ترامپ: یک ناوگان بسیار بزرگ در حال حرکت به سمت ایران است
ترامپ در گفتوگو با فاکسنیوز با اشاره به اینکه در حال حاضر «یک ناوگان بسیار بزرگ» در حال حرکت به سمت ایران است، گفت: «دفعه قبل توان هستهای آنها را از بین بردیم و این بار هم باید ببینیم آیا اقدامات بیشتری انجام میدهیم یا نه.»
ترامپ درباره مذاکرات با جمهوری اسلامی گفت: «من میگویم ترجیح میدهم توافق شود. این یک توافق خوب خواهد بود؛ نه سلاح هستهای، نه موشک، نه این، نه آن.»
او در پاسخ به این پرسش که آیا توافق با جمهوری اسلامی واقعا دوام میآورد گفت: « واقعا نمیدانم. اما یک چیز را میدانم که آنها میخواهند به توافق برسند. با هیچکس دیگر حاضر به مذاکره نبودند، اما با من صحبت میکنند. خیلیها میگویند نه.»
او با تاکید بر اینکه جمهوری اسلامی در طی سالهای طولانی با آمریکا هیچ صداقتی نداشته است، گفت: «اوباما و بایدن با تبدیل جمهوری اسلامی به یک هیولا، کار افتضاحی کردند. برجام یکی از احمقانهترین توافقهایی بود که در عمرم دیدهام.»
همزمان با برگزاری مراسم حکومتی در شب ۲۲ بهمن، سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ۵۷، مردم در شهرهای مختلف بهرغم سرکوب خونین اعتراضات سراسری دیماه، شعارهایی اعتراضی علیه جمهوری اسلامی و رهبر آن، علی خامنهای، سر دادند.
یک ویدیو رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد شهروندان شیراز شبانه و در آستانه مراسم حکومتی ۲۲ بهمن از خانههای خود شعارهایی علیه علی خامنهای سر دادند.
ویدیو رسیده دیگری به ایران اینترنشنال نشان میدهد مردم کرمانشاه نیز در منطقهای از این شهر، شعارهای اعتراضی از خانههای خود سر دادند.
همچنین یک ویدیو رسیده از شهریار نشان میدهد مردم شعارهایی از جمله مرگ بر دیکتاتور و «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده» سر دادند.
ویدیو رسیده دیگری به ایراناینترنشنال، نشاندهنده سردادن شعارهای شبانه ضدحکومتی از سوی شماری از شهروندان در مشهد است.
علاوه بر این، شهروندان در تهران و برخی شهرها از خانههای خود علیه حکومت و خامنهای شعار دادند.
ویدیویی از شهر پردیس نیز رسیده است که در آن شهروندان علیه خامنهای شعار سر میدهند و یکی از آنها فریاد میزند «مرگ بر جمهوری اسلامی کثافت.»
همچنین ویدیوهای رسیده به ایران اینترنشنال نشان میدهد که مردم منطقه تهرانپارس شعار میدهند: «مرگ بر خامنهای قاتل.»
شهروندان معترض در محله جنتآباد تهران هم با شعارهای اعتراضی به استقبال سالگرد جشن حکومتی رفتند و از خانههای خود شعار «مرگ بر خامنهای قاتل» سر دادند.
یک ویدیو رسیده به ایراناینترنشنال از کرج نیز نشان میدهد که گروهی از شهروندان، از خانههای خود شعار «مرگ بر خامنهای» سر میدهند.
عبدالله بازیار، نویسنده، فعال حقوق بشر، مدیر سازمان «نه به مین»، نیز در شبکه اجتماعی ایکس از شعار «مرگ بر دیکتاتور» مردم آبدانان خبر داد.
چلسی هارت، کمدین و فعال حقوق بشر، هم با انتشار یک ویدیو از تهران نوشت شعار «مرگ بر خامنهای» و «مرگ بر دیکتاتور» در سراسر ایران در چهل و هشتمین سالگرد جمهوری اسلامی طنینانداز شد.
در همین حال، یک شهروند ویدیویی را به ایراناینترنشنال فرستاد که مردم در غرب تهران شعارهایی چون «مرگ بر خامنهای» سردادند. این شهروند گفت که حکومت برای تحریک و آزار شهروندان در نزدیکی برج میلاد، «بمب صوتی» به کار گرفت.
هنگامه هویدا، جامعهشناس در فرانسه، هم درشبکهاجتماعی ایکس نوشت: «الان داشتم با ایران، قیطریه، تلفنی حرف میزدم، یهو پر شد از صدای شعار مرگ بر دیکتاتور.»
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال صادق ساعدینیا، مدیرعامل «املاک و صنایع ساعدینیا» پس از یک ماه بازداشت در انفرادی زندان لنگرود قم، پس از اینکه پدرش مجبور شد متنی شبیه توبهنامه را منتشر کند و بگوید در راهپیمایی ۲۲ بهمن شرکت میکند، به بند مالی این زندان منتقل شد.
پیشتر وبسایتهای خبری وابسته به سپاه پاسداران، متنی منسوب به محمدعلی ساعدینیا، مالک و موسس مجموعه «املاک و صنایع ساعدینیا» را منتشر کردند که نشان میداد این فعال اقتصادی گفته در تظاهرات ۲۲ بهمن شرکت خواهد کرد. به گفته منابع آگاه، این متن در راستای فشار امنیتی و اخذ اعتراف اجباری از خانوادههای بازداشتشدگان منتشر شده است.
ایراناینترنشنال پیشتر گزارش داده بود سازمان اطلاعات سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات، خانوادههای شماری از بازداشتشدگان مرتبط با اعتراضات «انقلاب ملی ایرانیان» را تحت فشار قرار دادهاند تا در راهپیمایی حکومتی ۲۲ بهمن شرکت کنند و شواهدی از حضور خود در این مراسم ارائه دهند تا این احتمال فراهم شود که بازداشتشدگان آزاد شوند، از اجرای حکم اعدام در امان بمانند یا احکامشان کاهش یابد.
این فشارها در حالی اعمال میشود که ایراناینترنشنال پیشتر در گزارشهای متعدد از تشدید سرکوب پس از اعتراضات سراسری، بازداشتهای گسترده و افزایش موارد مرگ و جانباختن در بازداشت خبر داده بود؛ روندی که به گفته ناظران میتواند بخشی از مرحله «پاکسازی» و حذف شواهد سرکوب خونین باشد.
به گزارش رسیده به ایراناینترنشنال، ابوالفضل کریمی، آشپز ۳۵ سالهای که در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه در هفتحوض تهران به شدت ضربوشتم و پس از تیراندازی مجروح و بازداشت شد، علیرغم نیاز فوری به درمان، بدون رسیدگی در زندان تهران بزرگ نگهداری میشود.
این بازداشتی که پس از دستگیری چند هفته در وضعیت ناپدیدسازی قهری قرار گرفته بود، در تماسی که در چند روز اخیر با خانوادهاش داشته از درد شدید دست و مجروحبودن پایش خبر داده است. او بهتازگی جراحی معده انجام داده و خانواده بهشدت نگران وضعیت سلامتی او هستند.
پیش از تماس کریمی با خانوادهاش، منبعی دیگر از زندان به خانواده او اطلاع داده بود که او به شدت شکنجه شده و دستش در جریان ضربوشتم شکسته است و پای او هم ساچمه خورده است.
گفتنی است که در جریان اعتراضات ۱۸ دی، زمانی که زنی در محدوده بستنیفروشی نوروز در هفتحوض هدف گلوله قرار گرفت، کریمی از رستورانی که محل کارش بوده خارج شده تا برای نجات آن زن اقدام کند. اما ماموران به او حملهور شده و او را بهشدت مورد ضربوشتم قرار داده و سپس بازداشت کرده و با خود میبرند.
انقلاب ملی ایرانیان تنها بهدلیل گستره جغرافیایی و عدد بالای کشتهشدگان در حافظه جمعی ثبت نشد. از جمله مواردی که این رویداد را از دورههای پیشین متمایز کرده است، حضور گسترده اعضای خانوادهها در کنار یکدیگر در خیابانها و در نتیجه، گاه کشتهشدن همزمان چند عضو یک خانواده بوده است.
در جریان سرکوب معترضان در انقلاب ملی ایرانیان، پدر و فرزند، خواهر و برادر، زوجها و حتی سه عضو یک خانواده همزمان یا در فاصله چند ساعت هدف تیراندازی قرار گرفتند.
برخلاف اعتراضات گذشته که بسیاری از جوانان بهتنهایی و گاه بدون اطلاع خانوادهها شرکت میکردند، اینبار خانوادهها با هم به خیابان آمدند؛ پدر و دختر، مادر و فرزند، دو برادر، زوجها و حتی چند نسل در کنار هم.
تصاویر منتشرشده نیز از حضور کودکان، زنان باردار، میانسالان و حتی افراد دارای معلولیت در تجمعها حکایت دارند. اما شدت استفاده از سلاح گرم و تیراندازی مستقیم به سوی جمعیت، در موارد متعددی باعث شد چند عضو یک خانواده همزمان هدف قرار گرفته و کشته شوند.
بر اساس اطلاعاتی که تاکنون از سوی ایراناینترنشنال تایید شده است، شمار قابل توجهی از خانوادهها بیش از یک عضو خود را در جریان سرکوب روزهای ۱۸، ۱۹ و ۲۰ دیماه از دست دادهاند.
با توجه به قطع ارتباطات، فشارهای امنیتی بر خانوادهها و دفنهای پنهانی، برآورد میشود ابعاد واقعی این فاجعه بسیار گستردهتر از موارد تاییدشده باشد.
در ادامه، روایتهای مربوط به برخی خانوادهها آمده است که چند عضوشان در دیماه ۱۴۰۴ کشته شدند.
دو برادر؛ رضا و رسول کدیوریان
در کرمانشاه، خانواده کدیوریان از اقلیت یارسان، در فاصله یک روز، هر دو فرزند خود را از دست داد. رضا کدیوریان، ۲۰ ساله، ۱۳ دیماه در جریان تیراندازی نیروهای سپاه پاسداران در محل جان باخت.
برادرش رسول کدیوریان، ۱۷ ساله، در همان حادثه زخمی شد، اما شدت جراحات به حدی بود که روز بعد در بیمارستان طالقانی جان خود را از دست داد.
گفته میشود این دو برادر کارگر ساختمان بودند و برای تامین معاش خانواده کار میکردند.
از راست به چپ: رسول کدیوریان، ۱۷ ساله، و رضا کدیوریان، ۲۰ ساله
وقتی کمک به برادر به مرگ انجامید؛ حمید و وحید ارزانلو
شامگاه ۱۹ دی در تهرانپارس، حمید و وحید ارزانلو، دو برادر و از فعالان شناختهشده صنعت مبلمان، هدف تیراندازی قرار گرفتند و حمید بر اثر اصابت گلوله به سر بهشدت مجروح شد.
وحید که برای کمک به برادرش به محل حادثه رفته بود، با دو گلوله به ناحیه گردن هدف قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
از راست به چپ: وحید ارزانلو و حمید ارزانلو
دو پسرعمو در پاسداران؛ ماهان و امیررضا حیدری
در منطقه پاسداران تهران، امیررضا حیدری، ۱۹ ساله، و پسرعمویش ماهان حیدری، ۲۱ ساله، ۱۸ دیماه کشته شدند.
ماهان دانشجوی رشته کامپیوتر و تکواندوکای حرفهای بود.
خانواده او تا دو روز از سرنوشتش بیخبر بودند تا وقتی پدر و برادرش پیکر او را در کهریزک شناسایی کردند.
از راست به چپ: ماهان حیدری و امیررضا حیدری
سه مرد از یک خانواده؛ پرونده تیموریراد
در فردیس کرج، ۱۹ دیماه، سه عضو از یک خانواده هدف تیراندازی قرار گرفتند: امید تیموریراد، ۴۷ ساله، پسرش آرمین، ۱۹ ساله، و برادرش امیر، ۴۲ ساله.
هر سه این تیموریرادها در جریان سرکوب اعتراضات بر اثر اصابت گلوله کشته شدند و یک خانواده، در فاصله چند ساعت، سه عضو خود را از دست داد.
از راست به چپ: آرمین تیموریراد، امیر تیموریراد و امید تیموریراد
پدر و پسر در اسلامشهر؛ مهدی و مانی شفیعی
مهدی شفیعی، ۴۱ ساله، و پسرش مانی شفیعی، در اسلامشهر هدف تیراندازی ماموران قرار گرفتند و جان خود را از دست دادند.
پیکر این پدر و پسر برای خاکسپاری به روستای چنارشیخ از توابع اسدآباد همدان منتقل شد.
از راست به چپ: مهدی شفیعی و مانی شفیعی
زوج بوشهری؛ بهروز منصوری و منصوره حیدری
در بوشهر، بهروز منصوری، ۴۲ ساله و کارمند اداره فنی و حرفهای، همراه همسرش منصوره حیدری، ۳۶ ساله، سرپرستار و مدیر بخش بحران بیمارستان سلمان فارسی، ۱۸ دیماه هدف تیراندازی قرار گرفتند.
بهروز با اصابت گلوله به پیشانی و منصوره با اصابت گلوله به قلب جان باختند. این زوج دو فرزند ۹ و ۱۱ ساله داشتند و پیکر آنها پس از چهار روز، همراه با هشدار به خانواده برای سکوت در مراسم، تحویل داده شد.
از راست به چپ: بهروز منصوری و منصوره حیدری
خانواده سهنفره در کرج؛ بیژن، زهرا و دانیال مصطفوی
در کرج، ۱۹ دیماه، بیژن مصطفوی، همسرش زهرا بنیعامریان و فرزندشان دانیال، هدف تیراندازی قرار گرفتند و هر سه جان خود را از دست دادند.
اعضای این خانواده در زمان وقوع حادثه داخل خودروی شخصی خود حضور داشتند و در جریان اعتراضات، خودروی آنها از سوی ماموران حکومتی به رگبار گلوله بسته شد.
داود مصطفوی، پسر بزرگتر خانواده، نیز هنگام تیراندازی در خودرو حضور داشت و با وجود اصابت گلوله، زنده ماند.
از راست به چپ: دانیال مصطفوی، زهرا بنیعامریان و بیژن مصطفوی
پدر پس از پسر؛ بهزاد و حمیدرضا علیزاده
در فردیس کرج، حمیدرضا علیزاده، ۲۵ ساله، با شلیک مستقیم کشته شد.
پس از آن، پدرش بهزاد علیزاده، ۴۹ ساله، نیز هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت.
گزارشها حاکی است پیکرها برای دفن به «بیبی سکینه» منتقل شد و برای تحویل آنها از خانواده مبلغی دریافت کردند.
از راست به چپ: بهزاد علیزاده و حمیدرضا علیزاده
زوج جوان تهرانپارس؛ مریم و مجید صالحی سیاوشانی
مریم و مجید صالحی سیاوشانی، زوج جوان، شب ۱۸ دیماه در تهرانپارس هدف تیراندازی قرار گرفتند. مریم در محل جان باخت و همسرش مجید که برای محافظت از او خود را روی پیکرش انداخته بود، بهشدت مجروح شد.
او یک روز بعد در بیمارستان بر اثر شدت جراحات جان خود را از دست داد. پیکر مجید از کهریزک تحویل خانواده شد و مراسم خاکسپاری این زوج ۲۱ دیماه در «بهشت زهرا» برگزار شد.
از راست به چپ: مریم صالحی و مجید صالحی
پدر و دختر مشهدی؛ علی و شیوا جاوید
علی جاوید، همراه دختر ۱۸ سالهاش شیوا جاوید در اعتراضات ۱۸ دیماه منطقه هفتتیر مشهد حضور داشت. علی را با شلیک گلوله کشتند و شیوا در جریان اعتراضات ناپدید شد.
پس از ۱۰ روز، با خانواده تماس گرفتند و پیکر شیوا تحویل داده شد. علت مرگ، ضربه مغزی اعلام شد.
این پدر و دختر در آرامگاه «بهشت رضا» در کنار یکدیگر به خاک سپرده شدند.
شیوا بهتازگی دیپلم گرفته و در رشته معماری ثبتنام کرده بود.
از راست به چپ: علی جاوید و شیوا جاوید
دو برادر نوجوان؛ امیرحسین و آرین عشقی
امیرحسین عشقی، ۱۹ ساله، و برادرش آرین عشقی، ۱۴ ساله، در اعتراضات ۱۸ دیماه حضور داشتند. امیرحسین در مقابل کلانتری یافتآباد هدف گلوله قرار گرفت و پس از آن نیز دو گلوله دیگر به قلبش شلیک شد.
پیکر او جمعه ۲۰ دیماه در «بهشت زهرا» به خاک سپرده شد.
یک روز پس از خاکسپاری، به خانواده اطلاع داده شد که آرین نیز کشته شده است.
پیکر او پس از دو روز مفقودی در کهریزک پیدا و تحویل خانواده شد.
گفته شده است که تحویل پیکرها مشروط به اعلام بسیجی بودن آنها بوده است.
از راست به چپ: آرین عشقی و امیرحسین عشقی
پدر و پسر در کرمان؛ روحالله و امیرعلی احمدی
روحالله احمدی، ۴۰ ساله، و پسرش امیرعلی احمدی، ۱۸ ساله، شامگاه ۱۸ دیماه در کرمان بر اثر شلیک گلوله ماموران حکومتی جان خود را از دست دادند.
بر اساس گزارشها، امیرعلی ابتدا هدف تیراندازی قرار گرفت و دقایقی بعد به پدر او نیز شلیک شد.
روحالله احمدی به جز امیرعلی، پدر دو فرزند دیگر بود: یک دختر شش ساله و یک پسر ۱۰ ساله.
از راست به چپ: امیرعلی احمدی و روحالله احمدی
پدری که برای کمک رفت؛ حسین و علی جوانبخت
حسین جوانبخت و پسرش علی جوانبخت، ۱۹ ساله، ۱۸ دیماه در فرخشهر استان چهارمحال و بختیاری هدف تیراندازی قرار گرفتند و جان خود را از دست دادند.
بر اساس گزارشها، علی ابتدا هدف شلیک قرار گرفت و پدر او که برای کمک به فرزندش رفت، با شلیک مستقیم گلوله کشته شد.
از راست به چپ: حسین جوانبخت و علی جوانبخت
زوج جوان؛ مرتضی ذومپوش و سمیه رضایی
مرتضی ذومپوش و سمیه رضایی، زوج همدانی بودند که شامگاه ۱۸ دیماه، در میدان دانشگاه همدان با شلیک مستقیم و سپس باتون به آنها حمله میکنند.
از این زوج جوان، یک کودک پسر به جای مانده است.
از راست به چپ: مرتضی ذومپوش و سمیه رضایی
به همراه مادرش، نیامده رفت
زیبا دستجردی، ۳۳ ساله، در اعتراضات ۱۹ دیماه در نیشابور در حالی که سه ماهه باردار بود، بر اثر شلیک ماموران کشته شد.
زیبا، مادر یک دختر هشت ساله نیز بود.
زیبا دستجردی
دو داغ در دو اعتراض؛ خانواده شوش
عماد شوش، باریستا، ۱۸ دیماه بر اثر اصابت مستقیم گلوله در لاهیجان جان خود را از دست داد.
پیشتر نیز برادر او، علی شوش، در جریان اعتراضات چهلم مهسا امینی در سال ۱۴۰۱ در اصفهان، بر اثر ضربات باتون کشته شده بود.
مادر این دو پس از کشته شدن علی گفته بود: «از خون پسرم نمیگذرم.»
پیامها و ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از اعتراض دانشآموزان چند مدرسه در تهران و مشهد به مراسم و سخنرانیهای حکومتی ۲۲ بهمن است. دانشآموزان این مدارس شعارهایی مانند «جاوید شاه» سر دادند. برخی پیامها نیز تشدید فضای امنیتی در مدارس شهرهای مختلف را نشان میدهد.
تصویر رسیده به ایراناینترنشنال، دیوار مدرسهای در بندرعباس را نشان میدهد که دانشآموزان روی آن رد پنجههای خود را به رنگ قرمز خون به جا گذاشته و نوشتهاند «جاوید شاه» و «به جای او، به قلب من بزن».
یک دانشآموز از مدرسهای در منطقه ۲۲ تهران در پیامی به ایراناینترنشنال گفت هنگام زنگ دوم در روز دوشنبه ۲۱ بهمن، یکی از معلمها در سخنرانی برای دانشآموزان، ۲۲ بهمن را «روز وحدت ملی» خواند و از «جنایات ساواک» گفت، اما در حین سخنرانیاش، حدود ۴۰۰ دانشآموز او را هو کردند و با دست علامت پیروزی نشان دادند.
این دانشآموز توضیح داد پس از اتمام سخنرانی و هنگام بازگشت به کلاسها نیز دانشآموزان با سر دادن شعارهای «جاوید شاه» و «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده»، اعتراض خود را نشان دادند.
به گفته این دانشآموز، در هفتههای اخیر، فضای مدرسهشان عمدتا ملتهب بوده است.
ویدیویی نیز از مشهد به ایراناینترنشنال رسیده که نشان میدهد دانشآموزان مدرسهای دخترانه در مشهد، ۲۰ بهمن در اعتراض به مراسم حکومتی «دهه فجر» سرود «وطن ای هستی من» را همخوانی کردند و شعار «جاوید شاه» سر دادند.
تهدید دانشآموزان، مددجویان بهزیستی، کمیته امداد و اصناف برای راهپیمایی ۲۲ بهمن
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد فضای امنیتی در مدارس شهرهای مختلف تشدید شده است.
به گفته یک دانشآموز در مشهد، مسئولان مدرسه و نیروهای وابسته، تلفنهای همراه دانشآموزان را بررسی میکنند تا محتوایی مرتبط با اعتراضات یا تصاویر شاهزاده رضا پهلوی در آنها نباشد.
این دانشآموز میگوید در مواردی، کیفها نیز بازرسی شده و درباره فعالیتهای دانشآموزان پرسوجو میشود.
گزارشهای مشابهی از گرگان نیز دریافت شده است. چند مدرسه دخترانه در این شهر از بازرسی کیفها و بررسی محتوای گوشیها خبر دادهاند؛ اقدامی که به گفته دانشآموزان با ایجاد فضای ارعاب و تهدید همراه بوده و مانع از حضور عادی آنها در کلاسها شده است.
پیامهای متعددی نیز از اعتراض دانشآموزان شماری از مدارس ایران به تلاش مسئولان مدارس برای تشویق یا اجبار به حضور در مراسم حکومتی ۲۲ بهمن است.
در یک نمونه، معاون مدرسهای دخترانه در «امام شهر» استان فارس به دانشآموزان گفته است کسانی که در راهپیمایی شرکت کنند، چهار نمره درسی پاداش میگیرند.
در یک مدرسه «نمونه» زاهدان نوجوانان را برای شرکت در این مراسم «اجبار» کردهاند و درباره عواقب غیبت، به آنها هشدار دادهاند.
گزارشهای دیگری نیز درباره استفاده از زبان زور و تهدید برای پرجمعیت نشاندادن راهپیمایی ۲۲ بهمن در ساعات گذشته به دست ایراناینترنشنال رسیده است.
بر اساس این گزارشها، از نهادهای اطلاعاتی با خانوادههای بازداشتشدگان تماس گرفتهاند و گفتهاند اگر «از کوچک تا بزرگ خانواده» در این راهپیمایی شرکت و آن را با عکس و مدرک اثبات نکنید، «حکم اعدام بچههایتان قطعی خواهد شد».
به این خانوادهها گفته شده در صورت غیبت اعضای خانوادهها در این مراسم، خبری از «مماشات با فرد بازداشتی» نیست.
مخاطبی که پسر عمهاش شامگاه ۱۸ دی بازداشت شد و اکنون در شرایطی بحرانی در بازداشتگاهی نزدیک جاده قم نگهداری میشود، گفت به خانواده اعلام شده یکی از شرطهای آزادی این جوان «شرکت در راهپیمایی و ارائه مستندات به دادگاه» است.
مخاطبی دیگر نیز توضیح داد خواهرش ۱۹ دی بازداشت و ساعاتی بعد آزاد شد اما ۱۸ بهمن با ابلاغیهای به دادسرا مراجعه کرد و از او تعهد گرفتند که در راهپیمایی شرکت کند و «به تعداد عدد مقدس ۱۲ امام» از خودش عکس بگیرد و در اینستاگرام به اشتراک بگذارد.
چند شهروند گفتند به صاحبان کافینتها و رستورانهای پلمب شده اعلام کردهاند «شرط فک پلمب، شرکت در راهپیمایی ۲۲ بهمن است».
کسبه و فعالان اصناف مختلف نیز در شماری از شهرها تحت فشارند و اگر با شرکت در این مراسم مخالفتی کنند از سوی نهادهای امنیتی تهدید میشوند.
کارکنان پتروشیمی مسجدسلیمان، شهرداری منطقه چهار تهران و موسسه محافظین حریم سامان (زیرمجموعه بانک سامان) از جمله نهادهایی هستند که کارکنان خود را تحت فشار قرار دادهاند.
شهروندی از بوشهر نیز گفت خانوادههای تحت پوشش کمیته امداد و افراد دارای معلولیت زیر نظر بهزیستی «مجبور به شرکت در راهپیمای» و تهدید شدهاند در صورت غیبت، مستمریشان قطع خواهد شد.
تهدید روزمره شهروندان، بازرسی گوشیها و برخورد خشن با نوجوانان
بر اساس گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، تهدید شهروندان به امری روزمره در شماری از شهرهای ایران تبدیل شده است.
مخاطبی در همین زمینه گفت یکی از کافههای پاساژ مجد مشهد بهدلیل نصب عکسهای جاویدنامان پلمب شده است.
شهروندی دیگر از سبزوار گفت در بلوار پاسداران و سایر بلوارها، ماموران لباس شخصی و نیروهای انتظامی و یگان ویژه اغلب در حالیکه صورتهای را پوشاندهاند، بدون اجازه و ابلاغیه اقدام به بازرسی گوشیهای شهروندان و چک کردن گالریها یا اینستاگرامشان میکنند.
به گفته او، اگر در این بازرسی هرگونه عکس، فیلم، پست یا استوری مرتبط با اعتراضات پیدا کنند گوشی را ضبط و در مواردی، شهروند را بازداشت میکنند.
شهروندی دیگر از گلشهر کرج روایتی مشابه مطرح کرد و گفت ۲۰ بهمن در چهل و پنج متری، ماموران گوشی یک پسر حدود ۱۳ یا ۱۴ ساله را بازرسی کردند، بعد از چند دقیقه قصد داشتند او را با خود ببرند اما با مقاومت این نوجوان مواجه شدند.
به گفته این شهروند، ماموران چند بار با شوکر به این نوجوان زدند به طوری که از هوش رفت و سپس او را داخل خودرو منتقل کردند.
روایتهای متعددی نیز از برخورد خشن با نوجوانان در جریان اعتراضات و به ویژه در شبهای هجدهم و نوزدهم دی به دست ایراناینترنشنال رسیده است.
مخاطبی از گوهردشت کرج گفت شب اول فراخوان، شمار زیادی مامور سر کوچه آنها کمین کرده بودند؛ او در پارکینگ را باز کرد و دید چند نوجوان به در چسبیدهاند، تعداد زیادی از آنها که به سر و صورتشان ساچمه خورده بود را داخل راه داد.
اما یک نوجوان حدود ۱۲ ساله حاضر نشد به داخل بیاید و به او گفت: «خاله برو داخل تیر نخوری».
به گفته این شهروند، آن شب تنها در کوچه آنها دستکم ۱۶ نفر کشته شدند.
مخاطبی از مشهد نیز با روایت دیدههایش در شب هجدهم دی گفت: «به هر درمانگاهی میرفتیم میدیدیم کرکرههایشان تا پایین کشیده شده. از پایین در میزدیم میرفتیم داخل میدیدیم درمانگاه پر از معترض مجروح است. پزشکها قسم میخوردند که تجهیزاتشان تمام شده است. فقط شرح حال میگرفتند.»
او که خواهرش در اعتراضات مجروح شده بود، توضیح داد: «درمانگاه ما را به بیمارستان رضوی ارجاع داد. کادر درمان بیمارستان همه اشک میریختند، مراقب بیماران بودند، و فضا ملهتب بود. شبیه صحرای محشر شده بود. فوتیهایی زیادی را دیدیم که با وانت میآوردند و خالی میکردند. مادری را دیدیم که بچهاش کشته شده و بدن خودش پر از ساچمه بود.»
این شهروند گفت در آن یک ساعتی که بیمارستان بودند، دستکم سه کودک کشته شده را دیدند که یکی از آنها دختری ۹ ساله بود. شماری از «بچههای کوچک دبستانی» هم با والدینشان به بیمارستان آمده بودند در سرشان ساچمه بود اما کادر درمان آنها را از ترس دستگیری، تنها با تجویز آنتیبیوتیک به خانه میفرستادند.