از فروش یخچال و فرش تا خرید کفش قسطی؛ روایت زنان سرپرست خانوار از بحران معیشت

افزایش هزینههای زندگی، بیکاری، تعدیل نیرو و دشوارتر شدن دسترسی به حمایتهای دولتی، زندگی شماری از زنان سرپرست خانوار در ایران را با فشارهای فزاینده روبهرو کرده است.

افزایش هزینههای زندگی، بیکاری، تعدیل نیرو و دشوارتر شدن دسترسی به حمایتهای دولتی، زندگی شماری از زنان سرپرست خانوار در ایران را با فشارهای فزاینده روبهرو کرده است.
برخی از زنان سرپرست خانوار در پیامهای خود به ایراناینترنشنال گفتند برای پرداخت اجاره و هزینههای روزمره ناچار به فروش وسایل خانه، خرید قسطی مایحتاج فرزندان یا چشمپوشی از درمان شدهاند و شماری هم از قطع یا تاخیر در دریافت حمایتهای دولتی خبر دادند.
فروش وسایل خانه برای پرداخت اجاره
مخاطبی از مشهد نوشت: «مادر دهه هفتادی و سرپرست دو فرزند هستم. پر از حرفم، پر از بغضم. یخچال و دو فرش خانه را فروختم تا بتوانم ۵۰ میلیون تومان رهنی را که صاحبخانه اضافه کرده، پرداخت کنم.»
زن سرپرست خانواده دیگری که دو ماه است شغل خود را از دست داده، نوشت: «به هر جایی که برای یافتن کار سر زدم، نیروی جدید استخدام نمیکنند. اجاره خانهام عقب افتاده و صاحبخانه مقابل چشم همسایهها آبرویم را برد.»
یک زن ۵۰ ساله هم گفت با وجود بیماری سرطان و بیکاری، دیگر قادر به تامین هزینههای زندگیاش نیست.
یکی دیگر از مخاطبان نوشت: «یک خانواده چهار نفره دارم و ماههاست یارانه و کالابرگ من را قطع کردند. به حزبالله ۲۰۰ میلیارد کمک مالی میکنند، اما حداقل کمکهای مالی را از زنان سرپرست خانوار میگیرند.»
دنیای اقتصاد اول مهر خبر داد شمار زنان سرپرست خانوار طی دو دهه حدود ۷۰ درصد افزایش یافته و در سال ۱۴۰۰ از ۳.۵ میلیون فراتر رفته است.
بنا بر این گزارش، نرخ اشتغال این زنان تنها ۱۸ درصد اعلام شده و بخش قابل توجهی از آنان در دو دهک پایین درآمدی قرار دارند.
از کفش قسطی تا ناتوانی در خرید لوازمالتحریر
بخش دیگری از روایتها حاکی از آن است که افزایش هزینههای تحصیل، پوشاک و دیگر نیازهای روزمره فرزندان، فشار مضاعفی بر زنان سرپرست خانوار وارد کرده است.
یک مادر نوشت: «من مادر سرپرست خانواده هستم. برای بچهام حتی کفش و شلوار را هم قسطی خریدم. چرا باید به جایی برسیم که برای وسایل ضروری بچههایمان مجبور به خرید قسطی باشیم؟»
مادر دیگری که یک فرزند محصل و یک دانشجو دارد گفت: «شهریه دانشگاه، شهریه مدرسه، اجاره خانه و خرج خانه به حدی زیاد است که هنوز نتوانستهام برای فرزندانم لوازمالتحریر بگیرم.»
مادر سرپرست خانوار دیگری گفت هزینه سرویس مدرسه فرزندش برای سال تحصیلی جدید ۱۷ میلیون تومان تعیین شده؛ رقمی معادل کل حقوق ماهانه او.
یک دانشآموز پایه یازدهم هم نوشت: «امسال یازدهم تجربی هستم، ولی توان خرید کتاب کمک درسی و تست ندارم. مادرم سرپرست خانواده است، چطور باید در این اوضاع اقتصادی، یک میلیون تومان بابت فقط یک کتاب بپردازد؟»
مادری از شیراز که او نیز سرپرست دو فرزندش است، در پیامی به ایراناینترنشنال گفت برای تامین مخارج زندگی در اسنپ مشغول به کار بوده، اما حالا با این گرانی بنزین دیگر قادر به کار نیست.
حمایتهایی که به دست همه نمیرسد
شماری از زنان سرپرست خانوار از دشواری دسترسی به حمایتهای بهزیستی و کمیته امداد گفتند.
مخاطبی ساکن اصفهان نوشت: «زن خودسرپرست، بیکار و با بدهی بسیار هستم. برای دریافت وام به کمیته امداد مراجعه کردم، اما گفتند شما جزو دهک یک تا سه نیستید و هیچ امتیازی به شما تعلق نمیگیرد.»
مادر دیگری گفت: «با وجود اینکه چند روزی از ماه جدید گذشته، نمیدانم چرا بهزیستی حق پرستاری و معیشت را واریز نکرده است. بچه اوتیسم طیف شدید دارم و تنها و بدون درآمد ماندهام.»
زن سرپرست خانوار دیگری که دو فرزند کودک دارد و تحت پوشش کمیته امداد است، گفت هنگام خرید گوشت و مرغ و در زمان پرداخت متوجه شده سبد کالایی برای او واریز نشده و ناچار شده خریدش را پس بدهد؛ اتفاقی که به گفته او باعث شرمساریاش شده است.
زن ۴۸ ساله و سرپرست خانواری از زنجان نیز نوشت بیمار است، دو هفتهای است شغلش را از دست داده و توان پرداخت هزینههای درمان را ندارد.
او پیش از عید برای انجام عمل جراحی به ۲۵۰ میلیون تومان نیاز داشته و اکنون وضعیت جسمیاش وخیمتر شده است.
این زن همچنین گفت شرایط مالی خانوادهاش بسیار دشوار است و حتی توان پرداخت ۱۷ میلیون تومان هزینه تعمیر یخچال خانه را ندارند.
دادگاه عالی هامبورگ دو متهم به «جاسوسی و طراحی برای عملیات تروریستی در آلمان» را مجرم شناخت و به مجازات زندان محکوم کرد.
بر اساس اسناد و ادله ارائه شده به دادگاه، علی حسن سروری و تواب محسینی به دستور مقامات نیروی قدس سپاه پاسداران از دو مقام مهم یهودی آلمانی، جاسوسی کرده و تلاش کرده بودند آنان را ترور کنند.
سروری و محسینی اطلاعات یوزف شوستر، رهبر جامعه یهودیان آلمان، و فولکر بک، رییس انجمن آلمان و اسرائیل، را به دست آورده و آنها را در برلین تحت نظر گرفته بودند.
قاضی دادگاه عالی هامبورگ با اشاره به اینکه متهم ردیف اول در اقدامات «تروریسم دولتی رژیم ایران» همکاری داشته، گفت: «علی سروری چندین بار به ایران سفر کرده و با ماموران امنیتی-اطلاعاتی سپاه پاسداران از جمله علی حیدری و کاظم محمدی، ملاقات کرده و دستوراتی دریافت کرده است.»
دادگاه در نهایت متهم ردیف اول، سروری، را به هشت سال و شش ماه و محسینی را به چهار سال و شش ماه زندان محکوم کرد.
حکم دادگاه قابل فرجامخواهی است.
متهم اصلی به دریافت دستور مستقیم از نیروی قدس متهم بود
بر اساس کیفرخواست، سروری که شهروند دانمارک و افغانستانیتبار است، دستورات خود را بهطور مستقیم از افسران نیروی قدس سپاه پاسداران دریافت میکرده است.
او همچنین متهم بود مقدمات حملهای را برای به آتش کشیدن یک فروشگاه مواد غذایی «کوشر» در برلین فراهم کرده است.
طبق کیفرخواست، سروری تلاش کرده همکاری محسینی را برای مشارکت در ترور بک یا یافتن فردی به منظور اجرای آن جلب کند.
دادستانی گفته بود در نهایت بر سر یافتن فردی برای اجرای ترور توافق شده است.
دادستانی خواستار زندان و وکلای مدافع خواهان تبرئه شده بودند
دادستانی فدرال آلمان برای متهم اصلی هشت سال و شش ماه و برای متهم دوم چهار سال و شش ماه زندان درخواست کرده بود.
در مقابل، وکلای مدافع خواستار تبرئه هر دو نفر شده بودند.
در دومین جلسه رسیدگی به این پرونده، ۱۵ تیر، یکی از مسئولان تحقیقات پلیس امور جنایی فدرال آلمان جزییاتی از رصد ارتباطات، سفرها و فعالیتهای متهمان ارائه کرد.
به گفته او، تلفنهای همراه سروری برای مدتی طولانی تحت شنود و نظارت بوده و ماموران امنیتی در چندین سفر او را زیر نظر داشتهاند.
این مقام پلیس گفته بود متهم اصلی چندین بار به ایران سفر کرده و با افرادی مرتبط با نیروی قدس سپاه پاسداران، از جمله فردی که شاهد پلیس، او را مسئول بخش اسرائیل در این نیرو معرفی کرد، دیدار داشته است.
بخشی از مدارک ارائهشده در دادگاه از بررسی تلفن همراه سروری به دست آمده بود.
به گفته شاهد، او پیش از سفر به برلین نشانی فروشگاههای مواد غذایی کوشر متعلق به یهودیان را جستوجو کرده و ماموران نیز تصویربرداری او را از یکی از این فروشگاهها ثبت کرده بودند.
جستوجوی نشانی شوستر و تصاویر ذخیرهشده بک در تلفن همراه متهم نیز از دیگر موارد مطرح شده در جلسه بود.
جزییات طرح آتش زدن فروشگاه در دادگاه مطرح شده بود
در همان جلسه، تصاویری از دیدارهای سروری و محسینی در رستوران مکدونالد به نمایش درآمد. شاهد پلیس همچنین از استفاده متهمان از پیامرسان تلگرام برای ارتباط با افرادی خبر داد که در تحقیقات، رابطان مرتبط با نیروی قدس معرفی شدهاند.
به گفته این مقام پلیس، سروری از دخترش پرسیده بود آیا زنی فلسطینی یا سومالیایی را میشناسد که به پول نیاز داشته باشد و حاضر شود در ازای دریافت ۳۰ هزار کرون دانمارک، معادل تقریبی چهار هزار یورو، یک فروشگاه متعلق به یهودیان را به آتش بکشد.
این اظهارات در چارچوب بررسی اتهام تدارک حمله آتشسوزی مطرح شده بود.
بک، که بر اساس کیفرخواست یکی از اهداف احتمالی طرح بوده است، در دومین جلسه دادگاه حضور داشت.
اظهارات شاهد پلیس و مدارک ارائهشده در این جلسات بخشی از مستندات پرونده بودند و احراز اتهامها بر عهده دادگاه بود.
یک عضو کمیته نظارت بر امر درمان تامین اجتماعی از تعطیلی ساختمان اصلی بیمارستان شریعت رضوی تهران و انتقال خدمات درمانی به فضایی محدود در حیاط آن خبر داد و گفت این وضعیت باعث کاهش ظرفیت پذیرش بیماران و افت خدمات تخصصی شده است.
حسین ناطق، عضو کمیته نظارت بر امر درمان تامین اجتماعی و رییس انجمن صنفی کارگران ساختمانی استان تهران، پنجشنبه ۲۳ مهر در گفتوگو با خبرگزاری ایلنا گفت ساختمان اصلی بیمارستان با وجود برخورداری از تجهیزات گرانقیمت، پشت درهای قفلشده در حال فرسوده شدن است.
او این اقدام را به معنای تبدیل یک بیمارستان مجهز به «درمانگاه سرپایی با حداقل فضا» دانست و تاکید کرد درمانگاه مستقر در حیاط، نه فضای کافی برای رفاه بیماران دارد و نه ظرفیت ارائه خدمات تخصصی در سطح یک بیمارستان.
ناطق همچنین گفت سرمایهها و تجهیزات این مرکز متعلق به کارگران و بیمهشدگان است و نباید در حالی که ساختمان اصلی بلااستفاده مانده، بیماران برای دریافت خدمات درمانی در فضای محدود حیاط منتظر بمانند.
علی نصیری، رییس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران، ۲۷ مرداد در یک نشست خبری از بیمارستان شریعت رضوی بهعنوان یکی از ۱۷ بیمارستان ناایمن پایتخت نام برد که روند ایمنسازی آنها پیگیری شده است.
با این حال، در گزارش ایلنا علت تعطیلی ساختمان اصلی بیمارستان مشخص نشده و توضیحی نیز از سوی مسئولان تامین اجتماعی درباره وضعیت ایمنی ساختمان و سرنوشت تجهیزات آن منتشر نشده است.
ناطق با انتقاد از وضعیت موجود پرسید اگر ساختمان اصلی مشکل ایمنی دارد، چرا بازسازی نمیشود و اگر قصد تعطیلی آن وجود ندارد، چرا از امکاناتش استفاده نمیشود.
او این وضعیت را «نوعی تضییع سرمایههای درمانی جامعه کارگری» توصیف کرد و خواستار بازگشایی ساختمان اصلی با تجهیزات کامل یا انتشار گزارشی رسمی و مستدل درباره دلایل وضعیت موجود و سرنوشت تجهیزات بیمارستان شد.
سابقه مشکلات ایمنی ساختمانها و مراکز درمانی
وضعیت ایمنی ساختمانها و مراکز درمانی در سالهای گذشته نیز بارها موضوع هشدار مقامهای مسئول و گزارشهای رسانهای بوده است.
کامران عبدولی، معاون سازمان آتشنشانی تهران، آبان ۱۴۰۴ اعلام کرد ۸۰ هزار ساختمان ناایمن در پایتخت شناسایی شدهاند که از این تعداد، حدود ۲۷ هزار ساختمان پرخطر و ۵۰ هزار ساختمان دارای خطر متوسط هستند.
مدیرعامل وقت سازمان آتشنشانی تهران نیز شهریور ۱۴۰۳ گفته بود از مجموع ۱۸۹ بیمارستان پایتخت، تنها ۵۲ بیمارستان تاییدیه ایمنی دریافت کردهاند و ۱۲۵ بیمارستان در وضعیت پرخطر قرار دارند.
در یکی از حوادث مراکز درمانی، آتشسوزی بیمارستان قائم رشت در خرداد ۱۴۰۳ به جان باختن دستکم ۹ بیمار انجامید.
پس از حادثه، مقامهای مسئول اعلام کردند سیستم اطفای حریق این بیمارستان با وجود تذکرهای قبلی نصب نشده بود.
سعید کریمی، معاون وقت درمان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، اسفند ۱۴۰۲ اعلام کرد حدود ۱۰۰ بیمارستان به دلیل برطرف نکردن مشکلات مربوط به استانداردهای ایمنی، بهداشتی یا قراردادهای بیمهای، همچنان فاقد پروانه فعالیت هستند و تعطیلی همزمان آنها به خدمات درمانی آسیب میزند.
در یک نمونه دیگر، بیمارستان گاندی تهران بهمن ۱۴۰۲ دچار آتشسوزی شد.
مقامهای آتشنشانی اعلام کردند این بیمارستان پیش از حادثه پنج اخطار ایمنی دریافت کرده بود و سیستم اعلام و اطفای حریق آن نیز نقص داشت.
سیانان به نقل از مقامهای آمریکایی گزارش داد ارتش این کشور استفاده از «مادر همه بمبها» را علیه زیرساختهای انرژی و تاسیسات هستهای ایران در طرحهای حمله احتمالی گنجانده است. با این حال، درباره توان این سلاح برای نابودی تاسیسات زیرزمینی تردیدهایی وجود دارد.
بر اساس این گزارش، اجرای طرحها به دستور دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، بستگی دارد و ممکن است پیش یا پس از انتخابات میاندورهای ۱۲ آبان انجام شود.
بمب جیبییو-۴۳/بی، موسوم به «موآب» یا «مادر همه بمبها»، بزرگترین بمب غیرهستهای موجود در زرادخانه آمریکاست. استفاده از این سلاح برای نخستین بار در جنگ با حکومت ایران، به معنای تشدید قابل توجه درگیری خواهد بود، آن هم در شرایطی که به گزارش سیانان، ترامپ برای پایان دادن به جنگ با فشار سیاسی روبهروست و جمهوریخواهان نگران واکنش رایدهندگان در انتخابات پیش رو هستند.
طرحهای حمله، زیرساختهای انرژی و مراکز هستهای را در بر میگیرند
یکی از منابع به سیانان گفته است ترامپ دستور تهیه طرحهای بیشتری را برای حمله به اهداف در ایران، از جمله بخش بزرگی از زیرساختهای انرژی، صادر کرده است.
به گفته این منبع، در گفتوگوهای مربوط به این طرحها از انجام حملات «پیش از عقبنشینی نیروهای آمریکا از حوزه مسئولیت سنتکام» سخن گفته شده است. عبارتی که میتواند نشاندهنده بررسی سناریویی شامل حمله، اعلام پیروزی و خروج سریع نیروها باشد.
منبع دیگری گفته است طرحهای حمله به تاسیسات هستهای، از جمله «کوه کلنگ»، نیز صراحتا استفاده از «موآب» را پیشبینی میکنند.
آمریکا و اسرائیل معتقدند حکومت ایران اجزایی از برنامه هستهای خود را در این محل نگهداری میکند.
ترامپ همچنان جلوگیری از دستیابی حکومت ایران به سلاح هستهای را هدف خود اعلام میکند. با این حال، برخی مقامهای آمریکایی در گفتوگوهای خصوصی تردید دارند که کاخ سفید راهبردی برای تبدیل حملات بیشتر به پایان جنگ داشته باشد.
قدرت انفجار موآب لزوما به معنای توان نابودی تاسیسات زیرزمینی نیست
موآب حدود ۹.۸ تن وزن دارد و پیش از برخورد با زمین منفجر میشود. به گفته منابع مورد استناد سیانان، این بمب میتواند در سطح زمین ویرانی گستردهای ایجاد کند، اما برای نفوذ عمیق به زمین طراحی نشده است.
همین ویژگی، کارآمدی آن را علیه تاسیساتی مانند کوه کلنگ زیر سوال میبرد؛ محلی که تصور میشود زیر لایههایی از سنگ گرانیت محافظت میشود.
یکی از منابع آگاه، موآب را سلاحی مناسب برای ایجاد آثار روانی و تخریب محدودههای وسیع توصیف کرده، اما تاکید کرده است که این بمب کلاهک نفوذگر به اعماق زمین نیست.
منابع همچنین هشدار دادهاند شعاع گسترده انفجار، بهویژه در صورت حمله به زیرساختهای نزدیک مناطق مسکونی و مراکز غیرنظامی، نگرانیهایی جدی درباره احتمال تلفات غیرنظامیان ایجاد میکند.
کاخ سفید به دنبال راهی برای پایان دادن به جنگ است
به گزارش سیانان، مقامهای ارشد دولت و برنامهریزان نظامی هفتههاست گزینههایی را بررسی میکنند که دستکم یک پیروزی «نمادین» برای ترامپ فراهم کند و راه خروج از جنگ را باز بگذارد، بدون آن که مانع توافق احتمالی دیپلماتیک شود.
توافق برای بازگشایی تنگه هرمز از جمله گامهای احتمالی در این مسیر عنوان شده است.
یکی از منابع، برخی گزینههای نظامی بررسیشده را در حد «نمایش آتشبازی» توصیف کرده است؛ حملاتی که ممکن است به ترامپ امکان اعلام پیروزی بدهند، حتی اگر اهداف اولیه اعلامشده برای جنگ را محقق نکنند.
در این چارچوب، موآب میتواند بهعنوان ابزاری برای فشار روانی مطرح باشد. با این حال، مقامهای آمریکایی به سیانان گفتهاند بعید است استفاده از آن حکومت ایران را به تسلیم وادارد یا پیروزی راهبردی به همراه داشته باشد.
ترامپ بهطور علنی گفته است پیش از انتخابات میاندورهای اقدام تازهای نخواهد کرد، اما چند مشاور او به سیانان گفتهاند از قطعی بودن این تصمیم مطمئن نیستند.
بنا بر همین گزارش، ارتش آمریکا برای واکنش تلافیجویانه احتمالی حکومت ایران در صورت صدور دستور حمله آماده میشود.
کاخ سفید در پاسخ به سیانان از اظهارنظر درباره طرحهای حساس نظامی خودداری کرده و گفته است ترامپ برای جلوگیری از دستیابی حکومت ایران به سلاح هستهای «همه گزینهها را روی میز نگه میدارد».
پنتاگون نیز اعلام کرده است برای طیف گستردهای از سناریوهای عملیاتی برنامهریزی میکند.
آمریکا نخستین بار در سال ۲۰۱۷، در دوره اول ریاستجمهوری ترامپ، از موآب علیه شبکه تونلهای داعش در افغانستان استفاده کرد.
طرح احتمال استفاده از این بمب علیه حکومت ایران بار دیگر این پرسش را مطرح میکند که آیا قدرت تخریب گسترده آن با ماهیت اهداف و نتیجه سیاسی مورد نظر واشینگتن تناسب دارد.
دادسرای تهران برای سعید شکیبا، دوبلور، بلاگر و طنزپرداز، در پی انتشار ویدیویی با تقلید صدای علی خامنهای پرونده قضایی تشکیل داد. پستهای صفحه اینستاگرام او نیز حذف شدهاند و اطلاعیهای با نشان فراجا تنها پستی است که در این صفحه وجود دارد.
شکیبا که در اینستاگرام ویدیوهای طنز و تقلید صدای چهرههای مشهور منتشر میکند، در ویدیویی که سهشنبه ۲۱ مهر منتشر شد، صدای علی خامنهای، دومین رهبر جمهوری اسلامی، را تقلید کرد. کمتر از ۲۴ ساعت پس از انتشار این ویدیو، علیه او اعلام جرم شد.
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه، چهارشنبه ۲۲ مهر از تشکیل پرونده در دادسرای تهران برای یک بلاگر با حروف اختصاری «س.ش» خبر داد و محتوای منتشرشده را «توهینآمیز و هتاکانه» خواند.
این رسانه همچنین از «برخورد مقتضی» با این فرد خبر داد، اما توضیح نداد این برخورد چه بوده است. جزییات اتهامها و روند رسیدگی به پرونده نیز اعلام نشده و اطلاعات بیشتری درباره وضعیت شکیبا در دست نیست.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، در گزارش خود شکیبا را به توهین به خامنهای و خانواده او متهم کرد. این رسانه نوشت ویدیوی او «کمترین نسبتی با اقتضائات عالم طنز و شوخی ندارد» و آن را حاوی «توهین، تمسخر و قبحشکنی» توصیف کرد.
شامگاه چهارشنبه ۲۲ مهر، همه پستهای صفحه اینستاگرام شکیبا حذف شد و تنها یک پست با نشان فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی (فراجا) در آن باقی ماند.
در این اطلاعیه آمده است که صفحه بهدلیل انتشار آنچه «محتوای مجرمانه» خوانده شده، با دستور مقام قضایی و اقدام فراجا «تا اطلاع ثانویه از دسترس خارج» شده است.
در پی انتشار این ویدیو در صفحه اینستاگرام شکیبا، شماری از حامیان حکومت با نوشتن دیدگاههایی زیر پست او، خواستار برخورد با این طنزپرداز شدند.
شکیبا پیشتر نیز صدای شماری از مقامهای جمهوری اسلامی را تقلید کرده و در ویدیویی جداگانه، از کشتهشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ حمایت کرده بود. خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، نیز او را «از حامیان کودتای دی ۱۴۰۴» معرفی کرد.
در روزهای گذشته، فراجا صفحه «گالری تاج»، متعلق به یک مجموعه طلافروشی با شعبههایی در چند استان، را بهدلیل آنچه «انتشار محتوای نامناسب» عنوان شد، توقیف کرده بود.
پیگرد قضایی شکیبا در شرایطی صورت میگیرد که برخورد با بیان دیدگاههای انتقادی و فعالیتهای مدنی در ایران ادامه دارد. بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، دادسرای عمومی و انقلاب بویراحمد با ابلاغیهای به تاریخ ۲۰ مهر، شش فعال مدنی را احضار کرد و از آنان خواست تلفنهای همراهشان را نیز تحویل دهند. «تبلیغ علیه نظام»، «توهین به رهبری» و «شرکت در تجمعات ساختارشکنانه» از جمله اتهامهای مطرحشده علیه این فعالان است.
بازداشت و صدور احکام سنگین برای معترضان و مدافعان حقوق بشر نیز ادامه دارد. امیرسالار داوودی، وکیل دادگستری، ۱۹ مهر هنگام مراجعه به دادگاه انقلاب اصفهان برای دفاع از مهشاد کشانی بازداشت شد. او پیشتر فایل صوتی عقد کشانی و علیرضا سپاهی، معترض اعدامشده، را منتشر کرده بود.
مصطفی سپهوند، یکی از متهمان به جاسوسی از خبرنگاران ایراناینترنشنال، گفت دو هزار پوند برای فیلمبرداری از مکانهایی گرفته اما علیه خبرنگاران اقدامی نکرده است. فراهم کردن زمینه حمله و اعمال خشونت شدید علیه کامبیز حسینی و یا مجتبا پورمحسن از اتهامات سه متهم این پرونده است.
او هنگام خواندن متن بازجوییها در دادگاه، خشمگین شد و به جمهوری اسلامی و خمینی دشنام داد، با خشم و فریاد از کشتهشدن یکی از بستگانش گفت و از جلسه بیرون برده شد.
دادگاه سلطنتی وولویچ چهارشنبه ۲۲ مهر، در ادامه محاکمه سه ایرانی متهم به همکاری با دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی، بخشهایی از بازجوییهای مصطفی سپهوند و فرهاد جوادیمنش را شنید. یک مامور پلیس که پشت پرده قرار داشت، پرسشهای بازجویان را میخواند و نماینده دادستانی پاسخهای ثبتشده متهمان را بازگو میکرد.
سپهوند، جوادیمنش و شاپور قلعهعلیخانی نوری اتهامهای خود را رد کردهاند.
بنا بر روایت دادستانی، آنها خبرنگاران مرتبط با ایراناینترنشنال، از جمله مجتبا پورمحسن و کامبیز حسینی، را زیر نظر گرفته بودند تا زمینه اعمال خشونت شدید علیه دستکم یکی از افراد هدف فراهم شود.
هنگام خواندن بخشی از بازجویی سپهوند درباره پیامهای او و مصطفی قربانی، سپهوند از جایگاه متهمان شروع به فریاد زدن و فحاشی کرد و با دستور قاضی از دادگاه بیرون برده شد.
دو هزار پوند برای فیلمبرداری و ادعای فشار بر خانواده
در بازجویی ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴، سپهوند گفته بود برای فیلمبرداری دو هزار پوند گرفته است. دادستانی میگوید سپهوند از افرادی در ایران پول دریافت میکرده است. او در همان بازجویی مدعی شده بود تهدیدها حدود یک سال پیش و دستورها برای انجام کار حدود هفت تا هشت ماه پیش از آن آغاز شدهاند.
پلیس از سپهوند پرسیده بود آیا مصطفی قربانی دستورهای مربوط به زیرنظر گرفتن خبرنگاران را به او منتقل میکرده است. سپهوند که قربانی را دوست خود و صاحب مغازه قلیان معرفی کرده بود، گفته بود او همیشه با جمهوری اسلامی همراه بوده است. او در عین حال مدعی شده بود قربانی را هم برده و کتک زدهاند.
در بازجوییهای خواندهشده، سپهوند بارها انجام هرگونه اقدام علیه خبرنگاران را رد کرده و گفته بود خود و خانوادهاش در خطرند. در یکی از پاسخها گفته بود: «به من فشار آوردند کاری انجام بدهم. تهدیدم کردند، اما انجامش ندادم. انجامش ندادم.»
او در بازجویی ۲۴ اردیبهشت، در پاسخ به پرسش درباره پیامها و نشانیهایی که در اختیار داشته، گفته بود: «میتوانستیم آنها را بزنیم. نشانی را داشتیم. اما به خدایی که آن بالاست قسم میخورم هیچ کاری نکردیم.»
سپهوند در پاسخ به پرسشهای مربوط به مجتبا پورمحسن نیز مدعی شده بود میخواسته او را نجات دهد و جمعآوری اطلاعات را رد کرده بود.
در بخش دیگری از بازجویی، پلیس درباره پیامهای قربانی و اشارههای او به فردی به نام امین پرسیده بود. سپهوند در پاسخ به بعضی پرسشها از اظهار نظر خودداری کرده و در پاسخهای دیگر، امین را فردی صاحب قدرت و عامل آزار و بازداشت اعضای خانوادهاش معرفی کرده بود.
تصویر کامبیز حسینی و پیام مربوط به «سگ» و «ماشین»
پلیس از هر دو متهم درباره تصویری از کامبیز حسینی پرسیده بود که سپهوند چهارم دی ۱۴۰۳ برای جوادیمنش فرستاده بود. پرسشهای بعدی به پیامی در روز پنجم دی مربوط میشد که در آن از دیدن «سگ» و «ماشین» در اینستاگرام صحبت شده بود.
بازجویان از سپهوند پرسیده بودند آیا منظور از «سگ»، خبرنگار بوده است. او تحقیق پلیس را اشتباه خوانده و در پاسخ به پرسشهای بعدی درباره این پیام از اظهار نظر خودداری کرده بود.
جوادیمنش در بازجویی خود گفته بود نام کامبیز حسینی را نمیدانسته و از روی کنجکاوی تصویر را نگاه کرده است. او توضیح داده بود میخواسته بداند آیا فرد داخل تصویر همان خبرنگاری است که شنیده بود به او حمله شده است.
پلیس به او یادآوری کرده بود که هم نام ایراناینترنشنال و هم نام کامبیز حسینی روی تصویر دیده میشود. جوادیمنش گفته بود به موضوع علاقهای نداشته و به یاد نمیآورد لینک اینستاگرامی برنامه حسینی را باز کرده باشد.
در پاسخ به پرسش درباره عبارت «خوب، خوب» که برای سپهوند فرستاده بود، جوادیمنش گفته بود این تکیهکلام را از یک یوتیوبر گرفته و منظورش مهم نبودن موضوع برای خودش بوده است.
پلیس سپس درباره پاسخ سپهوند، «همین است، برادر»، پرسیده بود. جوادیمنش گفته بود مطمئن نیست، اما شاید منظور سپهوند این بوده که فرد داخل تصویر همان خبرنگاری است که مورد ضربوشتم قرار گرفته است.
جوادیمنش درباره پیام مربوط به اینستاگرام نیز گفته بود سپهوند قصد داشته نام «فرهاد» را بنویسد، اما آن را به اشتباه «فردا» تایپ کرده است. او در عین حال گفته بود معنای پیام را به یاد نمیآورد.
جوادیمنش: عبور از کنار ایراناینترنشنال و رفتن به کارواش
جوادیمنش در نخستین بازجویی خود، در ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۴، گفته بود نام ایراناینترنشنال را در اینستاگرام شنیده، اما اخبار آن را دنبال نمیکند. او هرگونه دریافت دستور برای رصد خبرنگاران یا جمعآوری اطلاعات درباره این شبکه را رد کرده بود.
وقتی پلیس درباره حضورش در نزدیکی ساختمان ایراناینترنشنال پرسیده بود، جوادیمنش گفته بود ممکن است با خودرو یا پیاده از آنجا گذشته باشد. او ساختمان را زیبا توصیف کرده و گفته بود چون نام شبکه را در ایران شنیده بود، کنجکاو شده بود ساختمانش را ببیند. او درباره عکس گرفتن نیز گفته بود ممکن است عکسهایی گرفته باشد، اما به یاد نمیآورد.
جوادیمنش در توضیح رفتوآمد خود در آن محدوده گفته بود برای گرفتن قرص گلودرد به یک کارواش رفته است. بهگفته او، پیشتر در تیکتاک یا اینستاگرام پرسیده بود آیا کسی برای عفونت گلو قرص دارد.
او گفته بود از حکومت جمهوری اسلامی نفرت دارد، از سیاست دور است و پس از خروج از ایران میخواسته از جامعه ایرانی فاصله بگیرد. جوادیمنش در پاسخ به پرسشهای پلیس، تهدیدشدن خود یا خانوادهاش برای همکاری با افرادی در ایران را رد کرده و گفته بود اگر تهدید میشد، موضوع را به پلیس بریتانیا اطلاع میداد.
او همچنین گفته بود در سال ۲۰۲۳ برای ازدواج به ایران برگشته است. وقتی پلیس پرسیده بود آیا در ایران از او خواستهاند درباره ایراناینترنشنال اطلاعات جمع کند، پاسخ منفی داده بود.
رابطه سه متهم از روایت جوادیمنش
جوادیمنش گفته بود سپهوند را حدود چهار سال است در بریتانیا میشناسد. بنا بر روایت او، آشنایی آنها از طریق نوید امامی شکل گرفته بود؛ زمانی که جوادیمنش به لندن آمده بود و سپهوند برای شام به خانهای رفته بود که او در آن زندگی میکرد.
او رابطهاش با سپهوند را دوستی معمولی توصیف کرده و گفته بود یک روز در میان با یکدیگر صحبت میکردند، درباره خودرو به هم کمک میکردند و از مشکلات جسمیشان میگفتند. جوادیمنش گفته بود سپهوند مشکل کنترل خشم دارد و آن را به مرگ پدر او و دشواریهایی که در ایران داشته نسبت داده بود.
بهگفته جوادیمنش، مبلغی که سپهوند به او قرض داده بود حداکثر ۳۰۰ پوند بود. او دریافت دستور از سپهوند و این احتمال را که سپهوند افرادی را بشناسد که بتوانند به او یا خانوادهاش آسیب بزنند، رد کرده بود.
جوادیمنش گفته بود نوری را در سال ۲۰۲۴ در یک کارواش در ایلینگ شناخته است؛ جایی که نوری خودرو او را میشسته است. او گفته بود نوری را به صاحبخانهاش معرفی کرده، اما نمیتواند او را دوست خود بداند. بهگفته جوادیمنش، این کارواش با محلی که برای گرفتن قرص گلودرد به آن رفته بود تفاوت داشت.
تلفنها و خودرو در مسیرهای مشترک
دادگاه همچنین نتیجه تحلیل مارک اوبراین درباره ارتباط تلفنهای متهمان با دکلهای مخابراتی و سوابق تردد خودرو مرسدس A200 سپهوند را بررسی کرد.
بر اساس این تحلیل، تلفنهای سپهوند و جوادیمنش روز ۲۰ آذر ۱۴۰۳ همراه با مرسدس به مالتهاوس کورت رفته بودند.
دادههای ارائهشده، تلفن سپهوند و خودرو او را روز ۲۶ آذر، بین ساعت ۸:۳۰ تا ۹:۲۰ صبح، در محدوده مالتهاوس کورت نشان میداد. تلفن نوری نیز بین ساعت ۷:۴۳ تا ۸:۵۶ صبح در آن محدوده فعال بود. همان روز، تلفن سپهوند و مرسدس بین ساعت ۱۰:۱۰ تا ۱۰:۵۰ صبح در محدوده سنت دانستانز اَوِنیو قرار داشتند.
در ۲۷ آذر، تلفن نوری بین ساعت ۷:۴۶ تا ۸:۰۱ صبح در محدوده مالتهاوس کورت فعال بود. تلفن سپهوند و خودرو او نیز بین ساعت ۱۳:۲۵ تا ۱۴:۱۰ در محدوده نشانی نوری و سپس بین ساعت ۱۴:۲۰ تا ۱۵:۱۰ در برنتفورد، از جمله حوالی مالتهاوس کورت، ثبت شده بودند. دادههایی از همان محدوده برای حدود ساعت ۱۸:۵۰ نیز ارائه شد و به فعالیت تلفن نوری در آن حوالی اشاره شد.
بازداشت و بازجویی متهمان
در اطلاعاتی که دادستانی بهعنوان موارد مورد توافق طرفین خواند، آمده بود هر سه متهم ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۴ در محل سکونتشان بازداشت شدهاند و خانههایشان بازرسی شده است.
سپهوند بین ۱۴ تا ۲۵ اردیبهشت، در هفت روز و مجموعا ۲۳ نوبت بازجویی شده بود. جوادیمنش بین ۱۳ تا ۲۵ اردیبهشت، در شش روز و هشت نوبت، و نوری بین ۱۴ تا ۲۳ اردیبهشت، در چهار روز و ۱۰ نوبت مورد بازجویی قرار گرفته بودند.
در دادگاه گفته شد سپهوند ابتدا چهار رقم از رمز ششرقمی تلفنش را به پلیس داده بود. در ادامه بازجوییها، او رمزهای تلفن را در حضور وکیلش در اختیار پلیس گذاشته بود.
در شرح واکنش نوری به پرسش درباره فعالیت به نیابت از افرادی مستقر در ایران نیز آمده بود که او سرش را به نشانه مخالفت تکان داده و گفته بود: «اشتباه است؛ من از آن رژیم فرار کردم.»
سابقه پرونده؛ وعده پول و حل پرونده در ایران
در جلسه ۲۰ مهر، پیامهایی مطرح شده بود که سپهوند در آنها از وعده ۱۵۰ هزار پوند و حل پرونده قضاییاش در ایران میگفت. قربانی نیز از قول دیگران، حل پرونده را به انجام کار مشروط کرده بود. پیامهای سپهوند به نوید، با نام ذخیرهشده «برار سفارت»، از جمله گفته او درباره رفتن به سفارت برای دیدار با نوید، در همان جلسه بررسی شده بود.
دادستانی در آغاز محاکمه گفته بود سپهوند قرار بوده خشونت را اعمال کند و دو متهم دیگر، اطلاعات لازم برای حمله را جمعآوری کنند. دادستانی همچنین استدلال سپهوند درباره اجبار را نپذیرفته و گفته بود پیامها نشانهای از تهدید یا اجبار او ندارند؛ موضعی که در گزارش جلسه پیشین نقل شده بود.