ویدیوهای رسیده حاکی است روز سهشنبه سوم مهرماه گروهی از کارگران معدن طزره در استان سمنان به دلیل نداشتن امنیت دست از کار کشیده و اعتصاب کردند.
در روز ۱۲ شهریور ۱۴۰۲، ریزش معدن طزره جان شش معدنچی را گرفته بود.
حدود یک سال پس از این واقعه، انفجار معدن معدنجوی طبس جان دستکم ۳۸ کارگر را گرفت.
به گفته خانواده جانباختگان و شماری از مسئولان و نمایندگان مجلس، علت این حادثه نیز بیتوجهی مدیران معدن به هشدار نشت گاز و شعف سیستم ایمنی بود.

مادر نفس حاجیشریف، یکی از دو دختری که فیلم بازداشت خشونتآمیز آنها به دست گشت ارشاد در اواسط مرداد منتشر شد، با اشاره به تهدیدهای قاضی دادگاه اطفال علیه او و دخترش گفت فیلمهای ضرب و جرح دخترش در پرونده نیست.
مریم عباسی، مادر نفس حاجیشریف، تاکید کرد برای پیگیری این پرونده اگر مجبور شود خودش را مقابل مجلس آتش میزند.
او روز سهشنبه سوم مهر به سایت دیدهبان ایران گفت که بازرسی فراجا، فیلمهای ون گشت ارشاد را برای دادسرای نظامی ارسال نکرده است.
عباسی گفت که قاضی دادگاه اطفال، دخترش را با سپیده قلیان مقایسه کرده و به آنها هشدار داده اگر پرونده را رسانهای کنند، ممکن است با اتهاماتی همچون «اقدام علیه امنیت ملی» روبهرو شوند.
قاضی به آنها گفته است: «من به خانواده سپیده قلیان هم گفتم که موضوع را رسانهای نکنند، دیدید چه اتفاقی برایشان افتاد؟ اگر شکایت کنید، پای امنیت و وزارت اطلاعات وسط میآید.»
سپیده قلیان، فعال مدنی، اواخر اسفند سال گذشته با پایان دوران حبس چهار سالهاش از زندان آزاد شد اما بعد از آزادی مقابل زندان اوین در حالی که حجاب اجباری بر سر نداشت علیه رهبر جمهوری اسلامی شعار داد: «خامنهای ضحاک، میکشیمت زیر خاک ...»
انتشار ویدیوی این اقدام او باعث شد ساعاتی پس از آزادی و در حالی که به سمت خانهاش در شهر دزفول میرفت، در جاده بازداشت و این بار به دو سال حبس محکوم شود.
او نخستین بار در شامگاه ششم اسفند ۱۳۹۵، زمانی که دانشجوی سال چهارم رشته دامپزشکی بود، در منزل پدریاش بازداشت و به مکان نامعلومی برده شد. دلیل بازداشت وی به نقل از یک منبع نزدیک به خانوادهاش «فعالیت در اینستاگرام» و «فعالیت مدنی» اعلام شد.
۲۷ آبان ۱۳۹۷ و در جریان اعتراضات کارگری ۹۷ خوزستان، قلیان همراه با شماری از کارگران معترض بار دیگر بازداشت شد.
بر اساس برخی گزارشها به نقل از بستگان نزدیک قلیان، او هنگام بازجویی مورد ضرب و شتم ماموران قرار گرفت. یکی از اتهامات قلیان، «اخلال در نظم عمومی» عنوان شد.
به گفته عباسی، مادر نفس حاجیشریف، او برای امضای رضایتنامه و گذشت از پرونده از سوی قاضی دادگاه اطفال تهدید به بازداشت شده است.
روز دوشنبه ۱۹ شهریور، عباسی از عدم برگزاری دادگاه خبر داده و گفته بود فقط برای مامور زنی که گفت انگشتش در رفته، جلسه دادرسی تشکیل دادند.
این تهدیدها باعث شده است خانواده نفس در آن لحظه از ادامه پیگیری شکایت خود صرفنظر کنند تا از عواقب سنگینتر جلوگیری کنند.
به گفته عباسی، پلیس حاضر به دریافت فیلم تصاویر دوربینهای مداربسته اطراف محل بازداشت نشده و بعدا به او گفتهاند که فیلمها پاک شده است.
او با تاکید بر اینکه سرهنگ شاکر، رییس پلیس امنیت اخلاقی، تحویل فیلمهای داخل ون به بازرسی فراجا را تایید کرده، گفت که حالا هیچ فیلمی در پرونده وجود ندارد و بازرسی فراجا هم فیلمهای ون را به دادسرای نظامی ارسال نکرده است.
عباسی ۳۱ مرداد در مصاحبهای با روزنامه اعتماد از تغییر ون گشت ارشاد در هنگام انتقال دخترش خبر داد و گفت: «بین راه، نفس را از ون اول پیاده و سوار ون دوم کردند تا اگر مسئولان قضایی درخواست دوربین ون را کردند، دوربین ون دوم را ارائه کنند.»
محسن کرمی، دادستان نظامی تهران، چهارشنبه ۱۷ مرداد از تعیین شعبه ویژه بازپرسی برای برای رسیدگی به این پرونده خبر داده بود.
رفتار خشونتآمیز ماموران گشت ارشاد جمهوری اسلامی با نفس و دوستش، یکی از آخرین نمونهها از برخوردهای گشت ارشاد با دختران و زنان ایران برای اعمال حجاب اجباری است.
درگیری ماموران پلیس با نفس و دوستش و اتفاقات پس از آن، در هفتههای اخیر توجه بسیاری را به خود جلب کرد.
ارتش اسرائیل اعلام کرد که از صبح روز سهشنبه موج دوم حملات هوایی خو را در لبنان تکمیل کرده و مواضع حزبالله را در دره بقاع و جنوب این کشور هدف قرار داده است.
به گفته ارتش، این حملات به ساختمانهایی که حزبالله در آنها تسلیحات، اتاقهای فرمان و زیرساختهای دیگر را ذخیره کرده بود، آسیب رساند.
ارتش اسرائیل گفت به حملاتش به هدفهای حزبالله ادامه میدهد تا قابلیتهای این گروه را نابود کند.
فولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد از هر کسی که در خاورمیانه یا جاهای دیگر نفوذ دارد، خواست تا از تشدید بیشتر درگیریها بین اسرائیل و حزبالله جلوگیری کنند.
او از تشدید شدید تنشها ابراز نگرانی کرد.
کرملین نیز در بیانیهای هشدار داد که حملات اسرائیل به لبنان پتانسیل ایجاد بیثباتی در خاورمیانه را دارد.
این بیانیه افزود از حملات اسرائیل به لبنان بسیار نگران است.
نجیب حسینی، نماینده مینودشت در مجلس، درباره حادثه معدن طبس گفت: «شنیده بودم که بهکرات در آنجا بسیاری از مسائل ایمنی رعایت نمیشود.»
او در ادامه گفت: «به جرات میگویم که هرگونه اعتراض کارگران در آن معادن، معادل اخراج آنهاست.»

«تله»، تازهترین ساخته ام. نایت شیامالان که بر پرده سینماهای آمریکا و بریتانیاست، قرار است یک تریلر هیجانانگیز درباره یک قاتل روانی باشد که داستانش متفاوت از نمونههای پیشین پیش برود اما فیلم در همین حد هم ناموفق است.
(هشدار: این مقاله بخشهایی از داستان را لو میدهد.)
البته شروع غافلگیر کننده فیلم، نوید فیلم جدی و متفاوتی را میدهد اما فیلم خیلی زود همه امیدهای یک تماشاگر جدی را نقش بر آب میکند. آغاز فیلم با رابطه عادی و لطیف یک دختر و پدرش پیش میرود که با هم به تماشای یک کنسرت آمدهاند: کنسرت لیدیریون که خواننده جوان مورد علاقه این دختر نوجوان و هم سن و سالهای اوست. اما خیلی زود میفهمیم که این پدر عادی و معمولی کسی نیست جز قاتلی که به نام «قصاب» معروف شده و حالا پلیس که میداند او در این کنسرت حضور دارد، با حضور پررنگ و همه جانبه ماموران، قصد دستگیریاش را دارد.
از عنوان فیلم (Trap به معنی تله)، به نظر میرسد تمام فیلم در این سالن بزرگ کنسرت خواهد گذشت؛ جایی که پلیس برای شخصیت اصلی فیلم تله گذاشته و میخواهد به هر قیمتی او را دستگیر کند و فیلم طبق معمول با بازی موش و گربه پلیس و قاتل پیش خواهد رفت.
حدود یک ساعت ابتدایی فیلم هم با تعلیقی قابل قبول در همین مکان میگذرد؛ با استفاده از فرمول معمول ژانر که در آن قاتل باهوشی سعی دارد به هر نحو ممکن راهکاری برای فرار از مخصمه بیابد و در مجموع طی این مدت داخل سالن، فیلمنامه با چفت و بستی قابل قبول پیش میرود، در عین حال که رابطه دوستانه و صمیمی او با دخترش و تلاشش برای محافظت از دختر و لو ندادن خودش در برابر او، زندگی دوگانه این شخصیت را به رخ میکشد و تشریح میکند، چیزی که در بخش دوم به مساله اصلی فیلم تبدیل میشود و قرار است فیلم را به یک اثر روانشناسانه نزدیک کند اما این بخش دوم تمام مشکلات فیلم را شکل میدهد؛ تمام بخشهایی که خارج از سالن کنسرت میگذرد و در واقع عهد ناگفته فیلمساز برای روایت یک قصه پرتعلیق در یک مکان بسته را میشکند، انگار که فیلمنامهنویس و فیلمساز، توانایی خلق تعلیق بیشتری را در داخل این سالن ندارند و بیجهت از آن خارج میشوند.
این خارج شدن، تمام ضعفهای پرداخت و شخصیتپردازی را نمایان میکند. جدای از این که نحوه خارج شدن آنها از سالن در نهایت در اجرا قابل باور نیست، وقایع بعدی هم چه در نحوه اجرا و چه در منطق داستانی، به شدت سطحی و بیمنطق به نظر میرسد.
حضور خودخواسته خواننده در خانه یک قاتل خطرناک و قهرمان شدن بیدلیل او (با وقایع مضحک مربوط به برداشتن تلفن همراه قاتل و بعد گنجاندن مساله شبکههای اجتماعی که تنها نوعی تن دادن به مسائل باب روز نوجوانانه است)، یکی از ضعفهای اصلی فیلمنامه را شکل میدهد.
در عین حال شیامالان که به رغم تحسین شدن برخی فیلمهایش، واقعا هیچ فیلم خوبی در کارنامه ندارد، در یک خودآگاهی بیدلیل، قصد ندارد تنها به ساخت یک اکشن قرص و محکم دل خوش کند و برعکس قصد دارد یک تریلر روانشناسانه و به زعم خود بسیار پیچیده درباره درون انسان را شکل دهد که تماشاگر را درگیر وجوه روانشناختی اثرش کند اما این وجه از فیلم چنان سطحی از کار درآمده که نه تنها وجهی جدیتر به فیلم شیامالان نمیدهد، بلکه فیلم را در بخشهایی مضحک هم میکند و ضعفهای فیلم را در باب شخصیتپردازی و پیشبرد وقایع بسیار پررنگتر از قبل جلوه میدهد.
تمام وقایع داخل خانه، چه زمانی که خواننده حضور دارد و چه زمانی که همسر قاتل با او در خانه تنها شده، قرار است این وجه روانشناسانه اثر را برجسته کند اما هر دو صحنه و دیالوگهایشان نه تنها کمکی به عمیقتر شدن وجوه روانی شخصیت نمیکند، بلکه فضای مضحکی را شکل میدهد که در سطح میماند.
یکی دیگر از این صحنهها زمانی است که قاتل قصد دارد خواننده را با خود ببرد و در جلوی پارکینگ، با همسر و فرزندانش روبهرو میشود: این رویارویی، قرار است دو نوع شخصیت مرد را در برابر هم قرار دهد؛ یک قاتل روانی و یک مرد خانواده که حالا رو در روی یکدیگر قرار میگیرند و مرد باید تصمیم بگیرد.
دیالوگهای این صحنه، نوع پرداخت آن و نوع پایان گرفتنش به قدری غیرقابل باور است که تماشاگر لحظهای حتی با دختر خواننده که قرار است در این صحنه قربانی باشد و ما را با خود همراه کند، همذاتپنداری نمیکند.
ام.نایت شیامالان، فیلمساز آمریکایی متولد هند که در سال ۲۰۰۰، زمانی که بسیار جوان بود و با فیلم «حس ششم» جوایز مختلفی به دست آورد، برای برخی استعداد تازهای در سینمای آمریکا به نظر میرسید اما فیلمهای بعدی او از قضاوت عجولانه و انتظار بیجایی خبر میداد که هیچ گاه پاسخ داده نشد و شیامالان به یک فیلمساز عمدتا تجاری تبدیل شد که روز به روز از سینمای جدی بیشتر فاصله گرفت و حالا با نگاه به کارنامهاش میتوان در بهترین حالت او را تنها یک تکنیسین نسبتا خوب هالیوودی قلمداد کرد.





