ارتش اسرائیل اعلام کرد موج جدیدی از حملات خود را به مواضع نظامی جمهوری اسلامی ایران در غرب کشور آغاز کرده است.
به گفته منابع اسرائیلی، در این حمله سکوهای پرتاب موشک هدف قرار گرفتهاند.
این نخستین حمله اسرائیل پس از حمله بامداد یکشنبه آمریکا به سه سایت اتمی ایران است.
سخنگوی سپاه پاسداران اعلام کرد موج بیستم عملیات «وعده صادق ۳» با «تاکتیکهای جدید و با استفاده از ترکیبی از موشکهای بالستیک دوربرد سوخت مایع و جامد» آغاز شده است.
به گفته او، این موشکها دارای کلاهکهای مخرب و قابلیت نفوذ به سامانههای پدافند هوایی دشمن هستند.
کانال سپاه نیوز با انتشار پستی اعلام کرد موشک خیبر برای اولینبار در این عملیات به سمت سرزمینهای اشغالی شلیک شده است.
اهداف این حمله شامل «فرودگاه بنگوریون، مرکز تحقیقات بیولوژیکی اسرائیل، و پایگاههای پشتیبانی و فرماندهی و کنترل در سطوح مختلف» عنوان شدهاند.
علیرضا نامور حقیقی، تحلیلگر سیاسی، بعد از حمله آمریکا به تاسیسات اتمی ایران به ایراناینترنشنال گفت در این مرحله از بحران، چند مؤلفه کلیدی مسیر تحولات را تعیین میکنند. نخست، رفتار اسرائیل: آیا حملات متوقف خواهد شد یا ادامه مییابد؟ دوم، میزان واقعی خسارات وارده به تأسیسات هستهای ایران که تا اینجا عمدتا هدف قرار گرفتهاند— و هنوز معلوم نیست آیا مواد غنیشده حیاتی از سایتهایی مثل فردو جابهجا شدهاند یا نه. سوم، وضعیت سردرگم تصمیمگیری در داخل ایران است؛ علی خامنهای غایب است، کانالهای ارتباطیاش محدود شده، و پیامها از سوی نهادهای مختلف حکومت، متناقضاند.
او افزود در چنین وضعیتی، واکنش جمهوری اسلامی ممکن است نه از طریق حمله مستقیم، بلکه از مسیرهای غیرمستقیم، مانند فشار بر بازار نفت و تهدید تنگه هرمز، اعمال شود. با اینحال، اگر ایران به پاسخ نظامی گسترده رو بیاورد—در حالیکه پدافند هواییاش تضعیف شده و کنترل آسمان با اسرائیل است— دولت ترامپ بهانهای خواهد داشت برای ورود به فاز دوم حملات: نه فقط هدفگیری تأسیسات، بلکه تضعیف کامل زیرساخت نظامی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی.
به گفته نامور حقیقی، نکته جالب اینجاست که ترامپ برخلاف گذشته، دیگر از اصطلاح «تسلیم کامل» استفاده نکرده. فقط گفته که زمان «پذیرش صلح» از سوی ایران فرا رسیده—اما شرایط صلح را صریح اعلام نکرده است. با کنار هم گذاشتن مواضع غیررسمی، میتوان گفت خواستههای فعلی آمریکا در چهار محور خلاصه میشود: نابودی برنامه هستهای که عملا انجام شده، پایان تخاصم با اسرائیل، توقف دخالت منطقهای، و مهار برنامه موشکی. سه مورد اول برای جمهوری اسلامی تقریبا اجتنابناپذیر شدهاند.
او تاکید کرد تنها مورد باقیمانده، برنامه موشکی است که حساسیت بیشتری دارد—هم به دلیل ابعاد دفاعی آن، هم بهخاطر نبود یک چارچوب الزامآور حقوقی در سطح بینالملل برای محدودسازیاش. جمهوری اسلامی ممکن است در این زمینه انعطافهایی نشان دهد، اما بعید است آن را بهطور کامل کنار بگذارد. در مجموع، اگر طرفین نخواهند عمدا بحران را تشدید کنند، امکان رسیدن به توافقی محدود و مشروط وجود دارد؛ توافقی که نه بر اساس مصالحه سیاسی، بلکه بر اساس واقعیتِ توازن قوای جدید رقم خواهد خورد.
خبرگزاری قوه قضائیه جمهوری اسلامی (میزان) از اعدام یک شهروند به نام مجید مسیبی به اتهام جاسوسی برای سرویس اطلاعاتی موساد خبر داد.
به گزارش این خبرگزاری این حکم بعد از تایید حکم در دیوان عالی کشور در صبح شنبه اجرا شد.
بعد از تشدید تنش و جنگ میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، بازداشت شهروندان به اتهام همکاری با اسرائیل از سوی جمهوری اسلامی افزایش داشته است. در ماههای گذشته نیز دستکم سه شهروند به اتهام همکاری با اسرائیل اعدام شدند.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی ۲۶ خردادماه اعلام کرد که اسماعیل فکری، شهروندی که به اتهام «همکاری اطلاعاتی و جاسوسی» برای اسرائیل بازداشت و محکوم شده بود، اعدام شد
ابراهیم روشندل، دیپلمات پیشین، کارشناس امنیت ملی و مسائل استراتژیک، به ایراناینترنشنال گفت ورود مستقیم آمریکا به بحران، نقطه چرخش در تقابل ایران و اسرائیل بود. جاییکه دیگر صحبت از یک درگیری دوجانبه نبود، بلکه پای قدرتی به میدان باز شد که توان شکلدهی به صحنه بینالملل را دارد.
او افزود اظهارات محسن رضایی که به موشکهای سجیل و فتح و ابزارهای فرامنطقهای مثل بستن تنگه هرمز اشاره میکرد، بیشتر نمایانگر تکرار همان زبان تهدید بود— زبانی که حالا دیگر پاسخ عملی ندارد. سفرهای دیپلماتیکی مانند تلاش عباس عراقچی هم نتوانستند مانع این تغییر موازنه شوند.
به گفته این دیپلمات پیشین، ساختار تصمیمگیری جمهوری اسلامی همزمان دچار بینظمی شدید شده است. علی خامنهای غایب است، نیروهای رادیکال سیاست را در دست گرفتهاند و اصل «انتقام» همچنان جایگزین «عقلانیت راهبردی» شده است. همین فضای قفلشده، امکان تصمیمگیری واقعگرایانه را از حکومت گرفته—در حالیکه گزینههای پیشرو هر روز محدودتر و پرهزینهتر میشوند. حتی در داخل کشور نیز حکومت بهجای مهار بحران، به سرکوب شدید، بازداشتهای گسترده و فشار بر جامعه روی آورده است؛ وضعیتی که میتواند به تنشی داخلی عمیقتر از بحران خارجی بینجامد.
روشندل تاکید کرد پنج ستون اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی که از اوایل دهه ۶۰ پایهگذاری شد، حالا یکییکی فرو ریختهاند. صدور انقلاب و نفوذ ایدئولوژیک در منطقه دیگر جذابیتی ندارد، شبکههای نیابتی مانند حزبالله، حشد شعبی و انصارالله تضعیف شدهاند، برنامه هستهای که سالها بهعنوان ابزار چانهزنی استراتژیک بهکار میرفت، اکنون بهطرز بیسابقهای هدف قرار گرفته و تخریب شده، اولویتدهی به عمق راهبردی در منطقه با شکست مواجه شده و حتی همپیمانی با قدرتهایی مانند روسیه و چین هم کارساز نبوده—چراکه این کشورها نشان دادهاند تمایلی برای ورود به رویارویی مستقیم با آمریکا ندارند. نتیجه، فروپاشی تدریجی سازهایست که روزگاری بلندپروازانهترین پروژه ژئوپلیتیک جمهوری اسلامی بود.
این کارشناس در نهایت گفت در این فضا، تنها مسیر واقعبینانه، تغییر رویکرد از تقابل به عقبنشینی کنترلشده، گفتوگو و بازتعریف جایگاه ایران در منطقه و جهان است. اسرائیل، با اتکا بر اصول سیاست بازدارندگیاش، اکنون دست بالا را دارد و میتواند در سطح بینالمللی اقداماتش را در قالب واکنش مشروع بازنمایی کند. از سوی دیگر، فروپاشی تدریجی درونی—در حوزه اقتصاد، محیطزیست و آزادیهای سیاسی—بدون نیاز به حمله نظامی مستقیم، میتواند پروژه تضعیف جمهوری اسلامی را به تغییر ساختاری منتهی کند؛ تغییری که دیگر نه از بیرون، بلکه از درون میرسد
در پی حمله بامداد یکشنبه آمریکا به سایتهای هستهای ایران، نماینده دائم جمهوری اسلامی در سازمان ملل با ارسال نامهای رسمی به شورای امنیت، این اقدام را نقض فاحش منشور سازمان ملل، حقوق بینالملل و معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (انپیتی) دانست و خواستار تشکیل نشست اضطراری شورای امنیت شد.
در این نامه که به امضای امیر سعید ایروانی، نماینده ایران در سازمان ملل رسیده، آمده است: «ایالات متحده، در هماهنگی کامل با اسرائیل، به شکلی عامدانه، طراحیشده و بدون تحریک قبلی به تاسیسات هستهای تحت نظارت بینالمللی در فردو، نطنز و اصفهان حمله کرد.»
او با اشاره به اینکه دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، مسئولیت این حملات را پذیرفته، نوشت: «این حمله آشکارا حاکمیت و تمامیت ارضی ایران را نقض کرده و تهدیدی جدی علیه صلح و امنیت منطقهای و جهانی است.»





