روایت مخاطبان از حکومت نظامی؛ ایستوبازرسیهای سپاه گوشیهای مردم را چک میکند
روایتهای متعدد شهروندان از شهرهای مختلف ایران حاکی از آن است که فضای حکومت نظامی و کنترل تردد و فعالیت روزمره شهروندان بعد از سرکوب و کشتار گسترده پنجشنبه و جمعه شدت گرفته است.
یک مخاطب از آلونی در شهرستان خانمیرزا اشاره کرد که ماموران سپاه و بسیج از روز ۲۲ دیماه ایستوبازرسی برقرار کرده و خودروها و شهروندان را تفتیش میکنند.
در بروجن نیز به گفته یک شهروند، نیروهای نظامی با ونهای بزرگ در خیابانها مستقر شده و گوشیهای تلفن همراه شهروندان را کنترل میکنند.
یک مخاطب از اصفهان گفت که نیروهای امنیتی در کوچهها تردد کرده و با رفتن به داخل مجتمعهای مسکونی ذخیره ویدیوهای دوربینهای مداربسته آنها را تخلیه کرده و با خود میبرند تا چهره معترضان را شناسایی کنند. به گفته یک شهروند دیگر در اصفهان از ساعت شش عصر به بعد فضای حکومت نظامی غالب است.
شهروندی از تربتجام نیز به فضای مشابه نظامی اشاره کرده و گفت: «فقط برای خرید اجازه خروج به مردم داده میشود.»
شهروندان از مشهد هم به چک شدن گوشیهای تلفن همراه خود توسط ماموران اشاره کرده و گفتند ایستوبازرسیهای مستقر شده خودروهای مردم را متوقف کرده و در گوشیهای آنها دنبال عکس و ویدیوی اعتراضات میگردند.
در ادامه افشای نام ورزشکاران کشتهشده به دست جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی ایرانیان، سازمان حقوق بشری ههنگاو خبر داده است که شامگاه ۱۸دی۱۴۰۴ میلاد (مهدی) لواسانی، مربی فوتبال پایه در ایران، در جریان اعتراضات نارمک با شلیک گلوله جنگی نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شده است.
یکی از نزدیکان میلاد لواسانی، درباره نحوه کشتهشدن او به ایران وایر گفته: «خانهاش پاسداران بود. اما به من گفت میرود دیدن خانوادهاش در نارمک و بعد با دوستانش میروند برای اعتراضات.»
به گفته این فرد میلاد لواسانی با دوستانش در محله دردشت قرار داشت: «کسی که با من تماس گرفت گفت که جمعیت غیرقابل کنترل بود. برای همین نیروهای امنیتی اول گاز اشکآور زدند. وقتی جمعیت متفرق شد، به صورت رگباری شلیک کردند. همه از هم جدا شده بودند و فقط صدای رگبار میآمد.»
او همچنین گفته که خانواده میلاد پس از تماسی با یکی از اقوامش، از اتفاقی که برای این مربی فوتبال افتاد، خبردار میشوند: «با تلفن همراه یکی از اقوامش تماس گرفتهاند و گفتهاند که شما فردی به نام مهدی لواسانی میشناسید؟ تیر خورده و اینجاست. خانوادهاش خودشان را به آن محل میرسانند. وقتی خانوادهاش رسیدند هنوز زنده بود. اما در مسیر بیمارستان و در ماشین فوت کرد.»
خانواده میلاد لواسانی از ترس مفقود شدن جسد فرزندشان، پیکر او را به لواسان میبرند. اما به آنها اجازه دفن در یکی از آرامگاههای لواسان داده نمیشود: «مجبور شدند پیکر را ببرند کهریزک.»
از روایت این فرد بر میآید که جمهوری اسلامی در نهایت پیکر را به گروگان گرفته است: «مامورها جنازه را گرفتند و گفتند برای هر گلوله ۴۰۰ میلیون تومان بدهید تا جنازه را تحویل بدهیم. میلاد (مهدی) یک گلوله خورده بود و با ۴۰۰ میلیون تومان جنازه را تحویل دادند. به خانواده و اطرافیان و دوستانش گفتهاند که حق ندارید پلاکارد بزنید، حق عزاداری ندارید، حق گرفتن هیچ مراسمی ندارید.»
این فرد به ایران وایر گفته که شنیده گلوله از پشت به این مربی فوتبال ایران شلیک شده و بخشی از قلب او را پاره کرده بود.
او همچنین گفته: «پدر و مادر مهدی لواسانی دچار حمله عصبی شدهاند و پدر قدرت راه رفتنش را از دست داده است. من شنیدهام همسرش به جنون رسیده. نه حرف میزند، نه گریه میکند، فقط مینشیند و دیوار را نگاه میکند.»
سیانان به نقل از یک منبع نظامی اروپایی و یک منبع امنیتی عراقی گزارش داد شبهنظامیان عراقی در هفتههای اخیر برای کمک به جمهوری اسلامی در سرکوب معترضان وارد ایران شدهاند. ایراناینترنشنال پیشتر گزارشی در همین زمینه منتشر کرد.
منبع عراقی شامگاه پنجشنبه ۲۵ دی به سیانان گفت پنج هزار شبهنظامی عراقی از طریق دو گذرگاه مرزی شیب در استان میسان و زرباطیه در استان واسط، به ایران رفتهاند.
ایراناینترنشنال پیشتر گزارش داد گروههای مسلح عراقی وابسته به تهران از ۱۳ دی روند جذب نیرو را برای کمک به جمهوری اسلامی در سرکوب معترضان آغاز کردهاند.
بر اساس این گزارش، تا ۱۷ دی حدود ۸۰۰ نفر از شبهنظامیان شیعه عراقی به ایران اعزام شدند که تقریبا همه آنها از اعضای کتائب حزبالله، حرکه النجباء، سیدالشهدا و بدر هستند.
اعزام این نیروها به ایران در پوشش «سفر زیارتی به مشهد» انجام شده، اما در عمل آنان در پایگاه خامنهای در اهواز گرد هم میآیند و سپس برای مشارکت در سرکوب خشونتآمیز اعتراضات، به مناطق مختلف ایران اعزام میشوند.
منبع اروپایی نیز در مصاحبه با سیانان تایید کرد ۸۰۰ نیروی شیعه از استانهای دیالی، میسان و بصره عراق، در پوشش سفرهای زیارتی، برای مشارکت در سرکوبها عازم ایران شدهاند.
سیانان: استفاده از شبهنظامیان خارجی نشانه شکنندگی جمهوری اسلامی است
سیانان در ادامه با استناد به یک «ارزیابی نظامی اروپایی»، روایتی مشابه ایراناینترنشنال ارائه کرد و گزارش داد عراقیهای اعزامشده به ایران از اعضای گروههای مسلح وابسته به جمهوری اسلامی از جمله کتائب حزبالله، حرکه حزبالله النجباء، کتائب سیدالشهدا و سازمان بدر، هستند که زیر نظر حشد الشعبی فعالیت میکنند.
بر اساس این سند، شبهنظامیان عراقی در سرکوب اعتراضات در «چند منطقه حساس» مانند همدان دست داشتهاند.
در این سند آمده است: «اتکا به شبهنظامیان خارجی در راستای یک راهبرد امنیتی روشن انجام گرفته: از میان بردن هرگونه امکان همدلی میان نیروهای سرکوب و معترضان.»
سیانان در همین رابطه نوشت: «بهکارگیری نیروهای غیرایرانی نشانهای دیگر از شکنندگی رژیم و اراده آن برای حفظ قدرت است؛ حتی با وجود هزینه انسانی سنگینی که اعتراضات تا این مرحله به همراه داشته است.»
پیشتر سازمان دیدهبان حقوق و آزادیهای عراق، اعلام کرد شبهنظامیان عراقی در سه هفته گذشته در چند مرحله برای کمک به جمهوری اسلامی در سرکوب انقلاب ملی به ایران رفتهاند.
۲۳ دی، انتفاض قنبر، سخنگوی سابق معاونت دفتر نخستوزیری عراق، نقش گروههای مسلح وابسته به حشد الشعبی در سرکوب اعتراضات ایران را تایید و آن را «جنایت علیه بشریت» توصیف کرد.
قنبر گفت: «بغداد حقوق شبهنظامیان شیعه را پرداخت میکند. بنابراین دولت عراق مسئول مستقیم جنایتها در ایران است.»
مخاطبان ایراناینترنشنال نیز با ارسال پیامهای متعددی حضور نیروهای خارجی را در کشتار و سرکوب تایید کردهاند.
جمهوری اسلامی مسئولیت پشتیبانی مالی و تسلیحاتی حشد الشعبی را بر عهده دارد و این گروهها را بخشی از «محور مقاومت» میداند.
«محور مقاومت» عنوانی است که مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی برای گروههای مسلح مورد حمایت تهران در منطقه، نظیر جهاد اسلامی، حزبالله، حشد الشعبی، حماس و حوثیهای یمن، استفاده میکنند.
درحالی که مطابق اطلاعات ایران اینترنشنال تعدادی فوتبالیست و مربی فوتبال بهدست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی ایرانیان کشته شدند، از ایران خبر میرسد که فدراسیون فوتبال در ادامه عادینمایی شرایط کشور، قصد دارد نیمفصل دوم لیگ برتر را در موعد اعلام شده برگزار کند.
امروز فولاد خوزستان میزبان چادرملو، و پیکان میزبان ذوب آهن است.
فدراسیون فوتبال، هفته گذشته هم برای برگزاری دو دیدار جام حذفی میان فولاد هرمزگان با استقلال در یزد و شمس آذر با تراکتور در قزوین برنامه ریزی کرده بود.
هرچند هر دو بازی، یک روز به تعویق افتاد، اما فقط خودداری دراگان اسکوچیچ، سرمربی تراکتور از سفر به قزوین به توصیه سفارت کرواسی منجر به لغو بازی این تیم شد، اما بازی فولاد هرمزگان-استقلال مطابق برنامه و البته بدون تماشاگر، برگزار شد.
جان برَسو، سناتور ارشد جمهوریخواه، در سخنرانی خود در سنا، جمهوری اسلامی را «بزرگترین حامی تروریسم در جهان» خواند و گفت که حکومت ایران اکنون همان ترور را علیه مردم خودش به کار گرفته است.
برسو پنجشنبه ۲۵ دی سخنرانی خود را اینگونه آغاز کرد: «امروز برمیخیزم و کنار مردم شجاع ایران میایستم.»
او افزود: «راهبرد رییسجمهور ترامپ در قبال حکومت ایران آنها را به نقطه فروپاشی رسانده است. سیاست فشار حداکثری درآمدهای رژیم را خفه و ضعفهای آن را آشکار کرده است.»
برسو پکن و مسکو را «متحدان و حامیان» جمهوری اسلامی خواند و گفت چون جمهوری اسلامی در کنار چین و روسیه از آزادی مردم ایران نفرت دارند و در عزم حکومت ایران برای تضعیف آمریکا شریکاند، اکنون آمریکا باید کنار مردم ایران بایستد.
در حالی که ایران همچنان در وضعیت قطع تقریباً کامل ارتباطات قرار دارد، سه نفر در شهرهای مختلف روایت کردهاند که به باور آنها، بزرگترین اعتراضات از سال ۱۳۵۷ تاکنون شکل گرفته است؛ اعتراضاتی که با سرکوبی چنان شدید پاسخ داده شد که خشم و اندوه عمیقی بر جا گذاشت.
این روایتها که در قالب پیامهای صوتی کوتاه و از طریق پیامرسانهای رمزگذاریشده بین ۲۳ تا ۲۵ دی ماه ردوبدل شده، از سوی دو نفر در تهران—یک روزنامهنگار و یک صاحب کسبوکار—و یک مهندس در اصفهان ارائه شده است.
هر سه نفر فعال سیاسیاند و طی سالهای گذشته در چندین موج اعتراضی حضور داشتهاند؛ امری که به آنان امکان مقایسه روشن با اعتراضات پیشین و یادآوری دقیق روند آنها را میدهد.
هر سه تاکید کردهاند برداشتهایشان تنها مبتنی بر مشاهدات شخصی نیست، بلکه حاصل گفتوگو با دوستان، بستگان، کارکنان و همکاران در شهرها و مناطق مختلف است.
به گفته هر سه، تجمعات شامگاه ۱۸ دی از هر موج اعتراضی دیگری که دیده یا شنیده بودند، بهمراتب گستردهتر بود. یکی از آنان جمعیت را در مقیاس ملی «میلیونی» توصیف کرد.
یک دیپلمات اروپایی با استناد به اطلاعاتی که با ایراناینترنشنال به اشتراک گذاشته شده، گفت برآوردها نشان میدهد دستکم یکونیم میلیون نفر پنجشنبه ۱۸ دی ماه در تهران به خیابانها آمدند.
به گفته او، جمعه ۱۹ دی تعداد کمتر بود، زیرا نیروهای امنیتی بهطور سنگین در خیابانها مستقر شدند و در بسیاری موارد همزمان با شروع تجمع مردم، تیراندازی آغاز شد و افراد بهطور گسترده کشته شدند.
با این حال، همان دیپلمات اروپایی معتقد است با وجود کشتار گسترده، هنوز تا نیممیلیون نفر جمعه در تهران حضور داشتند.
بهدلیل نبود حضور دیپلماتها در خارج از تهران—تمام سفارتخانهها در پایتختاند—آمار شهرهای دیگر روشن نیست. با این حال، برآوردهای اطلاعاتی حاکی است که دستکم پنج میلیون نفر در اعتراضات سراسری پنجشنبه و جمعه شرکت کردهاند.
آنچه به گفته سه شاهد، شب پنجشنبه را متمایز میکرد، زمانبندی آن بود.
اعتراضات بیش از یک هفته جریان داشت که شاهزاده رضا پهلوی، برای برگزاری تجمعات هماهنگ در ساعت ۸ شبِ ۱۸ و ۱۹ دی ماه فراخوان داد. آنان گفتند این فراخوان آغازگر ناآرامیها نبود، اما به آن تمرکز بخشید. به تعبیر یکی از آنها اقدامی که «اثری تقویت کننده و سازماندهنده» داشت.
کمتر کسی انتظار چنین جمعیتی را داشت. حتی نیروهای امنیتی که در شهرها حضور داشتند، در ابتدا برای این مقیاس از جمعیت آماده به نظر نمیرسیدند.
این وضعیت بهسرعت تغییر کرد.
تا غروب روز بعد، پس از سخنرانی صبح جمعه رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنهای، که اعتراضات را کار عوامل مورد حمایت خارجی معرفی کرد، فضا بهطور کامل دگرگون شد. نیروهای امنیتی از ساعات پیش از شب در نقاط مختلف مستقر شدند. خیابانهایی که شب قبل بهراحتی پر میشد، این بار مملو از نیروهای مسلح بود.
یکی از شاهدان، مهندس در اصفهان، درباره خشونتهای پس از آن گفت: «قتلعام بود»—قتلعامی بیسابقه در تاریخ معاصر ایران. شاهد دیگر، صاحب کسبوکار، افزود: «هر کسی که میبینید، کسی را میشناسد که کشته شده، زخمی شده یا ناپدید است.»
ایراناینترنشنال این هفته گزارش داد که دستکم ۱۲ هزار نفر در سرکوب کشته شدهاند؛ رقمی که در میانه قطع ارتباطات از دفتر ریاستجمهوری و شورای عالی امنیت ملی حکومت ایران به این شبکه درز کرده است—نشانهای از آنکه شمار کشتهها چنان بالا رفته که وجدان برخی درون ساختار را لرزانده و آنان را به افشای عدد واداشته است.
شاهدی که صاحب کسبوکار است گفت: «این همان سیستمی است که برای حفظ بشار اسد در قدرت، به کشتار صدها هزار نفر در سوریه کمک کرد. فکر میکنید برای بقای خودش حاضر است چند نفر را بکشد؟»
آنان گفتند سرکوب فراتر از خودِ تجمعات ادامه یافته است. به گفته آنها، در چندین محله نوعی منع رفتوآمد غیررسمی برقرار شده: بیرونبودن پس از تاریکی هوا کافی است تا با توقف، تفتیش یا بازداشت روبهرو شوید.
گمان میرود هزاران نفر بازداشت شده باشند. در روزهای منتهی به اعتراضات، بسیاری از ایرانیان در اینستاگرام دیگران را به شرکت در تجمعات پنجشنبه و جمعه دعوت کرده بودند. بسیاری از کسبوکارها—از جمله مغازهداران عادی—نیز ویدئوهایی منتشر کردند که اعلام میکردند برای پیوستن به اعتراضات پنجشنبه و جمعه تعطیل خواهند بود.
بسیاری از پزشکان نیز راهنماییهای ابتدایی برای کمک به مجروحان منتشر کردند یا از مردم خواستند در صورت نیاز به کمک پزشکی با آنان تماس بگیرند. اکنون که اینترنت قطع است، آن پستها همچنان وجود دارد و نیروهای امنیتی از آنها برای شناسایی و بازداشت منتشرکنندگان استفاده میکنند.
روزنامهنگاری که روایت خود را با ایراناینترنشنال درمیان گذاشته گفت: «این روند ادامه دارد. الان دارند درِ خانهها را میزنند؛ بهویژه خانه کسانی که درست قبل از ۱۸ دی، وقتی همه هیجانزده و بیمحابا بودند، استوری گذاشته بودند.»
حتی کسانی که در خانه مانده بودند نیز در امان نماندهاند.
به گفته مهندس در اصفهان، چند دانشجویی که میشناخت—و در اعتراضات شرکت نکرده بودند اما همدلی عمومی خود را آنلاین ابراز کرده بودند—احضار و متهم شدهاند.
شاهدان همچنین از فراوانی شعارها و سرودهایی در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی گفتند که پیش از ورود نیروهای امنیتی در خیابانها و میدانها طنینانداز بود.
برخلاف روایت حکومت، هر سه تاکید کردند کسانی که به خیابان آمدند «تروریست» نبودند، بلکه ایرانیان عادیِ بهستوهآمدهای بودند که برای گذران زندگی تقلا میکنند و بهدنبال راهی برای خروج از وضعیتی هستند که آن را وخامتِ برگشتناپذیر میدانند.
صاحب کسبوکار گفت: «اقتصاد نزدیک به یک دهه است که در سراشیبی پیش میرود. قبلتر بالا و پایین داشت. حالا فقط پایین میرود—و مردم باور دارند که بدتر هم میشود.»
مهندس گفت که در کارخانهاش بیشتر کارگران هر دو شب به اعتراضات پیوسته بودند. یکی بهشدت مجروح شد؛ دیگری هنوز ناپدید است. بسیاری از آنان، به گفته او، تنها یک سال پیش به رییسجمهوری اصلاحطلب، مسعود پزشکیان، رأی داده بودند.
او گفت: «این نشان میدهد حاضرند هر چیزی را امتحان کنند که فکر میکنند حتی اندکی زندگیشان را بهتر میکند.»
پیامهای بیرون از ایران نیز به افزایش مشارکت کمک کرد. رییسجمهوری آمریکا، دونالد ترامپ، از ایرانیان خواسته بود به خیابانها بیایند و گفت «کمک در راه است».
به گفته این سه نفر، این پیامها و دیگر نشانههای علنی حمایت بهسرعت در گفتوگوهای خصوصی و شبکههای خانوادگی داخل ایران پخش شد و مردم را با وجود خطر، به حضور در خیابان تشویق کرد.
آنچه پس از آن آمد—به گفته آنان—به همان اندازه که خودِ اعتراضات چشمگیر و ناگهانی بود، تکاندهنده بود: سکوت.
صاحب کسبوکار گفت: «این یک پاکسازی بوده؛ نه فقط از بدنها، بلکه از روحها. فعلاً ارادهای برای جنگیدن نمیبینم.» مهندس از فضایی آکنده از سوگ فراگیر گفت: «شهر بوی مرگ میدهد؛ انگار خاک مرده بر سراسر ایران پاشیده شده است.»
هیچیک از این سه نفر از مداخله نظامی خارجی حمایت نمیکند. با این حال، هر سه گفتند اکنون اکثریت کسانی که با آنها صحبت میکنند آشکارا آرزوی حمله آمریکا را دارند، زیرا راهحل داخلی پیشِ رو خود نمیبینند. روزنامهنگار گفت: «این قطعاً احساس غالب است.»
مهندس از حمایت تقریباً همگانی از این دیدگاه در میان کارگرانش گفت: «در هر معنایی از کلمه، غمانگیز است—یأسِ مطلق.»
در حال حاضر، زیر سایه فضای امنیتی شدید و قطع ارتباطات، پرسش این است که گام بعدی چیست. یکی از این سه نفر هشدار داد که شاید مخربترین پیامد، از دسترفتن حس عاملیت باشد—این احساس که اگر تغییری هم قرار است رخ دهد، باید از بیرون بیاید.
صاحب کسبوکار گفت: «تلاش ترامپ برای تغییر رژیم به همان اندازه محتمل است که معاملهکردنش. هیچکس نمیداند این کشتی به کجا میرود. فعلاً بیشتر مردم آنقدر دریازدهاند که حتی توان نگاهکردن به جلو را ندارند.»