
دریک ون اوردن، عضو جمهوریخواه مجلس نمایندگان آمریکا، تصمیم دولت بایدن را برای توقف صادرات گاز طبیعی مایع (الانجی) آمریکا، به منزله برد چین، روسیه و جمهوری اسلامی خواند و گفت این تصمیم برای امنیت ملی و اقتصادی آمریکا پیامدهای سنگینی خواهد داشت.
ون اوردن گفت دولت بایدن با توقف صادرات الانجی، متحدان آمریکا را ناچار میکند برای تامین انرژی خود به «بازیگران بد» وابسته شوند.
دولت بایدن اعلام کرد با هدف بررسی تاثیرهای صادرات الانجی بر قیمت انرژی در آمریکا و امنیت انرژی و شرایط زیستمحیطی این کشور، صادرات این محصول را متوقف میکند.
این تصمیم با استقبال گروههای حامی محیط زیست همراه شده است.






سید مهدی موسویان، از بازداشتشدگان اعتراضات دی ماه ۹۶ در فرخشهر استان چهارمحال و بختیاری در اعتراض به خطر اجرای حکم کور کردن چشم چپ خود، در زندان شهرکرد اعتصاب غذا کرده است. موسویان به اتهام پرتاب سنگ به سمت یک مامور انتظامی و کور شدن چشم چپ او به «قصاص چشم چپ» محکوم شده است.
این شهروند در دی ۹۶ به اتهام سنگ انداختن به سمت یک سرهنگ نیروی انتظامی در جریان اعتراضات، بازداشت و از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به «قصاص بینایی چشم چپ» یا پرداخت دیه به شاکی محکوم شد.
موسویان در یک فایل صوتی از تماس تلفنیاش از زندان شهرکرد که در مرکز مشاوره و آموزش حقوقی «دادبان» منتشر شده است، به شرح جزییات بازداشت، محاکمه و صدور حکم خود پرداخت.
او در این فایل صوتی دلایل اعتصاب غذایش را «اعتراض به روند رسیدگی به پرونده، پایمال شدن حقوق خود، خطر اجرای حکم ناعادلانه قصاص چشم چپ و پاسخگو نبودن مراجع قانونی نسبت به وضعیت او» عنوان کرد.
موسویان گفت: «در تاریخ دهم دی ماه ۱۳۹۶ همزمان با اعتراضات دی ماه آن سال، زمانی که از سر کار ساختمانی به خانه برمیگشتم، به محل اعتراضات برخورد کردم و در آنجا نیروهای کلانتری و یگان ویژه با جمعیت مردم که حدود ۷۰۰ نفر بودند درگیر شدند و مردم هم اقدام به سنگپراکنی کردند. در آن حین سنگی به یکی از سرهنگهای نیروی انتظامی برخورد کرد و باعث نابینا شدن چشم چپ او شد.»
این شهروند در ادامه گفت: «پس از چند روز و بازجویی حدود ۵۰ تن از معترضان در کلانتری فرخشهر حاضر و مورد بازجویی قرار گرفتم اما از آنجا به اداره اطلاعات شهرکرد منتقل و بعد به اتهام جرح عمدی نقض عضو (چشم) و دعوت و تحریک مردم به اغتشاش و بر هم زدن امنیت عمومی به زندان شهرکرد منتقل شدم.»
او تاکید کرد در تمامی بازجوییها و دادگاه، از حق داشتن وکیل انتخابی محروم بوده است و در ادامه گفت: «بارها اعلام کردم کار من نبوده، سنگپرانی به صورت دستهجمعی در تاریکی شب صورت گرفته و امکان تشخیص اینکه سنگ مورد اصابت به چشم ایشان از جانب چه کسی بوده وجود ندارد. سرانجام بدون ادله اثبات کننده، با شهادت و ادعای کذب سه تن از همکاران شاکی، به قصاص چشم چپ و پرداخت دیه شاکی محکوم شدم.»
به گفته موسویان، این حکم که در دیوان عالی کشور تایید و قطعی اعلام شده است، در اسفند ۱۴۰۰ به مرحله اجرا رسیده و شاکی خواستار اجرای حکم یا دریافت دیه سنگین شده است.
اکنون دادبان به نقل از یک منبع مطلع نوشته است: «قرار است طی روزهای آینده حکم قصاص چشم موسویان در شهرکرد اجرا شود و شاکی ۱۴ میلیارد تومان خواسته تا از قصاص چشم منصرف شود.»
سازمان حقوق بشر ایران با انتشار گزارشی در همین زمینه ضمن محکوم کردن احکام غیرانسانی قصاص عضو، از جامعه جهانی خواست تا دیر نشده، در تماس با مقامهای جمهوری اسلامی هر چه در توان دارند برای توقف اجرای این حکم و لغو آن به کارگیرند.
محمود امیریمقدم، مدیر این سازمان در این باره گفت: «سازمان ملل نباید در سال ۲۰۲۴ کور کردن را به عنوان مجازات توسط یکی از کشورهای عضو برتابد.»
حکم نقص یا قطع عضو از جمله موارد نافی اصل کرامت انسانی است و کنوانسیون بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی به صراحت استفاده از چنین مجازاتهایی را ممنوع کرده است.
سازمان ملل متحد، سازمان عفو بینالملل و دیگر نهادهای حقوق بشری بارها خواهان توقف صدور و اجرای این «احکام مجازات غیرانسانی» در ایران شدهاند.
همزمان صدور و اجرای چنین احکامی در قوه قضاییه جمهوری اسلامی ادامه دارد.
نرگس محمدی، فعال حقوق بشر زندانی و برنده جایزه نوبل صلح ۲۰۲۳ با نوشتن نامهای از زندان اوین، از آنتونیو گوترش، دبیر کل سازمان ملل متحد خواست آپارتاید جنسی و جنسیتی را همانند آپارتاید نژادی به عنوان یکی از مصادیق جنایت علیه بشریت در اسناد بینالمللی جرمانگاری کند.
این فعال حقوق بشر در نامه خود با بیان اینکه «دهههاست زیست زنان در ایران در سایه حکومت جمهوریاسلامی با انواع تبعیضهای جنسی و جنسیتی روبهروست»، نوشت: «جمهوریاسلامی به شکل سیستماتیک و هدفمند با استفاده از تمام ابزار و قوای حکومت به ویژه با وضع قوانین، سیاست فرودستسازی زنان را پیش برده و حقوق انسانی زنان را سلب میکند.»
نرگس محمدی تاکید کرد: «در چنین وضعیتی نه فقط زنان، بلکه کل جامعه ایران از پیامدهای هولناک و جبرانناپذیرِ تبعیضِ پُردامنه نهادینهشده رنج میبرد.»
مهر ماه امسال دهها چهره سرشناس و فعال حقوق بشر در نامه سرگشادهای از کشورهای عضو سازمان ملل خواستند آپارتاید جنسیتی را در پیشنویس کنوانسیون جنایت علیه بشریت بیفزایند.
محمدی با ذکر این نکته که در جامعهای که نیمی از جمعیت آن از حقوق انسانیشان محروم هستند، بحث بر سر تحقق دموکراسی، حقوقبشر، آزادی و برابری بیمعناست، خطاب به دبیر کل سازمان ملل نوشت: «در جامعهای که زنان به دلیل زن بودن تحت ستم و تبعیض بیامان و پایانناپذیر قراردارند، بشریت به معنای واقعی در ورطه انهدام میافتد.»
به باور این فعال حقوق بشر، در کشورهایی چون ایران و افغانستان، حکومتهای جمهوریاسلامی و طالبان، سلطه بر زن را به عنوان اهرمی برای بسط استبداد و سیطره و سرکوب بر کل جامعه روا داشتهاند و از دین به عنوان پوششی برای استبداد و سلطهگری بهره میگیرند: «این در حالی است که جنایتی باورنکردنی علیه زنان را در تاریخ رقم میزنند و جهان شاهد و نظارهگر است.»
اسفند ماه ۱۴۰۱، جمعی از فعالان زن سرشناس ایرانی و افغان با انتشار نامهای سرگشاده به یک کارزار علیه تبعیض جنسیتی در ایران و افغانستان پیوستند و از کشورهای جهان خواستند برای مقابله با این تبعیض و پایان دادن به آن، جنایات برآمده از آن را به رسمیت بشناسند.
در بخشی این نامه آمده بود: «ما از دولتها میخواهیم جنایات تبعیض جنسیتی را که اکنون در جمهوری اسلامی ایران و افغانستان تحت حکومت طالبان وجود دارد، برای مقابله و در نهایت پایان دادن به نظامهای آپارتاید جنسیتی این دو کشور، به رسمیت بشناسند.»
طالبان بعد از روی کار آمدن دوباره در افغانستان، دهها قانون که حقوق زنان این کشور را به طور سیستماتیک، گسترده و سراسری نقض میکند، وضع کرده است.
اکنون نرگس محمدی در نامه خود با بیان اینکه معتقد است «آپارتاید جنسیتی باید همانند آپارتاید نژادی یکی از مصادیق جنایت علیه بشریت شناخته شود» تاکید کرد: «انتظار میرود سازمان ملل متحد آپارتاید جنسی و جنسیتی را به عنوان جنایت علیه بشریت در اسناد بینالمللی جرمانگاری کند.»
برنده جایزه نوبل صلح سال ۲۰۲۳ در ادامه نوشت: «ما ادعا داریم حکومتهایی از جمله جمهوری اسلامی چنین شکلی از جنایت علیه بشریت را علیه زنان به دلیل جنس و جنسیت آنان روا داشتهاند و استدلال ما بر این ادعا کارنامه زنستیزانه حکومت در عرصههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و آموزشی، همچنین ساختار متصلب و قوانین تبعیضآلودِ آن است.»
جمهوری اسلامی از ابتدای تاسیس خود در بیش از ۴۰ سال گذشته همواره سیاستهای تبعیضآمیز از جمله حجاب اجباری برای زنان را اعمال کرده و هر ساله تلاش کرده قوانین محدود کنندهای علیه آنها تصویب کند.
محمدی در نامهاش نگاهی اجمالی به «قوانین ضد زن» در جامعه ایران انداخته و آن را نشاندهنده مولفههای جداسازی و انقیاد زنان در جامعه دانسته است.
نرگس محمدی در سالهای گذشته بارها با عناوین اتهامی مختلف به دلیل فعالیتهای حقوق بشریاش بازداشت، محاکمه و حدود شش سال زندانی شد.
او آخرین بار در آبان ۱۴۰۰ بازداشت شد و از آن زمان تا کنون در پروندههای مختلف مجموعا به ۱۲ سال و سه ماه زندان، ۱۵۴ ضربه شلاق، چهار ماه رفتگری و نظافت خیابانها، دو سال ممنوعالخروجی، دو سال منع استفاده از تلفن هوشمند، دو فقره جزای نقدی، محرومیتهای اجتماعی و سیاسی و تبعید محکوم شده است.
تشدید حملات سایبری از سوی جمهوری اسلامی و افزایش پیچیدگی آنها در سالهای اخیر موجب شده است کارشناسان امنیت سایبری نسبت به گسترش توانایی حکومت ایران در این زمینه هشدار دهند.
به گفته گیل مسینگ، رییس دفتر شرکت امنیت سایبری اسرائیلی «چکپوینت»، هکرهای حکومتی ایران در سالهای گذشته در زمینه تولید و توسعه بدافزارهای اختصاصی به پیشرفت قابل توجهی دست پیدا کردهاند.
او تاکید کرد تکنیکهای مهندسی اجتماعی و فیشینگ به کار گرفته شده در حملات سایبری اولیه جمهوری اسلامی به سادگی قابل تشخیص بودند اما بررسی حملات اخیر هکرهای حکومتی ایران نشان میدهد آنها از بدافزارهای پیشرفتهای استفاده میکنند که حتی در محیطهای امن میتوانند برای مدتها بدون شناسایی به جاسوسی از قربانی بپردازند.
ایراناینترنشنال به اطلاعاتی اختصاصی دست یافته است که نشان میدهند وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در قالب یک شرکت پوششی به اهداف غیرنظامی در اسرائیل حمله سایبری میکند.
بر اساس این اطلاعات، گروه سایبری «سایه سیاه» که مسوول حمله سایبری به بیمارستان زیو در شهر صفد در شمال اسرائیل است، در قالب شرکت «راهکارهای فنآوری اطلاعات جهتپرداز» در تهران فعالیت میکند.
دفاتر عملیاتی این گروه سایبری در دو نقطه تهران قرار دارند: یکی پلاک ۲۳ خیابان نورمحمدی در خیابان شریعتی و دیگری پلاک چهار کوچه قنبرزاده چهار در خیابان عشقیار واقع در بزرگراه سلیمانی.
به گفته مسینگ، جمهوری اسلامی اکنون برخی قابلیتهای پیشرفته را در اختیار دارد که حتی تا یک سال پیش آنها را نداشته است.
این کارشناس امنیت سایبری یادآور شد جمهوری اسلامی قربانیان خود را به دقت هدف قرار میدهد.
به گفته او، نظام ایران بیش از همه تمرکز خود را روی نهادهای دولتی مانند وزارتخانهها و شرکتهایی معطوف کرده که دادههای زیادی در اختیار دارند و اغلب مجموعههای هدف در خاورمیانه، به ویژه در اسرائیل قرار دارند.
گیل مسینگ در ادامه به برخی نشانههای پیش از جنگ بهعنوان مقدمهای برای آغاز حمله حماس به خاک اسرائیل اشاره کرد.
در یک نمونه، گروهی هکری یک روز پیش از آغاز حمله مدعی شد به تاسیسات برق یکی از شهرهای جنوبی این کشور حمله کرده است. ادعای دروغینی که در عمل روی نداده بود.
مسینگ این حادثه را نمونهای از الگوی تشدید تهاجم سایبری از سوی گروههای مورد حمایت جمهوری اسلامی برشمرد.
کارشناس شرکت چکپوینت تاکید کرد از میان ۱۵۰ گروه هکری حکومتی در جهان، ۱۰ مورد از آنها بیشترین تاثیر مخرب را بر زیرساختهای اسرائیل دارند.
یکی از این گروههای وابسته به ایران که خود را «سايبر طوفان» مینامد در ماههای اخیر حملات متعددی به شرکتهای مستقر در اسرائیل کرده است.
از این حملات بهعنوان تلاشی برای بر هم زدن فضای اقتصادی این کشور و ایجاد جبهه نبرد موازی در حوزه سایبری و در ابعاد جنگ فیزیکی فعلی یاد میشود.
اوایل دی امسال گروه هکری سایبر طوفان مدعی شد به سایت دهها سازمان فعال در اسرائیل از جمله شرکتهای بینالمللی مانند اسپیساکس، تویوتا و ایکیا که با این کشور تجارت میکنند نفوذ کرده است.
بررسی جزییات این حمله نشان میداد حدود یکسوم قربانیان این گروه هکری، پس از گذشت هفتهها از زمان وقوع حمله نتوانستند دادههای خود را بازیابی کنند.
در روزهای گذشته شرکت مایکروسافت گزارشی درباره حمله سایبری یکی از گروههای وابسته به جمهوری اسلامی معروف به «طوفان شنی نعنایی» یا «بچه گربههای دلربا» منتشر کرد.
مایکروسافت تاکید کرد هکرهای حکومتی ایران در این حملات با ترکیب مهارت مهندسی اجتماعی و صبر برای جلب اعتماد قربانیان به گونهای عمل کردهاند که محتوای ایمیلهای فیشینگ ارسال شده آنها به قربانیان فاقد علایم عمومی برای شناسایی بوده است.
آیا میدانید «استرس» چیست و چه فرقی با «اضطراب» دارد؟ بسیاری از ما در بیشتر مواقع این دو را اشتباه میگیریم و به غلط درباره احساسی که تجربه میکنیم به کار میبریم اما به گفته کارشناسان، دانستن تفاوت مفاهیم مختلف به ما در برخورد صحیح با آنها کمک میکند.
نشریه بریتانیایی تلگراف در گزارشی نوشت بیش از چهار هزار نفر در نظرسنجی بنیاد سلامت روان شرکت کردند و ۷۴ درصدشان گفتند در سال گذشته به قدری استرس داشتهاند که احساس میکردند کم آوردهاند یا نمیتوانند با آن کنار بیایند.
بنیاد سلامت روان در یک نظرسنجی جداگانه از شش هزار نفر، نشان داد که ۶۰ درصد از شرکتکنندگان در دو هفته گذشته در سطحی، اضطراب را تجربه کردهاند و بر کیفیت زندگی روزمره آنها تاثیر گذاشته است.
تلگراف در ادامه افزود با توجه به نتایج این نظرسنجیها میتوان دید که گاهی اوقات ما اصطلاحات استرس و اضطراب را به جای یکدیگر استفاده میکنیم. این در حالی است که هر چند علایم اضطراب و استرس میتوانند مشابه باشند اما این دو اختلال، وضعیتهای جداگانهای با دلایل مختلفاند.
کریس ویلیامز، استاد بازنشسته روانشناسی اجتماعی از دانشگاه گلاسکو و بنیانگذار وبسایت Living Life to the Full، گفت: «استرس و درجاتی از اضطراب برای بقا مفیدند. اگر استرس و درجاتی از هوشیاری را احساس نمیکردیم، بدون احساس نگرانی ناگهان وارد خیابان میشدیم و جلوی ماشینهای در حال حرکت قرار میگرفتیم. اگر احساس اضطراب نمیکردیم، اغلب برای انجام وظایف خود انگیزه ضعیفی داشتیم.»
استرس چیست؟
به گفته «موسسه خیریه انگلیسی اضطراب»، استرس معمولا پاسخ به محرکهای خارجی مانند یک مهلت تحویل کاری فشرده یا یک مشاجره است و اغلب پس از یافتن راهحل از بین میرود.
دکتر تارا کوین چیریلو، روانشناس از انجمن روانشناسی بریتانیا توضیح داد: «استرس پاسخ به یک عامل استرسزا یا درخواستی مانند سخنرانی یا شرکت در امتحان است که از شما میشود و شروع شدیدی دارد. این نوع استرس معمولا کوتاهمدت است؛ گرچه گاهی اوقات اگر با عوامل استرسزای متعددی سروکار داشته باشید، میتواند مزمن شود.»
چیریلو گفت: «استرس کوتاه مدت، نوع خوب آن است که میتواند به شما انگیزه دهد کارهایتان را به موقع انجام دهید اما طولانیمدت شدنش میتواند بر سلامت جسمی و روانی شما تاثیر بگذارد.»
ویلیامز در توضیح استرس گفت: «اگرچه احساس درجهای از فشار میتواند شما را برای رویارویی با چالشها ترغیب کند اما اگر این فشار بیش از حد بزرگ، سخت و طاقتفرسا باشد و در یک بازه زمانی بسیار کوتاه روی دهد، میتواند افراد را به سمت استرس یا اضطراب مزمن سوق دهد.»
اضطراب چیست؟
به گفته چیریلو، اضطراب معمولا به یک رویداد یا محرک خاص مرتبط نیست بلکه بیشتر نگرانی در مورد مسایل گوناگون است نه فقط یک رویداد کوتاهمدت خاص مانند «وضعیت استرس».
اضطراب مجموعهای از احساسات است که معمولا با نگرانی، ترس یا دلهره همراه است کو اغلب نیاز به وجود یک تهدید ظاهری ندارد.
چیریلو در ادامه گفت: «اضطراب بر خلاف استرس که به صورت ناگهانی بروز میکند، در طول زمان افزایش مییابد. ممکن است شما در ابتدا دچار استرس شوید و مرتب در این شرایط استرسزا قرار بگیرید. در چنین شرایطی و تحت تاثیر مجموع این اثرات، دچار اضطراب خواهید شد.»
استرس و اضطراب چه حسی در شما بهوجود میآورند؟
علایم استرس و اضطراب میتوانند شامل احساس سر در گم شدن، داشتن افکار نگرانکننده، تحریکپذیری، مشکلات خواب و مشکل در تمرکز باشند.
چیریلو گفت: «استرس و اضطراب میتواند بر بدن شما تاثیر بگذارد و باعث تنش عضلانی در گردن، شانهها و شقیقهها شود. ممکن است علایم فیزیکی دیگری از جمله مشکلات خواب، مشکلات گوارشی و احساس دلشوره داشته باشید. ممکن است متوجه شوید تندتر نفس میکشید یا قلبتان تند میزند. استرس و اضطراب میتوانند خستهکننده باشند، بنابراین ممکن است احساس خستگی و فرسودگی کنید اما این مورد را بیشتر در اضطرابی که برای مدت طولانی ادامه مییابد، تجربه میکنید.»
تفاوت بین استرس و اضطراب
به گفته چیریلو، اگرچه بین استرس و اضطراب همپوشانی وجود دارد، تفاوت اصلی این است که علایم اضطراب تداوم مییابند و شدیدتر میشوند و عموما محرک آشکاری ندارند، در حالی که استرس معمولا در پاسخ به یک تقاضا یا رویداد قابل شناسایی و اغلب شدیدتر و کوتاهمدتتر است.
ویلیامز گفت که افراد مبتلا به اضطراب معمولا از چیزهایی که ترسناک به نظر میرسند اجتناب میکنند.
او افزود: «اضطراب شدید شخص را از انجام کارهایی که معمولا انجام میدهد باز میدارد. این افراد ممکن است اضطراب اجتماعی داشته باشند و از اجتماعات یا مکانهای شلوغ مانند حمل و نقل عمومی اجتناب کنند. آنها ممکن است افکار نگرانکننده و احساسات وحشتناک را تجربه کنند و برای رفع نگرانیهایشان چیزهایی مانند الکل، غذا یا سیگار مصرف کنند یا برای حمایت به افراد دیگر تکیه کنند.»
اضطراب منجر به اقداماتی میشود که اعتماد به نفس فرد را کاهش میدهند و بنابراین ترس از موقعیتهای گوناگون را ایجاد میکند. این بدان معنی است که دنیای فرد مبتلا به اضطراب مزمن کوچکتر میشود، اعتماد به نفس خود را از دست میدهد و احساس ترس میکند.
آیا استرس میتواند به اضطراب تبدیل شود؟
چیریلو در پاسخ به این سوال تلگراف گفت: «بله، کاملا! اگر چندین عامل استرسزا دارید و سطح استرستان از بین نمیرود، ممکن است دچار اضطراب شده باشید.»
چه چیزی باعث ایجاد استرس و اضطراب میشود؟
اضطراب در اثر تبدیل استرس به نگرانیهای متعدد و مداوم ایجاد میشود. بنابراین مغز شروع به دیدن همه چیز به عنوان یک تهدید بالقوه میکند.
شما متوجه میشوید نگران چیزهایی هستید که در گذشته اتفاق افتادهاند و چیزهایی که ممکن است در آینده رخ بدهند.
دانشمندان هنوز نمیدانند چرا برخی افراد به اختلالات اضطرابی مبتلا میشوند اما عوامل مختلفی از جمله زن بودن، داشتن یک خویشاوند نزدیک مبتلا به اختلال اضطرابی، تجربه رویدادهای استرسزا در زندگی مانند خشونت خانگی یا سوءاستفاده، مشکلات مواد مخدر یا الکل در این زمینه شناسایی شدهاند.
شرایط سلامت جسمانی مانند درد مزمن نیز میتواند از دلایل ابتلا به اختلال اضطراب باشد.
چگونه استرس و اضطراب را مدیریت کنیم؟
چیریلو: «مهم است بدانیم استرس و اضطراب پاسخهای طبیعی هستند و درک کنیم که چرا ذهن و بدن شما به این شکل واکنش نشان میدهند.»
به گفته او، برخی افراد بهطور طبیعی بیش از دیگران استرس و اضطراب دارند.
ممکن است آنها تجربیات نامطلوبتری از زندگی داشته باشند.
مغز ما به خوبی این تجربیات را ذخیره میکند زیرا باید بداند در صورت بروز مجدد آن تهدیدها چه کاری انجام دهد.
چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد این است که مغز شما میتواند بیش از حد کار کند و همه چیز را به عنوان یک استرس بالقوه در نظر بگیرد.
مکانیسمهای مقابلهای
به گفته انجمن روانشناسی آمریکا، استرس خفیف و اضطراب خفیف به مکانیسمهای مقابلهای از جمله ورزش کردن، پایبندی به یک روال خواب ثابت و داشتن یک رژیم غذایی مغذی، رنگارنگ و متنوع، به خوبی پاسخ میدهند.
دیگر مکانیسمهای مقابلهای خودیاری که انجمن روانشناسی آمریکا آنها را توصیه میکند عبارتند از حذف یا تلاش برای کاهش منبع استرس در صورت امکان، دریافت حمایت از خانواده و دوستان، حمامهای گرم، ماساژ و حرکات کششی برای کاهش تنش عضلانی، بیرون رفتن در فضای سبز، انجام فعالیتهایی که از آن لذت میبرید و ....
این انجمن توصیه میکند با انجام تکنیکهایی مانند تمرکز حواس، افکار منفی خود را مجددا تنظیم کنید.
در این تمرینها به ذهن خود یاد میدهید روی لحظه حال تمرکز کند و در عین حال با آرامش، افکار و احساسات خود را بپذیرید.
تکنیکهای تنفسی، اولویتبندی کارهای مهم و مدیریت زمان، جستوجوی نکات مثبت در زندگی، داوطلب شدن برای کمک به دیگران و ایجاد چالشهایی مانند دویدنهای روزانه نیز میتوانند در کاهش استرس موثر باشند.
چه زمانی باید برای درمان استرس یا اضطراب اقدام کنیم؟
دیوید اسمیتسون، یک مدیر در موسسه خیریه اضطراب گفت: «اگر احساس استرس یا اضطراب میکنید و این زندگی روزمره، سلامت جسمی یا روانی شما را تحت تاثیر قرار داده، بهتر است کمک بگیرید.»
بر این اساس اگر استرس شما ناشی از محل کار است، میتوانید با مدیر خود در مورد گرفتن مرخصی یا کاهش حجم کار خود صحبت کنید تا مقداری از فشار کارتان کم شود.
اسمیتسون در ادامه گفت: «مردم هنوز به دلیل شرمساری، از بیان چنین موضوعاتی خودداری میکنند. آنها نگران قضاوت شدن، ضعیف یا شکست خورده پنداشته شدن هستند اما اینکه احساس خوبی نداشته باشید امری عادی است. پس خودتان را معذب نکنید و برای کمک گرفتن اقدام کنید.»
ویلیامز گفت: «اگر علایم اضطرابی شدیدی مانند حملههای عصبی را تجربه میکنید، مراجعه به پزشک مفید است.»
در این حملات، افراد افزایش میزان آدرنالین را تجربه میکنند و احساس میکنند قرار است اتفاق وحشتناکی بیفتد.
پزشک میتواند علل فیزیکی احتمالی حملههای عصبی مانند مشکلات قلبی یا دیابت را ارزیابی کند.
درمان استرس و اضطراب
بسته به شدت علایم، درمانها شامل درمانهای روانشناختی و دارو درمانی میشوند.
در دستورالعملهای موسسه ملی بهداشت و مراقبت (Nice) انگلیس، درمان شناختی-رفتاری سیبیتی (CBT) برای درمان اختلال اضطراب فراگیر (GAD) توصیه شده است. تکنیکی که در آن به شما آموزش داده میشود تا درک کنید افکار ما بر احساسات و اعمال ما تاثیر میگذارند.
اختلال اضطراب فراگیر با داشتن نگرانیهایی متعدد و بیش از حد مشخص میشود که کنترل آنها دشوار است.
در بریتانیا این اختلال از هر ۲۵ نفر یک نفر را تحت تاثیر قرار میدهد.
طبق تعریف موسسه ملی بهداشت و مراقبت، اختلال اضطراب فراگیر، بروز نگرانیهای مفرط برای مدت زمان بیش از شش ماه است.
ویلیامز افزود: «درمان اختلال اضطراب فراگیر برای درمان اضطراب شدید بسیار موثر است. این روش درمانی به افراد کمک میکند تا افکار خود را متعادل و به اتفاقها متفاوت نگاه کنند و با ترسهای خود به صورت برنامهریزی شده و گام به گام همراه با ایجاد اعتماد به نفس روبهرو شوند.»
البته درمان اختلال اضطراب فراگیر سیبیتی برای افرادی که مشکلات سلامت روانی پیچیدهتری دارند همیشه به تنهایی موثر نیست و پزشک ممکن است یک داروی ضد افسردگی مانند یک مهارکننده انتخابی باز جذب سروتونین تجویز کند.
ویلیامز گفت: «من فکر میکنم بهتر است ابتدا درمانهای روانی-اجتماعی مانند سیبیتی را انجام دهیم.»
معصومه نجفی پازوکی، معاون آموزش ابتدایی وزیر آموزش و پرورش روز جمعه شش بهمن به آمار ترک تحصیل کودکان اشاره کرد و گفت حدود ۳۰ هزار دانشآموز دارای معلولیت به دلیل محدودیتها، نمیتوانند مدرسه بروند.
سالهای گذشته گزارشهای متعددی درباره ترک تحصیل کودکان دارای معلولیت جسمی و حرکتی به دلیل مناسبسازی نشدن مدارس منتشر شده است.
بسیاری از کودکان دارای معلولیت جسمی و حرکتی به خصوص در شهرهای کوچک و مناطق دور از مرکز، از حضور در مدرسه محروم یا مجبور به ترک تحصیل شدهاند.
چندی پیش رامک حیدری، مدیرعامل انجمن حمایت از بیماران دیستروفی با اشاره به مناسبسازی نشدن مدرسههای کشور برای افراد دارای معلولیت گفت ۸۰ درصد کودکان مبتلا به این بیماری ترک تحصیل کردهاند.
دیستروفی بیماری ژنتیکی پیشروندهای است که به مرور منجر به تخریب یا بروز اختلال در عضلات و ماهیچهها و در نتیجه ناتوانی در حرکت میشود.
به گفته حیدری، کودکان مبتلا به این بیماری در سنین هفت یا هشت سالگی که توان راه رفتن داشتهاند، به مدرسه رفته و بعد با «پیشرفت بیماری و لزوم استفاده از ویلچر»، از تحصیل بازماندهاند.
علاوه بر افراد دارای معلولیت، شماری از دیگر دانشآموزان نیز در سالهای گذشته از تحصیل بازماندهاند.
معصومه نجفی پازوکی درباره شمار و آمار این دانشآموزان به خبرگزاری ایرنا گفت وزارت آموزش و پرورش آمار دقیقی از این کودکان ندارد.
او همزمان تاکید کرد آمار واقعی در این زمینه «چندان تکاندهنده نیست».
نجفی پازوکی به یک سرشماری اولیه درباره دانشآموزان بازمانده از تحصیل در سال ۱۴۰۱ اشاره کرد که رقم ۲۰۰ هزار نفر را نشان میدهد اما گفت این رقم واقعی نیست: «بعدا مشخص شد برخی دانشآموزان فوت یا مهاجرت کردهاند یا سامانه ثبت احوال دچار نقص بوده.»
به گفته این مقام آموزش و پرورش، آخرین آمارها نشان میدهند حدود ۱۴۰ هزار دانشآموز از تحصیل در مقطع ابتدایی بازماندهاند.
خبرگزاری ایرنا با استناد به آمارهای ارائه شده از سوی مسوولان آموزش و پرورش نوشت که در مهر سال ۱۴۰۱، حدود ۹۰۰ هزار دانش آموز بازمانده از تحصیل در کشور وجود داشت که بیش از ۲۰۴ هزار نفر آنها در دوره ابتدایی بودند.
دی ماه سال گذشته مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی گزارشی درباره بازماندن از تحصیل طی سالهای ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۰ منتشر و اعلام کرد در هفت سال مورد نظر، تعداد افراد بازمانده از تحصیل ۲۶ درصد رشد کرده است.
بیشترین آمار ترک تحصیل مربوط به استان سیستان و بلوچستان است که بسیاری از شهروندانش یا به مدرسه دسترسی ندارند یا در مدارس کپری درس میخوانند.
یکم مهر امسال روزنامه شرق در گزارشی به وضعیت کودکان کار در استان سیستان و بلوچستان و ترک تحصیل پس از مقطع ابتدایی پرداخت و نوشت که فاصله بعضی روستاهای این استان تا مدرسه به ۲۰ تا ۵۰ کیلومتر میرسد.
به گفته کارشناسان، در این بازه زمانی بیش از ۶۰۰ هزار کودک از دبستان ترک تحصیل کردهاند که با اضافه کردن دبیرستانیها، این آمار به دو میلیون نفر میرسد.
اوایل شهریور امسال یوسف نوری، وزیر سابق آموزش و پرورش با استناد به نتایج سرشماری سال ۱۳۹۵ گفت هشت میلیون و ۷۹۵ هزار فرد برابر با بیش از یکدهم جمعیت ایران بیسواد مطلق هستند.
گروهی از متخصصان و کارشناسان روز هشتم آذر با انتشار گزارشی تفصیلی، به بررسی بحرانهای آموزش و پرورش در ایران پرداختند و گفتند علاوه بر بازماندگان از تحصیل، جمعیت بزرگی از نوسوادان و بیسوادان برابر با حدود ۱۸ میلیون نفر، فرصت یادگیری با کیفیت را از دست دادهاند.
بر اساس نتایج پژوهش آنان، نظام آموزشی کشور دچار «بحران کیفیت، عدالت و مشروعیت» است و رویکردهای حکمرانی منجر به ناکارآمدی و مزمن شدن مشکلات این حوزه شده است.