• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

بهروز بیات: تهدید علی شمخانی درباره بازرسان آژانس یک «گزافه‌گویی بی‌معنی» است

۲۱ فروردین ۱۴۰۴، ۱۵:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)

بهروز بیات، مشاور پیشین آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، گفت که تهدید علی شمخانی مبنی بر احتمال اخراج بازرسان آژانس از ایران یک «گزافه‌گویی بی‌معنی» است.

آقای بیات گفت که اخراج بازرسان آژانس از ایران یک روند طولانی است و حتی در صورت حمله نظامی به ایران، چنین اقدامی کمکی به دفاع جمهوری اسلامی از خود ندارد.

علی شمخانی، مشاور سیاسی علی خامنه‌ای در شبکه ایکس نوشت: «استمرار تهدیدات خارجی و قرار گرفتن ایران در شرایط حمله نظامی می‌تواند منجر به اقداماتی بازدارنده مانند اخراج بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و قطع همکاری با آن شود.»

به گفته شمخانی انتقال مواد غنی‌شده به «مکان‌های امن و نامشخص در ایران» نیز می‌تواند در دستور کار قرار گیرد.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ
۱
تحلیل

اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ

۲

اسرائیل: به شبکه ترور برون‌مرزی جمهوری اسلامی ضربه کاری زدیم

۳

گزارش رویترز از نگرانی کشورهای خلیج فارس: تثبیت کنترل «طلایی» تهران بر هرمز

۴

اینترنت طبقاتی با تصویب «طرح اینترنت پایدار» در شورای عالی امنیت ملی رسمی شد

۵

پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

انتخاب سردبیر

  • جمهوری اسلامی مهدی فرید، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

    جمهوری اسلامی مهدی فرید، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

  • کمبود پلاستیک در ایران در پی حملات به مراکز پتروشیمی
    اختصاصی

    کمبود پلاستیک در ایران در پی حملات به مراکز پتروشیمی

  • پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

    پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

  • امیرعلی میرجعفری، از معترضان دی‌ماه، اعدام شد

    امیرعلی میرجعفری، از معترضان دی‌ماه، اعدام شد

  • اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ
    تحلیل

    اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ

  • احمد کاظمی پیش از کشته شدن در بندرعباس: هیچ چیز مهم‌تر از مردم نیست

    احمد کاظمی پیش از کشته شدن در بندرعباس: هیچ چیز مهم‌تر از مردم نیست

•
•
•

مطالب بیشتر

افزایش تقاضای مردم برای استعفا و کناره‌گیری خامنه‌ای

۲۱ فروردین ۱۴۰۴، ۰۵:۰۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
مراد ویسی

شش سال پیش، ۱۴ نفر از فعالان سیاسی در اقدامی بی‌سابقه، با نگارش بیانیه‌ای خطاب به علی خامنه‌ای، خواستار استعفا و کناره‌گیری او از قدرت و گذر از جمهوری اسلامی شدند. آن ۱۴ایرانی شجاع، بازداشت و به احکام سنگین زندان محکوم شدند. با این حال، شعله‌ای که آنان برافروختند خاموش نشد.

امروز، صداهای بیشتری از دل جامعه مدنی، نخبگان و حتی اقشار مختلف مردم به گوش می‌رسد که خواهان پایان رهبری خامنه‌ای و گذار از جمهوری اسلامی هستند. در هفته‌های اخیر، چندین نامه از سوی فعالان سیاسی و مدنی منتشر شده که از خامنه‌ای می‌خواهند از مردم ایران عذرخواهی کند، مسئولیت ویرانی‌های به بار آمده را بپذیرد و از قدرت کناره‌گیری کند.

در تازه‌ترین نمونه، مهدی محمودیان، فعال سیاسی زندانی در اوین، در نامه‌ای تحت عنوان «نامه‌ای از دل ویرانه به ویرانگر» خطاب به رهبر جمهوری اسلامی، خواستار استعفای او شده و دوران رهبری او را یکی از عوامل اصلی ویرانی ایران و زندگی ایرانیان معرفی کرده است.

این نامه‌ها، صرفا پژواکی از نارضایتی نخبگان نیستند. در کنار اعتراضات فعالان سیاسی و مدنی، مردمی نیز که در طول دهه‌ها تحت شدیدترین فشارهای اجتماعی، اقتصادی و امنیتی قرار گرفته‌اند هر روز با صدایی بلندتر، خواستار کناره‌گیری خامنه‌ای از قدرت هستند. این خواسته در جمله‌ای ساده اما پرمفهوم خلاصه شده که این روزها مدام از سوی مردم تکرار می‌شود: «ما از شما چیزی نمی‌خواهیم، فقط جمع کنید و بروید.»

صدایی که این روزها از کوچه و خیابان، شبکه‌های اجتماعی، محافل روشنفکری و خانواده‌های داغدار شنیده می‌شود، صدایی است که سال‌ها حکومت نادیده گرفته است. این صدای مردم ایران است؛ صدای نسلی که زندگی‌اش در نظام جمهوری اسلامی تباه شد. نسلی که کودکی‌اش در سایه مانتوها و مقنعه‌های سیاه با رنگ‌های دلمرده نابود شد، جوانی‌اش به اجبار در خاموشی گذشت، و اعتراضش با گلوله پاسخ داده شد.

این‌ها صداهای نوجوانانی‌ست که بزرگ شدند اما هیچ لذتی از بزرگ شدن نبردند. جوانانی‌ که یا به دست ماموران جمهوری اسلامی کشته شدند یا با سرکوب و تحقیر، زندگی‌شان نابود شد. اکنون این جوانان به بلوغ رسیده‌اند و از حکومت متنفرند؛ با تمام وجود لحظه‌شماری می‌کنند تا پایان سلطه آن را ببینند.

حکومت مهم‌ترین سرمایه مردم، یعنی زندگی را از آن‌ها گرفته است. وعده‌هایی که از سال ۱۳۵۷ تا امروز دادند، چیزی جز فریب، ویرانی و ظلم نبوده است. آنچه مردم ایران را به خشم و فریاد رسانده، تداوم ۴۷ ساله‌ی دروغ‌ها، وعده‌های توخالی، تحقیرها، و نقض مستمر حقوق اساسی‌شان است. ازخمینی تاخامنه‌ای، از اصولگرا تا اصلاح‌طلب، مردم به تجربه دریافته‌اند که با ساختار و حکومت موجود، هیچ افقی برای نجات کشور وجود ندارد.

مردم ایران معتقدند که آخوندها و سردارها نه تنها حکومت را، بلکه کشور را اشغال کرده‌اند. آن‌ها معتقدند حق انتخاب آزادانه‌ی حکومت و حاکمانشان از آن‌ها گرفته شده. این خشم عمومی، ناشی از تجربه‌ی تلخ حکومتی است که وعده بهشت داد اما جهنم ساخت، دم از شرافت و دیانت زد اما در عمل، جز فریب و چپاول از آن دیده نشد.

اعتماد مردم به حکومت نابود شده است. دروغ‌های پی‌درپی درباره مذاکره، تحریم، معیشت، و عدالت اجتماعی، هرگونه سرمایه اجتماعی را از بین برده است. مردم دیگر سخنان حاکمان را باور نمی‌کنند. آن‌ها هر وعده‌ی جدید را تکرار همان وعده‌های محقق‌نشده می‌دانند.

حاکمان امروز ایران سال‌ها به نام امام حسین و فاطمه ، احساسات مردم را به نفع خود تحریک کردند، اما در عمل، فرزندان معترضاین ملترا کشتند و خانواده‌های دادخواه را تهدید و بازداشت و زندانی کردند. مادران دادخواه ، همچون مادر کیان پیرفلک، شب تا صبح بر پیکر فرزندشان بیدار ماندند تا مبادا حکومت حتی جسد عزیزشان را نیز بدزدد.

امروز مردم ایران از آخوندها و سردارها می‌خواهند که بروند. آنها، پیش از تحقیر شدن در سر میز مذاکره یا شکست در برابر حمله آمریکا و اسرائیل، در دل‌ها و قلب‌های ملت شکست خورده‌اند.

از نگاه مردم، این تحقیر شدن حکومت و شخص خامنه‌ای، تاوان خون‌های ناحقی است که بر زمین ریختند، آه مادرانی‌ است که فرزندانشان را به ناحق از دست دادند، و فریاد کارگران، معلمان، بازنشستگانی‌ است که پس از سال‌ها خدمت، امروز در خیابان‌های کشور فریاد عدالت سر می‌دهند اما بازداشت می‌شوند.

صدای مردم معترض روز به روز بلندتر، خشمگین‌تر و آشکارتر می‌شود. مطالبه‌ی استعفای خامنه‌ای، دیگر فقط صدای ۱۴ فعال سیاسی نیست؛ پژواک میلیون‌ها ایرانی‌ست که فریاد می‌زنند: «ما از شما چیزی نمی‌خایم، فقط جمع کنید و برید».

محسن سازگارا: خامنه‌ای چاره‌ای جز مذاکره با آمریکا پیش روی خود نمی‌بیند

۲۰ فروردین ۱۴۰۴، ۱۹:۳۱ (‎+۱ گرینویچ)

محسن سازگارا، تحلیلگر سیاسی و عضو شورای مدیریت گذار، در مصاحبه با ایران‌اینترنشنال گفت مقاومت فرهنگی-اجتماعی مردم در برابر جمهوری اسلامی، وخامت اوضاع اقتصادی در ایران و احتمال براندازی حکومت و شخص خامنه‌ای سه عامل اصلی بودند که رهبر جمهوری اسلامی را به عقب‌نشینی از مواضع پیشین خود در قبال مذاکره با آمریکا واداشتند.

سازگارا افزود خامنه‌ای چاره‌ای جز مذاکره پیش روی خود نمی‌بیند، زیرا می‌داند جنگ تبعات سنگینی برای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی خواهد داشت و ممکن است پس از این رویداد، نظامیان اسلحه خود را به سوی حکومت نشانه بگیرند یا دست‌کم از حمایت از آن دست بردارند.

حسین آقایی: روسیه در مقطع کنونی از مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا استقبال می‌کند

۲۰ فروردین ۱۴۰۴، ۱۶:۲۹ (‎+۱ گرینویچ)

حسین آقایی، تحلیلگر روابط بین‌الملل و امور استراتژیک، در مصاحبه با ایران‌اینترنشنال گفت روسیه مخالف دستیابی جمهوری اسلامی به بمب اتمی است و در صورت لزوم، کاخ کرملین مانع از پیشرفت برنامه هسته‌ای حکومت ایران خواهد شد.

آقایی افزود مسکو در مقطع کنونی از مذاکرات تهران و واشینگتن استقبال می‌کند، زیرا معتقد است حکومت ایران در این مذاکرات ناچار به دادن «امتیازات کلان و حداکثری» خواهد بود و این به معنای تضعیف جمهوری اسلامی و وابستگی بیشتر آن به روسیه است.

او با استناد به اظهارات اخیر آندری رودنکو، معاون وزیر امور خارجه روسیه، تاکید کرد در صورت حمله اسرائیل و آمریکا به تاسیسات اتمی حکومت ایران، روسیه در حمایت از جمهوری اسلامی وارد این درگیری نخواهد شد.

عقب‌نشینی تحقیرآمیز خامنه‌ای از نگاه مردم

۲۰ فروردین ۱۴۰۴، ۰۰:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)

با وجود تلاش‌های گسترده جمهوری اسلامی برای توجیه عقب‌نشینی علی خامنه‌ای در برابر دولت آمریکا و پذیرش مذاکره‌ای که پیش‌تر به‌شدت آن را رد کرده بود، افکار عمومی این عقب‌نشینی را به مثابه تحقیر نظام می‌بیند و به‌عنوان یک شکست آشکار برای حکومت ارزیابی کرده‌ است.

هر اندازه که مقامات جمهوری اسلامی سعی دارند با استفاده از واژگان متناقض و حتی اظهارات خلاف واقع، این تغییر موضع ناگهانی را توضیح دهند، نتیجه‌ای جز افزایش بی‌اعتمادی عمومی و برجسته شدن تناقض‌های آشکار در گفتار و رفتارشان نداشته است.

در ۲۴ ساعت گذشته، شهروندان بسیاری از سراسر کشور با شبکه ایران اینترنشنال تماس گرفته و از زوایای مختلف به تحلیل این عقب‌نشینی پرداخته‌اند. یکی از برجسته‌ترین نکاتی که در پیام‌های مردم دیده می‌شود، یادآوری سخنان اخیر علی خامنه‌ای است که مذاکره با آمریکا را «غیرعاقلانه»، «غیراخلاقی» و «غیرشرافتمندانه» توصیف کرده بود.

اکنون که جمهوری اسلامی ناچار به پذیرش مذاکره با آمریکا شده، بسیاری از شهروندان با لحن انتقادی و تمسخرآمیز، از حکومت می‌پرسند: "پس آن همه شعار درباره شرافت چه شد؟"

متن کامل این تحلیل را این‌جا بخوانید.

عقب‌نشینی تحقیرآمیز خامنه‌ای از نگاه مردم

۱۹ فروردین ۱۴۰۴، ۲۳:۲۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
مراد ویسی

با وجود تلاش‌های گسترده جمهوری اسلامی برای توجیه عقب‌نشینی علی خامنه‌ای در برابر دولت آمریکا و پذیرش مذاکره‌ای که پیش‌تر به‌شدت آن را رد کرده بود، افکار عمومی این عقب‌نشینی را به مثابه تحقیر نظام می‌بیند و به‌عنوان یک شکست آشکار برای حکومت ارزیابی کرده‌ است.

هر اندازه که مقامات جمهوری اسلامی سعی دارند با استفاده از واژگان متناقض و حتی اظهارات خلاف واقع، این تغییر موضع ناگهانی را توضیح دهند، نتیجه‌ای جز افزایش بی‌اعتمادی عمومی و برجسته شدن تناقض‌های آشکار در گفتار و رفتارشان نداشته است.

در ۲۴ ساعت گذشته، شهروندان بسیاری از سراسر کشور با شبکه ایران اینترنشنال تماس گرفته و از زوایای مختلف به تحلیل این عقب‌نشینی پرداخته‌اند. یکی از برجسته‌ترین نکاتی که در پیام‌های مردم دیده می‌شود، یادآوری سخنان اخیر علی خامنه‌ای است که مذاکره با آمریکا را «غیرعاقلانه»، «غیراخلاقی» و «غیرشرافتمندانه» توصیف کرده بود.

اکنون که جمهوری اسلامی ناچار به پذیرش مذاکره با آمریکا شده، بسیاری از شهروندان با لحن انتقادی و تمسخرآمیز، از حکومت می‌پرسند: "پس آن همه شعار درباره شرافت چه شد؟"

آن‌چه بیش از همه جلب توجه می‌کند، سکوت مطلق مقامات رسمی جمهوری اسلامی و رسانه‌های داخلی در برابر این تناقض بزرگ است. هیچ‌یک از مسئولان، از جمله سخنگوی دولت، جرات ورود به این بحث را ندارند، زیرا بیان واقعیت، مستقیما شرافت و اعتبار شخص رهبر جمهوری اسلامی را زیر سؤال می‌برد. رسانه‌های رسمی نیز در فضایی از سانسور و خودسانسوری، ترجیح داده‌اند از کنار این موضوع عبور کنند.

با این حال، این سکوت سنگین مانع از آن نشده که مردم، این موضوع را به روشنی و با صراحت تمام مورد انتقاد قرار دهند. بسیاری از مخاطبان ایران اینترنشنال، با زبانی ساده اما پر از نکات دقیق سیاسی، به تحلیل این رویداد پرداخته‌اند.

آن‌ها این عقب‌نشینی را نشانه‌ای از درماندگی حکومت و ضعف ساختاری آن می‌دانند و تاکید می‌کنند که علی‌رغم تمامی شعارهای تند و تهدیدهای پیشین، سرانجام حکومت مجبور شد برای بقای خود، در برابر فشارهای آمریکا تن به مذاکره بدهد.

پیام‌های شهروندان، فراتر از گلایه‌های سطحی یا ابراز خشم‌های لحظه‌ای، بازتاب‌دهنده تحلیل‌های عمیق اجتماعی و سیاسی هستند. در این پیام‌ها، طنز، طعنه و کنایه به‌شکل طبیعی در کنار تحلیل قرار گرفته و گاه، ساده‌ترین واژه‌ها به‌روشنی از بحران مشروعیت و اعتبار حکومت سخن می‌گویند.

بسیاری از مردم، از خفت و ذلت حکومت و به‌ویژه شخص خامنه‌ای ابراز شادمانی می‌کنند و این احساس عمومی، نه صرفا یک تخلیه احساسی، بلکه نمودی از فروپاشی تدریجی وجهه حکومت در سطح جامعه است.

از دیگر نکات تکرارشونده در واکنش‌ها، این است که مردم به وضوح متوجه شده‌اند که جمهوری اسلامی حتی در اوج عقب‌نشینی و شکست، همچنان در پی توجیه و فرافکنی است. همان‌طور که خامنه‌ای پس از کشته شدن حسن نصرالله توسط اسرائیل حاضر نشد شکست حزب‌الله را بپذیرد و مدعی پیروزی شد، اکنون نیز مقامات جمهوری اسلامی می‌کوشند پذیرش مذاکره با آمریکا را به‌عنوان اقدامی در راستای «منافع ملی» جا بزنند.

یکی از مصادیق بارز این تلاش برای توجیه، مصاحبه کوتاه عباس عراقچی است. او در مصاحبه‌ای با صداو سیما، تلاش می‌کند این چرخش ناگهانی سیاست خارجی را توجیه کند، اما جملاتش مملو از تناقض‌ است.

در بخشی از این مصاحبه، عراقچی می‌گوید مذاکره مستقیم یا غیرمستقیم تفاوتی ندارد، اما در عین حال بر «غیرمستقیم بودن» مذاکره تاکید دارد، گویی از بیان حقیقت فراری است. حتی در سطح واژگان، هنگامی که نام نماینده ویژه ترامپ را می‌برد، ابتدا واژه «تشریف می‌آورد» را استفاده می‌کند و بلافاصله، متوجه بار سنگین استفاده از این عبارت در جمهوری اسلامی می‌شود و آن را به «می‌آید» تغییر می‌دهد.

یکی دیگر از مواردی که باعث خشم و تمسخر مردم شده، ادعای عراقچی درباره نبود شبهه در مورد برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی است. او می‌گوید: «هیچ‌کس در دنیا در مورد صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران شبهه‌ای ندارد»، در حالی که هم‌اکنون آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در حال تهیه گزارشی درباره ابهامات برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی است. آلمان، فرانسه و بریتانیا نیز به‌صراحت نسبت به عدم شفافیت ایران در این زمینه اعتراض کرده‌اند و در گذشته قطعنامه‌ای علیه ایران به تصویب رسانده‌اند.

در مجموع، افکار عمومی نه‌تنها در برابر عقب‌نشینی جمهوری اسلامی سکوت نکرده، بلکه با دقت و صراحت، در حال نقد آن هستند. پیام‌های مردمی نشان می‌دهند که جامعه به‌شدت نسبت به تناقض‌های آشکار موجود در گفتمان رسمی جمهوری اسلامی حساس است و دیگر حاضر نیست این تناقض‌ها را نادیده بگیرد.

آن‌چه اکنون در فضای عمومی جریان دارد، نوعی «حساب‌کشی اجتماعی» از حکومت است؛ حکومتی که سال‌ها با ادعاهای پوچ و شعارهای توخالی، سیاست خارجی خود را به بن‌بست کشانده و امروز ناچار است، برای حفظ موجودیت خود، در برابر همان دشمنی که روزی او را «شیطان بزرگ» می‌خواند، سر تعظیم فرود آورد.