مجمع جهانی اقتصاد در داووس سوئیس اعلام کرد عباس عراقچی در این مجمع شرکت نخواهد کرد. سفیر جمهوری اسلامی در سوئیس در واکنش گفت این اقدام به اعتبار مجمع جهانی اقتصاد ضربه خواهد زد.
گفتوگو با سمیرا قرایی، خبرنگار ایراناینترنشنال
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، علیرضا رحیمی، جوان ۲۶ ساله، روز پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در فلکه سوم تهرانپارس با شلیک مستقیم گلوله جنگی به پشت سر کشته شد.
به گفته یک شاهد عینی، تیراندازی در این منطقه از پشتبامها صورت گرفته است. او در این خصوص گفت علیرضا پس از اصابت گلوله در آغوش عموی خود افتاد و با وجود انتقال به بیمارستان، حدود ۴۵ دقیقه بعد جان خود را از دست داد.
یکی از نزدیکان خانواده این جاویدنام نیز از پرداخت پول به یکی از رانندگان آمبولانس در بهشت زهرا برای یافتن پیکر علیرضا در میان چند هزار پیکر منتقلشده به سولهها خبر داد.

به گفته این فرد، پیکر بیجان علیرضا سرانجام در یک آمبولانس و در میان چند جانباخته دیگر شناسایی شد.
بهدلیل متلاشی شدن بخش بزرگی از صورت او بر اثر اصابت گلوله جنگی، یکی از اعضای خانواده با بررسی رنگ چشم، هویت او را تایید کرد.
پیکر علیرضا رحیمی که یک برادر دوقلو به نام امیررضا دارد، بدون برگزاری نماز و مراسم مذهبی و با پخش موسیقیهای مورد علاقهاش به خاک سپرده شد.
اطلاعات و روایتهای رسیده به ایراناینترنشنال از شهرهای مختلف ایران، از بهکارگیری گسترده سلاح گرم، تیراندازی مستقیم به معترضان، جلوگیری از انتقال مجروحان به مراکز درمانی و فشار امنیتی بر شهروندان در جریان اعتراضات ۱۸ تا ۲۰ دیماه حکایت دارد.
اطلاعات ارسالی شاهدان عینی و پیامهای مردمی، تصویری از سرکوبی کمسابقه و خشونتبار ارائه میکند.
کرج؛ زدن تیر خلاص به مجروحان در میدان طالقانی
یک شاهد عینی از کرج به ایراناینترنشنال گفت در جریان اعتراضهای ۱۹ دی در میدان طالقانی، ماموران بهصورت مستقیم به معترضان شلیک کردند که در پی آن شماری کشته و زخمی شدند.
به گفته این شاهد، ماموران بهطور هدفمند به مجروحان تیر خلاص زدند و مانع انتقال آنها به بیمارستان شدند.

گرگان و شاهینشهر؛ تیراندازی از پشتبام ساختمانهای عمومی
یک شاهد عینی از گرگان اعلام کرد نیروهای سرکوب در اعتراضهای ۱۹ دی از پشتبام بیمارستان پنج آذر به سوی مردم شلیک میکردند.
او گفت یک دختر ۱۵ ساله بهطور مستقیم هدف قرار گرفت و جان باخت.
اصفهان؛ احضار و فشار بر کسبه معترض
پیامهای دریافتی از مخاطبان ایراناینترنشنال حاکی است اطلاعات سپاه پاسداران در اصفهان، کسبهای را که به اعتصابها پیوستند احضار کرده و حسابهای بانکی برخی از آنها را مسدود کرده است.
همزمان گزارشهایی از شاهینشهر اصفهان نشان میدهد نیروهای مسلح در شبهای ۱۸ و ۱۹ دی، از پشتبام بازار خرازی، ساختمان آموزشوپرورش، شهرداری و ساختمان نگارستان، به سمت معترضان تیراندازی کردهاند.
ادامه این گزارش را در اینجا بخوانید

بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، علیرضا رحیمی، جوان ۲۶ ساله، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در فلکه سوم تهرانپارس با شلیک مستقیم گلوله جنگی به پشت سر کشته شد.
یک شاهد عینی، میگوید تیراندازی در این منطقه از پشتبامها صورت گرفته و علیرضا بعد از تیرخوردن، در آغوش عموی خود میافتد و ۴۵ دقیقه بعد از انتقال به بیمارستان، جان خود را از دست میدهد.
یک فرد نزدیک به خانواده این جاویدنام، از پرداخت پول به یکی از رانندههای آمبولانس در بهشت زهرا برای پیدا کردن پیکر او در میان انبوه چند هزار نفری پیکرهای داخل سولهها خبر میدهد. در نهایت پیکر بیجان علیرضا در یک آمبولانس در میان چند جانباخته دیگر شناسایی میشود. به دلیل متلاشی شدن بخش بزرگی از صورت این جوان بر اثر اصابت تیر جنگی، یکی از اعضای نزدیک خانواده تلاش میکند تا با باز کردن پلک او از طریق رنگ چشم، هویت او را تایید کند.
پیکر این جوان که یک برادر دوقلو به نام امیررضا دارد، بدون خواندن نماز و مراسم مذهبی و با پخش موسیقیهای مورد علاقه او به خاک سپرده شد.

آینده جمهوری اسلامی هنوز روشن نیست، اما اگر و زمانی که تغییر رخ دهد، بازگشت ایران به تجارت جهانی پیامدهایی گسترده و عمیق برای اقتصاد منطقه خواهد داشت.
سرکوب مرگبار اعتراضها شاید فعلا خیابانهای ایران را آرام کرده باشد، اما حکومت بیش از پیش شکننده به نظر میرسد؛ بدون داشتن پاسخی روشن برای بحران اقتصادی رو به گسترش که سطح زندگی و اعتماد عمومی را فرسوده کرده است.
فشارهای خارجی نیز پس از برخورد دهشتناک تهران با معترضان احتمالا تشدید خواهد شد. فشارهایی که مسیرهای درآمدی را محدودتر و فضای مانور اقتصادی دولت را کوچکتر میکند.
اگر این فشارها بدون راهحل باقی بمانند، به احتمال زیاد ناآرامیهای بیشتری ایجاد خواهند کرد و در نهایت به گذار سیاسیای منجر میشوند که بهدنبال عادیسازی روابط با جهان است.
ایرانی عادیشده که مانند دیگر اقتصادهای با درآمد متوسط رو به بالا بتواند تجارت کند، وام بگیرد، محمولهها را بیمه کند و سرمایه جذب کند، به احتمال زیاد از یک جهش اقتصادی قابل توجه برخوردار خواهد شد؛ بهویژه با توجه به اینکه بخش بزرگی از اقتصاد آن سالهاست پایینتر از ظرفیت واقعی خود فعالیت میکند.
مزیتهای ایران روشن است: بازار مصرف داخلی گسترده، پایه صنعتی نسبتا متنوع در مقایسه با منطقه، ظرفیت عمیق انرژی و پتروشیمی، و موقعیت جغرافیاییای که میتواند کشور را به چهارراهی طبیعی میان خلیج فارس، قفقاز، آسیای مرکزی و ترکیه تبدیل کند.
سریعترین دستاوردها از آزاد شدن صادرات انرژی تحت تحریمها و کاهش شدید هزینههای مبادله حاصل خواهد شد، اما در بلندمدت، دستاورد اصلی افزایش بهرهوری است.
دسترسی به زنجیرههای تامین جهانی و سرمایه در دسترس، در کنار نیروی کار، میتواند تولید را در همه بخشها بالا ببرد.
البته هیچکدام از اینها خودبهخود رخ نخواهد داد. تحقق این منافع به بازسازی اعتبار پایهای اقتصاد بستگی دارد: پول باثبات، مقررات قابل پیشبینی و نظام بانکی سالم.
ترکیه در کوتاهمدت روشنترین برنده چنین تغییری خواهد بود. نزدیکی جغرافیایی، ارتباطات جادهای و شبکههای توزیع تثبیتشده، به شرکتهای ترکیهای امکان میدهد سریع وارد عمل شوند؛ در حالی که خطوط هوایی و صنعت گردشگری نیز احتمالا از جهش سفرهای خروجی ایرانیان سود خواهند برد.
عراق از ایجاد کانالهای رسمی پرداخت و تجارت انرژی قابل پیشبینیتر منتفع میشود. امری که فشار بر دینار را کاهش داده و هزینههای مبادله را پایین میآورد.
سود پاکستان بیشتر در حوزه زیرساخت خواهد بود: اگر ریسک تحریمها برداشته شود، پیوندهای انرژی که سالها معطل ماندهاند، میتوانند از نظر تجاری توجیهپذیر شوند و محدودیتهای برق و هزینههای صنعتی را کاهش دهند.
امارات متحده عربی احتمالا بخشی از حاشیه سود بالای تجارت دور زدن تحریمها را از دست خواهد داد، اما در عوض به سکویی برای تامین مالی، ساختاردهی و در نهایت اجرای سرمایههایی تبدیل میشود که مقصدشان ایران است.
جمهوری آذربایجان در صورتی میتواند منتفع شود که ایران به پلی قابل اعتماد به سوی روسیه و اوراسیا در مسیر حملونقل، سوآپ و اتصال شبکههای انرژی تبدیل شود.
اسرائیل نیز ممکن است به یکی از برندگان تبدیل شود. عادی شدن ایران میتواند ریسک منطقهای را کاهش دهد و احتمالا هزینههای انرژی را پایین بیاورد؛ در حالی که شرکتهای اسرائیلی - بهویژه در حوزه فناوری، آب و راهکارهای کشاورزی مدرن- میتوانند برای ورود به بازاری بزرگ و دستنخورده رقابت کنند.
بازندگان اصلی، تولیدکنندگان و مراکزی خواهند بود که بیسروصدا از انزوای ایران سود بردهاند.
در بازار انرژی، بازگشت ایران بدون تحریم در مقیاس بزرگ، رقابت بر سر قیمت و سهم بازار را تشدید میکند و صادرکنندگان وابسته به نفت مانند عربستان سعودی و کویت را بیش از پیش در معرض نوسان درآمد و چالشهای بودجهای قرار میدهد.
در حوزه گاز، برتری قطر در قراردادهای الانجی آسیایی میتواند با فشار مواجه شود؛ چرا که بازگشت سرمایه و فناوری به بخش ایرانی میدان پارس جنوبی، در طول زمان بر قیمتها تاثیر میگذارد.
ادغام دوباره ایران در اقتصاد جهانی همچنین مدلهای کسبوکاری را به چالش میکشد که بر «مسیرهای اجباری و غیرمستقیم» بنا شدهاند. برای نمونه، کویت ممکن است دریابد که جاهطلبیهای پرهزینهاش برای تبدیل شدن به هاب تجاری، اگر مسیرهای ریلی و بندری ایران-عراق گزینههای ارزانتری ارائه دهند، جذابیت خود را از دست میدهد.
بهشکلی ظریفتر، برخی برندگان اولیه ممکن است در مرحله دوم با رقابت تازه روبهرو شوند؛ زمانی که ایران تولید و صادرات را در مقیاس بزرگ آغاز کند.
ترکیه ممکن است در ابتدا فروش بالایی به بازار ایران داشته باشد، اما در بلندمدت یک بخش تولیدی احیاشده در ایران میتواند کالاهای ترکیهای را در بازارهای اطراف کنار بزند.
برای پاکستان، انرژی ارزانتر ایران یک فرصت است، اما فعال شدن کامل بندر چابهار و کریدورهای ترانزیتی مبتنی بر ایران میتواند تجارت را از بندر گواتر منحرف کند؛ مگر آن که پاکستان زیرساختهای خود را با این مسیرها یکپارچه کند.
اگر ایران بهعنوان یک بازیگر اقتصادی عادی بازگردد، بحثهای منطقهای از ایدئولوژی به رقابت تغییر خواهند کرد و پرسش اصلی دیگر این نخواهد بود که چه کسی میتواند تهران را مهار کند، بلکه این خواهد بود که چه کسی میتواند با آن رقابت کند.
در چنین فضایی، مزیت احتمالا نصیب کشورهایی میشود که سریعتر خود را تطبیق دهند و از اتکا به حوزههای حفاظتشده و رانتهای آسان، بهسوی بهرهوری، فناوری و ادغام اقتصادی حرکت کنند.
ایرانِ بازگشودهشده صرفا یک بازیگر جدید به اقتصاد منطقه اضافه نخواهد کرد، بلکه ساختار بازار را بهطور بنیادین تغییر خواهد داد.
بر اساس یک نظرسنجی منتشرشده در حساب رسمی پارلمان اروپا در شبکه اجتماعی ایکس، موضوع «خشونت در ایران» با اختلافی چشمگیر در صدر دغدغههای مخاطبان قرار گرفته است.
در این نظرسنجی که تا عصر دوشنبه ۲۹ دیماه، ۲۵ هزار و ۲۹۴ رای در آن ثبت شده، ۹۸٫۳ درصد رایدهندگان گزینه «خشونت در ایران» را بهعنوان مهمترین موضوع انتخاب کردهاند.
در مقابل، «تمامیت ارضی گرینلند»، «دیپفیکهای غیرقانونی هوش مصنوعی» و «کمبود دارو» در رتبههای بعدی قرار گرفتهاند. این نظرسنجی همچنان ادامه دارد و مخاطبان میتوانند نظر خود را ثبت کنند.





