• العربية
  • English
BrandBrand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

فیلم «حل و فصل»؛ از ملاقات خمینی و کارتر تا ماموران سیا در تهران

محمد عبدی
محمد عبدی

نویسنده و منتقد فیلم

۱۶ مهر ۱۴۰۵، ۱۵:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)

«حل و فصل» (The Fix) با نام پیشین «هتل تهران» ساخته گای موشه اکشن تازه‌ای است از هالیوود با بازی لیام نیسن که این بار وقایع‌اش در تهران امروز می‌گذرد.

فیلم که بر اساس طرحی تخیلی از بازل باز مامور سابق سیا ساخته شده، وقایع انقلاب ایران را به امروز پیوند می‌زند، جایی که چند مامور سیا پس از وقایعی تلخ در افغانستان به آمریکا بازگشته‌اند و مسئول آنها (لیام نیسن) که ظاهرا دچار فراموشی شده در لابه‌لای کلماتی نامفهوم از یک ماموریت سری می‌گوید که در آن در سال ۱۹۸۱، موفق شده کمک کند تا ۲۵ میلیون دلار را در ایران در دیوار جایی با نام سری هتل تهران مخفی کنند.

تاکر که نقش‌اش را زاکاری لوی بازی می‌کند گروه‌اش را دوباره جمع می‌کند تا در یک ماموریت حساس به ایران برود و این پول را پیدا کند.

او در پاریس با زنی ایرانی در دفترش ملاقات می‌کند که می‌داند هتل تهران نام مستعار چه جایی است. او می‌گوید دخترش در ایران در مکانی بیرون تهران مخفی شده و در قبال نجات دادن او، حاضر است درباره هتل تهران اطلاعاتی بدهد.

هرچند در فیلم به‌‎طور مشخص به مجاهدین خلق اشاره نمی‌شود، اما نوع رفتار این زن، حجاب داشتن او، و همین‌طور نام فامیل دختری که در فیلم به‌عنوان «اکتیویست» معرفی شده، تماشاگر ایرانی را متوجه این گروه می‌کند، در حالی که اساسا این اشاره بی‌منطق به نظر می‌رسد و در دل فیلم جایی ندارد، چون به راحتی این دختر- و سایر دخترانی که در ایران نیاز به کمک دارند- می‌توانستند فارغ از هر گروه سیاسی و به‌ویژه این گروه حساسیت برانگیز، در فیلم به‌عنوان مخالفین حکومت حضور داشته باشند و فیلم در داستان‌اش نیازی به اشاره به این گروه نداشت.

پس از یک مقدمه طولانی اکشن در افغانستان، بالاخره به ایران می‌رسیم و داستان پیچ و تاب‌های متعددی پیدا می‌کند، از جمله مشخص می‌شود ۲۵ میلیون دلاری در کار نیست و به جای آن در دل دیوار نگاتیو عکس‌هایی پنهان شده که از ملاقات خمینی با رییس سیا و بعد با خود جیمی کارتر،‌ رییس‌جمهوری وقت آمریکا، پرده برمی‌دارد و بسیاری در پی از بین بردن آن هستند.

100%

همه چیز در جهان اکشن و زد و خوردهای معمول این نوع فیلم معنا می‌یابد که حالا در آن ماموران سیا حکم قهرمانان فیلم را دارند و اعضای سپاه پاسداران و ماموران اطلاعاتی جمهوری اسلامی در نقطه مقابل قرار می‌گیرند.

حضور لیام نیسن نوع فیلم‌هایی را به خاطر می‌آورد که خودش حالا به یک زیر ژانر بدل شده و در آنها نیسن به‌عنوان قهرمان اصلی در حال گرفتن انتقام یا انجام یک ماموریت است. اینجا اما نیسن خودش دست به کار نمی‌شود و در یک نقشه ماهرانه گروهی از همکارانش را با یک ترفند برای انجام این ماموریت می‌فرستد و خودش به ایران نمی‌رود.

فیلم به نسبت موفق می‌شود تصویر قابل باوری از داخل ایران ارائه دهد. صحنه‌ها و خیابان‌ها و بازسازی تهران نسبتا معقول است و حداقل در نگاه اول برای تماشاگر ایرانی مضحک نیست (به جز لهجه بازیگران زمانی که فارسی حرف می‌زنند)، در حالی که فیلم‌هایی چون آرگو (که به داستان نجات گروگان‌های آمریکایی در تسخیر سفارت این کشور در ایران اختصاص داشت)، در بازسازی داخل ایران ناموفق عمل کردند.

فیلم طبق قواعد ژانر نوعی بازی موش و گربه بین یک سردار سپاه و تاکر به راه می‌اندازد، جایی که ماموران سیا از این سردار استفاده می‌کنند تا وارد یک مرکز سپاه پاسداران شوند.

این بازی به رویارویی مستقیم تاکر با او در صحنه‌های نهایی می‌رسد. طبق معمول یک داستان عشقی فریبنده هم وجود دارد که در آن دختری ایرانی با بازی الناز نوروزی به‌عنوان همسر ظاهری تاکر با او از آمریکا به ایران می‌آید، اما تماشاگر از ابتدا می‌تواند حدس بزند که طبق فرمول این نوع فیلم‌های جاسوسی او نقش دیگری در فیلم خواهد داشت.

ماموران موساد هم نقش مهمی در فیلم دارند و آزادانه در ایران به فعالیت خود ادامه می‌دهند و گاه وارد معاملاتی با ماموران سیا می‌شوند.

فیلم خشونت، سکس و گره‌گشایی از اسرار قصه را به‌عنوان عناصر ژانر به کار می‌گیرد تا در دل داستانی که می‌خواهد با وقایع سیاسی ایران پیوند داشته باشد، تماشاگر را با خود همراه کند، اما به رغم بودجه کلان (۳۲ میلیون دلار) و صحنه‌های بزرگ و شلوغ، با یک فیلم اکشن به یادماندنی روبرو نیستیم و فیلم در گیشه هم با فروش حدود یک میلیون دلار در آمریکا شکست سختی خورد.

Banner
Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

ونس: در حال مذاکره با عراقچی و پزشکیان هستیم، اما میزان اختیار آن‌ها روشن نیست
۱

ونس: در حال مذاکره با عراقچی و پزشکیان هستیم، اما میزان اختیار آن‌ها روشن نیست

۲

نجمه امینی از سوی دادگاهی در مشهد به اتهام «سب‌النبی» به اعدام محکوم شد

۳

یاشار سلطانی: مجتبی ذوالنوری، نماینده قم در مجلس، در حفاری غیرمجاز برای یافتن گنج دست دارد

۴
اختصاصی

صرافی بانک پارسیان با وجود تحریم این بانک، میلیون‌ها دلار جابه‌جا کرده است

۵

آتلانتیک: کاخ سفید خواستار تهیه گزینه‌های حمله به ایران پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای شد

انتخاب سردبیر

  • ۶۸ درصد پاسخ‌دهندگان به ایران‌اینترنشنال: فشار آمریکا، بیشتر به مردم آسیب می‌زند تا حکومت

    ۶۸ درصد پاسخ‌دهندگان به ایران‌اینترنشنال: فشار آمریکا، بیشتر به مردم آسیب می‌زند تا حکومت

  • حملات جداگانه به خودروی پلیس و کارکنان ارتش در سیستان و بلوچستان ۲ کشته بر جا گذاشت

    حملات جداگانه به خودروی پلیس و کارکنان ارتش در سیستان و بلوچستان ۲ کشته بر جا گذاشت

  • خشم شهروندان از کمک ۲۰۰ میلیون دلاری به حزب‌الله: پول ایران حق مردم ایران است
    روایت شما

    خشم شهروندان از کمک ۲۰۰ میلیون دلاری به حزب‌الله: پول ایران حق مردم ایران است

  • صرافی بانک پارسیان با وجود تحریم این بانک، میلیون‌ها دلار جابه‌جا کرده است
    اختصاصی

    صرافی بانک پارسیان با وجود تحریم این بانک، میلیون‌ها دلار جابه‌جا کرده است

  • معترض دی‌ماه: برای گرفتن اعتراف اجباری شکنجه شدم و طناب اعدام به گردنم انداختند

    معترض دی‌ماه: برای گرفتن اعتراف اجباری شکنجه شدم و طناب اعدام به گردنم انداختند

  • قصه‌ ماهان مردانی؛ روایتی که با او به خاک سپرده نشد

    قصه‌ ماهان مردانی؛ روایتی که با او به خاک سپرده نشد

•
•
•

مطالب بیشتر

ژاپن در چند روز؛ از خیابان‌های توکیو تا تعظیم گوزن‌های نارا

۱۶ مهر ۱۴۰۵، ۰۹:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
ساسان سمائی
100%

در سفری به ژاپن، از توکیو و کیوتو تا نارا و هیروشیما، آنچه بیش از دیدنی‌های مشهور در خاطرم ماند، برخوردهای روزمره بود؛ فروشنده‌ای که پول اضافه را پس آورد، رهگذری که برای نشان دادن راه همراهم شد و گوزنی که پس از تعظیم، روی دیگری از خود به من نشان داد.

برای شناختن بعضی سرزمین‌ها، عکس‌ها و روایت‌ها کافی نیستند. باید راهی شد، در خیابان‌هایشان قدم زد و زندگی روزمره مردم را از نزدیک دید تا تصویری فراتر از آنچه پیش‌تر شنیده‌ایم، پیش چشممان قرار بگیرد.

برای من، ژاپن یکی از این مقصدها بود.

در دو هفته سفر میان چند شهر، توجه من بارها از بناها و منظره‌ها به جزییات ساده زندگی کشیده شد: تمیزی خیابان‌ها، نظم رفت‌وآمد و ادب آدم‌هایی که گاهی حتی زبان مشترکی با آن‌ها نداشتم.

در رستوران، فروشگاه و تاکسی، هیچ‌گاه احساس نکردم کسی می‌خواهد از ناآشنایی من با محیط استفاده کند.

یک بار مبلغی بیشتر از آنچه باید پرداخت کردم و بیرون آمدم. فروشنده در خیابان به دنبالم آمد تا پول اضافه را برگرداند. اتفاق کوچکی بود، اما در خاطره سفر من به ژاپن جای بزرگی پیدا کرد.

100%

رهگذری که برای نشان دادن راه، همراه شد

در ژاپن، ناآشنا بودن با زبان گاهی مانع گفت‌وگو بود. بسیاری از کسانی که با آن‌ها برخورد کردم، انگلیسی نمی‌دانستند، اما برای کمک کردن راه دیگری پیدا می‌کردند.

یک بار که نشانی پرسیدم، مخاطبم کار خود را کنار گذاشت و همراه من به خیابان آمد. او آن‌قدر با من راه آمد تا مطمئن شد مسیر را درست فهمیده‌ام. توضیح دادن با چند کلمه و اشاره کافی نبود؛ می‌خواست مطمئن شود به مقصد می‌رسم.

تاکسی‌ها هم بخشی از تماشای شهر بودند. کنار خودروهای مدرن، تویوتاهای قدیمی دیده می‌شدند که ظاهرشان یادآور سال‌های دور بود. راننده در خودرو را از داخل باز می‌کرد و روی صندلی‌ها، روکش‌های سفید و پاکیزه قرار داشت؛ جزییاتی که حتی یک مسیر کوتاه را به خاطره‌ای از سفر تبدیل می‌کرد.

البته این تصویر آرام و منظم در «نارا» کمی تغییر کرد. گوزن‌ها آزادانه در پارک و خیابان‌ها رفت‌وآمد می‌کردند و من با بیسکویت به استقبالشان رفتم.

یکی تعظیم کرد و فرصت داد درباره ادب این موجودات قضاوتی خوش‌بینانه داشته باشم. گوزن بعدی لباس مرا با دندان کشید و دیگری از پشت با شاخ ضربه‌ای زد که به جلو پرتاب شدم.

میان تعظیم و مطالبه بیسکویت، فاصله چندانی نبود.

100%

هیروشیما؛ زندگی در کنار یاد ویرانی

هیروشیما حال‌وهوای دیگری داشت. شهری سرسبز، زنده و مدرن که دیدنش در کنار ساختمان باقی‌مانده از بمباران اتمی و موزه، تجربه‌ای متفاوت می‌ساخت.

با دیدن آثار آن ویرانی، فاصله تاریخی کوتاه‌تر به نظر می‌رسید. آنچه پیش‌تر در کتاب‌ها خوانده بودم، اکنون در برابر چشمم قرار داشت؛ در شهری که زندگی روزمره در آن جاری بود.

برای من، تاثیرگذارترین بخش، کنار هم دیدن این دو تصویر بود: نشانه‌های فاجعه و شهری که دوباره ساخته شده است. هیروشیما در خاطرم با همین هم‌نشینی ماند؛ یاد گذشته در کنار ادامه زندگی.

از ژاپن، علاوه بر عکس و خاطره، احترام به دقتی را با خود آوردم که در برخوردهای کوچک دیده بودم؛ در بازگرداندن پول، نشان دادن مسیر و رسیدگی به یک تاکسی قدیمی.

البته خاطره گوزن‌های نارا هم باقی ماند. از این پس، اگر گوزنی تعظیم کند، ضمن پاسخ دادن به ادبش، مراقب شاخ‌هایش هم خواهم بود.

100%

خرید قسطی در ایران به بلیت کنسرت همایون شجریان رسید

۱۴ مهر ۱۴۰۵، ۱۱:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)
100%

هم‌زمان با گسترش خرید اقساطی مواد غذایی، کالاهای روزمره و خدمات درمانی در ایران، تبلیغ خرید اعتباری بلیت کنسرت همایون شجریان نیز منتشر شده است. این موضوع بحث درباره کاهش قدرت خرید شهروندان و دشوار شدن دسترسی به تفریح و برنامه‌های فرهنگی را دوباره مطرح کرده است.

مجله اینترنتی برترین‌ها با انتشار پوستر کنسرت همایون شجریان در شیراز، از امکان خرید قسطی بلیت این برنامه خبر داد.

در پوستر اجرای «بر جا مانده‌ام» با همراهی گروه سیاوش، نام دیجی‌پی و عبارت «با دریافت اعتبار سریع‌تر بلیت بگیر» دیده می‌شود.

این تبلیغ، امکان تامین هزینه بلیت از طریق اعتبار خرید را نشان می‌دهد. با این حال، در تصویر منتشرشده تعداد اقساط، هزینه دریافت اعتبار و شرایط بازپرداخت مشخص نشده است.

عرضه اعتباری بلیت کنسرت پیش‌تر نیز مطرح شده بود.

وب‌سایت خبرفوری، ۲۴ مرداد تصویری از صفحه پرداخت بلیت یک کنسرت منتشر کرد که در آن، گزینه پرداخت قسطی و اعتباری در کنار پرداخت با کارت بانکی قرار داشت.

  • با ادامه روند صعودی تورم، خرید اقساطی مواد غذایی در ایران رو به افزایش است

    با ادامه روند صعودی تورم، خرید اقساطی مواد غذایی در ایران رو به افزایش است

چند ساعت تفریح با بدهی ماه‌های بعد

برترین‌ها در گزارش خود از واکنش کاربران به تبلیغ کنسرت شجریان خبر داد و نوشت برخی با اشاره به خرید قسطی خانه، خودرو، لوازم زندگی و سفر، اضافه شدن کنسرت به این فهرست را مورد توجه قرار داده‌اند.

در نمونه‌ای دیگر، مدیر یک کانال فروش بلیت در تلگرام، هنگام اعلام امکان پرداخت چهار قسطی با اسنپ‌پی، دشواری پرداخت هزینه تفریح را نیز مطرح کرد.

او نوشت: «پیش می‌آید در این دوران آدم روزهایی نیاز به خوشحالی داشته باشد اما گیر باشد.»

این نوشته از سوی عرضه‌کننده بلیت منتشر شده و در کنار بیان فشار مالی، بخشی از تبلیغ خدمات فروش اقساطی اوست.

خرید اقساطی از سفره تا خدمات فرهنگی

گسترش پرداخت اعتباری برای برنامه‌های فرهنگی در شرایطی مطرح می‌شود که شماری از شهروندان برای تامین خوراک روزانه نیز به اقساط متوسل شده‌اند.

تصویر و اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال که ۱۱ مهر منتشر شد، از صدور بن خرید قسطی گوشت برای کارکنان یک دانشگاه علوم پزشکی حکایت داشت.

این بن، امکان خرید تا سقف ۱۰ میلیون تومان و بازپرداخت اقساطی را فراهم می‌کند.

پیش‌تر نیز پیام‌های شهروندان از خرید اقساطی نان، مرغ، تخم‌مرغ و دیگر نیازهای روزمره خبر داده بود.

یکی از مخاطبان نوشته بود: «مجبوریم قسطی خرید کنیم، وگرنه تا آخر ماه باید گرسنه بمانیم.»

در حوزه فرهنگی، روایت‌های منتشرشده از خرید اعتباری نشان می‌دهد این شیوه پرداخت پیش از بلیت کنسرت، به کتاب نیز رسیده.

یک ویراستار ۲۹ ساله ساکن تهران گفته است ناچار شده حتی هزینه یک جلد کتاب را در سه یا چهار قسط بپردازد.

در همان گزارش، یک زن سرپرست خانوار توضیح داده است استفاده مکرر از اعتبار، چرخه‌ای از بدهی ایجاد کرده: «بخشی از حقوق هر ماه صرف تسویه خریدهای ماه قبل می‌شود و فرصتی برای پس‌انداز باقی نمی‌ماند.»

پیام‌های تازه کارکنان درباره حقوق نامنظم نیز نشان می‌دهد مشکل تنها افزایش هزینه خرید نیست، بلکه تاخیر در پرداخت دستمزد و پرداخت مرحله‌ای حقوق، برنامه‌ریزی برای بازپرداخت همین اقساط را نیز دشوار کرده است.

فیلم‌های زیرزمینی سینمای ایران در جشنواره لندن

۱۱ مهر ۱۴۰۵، ۰۰:۵۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
محمد عبدی
100%
«جنس آب» فیلم تازه‌ای از محمد رسول‌اف

هفتادمین دوره جشنواره جهانی فیلم لندن که از قدیمی‌ترین جشنواره‌های سینمایی جهان است، چهارشنبه هفتم اکتبر (پانزدهم مهر) آغاز می‌شود، جشنواره‌ای که امسال میزبان چندین فیلم زیرزمینی از سینماگران ایرانی است.

«نفرین توقیف» و دردسرهای پیش از نمایش
پر سر و صداترین فیلم ایرانی امسال نفرین توقیف نام دارد، اثری از محسن امیریوسفی که برای اولین بار به نمایش درمی‌آید و حتی پیش از آغاز جشنواره و نمایش این فیلم، منجر به احضار سازنده‌اش در ایران شده است. بر اساس گزارش‌های منتشر شده، این فیلمساز روز هفتم مهر پس از تماس «پر تنش» وزارت اطلاعات به حراست دادسرای ارشاد تهران احضار شده است.

نفرین توقیف که بدون مجوز و به شکل زیرزمینی ساخته شده از وقایع انقلاب آغاز می‌شود و به رخدادهای اجتماعی- سیاسی اخیر ایران از جمله وقایع دی ماه ۱۴۰۴ می‌رسد.

«خواب تلخ» ساخته محسن امیریوسفی در سال ۲۰۰۴ در بخش دو هفته کارگردانان جشنواره کن نمایش داشت و جایزه دوربین طلایی را از آن خود کرد. دیگر فیلم او با نام «آشغال‌های دوست‌داشتنی» که در سال ۱۳۹۱ ساخته شد، به حوادث پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ می‌پرداخت و برای شش سال توقیف شد.

  • «دستم را در باغچه می‌کارم»؛ از شعر فروغ تا بدن زن

    «دستم را در باغچه می‌کارم»؛ از شعر فروغ تا بدن زن

در نفرین توقیف، امیر یوسفی در گفت‌و‌گویی تخیلی با مرگ درباره آثار و زندگی خودش حرف می‌زند و به محدودیت‌های ایجاد شده برای کارش پس از موفقیت در جشنواره کن در سال ۲۰۰۴ اشاره می‌کند؛ فیلمی که به زبان طنز ساخته شده و با تصاویر آرشیوی مروری دارد بر وقایع ایران.

«کمی نور» و امروز ایران
کمی نور تازه‌ترین ساخته علی عسگری پس از نمایش در بخش مسابقه جشنواره ونیز، در جشنواره لندن نمایش خواهد داشت، فیلمی که تصویری است از وضعیت امروز ایران که وقایع آن پس از کشتار دی ماه و بین دو جنگ رخ می‌دهد، زمانی که یک پزشک که به معترضان کمک کرده، با حمله نیروهای امنیتی به مطبش روبرو شده و پس از آزادی به قید وثیقه به فکر خودکشی است.

دوربین فیلمساز سعی دارد بدون مداخله، به نظاره احوال سرد مردمانی بنشیند که در بلاتکلیفی گیر افتاده‌اند.

«خانه دوست اینجاست» و دختران جوان ایران
خانه دوست اینجاست ساخته حسین کشاورز و مریم عطایی که در جشنواره‌هایی چون ساندنس و کارلووی‌واری هم به نمایش درآمد، حالا به جشنواره لندن رسیده است؛ فیلمی که تصویری است از درون جامعه بعد از جنگ دوازده روزه ایران و اسرائیل، که روزگار دو دختر جوان با نام هانا و پری را دنبال می‌کند، دو دختری که هم‌خانه هستند و یکی از آنها کارگردان تئاتر است و نمایش‌هایی را به شکل زیرزمینی اجرا می‌کند. دختر دیگر- با نام هانا - اما در حال آماده شدن برای مهاجرت است. فیلم از روزمره‌گی این دو به روایت جامعه‌ای تو در تو و متشنج می‌رسد که در آن فعالیت زیرزمینی نمایشی، پری را با مشکلات جدی روبرو می‌کند.

100%
«کمی نور» ساخته علی عسگری

دوربین این دو فیلمساز به ثبت واقعیت صحنه اکتفا می‌کند و فیلم به شکلی مستندگونه به دنیا و روحیات بازیگرانش نزدیک می‌شود.

«دستم را در باغچه می‌کارم»: مهاجرت و جنگ
«دستم را در باغچه می‌کارم» برای اولین بار در بخش روزهای مولفان جشنواره جهانی فیلم ونیز به نمایش درآمد؛ فیلمی داکو- فیکشن (ترکیب مستند و فیلم تخیلی) ساخته مشترک هدا طاهری و بوریس حاجیه.

این اثر ترکیب کار یک زوج سینمایی است از دو کشور مختلف، ایران و صربستان، که در خلق اثر از زندگی شخصی خود الهام گرفته‌اند.

این دو فیلمساز پیش‌تر سه فیلم کوتاه به همین شکل و شمایل خلق کرده بودند که در جشنواره لوکارنو نمایش داده شدند.

فیلم که عنوانش را از شعر فروغ فرخزاد وام گرفته (دست‌هایم را در باغچه می‌کارم / سبز خواهم شد، می‌دانم، می‌دانم، می‌دانم)، با تماس اینترنتی هدا با مادر و خواهرش در ایران پس از وصل شدن اینترنت پس از کشتار و جنگ آغاز می‌شود.

«مرد خوب پیدا نمی‌شود»؛ زنان افغانستان
«مرد خوب پیدا نمی‌شود» تازه‌ترین فیلم شهربانو سادات فیلمساز افغانستانی که پیش‌تر به‌عنوان افتتاحیه جشنواره برلین نمایش داده شده بود، سعی دارد تصویری از موقعیت زنان را پیش از تسلط دوباره طالبان در سال ۲۰۲۱ ترسیم کند.

  • «کمی نور»؛ تهران بعد از جنگ

    «کمی نور»؛ تهران بعد از جنگ

شهربانو سادات که در ایران متولد شده و حالا ساکن آلمان است، با دو فیلم «گرگ و گوسفند» و «پرورشگاه» در بخش دوهفته کارگردانان جشنواره کن شرکت کرده بود و حالا در فیلم سوم از این مجموعه، که بر اساس زندگینامه منتشر نشده انور هاشمی و همین‌طور تجربیات زندگی خودش ساخته شده و قرار است دو فیلم دیگر هم در پی آن ساخته شود، موقعیت یک زن را در جامعه مردسالار افغانستان می‌کاود.

فیلم‌های کوتاه
فیلم تازه‌ای از محمد رسول‌اف در جشنواره لندن نمایش خواهد داشت. این فیلم ۳۹ دقیقه‌ای که محصول ایران و آلمان ذکر شده، «جنس آب» نام دارد.

فیلم داستان نویسنده‌ای به نام علی را روایت می‌کند که در تبعید به سر می‌برد. او با نازنین، معشوق سابقش در یک شب سرد زمستانی در یکی از شمالی‌ترین نقاط جهان زیر نور شفق قطبی ملاقات می‌کند. این فیلم در یک سأنس ویژه به همراه چند فیلم کوتاه دیگر به صورت مجانی نمایش داده خواهد شد.

دو فیلم کوتاه از مریم تفکری با نام های شبنامه و غزال سرخ هم فیلم‌های مستندی هستند که به مبارزات زنان ایران می‌پردازند.

دو فیلم کوتاه دیگر هم با عنوان «همه آنچه جامد به نظر می‌رسد بر خون بنا شده» ساخته گلاره خوشگذران و «عضلات در تنش‌اند» ساخته مهشید محبوبی فر از جمله فیلم‌هایی هستند که در جشنواره لندن نمایش خواهند داشت.

قوه قضاییه به‌دلیل تماس فیزیکی دو بازیگر علیه عوامل یک تئاتر اعلام جرم کرد

۴ مهر ۱۴۰۵، ۰۸:۱۱ (‎+۱ گرینویچ)
100%

هم‌زمان با تشدید فشارهای جمهوری اسلامی بر هنرمندان و تلاش حکومت برای تحمیل هنجارهای مورد نظر خود بر جامعه، قوه قضاییه از تشکیل پرونده قضایی و اعلام جرم علیه عوامل یک نمایش به‌دلیل «رفتار خلاف عرف و شئون دو بازیگر» خبر داد.

خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه، شامگاه جمعه سوم مهر گزارش داد دادستانی تهران در واکنش به انتشار تصاویری از نمایش «تهران پاریس تهران/ پل»، علیه عوامل این اثر اعلام جرم کرده است.

این رسانه حکومتی نوشت: «با توجه به رفتار صورت‌گرفته در اجرای این تئاتر، دادستانی تهران ضمن تشکیل پرونده قضایی برای عوامل این تئاتر، علیه آنها اعلام جرم کرد.»

در روزهای اخیر، انتشار ویدیوها و تصاویری از یکی از صحنه‌های این نمایش به کارگردانی سعید دشتی و نویسندگی سینا شفیعی، خشم رسانه‌های حکومتی را برانگیخت.

فاطمه مسعودی‌فر، مهرداد صدیقیان، امیر جعفری و سینا ساعی بازیگران این نمایش هستند که از شهریور ۱۴۰۵ در مجموعه باغ کتاب تهران روی صحنه رفته است.

100%

در تصاویر منتشرشده، مسعودی‌فر سر خود را به سینه صدیقیان نزدیک می‌کند و بازیگر مرد نیز سر او را لمس می‌کند.

این صحنه که بازنمایی موقعیت‌های مشابه آن در آثار نمایشی امری رایج است، با واکنش رسانه‌های حکومتی روبه‌رو شد.

خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، سوم مهر در مطلبی انتقادی نوشت: «در صحنه‌های تئاتر، مساله دیگر یک دیالوگ، رفتار یا حتی یک نمایش خاص نیست. مساله، تغییر تدریجی مرزهایی است که باید میان آزادی هنری، جذابیت گیشه و ملاحظات فرهنگی در صحنه عمومی ایران فاصله بگذارند.»

فارس افزود: «این مرزها حالا بیش از همیشه در حال درنوردیده شدن هستند؛ گویی هیچ نظارتی روی صحنه‌های تئاتر وجود ندارد.»

برخورد قضایی با عوامل این نمایش در شرایطی صورت می‌گیرد که جمهوری اسلامی در هفته‌های اخیر، به‌ویژه هم‌زمان با سالگرد خیزش «زن، زندگی، آزادی»، فشار بر فعالان سیاسی و مدنی، هنرمندان و زنان مخالف حجاب اجباری را افزایش داده است.

در همین زمینه، محمد سعیدی، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در قم، سوم مهر در خطبه‌های نماز جمعه، «کشف حجاب» را «حرام شرعی و حرام سیاسی» خواند و خواستار «برخورد قاطع قانونی و امنیتی با بی‌حجاب‌ها» شد.

کنشگران بر این باورند که جمهوری اسلامی به‌ویژه در میانه تنش‌های اخیر با آمریکا قصد دارد با ایجاد فضای رعب و وحشت، مانع از فوران دوباره خشم عمومی علیه بحران‌های فزاینده معیشتی و سیاسی شود.

  • مادر بی‌روسری، دختر مقنعه‌پوش

    مادر بی‌روسری، دختر مقنعه‌پوش

واکنش عوامل نمایش

گروه اجرایی نمایش «تهران پاریس تهران/ پل» شنبه چهارم مهر با انتشار بیانیه‌ای، حاشیه‌ها را ناشی از «سوءتفاهم» دانست و اعلام کرد تصاویر منتشرشده «فاصله واقعی» میان دو بازیگر را نشان نمی‌دهند.

در این بیانیه آمده است تصویر مورد بحث «صرفا حاصل ثبت از یک زاویه بسته و خطای دید دوربین گوشی تلفن همراه یک مخاطب» بوده و «فاصله واقعی بازیگران را پنهان کرده است».

عوامل نمایش همچنین خبر دادند برای «پیشگیری از هرگونه سوءبرداشت احتمالی»، تغییراتی در زاویه قرار گرفتن بازیگران روی صحنه ایجاد کرده‌اند.

گروه اجرایی در عین حال تاکید کرد دو شخصیت حاضر در این صحنه، بر اساس متن نمایشنامه، خواهر و برادر هستند و در موقعیتی «بحرانی» قرار دارند.

ادامه برخورد قضایی با هنرمندان

اعلام جرم علیه عوامل این نمایش تنها نمونه برخورد قضایی با هنرمندان و برگزارکنندگان رویدادهای فرهنگی و ورزشی در روزهای اخیر به شمار نمی‌رود.

در پرونده‌ای دیگر، دادگاه تجدیدنظر استان قم سوم مهر حکم صادرشده علیه پرستو احمدی، خواننده، و هفت تن از نوازندگان و دست‌اندرکاران «کنسرت کاروانسرا» را تایید کرد.

بر اساس این حکم، هر یک از محکومان به ۷۴ ضربه شلاق، دو سال ممنوعیت فعالیت سمعی و بصری و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده‌اند.

پیش‌تر نیز دادستانی تهران علیه عوامل و دست‌اندرکاران برگزاری مسابقه دوی ماراتن ۱۰ کیلومتر تهران به‌دلیل «رعایت نشدن موازین قانونی و شرعی» اعلام جرم کرده و برای آنان پرونده قضایی تشکیل داده بود.

«چاقو»؛ ادبیات، فتوای خمینی و تلاش برای قتل

۳ مهر ۱۴۰۵، ۱۸:۱۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
محمد عبدی
100%

«چاقو؛ سوء‌قصد به سلمان رشدی» ساخته آلکس گیبنی عنوان مستند تازه‌ای است که تلاش برای قتل این نویسنده در سال ۲۰۲۲ را از زوایای گوناگون می‌شکافد و از جهات مختلف به فتوای خمینی برای این قتل می‌رسد.

فیلم که بر اساس کتاب پرفروشی از سلمان رشدی با نام «چاقو» ساخته شده، در ساختار و روایت به آن وفادار می‌ماند و همان راوی صمیمی و راحت کتاب اینجا نریشن فیلم را روایت می‌کند و ما با تصاویری روبرو هستیم که برخی از آنها برای اولین بار نمایش داده می‌شوند، از جمله تصاویر رشدی در بیمارستان پس از حمله که توسط همسر او- ریچل الیزا گریفیث که خود شاعر و نویسنده است- تصویربرداری شده‌اند و تصاویر تکان دهنده‌ای هستند؛ از جمله لحظه به هوش آمدن رشدی و جایی که رشدی به رغم احوال نامساعدش تردیدی در دادن اجازه تصویربرداری ندارد: «این فقط درباره من نیست؛ درباره آزادیه.»

فیلم در چندین بخش مختلف به فتوای خمینی و جایزه‌ای که حکومت ایران برای قتل رشدی تعیین کرده بازمی‌گردد، ضمن این که در ابتدا به ما می‌گوید که ضارب در دادگاه گفته که آیت‌الله خمینی را ستایش می‌کند.

رشدی به کسانی اشاره دارد که دو صفحه از کتاب او را هم نخوانده‌اند و می‌گوید شیاطین زیادی تظاهر به باور خدا می‌کنند.

  • دادستان‌های آمریکا ارتباط مهاجم سلمان رشدی با فردی در ایران را بررسی می‌کنند

    دادستان‌های آمریکا ارتباط مهاجم سلمان رشدی با فردی در ایران را بررسی می‌کنند

فیلم روند انتشار کتاب آیات شیطانی و آغاز مشکلات را روایت می‌کند، از جمله با تصاویری از ایران و فتوای خمینی که از رادیو پخش می‌شود. در تصاویر تظاهرات خشن معترضان در لندن عکس‌های خمینی دیده می‌شود و اشاره‌ای هم هست به اعلام جایزه پنج میلیون دلاری از سوی دولت ایران.

رشدی می‌گوید که اتفاقات خوب پیش نرفته انقلاب ایران و جنگ با عراق، حکومت را در برهه بسیار بدی قرار داده بود و نتیجه این وضعیت، متاسفانه پر او را گرفت.

بعدتر فیلم به سال ۱۹۹۸ و معامله حکومت ایران با بریتانیا برای از سرگیری روابط می‌رسد به این شرط که رژیم ایران اعلام کند علاقه‌ای به گرفتن جان رشدی ندارد.

وزیر امور خارجه وقت جمهوری اسلامی این موضوع را اعلام می‌کند. رشدی دو سال بعد به آمریکا می‌رود و زندگی مخفیانه‌اش را به تدریج کنار می‌گذارد. حالا رشدی در فیلم این سوال را مطرح می‌کند:«اشتباه کردم؟»

فیلم نشان می‌دهد که در ایران از این حمله چطور استقبال شده است؛ از جمله با نمایش صفحه اول روزنامه جام جم که کاریکاتور بزرگی از رشدی به شکل شیطان منتشر کرده است.

فیلم با بازسازی صحنه حمله آغاز می‌شود و نزدیک به پایان، به نمایش صحنه واقعی می‌رسد. فیلم سعی دارد همه واقعه، حواشی اجتماعی-سیاسی و تاثیرات حسی و روانی آن را از دید رشدی تصویر کند و در این میان نمایش خشونت به یکی از ابزارهای فیلم بدل می‌شود؛ فیلمی که تماشای برخی صحنه‌های آن آسان نیست، اما در نهایت همه چیز را به نفع زندگی به پایان می‌رساند: جایی که رشدی به همراه همسرش به محل فاجعه بازمی‌گردد(« حالا در جایی ایستاده‌ام که قبلا در همان جا سقوط کردم.») و روحیات و احساسات و خاطراتش از آن لحظات را بر زبان می‌راند و پس از آن به فصل جدیدی در زندگی خود اشاره می‌کند، جایی که پیشتر هم اشاره داشت که او به زندگی خود ادامه می دهد و ضارب ۲۴ ساله‌اش حالا در زندان خواهد ماند، در نتیجه برنده این بازی خود اوست.

  • سلمان رشدی؛ یک چاقو و یک فتوا

    سلمان رشدی؛ یک چاقو و یک فتوا

رشدی در چندین جا زندگی را به یک بازی تشبیه می‌کند که حتی در آن به صحنه شطرنج با مرگ در فیلم مهر هفتم اینگمار برگمان می‌رسد، جایی که یک مرد با فرشته مرگ سر ادامه زندگی‌اش شطرنج بازی می‌کند.

رشدی زنده ماندنش را به این بازی شطرنج با مرگ تشبیه می‌کند و با آن که به معجزه ایمان ندارد، زنده ماندنش را «معجزه‌وار» می‌داند.

اما فیلم باز به اشاره‌های رشدی به سینما بازمی‌گردد و از تکه‌های مختلفی از فیلم‌هایی که او در کتاب به آنها اشاره کرده وام می‌گیرد: از چاقو در آب پولانسکی تا دوازده مرد خشمگین، از روانی هیچکاک تا داستان وست‌ساید.

رشدی توضیح می‌دهد که زمان نوشتن رمان فکر نمی‌کرده که کسی را بیازارد. در یک مصاحبه می‌گوید ادبیات با واقعیت فرق دارد و وقتی نویسنده می‌نویسد اسبی پرواز می‌کند، این تخیل است و معنی‌اش این نیست که یک اسب واقعا پرواز می‌کند.