نشستی از مقامهای ارشد جمهوری اسلامی که در ۹ اسفند هدف حمله هوایی اسرائیل قرار گرفت، ممکن است به تصمیمگیری نهایی حکومت ایران درباره ساخت سلاح هستهای مرتبط بوده باشد.
در نهمین روز اسفند ۱۴۰۴ (آخرین روز فوریه ۲۰۲۶)، همزمان با انتشار گزارشهایی مبنی بر کشته شدن علی خامنهای، دیکتاتور ایران، در حمله اسرائیل، اعلام شد جلسهای از شورای دفاع نیز هدف قرار گرفته است.
ارتش اسرائیل در ۲۴ اسفند (۱۶ مارس) تایید کرد چندین مقام ارشد جمهوری اسلامی در این حمله کشته شدند.
در میان کشتهشدگان، علی شمخانی، مشاور ارشد خامنهای و دبیر شورای دفاع، عبدالرحیم موسوی، رییس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع، حضور داشتند.
همچنین دو چهره مرتبط با «سازمان پژوهشهای نوین دفاعی» (سپند) - که جانشین مستقیم برنامه تسلیحات هستهای در ایران پیش از سال ۱۳۹۲ محسوب میشود - نیز در این حمله کشته شدند.
این دو نفر، سرتیپ رضا مظفرنیا، رییس پیشین سپند، و سرتیپ حسین جبلعاملی، رییس جدید این سازمان بودند.
ایالات متحده بیش از ۳۰ نفر از عوامل سپند و چندین نهاد وابسته را تحریم کرده و این سازمان را به نظارت بر «فعالیتهای تحقیق و توسعه دوگانه با کاربرد در سلاحهای هستهای و سامانههای انتقال آن» متهم کرده است.
در حالی که تهران دنبال کردن ساخت سلاح هستهای را انکار میکند، آژانس بینالمللی انرژی اتمی (نهاد ناظر هستهای سازمان ملل) و قدرتهای غربی از جمله آمریکا و متحدان اروپاییاش معتقدند غنیسازی در سطح بالا (تا ۶۰ درصد) هیچ توجیه معتبر غیرنظامی ندارد.
جمهوری اسلامی در حال حاضر حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده نزدیک به سطح مورد نیاز برای ساخت بمب در اختیار دارد.
به گزارش آکسیوس، آمریکا و اسرائیل در روزهای اخیر درباره اعزام نیروهای ویژه به داخل ایران برای بهدست آوردن و کنترل این ذخایر در مراحل بعدی جنگ، گفتوگو کردهاند.
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، ۲۸ اسفند گفت دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، معتقد است تهران هرچه بیشتر به توانایی هستهای نزدیک میشود. او این موضوع را غیرقابل قبول دانسته و همین امر به تصمیمش برای آغاز جنگ علیه تهران منجر شده است.
چرا نشست شورای دفاع میتواند به موضوع بمب اتمی مرتبط بوده باشد؟
چهار عامل نشان میدهد نشست شورای دفاع احتمالا به مرحله نهایی تصمیمگیری درباره ساخت سلاح هستهای مربوط بوده است.
نخست، ترکیب حاضران در جلسه نشانهای کلیدی است. حضور همزمان رییس پیشین و رییس فعلی سپند در کنار وزیر دفاع - که مافوق آنها محسوب میشود - نشان میدهد موضوع جلسه بیشتر به مسائل هستهای مربوط بوده تا عملیات میدانی.
اگر تمرکز جلسه بر جنگ بود، انتظار میرفت فرماندهان عملیاتی یا میدانی در آن حضور داشته باشند، نه مقامهای مرتبط با صنعت تسلیحات هستهای.
دوم، علی شمخانی ماهها پیش درباره سلاح هستهای بهطور علنی اظهارنظر کرده بود. او چهار ماه پیش از گزارش کشته شدنش، در مصاحبهای گفته بود اگر میتوانست به گذشته و دوران وزارت دفاع خود بازگردد، بمب اتمی میساخت.
سوم، جایگاههای شمخانی او را در مرکز هماهنگی میان چندین نهاد قرار میداد. او بهعنوان مشاور ارشد خامنهای و دبیر شورای دفاع، و همچنین وزیر دفاع پیشین، ارتباطات گستردهای با مقامهای وزارت دفاع، از جمله بخش مسئول توسعه تسلیحات ویژه یعنی سپند داشت.
همچنین از او بهعنوان فرماندهای ارشد یاد میشد که بر افسران سپاه پاسداران درگیر در توسعه تسلیحات هستهای نظارت داشت و حلقه اتصال این شبکهها با شخص خامنهای بود.
چهارم، شمخانی در یکی از آخرین اظهارات عمومی خود به شبکه المیادین لبنان گفته بود جنگ با آمریکا و اسرائیل اجتنابناپذیر است و جمهوری اسلامی باید برای آن آماده شود.
مجموع این عوامل میتواند نشان دهد نشستی که در این حمله هدف قرار گرفت، به مرحله نهایی تصمیمگیری درباره توسعه سلاح هستهای مرتبط بوده است.
با این حال مشخص نیست که آیا اسرائیل از ارتباط این نشست با بررسی احتمال ساخت سلاح هستهای آگاه بوده یا صرفا به این دلیل آن را هدف قرار داده که میدانسته مقامهای ارشد جمهوری اسلامی در آن حضور دارند.
نوروز و نو شدن سال همیشه، حتی در خوشترین سالها هم با ترکیبی از سور و سوگ همراه بوده است. یاد رفتگان بخش عمده ای از مراسم آغاز سال تازه است.
برگزاری نوروز در میان ایرانیان همواره با مفهوم «نو شدن» و «پیروزی نیکی بر بدی» همراه بوده است، اما تاریخ پرفراز و نشیب ایران باعث شده که این جشن گاهی با سوگ ملی، از دست دادن عزیزان یا شرایط سخت جنگی گره بخورد.
سال نویی که در راه است با این هرسه همراه است. سوگ ملی مداومی که بهویژه از سال ۱۴۰۱ و کشتگان نامدار و قهرمانان گمنام جنبش زن، زندگی، آزادی و خیزش ملی همین سال رو به پایان، تا کنون مادران بسیاری را با بغض و اشک و فریادهای شیردلانه، گاه در کنار مزار عزیزانشان، در کنار سفره های نوروز نشانده است.
نوروزهای همراه با جنگ را نیز سالها زیر غرش موشکهای اسکاد تجربه کرده ایم. کم و بیش در همه شهرهای ایران. آن هم در حالی که بیمسئولیتی و جهلی که بر هر دو سوی مهلکه نبرد حاکم بود جوانان را دسته دسته به کام مرگ میکشاند.
از دوران باستان در ایران سوگ از دست دادن جوانان برنا و رعنا سنگینترین سوگها بوده است. سوگ سیاوش هنوز هایهای مادران غمدیده و خاموش را به یاد جوان بر خاک افتادهشان به آسمان میبرد تا شنوندهای پیدا کند که در زمین گوش شنوایی نیست.
مرگ سیاوش در شاهنامه در روزهای پیش از نوروز اتفاق افتاد. در شاهنامه فردوسی، نوروز نماد پیروزی است، اما گاهی با تلخیهای جنگ همراه میشود. برای مثال، پس از نبردهای سنگین یا از دست دادن پهلوانان، اگرچه آیینهای نوروزی برگزار میشد، اما رنگی از اندوه بر آن حاکم بود.
سوگ سیاوش چنان در فرهنگ ایران ریشه دواند که آیینی به نام «سووشون» شکل گرفت. مردم تا قرنها در بخارا و مناطق دیگر ایرانزمین، در نزدیکی نوروز، مراسم سوگواری برای او برپا میکردند. این تلاقیِ «جانباختن سیاوش» و «زایش دوباره طبیعت در نوروز»، نمادی از باور ایرانیان به پیروزی نهایی نیکی بر بدی است.
در سالهای اخیر سیاوشها بیشمار بودهاند. با نامهای بسیار. زن و مرد. دختر و پسر. تصاویرشان را بر صفحه تلویزیونها، روی پوسترها و دیوارها و در دست معترضان پرشور و پرخروشی که این عکسها را همچون پرچم کاوه در صفوف بیشمار دادخواهان به اهتزاز درمیآورند، دیدهایم.
دیدار با کسانی که عزیزی را از دست دادهاند در نخستین نوروز پس از واقعه که به آن «نوعید» میگویند، اهمیت بسیار دارد. بر سر سفره نوروز سال پیش، زن جوانی نشسته بود با موهایی سپیدشده از اندوه مرگ جوان به خون خفتهاش. آرام و باوقار و خاموش نشسته بود و به دوردستهای آفاق خیالش خیره بود. ناگهان سکوت را شکست و با شیونی پر از اعتراض فریاد زیاد: ناجوانمردها! بچه من سر نداشت؟ کشتنش کافی نبود؟ سر بچهام را چه کردید؟
و از این دست مادران و پدران و برادران و خواهران و دوستان بسیارند که اندوه سنگینشان سخت فراموش میشود. فراموش میشود؟ بارها و بارها شنیدهایم که «مرگ حق است.» اما درباره چنین مرگهایی است که گفتهاند: «اگر مرگ داد است، بیداد چیست؟»
ریشه تاریخی نوروز با یاد گذشتگان پیوند دارد. پیش از فرا رسیدن نوروز، دوره موسوم به فرودگان از دیرباز زمان بازگشت فروهر درگذشتگان به زمین تلقی میشد. در سنتهای چندصد ساله اخیر در ایران نیز پنجشنبه آخرسال همواره روز بازدید از مزار عزیزان بوده است.
ایرانیان باستان معتقد بودند ارواح مردگان در آستانه سال نو به خانه بازمیگردند. پاکیزه کردن خانه و چیدن سفره نه تنها برای زندگان، بلکه برای پذیرایی از ارواح نیز بود. نوروز در بنمایه خود، نوعی «تجدید میثاق با رفتگان» است.
بسیاری از رفتگان این سالها بسی ارجمندند. چه در گورستانها و گورهای دستهجمعی بی نام و نشان و چه در مزارهای با گل و تزئین و چراغ که سنگ نشانهشان بارها بهدست ناجوانمردان شکسته شده و هربار بازماندگان دلشکسته، مزارها را از نو میسازند و تزئین میکنند و بر آنها گل نثار میکنند به یاد گلی که از دست دادهاند.
در همه این سالها نه کینهورزی تندروان و بنیادگرایان مذهبی حاکم نسبت به ارزشهای فرهنگی باستانی ایران و نه جنگها و سوگهای از پی سرکوب خشونتآمیز اعتراض، هیچیک نتوانست نوروز را تعطیل کند یا از یادها ببرد یا از اهمیت آن بکاهد.
سوگرقص ایرانیان جوان از دست داده بر مزار فرزندان برومند و دلبندشان گویی بدان معنی بود که «ما گر زسر بریده میترسیدیم، در مجلس عاشقان نمیرقصیدیم.»
در این روزهای سخت نیز، ایرانیان وفادار و پایبند به سنتها و ارزشهای دیرپای فرهنگی ایران زمین، پس از آتشافروزی در مراسم چهارشنبهسوری و ادای احترام به جانباختگان راه میهن و دیگر درگذشتگان و رفتگان در پنجشنبه آخر سال، بار دیگر نوروز را جشن میگیرند و گرامی میدارند.
همچون همه نوروزها و دیروزها و با امید به فردایی که در آن همه ایرانیان از حقوق برابر برخوردارند و هیچکس بیجهت بر دیگری برتری ندارد و امکان پیشرفت و زندگی سالم اقتصادی و اجتماعی برای همه فراهم است و حکومت برخاسته از میان مردم، دادگستری و تامین امکانات آموزشی و بهداشتی و دسترسی آزادانه به اطلاعات را برای همگان، همه ایرانیان از هر زبان و آیین و مسلکی، وظیفه خود میشمارد و به سلیقه و سبک زندگی آنان احترام میگذارد.
در بیستمین روز نبرد مشترک ایالات متحده و اسرائیل با جمهوری اسلامی، تحلیلگران ارشد بینالمللی از تشدید بیثباتی داخلی در تهران و بررسی جدی گزینههای عملیاتی برای بازگشایی تنگه هرمز خبر میدهند.
گرگ رومان، مدیر اجرایی اندیشکده «انجمن خاورمیانه»، در گفتوگو با برنامه «واشینگتن واچ» به تشریح آخرین وضعیت میدانی در خاک ایران و راهکارهای پنتاگون برای مقابله با مسدودسازی تنگه هرمز پرداخت.
او در این مصاحبه تاکید کرد که از آغاز عملیات «خشم حماسی»، آرایش سیاسی و نظامی در تهران بهکلی تغییر کرده است.
رومان با اشاره به حذف فیزیکی بیش از ۴۰ مقام ارشد نظامی و امنیتی، خاطرنشان کرد که «نیمکت ذخیره» جمهوری اسلامی برای جایگزینی نیروهای وفادار و ایدئولوژیک، اکنون بسیار خالیتر از گذشته است.
گزارشهای میدانی حاکی از آن است که نیروهای میانی، از جمله فرماندهان استانی و اعضای بسیج، برای حفظ بقای خود به تاکتیکهای پنهانکاری روی آوردهاند.
استفاده از لباس شخصی و خودروهای غیرنظامی به جای گشتهای رسمی، نشاندهنده هراس جدی از شورشهای احتمالی و حملات هدفمند است.
همچنین، نشانههایی از تمایل مقامها در بخشهای غیرنظامی مانند وزارتخانههای نفت و کشاورزی برای جدایی از بدنه قدرت و همکاری با نیروهای بینالمللی دیده میشود.
پنج گزینه روی میز برای بازگشایی تنگه هرمز
با توجه به تلاطم در بازار جهانی انرژی و جهش بیسابقه قیمت نفت، رومان پنج راهبرد کلیدی را که در اسناد اخیر ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) و نیروی دریایی آمریکا برای شکستن بنبست تنگه هرمز تدوین شده، تشریح کرد:
نخست، حمایت همهجانبه از قیامهای داخلی با تمرکز ویژه بر استانهای عربنشین و مناطق پیرامونی تنگه هرمز که دههها تحت فشارهای ساختاری بودهاند.
این مناطق میتوانند به عنوان نقاط فشار استراتژیک علیه سپاه پاسداران عمل کنند.
دوم ، قرا گرفتن استفاده از اهرم فشار علیه چین در دستور کار ؛ چرا که تا زمانی که پکن فشار دیپلماتیک و اقتصادی ناشی از اختلال در تامین انرژی را حس نکند، انگیزهای برای واداشتن تهران به عقبنشینی نخواهد داشت.
سوم، فعالسازی فوری مسیرهای جایگزین زمینی برای انتقال نفت؛ چنین کاری اجازه میدهد تا با بهرهگیری از مسیرهای غربی و انتقال سوخت از طریق خاک عراق به سمت ترکیه و دریای سرخ، خلیج فارس بهطور کامل دور زده شود.
چهارم، اعمال مجازاتهای مستقیم و هدفمند علیه عاملان انسداد؛ این اقدام شامل هدف قرار دادن مستقیم آن دسته از مقامها و فرماندهانی میشود که مسئولیت عملیاتی بستن تنگه هرمز را بر عهده دارند.
در نهایت، اجرای عملیات گسترده اسکورت با بازگشت به الگوهای تاریخی موفق، مشابه عملیات «آخوندک» (Praying Mantis) در پایان جنگ ایران و عراق، برای تضمین امنیت تردد کشتیهای تجاری و ثبات در بازارهای جهانی پیشبینی شده است.
اگرچه برخی ناظران امیدوار به پایان سریع درگیریها هستند، اما مدیر اجرایی اندیشکده انجمن خاورمیانه پیشبینی میکند که جنگ تمامعیار ممکن است هفتهها طول بکشد.
به گفته او، حتی پس از فروکش کردن نبردهای سنگین، احتمالا دورهای طولانی از عملیاتهای با شدت کم، مشابه دوران منطقه پرواز ممنوع در عراق، برای ماهها ادامه خواهد داشت تا ثبات کامل به منطقه بازگردد.
وبسایت اسرائیل ناشنالنیوز، در یادداشتی هشدار داده است که تحولات در تنگه هرمز میتواند پیامدهایی فراتر از منطقه داشته باشد و به بحران گسترده در اقتصاد جهانی منجر شود.
هرمز؛ شریان حیاتی اقتصاد جهان در این تحلیل تاکید شده که تنگه هرمز حیاتیترین گلوگاه انرژی جهان است و حدود یکپنجم نفت جهانی از آن عبور میکند. به گفته نویسنده، این مسیر را میتوان به «شریان حیاتی» اقتصاد جهانی تشبیه کرد که اختلال در آن میتواند پیامدهایی مشابه یک شوک شدید اقتصادی ایجاد کند.
ایجاد بحران بدون انسداد کامل این یادداشت تاکید میکند که برای ایجاد بحران جهانی، نیازی به مسدود شدن کامل تنگه نیست. ایجاد نااطمینانی - از طریق اقداماتی مانند مینگذاری، تهدید کشتیها یا حملات محدود - میتواند جریان انرژی را مختل کرده، هزینهها را افزایش دهد و بازارها را بیثبات کند.
ماهیت تهدید [حکومت] ایران در این تحلیل آمده است که تمرکز بر نابودی نیروی دریایی سنتی [حکومت] ایران، درک درستی از تهدید ارائه نمیدهد. به گفته نویسنده، [حکومت] ایران از راهبردی نامتقارن شامل قایقهای تندرو، موشکهای متحرک، پهپادها و مینها استفاده میکند که بهراحتی قابل استقرار و دشوار برای رهگیری هستند.
ماموریتهای اسکورت و خطر درگیری این گزارش به نقش ماموریتهای اسکورت برای حفاظت از کشتیرانی اشاره میکند، اما هشدار میدهد که این ماموریتها بهطور ذاتی خطرناک هستند. در شرایطی که مرز میان تهدید بالقوه و واقعی بسیار باریک است، هر تصمیم میتواند به درگیری مستقیم منجر شود.
به گفته نویسنده، در چنین شرایطی حتی یک اشتباه محاسباتی میتواند به سرعت به تشدید درگیری و گسترش جنگ منجر شود.
تردید اروپا و ملاحظات سیاسی در این تحلیل، تردید کشورهای اروپایی برای مشارکت در تامین امنیت تنگه هرمز به ملاحظات سیاسی نسبت داده شده است. به گفته نویسنده، دولتهای دموکراتیک معمولاً تمایل دارند از بحرانهای فوری اجتناب کنند، حتی اگر این امر خطرات بلندمدت را افزایش دهد.
خطر بزرگتر: بیعملی این یادداشت تاکید میکند که خطر بیعملی در برابر اقدامات [حکومت] ایران میتواند بهمراتب بیشتر از ریسک اقدام باشد. به گفته نویسنده، هرگونه تاخیر در واکنش، به [حکومت] ایران فرصت میدهد توانمندیهای خود را تقویت کرده و تاکتیکهای خود را توسعه دهد.
پیامدهای جهانی در این تحلیل هشدار داده شده که اگر تنگه هرمز همچنان آسیبپذیر باقی بماند، پیامدها تنها به افزایش قیمت نفت محدود نخواهد شد، بلکه میتواند به تضعیف بازدارندگی و گسترش بیثباتی در سایر مناطق حیاتی جهان نیز منجر شود.
محاسبات آمریکا و فشار بر اروپا به گزارش اسرائیل ناشنالنیوز، از نگاه واشینگتن هدف اصلی حفظ جریان انرژی و ثبات بازارهاست. درخواست آمریکا از اروپا برای مشارکت در تامین امنیت تنگه نیز بر اساس اصل «مسئولیت مشترک در برابر منافع مشترک» مطرح شده است.
در عین حال، این تحلیل به اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره ناتو اشاره میکند و هشدار میدهد که حتی بدون خروج رسمی آمریکا از این ائتلاف، کاهش تعهد واشینگتن میتواند آن را در عمل تضعیف کند.
این تحلیل در پایان تاکید میکند که بحران هرمز صرفاً یک مساله منطقهای نیست و میتواند به بحرانی جهانی تبدیل شود. به گفته نویسنده، انتخاب پیشروی دولتها میان «ریسک کنترلشده امروز» و «ریسک بسیار بزرگتر در آینده» است- و تاخیر در تصمیمگیری میتواند هزینههای سنگینتری به همراه داشته باشد.
به گزارش نشریه فارین پالیسی، دولت دونالد ترامپ در حالی که درگیر جنگ نظامی با جمهوری اسلامی است، همزمان جنگ اقتصادی خود علیه شرکای تجاری آمریکا را نیز از سر گرفته؛ روندی که میتواند پیامدهای گستردهای برای اقتصاد جهانی و حتی اقتصاد داخلی آمریکا داشته باشد.
بر اساس این گزارش تحلیلی، جنگ در ایران تاکنون بازارها، متحدان، کشاورزان، صنعت نیمههادی و شرکتهای بیمه حملونقل را دچار بیثباتی کرده است. با این حال، این تنها جبههای نیست که دولت ترامپ در آن فعال است.
بازگشت جنگ تجاری فارین پالیسی مینویسد وزارت بازرگانی آمریکا در هفتههای اخیر تحقیقات جدیدی درباره «رویههای تجاری ناعادلانه» سایر کشورها آغاز کرده؛ اقدامی که زمینهساز اعمال دور تازهای از تعرفههاست. این در حالی است که تعرفههای قبلی پس از حکم دیوان عالی لغو شده بودند.
به گفته کارشناسان، دولت ترامپ اکنون با تکیه بر بند ۳۰۱ قانون تجارت سال ۱۹۷۴- ابزاری که اختیارات گستردهای به رییسجمهوری میدهد- در تلاش است تعرفههایی اعمال کند که از نظر حقوقی پایدارتر بوده و محدودیت زمانی یا نظارت مستقیم کنگره را نداشته باشند.
نگرانی از تداوم نامحدود تعرفهها در این گزارش آمده است که برخلاف ابزارهای قبلی، تعرفههای جدید میتوانند بهصورت نامحدود ادامه یابند. به گفته تحلیلگران، همین موضوع خطر تشدید و طولانی شدن جنگ تجاری را افزایش میدهد.
کاهش دقت در سیاستگذاری فارین پالیسی همچنین به کاهش انسجام و دقت در سیاستگذاری تجاری دولت ترامپ در دوره دوم اشاره میکند. در حالی که در دوره نخست، سیاستها تحت نظارت افرادی مانند رابرت لایتهایزر، نماینده تجاری دولت در دوره اول ترامپ، دنبال میشد، اکنون تصمیمگیریها با انتقادهایی درباره ضعف در محاسبات و اجرای نادرست مواجه شده است.
فشار بر متحدان این گزارش تاکید میکند که جنگهای تجاری ترامپ نهتنها به نتیجه ملموسی نرسیده، بلکه باعث فاصله گرفتن متحدان آمریکا شده است. بهطوری که درخواست اخیر واشینگتن از متحدان برای همراهی در جنگ با [حکومت] ایران با واکنش سرد آنها مواجه شده است.
پیامدهای اقتصادی داخلی فارین پالیسی هشدار میدهد که این سیاستها در شرایطی دنبال میشود که اقتصاد آمریکا نیز با نشانههایی از ضعف مواجه شده است. وزارت بازرگانی آمریکا اخیراً برآورد رشد اقتصادی را کاهش داده و همزمان افزایش قیمت انرژی - در پی جنگ با [حکومت] ایران - فشار بیشتری بر اقتصاد وارد کرده است.
در این میان، جمهوری اسلامی ایران با حفظ کنترل بر تنگه هرمز همچنان یکی از عوامل کلیدی در افزایش قیمت جهانی انرژی به شمار میرود.
اولویتهای دولت ترامپ در همین حال، مقامات اقتصادی کاخ سفید اعلام کردهاند که افزایش قیمتها برای مصرفکنندگان در حال حاضر در اولویت نگرانیهای دولت نیست؛ موضعی که به گفته تحلیلگران، نشاندهنده تمرکز دولت بر اهداف ژئوپلیتیک- حتی به بهای فشار اقتصادی داخلی- است.
فارین پالیسی در جمعبندی مینویسد که همزمانی جنگ نظامی با [حکومت] ایران و تشدید جنگ تجاری با جهان، میتواند آمریکا را در مسیری قرار دهد که نهتنها به اقتصاد جهانی آسیب میزند، بلکه هزینههای قابل توجهی را نیز به اقتصاد داخلی این کشور تحمیل میکند.