حازم قاسم، سخنگوی حماس، گفت این گروه در حال پیگیری تعهدات خود برای بازگرداندن پیکرهای گروگانهای کشته شده است؛ اظهاراتی که بهطور ضمنی اتهامهای اسرائیل درباره نقض توافق از سوی حماس را تایید میکند.
به گزارش رسانههای وابسته به حماس، این سخنان پس از آن مطرح شد که این گروه پیکری را به اسرائیل تحویل داد که ظاهرا متعلق به یکی از گروگانها نبود.
حماس همچنان پیکر ۲۱ گروگان را در نوار غزه در اختیار دارد.
قاسم افزود: «اسرائیل با کشتار غیرنظامیان در شجاعیه و رفح، مرتکب نقض جدی توافق شد و از میانجیها میخواهیم اسرائیل را وادار کنند به تعهداتش پایبند بماند.»

در رخداد دوباره مرگ دانشآموزان در مدارس طی سال تحصیلی جدید، زهرا گلمکانی، دانشآموز ۱۰ ساله در مشهد، بهدلیل آنچه «ایست قلبی» عنوان شده است، جان باخت.
رسانههای ایران چهارشنبه ۲۳ مهر گزارش دادند زهرا، دانشآموز پایه چهارم دبستان دخترانه شیخ صدوق منطقه تبادکان مشهد، دوشنبه ۲۱ مهر سر کلاس «ناگهان دچار عارضه قلبی شد».
محمد رهنما، مدیرکل روابط عمومی آموزش و پرورش استان خراسان رضوی، به نقل از معلم کلاس گفت بعد از اینکه زنگ تفریح به صدا در آمد و بچهها در حال خروج از کلاس بودند، این دانشآموز تعادل خود را از دست داده و روی زمین افتاده است.
بهدنبال این ماجرا، معلم بالای سر دانشآموز رفته و بلافاصله با اورژانس تماس گرفته است.
به گفته رهنما، امدادگران اورژانس عملیات احیا را انجام دادهاند و حال دانشآموز کمی بهتر شده: «یعنی زمانی که او را به بیمارستان منتقل کردند علائم حیاتی داشت ولی بعد از نیم ساعت، بنا به تشخیص پزشکان بر اثر ایست قلبی جان خود را از دست داد.»
او درباره احتمال اعمال خشونت یا بروز استرس در کلاس درس بهعنوان عامل ایست قلبی، گفت: «به هیچ وجه نه تنبیه بدنی بوده نه استرس. بهزودی اطلاعات دقیقتر درباره این دانشآموز اعلام میشود.»
مرگهای دیگر
در روزهای گذشته مرگ دو دانشآموز در شهرهای زنجان و آمل خبرساز شد.
پیشتر و در دهم مهر، سایت دیدهبان ایران گزارش داده بود نیما نجفی، دانشآموز ۱۴ساله روستای سهرین زنجان به خاطر تنبیه، مجبور شده بوده دو بار دور حیاط مدرسه بدود و هنگامی که قصد داشته در صف بایستد، حالش بد شده و روی زمین افتاده است.
عموی او گفت نیما نسبت به همسن و سالهای خود اضافه وزن داشت و همین موضوع منجر به ایست قلبی شد.
علیرضا منادی، رییس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، اعلام کرد مرگ این دانشآموز بهدلیل تنبیه بدنی بوده است.
رسانههای ایران ۱۵ مهر نیز گزارشهایی از مرگ مبهم نوجوانی ۱۵ ساله به نام طاها نجاتی در آمل دادند و احتمال خودکشی این دانشآموز پایه نهم را در پی درگیری با مسئولان مدرسه مطرح کردند.
بعد از منتشر شدن این خبرها، مرتضی عسگری، رییس آموزش و پرورش شهرستان آمل، خبرها درباره علت مرگ طاها را «شایعات فضای مجازی» و «بیاساس» خواند و گفت در مدرسه هیچگونه درگیری یا تنشی میان او و عوامل اجرایی وجود نداشته است.
فریدون کلبادینژاد، مدیرکل آموزش و پرورش استان مازندران هم گفت مرگ این دانشآموز در مدرسه اتفاق نیفتاده است: «طاها خارج از مدرسه با همکلاسیهایش درگیر شده بود.»
شکستن بینی و پارگی پرده گوش دانشآموز بر اثر تنبیه مدیر مدرسه
با گذشت حدود سه هفته از آغاز سال تحصیلی جدید در ایران، خبرها حاکی از اعمال فشارهای جسمی و روانی به دانشآموزان است.
خبرگزاری تسنیم ۲۱ مهر گزارش داد در یکی از مدارس استان قزوین، برخورد خشونتآمیز مدیر مدرسه با دو دانشآموز پایه هشتم، به پاره شدن پرده گوش و شکستگی بینی یکی از آنان منجر شد.
بر اساس این گزارش، مدیر مدرسه پس از مشاهده شوخی دو دانشآموز با یکی از ناظمان، آنها را به اتاقی بدون دوربین برده و مورد ضربوشتم قرار داده است.
به گفته پدر این دانشآموز ۱۳ ساله، کف اتاق از خون فرزندش پوشیده شده بوده و مدیر با خانواده یا اورژانس تماس نگرفته است. همچنین مدیر مدرسه که قبلا خود را رزمیکار معرفی کرده بوده، بعد از تنبیه بدنی گفته است: «کتک زدم و دیهاش را میدهم.»
او بعدتر منکر اصل ماجرا شده است.
حسنعلی اصغری، مدیرکل آموزش و پرورش استان قزوین و علیرضا عباسی، مدیر روابط عمومی این ادارهکل، در مصاحبههایی جداگانه، تنبیه بدنی را رد کردند و در عین حال گفتند اگر هم چنین اتفاقی رخ داده بهدلیل «رفتار ناهنجار، تحریککننده و حرکت بسیار زشت دانشآموز» بوده است.
در روزهای گذشته اعلام شده بود خانواده این دانشآموز از نحوه برخورد مسئولان آموزش و پرورش در جلسات رسیدگی و اظهارنظرهای توجیهآمیز برخی مقامات، ابراز نارضایتی کردهاند.
تنبیه بدنی دانشآموزان در مدارس ایران موضوعی با سابقه طولانی است و در سالهای گذشته گزارشهای بسیاری در این زمینه منتشر شده است.

ماموستا مسعود نظری، روحانی اهل سنت و از مخالفان جمهوری اسلامی، در مقابل منزلش در استانبول ترکیه هدف حمله مسلحانه افراد ناشناس قرار گرفت و کشته شد.
وبسایت حالوش، چهارشنبه ۲۳ مهرماه با اعلام این خبر گزارش داد چندین گلوله به این فعال سیاسی کُرد اهل شهرستان جوانرود استان کرمانشاه شلیک شد و مهاجمان پس از تیراندازی، بلافاصله از محل متواری شدند.
طبق این گزارش، ماموستا نظری ۱۰ سال قبل و در پی فعالیتهای مذهبی و سیاسی و مخالفت با جمهوری اسلامی، از ایران خارج شد و در ترکیه اقامت داشت.
حالوش به نقل از خانواده و نزدیکان این فرد نوشت که او بارها از سوی نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی تهدید شده و «رد پای دستگاههای امنیتی جمهوری اسلامی در این حادثه آشکار است».
بر پایه این گزارش، نهادهای امنیتی ترکیه در حال بررسی جزییات این رخداد هستند اما تاکنون هیچ گروه یا فردی مسئولیت این ترور را برعهده نگرفته است.
وبسایت خبری هبرلر ترکیه (haberler)، ۲۳ مهرماه در گزارشی در خصوص ترور نظری نوشت که او در حمله مسلحانهای مقابل منزلش در منطقه آرناووتکوی استانبول بهشدت زخمی شد و با آمبولانس به بیمارستان منتقل شد اما ساعاتی بعد بر اثر شدت جراحات جان باخت.
بر اساس این گزارش، این رخداد حدود ساعت ۸:۳۰ شامگاه سهشنبه ۲۲ مهرماه در خیابان صالح، محله اسلامبِیِ منطقه آرناووتکوی رخ داد و فرد مهاجم ناشناس هنگام بازگشت نظری به خانه به سوی او شلیک کرد و پس از تیراندازی، بهصورت پیاده از محل متواری شد.
این سایت خبری به نقل از منابع ترکیهای نوشت تیمهای بررسی صحنه جرم پس از ایمنسازی منطقه، تحقیقات خود را آغاز کردند و پلیس در حال پیگیری برای شناسایی و دستگیری مهاجم فراری است.
جمهوری اسلامی از زمان روی کار آمدن خود، از نیروهای امنیتی، تبهکاران و گروههای جنایتکار سازمانیافته برای قتل مخالفان حکومت در خارج از کشور استفاده کرده است.
کشتهشدن مسعود مولوی، مدیر کانال تلگرامی «جعبه سیاه»، سعید کریمیان، مدیر وقت شبکه تلویزیونی جم و ربوده شدن حبیب اسیود و جمشید شارمهد که اسیود در ایران اعدام شد و شارمهد در زندان جان باخت، موارد دیگری از ربایش یا تحویل مخالفان جمهوری اسلامی به تهران هستند.
در نهایت تصمیم هستههای ترور جمهوری اسلامی برای انجام عملیات علیه شهروندان اسرائیل در ترکیه، باعث شد نهادهای امنیتی این کشور و اسرائیل، با آنها برخورد کنند.
بنیاد حقوق بشری عبدالرحمن برومند در گزارشی تحقیقی که دیماه ۱۴۰۳ منتشر شد، به بررسی ۴۵ سال خشونت حکومتی جمهوری اسلامی در داخل و خارج از کشور پرداخت و اعلام کرد ۸۶۲ مورد اعدام فراقضایی و ۱۲۴ مورد تهدید به مرگ، تلاش برای آدمربایی یا ترور را مستند کرده است.
بنیاد برومند در این گزارش که با عنوان «ایران: خشونت دولتی بدون مرز» منتشر شد، نوشت اقدامات جمهوری اسلامی، از جمله ارتکاب قتل و آدمربایی، در کشورهایی مانند آلمان، آمریکا، بریتانیا، پاکستان، ترکیه، عراق، فرانسه و کانادا انجام شده است.

یک مرد در سیدنی پس از آنکه متهم شد صدها هزار دلار به حسابهایی در بانکهای ایرانی منتقل کرده است که در فهرست تحریمهای دولت استرالیا قرار دارند، تحت پیگرد قانونی قرار گرفت.
به گزارش پلیس فدرال استرالیا، این مرد ۳۴ ساله اهل منطقه اوبورن در غرب سیدنی، مالک یک کسبوکار قانونی انتقال پول بوده که به ساکنان استرالیا امکان میداده است برای خانواده و دوستانشان در خارج از کشور پول بفرستند.
با این حال به گفته پلیس، در طول ۱۲ ماه مبلغ ۶۴۹ هزار و ۳۰۸ دلار از طریق ۵۴۳ تراکنش بینالمللی به بانکهایی در ایران منتقل شده است که در فهرست تحریمهای دولت استرالیا قرار دارند.
قرار است این مرد چهارشنبه ۲۳ مهر در دادگاه حاضر شود تا به اتهام «اقدام برخلاف قوانین تحریم» پاسخ دهد.
در صورت محکومیت، ممکن است تا ۱۰ سال زندان یا جریمهای معادل سه برابر مبلغ تراکنشهای غیرقانونی یعنی حدود دو میلیون دلار برای او در نظر گرفته شود.
پیتر فوگارتی، رییس دایره تحقیقات پلیس فدرال، از شرکتهای رسمی انتقال پول خواست نسبت به قوانین تحریمهای استرالیا هوشیار باشند.
او هشدار داد: «اگر قوانین تحریمهای استرالیا را نقض کنید، پلیس فدرال آماده است فعالیتهای مجرمانه شما را مختل کند.»
ماموران پلیس پس از دریافت گزارشهایی از دفتر تحریمهای استرالیا و نهاد نظارتی «آستراک» که مسئول مقابله با پولشویی و تامین مالی تروریسم است، در ماه ژوئیه (اواسط تیر) خانه و محل کسبوکار این مرد را با حکم قضایی بازرسی کردند.
در پی این تحقیقات، مجوز فعالیت شرکت او برای یک سال تعلیق شد.
دفتر تحریمهای استرالیا در ماه سپتامبر (اواسط شهریور) چندین نامه هشدار به شرکتهای انتقال پول در سراسر این کشور ارسال کرد و نسبت به نگرانیهای اخیر درباره فعالیتهای مالی آنها هشدار داد.
در تحولات مرتبط با ایران در استرالیا، اوایل شهریور، پس از آنکه سرویسهای اطلاعاتی استرالیا اعلام کردند سپاه پاسداران هدایت دو حمله برای آتشافروزی در یک رستوران در سیدنی و کنیسهای در ملبورن را با انگیزههای یهودستیزانه بر عهده داشته است، احمد صادقی، سفیر جمهوری اسلامی در کانبرا، اخراج شد.
تصمیم کانبرا برای اخراج این دیپلمات جمهوری اسلامی نخستین مورد از این دست از زمان جنگ جهانی دوم به شمار میرود.
آنتونی آلبانیزی، نخستوزیر استرالیا، اعلام کرد در حال آمادهسازی مقدمات برای قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی است.

شبکه کان اسرائیل گزارش داد دولت این کشور تصمیم گرفته است گذرگاه رفح میان غزه و مصر را باز کند و اجازه انتقال کمکهای بشردوستانه به غزه را بدهد.
این تصمیم پس از بازگرداندن پیکر چهار گروگان اتخاذ شد.
بر اساس این گزارش، اسرائیل اجرای اقدامات برنامهریزیشده علیه حماس را که شامل بهنصف رساندن تعداد کامیونهای حامل کمکهای انسانی ورودی به غزه میشد، لغو کرده است.

در ماه های اخیر، خیابانهای چند قاره شاهد حضور نسل تازهای از معترضان بوده است؛ از ماداگاسکار و مراکش گرفته تا نپال، پرو و فیلیپین، موجی از اعتراضهای مردمی شکل گرفته که بیشتر شرکت کنندگان آن را نوجوانان و جوانان متولد سه دهه اخیر تشکیل میدهند.
اعضای این نسل که در فضای مجازی به «Gen Z» یا همان «نسل زد» معروفند، با استفاده از تلفنهای همراه و شبکههای اجتماعی، خشم و نارضایتی خود را از فساد، فقر، بیکاری و نابرابری به خیابانها کشاندهاند.
این جنبشها، هرچند در کشورها و قارههای مختلف روی دادهاند، اما در شعارها و خواستهها شباهت زیادی به هم دارند: عدالت، شفافیت و آیندهای بهتر برای جوانان.
در برخی کشورها، اعتراضها به خشونت کشیده شده و دهها نفر جان باختهاند؛ در بعضی دیگر، دولتها زیر فشار مردم منحل شده یا نخستوزیران استعفا کردهاند.
موجی که بسیاری آن را نشانهای از آغاز فصل تازهای در سیاست جهانی میدانند؛ فصلی که در آن نسل دیجیتال، با صدایی بلندتر از همیشه، در برابر قدرت سنتی ایستاده است.
در مراکش، هزاران نفر از جوانان به خیابانها آمدند تا علیه شرایط اقتصادی و کمبود خدمات آموزشی و درمانی اعتراض کنند. این تظاهرات به درگیری با پلیس انجامید و دهها نفر زخمی شدند. معترضان خواستار استعفای نخستوزیر «عزیز اخنوش» شدند. طبق آمار رسمی، بیش از یکسوم جوانان زیر ۲۵ سال در این کشور بیکارند.
در ماداگاسکار، قطعیهای پیاپی برق و بحران آب زندگی مردم را مختل کرده بود. خشم عمومی به اعتراضهای گستردهای انجامید که به کشته شدن دستکم ۲۲ نفر منجر شد. در پی این ناآرامیها، آندری راژولینا، رییسجمهوری ماداگاسکار، دولت خود را منحل کرد.
در نپال، موج اعتراضها علیه فساد و محدودیت اینترنت سراسر کشور را دربر گرفت. نخستوزیر «شارما اولی» پس از گسترش ناآرامیها استعفا کرد. بیش از ۷۰ نفر در درگیریها کشته شدند.
معترضان نمادی از انیمه ژاپنی «وان پیس» را بر دروازه کاخ دولتی آویختند؛ جمجمهای با کلاه زرد، که به نشانه مقاومت نسل جوان تبدیل شد.
در پایتخت پرو، لیما، جوانان همراه با رانندگان تاکسی و اتوبوس علیه فساد و بیکاری تجمع کردند. دولت قانونی تصویب کرده بود که بخشی از درآمد جوانان به صندوق بازنشستگی خصوصی واریز شود؛ تصمیمی که اعتراض گسترده برانگیخت.
در فیلیپین، افشای اختلاس میلیارد دلاری در پروژههای مقابله با سیل خشم عمومی را شعلهور کرد. دهها هزار نفر در سراسر کشور به خیابان آمدند و بیش از ۲۰۰ نفر بازداشت شدند. تصاویری از زندگی تجملی فرزندان مقامات دولتی در شبکههای اجتماعی منتشر شد و به نماد شکاف طبقاتی و خشم جوانان تبدیل شد.
در تمام این کشورها، نقش شبکههای اجتماعی بسیار پررنگ است. جوانان از این فضا برای اطلاعرسانی، هماهنگی و انتشار ویدئوهای اعتراضات استفاده میکنند. در مقابل، بسیاری از دولتها اینترنت را قطع یا کاربران را بازداشت کردهاند، اما همین اقدامها اغلب نتیجه معکوس داشته و خشم مردم را بیشتر کرده است.
تا کنون صدها نفر در این اعتراضها زخمی یا بازداشت شدهاند و دستکم دو دولت سقوط کرده است.
اما پیام روشن است: نسل تازهای در حال شکلگیری است که سکوت نمیکند.





