• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

کار در دنیای پساکرونا؛ چرا مدیران اجرایی کار در دفتر را می‌پسندند؟

۱۷ آبان ۱۴۰۰، ۰۸:۲۶ (‎+۰ گرینویچ)

نشریه اکونومیست در گزارشی به انگیزه‌های مدیران اجرایی شرکت‌ها برای بازگرداندن کارکنان به دفتر کار و شکاف میان نظر آنان و کارکنانشان و مزایا و معایب کار در محیط دفتر و خانه در دنیای درگیر با کرونا پرداخته است.

دفتر کار قرار است جایی باشد که مردم را گرد هم بیاورد، اما به‌جای آن به منبع تفرقه تبدیل شده است. برای برخی بازگشت به محل کار در دوران پساکرونا فرصتی برای دوباره معلوم کردن حدومرز بین خانه و کار و همچنین دیدار دوباره با همکاران است. اما برای بعضی دیگر، نمودار چیزی جز رفت‌وآمد بیهوده و بالا رفتن احتمال خطرات مربوط به سلامت نیست. عواملی که ترجیحات افراد را شکل می‌دهند بسیارند. اما یکی از آنها به وضوح «ارشد بودن و برتری داشتن» است.

«اسلک»، یک نرم‌افزار پیام‌رسان، دائما نظرسنجی‌هایی درباره آینده کار در جهان انجام می‌دهد. آخرین نظرسنجی «اسلک» نشان می‌دهد که مدیران اجرایی شرکت‌ها بسیار بیشتر از سایر کارکنان به حضور در محل کار علاقه دارند. ۷۵ درصد آنانی که در رده‌های بالاتر قرار دارند و دورکاری می‌کنند، دلشان می‌خواهد سه روز در هفته یا بیشتر در دفتر باشند، اما تنها ۳۴ درصد کارکنانی که سمت اجرایی ندارند، خواهان حضور این چنینی در دفتر کارند.

این اختلاف‌نظر در بسیاری از شرکت‌ها نمودار شده است. در اوایل سال ۲۰۲۱ کارکنان شرکت اپل در نامه‌ای سرگشاده به تیم کوک، مدیرعامل اجرایی این شرکت، با این تصور که کارکنان تشنه بازگشت بر سر میز کارشان در دفترند، مخالفت کردند. در نامه آمده بود که انگار انفصالی میان تفکر مدیران اجرایی شرکت اپل درباره دورکاری و انتخاب مکان کاری منعطف، با تجربیات زیستی کارکنان اپل وجود دارد.

سوال این است که چرا «کله‌گنده‌ها» انقدر به دفتر کار علاقه دارند؟ سه دلیل به ذهن می‌رسد: بدگمانانه، مهربانانه و ناخودآگاهانه.

بدگمانانه

دلیل بدگمانانه این است که مدیران اجرایی جایگاهی که محیط کار به آنان می‌بخشد را دوست دارند. آنان در طبقات بالاتر و اتاق‌های بهتر با فرش‌های نفیس می‌نشینند، دسترسی به آنها اجازه می‌خواهد. راه رفتنشان در دفتر کار، خودبه‌خود تشریفات است. وقتی در جلسات کاری حضور پیدا می‌کنند هم بهترین صندلی مال آنهاست. اما روی پلتفرم «زوم» برای جلسات آنلاین شان و جایگاه نمود کمتری دارد. «زوم» به کسی القاب پرطمطراق نمی‌دهد. بزرگترین امتیاز مدیران اجرایی روی «زوم» نبستن صداست؛ که آن هم آنقدری شبیه نمایش قدرت هنگام استفاده از اتاق غذاخوری مدیریت نیست.

مهربانانه

دلیل مهربانانه این است که مدیران اجرایی فکر می‌کنند تعاملات حضوری و شخصی برای محل کاری که هدایتش را در دست دارند، بهتر است. رییس اجرایی بانک «جی‌پی مورگان» در اوایل سال ۲۰۲۱ گفت که کار از خانه به درد افرادی که می‌خواهند خود را به آب و آتش بزنند نمی‌خورد، به کار فرهنگ نمی‌آید و برای ایده‌سازی هم خوب نیست.

کن گریفین، رییس اجرایی شرکت خدمات مالی «سیتادل»، هم به افراد جوان درباره کار کردن از خانه هشدار داده و گفته بود که دستیابی به تجارب مدیریتی و روابط بین‌فردی که لازمه پیشبرد حرفه‌شان است، با دورکاری بسیار سخت است.

تمامی این نگرانی‌ها البته بی‌پایه‌واساس نیست. با دورکاری، احتمال بیشتری وجود دارد که افراد با همکارانی که از پیش می‌شناسند، بیشتر گرم بگیرند، احتمال جذب و درک فرهنگ شرکت بیشتر سه‌بعدی می‌شود و شکل گرفتن روابط عمیق میان افراد هم با اینترنت افتان‌وخیزان دشوارتر است.

نتایج یک پژوهش در سال ۲۰۱۰ نشان داد که نزدیک بودن فاصله فیزیکی بین پژوهشگران، یک عامل پیش‌بینی‌کننده خوب برای تاثیر مقالات علمی است. به این شکل که هر چه فاصله فیزیکی میان نگارندگان مقاله بیشتر می‌شد، احتمال اینکه نقل‌قولی از آنان در مطلب بیاید کمتر می‌شد. حتی مبلغان کار از خانه هم هر از چند گاه وقتی برای دورهمی‌های حضوری پیدا می‌کنند. به‌گفته برایان الیوت، که هدایت تحقیقات «اسلک» درباره آینده کار را بر عهده دارد، اولویت با دورکاری، به‌این معنا نیست که دیدار حضوری وجود نداشته باشد.

اما مزایای حضور در دفتر کار هم می‌تواند اغراق‌شده باشد. «منحنی آلن»، اصطلاحی در نظریه ارتباطات که در دهه ۷۰ میلادی شکل گرفت، نشان می‌دهد که چگونه بسامد برقراری ارتباط میان کارکنان در محل کار، با بافاصله نشستن آنان از یکدیگر، کاهش می‌یابد.

«منحنی آلن» بر ارتباطات امروزه نیز همچنان صدق می‌کند. هر محل کاری گوشه‌وکناری دارد که افراد هرگز آن را نمی‌بینند. طبقات وسط از آن جمله‌اند. از سوی دیگر، بر مشکلات کار از خانه می‌توان با کمی فکر فائق آمد. نتیجه پژوهش سه محقق دانشکده کسب‌وکار هاروارد نشان می‌دهد که کارآموزانی که در دوران قرنطینه توانستند وقت گپ‌و‌گفت مجازی با مدیرانشان پیدا کنند، شانس بسیار بالاتری برای گرفتن پیشنهاد کار دائم داشتند تا آنانی که چنین فرصتی نیافتند.

حالا که دفاتر کار معایبی دارند و کار از خانه را هم می‌توان ارتقا بخشید، چرا مدیران اجرایی همچنان در ترجیحشان بر حضور افراد بر سر کار مصمم‌اند؟ نوبت آن است که به دلیل ناخودآگاهانه نگاهی بیندازیم.

ناخودآگاهانه

به‌گفته یک استاد کسب‌وکار در فرانسه، افرادی که جوانان را تشویق به برگشت به سر کار حضوری می‌کنند، آنانی‌اند که خود در محیط کار پیشرفت کرده‌اند. مدیران اجرایی که موفقیت را در فضای دفتر یافته‌اند، کمتر از هر کسی درباره کارآمدی حضور در دفتر شک‌وشبهه‌ دارند.

این خود یک مشکل است، به‌ویژه که اغلب مدیران اجرایی می‌گویند که سیاست‌های بازگشت به کار تنظیم کرده‌اند؛ آن هم در حالی که نظر کارکنان در آنها کمتر دخیل بوده است.

با سوسو زدن دورنمایی برای کار مختلط از خانه و دفتر هر دو، مدیران نیاز دارند هر دو محیط خانه و کار را ارتقا ببخشند و نه اینکه فکر کنند لزوما یکی بر دیگری برتری آشکار دارد.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ
۱
تحلیل

اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ

۲

اسرائیل: به شبکه ترور برون‌مرزی جمهوری اسلامی ضربه کاری زدیم

۳

گزارش رویترز از نگرانی کشورهای خلیج فارس: تثبیت کنترل «طلایی» تهران بر هرمز

۴

اینترنت طبقاتی با تصویب «طرح اینترنت پایدار» در شورای عالی امنیت ملی رسمی شد

۵

پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

انتخاب سردبیر

  • پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

    پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

  • امیرعلی میرجعفری، از معترضان دی‌ماه، اعدام شد

    امیرعلی میرجعفری، از معترضان دی‌ماه، اعدام شد

  • اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ
    تحلیل

    اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ

  • احمد کاظمی پیش از کشته شدن در بندرعباس: هیچ چیز مهم‌تر از مردم نیست

    احمد کاظمی پیش از کشته شدن در بندرعباس: هیچ چیز مهم‌تر از مردم نیست

  • اسرائیل: به شبکه ترور برون‌مرزی جمهوری اسلامی ضربه کاری زدیم

    اسرائیل: به شبکه ترور برون‌مرزی جمهوری اسلامی ضربه کاری زدیم

  • جمهوری اسلامی دو نفر را به اتهام عضویت در شبکه جاسوسی مرتبط با اسرائیل اعدام کرد

    جمهوری اسلامی دو نفر را به اتهام عضویت در شبکه جاسوسی مرتبط با اسرائیل اعدام کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

گسترش فقر در سراسر جهان؛ بالاترین رشد قیمت مواد غذایی در یک دهه اخیر

۱۵ آبان ۱۴۰۰، ۱۵:۴۵ (‎+۰ گرینویچ)

وال‌استریت ژورنال در گزارشی که در پی می‌آید به افزایش قیمت موادغذایی در جهان، متاثر از تورم، کوویدـ۱۹ و تغییرات اقلیمی پرداخته است.

در اوایل ۲۰۲۱، سلیا، مادر مجرد و ۴۱ ساله ساکن سائوپائولو در برزیل، می‌توانست موادغذایی اساسی را برای خانواده‌اش تهیه کند. اما حالا می‌گوید که قیمت گوشت و بقیه موادغذایی ۳۰ درصد افزایش یافته است و او شب‌ها گرسنه می‌خوابد تا برنج و لوبیای کافی برای چهار کودکش باقی بماند.

سلیا این وضعیت را حقارت‌بار می‌خواند و می‌گوید که گاهی دلش می‌خواهد گریه کند. چرا که با پولی که دارد گاز می‌خرد تا آشپزی کند اما نمی‌تواند موادغذایی بخرد تا غذا بپزد و اگر موادغذایی بخرد، پولی برای خرید صابون برایش باقی نخواهد ماند. سلیا می‌گوید که حتی بضاعت خرید استخوان‌های پسمانده از مغازه قصابی را هم ندارد.

بالا رفتن قیمت موادغذایی در جهان در حال توسعه، از پرو تا فیلیپین، دشواری روزافزون پدید آورده است. فائو، سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد، اخیرا اعلام کرد که قیمت موادغذایی در جهان به بالاترین میزان خود از سال ۲۰۱۱ رسیده است.

دولت‌ها و سازمان‌های خیریه هشدار داده‌اند که افزایش بهای موادغذایی به‌معنای گرسنگی و سوءتغذیه بیشتر است؛ به‌ویژه برای خانواده‌های فقیری که هم‌اکنون با دیگر پیامدهای زیان‌بار اقتصادی ناشی از همه‌گیری کوویدـ۱۹ هم دست‌ و پنجه نرم می‌کنند.

بالا رفتن قیمت موادغذایی، به‌خصوص در آمریکای لاتین بسیار شدید بوده است. تورم گسترده در این منطقه، قیمت موادغذایی و اغلب کالاها را افزایش داده است. بنا بر تخمین سازمان ملل متحد، ده‌ها میلیون از ساکنان این منطقه یا به سوءتغذیه دچارند و یا وعده‌های غذایی کمتری می‌خورند.

در آسیا، جایی که کشورها غالبا با تورم کمتری روبه‌رویند، هوای بد محصولات کشاورزی را خراب کرده است و منجر به افزایش بهای موادغذایی در برخی نقاط شده است. باران‌های شدید در هند طی ماه‌های گذشته، موجب روان شدن سیل و زمین‌لغزه شده است که خود باعث از بین رفتن محصولات کشاورزی و افزایش بهای سبزیجاتی همچون کلم و پیاز شده است.

شانتی، یک مادر مجرد ساکن دهلی، پایتخت هند، که آشپز است، می‌گوید که او و خانواده‌اش با برنج شکمشان را سیر نگه می‌دارند و گاهی هم نان و شکر می‌خورند. چرا که گزینه دیگری وجود ندارد.

در چین هم باران‌های شدید، مناطق محل پرورش محصولات زراعی را دچار ضرر و زیان کرده و شکاف موجود در زنجیره تامین غذا را در این کشور، که تازه از زیر بار اثرات کرونا قد راست می‌کند، عمیق‌تر کرده است. در فیلیپین و دیگر کشورهای جنوب شرق آسیا هم بهای سبزیجات و روغن پالم بالاتر رفته است.

اقتصاددانان و سیاستگذاران درباره آسیب ناشی از افزایش بهای موادغذایی در آمریکای لاتین و اثرات احتمالی عمیق‌ و پایدار آن هشدار داده‌اند.

بانک‌های مرکزی این منطقه، نرخ بهره را به‌شدت بالا برده‌اند تا تورم را مهار کنند. در برزیل و شیلی، اخیرا نرخ بهره بانکی، به بالاترین میزان طی دو دهه گذشته در این دو کشور رسیده است. پذیرش این تغییر، در منطقه‌ای که بیشترین کوچکتر شدن اقتصاد را در دوران همه‌گیری تجربه کرده و بالاترین سرانه مرگ‌ومیر در اثر کرونا را داشته، خیلی سنگین است.

به‌گفته یک صاحب‌نظر در این زمینه، کشورهای آمریکای لاتین پس از ثبت رشد اقتصادی نسبی طی سال‌های اخیر و پیش از آغاز همه‌گیری کرونا، هم‌اکنون با «تورم همراه با رکود اقتصادی» روبه‌رویند که ترکیبی ناخوشایند از عدم رشد اقتصادی و افزایش قیمت‌ها در آن واحد است.

در این مناطق، تورم از ارقام تعیین‌شده بانک‌های مرکزی هم جلو زده است. در برزیل، این رقم سه‌برابر است. این کشور همچنین به بدترین خشکسالی طی یک قرن اخیر دچار شده که محصولات کشاورزی را خراب کرده و مخازنی که انرژی سدهای هدروالکتریکی، برق‌آبی، را تامین می‌کرد خشکانده و به افزایش بهای برق منجر شده است.

افزایش بهای غذا و انرژی همچنین موجب تورم بالاتر در مکزیک، کلمبیا، پرو و شیلی شده است. در برزیل، گوشت گاو و تخم‌مرغ بیش از ۲۰ درصد نسبت به سال ۲۰۲۰، افزایش قیمت داشته است. مرغ و گوجه هم ۳۰ درصد گران‌تر شده است.

خولیتا، پرستار ۲۷ساله ساکن بوئنوس آیرس، پایتخت آرژانتین، می‌گوید که دیگر نمی‌تواند رژیم غذایی متعادل موردنیاز پسربچه ۴ساله‌اش را رعایت کند. او می‌گوید که دو سال جانش را برای مبارزه با کرونا به خطر انداخته است و حالا با دستمزدی که می‌گیرد، غذا خوردن هم سخت‌تر شده است.

مشتریانی که پیش‌تر از قصابی‌ها خرده‌ریزهای باقی‌مانده گوشت و مرغ را به‌عنوان غذای حیوانات خانگی‌شان می‌خریدند، حالا همان را برای خانواده‌شان سر سفره می‌برند.

میگلینا، نظافتچی ۶۰ ساله، می‌گوید که پس از فوت مردی که خانه او را تمیز می‌کرده است دیگر نتوانسته کار پیدا کند. مرد در اثر کوویدـ۱۹ جان باخته بود. او گفت اگر هم بتواند کاری پیدا کند، درآمد او صرف خوردوخوراک می‌شود و پولی برای داروهای دیابتی که نیاز دارد باقی نمی‌ماند. او خود را «مثل همیشه» بازنده می‌داند.

سلیا، مادر جوان ساکن سائوپائولو، ساعت‌ها در صف خیریه‌ای که غذای مجانی می‌دهد می‌ایستد، چند هفته پیش و به‌دلیل تمام شدن موادغذایی پیش از ساعت ناهار، دعوا در صف رخ داد و این مرکز مجبور به بستن درهایش شد.

این مرکز خیریه با اجناس و مبالغ اهدایی سوپرمارکت‌ها و افراد ثروتمند می‌چرخد، اما پس از کاهش مرگ‌ومیر ناشی از کوویدـ۱۹ در برزیل، اهدا در این کشور هم کاهش یافته است.

مدیر این خیریه گفت که انگار مردم درکی از شرایط ندارند. او تاکید کرد که شرایط افراد فقیر حتی از زمانی که در بحبوحه همه‌گیری بودند هم بدتر شده است.

جادوی واکسیناسیون؛ کاهش ۹۰ درصدی سرطان دهانه رحم در بریتانیا

۱۵ آبان ۱۴۰۰، ۰۷:۱۲ (‎+۰ گرینویچ)

نتایج یک پژوهش جدید در بریتانیا نشان می‌دهد که برنامه واکسیناسیون نظام سلامت در این کشور برای جلوگیری از بروز سرطان دهانه رحم، تاکنون هزاران زن را از ابتلا به این بیماری و تشکیل ضایعات پیش‌سرطانی، حفاظت کرده است.

سرطان دهانه رحم در اغلب موارد، به‌دلیل ویروس پاپیلومای انسانی، موسوم به اچ‌پی‌وی، روی می‌دهد.

این پژوهش جدید که موسسه پژوهش درباره سرطان در بریتانیا هزینه انجام آن را پرداخته، در نشریه پزشکی لانست منتشر شده است و اولین مدرک اثبات موفقیت برنامه واکسیناسیونی است که ۱۳ سال پیش در بریتانیا آغاز شد.

بر اساس این تحقیق، نرخ سرطان در زنانی که این واکسن بین سنین ۱۲ تا ۱۳ سالگی به آنها تزریق شده‌ است- و هم‌اکنون در دهه ۲۰ زندگی‌شان قرار دارند- تا ۸۷ درصد کمتر از دیگر زنانی است که واکسن اچ‌پی‌وی نزده‌اند.

به‌گفته محققان، موارد ابتلا به سرطان و یا سلول‌های پیش‌سرطانی در این گروه سنی، که البته نادر است، از ۵۰ مورد در سال، به تنها سالیانه ۵ مورد رسیده است.

همچنین نرخ ابتلا به سرطان دهانه رحم در ۶۲ درصد زنان ۱۴ تا ۱۶ ساله واکسینه تا ۶۲ درصد و در زنان ۱۶ تا ۱۸ سال واکسینه نیز تا ۳۴ درصد کاهش داشته است.

این یافته‌های متخصصان با بررسی داده‌های مربوط به برنامه واکسیناسیون اچ‌وی‌وی با واکسن «سرواریکس» به دست آمده است که بین سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۲ به زنان تزریق شده است. هم‌اکنون واکسن «گارداسیل» در این برنامه واکسیناسیون و به هر دو گروه پسران و دختران ۱۲ و ۱۳ ساله، تزریق می‌شود.

بر اساس این پژوهش با استفاده از داده‌های مربوط به آن، تا ژوئن ۲۰۱۹، ۴۵۰ مورد کمتر سرطان دهانه رحم و بیش از ۱۷ هزار مورد کمتر از تشخیص تشکیل سلول پیش‌سرطانی در زنان واکسینه در بریتانیا مشاهده شد.

این پژوهش نشان داد که با تزریق واکسن، تشکیل سلول‌های پیش‌سرطانی در دهانه رحم در زنان واکسینه ۱۲ تا ۱۳ ساله تا ۹۷ درصد، در زنان واکسینه بین ۱۴ تا ۱۶ سال تا ۷۵ درصد و در زنان واکسینه بین ۱۶ تا ۱۸ سال، تا ۳۹ درصد، کاهش یافته است.

به‌گفته متخصصان، بدون واکسیناسیون، حدود ۳۶ هزار زن با ضایعات پیش‌سرطانی در دهانه رحمشان روبه‌رو می‌شدند. در حال حاضر در بریتانیا، هر ساله حدود ۳۲ هزار مورد سرطان دهانه رحم تشخیص داده می‌شود.

محققان گفتند که یافته‌های آنان، اولین نتایج دست‌اول در جهان است که تزریق واکسن اچ‌پی‌وی در جلوگیری از سرطان دهانه رحم را اثبات می‌کند؛ این واکسن برای مقابله با دو نوع اچ‌پی‌وی ناشی از ابتلا به ویروس پاپیلومای انسانی تزریق می‌شود.

بر اساس موسسه پژوهش درباره سرطان بریتانیا، این نتایج بهتر از آنی بود که انتظار آن می‌رفته و با توجه به این یافته‌ها، سرطان دهانه رحم می‌تواند به‌لطف واکسیناسیون و همراه با غربالگری سرطان دهانه رحم، به بیماری نادر تبدیل شود.

پروفسور پیتر ساسینی، استاد کینگز کالج لندن، که هدایت این پژوهش را بر عهده داشته است نتایج به دست آمده را باورنکردنی توصیف کرد و افزود با توجه به این یافته‌ها می‌توان اثبات کرد که واکسیناسیون اچ‌پی‌وی از ابتلای صدها زن در بریتانیا به سرطان رحم پیشگیری کرده است.

او افزود که تاثیر واکسن اچ‌پی‌وی برای مقابله با برخی ژنوتیپ‌های پرخطر این ویروس، پیش‌تر اثبات شده بود اما مشاهده تاثیر این واکسن در زندگی افراد و در این ابعاد، بسیار ارزشمند است.

ساسینی افرود که با در نظر گرفتن واکسینه شدن بیشتر افراد با این واکسن و به‌همراه غربالگری، سرطان دهانه رحم می‌تواند به بیماری نادر تبدیل شود.

یک پزشک متخصص دیگر نیز که در انجام این پژوهش شرکت داشت تمامی افراد واجدشرایط را به تزریق واکسن اچ‌پی‌وی فرا خواند و تاکید کرد که واکسیناسیون در کنار غربالگری، به حفاظت از زنان در برابر موارد قابل‌جلوگیری سرطان دهانه رحم کمک می‌کند.

میشل میچل، مدیر اجرایی موسسه پژوهش درباره سرطان در بریتانیا، گفت که نتایج این‌چنینی نشان‎‌دهنده قدرت علم است و شاهد این پژوهش بودن، لحظه‌ای تاریخی است که نشان می‌دهد واکسن اچ‌پی‌وی از بروز سرطان رحم در هزاران زن جلوگیری کرده و خواهد کرد.

در تب‌وتاب تماشای «بازی مرکب»؛ چرا بسیاری از خشونت لذت می‌برند؟

۱۰ آبان ۱۴۰۰، ۰۸:۴۵ (‎+۰ گرینویچ)

سایمون مک‌کارتی جونز، استاد روانشناسی بالینی و عصب‌روانشناسی در کالج ترینیتی دوبلین ایرلند، به‌ بهانه استقبال جهانی از سریال «بازی مرکب» در پژوهشی به دلیل تمایل افراد به تماشای محتوای خشونت‌آمیز پرداخته است.

بیش از ۱۰۰ میلیون نفر در ماه سپتامبر پای تماشای سریال خشن «بازی مرکب» نشستند. درباره اینکه تماشای خشونت بر روی صفحه نمایش برای افراد بد است یا نه، تحقیقات وسیعی انجام شده و اتفاق‌نظر بر این قرار دارد که این امر می‌تواند تاثیرات منفی داشته باشد. اما سوال این است که چرا تمایل انسان‌ها به تماشای خشونت بسیار کمتر موردتوجه قرار گرفته است؟

مرگ، خون و خشونت همیشه افراد بسیاری به گرد خود جمع کرده است. در رم باستان، انبوه جمعیت برای تماشای کشت‌وکشتار به کولوسئوم، تماشاخانه باستانی در شهر رم، پایتخت کنونی ایتالیا هجوم می‌بردند. طی قرون اخیر نیز اعدام در ملاعام یک‌جور فیلم موفق گیشه بوده است.

در عصر جدید هم کوئنتین تارانتینو، کارگردان آمریکایی، باور دارد که نمایش خشونت در فیلم «باحال» است و او آن را می‌پسندد؛ به نظر می‌رسد خیلی از افراد با او موافق باشند. پژوهش درباره پرفروش‌ترین فیلم‌های جهان نشان داد که ۹۰ درصد این فیلم‌ها بخشی دارد که در آن، قهرمان فیلم در یک صحنه خشونت‌آمیز درگیر می‌شود. همچنین، بسیاری آمریکایی‌ها از تماشای فیلم‌های ترسناک لذت می‌برند و بارها در سال چنین فیلم‌هایی را تماشا می‌کنند.


چه کسی فیلم‌‌ خشن نگاه می‌کند؟

برخی افراد ممکن است بیش از سایرین از تماشای خشونت لذت ببرند. عواملی چون جنسیت، پرخاشگر بودن و کمتر بودن احساس همدلی در فرد می‌تواند احتمال لذت اشخاص از تماشای خشونت را بیشتر کند.

همچنین ویژگی‌های شخصیتی خاصی هم در این تمایل دخیل است که مرتبط با علاقه به رسانه خشن است. افراد برون‌گرای طالب هیجان‌ و افرادی که بیشتر پذیرای تجربیات زیبایی‌شناختی‌اند، تماشای فیلم‌های خشونت‌آمیز را بیشتر دوست دارند.

100%

در مقابل، افراد سازگار که با خصوصیاتی همچون فروتنی و دلسوزی شناخته می‌شوند، رسانه خشن را کمتر دوست دارند.

اما آخر چرا؟

بر اساس یک نظریه، تماشای خشونت پاکسازی روانی می‌کند و خشونت اضافه را از وجود افراد می‌شوید و با خود می‌برد. اما این تصور، بر اساس شواهد محکم نیست. بلکه هنگامی که اشخاص خشمگین به تماشای محتوای خشونت‌بار می‌نشینند، تمایل آنان برای ابراز خشونت بیشتر می‌شود.

تحقیقات اخیر جدید برگرفته از پژوهش درباره فیلم‌های ترسناک، حاکی از آن است که سه دسته از افراد از تماشای خشونت لذت می‌برند و هر گروه، دلایل خاص خودشان را دارند.

یک گروه «معتادان آدرنالین» نام داده شده‌اند. این شخصیت‌های هیجان‌طلب خواستار تجربیات جدید و شدیدند و احتمال بیشتری دارد که از تماشای خشونت به وجد بیایند. برخی از افراد این گروه ممکن است اشخاصی باشند که مشاهده رنج دیگران را دوست داشته باشند. سادیست‌ها، درد دیگران را بیش از اندازه معمول حس می‌کنند و از آن لذت می‌برند.

گروه دیگر افرادی‌اند که تماشای خشونت‌ را دوست دارند چون فکر می‌کنند که این کار چیزی به آنها یاد می‌دهد. در تحقیقات مربوط به وحشت، چنین اشخاصی «زهره‌ترک» نامیده می‌شوند؛ تماشای فیلم ترسناک در این دسته همانند «معتادان آدرنالین»، باعث برانگیخته شدن احساسات شدید می‌شود. اما آنان این احساسات را دوست ندارند، بلکه آن را تنها برای اینکه چیزی درباره نجات و بقا به آنان می‌آموزد، تاب می‌آورند.

ویکرد این دسته به مازوخیسم ملایم شباهت دارد که لذت از تجربه‌ای دردناک و آزارنده در محدوده‌ای امن را در برمی‌گیرد. اگر انسان بتواند چنین دردهایی را تحمل کند، ممکن است چیزی به دست بیاورد. همانگونه که تماشای برنامه‌های کمدی دردناک و خجالت‌آور می‌تواند به ما چیزی درباره مهارت‌های اجتماعی بیاموزد، تماشای فیلم خشن هم می‌تواند به ما مهارت‌های بقا یافتن بیاموزد.

و در نهایت گروه آخر که به نظر می‌رسد که هر آنچه دو گروه بالا از آنها لذت می‌برند را دوست دارد. این دسته اشخاص، از احساسی که در اثر تماشای خشونت به آنها دست می‌دهد لذت می‌برند و در عین حال حس می‌کنند که از آن چیزی می‌آموزند. در ژانر وحشت، چنین افرادی «تاب‌آورندگان سیاه» نامیده می‌شوند.

این فکر که افراد تماشای امن خشونت بر روی نمایشگر را دوست دارند چون فکر می‌کنند که چیزی به آنها می‌آموزد «نظریه تحریک تهدید» نامیده می‌شود که مطابق با مشاهداتی است که نشان می‌دهد افرادی که به سمت تماشای خشونت کشیده می‌شوند بیشتر در معرض یا ابراز چنین خشونتی‌اند.

تماشای امن خشونت برای افراد در حالی که به مبل تکیه زده‌اند، ممکن است راهی برای آماده‌سازی آنها برای دنیایی خطرناک و خشن باشد. بنابراین دلیل پسند خشونت، دلیل موجهی است. نکته جالب آن است که یک پژوهش اخیر نشان داده است که طرفداران ژانر وحشت، در دوران همه‌گیری کوویدـ۱۹ از نظر روانی مقاوم‌تر از سایرین بوده‌اند.

آیا افراد طالب خشونت‌اند یا چیز دیگر؟

اما برای تجدیدنظر درباره علاقه به تماشای خشونت هم دلایل بسیاری وجود دارد. برای مثال، در یک پژوهش، محققان برای دو دسته از افراد فیلم «فراری» محصول ۱۹۹۳ با بازی هریسون فورد را نمایش دادند. به یک‌گروه نسخه اصلی فیلم نشان داده شد و به گروه دیگر نسخه‌ای که تمامی صحنه‌های خشن از آن حذف شده بود. اما هر دو گروه فیلم را به یک اندازه دوست داشتند.

این یافته در دیگر پژوهش‌ها هم صادق بوده که نشان می‌دهد درآوردن صحنه‌های خشن از فیلم‌ها موجب نمی‌شود تماشاگر آن را کمتر بپسندد. حتی شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد افراد نسخه غیرخشن فیلم‌ها را بیشتر از اصلشان دوست دارند. بسیاری افراد نیز ممکن است از چیزی که با خشونت همراه می‌شود لذت ببرند و نه خود آن. برای مثال، خشونت کشش و تعلیق می‌آفریند که ممکن است برای مردم خوشایند باشد.

100%

احتمال دیگر این است که مردم از آنچه خشونت آنان را به آن وامی‌دارد لذت می‌برند و نه خشونت. تماشای خشونت فرصتی برای فهم یافتن معنا در زندگی است و افراد را بر آن می‌دارد که به ابعاد انسانی‌شان بیندیشند؛ تجربه‌ای که ارزشمند پنداشته می‌شود.

نظریات دیگری نیز وجود دارد. بنا بر «نظریه انتقال تحریک» تماشای خشونت موجب برانگیختگی در افراد می‌شود، احساسی که تا انتهای فیلم با آنها باقی می‌ماند و پایان فیلم را برایشان دلپذیرتر می‌کند. فرضیه «میوه ممنوعه» نیز بر این استوار است که خشونت را امری ممنوعه پنداشتن، آن را برای افراد خوشایند می‌کند. همچنین تذکرات هشداردهنده بر روی برچسب فیلم‌ها و در ابتدای آنها هم علاقه افراد به تماشای برنامه‌های خشن را افزایش می‌دهد.

در نهایت، ممکن است که اشخاص از تماشای مجازاتی که دیگران مستحق آنند لذت می‌برند و نه خشونت. در حقیقت هنگامی که فکر امکان مجازات مجرمان به ذهن افراد خطور می‌کند، مرکز پاداش مغزشان مانند یک شهربازی غرق نور می‌شود. اما لازم است این نکته ذکر شود که کمتر از نیمی از خشونتی که بر روی صفحه نمایش شاهد آنیم، مجازاتی است که خیر بر شر اعمال می‌کند.

انگیزه‌های سیاسی چه؟

تمام موارد عنوان‌شده حاکی از آن است که شرکت‌های رسانه‌ای ممکن است خشونتی را ارائه کنند که افراد طالب آن نیستند و به آن نیازی ندارند. پس باید نقش دیگر فشارهای گروهی، سیاسی و ایدئولوژیک در تشویق به نمایش خشونت در سراسر جهان را در نظر گرفت.

به‌عنوان مثال، دولت آمریکا، از هالیوود سود می‌برد و بر آن تاثیرگذار است. این است که به تصویر کشیدن خشونت می‌تواند موجب رضایت افراد از سیاست‌های دولت شود و آنان را به حمایت از مشروعیت قدرت و خشونت دولت تشویق کند و به تشخیص اینکه چه کسانی شایسته قربانی‌ نامیده شدن‌اند نیز کمک کند.

اما پیامی که نمایش خشونت بر روی صفحه به مخاطب می‌فرستد، ممکن است موجب انفصال او از دنیای حقیقی شود. هنگامی که آمار جرایم رو به کاهش است، تماشای خشونت می‌تواند باعث شود افراد فکر کنند که خشونت در حال افزایش است.

فیلم‌ها درباره تاثیر واقعی خشونت بر روی بدن انسان هم دروغ می‌گویند. حدود ۹۰ درصد خشونت اعمال‌شده در فیلم‌ها، آسیب حقیقی جسمی واردشده بر بدن قربانی را نشان نمی‌دهد. فیلم‌ها همچنین می‌توانند حقیقت خشونت مردان علیه زنان و کودکان را طور دیگری جلوه دهند.

این است که همه باید دائما آگاه باشند که خشونت روی صفحه نمایش، تا چه اندازه با خشونت در دنیای حقیقی متفاوت است.

فرار وکلا و قضات زن از افغانستان؛ تعلیق بین زمین و آسمان

۶ آبان ۱۴۰۰، ۰۸:۳۴ (‎+۱ گرینویچ)

هنگامی که کنترل افغانستان بار دیگر به دست طالبان افتاد، بی‌بی‌چمن حافظی، وکیل، شنید که طالبان خانه‌به‌خانه به جست‌وجوی افرادی‌ می‌گردند که برای دولت کار می‌کردند. بی‌بی چمن همه مدارکی که در خانه داشت را سوزاند، مخفی شد و بعد هم از افغانستان گریخت.

بی‌بی چمن، مانند ده‌ها زن دیگر شاغل در حوزه قضایی در افغانستان، مسئول پرونده‌های «مرکز عدلی و قضایی مبارزه علیه مسکرات و مواد مخدر» بود. او به دلیل تهدید شدن از سوی مردانی که پیش‌تر برایشان حکم حبس صادر کرده بود و در جریان ناآرامی‌های تسلط دوباره طالبان بر افغانستان آزاد شدند، از کشورش بیرون رانده شد.

بی‌بی‌ چمن که در آپارتمانی خالی از اسباب و اثاثیه در آتن، پایتخت یونان، با رویترز مصاحبه کرده گفت هنگامی که طالبان قدرت را به دست گرفتند، این دسته از زنان احساس خطر کردند که اگر به دست طالبان بیفتند، کشته خواهند شد.

بی‌بی چمن نزدیک به دو ماه با همسر خبرنگار و دو فرزندش در حال فرار و بین چهار شهر مختلف در تردد بود، تا این‌که سرانجام به همراه ۲۵ زن قاضی و وکیل و خانواده‌هایشان، از افغانستان تخلیه و به یونان منتقل شدند.

حالا تمامی آن‌ها در بلاتکلیفی به سر می‌برند، شغلی ندارند و متعلقات کمی با خود به همراه دارند. همچنین آن‌ها باید ماه‌ها درگیر کاغذبازی‌های اداری باشند تا به مقصد نهایی در نقطه‌ای از اروپا برسند.

بی‌بی چمن گفت که در افغانستان، زنانی که زمانی در پی برقراری عدالت بودند حالا در خانه‌هایشان گیر افتاده‌اند. او اشاره کرد که بعد از سلطه قبلی طالبان برافغانستان (سال‌های ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱)، زنان افغان برای مدت دو دهه گام‌های بلندی رو به جلو برداشته‌ بودند و به مشاغلی در حوزه قضا، رسانه و سیاست که پیش‌تر در درست مردان بود پیوسته بودند.

طالبان، از زمان قدرت به دست گرفتن دوباره در ماه اوت، قول داده‌اند که از حقوق زنان در چارچوب قوانین اسلامی محافظت کنند و گفته‌اند که کارکنان دولت پیشین افغانستان هم مشمول «عفو عمومی» شده‌اند. بی‌بی چمن از جامعه بین‌الملل خواست طالبان را به رسمیت نشناسد؛ چرا که حرف و عمل آن‌ها با هم تفاوت دارد.

سهیل شاهین، از اعضای دفتر سیاسی طالبان در دوحه، پایتخت قطر، اظهارات زنان قاضی و وکیلی که از افغانستان گریخته‌اند را رد کرد و این گفته‌ها را «بهانه» این دسته از زنان برای جا افتادن در کشورهای غربی خواند. شاهین تاکید کرد که طالبان به عفو عمومی که اعلام کرده است، پایبند خواهد ماند.

رگبار تهدید

افغانستان حدودا ۵۰۰ وکیل و ۲۵۰ قاضی زن ثبت‌شده دارد که حتی پیش از تسلط دوباره طالبان بر این کشور نیز، کارهای پرخطری برعهده داشتند.

پس آنکه در ژانویه ۲۰۲۱، مردان مسلح ناشناس دو قاضی زن دیوان عالی قضایی افغانستان را به گلوله بستند، بی‌بی چمن ماه‌ها نگران جانش بود و هر روز از مسیرهای متفاوتی به محل کار می‌رفت.

فریبا قریشی قاضی بود که قضاوت پرونده‌هایی همچون حمله سال ۲۰۱۶ به کنسولگری آلمان در مزار شریف و قتل سال ۲۰۱۷ یک فیزیوتراپیست اسپانیایی که از کارکنان صلیب سرخ بود را بر عهده داشته است. او گفت که قضات زن، تهدیداتی همچون «به خانه‌هایتان حمله می‌کنیم و یا وارد اتاق دادگاه می‌شویم» از جانب طالبان دریافت می‌کردند.

هنگامی که طالبان تسلط شهر محل‌سکونت قریشی را در دست گرفت، او از ترس این‌که آن‌ها به دنبال او بیایند، از دادگاه محل کارش گریخت.

100%

قریشی گفت مجرمانی که او به موارد اتهامی آن‌ها رسیدگی کرده بود او را می‌شناختند و در خطر بوده است. هنگامی که او در اختفا بود، تماس‌هایی تهدیدکننده از طالبان دریافت می‌کرد که از چهار شماره مختلف به او تماس می‌گرفتند.

فریبا، هنگامی که متوجه شد دیگر قادر به ترک خانه نیست و فرزندانش هم نمی‌توانند به مدرسه بروند، مجبور به ترک افغانستان شد. او گفت که آینده‌ای برای او و کودکانش متصور نبود و هیچ روزنه‌ امیدی وجود نداشت.

فریبا حالا در آتن امیدوار است که به خانواده‌اش در هلند بپیوندد و بتواند دوباره کار را از سر بگیرد.

بنا بر اعلام یونان، ۳۶۷ شهروند افغان که اغلب کارکنان قوه قضاییه افغانستان بوده‌اند، روز یکشنبه ۲۴ اکتبر، ۲ آبان‌ماه، برای اسکان موقت به آتن رسیدند.

در پی درگیر شدن افغانستان با بحران عمیق سیاسی، بازگشت به این کشور تنها برای معدودی از شهروندان آن متصور است. بی‌بی‌ چمن گفت که شرایط در افغانستان از آنچه که هست، بدتر خواهد شد. او اضافه کرد در کشوری که شغلی وجود ندارد و مردم به دنبال فرارند، امیدی نیست.

دردسرهای ریزودرشت فیسبوک؛ افشاگری‌های جدید هاوگن درباره زاکربرگ

۳ آبان ۱۴۰۰، ۱۰:۳۴ (‎+۱ گرینویچ)

فرانسس هاوگن، از کارکنان سابق فیسبوک، که پیش‌تر با یک سلسله افشاگری، این غول رسانه‌های اجتماعی را به بحران رانده بود، در انتقاد تند جدیدی از مارک زاکربرگ، موسس و مدیرعامل اجرایی فیسبوک، گفت که او برای حفاظت عموم از آسیبی که شرکت او باعث آن است، هیچ تمایلی نشان نمی‌دهد.

هاوگن در مصاحبه با «آبزرور» گفت که زاکربرگ به اداره شرکت به گونه‌ای که افراد را از پیامدهای محتوای آسیب‌زای منتشره بر روی این پلتفرم مصون نگه دارد، رغبتی ندارد.

اظهارات هاوگن در حالی است که فشار بر کسب‌وکار ۷۳۰ میلیارد دلاری فیسبوک پس از موج جدید افشاگری‌ها بالا گرفته است. این افشاگری‌ها بر اساس مدارکی است که هاوگن آنها را به بیرون درز داده است. بنا بر گزارش نیویورک تایمز، کارکنان این شرکت دائما درباره لبریز شدن فیسبوک از اظهارات نادرست درباره تقلب در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۰ آمریکا هشدار داده بودند و معتقد بودند که این شرکت باید برای مهار این مساله،  اقدامات بیشتری انجام دهد.

هاوگن با مسئولیت‌ناپذیر خواندن زاکربرگ گفت که او تمامی کنترل را به دست دارد و در نتیجه مواردی که در مدارک افشاشده مطرح شده است، ناشی از اشتباهات سهوی نیست؛ بلکه زاکربرگ به مدیریت شرکت، به‌شکلی که برای امنیت عموم ضروری است، علاقه‌ای ندارد.

هاوگن گفت که با دادن حق برابر به تمامی سهامداران فیسبوک برای تصمیم‌گیری درباره نحوه مدیریت شرکت، تغییر در رده‌ بالای شرکت ایجاد خواهد شد. او افزود که سهامداران فیسبوک سال‌هاست خواستار یک‌ رای به‌ازای یک سهم، شده‌اند و اگر گزینه‌ای داشتند، مدیر دیگری برای فیسبوک انتخاب می‌کردند.

هاوگن که در می ۲۰۲۱، از کار خود به ‌عنوان مدیر تولید در فیسبوک استعفا داد، گفت که ده‌ها هزار مدرک از داخل این شرکت در دست دارد؛ چرا که پی برده بود که این شرکت جز با افشاگری، تغییر نخواهد کرد. این مدارک که در اختیار کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا و کنگره این کشور قرار داده شده است، مبنای سلسله‌افشاگری‌های اخیر وال استریت ژورنال بوده است.

100%

هاوگن با اشاره به اینکه شرکت‌های بزرگی وجود دارند که تغییرات فرهنگی عظیمی به وجود آورده‌اند، گفت که اپل و مایکروسافت در این دسته قرار می‌گیرند و فیسبوک هم «اگر اراده کند» می‌تواند تغییر کند.

طی چند روز گذشته، شماری از نشریات آمریکا موج تازه‌ای از گزارش‌هایی مبنی بر مدارک هاوگن منتشر کرده‌اند. بنا بر گزارش نیویورک تایمز، تحقیقات داخلی فیسبوک نشان داده بود که چطور در یک مقطع پس از انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۰ آمریکا، ده درصد تمامی دیدگاه‌های سیاسی روی فیسبوک- و ده درصد، درصد بزرگی برای پلتفرمی مانند فیسبوک محسوب می‌شود- شامل پست‌هایی می‌شد که مدعی پیروزی همراه با تقلب جو بایدن بودند. یک بررسی داخلی این شرکت از اقدام‌ فیسبوک برای مقابله گروهی که چنین اظهاراتی را درباره انتخابات تقلب‌آمیز بر روی این پلتفرم پخش می‌کردند، انتقاد کرده و برخورد با آن را غیرسیستماتیک توصیف کرده بود. نیویورک تایمز در گزارش خود آورده است که گوشه‌هایی از گزارش این شرکت مبتنی بر مدارکی غیر از مدارک افشاشده هاوگن است.

این افشاگری‌ها، نگرانی‌ها درباره نقش فیسبوک در حمله به کاخ کنگره ایالات متحده در ششم ژانویه ۲۰۲۱ را تازه کرده است.

یک سخنگوی فیسبوک با غلط خواندن استدلال مطرح‌شده افشاگری‌های اخیر منتشرشده، گفت گرچه فیس‌بوک کسب‌وکاری است که سوددهی دارد. اما این مساله که این سود به‌بهای امنیت و سلامت افراد است برداشت نادرست از منافع تجاری این شرکت است. به‌گفته این سخنگو، فیسبوک تنها ۱۳ میلیارد دلار و ۴۰ هزار تن از کارکنانش را بر سر یک کار گذاشته و آن هم «تامین امنیت مردم بر روی فیسبوک» است.

یکی از مقام‌های ارشد فیسبوک نیز در این باره گفت که این شرکت اقدامات گوناگونی برای حفاظت از افراد در طی و پس از انتخابات ۲۰۲۰ آمریکا اتخاذ کرده بود و مسئولیت وقایع حمله به کاخ کنگره آمریکا متوجه قانون‌شکنان و آنانی است که این افراد را تحریک کردند.

روز جمعه نیز گزارشی درباره افشاگری یکی دیگر از کارکنان فیسبوک منتشر شد که مانند هاوگن، یک شکایت‌نامه در کمیسیون بورس و اوراق بهادار ثبت کرده و در آن مدعی شده بود که فیسبوک، از ترس برانگیختن خشم دونالد ترامپ و یا تاثیر آن بر رشد سهام این شرکت، از اتخاذ قوانین امنیتی سر باز زده بود.

بر اساس دیگر گزارش‌ها، فیسبوک همچنین در حال برنامه‌ریزی برای ایجاد یک تغییر بزرگ به‌قصد فاصله‌گذاری میان این شرکت و پلتفرم اصلی فیسبوک است. زاکربرگ ممکن است طی چند روز آینده اعلام کند که فیسبوک تغییر نام خواهد داد. بنا بر یک گزارش، تغییر نام احتمالی فیسبوک برای تمرکز بر نقش آتی این شرکت در «مِتاوِرس» است؛ «متاورس» دنیای مجازی است که در آن افراد می‌توانند آنلاین تعامل کنند و زندگی اجتماعی و حرفه‌ای‌شان را پیش ببرند.

100%

هاوگن گفت که تنظیم‌کنندگان قوانین و مقررات باید فیسبوک را وادار به شفافیت به خرج دادن بیشتر درباره مدارک داخلی این شرکت، با همان جزئیاتی که مدارک او افشا کرده است، کند. او گفت یکی از اصلاحات کلیدی، ایجاد ساختاری رسمی خواهد بود که در آن تنظیم‌کنندگان مقررات بتوانند از فیسبوک برای هر مشکلی که می‌بینند درخواست گزارش کنند.

هاوگن گفت به «برند» ماشینی فکر کنید که پنج برابر بیش از بقیه ماشین‌ها درگیر تصادفات می‌شود. پذیرفتنی نیست که شرکت تولیدکننده ماشین بگوید: «واقعا دشوار است و ما داریم تمام تلاشمان را می‌کنیم، متاسفیم، در حال تلاشیم که در آینده بهتر عمل کنیم». هاوگن تاکید کرد که چنین پاسخی هرگز قابل قبول نخواهد بود در حالی که فیسبوک مدام این‌چنین جواب می‌دهد. او تاکید کرد باید راهی باشد که هنگام طرح یک مساله نگران‌کننده، این شرکت را ملزم به پاسخگویی کند.