مقام پیشین در سیا: عملیات فریب اطلاعاتی به نجات خلبان آمریکایی در ایران کمک کرد
دن هافمن، یک مقام پیشین سیا که مسئولیت ریاست ایستگاه سیا در برخی کشورها را در سابقه خود دارد، اعلام کرد که یک عملیات فریب اطلاعاتی نقش کلیدی در موفقیت ماموریت نجات خلبان آمریکایی در خاک ایران داشته و به دور کردن نیروهای ایرانی از محل اختفای او کمک کرده است.
هافمن در گفتوگو با فاکسنیوز توضیح داد که بر اساس گزارشها، سیا تلاش کرده نیروهای ایرانی را به این باور برساند که آمریکا در حال آمادهسازی یک عملیات نجات دریایی است، در حالی که در واقع عملیات خروج خلبان از مناطق کوهستانی انجام شده است.
به گفته او، سیا همزمان چند ماموریت را پیش میبرده است: ردیابی موقعیت خلبان، زیر نظر گرفتن تحرکات نیروهای امنیتی حکومت ایران و اجرای عملیات فریب. او گفت: «سیا آنجا بود تا موقعیت خلبان را ردیابی کند… و همزمان تحرکات نیروهای امنیتی [حکومت] ایران و تلاش آنها برای یافتن محل او را دنبال میکرد و در عین حال این عملیات فریب را اجرا میکرد؛ عملیاتی فوقالعاده.»
هافمن با اشاره به پیچیدگی این ماموریت افزود: «این کار را به پیدا کردن سوزن در انبار کاه تشبیه میکنند، اما به نظر من بیشتر شبیه پیدا کردن یک سوزن در میان انبوهی از سوزنهاست- بهشدت دشوار.»
این اظهارات پس از آن مطرح شد که یک افسر سامانههای تسلیحاتی نیروی هوایی آمریکا، که پس از سرنگونی جنگنده اف-۱۵ بر فراز ایران مجبور به خروج اضطراری شده بود، در عملیات جستوجو و نجات پیدا شد. این خلبان حدود ۳۶ ساعت در مناطق کوهستانی ایران مخفی شده بود.
هافمن گفت این خلبان احتمالاً برای بقا به مهارتهایی که در دورههای نظامی «بقا، گریز، مقاومت و فرار» (SERE) آموخته، تکیه کرده است.
او همچنین درباره نحوه اجرای عملیات فریب توضیح داد که این راهبرد میتوانسته نسبتاً ساده باشد: انتشار اطلاعات هدایتشده در کانالهایی که نیروهای امنیتی حکومت ایران آنها را رصد میکنند. به گفته او، سیا با شناسایی این کانالها - از جمله در حوزه سایبری - اطلاعاتی را در آنها منتشر کرده که بخشی از آن واقعی بوده تا اعتبار پیام حفظ شود و سپس عملیات فریب در همان بستر اجرا شده است.
هافمن گفت: «ما کانالهایی را پیدا میکنیم که میدانیم طرف مقابل به آنها گوش میدهد… سپس اطلاعاتی در آنها قرار میدهیم - بخشی واقعی برای ایجاد اعتبار - و عملیات فریب را از همان مسیر پیش میبریم.»
به گفته او، این ترکیب از ردیابی اطلاعاتی و عملیات فریب، در نهایت به موفقیت ماموریت نجات در شرایطی بسیار پیچیده و پرخطر در داخل خاک ایران کمک کرده است.
جزییات بیشتر از این عملیات نجات را در اینجا بخوانید.
وبسایت اکسیوس گزارش داده است که ایالات متحده، جمهوری اسلامی و گروهی از میانجیگران منطقهای در حال مذاکره بر سر یک آتشبس ۴۵ روزه هستند که میتواند به پایان دائمی جنگ منجر شود؛ هرچند منابع آگاه تاکید میکنند شانس دستیابی به توافق در ۴۸ ساعت آینده «پایین» است.
به نوشته اکسیوس، این تلاش دیپلماتیک آخرین فرصت برای جلوگیری از تشدید شدید درگیریها تلقی میشود؛ سناریویی که میتواند شامل حملات گسترده آمریکا و اسرائیل به زیرساختهای غیرنظامی ایران و در مقابل، حملات تلافیجویانه به تاسیسات انرژی و آب در کشورهای خلیج فارس باشد.
ضربالاجل ترامپ و تهدید به تشدید جنگ بر اساس این گزارش، ضربالاجل ۱۰ روزه دونالد ترامپ قرار بود شامگاه دوشنبه ۱۷ فروردین به پایان برسد، اما او روز یکشنبه ۱۶ فروردین آن را ۲۰ ساعت تمدید کرد و زمان جدید را سهشنبه ۱۸ فروردین ساعت ۸ شب به وقت شرق آمریکا اعلام کرد.
ترامپ به اکسیوس گفته است آمریکا مشغول «مذاکرات عمیق» با [حکومت] ایران است و افزود: «احتمال خوبی وجود دارد، اما اگر توافقی حاصل نشود، همهچیز را آنجا نابود خواهم کرد.»
او همچنین تهدید کرده در صورت عدم توافق، زیرساختهای حیاتی ایران را هدف قرار خواهد داد؛ اقدامی که به گفته کارشناسان میتواند مصداق جنایت جنگی باشد. حکومت ایران نیز هشدار داده در چنین حالتی به زیرساختهای اسرائیل و کشورهای خلیج فارس حمله خواهد کرد.
دو منبع به اکسیوس گفتهاند که طرح عملیاتی یک کارزار بمباران گسترده آمریکا و اسرائیل علیه تاسیسات انرژی ایران آماده اجراست، اما تمدید ضربالاجل با هدف دادن «آخرین فرصت» به مسیر دیپلماتیک انجام شده است.
مذاکرات پشتپرده و نقش میانجیها چهار منبع آگاه به اکسیوس گفتهاند مذاکرات از طریق میانجیگری پاکستان، مصر و ترکیه و همچنین از طریق پیامهای متنی میان استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ، و عباس عراقچی در جریان است.
یک مقام آمریکایی نیز گفته واشینگتن در روزهای اخیر چندین پیشنهاد به حکومت ایران ارائه کرده، اما تاکنون مورد پذیرش قرار نگرفته است.
طرح دو مرحلهای برای پایان جنگ به نوشته اکسیوس، چارچوب مورد بحث شامل توافقی دو مرحلهای است: در مرحله نخست، یک آتشبس ۴۵ روزه برقرار میشود تا در این بازه درباره پایان دائمی جنگ مذاکره شود. در صورت نیاز، این آتشبس قابل تمدید خواهد بود. مرحله دوم شامل توافق نهایی برای پایان جنگ است.
منابع میگویند بازگشایی کامل تنگه هرمز و حلوفصل موضوع اورانیوم غنیشده ایران - از طریق انتقال به خارج یا رقیقسازی- احتمالاً تنها در چارچوب توافق نهایی امکانپذیر است.
تنگه هرمز و اورانیوم؛ اهرمهای اصلی حکومت ایران اکسیوس گزارش داده است که میانجیها در حال بررسی اقدامات اعتمادساز اولیه از سوی ایران درباره تنگه هرمز و ذخایر اورانیوم غنیشده هستند. با این حال، دو منبع تاکید کردهاند این دو موضوع اصلیترین اهرمهای چانهزنی تهران هستند و حکومت ایران حاضر نیست آنها را صرفاً در برابر یک آتشبس موقت واگذار کند.
در مقابل، میانجیها در حال بررسی اقداماتی از سوی آمریکا هستند تا به حکومت ایران تضمین دهند که آتشبس صرفاً موقت نخواهد بود و جنگ از سر گرفته نمیشود.
مقامهای ایرانی نیز به میانجیها گفتهاند نمیخواهند در وضعیتی مشابه غزه یا لبنان قرار بگیرند که آتشبس برقرار باشد، اما امکان حملات مجدد وجود داشته باشد.
هشدار درباره پیامدهای تشدید درگیری یک منبع آگاه به اکسیوس گفته میانجیها بهشدت نگرانند که در صورت حمله آمریکا و اسرائیل به زیرساختهای انرژی ایران، پاسخ تهران میتواند تاسیسات نفت و آب در کشورهای خلیج فارس را هدف قرار دهد.
به گفته این منابع، میانجیها به حکومت ایران هشدار دادهاند که «زمانی برای تاکتیکهای بیشتر مذاکره باقی نمانده» و ۴۸ ساعت آینده آخرین فرصت برای دستیابی به توافق و جلوگیری از تخریب گسترده است.
با این حال، مقامهای ایرانی دستکم در مواضع علنی همچنان رویکردی سختگیرانه دارند و نیروی دریایی سپاه اعلام کرده وضعیت تنگه هرمز «هرگز» به شرایط پیش از جنگ، بهویژه برای آمریکا و اسرائیل، باز نخواهد گشت.
فرمانده پیشین سنتکام میگوید آمریکا در حال اجرای مراحل اولیه برای بازگشایی تنگه هرمز است و میتواند این گذرگاه حیاتی را با عملیات هوایی و دریایی دوباره به جریان بیندازد. او تاکید کرد که کاهش توان حکومت ایران در حمله به کشتیها و پاکسازی مینهای دریایی، پیششرط این اقدام است.
ژنرال بازنشسته، فرانک مککنزی در گفتوگو با سیبیاسنیوز اعلام کرد عملیات جستوجو و نجات خدمه جنگنده سرنگونشده در ایران «بهطور مؤثر» اجرا شده و همزمان تاکید کرد که توان حکومت ایران برای اجرای حملات گسترده بهطور قابلتوجهی کاهش یافته است.
او در این مصاحبه با اشاره به نجات افسر تسلیحاتی مفقودشده گفت: «ما برای این سناریوها بهطور مستمر آموزش میبینیم… این بخشی از هویت ما بهعنوان نیروهای نظامی آمریکاست که هیچکس را جا نمیگذاریم.» مککنزی با وجود اذعان به از دست رفتن چند هواپیما در این عملیات افزود: «ساخت یک هواپیما یک سال طول میکشد، اما ایجاد سنتی که کسی را جا نگذاریم ۲۰۰ سال زمان برده است.»
او همچنین این عملیات را حامل «درسی سخت» برای حکومت ایران دانست و گفت: «آنها نتوانستند خدمه را پیدا کنند… حتی با درخواست از مردم و تعیین پاداش، موفق نشدند»؛ موضوعی که به گفته او میتواند نشانهای از نارضایتی داخلی باشد.
کاهش توان عملیاتی حکومت ایران در جنگ مککنزی در ارزیابی توان نظامی حکومت ایران تاکید کرد: «آنها توان وارد کردن خسارت را دارند، اما توان ایجاد اثرات گسترده را ندارند.» به گفته او، توان حکومت ایران برای شلیک همزمان تعداد زیادی موشک، راکت یا پهپاد از آغاز جنگ «بهطور پیوسته تضعیف شده است.»
او افزود که در حدود ۳۰ روز از آغاز عملیات، وضعیت فعلی برای فرماندهی مرکزی آمریکا رضایتبخش است و گفت: «اگر چنین وضعیتی در روز سیام به من ارائه میشد، آن را بیش از حد خوشبینانه میدانستم.» به گفته او، این روند ادامه خواهد یافت و «هر روز برای [حکومت] ایران سختتر میشود که موشک و راکت شلیک کند.»
فشار همهجانبه برای وادار کردن تهران به توافق فرمانده پیشین سنتکام در واکنش به گزارشهایی درباره ارسال سلاح به کردها برای حمایت از معترضان، این اقدام را بخشی از راهبرد فشار دانست و گفت: «باید به هر شکل ممکن بر این رژیم فشار وارد کرد… رهبری [حکومت] ایران زمانی واکنش نشان میدهد که با فشار وجودی مواجه شود.» او افزود حتی اگر هدف تغییر رژیم نباشد، چنین فشارهایی میتواند به پذیرش توافقی مطلوب برای آمریکا منجر شود.
سناریوی بازگشایی تنگه هرمز مککنزی تاکید کرد که آمریکا توانایی بازگشایی تنگه هرمز را دارد و اقدامات کنونی را «مراحل اولیه» چنین عملیاتی دانست. به گفته او، این اقدامات شامل کاهش توان حکومت ایران برای حمله به کشتیها، نابودی قایقهای تندرو و از بین بردن ذخایر مینهای دریایی است.
او هشدار داد که حتی «تعداد کمی مین» میتواند تردد جهانی را مختل کند و افزود که این تهدیدها باید پیش از ورود کامل ناوهای جنگی کاهش یابد.
در پاسخ به این پرسش که آیا عملیات زمینی لازم است، مککنزی گفت: «این کار [بازگشایی تنگه هرمز] میتواند با عملیات هوایی و دریایی انجام شود»، اما استفاده محدود از نیروهای زمینی در قالب عملیاتهای کوتاهمدت نیز ممکن است.
او در این میان به اهمیت جزیره خارک اشاره کرد و گفت تصرف آن میتواند «ضربه اقتصادی شدیدی» به ایران وارد کند و در عین حال بهعنوان اهرم در مذاکرات مورد استفاده قرار گیرد.
هشدار به تهران درباره پیامهای ترامپ مککنزی در پایان، در پاسخ به زمانبندی احتمالی پایان جنگ، از ارائه جدول زمانی خودداری کرد، اما گفت: «اگر رییسجمهوری [آمریکا] بگوید کاری را انجام میدهد، احتمالاً آن را انجام خواهد داد.» او تاکید کرد که «زمان آن رسیده که رهبران [حکومت] ایران این واقعیت را جدی بگیرند.»
این اظهارات در حالی مطرح میشود که جنگ میان حکومت ایران و ائتلاف آمریکا و اسرائیل وارد هفتههای حساس خود شده و بحث درباره مسیرهای پایان یا تشدید آن همچنان ادامه دارد.
رییسجمهوری آمریکا دوم فروردین اعلام کرده بود که در صورت باز نشدن تنگه هرمز ظرف ۴۸ ساعت، «نیروگاههای برق» ایران را هدف قرار خواهد داد. او یک روز بعد، از مذاکرات «سازنده» با تهران خبر داد و گفت هرگونه حمله به نیروگاهها و زیرساختهای انرژی ایران به مدت پنج روز به تعویق خواهد افتاد. سپس اولتیماتوم خود را در ششمین روز فروردین به مدت ۱۰ روز دیگر تمدید کرد.
بر اساس آنچه او در شبکه اجتماعی تروث سوشال منتشر کرده است، مهلت او ساعت هشت شب دوشنبه شنبه ۱۷ فروردین به وقت شرق آمریکا (ساعت ۳:۳۰ بامداد سهشنبه ۱۸ فروردین به وقت ایران)، به پایان خواهد رسید. با این حال او در پیام کوتاهی که در طول روز یکشنبه در تروثسوشال منتشر کرد نوشت «ساعت ۸ شب سهشنبه به وقت شرق آمریکا». نکتهای که اکسیوس از آن به عنوان تمدید ۲۴ ساعته ضربالاجل ترامپ یاد کرد.
نشریه تایمز اسرائیل در تحلیلی نوشت با گذشت بیش از پنج هفته از آغاز کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل علیه حکومت ایران، هنوز هیچ مسیر روشنی برای پایان جنگ دیده نمیشود و محتملترین سناریو، حرکت بهسوی تشدید بیشتر درگیری است.
در این تحلیل آمده است اگرچه هفتهها حملات موشکی حکومت ایران برای اسرائیلیها بسیار فرساینده بوده، اما این بازه همچنان در چارچوب جدول زمانی ۴ تا ۶ هفتهای است که کاخ سفید در ابتدای جنگ مطرح کرده بود. در همین حال، بنیامین نتانیاهو بدون ارائه زمانبندی مشخص، گفته است بیش از نیمی از مسیر از پیش برنامهریزیشده برای این عملیات طی شده است.
به نوشته تایمز اسرائیل، تلاشهای دونالد ترامپ برای پایان دادن به جنگ از طریق مذاکرات مستقیم با [حکومت] ایران به نتیجهای نرسیده و میانجیها گفتهاند گفتوگوها به «بنبست» رسیده است. ترامپ نیز با تمدید ضربالاجل، هشدار داده در صورت عدم دستیابی به توافق یا بازگشایی تنگه هرمز، ایران با حملات شدیدتری مواجه خواهد شد.
این تحلیل تاکید میکند که دو سناریوی خوشبینانه - سقوط قریبالوقوع حکومت ایران یا پایان سریع توان موشکی آن - واقعبینانه نیست. بر اساس ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا، ساختار قدرت در ایران احتمالاً حفظ خواهد شد و سپاه پاسداران حتی کنترل بیشتری به دست خواهد آورد.
همچنین، حکومت ایران همچنان ذخایر قابلتوجهی از موشکها و پهپادها در اختیار دارد. با وجود حملات گسترده، این کشور به گفته منابع اسرائیلی بیش از هزار موشک در اختیار دارد و میتواند به حملات ادامه دهد. گزارش نیویورکتایمز نیز نشان میدهد [حکومت] ایران توانایی بازسازی سریع پرتابگرهای آسیبدیده در پایگاههای زیرزمینی را دارد.
تایمز اسرائیل نتیجه میگیرد که جنگ بهسمت مرحلهای از تشدید پیش میرود. در این چارچوب، اگر ترامپ ضربالاجلهای خود را تمدید نکند، احتمالاً ناچار خواهد شد تهدیدهای خود برای حمله به زیرساختهای حیاتی ایران - از جمله نیروگاهها، تأسیسات نفتی و جزیره خارک - را عملی کند.
در این تحلیل آمده است اسرائیل نیز آماده اجرای چنین حملاتی است، اما همچنان در انتظار چراغ سبز واشینگتن قرار دارد. یکی از سناریوهای مطرح این است که آمریکا و اسرائیل پس از هدف قرار دادن زیرساختهای کلیدی، بهطور یکجانبه پایان جنگ را اعلام کرده و آن را بهعنوان یک پیروزی معرفی کنند.
با این حال، این تحلیل تاکید میکند چنین رویکردی با چالشهای جدی مواجه است. نخست آنکه تضمینی وجود ندارد [حکومت] ایران نیز جنگ را متوقف کند و ممکن است با ادامه حملات، روایت متفاوتی از نتیجه جنگ ارائه دهد.
مساله مهم دیگر، کنترل تنگه هرمز است. به نوشته تایمز اسرائیل، بعید است واشینگتن بپذیرد که [حکومت] ایران کنترل مؤثر این گذرگاه حیاتی را در اختیار داشته باشد؛ چرا که در این صورت تهران میتواند عبور کشتیها را مدیریت کرده و از آن بهعنوان ابزار فشار اقتصادی استفاده کند.
در همین راستا، این تحلیل اشاره میکند که ترامپ گزینههایی از جمله استفاده از نیروهای زمینی برای کنترل تنگه را در نظر دارد؛ اقدامی که میتواند شامل تصرف جزایر یا بخشهایی از سواحل ایران باشد، اما خطر تشدید گسترده درگیری را نیز به همراه دارد.
از دیگر چالشهای کلیدی، سرنوشت حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده ایران است که گفته میشود در تاسیسات تخریبشده اصفهان و نطنز مدفون شده است. باقی ماندن این مواد میتواند در آینده به احیای برنامه هستهای ایران منجر شود.
اگرچه ترامپ اعلام کرده این مواد تحت نظارت ماهوارهای قرار دارند، اما برخی طرحها شامل عملیات زمینی برای خارج کردن آنهاست - اقدامی که به گفته مقامهای پیشین دفاعی در گفتوگو با واشینگتنپست، بسیار پرخطر و پیچیده خواهد بود.
در مجموع، این تحلیل نتیجه میگیرد که جنگ در هفتههای آینده احتمالا به سمت تشدید بیشتر حرکت خواهد کرد؛ مسیری که اگرچه ممکن است فشار بیشتری بر حکومت ایران وارد کند، اما چشمانداز روشنی برای پایان سریع درگیری ارائه نمیدهد.
افسر آمریکایی، پس از آنکه جنگندهاش بر فراز ایران هدف قرار گرفت، با وجود جراحت خود را به بلندیهای جنوب اصفهان رساند و در شکافی در خطالراس شاهکوه پنهان شد؛ جایی که به گفته رسانههای آمریکایی، سیا، با اجرای یک کارزار فریب و عملیات پیچیده نظامی، او را نجات داد.
نیویورکتایمز در گزارشی که یکشنبه ۱۶ فروردین منتشر کرد، جزئیاتی از عملیات نجاتِ دومین سرنشین هواپیمای سرنگونشده اِف-۱۵ آمریکا در غرب ایران را منتشر کرد و نوشت که سازمان اطلاعات مرکزی ایالات متحده، سیا، با طراحی یک عملیات فریب، ابتدا نیروهای جمهوری اسلامی را از محل احتمالی اختفای افسر سامانههای تسلیحاتی نیروی هوایی آمریکا دور کرد تا زمان لازم برای یافتن و بیرون آوردن او به دست آید.
به نوشته این روزنامه، افسر آمریکایی بیش از ۲۴ ساعت در منطقهای کوهستانی در غرب استان اصفهان از دست نیروهای جمهوری اسلامی گریخت و در نهایت در شکافی صخرهای در ارتفاع ۲,۱۳۰ متری پنهان شد.
هرچند در گزارش نیویورکتایمز محل دقیق پنهان شدن این افسر نیروی هوایی آمریکا روشن نیست، اما ایراناینترنشنال با بررسی تصاویری که مایکل وایس، سردبیر اینسایدر، در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد، نتیجه گرفت که او جایی در ارتفاعات شاهکوه پنهان شده بود.
شاهکوه بخشی از رشتهکوه زاگرس است که در جنوب شهر اصفهان قرار دارد و ارتفاع قله اصلی آن ۲,۴۱۸ متر است.
عملیات نجات افسر سامانههای تسلیحاتی چگونه آغاز شد؟
بر اساس روایتهایی که رسانههای مختلف آمریکایی از جمله نیویورکتایمز، سیبیاس و آکسیوس به نقل از مقامهای آمریکایی منتشر کردند، ماجرا از روز جمعه آغاز شد؛ زمانی که نیروهای نظامی حکومت ایران یک فروند جنگنده «اِف-۱۵ ایی استرایک ایگل» آمریکا را سرنگون کردند.
همان زمان اعلام شد که این هواپیما دو سرنشین داشت؛ یک خلبان و یک افسر سامانههای تسلیحاتی، که هر دو پیش از سقوط هواپیما از آن بیرون پریدند. خلبان زودتر نجات یافت، اما عضو دیگر ناپدید شد و همین، به گفته نیویورکتایمز، به ایجاد یک «رقابت فوری» میان آمریکا و حکومت ایران برای یافتن او انجامید.
به گفته مقامهای آمریکایی، این افسر با وجود جراحت، با بهرهگیری از تکنیکهای «بقا، گریز، مقاومت و فرار» موسوم به SERE که آموزش آنها برای نیروهای هوایی آمریکا اجباری است، توانست بیش از ۲۴ ساعت از دستگیر شدن به دست نیروهای جمهوری اسلامی که میکوشیدند او را پیدا کنند، بگریزد.
سیبیاس به نقل از دو مقام آمریکایی گزارش داد که این افسر در تمام مدت تنها یک اسلحه کمری برای دفاع از خود در اختیار داشت.
همزمان با اعلام خبر مفقود شدن این افسر، سپاه پاسداران از جستوجو در منطقه سقوط خبر داد. همچنین مقامهای جمهوری اسلامی از مردم محلی خواستند در یافتن خدمه آمریکایی مشارکت کنند و برای این کار جایزهای ۶۰ هزار دلاری تعیین شد.
نیویورکتایمز نوشت مقامهای آمریکایی در آغاز بطور دقیق نمیدانستند این افسر کجاست، تنها اطلاعاتی که در دست داشتند این بود که او از محل فرود خود جابهجا شده است. همچنین روشن بود که مجروح است و همین موضوع به فوریت عملیات جستوجو افزود.
در این مرحله، سیا وارد عمل شد. بنا بر این روایت، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا روز جمعه، بلافاصله پس مطلع شدن از خبر سقوط هواپیما یک کارزار فریب طراحی کرد. هدف این کارزار گمراه کردن نیروهای جمهوری اسلامی از طریق پخش این خبر بود که نیروی آمریکایی پیدا شده و در قالب یک کاروان زمینی در حال انتقال برای خروج از کشور است.
واشینگتن امید داشت که نیروهای ایرانی تمرکز خود را از ارتفاعات و محل احتمالی اختفای او بردارند و به جادهها و مسیرهای خروجی معطوف کنند.
باراک راوید، خبرنگار آکسیوس، نیز به نقل از یک مقام ارشد دولت آمریکا روایت نیویورکتایمز را تایید کرد. این مقام مطلع عملیات نجات را اینطور توصیف کرد: «چیزی مثل پیدا کردن سوزن در انبار کاه بود، با این تفاوت که در این مورد، یک روح شجاع آمریکایی در شکافی در دل کوه پنهان شده بود که بدون تواناییهای سیا عملا نامرئی بود.»
به گفته او، سیا بلافاصله موقعیت دقیق او را با پنتاگون، ارتش آمریکا و کاخ سفید به اشتراک گذاشت. سپس رییسجمهوری آمریکا دستور اجرای فوری عملیات نجات را صادر کرد و پنتاگون آن را به اجرا گذاشت، در حالی که سیا نیز همچنان با ارائه اطلاعات لحظهای از ماموریت پشتیبانی میکرد.
در گزارش نیویورکتایمز آمده است که تمام خلبانان جنگنده و افسران سامانههای تسلیحاتی نیروی هوایی آمریکا به یک موقعیتیاب و دستگاه ارتباطی امن مجهزند، اما آموزش میبینند که به طور مداوم موقعیت خود را ارسال نکنند، چون نیروهای دشمن نیز ممکن است بتوانند محل آن را ردیابی کنند.
به گزارش این رسانه، همین موضوع باعث شده بود پیدا کردن او سختتر شود و بقایش بیش از هر چیز به مهارت فردیاش در پنهان شدن و حرکت در کوهستان وابسته باشد.
رسانههای ایران اعلام کردند این تصویر که گفته میشود در مرکز ایران گرفته شده، قطعاتی از یک جنگنده سرنگونشده آمریکایی است. رویترز میگوید نوار قرمز روی دم هواپیما در این تصویر با اف-۱۵ ایی مطابقت دارد
افسر آمریکایی دقیقا کجا پنهان شده بود؟
جزییات بیشتر از محل اختفا و عملیات نجات را مایکل وایس، سردبیر رسانه تحقیقی «اینسایدر»، در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد.
او به نقل از یک مقام آمریکایی نوشت این افسر پس از فرود، بیش از ۸ کیلومتر به سمت جنوبغربی حرکت کرد تا خود را به یکی از قلههای کوهستانهای جنوب پارک ملی کلاهقاضی، در حدود ۳۶ کیلومتری جنوبشرقی اصفهان، برساند و همانجا پنهان شود.
بر اساس این روایت، محل اختفای او یکی از قلههای شاهکوه بود و نیروهای نجات آمریکایی نیز در منطقهای در شرق روستای مهیار، از توابع شهرضا، فرود آمدند.
وایس نوشت در این عملیات، دو فروند هواپیمای سی-۱۳۰ در یک باند موقت در غرب روستای مهیار فرود آمدند و چهار فروند هلیکوپتر اِماِچ-۶ لیتل بِرد نیز مشارکت داشتند. او به نقل از مقام آمریکایی توضیح داد که یکی از بالگردها به منطقه کوهستانی پرواز کرد، افسر مجروح را سوار کرد و به باند فرود موقت انتقال داد.
اما عملیات به همینجا ختم نشد. به گفته او، چرخهای جلوی هر دو فروند سی-۱۳۰ در گِل فرو رفت و همین موضوع آمریکا را ناچار کرد چند ساعت بعد سه فروند هواپیمای «دَش-۸» متعلق به فرماندهی عملیات ویژه نیروی هوایی را برای تخلیه نهایی وارد عمل کند.
هواپیمای دَش-۸ از نوع هواپیماهای ملخی دو موتوره و مناسب برای طی کردن مسافتهای کوتاه است، کمصدا است و میتواند بهراحتی در باندهایی با طول کم یا باندهای موقت فرود بیاید و از آنها بلند شود. یکی از کارکردهای این مدل هواپیماها تخلیه سریع است.
وایس همچنین نوشت که این عملیات حدود ۳۰۰ میلیون دلار هزینه داشت، زیرا ارتش آمریکا ناچار شد دو فروند سی-۱۳۰ و چهار فروند هلیکوپتر را در همان منطقه رها کند و پس از خروج نیروها، آنها را در حملهای هوایی با چندین بمب منهدم کند تا به دست حکومت ایران نیفتند.
او همچنین نوشت نیروهای ایرانی نیز دو فروند پهپاد اِمکیو-۹ را در همان منطقه سرنگون کردند.
واشینگتن: سرباز را نجات دادیم؛ تهران: عملیات نجات شکست خورد
در حالیکه دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، عصر یکشنبه ۱۶ اسفند [به وقت ایران] با انتشار پستی در شبکه اجتماعی تروثسوشال از نجات «سرهنگ مورد احترام و حقیقتا شجاع، از اعماق کوههای ایران» خبر داد و عملیات نیروهای آمریکایی را موفقیتآمیز توصیف کرد، مقامهای جمهوری اسلامی و رسانههای ایران روایت دیگری ارائه کردند.
در نخستین موضعگیری، خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، به نقل از روابط عمومی سپاه نوشت یک «پرنده دشمن آمریکایی» که در جستوجوی خلبان ساقطشده بود، در جنوب اصفهان منهدم شده است.
اندکی بعد سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا در بیانیهای از «شکست عملیات نجات خلبان جنگنده ساقط شده آمریکا» خبر داد. او همچنین گفت که «دو هلیکوپتر بلکهاوک و یک فروند هواپیمای ترابری نظامی سی-۱۳۰» هدف قرار گرفتند و در «آتش خشم رزمندگان قهرمان اسلام» در حال سوختناند.
خبرگزاری فارس، نزدیک به سپاه پاسداران نیز در گزارشی به نقل از ساکنان مناطق جنوبی اصفهان نوشت حدود ساعت ۲ بامداد یکشنبه صدای پرواز هواپیما در مناطق اطراف شنیده شد و همزمان صدای پهپاد و بالگرد در بخشهایی از کهگیلویه و بویراحمد به گوش رسید. در این گزارش به نقل از منابع محلی آمده است که تا حوالی ۵ صبح صدای چندین انفجار در جنوب اصفهان شنیده شد و برخی منابع محلی نیز از «تلاش دشمن برای نابود کردن بقایای پرندههای سقوط کرده و حتی جنازههای کشتهشده آمریکایی خبر دادند.»
بر اساس گزارش نیویورکتایمز، هواپیماهای آمریکایی حین عملیات نجات، کاروانهایی از نیروهای ایران را که به محل پنهان شدن افسر آمریکایی نزدیک میشدند، بمباران کردند.
یک مقام ارشد دولتی به این رسانه گفت که هرچند به نظر میرسد عملیات سیا باعث سردرگمی و عدم قطعیت در میان نیروهای ایرانی شد، اما گروهی از نیروها، همزمان با حرکت کماندوهای آمریکایی به سمت ارتفاعات محل اختفای افسر آمریکایی، به همان سمت حرکت میکردند.
این مقام تاکید کرده است که هرچند کماندوها همزمان با بمبباران کاروان نیروهای نظامی ایران مجبور به تیراندازی به آنها شدند، اما به درگیری مستقیم و گسترده با نیروهای ایرانی نیاز نشد و وارد درگیری مستقیم با آنها نشدند؛ امری که به گفته او میتواند نشانهای باشد از اینکه کارزار فریب دستکم بخشی از نیروهای ایرانی را از محل دور کرده است.
پس از انتقال افسر آمریکایی به باند فرود موقت، هواپیماهای نجات، این نظامی مجروح را برای دریافت خدمات درمانی به کویت منتقل کردند.
یکی از ویدیوهای مردمی که در کانال وحیدآنلاین منتشر شده است، نشان میدهد که گروهی از افراد محلی حوالی صبح به مکان درگیری رسیده و با اجسادی مواجه شدهاند که طبق صحبتهای ویدیو به نظر میرسد متعلق به نیروهای نظامی لباس شخصی هستند.
در همین رابطه ایراناینترنشنال به نقل از یک منبع اسرائیلی گزارش داد دو واحد کماندویی این کشور، موسوم به «شلدگ» و «متکال»، در عملیات نجات خلبان آمریکایی در ایران نقش داشتند.
این منبع یکشنبه ۱۶ فروردین به ایراناینترنشنال گفت این عملیات حدود ۳۶ ساعت به طول انجامید و در جریان آن، یک هلیکوپتر آمریکایی هدف تیراندازی نیروهای جمهوری اسلامی قرار گرفت، اما در نهایت موفق شد سالم به پایگاه بازگردد.
کنار هم قرار دادن گزارشهای پراکنده از این ماموریت، تصویری کمسابقه از یک عملیات نجات پیچیده در عمق حدود ۴۵۰ کیلومتری خاک ایران ارائه میدهد؛ تصویری که اگرچه همچنان زوایای پنهان زیادی دارد، اما نشان میدهد بیش از ۱۰۰ کماندوی آمریکایی و اسرائیلی با پشتیبانی هوایی و اطلاعاتی وارد ایران شدند، نیروهای سپاه پاسداران را عقب نگه داشتند، خود را به محل اختفای افسر آمریکایی در ارتفاعات رساندند، او را در شکافی در دل صخرهها یافتند و در ادامه با وجود مشکلات لجستیکی از جمله زمینگیر شدن برخی هواپیماها، روند تخلیه را با استفاده از تجهیزات جایگزین که بیمزاحمت بر فراز ایران حاضر شدند، پیش بردند و هیچ نیرویی را پشت سر رها نکردند.
رییسجمهوری آمریکا، دونالد ترامپ، در گفتوگویی با نشریه «هیل» اعلام کرد که در صورت شکست مذاکرات با تهران، گزینه اعزام نیروهای زمینی به ایران همچنان روی میز است.
او در پاسخ به این پرسش که آیا چنین گزینهای را کنار میگذارد، گفت: «نه.» ترامپ با تاکید بر لزوم توافق افزود: «آدمهای عادی توافق میکنند. آدمهای باهوش توافق میکنند. اگر باهوش باشند، توافق میکنند.»
این اظهارات در حالی مطرح شده که ترامپ پیشتر هشدار داده بود در صورت عدم دستیابی به توافق و باز نشدن تنگه هرمز، ایالات متحده تاسیسات حیاتی ایران را هدف قرار خواهد داد. او در پیامی در شبکههای اجتماعی نوشت: «سهشنبه، روز نیروگاهها و روز پلها خواهد بود… چیزی شبیه آن وجود نخواهد داشت.» او همچنین تاکید کرد که در صورت شکست دیپلماسی، هیچ هدف زیرساختی از دایره حملات خارج نخواهد بود.
ترامپ همزمان با این تهدیدها، پیامهای متناقضی درباره روند مذاکرات ارسال کرده است. او در گفتوگویی با فاکسنیوز ابراز امیدواری کرد [حکومت] ایران تا دوشنبه با آمریکا به توافق برسد، اما در مصاحبهای دیگر با اکسیوس گفت توافق ممکن است تا سهشنبه حاصل شود و در عین حال هشدار داد: «اگر توافق نکنند، همه چیز را آنجا منفجر میکنم.»
به نوشته هیل، اعزام نیروهای زمینی به ایران اقدامی پرریسک برای ترامپ محسوب میشود؛ بهویژه آنکه او پیشتر تاکید کرده بود عملیات نظامی به یک درگیری طولانیمدت تبدیل نخواهد شد. با این حال، برخی از جمهوریخواهان نیز نسبت به احتمال ورود نیروهای آمریکایی به خاک ایران ابراز نگرانی کردهاند.
در داخل آمریکا، فشارهای سیاسی و اقتصادی نیز در حال افزایش است. افزایش قیمت انرژی و نارضایتی عمومی از جنگ، به چالشی برای دولت ترامپ تبدیل شده است. بر اساس نظرسنجی مشترک رویترز و ایپسوس، ۶۶ درصد از آمریکاییها خواستار پایان این درگیری هستند.
این تحولات در شرایطی رخ میدهد که تنشهای نظامی نیز شدت گرفته است. روز جمعه یک جنگنده اف-۱۵ آمریکا در آسمان ایران سرنگون شد. یکی از خدمه آن همان روز نجات یافت و خدمه دوم نیز روز یکشنبه نجات یافت.
همزمان، انتقادهای حقوقی از عملکرد آمریکا در این جنگ افزایش یافته است. بیش از ۱۰۰ کارشناس حقوق بینالملل در نامهای سرگشاده هشدار دادهاند که برخی تهدیدها و حملات آمریکا ممکن است مصداق «جنایت جنگی» باشد. از جمله، حمله به مدرسه دخترانه «شجره طیبه» که به کشته شدن دستکم ۱۷۵ نفر، عمدتاً کودکان، منجر شد و تحقیقات نظامی درباره آن همچنان ادامه دارد.
به نوشته هیل، مجموعه این تحولات نشان میدهد دولت ترامپ در حالی به دنبال توافق است که همزمان گزینههای نظامی گستردهتری - از جمله ورود نیروهای زمینی - را نیز در نظر دارد.
رییسجمهوری آمریکا دوم فروردین اعلام کرده بود که در صورت باز نشدن تنگه هرمز ظرف ۴۸ ساعت، «نیروگاههای برق» ایران را هدف قرار خواهد داد. او یک روز بعد، از مذاکرات «سازنده» با تهران خبر داد و گفت هرگونه حمله به نیروگاهها و زیرساختهای انرژی ایران به مدت پنج روز به تعویق خواهد افتاد. سپس اولتیماتوم خود را در ششمین روز فروردین به مدت ۱۰ روز دیگر تمدید کرد.
بر اساس آنچه او در شبکه اجتماعی تروث سوشال منتشر کرده است، مهلت او ساعت هشت شب دوشنبه شنبه ۱۷ فروردین به وقت شرق آمریکا (ساعت ۳:۳۰ بامداد سهشنبه ۱۸ فروردین به وقت ایران)، به پایان خواهد رسید. با این حال او در پیام کوتاهی که در طول روز یکشنبه در تروثسوشال منتشر کرد نوشت «ساعت ۸ شب سهشنبه به وقت شرق آمریکا». نکتهای که اکسیوس از آن به عنوان تمدید ۲۴ ساعته ضربالاجل ترامپ یاد کرد.