• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

بازگشت جرد کوشنر به صحنه دیپلماسی خاورمیانه؛ سرمایه‌گذار یا میانجی؟

مرضیه حسینی
مرضیه حسینی

ایران‌اینترنشنال

۱ آبان ۱۴۰۴، ۲۱:۴۲ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۳:۳۴ (‎+۱ گرینویچ)

جرد کوشنر، داماد رئیس‌جمهوری آمریکا، دونالد ترامپ و مشاور ارشد او در دورهٔ نخست ریاست‌جمهوری، بار دیگر در مرکز تلاش‌های آمریکا برای مدیریت بحران خاورمیانه قرار گرفته است.

او که در دولت اول نقش مهمی در شکل‌گیری توافق‌های ابراهیم داشت، اکنون به‌عنوان یکی از چهره‌های اصلی مذاکره بر سر آتش‌بس غزه و گفت‌وگو میان اسرائیل و کشورهای عربی معرفی شده است.

دولت آمریکا می‌گوید حضور او نتیجه تجربه و روابطی است که طی سال‌های گذشته با رهبران منطقه ایجاد کرده؛ اما منتقدان معتقدند فعالیت‌های اقتصادی کوشنر در همان کشورها، پرسش‌هایی درباره تعارض منافع ایجاد کرده است.

قدرت در دست خانواده؟
بازگشت جرد کوشنر در شرایطی صورت گرفته که بحث درباره افزایش نقش خانواده ترامپ در سیاست خارجی آمریکا دوباره پررنگ شده است؛ موضوعی که در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ نیز در مرکز توجه رسانه‌ها بود. ایوانکا ترامپ، همسر کوشنر، در نشست‌های گروه ۲۰ حضور داشت، در مذاکرات تجاری با چین مشارکت می‌کرد و در ابتکارهای بین‌المللی نقش داشت — اموری که بسیاری از دیپلمات‌های حرفه‌ای آن را تخطی از سازوکارهای رسمی تصمیم‌گیری توصیف کرده بودند.

گذشته از آن، فعالیت‌های اقتصادی خانواده ترامپ در خارج از آمریکا نیز به نگرانی‌ها افزوده است. رسانه‌هایی مانند نیویورک‌تایمز و واشینگتن‌پست گزارش دادند که برخی پروژه‌های تجاری شرکت‌های وابسته به سازمان ترامپ در دبی، قطر و عربستان سعودی در سال‌های اخیر گسترش یافته و همین امر پرسش درباره تلاقی منافع سیاسی و اقتصادی را جدی‌تر کرده است. منتقدان می‌گویند وقتی سیاستمداران و نزدیکان آن‌ها در برخی کشورها دارای منافع اقتصادی هستند، تمایز میان تصمیم برای کشور و تصمیم برای سرمایه دشوار می‌شود.

حامیان دولت اما استدلال می‌کنند که شناخت شخصی کوشنر و ایوانکا از رهبران عرب، به دلیل سال‌ها تعامل، مزیتی بی‌بدیل در مذاکرات خاورمیانه است. آن‌ها می‌گویند دیپلماسی معمول، گاه در حلقه پیچیده‌ای از بوروکراسی گیر می‌کند؛ درحالی‌که دیپلماسی مبتنی بر روابط خانوادگی سریع، مستقیم و نتیجه‌محور است — به‌ویژه در منطقه‌ای که روابط شخصی نقش پررنگی دارد.

در کنار این دو رویکرد متفاوت، تحلیلگران یادآور می‌شوند که تمرکز قدرت در حلقه‌ای کوچک و خانوادگی می‌تواند اعتماد متحدان و حتی دستگاه‌های داخلی آمریکا را به تصمیمات سیاست خارجی کاهش دهد. برخی کشورها ممکن است توافق با کوشنر را وابسته به فرد بدانند نه وابسته به دولت؛ عاملی که می‌تواند پایداری و اجرای توافق‌ها را دشوارتر کند.

با وجود تمام انتقادها، گزارش‌ها نشان می‌دهد اگر فاز نخست مذاکرات جاری به نتیجه برسد، کوشنر همچنان مشاور غیررسمی اما نزدیک به ترامپ باقی می‌ماند — نقشی که در آن نفوذ سیاسی خانواده و منافع اقتصادی فعال در خلیج فارس هم‌زمان ادامه خواهد یافت. در نهایت، این‌که چنین مدل تمرکز قدرتی می‌تواند به صلح در منطقه کمک کند یا آن را پرهزینه‌تر سازد، پرسشی است که پاسخ آن در روند تحولات پیش‌رو مشخص خواهد شد.

نقش جدید در مذاکرات
مسئولان آمریکایی می‌گویند کوشنر نقشی غیررسمی اما مؤثر در پیشبرد مذاکرات صلح غزه داشته است. او همراه با استیو ویتکاف، فرستاده ویژه کاخ سفید، در تلاش است تا توافقی را که شامل آزادی گروگان‌ها و آتش‌بس مرحله‌ای در غزه است، نهایی کند.

ترامپ در جلسه‌ای در کاخ سفید گفته است که کوشنر «منطقه و بازیگران آن را به‌خوبی می‌شناسد» و همین امر دلیل اعتماد دوباره او به دامادش است. با این حال، دولت توضیح دقیقی دربارهٔ اختیارات رسمی کوشنر ارائه نکرده است.

کوشنر در دوره نخست ترامپ، از طراحان توافق ابراهیم بود؛ توافقی که به عادی‌سازی روابط اسرائیل با امارات و بحرین انجامید. طرفداران او می‌گویند این تجربه و روابط شخصی با رهبران عرب می‌تواند امروز نیز برای مصالحه در منطقه مؤثر باشد.

اما مخالفان توجه می‌دهند که همان روابط اکنون با سرمایه‌گذاری‌های بزرگ اقتصادی گره خورده است.

شرکت «افینیتی پارتنرز» (Affinity Partners)، به‌مدیریت کوشنر، میلیاردها دلار سرمایه از صندوق‌های ثروت ملی عربستان سعودی، قطر و امارات را جذب کرده است. رسانه‌های آمریکایی می‌گویند از جمله این سرمایه‌گذاری‌ها معامله‌ای بزرگ در صنعت فناوری و سرگرمی بوده است.

کاخ سفید نگرانی‌ها درباره تعارض منافع را رد کرده و گفته است حضور کوشنر «اقدامی داوطلبانه برای کمک به صلح» است. اما منتقدان معتقدند روابط اقتصادی و سیاسی او به‌قدری درهم‌تنیده‌اند که تفکیک آن‌ها دشوار است.

پرونده سخت‌تر از گذشته
اگرچه کوشنر در دوره پیش توانست برخی توافق‌ها را به نتیجه برساند، اما بحران امروز غزه پیچیدگی و حساسیت بیشتری دارد. شرایط فعلی چند عامل تعیین‌کننده دارد:
• موضع عربستان سعودی که پایان جنگ و تضمین مسیر تشکیل کشور فلسطینی را پیش‌شرط هر توافقی می‌داند
• چالش‌های امنیتی و سیاسی اسرائیل که مانع تصمیم‌گیری سریع شده است
• نقش ایران و گروه‌های همسو با آن که بر معادلات میدان تأثیر مستقیم دارد
• نگاه بدبینانه فلسطینی‌ها پس از سال‌ها محاصره و جنگ

به همین دلیل برخی تحلیلگران تردید دارند که مدل «معامله‌محور» کوشنر بتواند در این شرایط نتیجه‌بخش باشد.

کوشنر همچنین در حال بررسی طرح‌هایی برای بازسازی غزه در دوره پس از جنگ است. چند ماه پیش او همراه با تونی بلر، نخست‌وزیر پیشین بریتانیا، در کاخ سفید درباره این موضوع جلساتی داشت. حامیانش می‌گویند او توانسته توجه ترامپ را به نیازهای انسانی و اقتصادی غزه جلب کند؛ اما دستیابی به یک توافق سیاسی برای آغاز بازسازی همچنان در هاله‌ای از ابهام است.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

پنج غول بانکی آمریکا و بریتانیا به مشارکت ناخواسته در پول‌شویی برای تهران متهم شده‌اند
۱

پنج غول بانکی آمریکا و بریتانیا به مشارکت ناخواسته در پول‌شویی برای تهران متهم شده‌اند

۲

اسرائیل: به شبکه ترور برون‌مرزی جمهوری اسلامی ضربه کاری زدیم

۳
تحلیل

چگونه یک کشور بی‌ثبات به میانجی اصلی میان واشینگتن و تهران تبدیل شد؟

۴

آمریکا کشتی ایرانی را در دریای عمان توقیف کرد؛ قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا: تلافی می‌کنیم

۵

جمهوری اسلامی دو نفر را به اتهام عضویت در شبکه جاسوسی مرتبط با اسرائیل اعدام کرد

انتخاب سردبیر

  • پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

    پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

  • امیرعلی میرجعفری، از معترضان دی‌ماه، اعدام شد

    امیرعلی میرجعفری، از معترضان دی‌ماه، اعدام شد

  • اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ
    تحلیل

    اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ

  • احمد کاظمی پیش از کشته شدن در بندرعباس: هیچ چیز مهم‌تر از مردم نیست

    احمد کاظمی پیش از کشته شدن در بندرعباس: هیچ چیز مهم‌تر از مردم نیست

  • اسرائیل: به شبکه ترور برون‌مرزی جمهوری اسلامی ضربه کاری زدیم

    اسرائیل: به شبکه ترور برون‌مرزی جمهوری اسلامی ضربه کاری زدیم

  • جمهوری اسلامی دو نفر را به اتهام عضویت در شبکه جاسوسی مرتبط با اسرائیل اعدام کرد

    جمهوری اسلامی دو نفر را به اتهام عضویت در شبکه جاسوسی مرتبط با اسرائیل اعدام کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

مایک والتز: جمهوری اسلامی در مسیر ویرانی گام بر‌دارد با پیامد‌هایش مواجه خواهد شد

۱ آبان ۱۴۰۴، ۱۷:۴۷ (‎+۱ گرینویچ)

مایک والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد، به جمهوری اسلامی هشدار داد که تا زمانی که «در مسیر ویرانی گام برمی‌دارد با پیامد‌هایش مواجه خواهد شد.»

والتز پنج‌شنبه اول آبان در نشست شورای امنیت سازمان ملل متحد گفت: «جهان باید رژیم ایران را مجاب کند که از امیدهای واهی‌اش برای انقلاب، جاه‌طلبی‌هایش در قبال همسایگانش و دخالت در امورشان دست بردارد.»

او افزود که جامعه جهانی باید همچنان به جمهوری اسلامی فشار بیاورد «تا کار درست را برای مردمش و امنیت منطقه انجام دهد.»

این اظهارات در شرایطی مطرح شده است که با وجود بمباران تاسیسات اتمی جمهوری اسلامی از سوی آمریکا، رهبر جمهوری اسلامی بر اراده خود برای ادامه برنامه هسته‌ای ایران تاکید کرده است.

رهبر جمهوری اسلامی ۲۸ مهر اظهارات مداوم ترامپ درباره نابود شدن برنامه هسته‌ای حکومت ایران را «خیال» خواند.

خامنه‌ای تهدید کرد «اگر لازم باشد»، حکومت ایران بار دیگر از موشک‌های خود استفاده می‌کند.

  • کاخ سفید در واکنش به خامنه‌ای: ایران باید حق موجودیت اسرائیل را به رسمیت بشناسد

    کاخ سفید در واکنش به خامنه‌ای: ایران باید حق موجودیت اسرائیل را به رسمیت بشناسد

«فرصتی تاریخی» برای مقابله با جمهوری اسلامی

سفیر آمریکا در سازمان ملل همچنین گفت: «به‌واسطه اقدامات قاطع علیه نیروهای نیابتی‌ ایران شاهد فرصت‌های تاریخی در سراسر منطقه هستیم و برای همین آمریکا از تحریم‌های مکانیسم ماشه حمایت می‌کند.»

والتز با این حال افزود: «رژیم ایران برای منفعت مردم خودش و امنیت منطقه با حسن نیت وارد گفت‌وگوی مستقیم با آمریکا شود.»

تاکید آمریکا بر ضرورت گفت‌وگوی جمهوری اسلامی با آمریکا پس از آن صورت گرفته که اسماعیل بقایی،‌ سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، ۲۸ مهر گفت فعلا خبری از مذاکرات با آمریکا نیست.

  • بقایی: ایران و آمریکا در آستانه از سرگیری مذاکرات قرار ندارند

    بقایی: ایران و آمریکا در آستانه از سرگیری مذاکرات قرار ندارند

بقایی دوشنبه در نشستی خبری در پاسخ به این پرسش که آیا مصر میانجی اختلافات جمهوری اسلامی و آمریکاست، گفت تماس‌ها بین دو طرف با واسطه «کم و بیش» برقرار است، اما نمی‌توان چنین نتیجه‌گیری کرد که تهران در آستانه یک روند مذاکراتی با واشینگتن قرار دارد.

رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ۲۷ مهر اعلام کرد جمهوری اسلامی عمده ذخایر اورانیوم غنی‌شده خود را در تاسیسات هسته‌ای شناخته‌شده‌ای نگهداری می‌کند که بازرسان آژانس اجازه دسترسی به آن‌ها را ندارند.

جمهوری اسلامی تاکنون تلاش برای ساخت بمب اتمی را رد کرده است، اما گروسی بار دیگر هشدار داد نگرانی‌ها درباره‌ احتمال دستیابی حکومت ایران به چنین سلاحی «به‌طور کامل برطرف نشده است».

از بایدن تا مک‌کانل؛ بحران سن در رهبری سیاسی در آمریکا

۱ آبان ۱۴۰۴، ۱۷:۰۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
مرضیه حسینی

در آمریکا، شعار همیشگی سیاست‌مداران «تغییر» است، اما وقتی پای سن و سال به میان می‌آید، واقعیت چندان تغییر نکرده است.

واشینگتن امروز بیش از هر زمان دیگری به باشگاهی از کهنسالان شباهت دارد؛ مردان و زنانی که در دهه هشتم یا حتی نهم عمرشان هنوز در رأس یکی از جوان‌ترین ملت‌های دنیا تصمیم می‌گیرند.

پیرترین رهبران تاریخ آمریکا

سناتور میچ مک‌کانل، نماینده جمهوری‌خواه ایالت کنتاکی و رهبر پیشین جمهوری‌خواهان در سنا، هفته گذشته هنگام حرکت به‌سوی صحن سنا برای شرکت در یک رأی‌گیری، در زیرزمین ساختمان کنگره زمین خورد. این حادثه تازه‌ترین نشانه از وضعیت جسمی شکننده اوست؛ مک‌کانل ۸۳ سال دارد و به‌علت کهولت سن ضعف شدید شنوایی دارد و به همین دلیل با خبرنگاران صحبت نمی‌کند.

جو بایدن، رییس‌جمهوری قبلی، که در ۸۲ سالگی کاخ سفید را ترک کرد، پیرترین رییس‌جمهوری تاریخ ایالات متحده است.

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری ۷۹ ساله فعلی نیز فقط سه سال از بایدن جوان‌تر است. در واقع، در انتخابات اخیر امریکا هر دو گزینه اصلی از نسل کسانی‌ بودند که در دوران جنگ جهانی دوم متولد شده‌اند.

وقتی سیاستمداران جلو دوربین «یخ می‌زنند»

در سال‌های اخیر، چندین ویدیو از سیاستمداران سالخورده در کنگره خبرساز شده است.
میچ مک‌کانل، رهبر پیشین جمهوری‌خواهان در سنا، روی زمین افتاد و یا حتی پیش از ان در دو کنفرانس خبری پشت تریبون «خشک» شد و برای چندین ثانیه بدون هیچ واکنشی به نقطه‌ای خیره ماند. پزشکان بعدها گفتند این وضعیت می‌تواند ناشی از افت فشار یا سکته خفیف باشد.

جان لارسون، نماینده دموکرات ۷۷ساله از کانتیکت، در ماه فوریه امسال هنگام سخنرانی در صحن مجلس ناگهان سکوت کرد و پزشکان اعلام کردند دچار «واکنش دارویی» شده است.

داین فاینستاین، سناتور دموکرات از کالیفرنیا، که در ۹۰سالگی هنوز در سمت خود باقی مانده بود، گاه فراموش می‌کرد در جلسه رأی‌گیری حضور دارد و از همکارانش می‌پرسید: «الان باید بله بگویم یا نه؟»

این صحنه‌ها در شبکه‌های اجتماعی به نماد بحران پیری در سیاست آمریکا تبدیل شده‌اند.

وقتی پیرها برای جوان‌ها قانون می‌نویسند

در سنا، وضعیت حتی چشمگیرتر است: میانگین سن سناتورها ۶۵ سال است، و بیش از یک‌سوم اعضا بالای ۷۰ سال دارند. در مقایسه، میانگین سن مردم آمریکا حدود ۳۹ سال است؛ شکافی نسلی که در تاریخ این کشور بی‌سابقه است.

کاربران آمریکایی در شبکه اجتماعی ایکس گاهی با طنز تلخ می‌نویسند: «کسانی که هنوز بلد نیستند از گوشی هوشمند استفاده کنند، درباره هوش مصنوعی قانون تصویب می‌کنند.»

واقعیت این است که بسیاری از اعضای کنگره از فناوری‌های جدید، تغییرات اقلیمی و حتی ساختار شبکه‌های اجتماعی آگاهی اندکی دارند، اما در مورد آن‌ها تصمیم می‌گیرند.

میانگین سنی تصمیم‌گیرندگان در حوزه فناوری در سنا، ۶۴ سال است.

سیاست آمریکا: دولت مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها؟

در آمریکا، سیاستمداران پیر نه‌تنها بازنشسته نمی‌شوند، بلکه اغلب با قدرت بیشتری می‌مانند. دلیل آن ترکیبی است از شهرت، ثروت، نفوذ حزبی و ترس از خلاء قدرت.

برای مثال، نانسی پلوسی، رهبر پیشین مجلس نمایندگان، تا ۸۳سالگی در رأس حزب دموکرات بود. برنی سندرز، نامزد چپ‌گرای دموکرات‌ها، ۸۳ سال دارد و هنوز یکی از چهره‌های پرطرفدار میان جوانان است. چاک گراسلی، سناتور جمهوری‌خواه آیوا، ۹۱ ساله است و گفته قصد دارد در انتخابات آینده نیز شرکت کند.

در مقایسه، میانگین سن وزیران دولت فرانسه ۴۹ سال، و در بریتانیا ۵۰ سال است.

یک «پیرسالاری دموکراتیک»

تحلیلگران از این پدیده با عنوان gerontocracy یا «پیرسالاری» یاد می‌کنند؛ ساختاری که در آن تصمیم‌گیرندگان اصلی متعلق به نسل‌های بسیار مسن‌تر از اکثریت جامعه هستند.

در کشوری که کمتر از ۲۰ درصد مردم بالای ۶۵ سال دارند، اکثریت اعضای سنا در همین گروه سنی‌اند.

منتقدان می‌گویند این شکاف نسلی، تصمیم‌گیری درباره آینده را برای نسل‌های جوان دشوار می‌کند. به‌ویژه در موضوعاتی مانند بحران مسکن، بدهی دانشجویی و تغییرات اقلیمی، نسل جوان احساس می‌کند صدایش در واشینگتن شنیده نمی‌شود.

فکت‌های جالب از سن در قدرت آمریکا

میانگین سن روسای‌جمهوری آمریکا در زمان ورود به کاخ سفید از ۵۴ سال در قرن بیستم به ۷۲ سال در دهه اخیر رسیده است.

تا امروز، چهار رییس‌جمهوری بالای ۷۰ سال در آمریکا قدرت را در دست داشته‌اند و هر چهار نفر در دو دهه گذشته.

حدود ۴۰ درصد اعضای سنا متولد قبل از سال ۱۹۵۵ هستند؛ یعنی زمانی که تلویزیون هنوز سیاه‌وسفید بود.

سن متوسط اولین ورود به کنگره اکنون ۵۲ سال است، در حالی که در دهه ۱۹۷۰ این عدد فقط ۴۰ بود.

آمریکا با وجود انتخابات آزاد، رسانه‌های مستقل و نظام حزبی قدرتمند، هنوز نتوانسته چرخه‌ نوسازی سیاسی را فعال کند. نسل جدید در حاشیه است، و رأی‌دهندگان به‌دلیل عادت یا بی‌اعتمادی، چهره‌های قدیمی را برمی‌گزینند.

پرسش اصلی منتقدان امروز شاید این باشد: آیا زمان آن نرسیده است که قدرت، به نسل جدید سپرده شود — پیش از آنکه نسل قدیم، ناخواسته روی صحنه بیفتد؟

سلبریتی‌ها و فرهنگ مصونیت؛ وقتی محبوبیت جای عدالت می‌نشیند

۱ آبان ۱۴۰۴، ۱۳:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار

چرا در جامعه ایران وقتی اتهامی درباره خشونت جنسی یک چهره شناخته‌شده مطرح می‌شود، واکنش عمومی نه بر پایه عدالت، بلکه بر اساس محبوبیت، نفرت یا شایعات شکل می‌گیرد؟

انتشار خبر اتهام تجاوز جنسی علیه پژمان جمشیدی، چهره محبوب فوتبال و سینما، جامعه ایران را در شوک فرو برد. کاربران شبکه‌های اجتماعی در چند ساعت به قطب‌هایی متضاد تقسیم شدند: گروهی که از جمشیدی دفاع کردند، گروهی که برای قربانی حمایت خواستند و گروه کوچک‌تری که خواستار تحقیقات بی‌طرفانه شدند.

واکنش‌های کاربران، نشانه‌ بحرانی ریشه‌دارتر است: فرهنگ مصونیت سلبریتی‌ها، ضعف نظام پاسخ‌گویی اخلاقی و نقش رسانه‌های غیررسمی در شکل‌دهی افکار عمومی.

محبوبیت به‌مثابه سپر در برابر قضاوت

عمده هنرمندان سینما و تلویزیون و دیگر چهره‌های شناخته‌شده متاثر از تصویری که از خود در فضای عمومی می‌سازند، مادامی که درگیر حواشی سیاسی و جنجال‌های رسانه‌ای نشوند در ذهن مخاطبان تصویری مثبت و مورد احترام دارند.

همین تصویر باعث می‌شود بسیاری از مردم ناخودآگاه در برابر خبر اتهام یک چهره هنری محبوب، موضع دفاعی بگیرند: «محاله همچین کاری کنه، این همه سال هیچ‌کس ازش بد نگفته.»

این واکنش، فقط ناشی از علاقه نیست، بلکه ریشه در فرهنگ قهرمان‌سازی بی‌خطر دارد که جامعه ایران، در خلأ الگوهای اخلاقی قابل اعتماد برای خود می‌سازد.

  • از «علفزار» تا قزلحصار؛ بازداشت سوپراستار به اتهام «تجاوز و آدم‌ربایی»

    از «علفزار» تا قزلحصار؛ بازداشت سوپراستار به اتهام «تجاوز و آدم‌ربایی»

برای مثال، در دهه‌های اخیر چهره‌هایی مانند علی دایی یا برخی هنرمندان به‌دلیل موفقیت‌ها و برخی مواضعشان به‌عنوان قهرمان ملی دیده شده‌اند اما این قهرمان‌سازی گاهی مانع نقد رفتار می‌شود؛ چون در نظامی که چهره‌های سیاسی، مذهبی و حتی ورزشی یکی پس از دیگری بی‌اعتبار می‌شوند، مردم به چهره‌هایی پناه می‌برند که «بی‌حاشیه»‌اند.

محبوبیت این چهره‌ها، گاهی جای عدالت را می‌گیرد: مردم ترجیح می‌دهند باور نکنند تا تصویر ذهنی خود را از دست ندهند.

برخی نیز به اتهامات با دیده تردید می‌نگرند؛ نه فقط به‌دلیل محبوبیت متهم، بلکه به‌دلیل اتهامات نادرست گذشته (مانند پرونده‌های جنجالی در فضای مجازی که بعدا تکذیب شدند).

این بی‌اعتمادی، خود نتیجه نبود شفافیت نهادی و شایعات گسترده در پلتفرم‌هایی مانند اینستاگرام، تلگرام و دیگر شبکه‌های اجتماعی است.

مصونیت سلبریتی در برابر نقد

در نبود نهادهای مستقل و شفاف، سلبریتی‌ها در ایران از نوعی مصونیت غیررسمی برخوردارند.

رسانه‌های رسمی از پرداختن به پرونده‌های اخلاقی چهره‌ها خودداری می‌کنند تا متهم به «سیاه‌نمایی» یا «تخریب» نشوند. رسانه‌های دیگر نیز اغلب از ترس شکایت یا محدودیت، از طرح جزییات طفره می‌روند.

در نتیجه، میدان برای فضای مجازی باز می‌ماند؛ فضایی که در آن، نه استاندارد روزنامه‌نگاری رعایت می‌شود و نه حریم قربانی حفظ.

برای مثال، در پلتفرم‌هایی مانند تلگرام، اخبار غیر‌رسمی با سرعت منتشر می‌شوند و اغلب بدون بررسی صحت، به قضاوت‌های شتاب‌زده منجر می‌شوند.

در این میان، چهره‌های مرد مشهور بیش از دیگران از مصونیت بهره‌مند می‌شوند چون ترکیب جنسیت، شهرت و قدرت اقتصادی، آنان را در موقعیتی قرار می‌دهد که بتوانند کنترل روایت را در دست بگیرند.

در فرهنگی که هنوز قربانی خشونت جنسی را زیر سؤال می‌برد، دفاع از مرد محبوب ساده‌تر از باور خشونت اوست. همین امر باعث می‌شود بسیاری از زنان قربانی، حتی اگر حقیقت را بگویند، از ترس قضاوت عمومی سکوت کنند.

سلبریتی و رابطه‌ یک‌سویه‌ قدرت

محبوبیت در ایران اغلب همراه است با فاصله طبقاتی و قدرت اجتماعی. ستاره‌ سینما یا بازیکن فوتبال، در برابر طرفداران یا همکارانش نه فقط مشهور، بلکه صاحب نفوذ است: او می‌تواند مسیر شغلی دیگران را تغییر دهد، در رسانه‌ها اثر بگذارد و حتی افکار عمومی را علیه کسی شکل دهد.

این ساختار نابرابر، زمینه‌ساز سوءاستفاده است.

در بسیاری از کشورها مانند آمریکا، فارغ از جنبش MeToo#، قوانین دقیق‌تری درباره رضایت جنسی، روابط کاری و مرزهای حرفه‌ای وجود دارد که سوءاستفاده‌ها را کاهش داده یا قابل پیگیری کرده است اما در ایران، چنین ضوابطی مبهم یا عملا غایب‌اند.

از همین رو، روابط قدرت در محیط‌های فرهنگی و ورزشی می‌تواند به‌راحتی به خشونت ساختاری تبدیل شود؛ خشونتی که معمولا با عبارت‌هایی مانند «سوء تفاهم» یا «رابطه دوطرفه» پنهان می‌شود.

فقدان نظام حقوقی روشن در زمینه خشونت جنسی

ایران هنوز هیچ تعریف قانونی دقیقی از «رضایت جنسی» ندارد. تجاوز در قانون فقط به معنای رابطه‌ جنسی بدون رضایت با دخول تعبیر می‌شود و بسیاری از اشکال دیگر خشونت، از جمله آزار کلامی، لمس ناخواسته یا سوءاستفاده از موقعیت شغلی، اساسا جرم‌انگاری نشده‌اند.

برای مثال، در پرونده‌های مشابه، شکایت‌کنندگان اغلب با موانعی مانند فقدان شواهد ملموس یا طولانی بودن روند قضایی روبه‌رو می‌شوند.

در نتیجه شکایت از چهره‌ای قدرتمند نه‌ تنها دشوار بلکه خطرناک است؛ چون زنان ممکن است با اتهام «افترا» یا «تشویش اذهان عمومی» مواجه شوند.

رسانه‌ای کردن ماجرا هم می‌تواند جرم تلقی شود.

نبود نهادهای حمایت از قربانیان، فقدان آموزش عمومی درباره مرزهای رضایت و تبعیض سیستماتیک در روند دادرسی، باعث می‌شود که خشونت جنسی در ایران نه دیده شود و نه پیگیری.

در پرونده‌هایی مانند آن‌چه امروز مطرح شده، مساله فقط اثبات یک جرم نیست، بلکه نبود مسیر عادلانه برای شنیده شدن صدای هر دو طرف است.

برخی خواستار تحقیقات بی‌طرفانه‌اند اما در نظام قضایی‌ای که اعتماد عمومی از آن سلب شده، مردم یا قربانی را دروغ‌گو می‌دانند یا متهم را پیشاپیش محکوم می‌کنند.

در هر دو حالت، این عدالت است که قربانی می‌شود.

فرهنگ مردسالار و سکوت ساختاری

فرهنگ عمومی به این بی‌عدالتی دامن می‌زند.

در گفتمان مردسالار مسلط، موفقیت و شهرت مردان با «حق دسترسی بیشتر» به بدن و زندگی زنان گره خورده است.

رسانه‌ها با عادی‌سازی این رفتارها، از شوخی‌های جنسیتی تا کلیشه‌های عاشقانه، تصویری از مرد قدرتمند می‌سازند که تسلطش بر زنان نشانه‌ جذابیت اوست.

در چنین فرهنگی، خشونت جنسی اغلب نه به‌ عنوان تجاوز، بلکه به‌ عنوان «خطای انسانی» دیده می‌شود.

در مقابل، رفتار زن با معیارهای اخلاقی سخت‌گیرانه سنجیده می‌شود.

بی‌اعتمادی نهادی و قضاوت توده‌ای

فروپاشی اعتماد به نهادهای رسمی باعث شده که افکار عمومی، نقش قاضی را برعهده بگیرد.

در شبکه‌های اجتماعی، هزاران نفر در عرض چند ساعت رای صادر می‌کنند؛ یا متهم را «شیطان» می‌نامند، یا قربانی را «دروغ‌گو».

این پدیده، نتیجه‌ مستقیم فقدان نهادهای مستقل رسانه‌ای و قضایی است.

برای مثال، در پرونده‌های مشابه گذشته، مانند اتهامات علیه برخی چهره‌های سینمایی، شایعات در تلگرام و اینستاگرام بدون تایید صحت، به سرعت قضاوت عمومی را شکل داده‌اند.

وقتی عدالت رسمی وجود ندارد، عدالت خیابانی جای آن را می‌گیرد اما عدالت خیابانی نه قابل اثبات است و نه پایدار.

در نهایت، جامعه وارد چرخه‌ای از شایعه و بی‌اعتمادی می‌شود که در آن هیچ‌کس مسئول نیست و هیچ حقیقتی روشن نمی‌شود.

  • روایت‌گری زنان ایرانی از آزار جنسی: از تجربه‌های شخصی تا تغییرات جمعی

    روایت‌گری زنان ایرانی از آزار جنسی: از تجربه‌های شخصی تا تغییرات جمعی

شکاف میان جامعه و حاکمیت در تعریف اخلاق

در سطح کلان‌تر، این پرونده آیینه‌ شکاف میان اخلاق رسمی و اخلاق اجتماعی است.

حاکمیت ایران دهه‌هاست که بر کنترل ظواهر - از پوشش زنان تا سانسور هنری - تمرکز کرده اما در عمل، نظام اخلاقی از درون تهی شده است.

وقتی فساد و ریا در ساختار قدرت نهادینه می‌شود، جامعه هم در واکنش، مرزهای اخلاقی را از دست می‌دهد.

در چنین شرایطی، پرونده‌های خشونت جنسی دیگر فقط مرتبط به رفتار فردی نیستند بلکه از «فرسودگی وجدان جمعی» سخن می‌گویند.

برادوست: طرح تقسیم غزه گامی موقت برای مدیریت امنیتی پس از جنگ است

۱ آبان ۱۴۰۴، ۱۰:۴۸ (‎+۱ گرینویچ)

شکریا برادوست، پژوهشگر امنیت بین‌الملل و سیاست خارجی در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال گفت طرح تقسیم غزه به دو منطقه تحت کنترل اسرائیل و حماس، هم یک اقدام موقت امنیتی است و هم می‌تواند مقدمه‌ای برای تغییر در ساختار سیاسی غزه پس از جنگ باشد.

برادوست در توضیح ابعاد این طرح گفت: «برای هر پیشرفت اقتصادی یا بازسازی، امنیت شرط اصلی است. بدون امنیت، هیچ توسعه اقتصادی در غزه یا خاورمیانه ممکن نخواهد بود.»

او افزود در حال حاضر حدود پنجاه و سه درصد از نوار غزه در کنترل اسرائیل است و بازسازی در این مناطق طبق تفاهم امنیتی و توافق صلح دولت ترامپ انجام می‌شود.

برادوست گفت: «در مرحله دوم، این طرح می‌تواند تغییرات سیاسی خارج از کنترل حماس را به دنبال داشته باشد و فشار بر این گروه را افزایش دهد.»

ایالات متحده دومین قایق مظنون به قاچاق مواد مخدر را در شرق اقیانوس آرام هدف قرار داد

۱ آبان ۱۴۰۴، ۰۴:۴۳ (‎+۱ گرینویچ)

وزیر جنگ ایالات متحده اعلام کرد که ارتش این کشور به یک قایق دیگر مظنون به قاچاق مواد مخدر در شرق اقیانوش آرام حمله کرده و «سه تروریست مواد مخدر» را کشته است.این دومین حمله ایالات متحده علیه یک قایق مظنون به قاچاق مواد مخدر در اقیانوس آرام در فاصله یک روز محسوب می‌شود.

پیت هگست گفت که این قایق توسط یک سازمان تروریستی مشخص اداره می‌شد و سرنشینان آن در «قاچاق مواد مخدر» دست داشتند. به نوشته سایت هیل، مشخص نیست که او به کدام سازمان تروریستی اشاره کرده است.

به گفته هگست، این حمله که چهارشنبه ۳۰ مهر در آب‌های بین‌المللی انجام گرفت و هیچ یک از نیروهای نظامی ایالات متحده در این عملیات آسیب ندیدند.

او در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:‌ «این حملات روز به‌روز ادامه خواهد یافت»‌ و تاکید کرد:‌ «اینها صرفاً قاچاقچیان مواد مخدر نیستند، تروریست‌های مواد مخدر هستند که مرگ و ویرانی را به شهرهای ما می‌آورند.»

  • آمریکا هشتمین قایق حامل مواد مخدر را در سواحل آمریکای جنوبی هدف قرار داد

    آمریکا هشتمین قایق حامل مواد مخدر را در سواحل آمریکای جنوبی هدف قرار داد

هگست آنها را «القاعده» نیمکره غربی نامید و اضافه کرد که نمی‌توانند از عدالت فرار کنند.

او نوشت: «ما آنها را پیدا خواهیم کرد و خواهیم کشت، تا زمانی که تهدید برای مردم آمریکا از بین برود.»

هگست ویدیویی ۲۶ ثانیه‌ای از این حمله را منتشر کرد که نشان می‌دهد قایق پس از حمله آتش گرفته است.

این دومین حمله علیه یک قایق مظنون به قاچاق مواد مخدر در اقیانوس آرام است.

هگست پیش از این نیز گفته بود که ارتش ایالات متحده دو «تروریست مواد مخدر» را هدف قرار داده و کشته است. آن حمله اواخر سه‌شنبه و در آب‌های بین‌المللی انجام شد.

طبق گفته دولت دونالد ترامپ، از زمان آغاز حملات علیه قایق‌های مظنون به قاچاق مواد مخدر در اوایل سپتامبر، ارتش ایالات متحده حداقل ۳۷ نفر را کشته است.

ارتش ایالات متحده با حمله اخیر در شرق اقیانوش آرام، در مجموع، ۹ حمله انجام داده است. این حملات همزمان با افزایش فشارهای ترامپ علیه حکومت نیکولاس مادورو در ونزوئلا انجام گرفته‌اند. او مادورو را یک رهبر «نامشروع» می‌داند.

در همین ارتباط، دولت ترامپ حضور نظامی ایالات متحده را در نزدیکی ونزوئلا تقویت کرده است. همچنین کشتی‌های جنگی و تفنگداران دریایی همراه با نیروهای عملیات ویژه، به عنوان بخشی از تلاش برای مهار هجوم مواد مخدر به ایالات متحده، مستقر شده‌اند.

نشریه هیل اشاره کرد که در اوایل ماه جاری میلادی، ترامپ به سازمان سی‌آی‌ای اجازه داد تا در ونزوئلا عملیات انجام دهد و احتمال حمله زمینی به ونزوئلا را مطرح کرد.

ترامپ چهارشنبه ۳۰ مهر مورد حملات به کارتل‌های مواد مخدر به خبرنگاران گفت: «وقتی از طریق زمینی به حمله کنیم، به شدت به آنها ضربه خواهیم زد. آنها هنوز چنین چیزی را تجربه نکرده‌اند، اما اکنون کاملاً آماده انجام این کار هستیم.»

او افزود: «ممکن است دولتش برای مجوز حمله به کارتل‌های قاچاق مواد مخدر که مواد را از راه خشکی قاچاق می‌کنند، به کنگره مراجعه کند.»

دولت ترامپ پیش‌تر در گزارشی به کنگره اعلام کرده است که ایالات متحده اکنون در یک «درگیری مسلحانه غیر‌ بین‌المللی» با کارتل‌های مواد مخدر قرار دارد.

واشینگتن استدلال می‌کند قاچاقچیان با انتقال مواد مخدر به آمریکا موجب مرگ ده‌ها هزار آمریکایی در سال می‌شوند و این اقدام را می‌توان «حمله مسلحانه» تلقی کرد.

این اقدامات در راستای تحقق یکی از وعده‌های انتخاباتی ترامپ صورت می‌گیرد؛ او در آن زمان بر مقابله با کارتل‌ها و جلوگیری از ورود مواد مخدر به ایالات متحده تاکید کرده بود.