فرزین ندیمی، تحلیلگر امور دفاعی و امنیتی در موسسه واشینگتن، به ایراناینترنشنال گفت: «میزان بمبی که در حمله به تاسیسات هستهای ایران استفاده شده، بهاحتمال زیاد بسیار بیشتر از ۳۰ تن است.»
او توضیح دا هر هواپیمای بی-۲ قادر است تا ۲۰ تن بمب حمل کند، که آن را به یکی از قدرتمندترین بمبافکنهای جهان تبدیل میکند.
ندیمی با استناد به گزارشها افزود که گفته میشود شش فروند هواپیمای بی-۲ در این عملیات مشارکت داشتهاند، که اگر درست باشد، مجموع ظرفیت بمبهای بهکاررفته بسیار فراتر از ۳۰ تن خواهد بود.
او در پایان تتکید کرد: «این حجم از قدرت آتش نشان میدهد که حمله به تأسیسات هستهای ایران عملیاتی کاملاً جدی و پرحجم بوده است.»
امید معماریان، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، به ایراناینترنشنال گفت: «قطعا در روزهای آینده شاهد افزایش تنشها خواهیم بود. فرصت دو هفتهای ترامپ صرفا برای این بود که زمان حمله را خودش تعیین کند، وگرنه جایی برای دموکراسی باقی نمانده بود.»
او در ادامه به احتمال وقوع جنگ تمامعیار اشاره کرد و گفت: «اینکه آیا آمریکا و جمهوری اسلامی وارد جنگ مستقیم میشوند، بستگی دارد به اینکه جمهوری اسلامی طبق ادعاهای همیشگیاش به پایگاههای آمریکا در کشورهای همسایه حمله کند یا نه.»
به گفته معماریان، اگر جمهوری اسلامی حملهای انجام دهد، باید دید آیا این حمله محدود و نمادین خواهد بود و آیا آمریکا هم پاسخ متقابل و گستردهای میدهد یا نه.
او گفت تفاوت زیادی است بین حملهای که فقط چند موشک در بیابان فرود میآید، مثل حمله چند سال پیش ایران، با حملهای که به کشته شدن سرباز آمریکایی منجر شود؛ واکنش آمریکا در این دو سناریو یکسان نخواهد بود.
امیر حمیدی، متخصص امنیت ملی، در واکنش به حمله آمریکا به تاسیسات هستهای ایران به ایراناینترنشنال گفت: «امشب تاریخ تغییر کرد. ایالات متحده در اقدامی قاطع و بیسابقه وارد عمل شد و سه مرکز حیاتی و راهبردی متعلق به برنامه هستهای جمهوری اسلامی را هدف قرار داد.»
او تاکید کرد که این مراکز، صرفا سایتهای فنی یا علمی نبودند، بلکه قلب پروژهای بودند که سالها به قصد فریب جامعه جهانی و تهدید امنیت منطقه و جهان طراحی و اجرا شده بود.
حمیدی افزود: «جمهوری اسلامی طی سالها در مسیر غنیسازی، همواره با پنهانکاری و دروغگویی، تلاش کرده بود تا اهداف واقعی خود را پشت پرده نگه دارد. بازی خطرناک آنها با خطوط قرمز امنیت جهانی، حالا به نقطهی بیبازگشتی رسیده است.»
او هشدار داد که پیام این حمله روشن است: «دوران بازی با آتش تمام شده و جامعه جهانی دیگر در برابر تهدیدهای پنهان و آشکار یک رژیم ناقض حقوق بشر و متخاصم، سکوت نخواهد کرد.»
هوشنگ حسنیاری، کارشناس مسائل نظامی، در گفتوگو با ایران اینترنشنال با اشاره به حمله آمریکا به تاسیسات هستهای ایران گفت در این جنگ، از یک غافلگیری به غافلگیری دیگر میرویم. نشانههایی مثل هشدار نتانیاهو درباره «آخر هفتهای مهم» و اجرای مهلت دو هفتهای ترامپ، پیشبینی حمله را ممکن کرده بود. حتی در جریان گفتوگوهای غیرمستقیم با جمهوری اسلامی، روند نظامی متوقف نشد، بلکه همان تصمیمی که پیشتر با اسرائیل هماهنگ شده بود، حالا وارد فاز اجرایی شده است.
حسنیاری گفت تمرکز این حمله برخلاف دفعات قبل، بر تاسیسات فردو بود؛ سایتی فوقالعاده حساس و مستقر در عمق کوه. با استفاده از بمبهای سنگرشکن مانند جیبییو-۵۷ که توان نفوذ تا ۶۰ متر بتن را دارند، هدف مشخصا از کار انداختن کامل این سایت بوده است. اظهارات ترامپ درباره اعزام بمبافکنها با ظرفیت کامل، گویای دقت و گستردگی این حمله است.
حسنیاری معتقد است اکنون جمهوری اسلامی با گزینههای محدودی مواجه است. شاید همچنان بتواند پایگاههای آمریکا در عراق یا سوریه را هدف بگیرد، یا از طریق گروههای نیابتی واکنش نشان دهد، اما هر حرکت میتواند با پاسخ ویرانگرتر آمریکا همراه باشد—پاسخی که ممکن است موجودیت ساختار سیاسی یا نظامی جمهوری اسلامی را نشانه برود.
به نظر حسنیاری، با شدت ضرباتی که وارد شده و ادامه خواهد داشت، احتمال بروز اختلالات داخلی در ساختار سیاسی، فرماندهی نظامی یا در میان نیروهای وفادار به نظام وجود دارد؛ اختلالاتی که ممکن است به فروپاشی جمهوری اسلامی منجر شود.
حسنیاری بر این باور است که در نهایت، آنچه اسرائیل و آمریکا دنبال میکنند نه مهار، بلکه پایاندادن به موجودیت جمهوری اسلامی اسست. مقامات اسرائیلی بهصراحت بر این هدف تأکید کردهاند. از همین رو، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که با ادامه این فشارها، اختلال در فرماندهی، فروپاشی ساختار سیاسی و در نهایت، پایان نظام فعلی دور از انتظار نیست.
شهرام خلدی، پژوهشگر روابط بینالملل و تاریخ خاورمیانه در گفتوگو با ایراناینترنشنال، با اشاره به حمله آمریکا به تاسیسات هستهای در ایران گفت اگر آمریکا در حمله به تاسیسات هستهای فردو، نطنز و اصفهان به اهداف خود رسیده باشد، احتمال دارد ادامه عملیات نظامی به اسرائیل واگذار شود. در این صورت، واشینگتن به نقش نظارتی بازمیگردد و ضربه نهایی را اسرائیل وارد خواهد کرد.
به باور خلدی در مقابل چنین ضربهای، جمهوری اسلامی ابزار چندانی برای پاسخ ندارد؛ جز اقدامات ایذایی، حملات نیابتی یا خرابکاری منطقهای. حمله اسرائیل به پایگاههای دریایی در بندرعباس نشان میدهد که حتی ارتش غیرایدئولوژیک هم هدف قرار گرفته تا امکان هر نوع واکنش محدود هم از بین برود.
خلدی معتقد است با توجه به سابقه ارتش در جنگ نفتکشها، اسرائیل احتمالا بهدنبال خنثیسازی زودهنگام این سناریو بوده تا از منافع کشورهای عربیِ همپیمان آمریکا محافظت کند. بر این اساس، حمله به ناوچهها را میتوان بخشی از راهبرد بازدارندگی منطقهای دانست.
خلدی بر این باور است که مشخص نیست جمهوری اسلامی اکنون با چه پشتوانهای میخواهد وارد مذاکره با ایالات متحده شود، وقتی همهچیز از دست رفته، وقتی تأسیسات نابود شدهاند، و حتی ارتش در معرض حمله قرار گرفته، تنها چیزی که باقی میماند، بالا بردن پرچم سفید و اعلام تسلیم است.
به نطر این تحلیلگر، ارتش در تیررس است و پشتوانهای برای چانهزنی باقی نمانده و جمهوری اسلامی با دست خالی پای میز مذاکره میآید. ترامپ هم صلحطلب نیست؛ پیامش روشن است: یا تسلیم یا نابودی. برای خامنهای، حالا دیگر وقت وصیتنامه است، نه مذاکره.
سیامک آرام، تحلیلگر سیاسی، به ایران اینترنشنال گفت: «سه نقطهای که امشب بمباران شد، حاصل میلیونها دلار هزینه از جیب مردم ایران است، آن هم بدون اینکه نظرشان پرسیده شود. کشور در موقعیتی قرار گرفته که مردم بیشترین میزان آسیب را متحمل میشوند.»
او ادامه داد: «خبرگزاریهای داخلی در ایران با توجه به قطعی اینترنت تلاش میکنند خبر بمباران تاسیسات هستهای را یا نادیده بگیرند یا بسیار کوچک جلوه دهند تا تحقیر جمهوری اسلامی کمتر عیان شود.»
آرام با اشاره به سابقه استفاده از بمبافکنهای بی-۲ گفت: «این بمبافکنها پیشتر در یوگوسلاوی، افغانستان، عراق و لیبی استفاده شدهاند و در هر چهار مورد، یا رژیمها ساقط شدهاند یا بهشدت تضعیف.»
او در پایان تاکید کرد: «در مورد جمهوری اسلامی نیز بعید میدانم که استثنائی در کار باشد؛ روندی که آغاز شده ممکن است به نتایجی مشابه منجر شود.»





