به گفته دو مقام دولت آمریکا یکشنبه به پولیتیکو گفتند، قرار است «برخی گزینههای نظامی و بسیاری گزینههای غیرنظامی» در قبال ایران روز سهشنبه به اطلاع دونالد ترامپ برسد.
به گفته یکی از مقامات که نخواست نامش فاش شود، گزینههایی که به ترامپ ارائه میشود از حملات هدفمند در داخل ایران تا حملات تهاجمی سایبری را شامل میشود. او افزود دولت آمریکا میخواهد از گزینههایی که پیامد گستردهای برای غیرنظامیان ایجاد میکند، اجتناب کند.

قطع اینترنت بهدست جمهوری اسلامی یک استراتژی حسابشده برای کنترل ذهنیت عمومی و سرکوب اعتراضات است. این اقدام با هدف ایزوله کردن معترضان و مدیریت روایتهای سیاسی انجام میشود.
۱. شکستن «اثر گلولهبرفی» (Snowball Effect)
اثر گلولهبرفی در جنبشهای اجتماعی به این معناست که یک حرکت کوچک با پیوستن افراد بیشتر، به تدریج بزرگتر و قدرتمندتر میشود. در عصر دیجیتال، این پدیده مستقیما به «تایید اجتماعی» وابسته است.
کاهش آستانه ترس: تماشای ویدیوهای حضور مردم در خیابان، حس تنهایی را از بین میبرد و ترس را به شجاعت جمعی تبدیل میکند. وقتی ارتباط قطع میشود، فرد تصور میکند تنهاست و قدرت حرکت جمعی تحلیل میرود.
جلوگیری از هماهنگی: قطع اینترنت مانع از آن میشود که اعتراضات در نقاط مختلف شهر به هم پیوند بخورند. این کار حرکت را در سطح محلی نگه میدارد و از تبدیل شدن آن به یک بهمن سراسری جلوگیری میکند.
۲. گسستن زنجیره همدلی: پنهان کردن سوگواری و داغدیدگی
یکی از کلیدیترین اهداف خاموشی دیجیتال، جلوگیری از انتشار تصاویر سوگواری است. در فرهنگ ایران، خونِ بیگناه و عزاداری برای مظلوم، همواره موتور محرک تغییرات بزرگ بوده است.
انزوای غم: مقامات تلاش میکنند تا داغدیدگی خانوادهها در سکوت و انزوا باقی بماند. وقتی مردم تصویر مادری داغدار یا تشییع جنازهای غریبانه را نبینند، آن جرقه عاطفی که میتواند «خشم جمعی» ایجاد کند، کمتر شعلهور میشود.
جلوگیری از تکثیر درد: دیدن رنج هموطن باعث میشود کسانی که هنوز به اعتراضات نپیوستهاند، احساس تکلیف کنند. قطع اینترنت این پیوند عاطفی میان شهرها و محلهها را هدف قرار میدهد.
۳. انحصار روایت و میدانداری صدا و سیما
با قطع اینترنت جهانی، فضای اطلاعرسانی داخلی در اختیار رسانههای دولتی، بهویژه صدا و سیما، قرار میگیرد.
این انحصار به حکومت اجازه میدهد تا به روایتسازی یکطرفه بپردازد و در غیاب صدای شهروند-خبرنگاران، با وارونه جلوه دادن حقایق، تلاش کند تا افکار عمومی را مهندسی کند و به سرکوبها وجهه قانونی ببخشد.
۴. نقش رسانههای خارج از کشور و شکست انحصار خبری
رسانههای خارج از کشور نقشی حیاتی در درهمشکستن این حصار اطلاعاتی ایفا میکنند؛ آنها با دریافت و بازنشر صداها و ویدیوهای شهروند-خبرنگاران، به تریبونی برای صداهای خاموششده در زمان قطع اینترنت تبدیل میشوند و نقشی کلیدی خواهند داشت.
صدا و سیما در حالی سعی در انحصار روایت دارد که با بحران عمیق عدم اعتماد از سوی بخش بزرگی از جامعه روبهروست. در واقع، پیشینه این رسانه در وارونهنمایی واقعیتها باعث شده تا حتی در زمان خاموشی کامل اینترنت، مردم به جای پذیرش روایتهای رسمی، به دنبال روزنهای برای دسترسی به اخبار رسانههای مستقل و خارجی باشند.
این تقابل نشان میدهد که انحصار خبری در دنیای امروز دیگر با قطع اینترنت به دست نمیآید، چرا که رسانههای حکومتی و در راس آن صداوسیما نزد اکثریت مردم اعتباری ندارند و ضریب نفوذ رسانههای خارج از کشور که میکوشند واقعیتها را بازتاب دهند، عملا تلاشهای جمهوری اسلامی برای مهندسی افکار عمومی را با شکست مواجه خواهد کرد.

در حالی که عربستان سعودی با میزبانی از ستارگان بارسلونا و رئال مادرید، ثبات و رفاه خود را به رخ جهان میکشد، ایران تحت سلطه جمهوری اسلامی روزها تاریکی را سپری میکند.
امشب ورزشگاه «ملک عبدالله» در جده به کانون توجه دنیای فوتبال تبدیل شد. تقابل بارسلونا و رئال مادرید در فینال سوپرجام اسپانیا که با نتیجه ۳ بر ۲ شاگردان هانسی فلیک و قهرمانی آنها به پایان رسید، نه تنها یک رویداد ورزشی، بلکه نمادی از پیشرفت عربستان سعودی در مسیر «چشمانداز ۲۰۳۰» این کشور بود.
اما در فاصله کوتاهی از این جشن و شکوه، در آن سوی خلیج فارس، تصویری کاملاً متفاوت در جریان است: کشوری در خاموشی دیجیتال و خیابانهایی که بوی خون معترضان را میدهند.
عربستان سعودی با صرف هزینههای میلیاردی در بخش ورزش و سرگرمی، به دنبال ایجاد مدلی از ثبات مبتنی بر رفاه اقتصادی و اجتماعی است. برای جوانان سعودی، امشب شبی برای فریاد شادی بود؛ اما برای همتایان ایرانی آنها، شبی پر از دلهره، پر از بیم و امید نسبت به آیندهای پر ابهام.
در حالی که ریاض با میزبانی از الکلاسیکو، پیام «امنیت و پیشرفت» را به سرمایهگذاران و جهان مخابره میکند، تهران با قطع کامل اینترنت و کشتار جواناناش، چهره سرکوبگر خود را عیانتر به دنیا نشان میدهد.
الکلاسیکوی امشب نشان داد که چگونه ثروت نفتی میتواند در یک سو خلیج فارس صرف ساختن استادیومهای مدرن و جذب ستارهها و درنتیجه باعث شور و هیجان جوانان شود و در سوی دیگر، صرف تقویت ساختار سرکوب و فاسد نظامی که برای جوانانش ناامیدی و مرگ میآورد.
جده امشب زیر نور افکنها درخشید، اما تهران در سکوتی تحمیلی، یکی از سختترین دورانهای تاریخ معاصر خود را پشت سر گذاشت.
این مسابقه، بیش از آنکه یک رقابت ورزشی باشد، آینهای تمامنما از تفاوت میان «حکمرانی برای رفاه» و «حکمرانی برای بقا» بود.
هانا نویمان، نماینده آلمان و رییس هیات روابط با ایران در پارلمان اروپا، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، سرکوب معترضان در ایران را بهشدت محکوم کرد و نوشت رژیم ایران ابتدا معترضان را «تروریست» مینامد و سپس «برای مطالبه حقوقشان به صورتشان شلیک میکند».
او همچنین نوشت حکومت ایران همزمان با طرح ادعای «توطئههای خارجی»، برای سرکوب مخالفتها از «شبهنظامیان عراقی» کمک میگیرد.
این نماینده پارلمان اروپا در پایان تاکید کرد رژیمی که «تنها با کشتن درخشانترین و شجاعترین شهروندانش زنده میماند»، آیندهای نخواهد داشت.
قطع کامل اینترنت، تحویل برنامهریزیشده جنازه مردمان به جان آمده، مطالبه پول تیر و خانوادههای سرگردان، نشانه یک سرکوب معمولی نیست.
آنچه در ایران میگذرد، پروژهای آگاهانه برای کشتن، ترساندن و فروپاشاندن روان جمعی جامعه است؛ جنایتی که به نقطه بیبازگشت رسیده است.
آنچه در این روزها در ایران رخ میدهد، صرفا خشونت حکومتی نیست؛ ما با تغییر کارکرد مرگ در منطق قدرت مواجهایم. آنچه در فیلمهای منتشر شده از کهریزک میبنیم، مصداق بارز کشتار جمعیست، خشونت افسارگسیختهای از جنس تاریکترین نقاط تاریخ بشر، شبیه خونینترین جنگها، و سیاهترین جنایتهاست.
جنازهها در کیسههای سیاه، بر خاک، حاصل تصادف نیستند. این شکل نمایش مرگ، خود پیام است.

قدرتی که این جسدها را روی زمین میگذارد، نه فقط میکشد، بلکه معنا را ارادی تولید میکند: معنای بیارزشی جان شهروندان، تعلیق انسان حتی پس از مرگ، معنای اینکه بدن معترض دیگر متعلق به خانواده، جامعه یا آیینهای انسانی نیست، بلکه به دولت تعلق دارد تا به خیال خود، آنطور که میتواند تحقیرش کند.
اینجا باید به ترتیب وقایع توجه کرد، چون ترتیب، خودِ سیاست است. اول اینترنت قطع میشود. نه بهعنوان واکنش، بلکه بهعنوان پیششرط اعمال خشونت. قطع ارتباط، به معنای حذف شاهد است؛ حذف امکان همدلی جمعی و جهانی، دهنکجی به فشار خارجی. در این تاریکیِ عمدی، کشتن «کمهزینه» میشود.
سپس کشتار رخ میدهد.
و بعد، جنازهها نه پنهان، بلکه آشکارا و کنترلشده تحویل داده میشوند؛ گاه با تهدید، گاه با مطالبه پول تیر، گاه مشروط به سکوت. این مرحله تصادفی نیست. این ادامه همان منطق است: مرگ هم باید مدیریت شود.
ادامه این مطلب را اینجا بخوانید
فرهاد مجیدی، کاپیتان و سرمربی پیشین استقلال، در اعتراض به قطع کامل اینترنت از سوی جمهوری اسلامی برای سرکوب انقلاب ملی ایرانیان، با انتشار یک استوری در اینستاگرام، نوشت: «اینترنت ایران قطع شده اما صداها هنوز شنیده میشود.»
سرمربی تیم البطائح امارات همچنین ویدیویی از تختجمشید را با قطعه «نام جاوید وطن» با صدای دریا دادور منتشر کرد.







