آمریکا در پایگاه العدید قطر موشکهای پاتریوت را بر پرتابگرهای متحرک مستقر کرده است
خبرگزاری رویترز گزارش داد تصاویر ماهوارهای نشان میدهد که با افزایش تنش بین واشینگتن و تهران، نیروهای آمریکایی در پایگاه العدید در قطر موشکهای پاتریوت را در پرتابگرهای متحرک قرار دادهاند. پایگاه العدید، بزرگترین پایگاه نظامی ایالات متحده در خاورمیانه است.
رویترز نوشت تصمیم به قرار دادن موشکهای پاتریوت در پرتابگرهای متحرک، به این معنی است که آنها میتوانند به سرعت برای حمله مورد استفاده قرار گیرند یا در صورت حمله جمهوری اسلامی برای دفاع از پایگاه العدید عمل کنند.
این خبرگزاری اشاره کرد که دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، همزمان با ادامه مذاکرات، تهدید کرده است که ایران را به دلیل برنامههای هستهای و موشکهای بالستیک، حمایت از گروههای نیابتی در خاورمیانه و سرکوب مخالفانش در داخل ایران بمباران خواهد کرد.
سپاه پاسداران نیز هشدار داده است که در صورت حمله به خاک ایران، میتواند علیه هر پایگاه آمریکا [در منطقه] اقدام تلافیجویانه انجام دهد.
پایگاههای آمریکا در عراق، اردن، کویت، عربستان سعودی، قطر، بحرین، امارات متحده عربی، عمان، ترکیه و جزیره دیگو گارسیا در اقیانوس هند مستقر هستند.
ویلیام گودهیند، تحلیلگر، به رویترز گفت که بر اساس تصاویر ماهوارهای در اوایل ماه فوریه، موشکهای پاتریوت در العدید، در حالی که روی کامیونهای تاکتیکی سنگین مستقر هستند، قابل مشاهده بودند.
او افزود: «این اقدام، به پاتریوتها تحرک بسیار بیشتری میدهد، به این معنی که میتوان آنها را به یک سایت جایگزین منتقل کرد یا با سرعت بیشتری موقعیت آنها را تغییر داد.»
رویترز نوشت که سخنگوی پنتاگون برای اظهار نظر در این مورد در دسترس نبود.
در گزارش این خبرگزاری به سخنان مقامهای جمهوری اسلامی اشاره شده است که پس از جنگ ۱۲ روزه، ذخایر موشکی خود را به میزان قبل بازگردانده است.
مهدی آقارضایی، کارگر ۲۳ ساله، متولد و ساکن شهر صدرا از توابع شیراز، جمعه ۱۹ دیماه در جریان اعتراضات این شهر در بلوار دانش و مقابل درمانگاه فرزانگان، با شلیک مستقیم یک تکتیرانداز به سرش کشته شد.
پیکر او شش روز بعد، ۲۵ دیماه، در بیمارستان پیوند اعضای شیراز پیدا شد.
مهدی کارگر یک کارگاه درب و پنجرهسازی در شهر صدرا بود و چند ماه پیش از کشتهشدن، دوره سربازیاش را به پایان رسانده بود. او دوست نزدیک و همکلاسی محمد داستانخواه بود؛ نوجوانی که در ۱۵ سالگی و در جریان سرکوب خونین اعتراضات آبان ۹۸ در شهر صدرا کشته شد. پس از کشتهشدن محمد، مهدی به فعالیتهای سیاسی گرایش پیدا کرد و در جنبش «زن، زندگی، آزادی» فعال بود. به گفته نزدیکانش، او پیشتر گفته بود: «اگر مثل محمد کشته شدم، نگذارید فراموش شوم.»
بر اساس اطلاعات رسیده، همزمان با کشتهشدن مهدی آقارضایی در بلوار دانش، مرد جوان دیگری به نام رضا حبیبی، گلفروش، و یک مرد و یک زن دیگر که هویت آنها مشخص نشده است نیز کشته شدهاند.
در روزهایی که جامعه ایران با فشار و دردهای عمیق از دست دادن بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ شهروند و بازداشت هزاران نفر دیگر دستوپنجه نرم میکند، ایستادن در کنار مردم هزینه دارد؛ هزینهای که نهادهای حکومتی و رسانههای وابسته، بلافاصله فاکتور آن را صادر میکنند.
سروش رفیعی، کاپیتان باتجربه پرسپولیس، به دلیل انجام مسوولیت اجتماعی و بیان واقعیتهایی که در عمق جان جامعه جریان دارد، هدف حملهای همهجانبه و سازمانیافته حکومتی قرار گرفت. او پس از بازی با چادرملو، با ادبیاتی متین اما گزنده، به توهین مجری صداوسیمای جمهوری اسلامی به پیکر جاویدنامان راه آزادی واکنش نشان داد و گفت: «دردهای کوچک کمحرف هستند و دردهای بزرگ، لال. من دیگر لال شدهام. کاش مجریهای صداوسیما هم لال میشدند.» او با نقد نمکپاشیدن مجریان حکومتی بر زخم مردم، مستقیما صداوسیمای جمهوری اسلامی را هدف قرار داد.
شجاعت رفیعی آنجا تکمیل شد که صادقانه از حال خراب جامعه و بیمیلی به فوتبال در استادیومهای خالی و فضای خفقانزده گفت: «ما هم مجبوریم و بازی میکنیم.» این جملات، ویترین فریبنده عادیسازی را که جمهوری اسلامی تلاش دارد از طریق فوتبال به نمایش بگذارد، فرو ریخت.
این اظهارات به مذاق سرکوبگران خوش نیامد و بازوهای رسانهای حکومت فعال شدند. محمدحسین میثاقی، مجری برنامه فوتبال برتر، در قاب تلویزیون با ادبیاتی تهاجمی به کاپیتان محبوب پرسپولیس تاخت و گفت: «اگر نمیخواهی، بنشین خانه و بازی نکن.» جملات میثاقی یادآور سخنان همکارش، زینب ابوطالبی، مجری شبکه افق، بود که گفت: «هر کسی اعتقاد ندارد، جمع کند و از ایران برود.»
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه، به سراغ محمد برزگر، بازیکن پیشین پرسپولیس، رفت و در گفتوگو با او تلاش کرد انتقادهای فنی را به مسایل سیاسی گره بزند و با ادبیاتی عامهپسند، قراردادهای مالی را به چماقی علیه «شرف و وجدان» سروش رفیعی تبدیل کند.
خبرگزاری دانشگاه آزاد اسلامی (آنا) نیز در یادداشتی، تلاش کرد تعهد حرفهای سروش رفیعی را زیر سوال ببرد. آنا با فرار رو به جلو، اشتباهات فوتبالی را به «ذهنی که جای دیگری سیر میکند» نسبت داد تا به دیگر ورزشکاران پیام دهد: «اگر از مردم بگویید، امنیت حرفهای شما را نابود میکنیم.»
حمله به سروش رفیعی، حمله به یک فرد نیست؛ بلکه تلاشی برای خاموش کردن صدای ورزشکارانی است که کنار مردم ایستادند و نخواستند بخشی از پروژه عادیسازی باشند. حکومتی که از محبوبیت چهرههای مردمی هراس دارد، اکنون با ابزار «تخریب شخصیت» و «فشار رسانهای» به تقابل با کاپیتانی رفته است که ترجیح داد به جای سکوت، آینه تمامنمای حال خراب مردمش باشد.
انقلاب ملی ایرانیان تنها بهدلیل گستره جغرافیایی و عدد بالای کشتهشدگان در حافظه جمعی ثبت نشد. از جمله مواردی که این رویداد را از دورههای پیشین متمایز کرده است، حضور گسترده اعضای خانوادهها در کنار یکدیگر در خیابانها و در نتیجه، گاه کشتهشدن همزمان چند عضو یک خانواده بوده است.
در جریان سرکوب معترضان در انقلاب ملی ایرانیان، پدر و فرزند، خواهر و برادر، زوجها و حتی سه عضو یک خانواده همزمان یا در فاصله چند ساعت هدف تیراندازی قرار گرفتند.
برخلاف اعتراضات گذشته که بسیاری از جوانان بهتنهایی و گاه بدون اطلاع خانوادهها شرکت میکردند، اینبار خانوادهها با هم به خیابان آمدند؛ پدر و دختر، مادر و فرزند، دو برادر، زوجها و حتی چند نسل در کنار هم.
تصاویر منتشرشده نیز از حضور کودکان، زنان باردار، میانسالان و حتی افراد دارای معلولیت در تجمعها حکایت دارند. اما شدت استفاده از سلاح گرم و تیراندازی مستقیم به سوی جمعیت، در موارد متعددی باعث شد چند عضو یک خانواده همزمان هدف قرار گرفته و کشته شوند.
بر اساس اطلاعاتی که تاکنون از سوی ایراناینترنشنال تایید شده است، شمار قابل توجهی از خانوادهها بیش از یک عضو خود را در جریان سرکوب روزهای ۱۸، ۱۹ و ۲۰ دیماه از دست دادهاند.
با توجه به قطع ارتباطات، فشارهای امنیتی بر خانوادهها و دفنهای پنهانی، برآورد میشود ابعاد واقعی این فاجعه بسیار گستردهتر از موارد تاییدشده باشد.
در ادامه، روایتهای مربوط به برخی خانوادهها آمده است که چند عضوشان در دیماه ۱۴۰۴ کشته شدند.
دو برادر؛ رضا و رسول کدیوریان
در کرمانشاه، خانواده کدیوریان از اقلیت یارسان، در فاصله یک روز، هر دو فرزند خود را از دست داد. رضا کدیوریان، ۲۰ ساله، ۱۳ دیماه در جریان تیراندازی نیروهای سپاه پاسداران در محل جان باخت.
برادرش رسول کدیوریان، ۱۷ ساله، در همان حادثه زخمی شد، اما شدت جراحات به حدی بود که روز بعد در بیمارستان طالقانی جان خود را از دست داد.
گفته میشود این دو برادر کارگر ساختمان بودند و برای تامین معاش خانواده کار میکردند.
از راست به چپ: رسول کدیوریان، ۱۷ ساله، و رضا کدیوریان، ۲۰ ساله
وقتی کمک به برادر به مرگ انجامید؛ حمید و وحید ارزانلو
شامگاه ۱۹ دی در تهرانپارس، حمید و وحید ارزانلو، دو برادر و از فعالان شناختهشده صنعت مبلمان، هدف تیراندازی قرار گرفتند و حمید بر اثر اصابت گلوله به سر بهشدت مجروح شد.
وحید که برای کمک به برادرش به محل حادثه رفته بود، با دو گلوله به ناحیه گردن هدف قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
از راست به چپ: وحید ارزانلو و حمید ارزانلو
دو پسرعمو در پاسداران؛ ماهان و امیررضا حیدری
در منطقه پاسداران تهران، امیررضا حیدری، ۱۹ ساله، و پسرعمویش ماهان حیدری، ۲۱ ساله، ۱۸ دیماه کشته شدند.
ماهان دانشجوی رشته کامپیوتر و تکواندوکای حرفهای بود.
خانواده او تا دو روز از سرنوشتش بیخبر بودند تا وقتی پدر و برادرش پیکر او را در کهریزک شناسایی کردند.
از راست به چپ: ماهان حیدری و امیررضا حیدری
سه مرد از یک خانواده؛ پرونده تیموریراد
در فردیس کرج، ۱۹ دیماه، سه عضو از یک خانواده هدف تیراندازی قرار گرفتند: امید تیموریراد، ۴۷ ساله، پسرش آرمین، ۱۹ ساله، و برادرش امیر، ۴۲ ساله.
هر سه این تیموریرادها در جریان سرکوب اعتراضات بر اثر اصابت گلوله کشته شدند و یک خانواده، در فاصله چند ساعت، سه عضو خود را از دست داد.
از راست به چپ: آرمین تیموریراد، امیر تیموریراد و امید تیموریراد
پدر و پسر در اسلامشهر؛ مهدی و مانی شفیعی
مهدی شفیعی، ۴۱ ساله، و پسرش مانی شفیعی، در اسلامشهر هدف تیراندازی ماموران قرار گرفتند و جان خود را از دست دادند.
پیکر این پدر و پسر برای خاکسپاری به روستای چنارشیخ از توابع اسدآباد همدان منتقل شد.
از راست به چپ: مهدی شفیعی و مانی شفیعی
زوج بوشهری؛ بهروز منصوری و منصوره حیدری
در بوشهر، بهروز منصوری، ۴۲ ساله و کارمند اداره فنی و حرفهای، همراه همسرش منصوره حیدری، ۳۶ ساله، سرپرستار و مدیر بخش بحران بیمارستان سلمان فارسی، ۱۸ دیماه هدف تیراندازی قرار گرفتند.
بهروز با اصابت گلوله به پیشانی و منصوره با اصابت گلوله به قلب جان باختند. این زوج دو فرزند ۹ و ۱۱ ساله داشتند و پیکر آنها پس از چهار روز، همراه با هشدار به خانواده برای سکوت در مراسم، تحویل داده شد.
از راست به چپ: بهروز منصوری و منصوره حیدری
خانواده سهنفره در کرج؛ بیژن، زهرا و دانیال مصطفوی
در کرج، ۱۹ دیماه، بیژن مصطفوی، همسرش زهرا بنیعامریان و فرزندشان دانیال، هدف تیراندازی قرار گرفتند و هر سه جان خود را از دست دادند.
اعضای این خانواده در زمان وقوع حادثه داخل خودروی شخصی خود حضور داشتند و در جریان اعتراضات، خودروی آنها از سوی ماموران حکومتی به رگبار گلوله بسته شد.
داود مصطفوی، پسر بزرگتر خانواده، نیز هنگام تیراندازی در خودرو حضور داشت و با وجود اصابت گلوله، زنده ماند.
از راست به چپ: دانیال مصطفوی، زهرا بنیعامریان و بیژن مصطفوی
پدر پس از پسر؛ بهزاد و حمیدرضا علیزاده
در فردیس کرج، حمیدرضا علیزاده، ۲۵ ساله، با شلیک مستقیم کشته شد.
پس از آن، پدرش بهزاد علیزاده، ۴۹ ساله، نیز هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت.
گزارشها حاکی است پیکرها برای دفن به «بیبی سکینه» منتقل شد و برای تحویل آنها از خانواده مبلغی دریافت کردند.
از راست به چپ: بهزاد علیزاده و حمیدرضا علیزاده
زوج جوان تهرانپارس؛ مریم و مجید صالحی سیاوشانی
مریم و مجید صالحی سیاوشانی، زوج جوان، شب ۱۸ دیماه در تهرانپارس هدف تیراندازی قرار گرفتند. مریم در محل جان باخت و همسرش مجید که برای محافظت از او خود را روی پیکرش انداخته بود، بهشدت مجروح شد.
او یک روز بعد در بیمارستان بر اثر شدت جراحات جان خود را از دست داد. پیکر مجید از کهریزک تحویل خانواده شد و مراسم خاکسپاری این زوج ۲۱ دیماه در «بهشت زهرا» برگزار شد.
از راست به چپ: مریم صالحی و مجید صالحی
پدر و دختر مشهدی؛ علی و شیوا جاوید
علی جاوید، همراه دختر ۱۸ سالهاش شیوا جاوید در اعتراضات ۱۸ دیماه منطقه هفتتیر مشهد حضور داشت. علی را با شلیک گلوله کشتند و شیوا در جریان اعتراضات ناپدید شد.
پس از ۱۰ روز، با خانواده تماس گرفتند و پیکر شیوا تحویل داده شد. علت مرگ، ضربه مغزی اعلام شد.
این پدر و دختر در آرامگاه «بهشت رضا» در کنار یکدیگر به خاک سپرده شدند.
شیوا بهتازگی دیپلم گرفته و در رشته معماری ثبتنام کرده بود.
از راست به چپ: علی جاوید و شیوا جاوید
دو برادر نوجوان؛ امیرحسین و آرین عشقی
امیرحسین عشقی، ۱۹ ساله، و برادرش آرین عشقی، ۱۴ ساله، در اعتراضات ۱۸ دیماه حضور داشتند. امیرحسین در مقابل کلانتری یافتآباد هدف گلوله قرار گرفت و پس از آن نیز دو گلوله دیگر به قلبش شلیک شد.
پیکر او جمعه ۲۰ دیماه در «بهشت زهرا» به خاک سپرده شد.
یک روز پس از خاکسپاری، به خانواده اطلاع داده شد که آرین نیز کشته شده است.
پیکر او پس از دو روز مفقودی در کهریزک پیدا و تحویل خانواده شد.
گفته شده است که تحویل پیکرها مشروط به اعلام بسیجی بودن آنها بوده است.
از راست به چپ: آرین عشقی و امیرحسین عشقی
پدر و پسر در کرمان؛ روحالله و امیرعلی احمدی
روحالله احمدی، ۴۰ ساله، و پسرش امیرعلی احمدی، ۱۸ ساله، شامگاه ۱۸ دیماه در کرمان بر اثر شلیک گلوله ماموران حکومتی جان خود را از دست دادند.
بر اساس گزارشها، امیرعلی ابتدا هدف تیراندازی قرار گرفت و دقایقی بعد به پدر او نیز شلیک شد.
روحالله احمدی به جز امیرعلی، پدر دو فرزند دیگر بود: یک دختر شش ساله و یک پسر ۱۰ ساله.
از راست به چپ: امیرعلی احمدی و روحالله احمدی
پدری که برای کمک رفت؛ حسین و علی جوانبخت
حسین جوانبخت و پسرش علی جوانبخت، ۱۹ ساله، ۱۸ دیماه در فرخشهر استان چهارمحال و بختیاری هدف تیراندازی قرار گرفتند و جان خود را از دست دادند.
بر اساس گزارشها، علی ابتدا هدف شلیک قرار گرفت و پدر او که برای کمک به فرزندش رفت، با شلیک مستقیم گلوله کشته شد.
از راست به چپ: حسین جوانبخت و علی جوانبخت
زوج جوان؛ مرتضی ذومپوش و سمیه رضایی
مرتضی ذومپوش و سمیه رضایی، زوج همدانی بودند که شامگاه ۱۸ دیماه، در میدان دانشگاه همدان با شلیک مستقیم و سپس باتون به آنها حمله میکنند.
از این زوج جوان، یک کودک پسر به جای مانده است.
از راست به چپ: مرتضی ذومپوش و سمیه رضایی
به همراه مادرش، نیامده رفت
زیبا دستجردی، ۳۳ ساله، در اعتراضات ۱۹ دیماه در نیشابور در حالی که سه ماهه باردار بود، بر اثر شلیک ماموران کشته شد.
زیبا، مادر یک دختر هشت ساله نیز بود.
زیبا دستجردی
دو داغ در دو اعتراض؛ خانواده شوش
عماد شوش، باریستا، ۱۸ دیماه بر اثر اصابت مستقیم گلوله در لاهیجان جان خود را از دست داد.
پیشتر نیز برادر او، علی شوش، در جریان اعتراضات چهلم مهسا امینی در سال ۱۴۰۱ در اصفهان، بر اثر ضربات باتون کشته شده بود.
مادر این دو پس از کشته شدن علی گفته بود: «از خون پسرم نمیگذرم.»
همزمان با تمرکز جامعه جهانی بر سرکوب خونین اعتراضات دیماه، گزارشها نشان میدهد موج اعدامها در ایران متوقف نشده و در هفتههای اخیر هر روز ادامه داشته است؛ اعدامهایی با اتهامهایی مانند قتل و مواد مخدر که اغلب «غیرسیاسی» معرفی میشوند و در هیاهوی اعتراضات کمتر دیده میشوند.
بررسی گزارشهای منتشرشده از سوی رسانهها و نهادهای حقوق بشری نشان میدهد جمهوری اسلامی در هفتههای اخیر، همزمان با سرکوب اعتراضات دیماه، به اجرای گسترده و روزانه احکام اعدام در زندانهای مختلف ادامه داده است.
بر اساس این گزارشها، طی هفتههای گذشته روزانه دستکم بین ۱۰ تا ۳۰ زندانی اعدام شدهاند؛ آماری که فعالان حقوق بشر تاکید میکنند تنها شامل مواردی است که امکان ثبت و تایید آنها وجود داشته و با توجه به محدودیتهای اطلاعرسانی، آمار واقعی میتواند بالاتر باشد.
این اعدامها عمدتا با اتهامهایی نظیر قتل و جرایم مرتبط با مواد مخدر انجام شدهاند؛ اتهامهایی که در سالهای گذشته نیز سهم عمدهای از احکام مرگ در ایران را به خود اختصاص دادهاند.
در همین حال، کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در بیانیهای در سهشنبه ۲۱ بهمن اعلام کرد اعتصاب غذای هفتگی خود را در صدوهفتمین هفته در ۵۶ زندان ادامه داده است.
این کارزار با اشاره به اعتراضات دیماه و بازداشتهای گسترده افزود «حکومت مستبد حاکم» در سه هفته ابتدایی بهمنماه بیش از ۲۰۷ نفر، از جمله دو زن، را اعدام کرده است.
با این حال، اعدامها در هفتههای اخیر درست در همان دورهای ادامه یافته که جامعه ایران درگیر خیزش دیماه، بازداشتهای گسترده، کشته و زخمیشدن معترضان و تشدید محدودیتهای ارتباطی بوده و فضای خبری کشور بهشدت تحت تاثیر سرکوب قرار داشته است.
فعالان حقوق بشر میگویند محدودیتهای اینترنتی، فشارهای امنیتی بر خانوادهها و وکلا و شرایطی که از پیش برای عدم اطلاعرسانی درباره وضعیت زندانها وجود داشت، در دو ماه اخیر تشدید شده و انتقال اطلاعات از داخل زندانها را دشوارتر از گذشته کرده است.
به گفته آنها، در مورد برخی زندانها عملا امکان بیرونآمدن خبر از داخل زندان به حداقل رسیده و حتی در تماسهای تلفنی نیز اجازه اطلاعرسانی داده نمیشود؛ چرا که تماسها و ملاقاتها در هفتههای اخیر محدودتر شده یا در برخی زندانها برای بعضی زندانیان بهطور کامل قطع شده است.
در نتیجه، از شماری از زندانها هیچ خبر موثقی درباره وضعیت زندانیان و اجرای احکام اعدام منتشر نمیشود؛ موضوعی که نگرانیها درباره پنهانماندن شمار واقعی اعدامها را افزایش داده است.
فاصله آمار واقعی با اعدامهای تاییدشده از سوی نهادهای حقوق بشری
محمود امیریمقدم در گفتوگو با ایراناینترنشنال و در پاسخ به پرسشی درباره دشواری ثبت اعدامها و فاصله میان آمار ثبتشده و گزارشهایی که از ۱۰ تا ۳۰ اعدام در روز خبر میدهند، گفت یکی از بزرگترین چالشهای کنونی سازمان حقوق بشر ایران، تایید گزارشهایی است که از داخل کشور دریافت میشود.
مدیر سازمان حقوق بشر ایران توضیح داد این سازمان تنها زمانی یک اعدام را در آمار رسمی خود لحاظ میکند که دستکم از سوی دو منبع مستقل تایید شده باشد یا یک منبع مستقیم بسیار موثق با شواهد و مستندات کافی وجود داشته باشد.
او افزود در ماه ژانویه، نخستین ماه سال میلادی، سازمان حقوق بشر ایران توانسته است حدود ۱۰۰ مورد اعدام را تایید کند؛ رقمی که به گفته او بسیار بالا و معادل بیش از سه اعدام در روز است.
امیریمقدم تاکید کرد تعداد گزارشهایی که در همین بازه درباره اعدامها به دست این سازمان رسیده، چند برابر این رقم بوده است؛ بهطوری که از چند صد مورد اعدام گزارش دریافت شده، اما تنها حدود ۱۰۰ مورد آن تا کنون تاييد شده است.
او گفت مشخص نیست آیا همه این موارد گزارششده واقعا رخ دادهاند یا نه و این سازمان همچنان در حال بررسی و تحقیق درباره آنهاست، اما همین فاصله میان اعدامهای تاييدشده و گزارشهای تاييدنشده را نگرانکننده دانست.
امیریمقدم یادآوری کرد جمهوری اسلامی پیشتر نیز در مقاطعی با انتشار اخبار نادرست تلاش کرده حساسیت افکار عمومی را کاهش دهد و این موضوع، کار نهادهای حقوق بشری را دشوارتر میکند.
مدیر سازمان حقوق بشر ایران در ادامه این گفتوگو از خانوادهها خواست درباره اجرای احکام اعضای خانواده خود، فارغ از نوع اتهام، اطلاعرسانی کنند؛ حتی اگر این اطلاعرسانی در حد انتشار یک خبر غیرسیاسی يا ابراز تاسف باشد.
او تاکید کرد رساندن اين اطلاعات به نهادهای حقوق بشری و رسانهها نقش مهمی در ثبت و پيگيری اعدامها دارد.
این فعال حقوق بشر گفت دستکم میتوان گفت در ماه نخست سال ميلادی جاری حداقل ۱۰۰ نفر اعدام شدهاند؛ آن هم در شرايطی که توجه عمومی عمدتا بر کشتار معترضان دیماه متمرکز بوده و همزمان گزارشهايی چند برابر اين عدد به دست اين سازمان رسيده که هنوز امکان تاييد آنها فراهم نشده است.
در چنین فضایی، اعدامها در حالی ادامه پیدا کرده که توجه افکار عمومی داخل ایران عمدتا معطوف به اعتراضات خیابانی، وضعیت بازداشتشدگان و سرنوشت معترضان کشتهشده یا ناپدیدشده است.
همزمان، واکنشهای بینالمللی نیز بیش از هر چیز بر سرکوب اعتراضات متمرکز شده و موضوع اعدامهای غیرسیاسی، بهویژه در پروندههای مواد مخدر و قتل، کمتر در کانون توجه قرار گرفته است.
کارشناسان حقوق بشر معتقدند اشباع فضای خبری از اخبار سرکوب و بحران، امکان اجرای احکام مرگ با اتهامات مختلف را با هزینه سیاسی و رسانهای کمتری برای حکومت فراهم میکند.
اعدام در سایه اعتراضات؛ کاهش هزینه سیاسی
امیریمقدم در پاسخ به پرسشی درباره اینکه آیا جمهوری اسلامی از تمرکز افکار عمومی بر سرکوب اعتراضات دیماه برای ادامه اعدامها با هزینه کمتر استفاده کرده است، گفت حکومت همواره از نبود توجه افکار عمومی و جامعه جهانی برای پیشبرد اعدامها استفاده کرده است.
مدیر سازمان حقوق بشر ایران تاکید کرد اعدام «مهمترین ابزار وحشت» جمهوری اسلامی است و مقامها تلاش میکنند این ابزار را با حداقل هزینه سیاسی و رسانهای به کار بگیرند.
او با اشاره به تجربه پس از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» توضیح داد در دورهای که تمرکز افکار عمومی داخل و خارج ایران بر معترضان در خطر اعدام بود، جمهوری اسلامی شمار اعدام متهمان غیرسیاسی را چند برابر کرد.
این فعال حقوق بشر افزود این الگو محدود به گذشته نیست و در شرایط کنونی نیز خطر تکرار آن وجود دارد.
بهگفته فعالان حقوق بشر، در شرایطی که جامعه در وضعیت اضطراب و شوک دائمی قرار دارد، پیگیری هر پرونده اعدام بهصورت جداگانه دشوارتر شده و حساسیت عمومی نسبت به اعدامهای «روتین» کاهش مییابد.
این در حالی است که نهادهای بینالمللی بارها تاکید کردهاند بسیاری از پروندههای منجر به اعدام در ایران، بهویژه در حوزه مواد مخدر، با استانداردهای دادرسی عادلانه فاصله دارند و شامل اعترافات اجباری، دسترسی محدود به وکیل و رسیدگیهای شتابزده میشوند.
با وجود این هشدارها، روند اجرای احکام مرگ در ایران طی سالهای اخیر نهتنها متوقف نشده، بلکه در دورههای بحرانی شدت بیشتری گرفته است.
خطر عادیشدن اعدامهای غيرسياسی
اميریمقدم در پاسخ به پرسشی درباره پيامدهای ناديدهماندن اعدامهای موسوم به غيرسياسی گفت مساله اعدام «تقريبا هميشه» بايد در اولويت قرار داشته باشد، حتی جدا از کشتار گسترده و سازمانيافته معترضان که بهطور خاص در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه رخ داد.
این فعال حقوق بشر تاکيد کرد جمهوری اسلامی از اعدام بهعنوان اصلیترين ابزار ايجاد ترس در جامعه و القای حس درماندگی به مردم استفاده میکند.
او توضيح داد زندانيانی که با اتهامهايی مانند جرايم مواد مخدر، قتل يا ديگر جرايم و بدون برخورداری از دادرسی عادلانه به اعدام محکوم میشوند، هرچند هزينه سياسی اعدامشان برای حکومت کمتر است، اما اثر اجتماعی آن تفاوتی با اعدامهای سياسی ندارد.
اميریمقدم گفت پيام اين اعدامها که در سراسر کشور انجام میشود، اين است که «ما میکشيم، هر روز میکشيم و شما هيچ توانايی برای جلوگيری از اين کشتار نداريد».
او تاکيد کرد مقابله با اين وضعيت از مسير اطلاعرسانی مستمر ممکن است؛ از جمله با ادامه حمايت از کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، طرح موضوع اعدامها در مجامع بينالمللی و شبکههای مجازی و انتشار گزارشها و خبرهای دقيق و راستیآزمايیشده.
اميریمقدم افزود اين اقدامها هم میتواند مانع عادیشدن اعدام شود و هم به مقابله با کارزارهای اطلاعات نادرست حکومت کمک کند.
این هشدارها در حالی مطرح میشود که نهادهای بینالمللی نیز بارها نسبت به استفاده گسترده از مجازات اعدام در ایران ابراز نگرانی کردهاند.
مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر در ایران، هشتم بهمن با ابراز نگرانی از گزارشها درباره احتمال استفاده از مجازات اعدام علیه معترضان گفت مجازات اعدام به یکی از ابزارهای مقامهای حکومتی برای القای ترس در جامعه تبدیل شده است.
او پیشتر نیز ۱۱ دیماه و در جمعبندی وضعیت حقوق بشر در پایان سال ۲۰۲۵، از «تشدید کمسابقه نقض حقوق بشر، افزایش اعدامها و محدود شدن بیسابقه فضای مدنی» در ایران سخن گفته بود.
بر پایه گزارش سالانه وضعیت حقوق بشر در ایران که پنجم دیماه از سوی وبسایت حقوق بشری هرانا منتشر شد، در بازه یکساله از اول ژانویه ۲۰۲۵ (۱۲ دی ۱۴۰۳) تا ۲۰ دسامبر ۲۰۲۵ (۲۹ آذر ۱۴۰۴) دستکم دو هزار و ۶۳ نفر در ایران اعدام شدهاند.
بر اساس این گزارش، شمار اعدامها نسبت به سال ۲۰۲۴ میلادی ۱۱۹ درصد افزایش داشته است.
در بخش قابل توجهی از این موارد نیز بهدلیل مخفیکاری نهادهای قضایی و امنیتی، زندانیان حتی از حق ملاقات آخر با خانوادههای خود محروم ماندهاند.
فعالان حقوق بشری هشدار دادهاند بیتوجهی به اعدامهایی که در سایه اعتراضات و سرکوب انجام میشوند، میتواند به عادیشدن مجازات مرگ در افکار عمومی بینجامد؛ روندی که در نهایت، زمینه را برای گسترش بیشتر خشونت دولتی فراهم میکند.
آنها تاکید دارند تمرکز بر اعتراضات نباید به قیمت نادیدهگرفتن جان زندانیانی تمام شود که در سکوت خبری اعدام میشوند و جان میبازند؛ اقدامی که فعالان حقوق بشر از آن بهعنوان نوعی «قتل حکومتی» یاد میکنند.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد فضای امنیتی در مدارس شهرهای مختلف تشدید شده است. به گفته یک دانشآموز در مشهد، مسئولان مدرسه و نیروهای وابسته، تلفنهای همراه دانشآموزان را بررسی میکنند تا محتوایی مرتبط با اعتراضات یا تصاویر شاهزاده رضا پهلوی در آنها نباشد.
این دانشآموز میگوید در مواردی، کیفها نیز بازرسی شده و درباره فعالیتهای دانشآموزان پرسوجو میشود.
گزارشهای مشابهی از گرگان نیز دریافت شده است. چند مدرسه دخترانه در این شهر از گشتن کیفها و بررسی محتوای گوشیها خبر دادهاند؛ اقدامی که به گفته دانشآموزان با ایجاد فضای ارعاب و تهدید همراه بوده و مانع از حضور عادی آنها در کلاسها شده است.
پیشتر نیز گزارشهایی از حضور نیروهای امنیتی و بسیج در مدارس، اخذ تعهدنامه و اثر انگشت بدون حضور والدین در شهرهایی مانند آبادان، اراک و شهرهای مازندران، بازجویی از دانشآموزان درباره خانوادهها و اعتراضات در بندرعباس، ملایر و گرگان و حتی تبدیل برخی مدارس به پایگاه نیروهای سرکوب از جمله در اراک و ساری منتشر شده بود.
رویترز اشاره کرد که جمهوری اسلامی دارای مجتمعهای موشکی زیرزمینی در نزدیکی تهران و همچنین در کرمانشاه، سمنان و نزدیک ساحل خلیج فارس است.
تغییرات در پایگاههای آمریکا در خاورمیانه
در گزارش رویترز به تغییرات در پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه اشاره شده و آمده است که در العدید قطر، تصاویر گرفته شده در اول فوریه، یک هواپیمای شناسایی آرسی-۱۳۵، سه هواپیمای سی-۱۳۰ هرکولس، ۱۸ هواپیمای سوخترسان کیسی ۱۳۵، و هفت هواپیمای سی-۱۷ را نشان میداد.
همچنین ۱۰ سیستم دفاع هوایی پاتریوت در پرتابگرها مستقر شده بودند.
در یک بخش از پایگاه موفق در اردن هم تصاویر مربوط به دوم فوریه نشان میداد که ۱۷ هواپیمای تهاجمی اف-۱۵ ای، هشت هواپیمای آی-۱۰، چهار هواپیمای سی-۱۳۰ و چهار هلیکوپتر مستقر شده بودند.
همچنین تصاویر مربوط به مکان دوم در موفق در همان روز، یک هواپیمای سی-۱۷، یک هواپیمای سی-۱۳۰ و همچنین چهار هواپیمای جنگ الکترونیک ایآی-۱۸ جی را نشان میداد. یک هفته قبل از آن، هیچ هواپیمایی مشاهده نشده بود.
در پایگاه شاهزاده سلطان در عربستان سعودی نیز تصاویر مربوط به دوم فوریه، یک هواپیمای سی-۵ گالاکسی و یک هواپیمای سی-۱۷ را نشان میداد.
بر اساس تصاویر ماهوارهای ششم فوریه، هفت فروند هواپیمای بیشتر نسبت به ۳۱ ژانویه در پایگاه دیگو گارسیا در اقیانوس هند مشاهده شده بود.
این تحول در حالی گزارش شده است که رییسجمهوری آمریکا در گفتوگو با کانال ۱۲ اسرائیل که سهشنبه ۲۱ بهمن منتشر شد، گفت اگر دستیابی به توافق با ایران ممکن نباشد، واشینگتن آماده است همانند «جنگ ۱۲ روزه» خرداد گذشته علیه ایران اقدام نظامی انجام دهد.
او گفت: «ایرانیها واقعا میخواهند به یک توافق برسند. یا توافق میکنیم یا مجبور میشویم کاری بسیار سخت انجام دهیم؛ مثل دفعه قبل.»
رییسجمهوری آمریکا گفت: «این مذاکرات کاملا با دفعه قبل فرق دارد. ایرانیها فکر نمیکردند ما به آنها حمله کنیم و ریسک بزرگی کردند.»
ترامپ با تاکید بر تمایل خود به رسیدن به توافق، همزمان به تقویت حضور نظامی آمریکا در منطقه اشاره کرد.
بر اساس گزارشها، رییسجمهوری آمریکا در حال بررسی اعزام یک ناو هواپیمابر دیگر به خاورمیانه، بههمراه گروه رزمی آن، است؛ اقدامی که میتواند توان واکنش سریع واشینگتن در صورت شکست مذاکرات را افزایش دهد.