازداشت یا بازجویی بیش از ۱۰۰ هزار نفر در ارتباط با اعتراضات دیماه خبر میدهند.
اصغر جهانگیر، بهمن ۱۴۰۴ اعلام کرد دستکم برای ۱۰ هزار و ۵۳۸ نفر قرار جلب به دادرسی صادر شده و برای هشت هزار و ۸۴۳ نفر نیز کیفرخواست صادر شده یا پرونده در حال ارسال به دادگاههاست.
از انسداد تا استرداد
ابتکار که در جریان اشغال سفارت آمریکا در تهران بهدست «دانشجویان پیرو خط امام» عضو این گروه بود، تاکید کرد شرایط فعلی دیگر صرفا «شکاف نسلی» نیست، بلکه به «انسداد» تبدیل شده است. وضعیتی که به گفته او به دلیل نشنیدن مطالبات جوانان و نبود گفتوگوی موثر، شکل گرفته است.
ابتکار نوشت در چنین شرایطی «جوانان میگویند حرف ما اگر شنیده هم شود تفاوتی نمیکند، پس سکوت میکنند» و این سکوت میتواند به خشم و سرخوردگی تبدیل شود.
انتشار این یادداشت ابتکار در حالی است که وزارت خارجه آمریکا ۲۲ فروردین اعلام کرد عیسی هاشمی، پسر ابتکار، به همراه مریم طهماسبی، همسرش، و پسرشان بازداشت شدهاند. این وزارتخانه نوشت هاشمی و اعضای خانوادهاش پس از آن بازداشت شدند که وزیر خارجه آمریکا اقامت دائم آنها را لغو کرد.
بازداشت آنها از سوی ماموران فدرال انجام شد.
روزنامه نیویورکپست پیشتر در گزارشی درباره فرزند ابتکار، نوشت هاشمی در حالی که سرسختانه از محکوم کردن نقش مادرش در گروگانگیری ۱۹۷۹ پرهیز میکند، در لسآنجلس زندگی مجللی دارد و به فرزندان ثروتمندان کالیفرنیا روانشناسی درس میدهد.
دوگانگی در حرف و عمل مسئولان جمهوری اسلامی از دیگر زمینههای اعتراض در جمهوری اسلامی بوده است که به شکلگیری انقلاب ملی منجر شده است و واکنش سهمگین حکومت را به دنبال داشته است.
جمهوری اسلامی با استفاده از یک ماهواره چینی، پایگاههای نظامی آمریکا در خاورمیانه را رصد کرده و دقت حملات خود را افزایش داده است. همزمان گزارشهایی درباره احتمال ارسال سامانههای دفاع هوایی چین به ایران منتشر شده است.
فایننشال تایمز چهارشنبه ۲۶ فروردین در گزارشی نوشت اسناد جمهوری اسلامی نشان میدهد نیروی هوافضای سپاه پاسداران در سال ۲۰۲۴ خدمات یک ماهواره با نام تییییی-وانبی (TEE-01B) را خریداری کرده و حتی کنترل سامانه آن را نیز در اختیار گرفته است.
در سوی دیگر، وزارت امور خارجه چین این گزارش را تکذیب کرد.
اهداف تحت نظر
بر اساس گزارش فایننشال تایمز، این ماهواره برای رصد پایگاههای کلیدی آمریکا در منطقه به کار گرفته شد، از جمله پایگاه هوایی «پرنس سلطان» در عربستان سعودی، پایگاه «موفق السالتی» در اردن و مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در بحرین.
همچنین پایگاههای نظامی آمریکا در کویت، از جمله کمپ بوهرینگ و پایگاه هوایی علی السالم، به همراه پایگاه نظامی «کمپ لمونیه» در جیبوتی و فرودگاه بینالمللی الدقم در عمان نیز در فهرست اهداف رصد این ماهواره قرار داشتهاند.
در بخش دیگری از این گزارش آمده است این ماهواره تنها به اهداف نظامی محدود نبوده و برخی زیرساختهای غیرنظامی در منطقه خلیج فارس را نیز زیر نظر داشته است. از جمله این اهداف میتوان به بندر کانتینری خورفکان و تاسیسات برق و آبشیرینکن در امارات متحده عربی اشاره کرد.
همچنین تاسیسات آلبا در بحرین که یکی از بزرگترین مجتمعهای تولید آلومینیوم در جهان به شمار میرود، در میان مراکز تحت نظارت این ماهواره بوده است.
به نوشته فایننشال تایمز، این سطح از نظارت ماهوارهای میتواند به افزایش دقت حملات و گسترش دامنه اهداف احتمالی در منطقه منجر شود: «این توانایی نظارتی به جمهوری اسلامی کمک کرده اهداف خود را با دقت بیشتری مورد حمله قرار دهد.»
از سوی دیگر، سیانان ۲۲ فروردین و در آستانه مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی در اسلامآباد پاکستان، در یک گزارش اختصاصی نوشت بر اساس ارزیابیها و اظهارات سه منبع آگاه، پکن قصد دارد سامانههایی را به ایران منتقل کند که میتوانند توان دفاعی جمهوری اسلامی را تقویت کنند. موضوعی که در صورت تحقق، با توجه به نقش ادعایی چین در میانجیگری آتشبس، «اقدامی تحریکآمیز» تلقی میشود.
بر اساس این گزارشها، احتمال دارد انتقال این تجهیزات از طریق کشورهای ثالث انجام شود تا نقش چین پنهان بماند.
سامانههای مورد بحث شامل موشکهای دوشپرتاب ضد هواپیما است که میتوانند هواپیماهای آمریکایی و اسرائیلی را در ارتفاع پایین تهدید کنند.
مقامهای چینی این گزارش را رد کردهاند.
سخنگوی سفارت چین در واشینگتن اعلام کرد: «چین هرگز به هیچیک از طرفهای این درگیری سلاح ارائه نکرده و این گزارش نادرست است.»
همزمان چین ۲۶ فروردین محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا را «خطرناک و غیرمسئولانه» خواند و هشدار داد این اقدام میتواند آتشبس شکننده را تضعیف و عرضه انرژی جهان را مختل کند.
در همین حال، انتظار میرود دونالد ترامپ و شی جیپینگ، روسای جمهوری آمریکا و چین در اوایل ماه می دیدار کنند و موضوع جنگ ایران نیز در دستور کار گفتوگوهای آنها قرار گیرد.
از سوی دیگر، گزارشهایی هم از همکاریهای نظامی جمهوری اسلامی با روسیه منتشر شده است؛ از جمله ارسال پهپاد و ارائه اطلاعات و تصاویر ماهوارهای در جریان درگیریهای اخیر.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده در گفتوگویی با شبکه فاکس بیزنس گفت که جنگ میان آمریکا و جمهوری اسلامی «بسیار به پایان نزدیک است».
ترامپ در گفتوگو با ماریا بارتیرومو، مجری شبکه فاکس بیزینس، که قرار است مشروح آن بامداد چهارشنبه ۲۶ فروردین بهوقت واشینگتن پخش شود، در پاسخ به این پرسش که آیا جنگ ایران به پایان رسیده است، گفت: «فکر میکنم نزدیک به پایان است، بله. من آن را بسیار نزدیک به پایان میبینم.»
ترامپ در حالی از نزدیک بودن پایان جنگ با جمهوری اسلامی سخن گفته که گزارشهایی درباره احتمال ازسرگیری مذاکرات صلح میان مقامهای آمریکایی و جمهوری اسلامی منتشر شده است. براساس این گزارشها، قرار است دو طرف پنجشنبه ۲۷ فروردین پس از توقف گفتوگوهای آخر هفته در پاکستان، مذاکرات را از سربگیرند.
ترانپ سهشنبه ۲۴ فروردین با اشاره به اینکه مذاکرات میان آمریکا و حکومت ایران «کند پیش میرود» از احتمال گفتوگوهای بیشتر «طی دو روز آینده» در اسلامآباد خبر داد.
او گفت که از پیشنهاد تعلیق ۲۰ ساله غنیسازی رضایت ندارد و نمیگذارد حکومت ایران احساس کند «پیروز» شده است.
روزنامه نیویورکپست، سهشنبه ۲۵ فروردین نوشت که دونالد ترامپ ابتدا در یک مصاحبه تلفنی اولیه و کوتاه به این رسانه گفت که مذاکرات «در حال انجام است، اما میدانید، کمی کند پیش میرود»، و سپس اشاره کرده بود که دور دوم مذاکرات مستقیم برای پایان دادن به جنگ هفتهفتهای احتمالا در جایی در اروپا برگزار خواهد شد.
این روزنامه افزود که حدود نیم ساعت بعد از گفتوگوی اولیه، ترامپ دوباره با آنها تماس گرفت و بهروزرسانی جدیدی ارائه داد.
ترامپ درباره احتمال ملاقات در اسلامآباد به کِیتلین دورنباس، خبرنگار نیویورکپست که در این شهر مستقر است، گفت: «واقعا باید همانجا بمانید، چون ممکن است طی دو روز آینده اتفاقی بیفتد و ما بیشتر مایل هستیم به آنجا برویم.»
او افزود: «احتمالش بیشتر است، میدانید چرا؟ چون فیلد مارشال دارد کار فوقالعادهای انجام میدهد.»
منظور او از فیلد مارشال، عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان است که در هفتههای گذشته نقشی فعال در ترتیب دادن مذاکرات میان جمهوری اسلامی و دیگر کشورها از جمله آمریکا ایفا کرده است.
ترامپ منیر را مردی «فوقالعاده» خواند و گفت به همین دلیل ممکن است آمریکا برای ادامه مذاکرات به کشوری برود که به گفته او «هیچ ارتباطی با این موضوع» ندارد.
همزمان روزنامه پاکستانی داون گزارش داده است که اسلامآباد که اکنون میانجیگر مذاکرات صلح آمریکا و جمهوری اسلامی است، خواستار تمدید ۴۵ روزه آتشبس شده است.
گزارشها درباره احتمال ازسرگیری مذاکرات در حالی منتشر شده که ترامپ دوشنبه ۲۴ فروردین محاصره دریایی تمامی بنادر جنوب ایران را آغاز کرد که نشاندهنده دور تازه تشدید تنشهاست.
ترامپ در گفتوگو با شبکه فاکس بیزنس، در حالی از نزدیک بودن پایان جنگ سخن گفت که بار دیگر تاکید کرد کار آمریکا هنوز تمام نشده است.
او گفت: «اگر همین حالا عقبنشینی کنم، ۲۰ سال طول میکشد تا آن کشور را بازسازی کنند. ولی ما هنوز کار خود را تمام نکردهایم.»
او افزود: «خواهیم دید چه میشود. فکر میکنم آنها بهشدت میخواهند به توافق برسند.»
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری، و دو نماینده ویژه ترامپ، شنبه گذشته در پاکستان با مقامهای جمهوری اسلامی درباره برنامه هستهای تهران و طرحهای غنیسازی مذاکره کردند.
گزارش شده است که این مذاکرات به پیشرفتی منجر نشد، هرچند ونس دوشنبه گفت «پیشرفت زیادی» حاصل شده و این ایران است که تعیین میکند در ادامه چه رخ خواهد داد.
ونس به برنامه «گزارش ویژه» شبکه فاکس گفت: «توپ کاملا در زمین آنهاست. اگر بپرسید چه اتفاقی میافتد، فکر میکنم ایرانیها تعیین خواهند کرد که چه اتفاقی رخ دهد.»
ترامپ در گفتوگوی خود با شبکه فاکسنیوز که قرار است مشروح آن چهارشنبه پخش شود، همچنین درباره علت حمله به جمهوری اسلامی گفت که این اقدام برای خلع سلاح هستهای ایران ضروری بوده است.
او گفت: «من مجبور شدم مسیرم را تغییر دهم، چون اگر این کار را نمیکردم، الان ایران سلاح هستهای داشت و اگر آنها سلاح هستهای داشتند، شما باید در آنجا همه را “آقا” خطاب میکردید و این چیزی نیست که بخواهید انجام دهید.»