• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

دفاع از کشور، یا جنگ برای ماندن؟ چرا جمهوری اسلامی از تداومِ وضعیتِ جنگی خوشحال است؟

کامبیز حسینی
کامبیز حسینی

ایران‌اینترنشنال

۱۹ تیر ۱۴۰۴، ۰۱:۲۰ (‎+۱ گرینویچ)

جمهوری اسلامی از جنگ برای دفاع از کشور استفاده نمی‌کند، بلکه از آن سوءاستفاده می‌کند تا از خود دفاع کند؛ تا جامعه را خفه کند، و بماند. برای این بقا، نیازمند تداوم یک «وضعیت اضطراری دائمی» است.

ایران این روزها نه درگیر جنگی واقعی، بلکه گرفتار وضعیتی متوهم و مصنوعی از جنگ است؛ وضعیتی که حکومت در آن نه‌تنها پاسخ‌گو نیست، بلکه مدام در حال طرح پرسش‌های جعلی و تهدیدهای موهوم است.

باز هم یک «برههٔ حساس کنونی» دیگر
این روزها نه هوا آرام است، نه فضا مطمئن. هر حکومت نرمالی، پس از بحران، می‌کوشد ابتدا امنیت و سپس آرامش را به جامعه بازگرداند. جمهوری اسلامی اما مسیر معکوس را در پیش گرفته است. بعد از آتش‌بس، نه‌تنها شرایط عادی نشد، بلکه فشار در تمامی حوزه‌ها افزایش یافت: اینترنت به‌شدت کند و محدود شد، کیفیت هوا در بسیاری از شهرها بحرانی است، و قیمت اقلام ضروری با جهشی بی‌سابقه بالا رفته است. با این حال، مقامات هیچ برنامه‌ای برای بهبود اوضاع ارائه نداده‌اند. در عوض، حکومت با اتکا به «وضعیت جنگی»، فشارهای امنیتی را تشدید کرده و با گسترش ایست‌وبازرسی‌های شهری، حریم خصوصی شهروندان را به‌طور بی‌سابقه‌ای نقض می‌کند. در جمهوری اسلامی، بحران مدیریت نمی‌شود؛ به فرصتی برای سرکوب، کنترل و انحصار تبدیل می‌شود.

سرکوب در سایهٔ وضعیت اضطراری دائمی
بر اساس گزارش‌ها، بیش از ۷۰۰ نفر فقط در پنج استان کشور بازداشت شده‌اند. اتهام غالب چیست؟ «جاسوسی». در وضعیت کنونی، اتهام جاسوسی به‌نوعی جایگزین تمامی جرائم شده است: از نقد ساده و مطالبهٔ حقوق اولیه گرفته تا حتی مهاجر بودن. اکنون مجلس جمهوری اسلامی پیش‌نویس قانونی را تصویب کرده که بر اساس آن، اتهام جاسوسی می‌تواند بدون دادگاه، بدون وکیل، و بدون حق دفاع، منجر به صدور حکم اعدام شود. حتی میان خود نیروهای حکومتی نیز اختلاف افتاده که کدام نهاد باید حکم اعدام را امضا کند—نشانه‌ای روشن از فروریزی نظم حقوقی کشور و تسلیم نهادهای رسمی در برابر ماشین سرکوب.

فروپاشی اقتصادی، توجیه امنیتی
اقتصاد کشور در وضعیت بحرانی است. قیمت کالاهای اساسی، از گوشت و لبنیات تا برنج ایرانی، افزایش بی‌سابقه‌ای داشته است. فروشگاه‌ها با کمبود شدید مواجه‌اند. پاسخ حکومت به این بحران فقط یک جمله است: «وضعیت جنگی است!» این جمله، همه‌چیز را توجیه می‌کند: از کاهش پهنای باند اینترنت، نبود نظارت بر بازار، کمبود دارو، و بی‌نظمی اداری گرفته تا سرکوب سیاسی. وضعیت جنگی به پوششی برای پنهان‌کاری، ناکارآمدی، و بی‌کفایتی ساختاری بدل شده است.

شباهت‌ها به مدل کره شمالی
صداوسیمای جمهوری اسلامی بدل به صحنه‌ای از مانورهای نظامی، اعتراف‌های اجباری و تبلیغ «وحدت ملی» شده است؛ وحدتی که تنها بر پایهٔ ترس و سکوت ممکن است. برخی رسانه‌های بین‌المللی هشدار داده‌اند که جمهوری اسلامی در حال حرکت به‌سوی الگویی شبیه به مدل حکمرانی کره شمالی است: پاک‌سازی‌های داخلی، حذف مخالفان، بی‌اعتمادی به درون و بیرون، و حکومتی که بر ویرانه‌های مشروعیت ایستاده، فقط با مشت آهنین.

پرسشی برای امروز
ما در «برنامه با کامبیز حسینی» این پرسش را با شما در میان گذاشتیم: جمهوری اسلامی از تداوم وضعیت جنگی چگونه بهره‌ می‌برد؟ سیامک آرام، مهمان اصلی برنامه بود و مخاطبان از سراسر جهان به این پرسش پاسخ دادند.

«برنامه»، که می‌کوشد صدای مردم ایران را بی‌واسطه به گوش همدیگر برساند، دوشنبه تا جمعه، ساعت ۱۱ شب به وقت تهران، به‌صورت زنده از تلویزیون ایران اینترنشنال پخش می‌شود.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

پنج غول بانکی آمریکا و بریتانیا به مشارکت ناخواسته در پول‌شویی برای تهران متهم شده‌اند
۱

پنج غول بانکی آمریکا و بریتانیا به مشارکت ناخواسته در پول‌شویی برای تهران متهم شده‌اند

۲

اسرائیل: به شبکه ترور برون‌مرزی جمهوری اسلامی ضربه کاری زدیم

۳
تحلیل

چگونه یک کشور بی‌ثبات به میانجی اصلی میان واشینگتن و تهران تبدیل شد؟

۴

جمهوری اسلامی دو نفر را به اتهام عضویت در شبکه جاسوسی مرتبط با اسرائیل اعدام کرد

۵

آمریکا کشتی ایرانی را در دریای عمان توقیف کرد؛ قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا: تلافی می‌کنیم

انتخاب سردبیر

  • پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

    پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

  • امیرعلی میرجعفری، از معترضان دی‌ماه، اعدام شد

    امیرعلی میرجعفری، از معترضان دی‌ماه، اعدام شد

  • اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ
    تحلیل

    اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ

  • احمد کاظمی پیش از کشته شدن در بندرعباس: هیچ چیز مهم‌تر از مردم نیست

    احمد کاظمی پیش از کشته شدن در بندرعباس: هیچ چیز مهم‌تر از مردم نیست

  • اسرائیل: به شبکه ترور برون‌مرزی جمهوری اسلامی ضربه کاری زدیم

    اسرائیل: به شبکه ترور برون‌مرزی جمهوری اسلامی ضربه کاری زدیم

  • جمهوری اسلامی دو نفر را به اتهام عضویت در شبکه جاسوسی مرتبط با اسرائیل اعدام کرد

    جمهوری اسلامی دو نفر را به اتهام عضویت در شبکه جاسوسی مرتبط با اسرائیل اعدام کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

لبنان با تضعیف جمهوری اسلامی و حزب‌الله فرصت خروج از درگیری‌ را پیدا می‌کند

۱۸ تیر ۱۴۰۴، ۲۱:۴۵ (‎+۱ گرینویچ)

به‌دنبال جنگ ۱۲ روزه‌ای که با حملات هوایی اسرائیل آغاز شد و با مشارکت محدود آمریکا همراه بود، جمهوری اسلامی در موقعیتی آسیب‌پذیرتر از هر زمان دیگری قرار گرفته است؛ وضعیتی که به‌گفته تحلیلگران، پیامدهای عمیقی برای آینده لبنان، یکی از کانون‌های سنتی نفوذ منطقه‌ای تهران، خواهد داشت.

با تضعیف ساختارهای حمایتی حکومت ایران، توان این کشور برای هدایت و تامین مالی حزب‌الله کاهش یافته؛ حزبی که سال‌ها به‌عنوان بازوی نظامی و سیاسی تهران در لبنان عمل می‌کرد. در این میان، ایالات متحده نیز به‌تازگی پیش‌نویس توافقی را روی میز گذاشته که در صورت پذیرش آن، نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان عقب‌نشینی کرده و در مقابل، حزب‌الله خلع سلاح کامل شود؛ طرحی که به‌نظر می‌رسد حمایت تلویحی دولت لبنان را نیز با خود دارد.

فرصتی نادر برای لبنان در بازتعریف نقش سیاسی

به‌باور پژوهشگران لبنانی، این تحول منطقه‌ای می‌تواند فرصتی تاریخی برای دولت لبنان باشد تا سیاست بی‌طرفی را پیش گیرد و از درگیری‌های نیابتی در منطقه، که طی دهه‌ها اقتصاد و امنیت این کشور را فلج کرده‌اند، فاصله بگیرد.

ریشه‌های وضعیت کنونی لبنان به دهه‌های گذشته بازمی‌گردد؛ زمانی‌که انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ با سرنگونی شاه و تاسیس جمهوری اسلامی، الهام‌بخش بخش‌هایی از جامعه شیعه لبنان شد. در شرایطی که سیستم سیاسی لبنان بر پایه تقسیم قدرت فرقه‌ای طراحی شده بود و عملا قدرت در اختیار مارونی‌ها و اهل سنت بود، مناطق شیعه‌نشین جنوب و دره بقاع از توسعه و سرمایه‌گذاری دولتی بی‌نصیب ماندند.

  • دبیرکل حزب‌الله: در برابر تهدیدات اسرائیل خلع سلاح را نمی‌پذیریم

    دبیرکل حزب‌الله: در برابر تهدیدات اسرائیل خلع سلاح را نمی‌پذیریم

از سوی دیگر، سیاست‌های اسرائیل نیز به‌ویژه با اخراج بیش از ۷۵۰ هزار فلسطینی در جریان «نکبت» در سال ۱۹۴۸، به‌طور مستقیم بر جنوب لبنان و بافت جمعیتی آن اثر گذاشت. بسیاری از این آوارگان در جنوب لبنان و دره بقاع اسکان یافتند و این مناطق به کانون مقاومت علیه اسرائیل تبدیل شدند. حملات و اشغال‌های مکرر اسرائیل، از جمله در سال‌های ۱۹۷۸ و ۱۹۸۲، منجر به کشتار هزاران غیرنظامی لبنانی و فلسطینی و ایجاد خلأ قدرت شد.

در چنین فضای خشم‌آلود و رادیکال‌شده‌ای، حزب‌الله در سال ۱۹۸۵ با حمایت معنوی و مالی حکومت ایران تشکیل شد و به‌سرعت به نیرویی نظامی و سیاسی تبدیل شد که در دهه‌های بعد، نقش تعیین‌کننده‌ای در سیاست داخلی لبنان و تحولات منطقه ایفا کرد.

حزب‌الله؛ دولت در دل دولت

با پشتیبانی مالی بی‌وقفه جمهوری اسلامی، حزب‌الله به بازیگری فراملی تبدیل شد که در جنگ داخلی سوریه به سود بشار اسد مداخله کرد، از گروه‌های شبه‌نظامی وابسته به ایران در عراق حمایت کرد و در داخل لبنان، به‌ویژه از سال ۲۰۰۵ به این‌سو، متهم به مشارکت یا دست‌داشتن در رشته‌ای از ترورها شد که هدف آن‌ها، روزنامه‌نگاران، دانشگاهیان و سیاستمدارانی بود که از این گروه انتقاد کرده بودند.

در عمل، حزب‌الله با بهره‌گیری از قدرت نظامی و نفوذ سیاسی خود، بسیاری از تصمیم‌های کلیدی پارلمان لبنان را وتو کرد و سه دوره خلأ طولانی‌مدت ریاست‌جمهوری در لبنان رقم خورد. این وضعیت تا سال ۲۰۲۴ ادامه یافت.

شکست‌های نظامی و بحران مالی حزب‌الله

با این حال، جنگ اخیر با اسرائیل توازن را برهم زده است. حزب‌الله در جنگ اکتبر ۲۰۲۴ متحمل خسارت‌های چشمگیری شد؛ صدها تن از فرماندهان و نیروهای آن کشته یا زخمی شدند، تجهیزات راهبردی از بین رفت، و محبوبیت اجتماعی آن در میان لبنانی‌ها کاهش یافت.

انتخاب ژوزف عون، فرمانده پیشین ارتش لبنان، به ریاست‌جمهوری نیز در حالی صورت گرفت که حزب‌الله در ضعیف‌ترین وضعیت سیاسی و نظامی خود در دو دهه گذشته قرار دارد.

هم‌زمان، جریان‌های سیاسی مخالف حزب‌الله که پیش‌تر به‌دلیل فضای سرکوب محتاطانه عمل می‌کردند، اکنون با صراحت بیشتری خواستار «بی‌طرفی کامل لبنان» در معادلات منطقه‌ای هستند. برخی از نمایندگان حتی خواهان «عادی‌سازی روابط با اسرائیل» شده‌اند؛ مواضعی که تا چند سال پیش، با واکنش شدید حزب‌الله مواجه و معادل خیانت تلقی می‌شد.

بحران مالی و بن‌بست ایدئولوژیک

به‌گفته منابع محلی، حزب‌الله اکنون توانایی پرداخت حقوق نیروهایش را ندارد و حتی در بازسازی منازل و زیرساخت‌های تخریب‌شده در جنوب لبنان ناتوان مانده است. تهران نیز، با بحران‌های داخلی و فشار تحریم‌ها، توان سابق را برای پشتیبانی از متحد خود ندارد.

با این حال، درگیری‌های پراکنده با اسرائیل، نظیر حملات روزانه به جنوب لبنان، به حزب‌الله امکان می‌دهد تا همچنان خود را «مدافع خاک لبنان» معرفی کرده و از خلع سلاح سر باز زند.

  • رویترز: حزب‌الله در حال بررسی کاهش توان تسلیحاتی خود است

    رویترز: حزب‌الله در حال بررسی کاهش توان تسلیحاتی خود است

تغییر معادلات در سوریه

در کنار تحولات داخلی لبنان، وضعیت سوریه نیز نقش مهمی در تضعیف حزب‌الله ایفا کرده است. با سقوط حکومت بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴، دسترسی زمینی حزب‌الله به عراق و ایران به‌شدت محدود شده و دولت جدید سوریه نه‌تنها از حمایت ایدئولوژی شیعه‌محور تهران سرباز می‌زند، بلکه به‌دنبال تقویت جامعه سنی در سوریه است.

در رویکردی تازه، دمشق حتی با اسرائیل وارد گفت‌وگو شده است؛ تحولی بی‌سابقه که می‌تواند پیامدهای ژئوپلیتیکی جدی برای لبنان داشته باشد.

نقش کلیدی ایالات متحده در آینده لبنان

در این میان، ایالات متحده نقش فعالی در مهندسی توافق سیاسی جدید ایفا کرده است. آمریکا از دولت لبنان خواسته تا حزب‌الله را خلع سلاح کند. توماس باراک، فرستاده ویژه آمریکا برای سوریه، در اظهاراتی گفته است که «از پاسخ لبنان به این خواسته بسیار راضی» است، هرچند هنوز تحول عملی روشنی در این زمینه رخ نداده است.

  • اکونومیست: حزب‌الله این بار به کمک جمهوری اسلامی نمی‌آید

    اکونومیست: حزب‌الله این بار به کمک جمهوری اسلامی نمی‌آید

آینده‌ای نامعلوم اما امیدوارکننده

لبنان اکنون در برهه‌ای تاریخی قرار گرفته است؛ جایی میان فشارهای خارجی برای خروج از مدار نفوذ ایران و خواست داخلی برای بی‌طرفی و صلح. با این‌حال، تحقق این چشم‌انداز، به شرایط گسترده‌تری بستگی دارد: پایان جنگ در غزه، کاهش نفوذ ایران در منطقه، و مهار دائمی استفاده تهران از حزب‌الله به‌عنوان نیروی نیابتی.

اگرچه مسیر پیش رو پیچیده و طولانی است، اما برای نخستین‌بار در سال‌های اخیر، لبنان امکان آن را یافته است که نقشی مستقل در منطقه تعریف کند و از دهه‌ها جنگ نیابتی و فرقه‌گرایی فاصله بگیرد.

منبع: خبرگزاری رویترز

«مرگ بر آمریکا»؛ میراث جمهوری اسلامی علیه زندگی

۱۸ تیر ۱۴۰۴، ۰۴:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
کامبیز حسینی

صبحی در تهران. خیابانی شلوغ. دختربچه‌ای با کیف مدرسه از کنار دیواری می‌گذرد که با اسپری روی آن نوشته‌اند: «مرگ بر آمریکا». نه از سیاست چیزی می‌داند، نه تصویری از آمریکا در ذهن دارد. فقط چند پرسش بی‌پیرایه در ذهنش شکل می‌گیرد: چرا مرگ؟ مرگ یعنی چه؟ مردن به چه معناست؟

این سال‌های ساده اما بنیادی، دهه‌هاست در ذهن میلیون‌ها ایرانی تکرار می‌شوند. ما با شعار «مرگ» بزرگ شده‌ایم. مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، مرگ بر دشمن. از نماز جمعه تا کتاب‌های درسی، از صداوسیما و تریبون‌های حکومتی تا ذهن کودکان دبستانی. در تمام این سال‌ها، هیچ‌کس نپرسید: پس زندگی کجاست؟ چرا برای کسی آرزوی زندگی نمی‌کنیم؟

دشمنی، محور بقاست

شعار «مرگ بر آمریکا» فقط یک اعتراض سیاسی نیست؛ ستون مرکزی گفتمان جمهوری اسلامی برای بقاست.

از فردای انقلاب ۵۷، این شعار بدل به ابزار تثبیت قدرت شد؛ پرچم آمریکا سوزانده شد، خشم و نفرت بر پرده‌های تلویزیون و دیوار خیابان‌ها نقش بست، و مفهوم دشمنی با «استکبار» به عنصر محوری تبلیغات حکومتی بدل شد.

در جهانی که با «مرگ» تعریف می‌شود، جایی برای گفت‌وگو، صلح یا تفاهم نمی‌ماند. دشمنی، محور بقاست. جهانی را تصور کنید که گروهی، در قالب مردم یک کشور و حکومتش، از هر فرصتی استفاده می‌کنند و آرزوی مرگ شما را دارند، پرچم کشورتان را آتش می‌زنند و لگدمال می‌کنند. این همان جهانی‌ است که جمهوری اسلامی از مردم ایران، کشور ایران، و حاکمیت خود به دنیا نشان داده است.

پزشکیان، تاکر کارلسون و دروغ‌های یک تدارکاتچی

گفت‌وگوی مسعود پزشکیان با تاکر کارلسون، واجد اهمیتی فراتر از یک مصاحبه رسانه‌ای بود. پزشکیان مدعی شد: «شعار مرگ بر آمریکا به معنای مرگ بر مردم یا مقامات آمریکا نیست، بلکه اعتراض به سیاست‌های مداخله‌گرانه آمریکاست.»

شاید تاکر کارلسون، چهره تلویزیونی پیشین شبکه فاکس، این ادعا را بی‌پرسش بپذیرد اما ما می‌دانیم پزشکیان چه می‌کند و چرا دروغ می‌گوید.

در ظاهر، حرف‌های او تلاشی برای ترمیم چهره نظام بود؛ چراغ سبزی برای «تقیه» دیپلماتیک. اما در واقع، همین اظهارات، شکافی را در روایت رسمی نظام عیان می‌کند. همان روز، طرفداران حکومت در صداوسیما پرچم آمریکا را سوزاندند، از «شیطان بزرگ» گفتند و با همان لحن قدیمی فریاد زدند: «مرگ بر آمریکا».

این در حالی‌ است که زمان زیادی نگذشته از وقتی که خامنه‌ای صراحتاً گفت: «شعار مرگ بر آمریکا یعنی مرگ بر ترامپ و دیگر سیاست‌گذاران آمریکایی.»

همه‌اش شعار است!

از اشغال سفارت آمریکا در ۱۳۵۸ تا امروز، این شعار بدل به ابزار بقای جمهوری اسلامی شده است؛ شعاری که دشمن خارجی می‌سازد تا توجه افکار عمومی از بحران‌های داخلی منحرف شود.

هر زمان مردم خواسته‌اند پاسخ بخواهند، این شعار دوباره فریادی بر سر آنها شده: دشمن آن‌جاست، آن‌ور آب، نه این‌جا.

اما مردم آزادی‌خواه ایران مسیر دیگری رفته‌اند. از جنبش سبز تا آبان ۹۸ و زن، زندگی، آزادی، شعار خیابان دیگر «مرگ بر آمریکا» نبود، «مرگ بر دیکتاتور» بود. در بسیاری از اعتراضات، معترضان حتی از روی پرچم آمریکا عبور نکردند، چون دریافته بودند که دشمن واقعی نه در آن‌سوی مرز، که در درون همین نظام حاکم است؛ همان ساختاری که زندگی را از مردم گرفته.

روسای‌جمهوری و پروژه تعدیل شعار

پزشکیان نخستین رییس‌ دولت در جمهوری اسلامی نیست که تلاش می‌کند مخاطب خارج از کشور را بفریبد.

در چهار دهه گذشته، روسای‌جمهوری مختلف کوشیده‌اند این شعار را نرم‌تر کنند یا معنای تازه‌ای برایش بتراشند. هاشمی رفسنجانی مدعی بود که خمینی با حذف شعار موافق بوده، اما این روایت از سوی نهادهای امنیتی تکذیب شد. خاتمی از گفت‌وگوی تمدن‌ها گفت، اما بلندگوهای حکومتی همچنان شعار مرگ را فریاد زدند. روحانی گفت مشکلی با مردم آمریکا نداریم، اما با او به شدت برخورد شد. پزشکیان هم اکنون همان مسیر را می‌رود، اما روایتش نه پشتوانه نهادی دارد و نه مشروعیت سیاسی.

حرف‌های او به جریان اصلاح‌طلبان حکومتی تعلق دارد، جریانی که اکنون در ساختار قدرت جایی ندارد. شاید معدود کسانی در نظام، از سر نگرانی، این موضع را «بصیرت» بنامند، اما واقعیت این است که پزشکیان تا امروز فقط مجری اراده خامنه‌ای بوده و نه چیز دیگر.

بازی‌های تکراری درون حاکمیت

رسانه‌ها و چهره‌های نزدیک به حاکمیت بلافاصله به پزشکیان حمله کردند. الگویی تکراری: یکی از مسئولان نظام موضعی لیبرال‌تر می‌گیرد و همان چهره‌های آشنا، واکنشی تند نشان می‌دهند. کیهان او را «فریب‌خورده» خواند. خبرگزاری‌های وابسته به سپاه، از جمله «جوان»، خواستار دفاع رییس‌ دولت از «ادبیات شهادت» شدند. حمید رسایی کنایه زد که او به درد خواستگاری می‌خورد، نه ریاست‌جمهوری. برخی از کاربران ارزشی نیز کمپینی برای استیضاح راه انداختند. تنها معدود چهره‌هایی مانند عطاالله مهاجرانی از پزشکیان دفاع کردند و سخنان او را «حامل پیام صلح» دانستند.

و ناگهان پتک ترامپ!

در همین میان، دونالد ترامپ در شام با بنیامین نتانیاهو گفت: «حکومت ایران دیگر نباید بگوید مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل. باید این لحن را کنار بگذارند.»

برای نخستین‌بار، مطالبه‌ای که سال‌ها از زبان تحلیل‌گران شنیده می‌شد، از زبان یکی از روسای‌جمهوری آمریکا مطرح شد. معنای ضمنی این جمله روشن است: برای مذاکره، اول باید از شعار مرگ بر آمریکا و اسرائیل عقب‌نشینی کنید.

اگر این پیش‌شرط ترامپ برای ادامه مذاکرات باشد، باید گفت مذاکره عملاً برای هر دو طرف یک نمایش سیاسی است. جمهوری اسلامی زمان می‌خرد و ترامپ؟ کسی نمی‌داند او چه در سر دارد. او بارها نشان داده که قابل پیش‌بینی نیست.

عبور مردم از شعار مرگ

نسل جدید ایران دیگر به این شعارها باور ندارد. مردم در خیابان‌ها فریاد زدند که از مرگ عبور کرده‌اند و به‌دنبال زندگی، رفاه و آزادی‌اند. ایرانیان از شعار، نفرت و ایدئولوژی مرگ خسته‌اند. این شعارها برایشان جز تحریم، فقر و جنگ‌های بی‌حاصل، چیزی به همراه نداشته‌ است.

آن دختربچه، آن معترض، آن نسل خسته، چیزی ساده و بدیهی می‌خواهد: زندگی. و شاید اکنون، بیش از هر زمان دیگری، وقت این پرسش از جمهوری اسلامی فرا رسیده باشد: چرا هنوز، در سرزمینی با این‌همه ثروت و تاریخ، «زندگی» برای میلیون‌ها ایرانی، تنها یک رویاست؟

بدون «مرگ بر آمریکا» از جمهوری اسلامی چه می‌ماند؟

آیا جمهوری اسلامی واقعاً از ستون ایدئولوژیک خود یعنی شعار «مرگ بر آمریکا» در حال عقب‌نشینی است؟ یا این فقط تاکتیکی موقت برای گذر از فشارها، انزوای منطقه‌ای و بحران‌های داخلی است؟

اگر پزشکیان با چراغ سبز نظام سخن گفته، نشانه عقب‌نشینی رسمی است. اگر نه، نشانه‌ای‌ است از شکاف و بی‌اختیاری رییس‌جمهوری.

تاریخ جمهوری اسلامی نشان داده که عقب‌نشینی از شعارها یا با فشار مردم رخ داده یا با بحران‌های خارجی. شاید این‌بار، هر دو عامل در کار باشند. آیا حکومت از ترس فروپاشی عقب‌نشسته؟ آیا وقت آن نرسیده که شعار «مرگ بر آمریکا» به تاریخ سپرده شود؟ و پرسش اصلی اینجاست: آیا بدون این شعار، جمهوری اسلامی می‌تواند همچنان وجود داشته باشد؟

همه این پرسش‌ها، موضوع امشب «برنامه با کامبیز حسینی» بود. در این برنامه، از مخاطبان پرسیده شد: بدون «مرگ بر آمریکا» از جمهوری اسلامی چه می‌ماند؟

جمشید برزگر، مهمان اصلی برنامه بود و مخاطبان از سراسر جهان به این پرسش پاسخ دادند.

«برنامه» که تلاش دارد صدای مردم ایران را بی‌واسطه به گوش یکدیگر برساند، دوشنبه تا جمعه، ساعت ۱۱ شب به وقت تهران، به‌صورت زنده از تلویزیون ایران اینترنشنال پخش می‌شود.

سه‌گانه ضد ایرانی خامنه‌ای

۱۷ تیر ۱۴۰۴، ۲۲:۳۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
مراد ویسی

عملکرد علی خامنه‌ای به باور بسیاری، نه تنها در راستای منافع ملی ایران نبوده، بلکه مستقیم یا غیرمستقیم به تضعیف مردم، هویت و امنیت کشور انجامیده است.

سه‌گانه ضد ایرانی خامنه‌ای شامل: به راه انداختن جنگ برای منافع نظام نه مردم، بی‌توجهی به حفظ جان مردم در جنگ، و سوءاستفاده از نام و مفهوم ایران و وطن است.

۱. جنگی نه برای ایران، بلکه برای نظام

آغاز جنگ اخیر جمهوری اسلامی با اسرائیل و آمریکا، هیچ ارتباطی با منافع ملی ایران نداشت. برخلاف ادعای مقامات، نه مردم ایران و نه جغرافیای کشور هیچ تضاد منافع تاریخی یا نظامی با اسرائیل و آمریکا نداشتند.

دشمنی با اسرائیل از ابتدای پیدایش جمهوری اسلامی به یکی از ارکان ایدئولوژی نظام تبدیل شد؛ پیش از آن، ایران هیچ سابقه‌ خصومتی با اسرائیل نداشت.
این جنگ و درگیری‌ها‌به وضوح ناشی از اهداف ایدئولوژیک جمهوری اسلامی است، نه خواست مردم ایران.

در این سال‌ها، هیچ‌گاه از مردم ایران در مورد جنگ با اسرائیل یا آمریکا نظرخواهی نشده‌ است. در واقع، رهبری جمهوری اسلامی همواره تصمیم‌گیر نهایی بوده و کشور را در مسیر درگیری با قدرت‌های جهانی بدون مشورت با ملت قرار داده است.

۲. بی‌توجهی به حفظ جان مردم در شرایط جنگی

دومین بُعد از این سه‌گانه، بی‌توجهی کامل به حفظ جان مردم ایران در جریان درگیری‌های نظامی است.

با وجود اینکه فرماندهان سپاه، از جمله علی فضلی، اذعان کرده‌اند که جمهوری اسلامی از ۲۰ سال پیش آماده جنگ با آمریکا و اسرائیل بوده است، در این مدت حتی ابتدایی‌ترین امکانات حفاظتی برای مردم فراهم نشده است.

در کشوری که حکومتش خود را درگیر جنگی بزرگ می‌بیند، نبود پناهگاه، نبود آژیر خطر، نبود اپلیکیشن هشدار حمله و حتی قطع اینترنت در زمان جنگ، نشانه‌ای آشکار از بی‌توجهی حکومت به امنیت جانی مردم است.

در حالی که اسرائیل برای حفظ جان مردم خود زیرساخت‌های گسترده‌ای چون پناهگاه، سامانه‌های هشدار و آموزش‌های عمومی تدارک دیده، مردم ایران بدون هیچ‌گونه آمادگی رها شده‌اند.

از این بدتر، به نظر می‌رسد کشته شدن مردم، برای دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی، نه یک فاجعه بلکه یک فرصت است. تصاویر قربانیان، ابزار تبلیغاتی ضد اسرائیل و ضد آمریکا شده‌اند. دستگاه حکومتی نه تنها از جان مردم محافظت نکرد، بلکه به نوعی از تلفات غیرنظامیان برای ساختن روایت‌های تبلیغاتی سود برده است.

۳. سوءاستفاده از نام ایران و مفهوم وطن

سومین بخش از این سه‌گانه، به استفاده ابزاری از نام «ایران» و «وطن» از سوی مقامات جمهوری اسلامی بازمی‌گردد.

رهبری نظام اکنون شعار وطن‌پرستی سر می‌دهد و حتی از مداحان حکومتی می‌خواهد که شعر «ای ایران» بخوانند، اما سابقه ۴۶ ساله نظام جمهوری اسلامی نشان می‌دهد که همواره با نمادهای ایران باستان، هویت ملی و میراث تاریخی مخالفت کرده‌اند.

برای نمونه، در سالگرد تولد کوروش بزرگ – بنیان‌گذار ایران – بارها نیروهای امنیتی از تجمع مردم در پاسارگاد جلوگیری کرده‌اند. تخت جمشید، نوروز، پرچم شیر و خورشید و بسیاری دیگر از نمادهای ملی ایران همواره مورد بی‌توجهی یا حتی دشمنی نظام بوده‌اند.

مردم ایران به خوبی آگاهند که تغییر ناگهانی در لحن مقامات حکومتی، ریشه در منافع تبلیغاتی دارد، نه بازگشت صادقانه به ارزش‌های ملی. همان‌طور که دستگاه حاکمیتی از خون مردم در جنگ بهره‌برداری تبلیغاتی می‌کند، اکنون نیز از نام ایران برای جلب مشروعیت سوءاستفاده می‌کند.

سه‌گانه‌ای که در این تحلیل به آن اشاره شد یعنی آغاز جنگی بدون پشتوانه‌ مردمی، بی‌توجهی به جان مردم در جنگ و بهره‌برداری ابزاری از نام ایران، نمایانگر نوعی از سیاست‌ورزی است که جمهوری اسلامی را از مفهوم «حکومت ملی» دور و به «حاکمیتی ایدئولوژیک» بدل کرده است.

مردمی که در خیابان‌ها معترض بودند، پیش از این از گلوله‌ حکومت کشته شدند و امروز، بدون پناهگاه در جنگ، باز هم قربانی می‌شوند.

تلاش جمهوری اسلامی برای پنهان شدن پشت نام «ایران» و «وطن»، در حالی که سابقه‌اش سرشار از تخریب همین مفاهیم بوده، نه‌تنها باورپذیر نیست بلکه نوعی توهین به شعور تاریخی و ملی مردم ایران به شمار می‌رود.

معماریان: اسرائیل خواهان ادامه حملات به ایران است اما آمریکا تمایلی ندارد

۱۷ تیر ۱۴۰۴، ۲۰:۴۹ (‎+۱ گرینویچ)

امید معماریان، تحلیل‌گر سیاسی، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال درباره سومین سفر بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل به ایالات متحده از زمان آغاز دور دوم ریاست‌جمهوری ناپیوسته دونالد ترامپ، گفت: «منافع استراتژیک آمریکا و اسرائیل در خاورمیانه یکسان نیست.»

معماریان تاکید کرد: «اسرائیل از ابتدا فقط به تاسیسات هسته‌ای در ایران فکر نمی‌کرد و بی‌میل به ادامه حملات نیست اما آمریکا تمایلی به حمله مجدد به مواضع جمهوری اسلامی ندارد.»

خلدی: جمهوری اسلامی اگر تسلیم نشود، حمله دوباره اسرائیل به ایران قطعی است

۱۷ تیر ۱۴۰۴، ۲۰:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)

شهرام خلدی، پژوهشگر روابط بین‌الملل، در مصاحبه با ایران‌اینترنشنال درباره سفر بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل به واشینگتن و دیدار او با دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا گفت: «ترامپ با تهدید و وعده لغو تحریم‌ها به‌دنبال تسلیم بی‌قید و شرط جمهوری اسلامی است.»

خلدی تاکید کرد که اگر این تسلیم واقعی نباشد، حمله دوباره اسرائیل به ایران، حتی بدون چراغ سبز رسمی از سوی ترامپ، «تقریبا قطعی» است.