وزیر خارجه آمریکا: روسیه باید درباره خبر مشاهده طاعون ریوی در سیبری اطلاعات بیشتری بدهد


مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در واکنش به مرگ یک کارمند آزمایشگاه تحقیقات طاعون در سیبری گفت روسیه باید اطلاعات بیشتری درباره این موضوع در اختیار جهان قرار دهد و افزود واشینگتن تحولات را «ساعتبهساعت و با دقت بسیار» دنبال میکند.
همزمان، تدروس ادهانوم، دبیرکل سازمان بهداشت جهانی، از پیگیری گزارش مربوط به مرگ یکی از کارکنان آزمایشگاه در موسسه تحقیقات ضدطاعون ایرکوتسک، در استان ایرکوتسک روسیه، خبر داد و گفت این فرد پس از بستری شدن به دلیل ذاتالریه شدید، ۱۰ مهر جان باخت. تدروس ادهانوم گفت گزارشهای اولیه رسانهها از ابتلا به طاعون ریوی در پی تماس تصادفی در آزمایشگاه خبر داده بودند.
مقامهای روسیه به سازمان بهداشت جهانی اعلام کردند هیچ عامل بیماریزای پرخطری در میان افراد در تماس شناسایی نشده و دوره نظارت پزشکی بر همه افراد شناساییشده به پایان رسیده است.
دبیرکل سازمان بهداشت جهانی تاکید کرد این سازمان برای روشن شدن علت ذاتالریه شدید، عامل بیماریزایی که موجب اجرای اقدامات بهداشت عمومی شده و همچنین گزارشهای رسانهای درباره ابتلای دومین کارمند به ذاتالریه با علت نامشخص، خواستار اطلاعات بیشتری از روسیه شده است.






جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، گفت واشینگتن با مسعود پزشکیان و عباس عراقچی در حال مذاکره است، اما پس از کشته شدن علی خامنهای در حملات آمریکا و اسرائیل در آغاز جنگ، روشن نیست رییس دولت و وزیر خارجه جمهوری اسلامی تا چه اندازه در ساختار قدرت ایران اختیار دارند.
ونس در مصاحبه اختصاصی با رویترز که سهشنبه ۱۴ مهر منتشر شد، گفت: «یکی از مسائلی که متوجه شدیم این است که کاملا روشن نیست در کشورشان چگونه تصمیمگیری میشود.»
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، نیز در روزهای گذشته به موضوع تردید آمریکا درباره ساختار قدرت در ایران اشاره کرده بود. او سهشنبه در اظهار نظری مشابه «بزرگترین مشکل» در قبال ایران را اینطور توصیف کرد: «هیچکس نمیداند چه کسی این کشور را اداره میکند.»
در مقابل، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، یکشنبه ۱۲ مهر در نشست خبری هفتگی خود گفت مقامهای آمریکایی بهخوبی میدانند طرفهای ایرانی مذاکره چه کسانی هستند و نظام تصمیمگیری در ایران چگونه کار میکند.
ونس که از مدتها پیش به مشارکت آمریکا در جنگهای خارجی بدبین بوده، نقشی محوری در مذاکرات برای پایان دادن به جنگ ایران بر عهده گرفته است. او در رسیدن به یادداشت تفاهمی که ۲۷ خرداد امضا شد و بهسرعت از هم پاشید، فعالانه درگیر بود.
ونس پیشتر در تیرماه، در گفتوگو با پادکست «تجربه جو روگن»، رویکرد واشینگتن در قبال تهران را ترکیبی از دیپلماسی، فشار اقتصادی و استفاده محدود از نیروی نظامی توصیف کرده بود. او از مذاکره با نیروهایی که در ساختار جمهوری اسلامی «عملگرا» میخواند دفاع کرده و با اعزام گسترده نیروی زمینی برای تغییر حکومت ایران مخالفت کرده بود.
این رویکرد منتقدانی نیز دارد. مارک تیسن، ستوننویس واشینگتنپست، توافق حاصل از مذاکرات ونس را عامل گرفتار شدن آمریکا در چرخه مذاکره، نقض توافق و حملات تلافیجویانه دانسته بود.
درخواست کاهش «معنادار» ظرفیت غنیسازی
ونس در مصاحبه تازه خود تاکید کرد ایران برای برآورده کردن خواستههای آمریکا و پایان دادن به جنگ هفتماهه دو کشور، باید ظرفیت غنیسازی هستهای خود را بهطور «معناداری» کاهش دهد. به گفته او، هر توافقی مستلزم کاهش عملی این ظرفیت است و اطمینان دادن درباره کاهش فعالیتهای هستهای در آینده کافی نیست.
او خطاب به جمهوری اسلامی گفت: «اگر سلاح هستهای نمیخواهید، پس چرا به سوخت غنیشده با خلوص ۶۰ درصد نیاز دارید؟ و اگر میخواهید تعهد خود را به نساختن سلاح هستهای نشان دهید، سوخت با غنای بالا تولید نکنید. این شرطی اولیه و بسیار اساسی است.»
معاون رییسجمهوری آمریکا افزود اگر تهران بخواهد تعهد خود را به نساختن سلاح هستهای نشان دهد، باید اقدامی معنادار برای کاهش ظرفیت غنیسازی انجام دهد.
ایران و آمریکا در هفتههای اخیر پیشنهادهایی برای پایان دادن به جنگ و بازگشایی تنگه هرمز، از مسیرهای حیاتی انتقال انرژی در جهان، مبادله کردهاند. ترامپ تازهترین پیشنهاد تهران را رد کرد و هشدار داد عملیات نظامی ممکن است پس از انتخابات میاندورهای تشدید شود.
ونس گفت آمریکا همچنان آماده دستیابی به توافق است، اما ایران باید در زمینه هستهای امتیازهای عملی و مشخصی بدهد. او تاکید کرد: «قرار نیست ما عمل کنیم و در مقابل فقط حرف بشنویم.»
او همچنین گفت برای ارزیابی وضعیت میدان نبرد، شخصا با فرماندهان میدانی گفتوگو کرده است. ونس نگرانیها درباره کمبود مهمات حیاتی را رد کرد و افزود نیروهای ایرانی، هرچند گاه میتوانند کشتیهای تجاری را در تنگه هرمز هدف قرار دهند، در مجموع قادر نیستند مانع صادرات انرژی از این آبراه شوند.
سایه هزینههای جنگ ایران بر کارزار انتخاباتی جمهوریخواهان
به نوشته رویترز، جنگ و هزینه ماهانه سه میلیارد دلاری آن به یکی از موضوعات اصلی کارزارهای انتخاباتی تبدیل شده است. افزایش قیمت انرژی، ترامپ و جمهوریخواهان را در ایالتهای دارای رقابت نزدیک که نتیجه انتخاباتشان تعیینکننده کنترل کنگره است، در موضع دفاعی قرار داده است.
ونس تلاش کرده از شدت انتقادها به نحوه مدیریت جنگ از سوی ترامپ بکاهد و به رایدهندگان گفته است نباید اجازه دهند این مساله مانع حمایتشان از جمهوریخواهان در انتخابات آبان شود.
او در آلاسکا برای حمایت از دن سالیوان، سناتور جمهوریخواه، سخنرانی کرد که برای حفظ کرسی خود رقابتی تنگاتنگ با مری پلتولا، رقیب دموکراتش، دارد. ترامپ در انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۳ در این ایالت با اختلاف ۱۳ درصدی پیروز شد، اما افزایش هزینههای روزمره زندگی، نتیجه رقابت را نامطمئن کرده است.
ونس پیش از مصاحبه با رویترز، بخش عمده سخنرانی خود را به نگرانیها درباره هزینههای زندگی، بهویژه انرژی، اختصاص داد. موقعیت جغرافیایی دورافتاده آلاسکا باعث گرانی کالاهای مصرفی شده و تولید انرژی نیز از صنایع اصلی این ایالت است.
هنگامی که سالیوان نزدیک بود ونس را بهجای معاون رییسجمهوری، رییسجمهوری آمریکا معرفی کند، حاضران با صدای بلند به تشویق پرداختند. ونس یکی از گزینههای اصلی جمهوریخواهان برای جانشینی ترامپ در کاخ سفید به شمار میرود.
با این حال، او به رویترز گفت هنوز درباره نامزدی در انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۷ تصمیم نگرفته است: «من ذاتا آدمی هستم که کارها را به تعویق میاندازم. واقعا هنوز زیاد به این موضوع فکر نکردهام.»
پلیس بریتانیا در بیانیهای اعلام کرد هفتمین مظنون پرونده حمله احتمالی به پایگاه هوایی فرفورد، محل استقرار بمبافکنهای آمریکایی، را بازداشت کرد. مقامهای بریتانیایی پیشتر از نشانههایی قوی درباره نقش جمهوری اسلامی در این پرونده سخن گفتهاند.
پلیس مبارزه با تروریسم بریتانیا در بیانیهای اعلام کرد در پرونده حمله احتمالی به این پایگاه یک مرد ۲۲ ساله، شهروند بریتانیا، سهشنبه ۱۴ مهر به ظن تدارک اقدامات تروریستی در منطقه وستمینستر، در مرکز لندن بازداشت شد. ماموران یک مِلک در همین منطقه را نیز بازرسی کردند.
این بازداشت پس از خروج بمبافکنهای آمریکایی از فرفورد، در پی صورت گرفت.
پرونده فرفورد به تحقیقات درباره طرح احتمالی حمله به این پایگاه هوایی بریتانیا مربوط است؛ پایگاهی که محل استقرار بمبافکنهای آمریکایی بود و نیروهای آمریکا از آن برای حملات هوایی به ایران استفاده کردهاند. این تحقیقات پنج مهر با بازداشت پنج مرد بریتانیایی در نزدیکی پایگاه آغاز شد و مقامهای بریتانیایی در حال بررسی احتمال نقش جمهوری اسلامی در این طرح هستند.
واشینگتنپست در گزارشی درباره بازداشت هفتمین مظنون، به نقل از دو فرد مطلع از تصمیم پنتاگون و یک مقام بریتانیایی گزارش داد فرماندهان پنتاگون در روزهای ۱۱ و ۱۲ مهر، پس از دریافت هشدارهایی از چند منبع اطلاعاتی درباره احتمال حمله، حدود ۱۲ فروند بمبافکن دوربرد بیوان را بهطور ناگهانی از این پایگاه خارج کردند.
این سه منبع به دلیل حساسیت موضوعات نظامی، به شرط فاش نشدن نامشان صحبت کردند. پایگاه فرفورد، متعلق به نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا، در حدود ۱۲۰ کیلومتری شمال غرب لندن قرار دارد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۱۳ مهر خروج بمبافکنها را به تهدیدهای امنیتی مرتبط دانست و گفت این جابهجایی اتفاقی نبوده است. او افزود آمریکا میداند چه کسی پشت این تهدید بوده است.
پنتاگون ۱۲ مهر بازگشت همه بمبافکنهای مستقر در فرفورد به آمریکا را تایید کرده بود، اما در آن زمان علت این تصمیم را اعلام نکرد.
ادامه تحقیقات و آزادی شش مظنون قبلی با وثیقه
پرونده فرفورد از بامداد پنجم مهر و با بازداشت پنج مرد بریتانیایی در نزدیکی پایگاه آغاز شد. این افراد به ظن جرایم مرتبط با مواد منفجره و تدارک اقدامی تروریستی بازداشت و ششم مهر با شرایط سختگیرانه و با وثیقه آزاد شدند. پلیس تاکید کرد آزادی این افراد به معنای پایان تحقیقات نیست.
پلیس در سه ون مورد استفاده مظنونان بنزین پیدا کرد، اما هیچ وسیله انفجاری دستسازی نیافت. روزنامه تایمز نیز هفت مهر گزارش داد یکی از مظنونان پیش از بازداشت با پلیس تماس گرفته بود. انگیزه این تماس روشن نیست.
ماموران ۹ مهر یک شهروند دوتابعیتی ایرانیـبریتانیایی را نیز در ارتباط با این پرونده بازداشت کردند. طبق بیانیه تازه پلیس، هر شش مظنون قبلی اکنون با وثیقه آزادند و تحقیقات درباره پرونده ادامه دارد.
اندی برنهام، نخستوزیر بریتانیا، هشتم مهر در مصاحبه با بیبیسی از وجود «نشانههایی قوی» درباره نقش حکومت ایران در حادثه فرفورد سخن گفت، اما تاکید کرد تحقیقات پلیس همچنان ادامه دارد و پرونده پیچیده است.
جمهوری اسلامی هرگونه دخالت در این ماجرا را رد کرده است. وزارت امور خارجه ایران نیز ۹ مهر در اعتراض به اظهارات مقامهای بریتانیایی، سفیر این کشور در تهران را احضار کرد.
کریستیانو رونالدو، کاپیتان تیم ملی پرتغال، در بیانیهای درباره حواشی اخیر اردوی این تیم گفت پس از آنکه سرمربی به توافق خود با او عمل نکرد، تصمیم گرفت اردو را ترک کند. رونالدو تاکید کرد همچنان برای حضور در تیم ملی و رقابت برای پیروزی آماده است.
رونالدو توضیح داد که پس از جام جهانی ۲۰۲۶، رییس فدراسیون فوتبال پرتغال از او خواسته بود از تصمیمش برای خداحافظی از تیم ملی صرفنظر کند. او همچنین گفت پیش از انتخاب سرمربی فعلی، نظرش درباره این گزینه پرسیده شد و از انتخاب او حمایت کرد.
به گفته رونالدو، سرمربی پس از آغاز همکاری با او دیدار کرد و برنامهای برای استفاده از این بازیکن ارائه داد. رونالدو گفت قرار بود در دیدار نخست و آخر اردو به میدان برود و برای مدیریت شرایط بدنیاش، زمان بازی او کنترل شود. او همچنین پیشنهاد سرمربی برای نرفتن به دیدارهای خارج از خانه را نپذیرفت و در نهایت دو طرف بر ادامه حضور او در تمام اردو توافق کردند.
رونالدو درباره اتفاقات دیدار پرتغال برابر نروژ گفت: «ظهر روز بازی، سرمربی از من پرسید آیا آمادهام ۳۰ دقیقه بازی کنم. گفتم بله و او گفت باید آماده باشم چون ۳۰ دقیقه بازی خواهم کرد. بین دو نیمه شروع به گرم کردن کردم، اما دقایق گذشت و وارد زمین نشدم. سرمربی به قولی که به من داده بود عمل نکرد.»
او پس از این دیدار برای تشویق هواداران به زمین نرفت و بابت این تصمیم عذرخواهی کرد: «این اشتباه کاملا بر عهده خود من است و نباید اتفاق میافتاد. از مردم پرتغال و هواداران عذرخواهی میکنم.»
رونالدو گفت ۴۸ ساعت بعد، جلسهای با سرمربی و سیمائو کوتینیو، مدیر ورزشی النصر، برگزار شد و طرفین توافق کردند سرمربی در نشست خبری توضیحی مطابق گفتوگوی خصوصی خود با رونالدو ارائه کند. به گفته او، قرار بود سرمربی تاکید کند که رونالدو هرگز درخواست بازی نکرده و گرم کردن او بدون حضور در مسابقه اشتباه بوده است.
رونالدو گفت: «یک متن کوتاه تهیه شد که من شخصا آن را تایید کردم و با اطلاع من به سرمربی تحویل داده شد، اما کنفرانس خبری هیچ شباهتی به گفتوگوی ما نداشت.»
او افزود: «این دومین بار بود که او به قولش به من عمل نکرد. تصمیم گرفتم بدون اینکه منتظر یک قولشکنی دیگر بمانم، اردو را ترک کنم.»
رونالدو با وجود انتقاد از نحوه مدیریت این اتفاق، مسئولیت ترک اردو را پذیرفت و گفت: «نباید اردو را ترک میکردم. مسئولیت این کار کاملا بر عهده من است.»
او همچنین تاکید کرد آماده پذیرش مجازات فدراسیون فوتبال پرتغال است و گفت کاپیتان بودنش میتواند در تعیین مجازات عامل تشدیدکننده باشد.
رونالدو درباره آیندهاش در تیم ملی نیز گفت: «میتوانم به همه هوادارانم و بهخصوص مردم پرتغال قول بدهم که یک یا چند بازی خداحافظی خواهیم داشت؛ برای این کار وقت هست. اما وقتی به تیم ملی فکر میکنم، چیزی که واقعا به ذهنم میآید رقابت کردن است.»
کاپیتان پرتغال در پایان تاکید کرد: «اگر از نظر بدنی آماده باشم، برای باشگاهم بازی کنم و پس از سپری کردن محرومیتی که ممکن است برایم در نظر گرفته شود، مثل همیشه آماده خواهم بود تا برای تیم ملیمان رقابت کنم و پیروز شوم. این، خالصترین حقیقت است.»
روسیه اعلام کرد هیچ موردی از ابتلا به طاعون در میان افراد در تماس با یکی از کارکنان آزمایشگاه موسسه تحقیقاتی طاعون در سیبری که هفته گذشته جان باخت، شناسایی نشده است.
به گفته مقامهای روسیه، این زن ۲۸ ساله ۱۰ مهر بر اثر ذاتالریه با منشا نامشخص جان خود را از دست داد؛ رویدادی که نگرانیهایی را در سطح بینالمللی، از جمله در آمریکا، برانگیخت.
به گزارش خبرگزاری رویترز، «روسپوتربنادزور»، نهاد ناظر بر بهداشت روسیه، سهشنبه ۱۴ مهر اعلام کرد طی ۱۰ روز گذشته، هیچ بیماری عفونی در میان کارکنان موسسه تحقیقاتی طاعون در منطقه ایرکوتسک گزارش نشده است.
این نهاد افزود آزمایشهای گسترده هیچ میکروارگانیسم مرتبط با فعالیت شغلی این زن را در بدن او شناسایی نکرده است.
بر اساس این بیانیه، بلافاصله مجموعهای از اقدامات جامع ضدهمهگیری مطابق قوانین بهداشت عمومی به اجرا درآمده است.
در ادامه بیانیه آمده است افرادی که با این زن در تماس بودند شناسایی و برای پایش وضعیت سلامت و انجام آزمایشهای روزانه بستری شدند.
به گزارش روسپوتربنادزور، آزمایشها دو مورد ابتلا به کووید-۱۹ و دو مورد عفونت ناشی از رینوویروس را نشان داد، اما هیچ عامل بیماریزای مرتبط با دیگر بیماریهای عفونی شناسایی نشد.
این نهاد تاکید کرد در وضعیت سلامت هیچیک از افرادی که با این زن در تماس بودند، تغییری مرتبط با بیماریهای عفونی مشاهده نشده است.
النا سوفینا، معاون رییس منطقه شِلِخوف در نزدیکی ایرکوتسک، گفت احتمال ابتلا به بیماری «خطرناکی» که در ابتدا مطرح شده بود، به تایید نرسیده است.
یک بیمارستان در این منطقه بهدنبال مرگ این زن قرنطینه شده بود.
سوفینا افزود ۶۰ درصد افرادی که بهعنوان اقدام احتیاطی قرنطینه شده بودند، از قرنطینه خارج شدهاند. رسانههای محلی پیشتر شمار افراد قرنطینهشده را حدود ۲۰۰ نفر اعلام کرده بودند.
واکنش آمریکا و سازمان جهانی بهداشت
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، ۱۳ مهر وضعیت پیشآمده را «مشکلی بزرگ برای روسیه» توصیف کرد. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، نیز ۱۴ مهر گفت مسکو باید اطلاعات بیشتری درباره این پرونده ارائه کند.
دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، از پیشنهاد کمک ترامپ قدردانی کرد، اما روشن نکرد که مسکو قصد دارد این پیشنهاد را بپذیرد یا نه.
پسکوف به خبرنگاران گفت: «وقتی پیشنهاد کمک متقابل مطرح میشود، همیشه اتفاق خوبی است.»
سازمان جهانی بهداشت ۱۴ مهر اعلام کرد مسکو به این نهاد اطلاع داده که هیچ موردی از طاعون در شهر ایرکوتسک ثبت نشده است.
با این حال، رویترز نتوانست مشخص کند آیا این اعلام به معنای منتفی شدن ابتلای کارمند آزمایشگاه به طاعون است یا نه.
ساکنان شلخوف گفتند این حادثه اختلال چندانی در زندگی روزمره ایجاد نکرده است، هرچند برخی افراد در روزهای نخست برای احتیاط در فروشگاهها ماسک جراحی میزدند.
یکی از ساکنان به نام آنا اوضاع را «آرام» توصیف کرد و افزود مردم خود را برای اعمال محدودیتهای احتمالی آماده کرده بودند، اما زندگی تقریبا به روال عادی ادامه یافته است.
دنیس، یکی دیگر از ساکنان، گفت خبر مرگ کارمند آزمایشگاه بهطور گسترده در شهر بازتاب یافته بود.
به گفته او، بیمارستان محلی برای مدتی آزمایشهای تشخیصی را متوقف کرد، اما اکنون فعالیت عادی خود را از سر گرفته است.
حدود ۹ ماه پس از سرکوب انقلاب ملی دی ۱۴۰۴، فشار جمهوری اسلامی بر خانوادههای جانباختگان و مجروحان این اعتراضات همچنان ادامه دارد. روایت افراد آگاه از وضعیت این خانوادهها نشان میدهد آنها افزون بر سوگ، با فشارهای امنیتی، حقوقی، مالی و روانی روبهرو هستند.
نهادهای امنیتی در ماههای گذشته با تماسهای مکرر، احضار، بازداشت و تهدید اعضای خانواده کوشیدهاند خانوادههای دادخواه را به سکوت وادارند.
همزمان، بسیاری از این خانوادهها با از دست دادن نانآور، هزینههای سنگین تحویل پیکر و درمان، و فشار روانی ناشی از سوگ و ترس دستوپنجه نرم میکنند.
بخش بزرگی از این فشارها دور از چشم افکار عمومی جریان دارد. این گزارش بر پایه روایتهای بیش از ۲۰ خانواده جانباختگان و مجروحان انقلاب ملی دیماه تهیه شده است.
روایتها از طریق منابع مطلع گردآوری شده، اما به دلایل امنیتی، نام و جزییات هویتی برخی از این خانوادهها در گزارش ذکر نمیشود.
جای خالی فرزند، جای خالی درمان
یک مادر که فرزندش در اعتراضات دیماه کشته شد، حالا بخش زیادی از روزهایش را در اتاق او میگذراند؛ میان وسایلی که مانده و کسی که دیگر نیست.
این مادر در شهر خود مغازه کوچکی دارد. به گفته او، بیشتر هممحلهایهایش از حامیان حکومت هستند و پس از کشته شدن فرزندش، او را طرد کردهاند. کار نیز برای او دیگر پناهی برای فرار از تنهایی و فشار فقدان عزیزش نیست.
او میگوید تنها دلخوشیاش این بود که در فضای مجازی از فرزند کشتهشدهاش بگوید، عکسهایش را منتشر کند و نگذارد نامش از یاد برود. به گفته او، تماسها و تهدیدهای مکرر نهادهای اطلاعاتی، همین امکان را نیز از او گرفته است.
روایت دیگر به یکی از مجروحان اعتراضات دیماه مربوط است. چند ماه از روزی که او هدف گلوله جنگی ماموران حکومت قرار گرفت، میگذرد، اما زخمش هنوز درمان نشده است.
او میگوید نیروهای امنیتی در تعقیب او هستند و نگران است مراجعه به پزشک یا بیمارستان به بازداشتش منجر شود.
به گفته این شهروند مجروح، او ماههاست درد را تحمل میکند و شاهد وخیمتر شدن وضعیت عضوی از بدنش است که شاید با درمان بهموقع قابل نجات بود. هر روز تاخیر، خطر از دست رفتن همیشگی عضو بدنش را بیشتر میکند.
برای هر دو فرد، دیماه خونین به پایان رسیده است؛ اما پیامدهای آن همچنان ادامه دارد. فشاری که به یک نفر ختم نمیشود.
روایت مادر آن جاویدنام و آن مجروح اعتراضات، دو ماجرای جدا از هم نیست. در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ شمار زیادی از معترضان کشته، مجروح یا بازداشت شدند؛ اما برای بسیاری از خانوادهها، ماجرا در خیابان یا روز بازداشت به پایان نرسید و فشار به خانهها کشیده شد.
پروندهسازی، احضار و بازداشت
فشار بر خانوادهها در بسیاری از موارد با تماس تلفنی، تذکر و محدود کردن فعالیت در شبکههای اجتماعی آغاز میشود، اما ممکن است به احضار، بازداشت و تشکیل پرونده قضایی برسد.
همزمان، خانواده بازداشتشدگان برای رسانهای نکردن وضعیت عزیزانشان زیر فشار قرار میگیرند.
ایراناینترنشنال پیشتر گزارش داده بود سمانه عصاران، مادر جاویدنام کیاوش میرقاسمی، دانشآموز ۱۸ سالهای که ۱۹ دی در گرگان کشته شد، همراه با خواهر مجتبی کری، دیگر جاویدنام استان گلستان، در خانه خود بازداشت شدند.
پس از آن، صفحه اینستاگرام سمانه عصاران از دسترس خارج و کنترل آن به نهادهای امنیتی سپرده شد؛ تمامی پستهای پیشین حذف شد و تنها یک پست به دستور مقامهای قضایی باقی ماند.
موج بازداشت اعضای خانوادههای دادخواه در هفتههای اخیر شدت گرفته است.
به گزارش ایراناینترنشنال، امیر فرنیا، پسر ۲۳ ساله جاویدنام مجید فرنیا که ۱۸ دی در چالوس کشته شد، صبح هفتم مهر در محل کارش در کلاردشت بازداشت شد.
در همان روز، مونا محمودیان، همسر جاویدنام ابراهیم مصطفیپور، در بابل بازداشت شد.
در یک مورد دیگر، زهرا فداکار، همسر جاویدنام وحید فیروزی و مادر دو دختر خردسال، پس از دریافت پیامکی برای مراجعه به پلیس فتا، در نسیمشهر بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد.
فشار قضایی در مواردی به صدور حکم نیز رسیده است. سمیه سپاهی، مادر علیرضا سپاهی، از محکومان به اعدام در پرونده «میدان علیخانی» اصفهان، به اتهامهایی از جمله «اجتماع و تبانی» و «اقدام علیه امنیت ملی» به پنج سال حبس محکوم شده و در زندان دولتآباد به سر میبرد.
بر اساس روایت افراد مطلع، در برخی موارد به خانوادهها گفته شده روند پرونده عزیزانشان «مطلوب» است و همین اطمینانبخشی دروغین حکومت آنان را به سکوت واداشته؛ اما بعدتر با احکام سنگین روبهرو شدهاند.
سازمان حقوق بشر ایران ۲۴ شهریور اعلام کرد دستکم ۱۰۰ معترض بازداشتشده در معرض خطر اعدام قرار دارند. تا هشتم مهر، دستکم ۳۱ تن از معترضان دیماه اعدام شدهاند.
آزادی موقت همیشه به معنای پایان فشار نیست. به گفته خانوادهها، تعیین وثیقههای سنگین، آنان را همزمان با فشار حقوقی و مالی روبهرو میکند.
مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور ایران، پیشتر گزارش داده بود شماری از وکلا در تهران، کرج و شیراز برای نپذیرفتن پروندههای مرتبط با اعتراضات دیماه تحت فشار مقامهای قضایی قرار گرفتهاند.
جای خالی نانآور و فشار مالی
برای شماری از خانوادهها، هزینه کشته شدن عزیزشان پیش از آن آغاز شد که فرصت سوگواری پیدا کنند.
در بسیاری از موارد، خانوادهها برای تحویل گرفتن پیکر ناچار به پرداخت مبالغ سنگین شدند.
نهادهای حکومتی برای تحویل هر پیکر در شهرهای مختلف، مبالغی بین یک تا دو میلیارد تومان از خانوادهها مطالبه کردند و آنان را برای معرفی کشتهشدگان بهعنوان «بسیجی» زیر فشار گذاشتند.
به گفته خانوادهها، این مبالغ گاه توان مالی آنان را چنان تضعیف کرده که تهیه سنگ مزار نیز به دغدغهای تازه بدل شده و بدهی ناشی از آن تا ماهها بر معیشت خانواده سایه انداخته است.
فشار اقتصادی در مواردی به اموال خانوادهها رسیده است. ایراناینترنشنال هفتم مهر گزارش داد حکومت اموال شخصی خانواده برخی جاویدنامان را مسدود و مصادره کرده، سیمکارت اعضای خانواده یک جاویدنام در تهران را مسدود کرده و با ممانعت امنیتی، مانع ثبت سند خودروی یکی از اعضای این خانواده شده است.
فشار مالی به هزینههای خاکسپاری محدود نمیشود. در بسیاری از موارد، فرد کشتهشده نانآور خانه بوده است؛ فرزندی که هزینه زندگی پدر و مادر سالمندش را تامین میکرد، یا پدر و همسری که خانواده به درآمد او وابسته بود.
با کشته شدن او، خانواده ناگهان با جای خالی درآمدی روبهرو شده که زندگی روزمرهاش به آن وابسته بود. در برخی موارد، از دست رفتن شغل دیگر اعضای خانواده، از برادر گرفته تا پدر و مادر، این فشار را سنگینتر کرده است.
در یکی از موارد، مادری که سرپرستی خانواده را بر عهده داشت، همراه با فرزندش تحت پوشش «کمیته امداد» بود.
به گفته یک منبع آگاه، پس از کشته شدن فرزند، این مادر از پوشش حمایتی کمیته امداد خارج شد. یعنی درست زمانی که بیش از هر زمان دیگری به پشتیبانی نیاز داشت، همان حمایت محدود را نیز از دست داد.
برای مجروحان، فشار مالی شکل دیگری دارد. برخی از آنان بهدلیل جراحت ناشی از گلوله، ماههاست قادر به کار نیستند و همزمان باید هزینه دارو، درمان، مراقبت از زخم و در موارد شدید، پروتز را تامین کنند.
شماری هم از ترس شناسایی و بازداشت، مراجعه به مراکز درمانی را به تعویق انداختهاند؛ تاخیری که میتواند جراحت را شدیدتر و درمان بعدی را پرهزینهتر کند.
این روزها با آغاز سال تحصیلی مدارس، بسیاری از خانوادههای دادخواه جای خالی حامی مالی را برای فرستادن کودکانشان به مدرسه حس میکنند.
خرید نوشتافزار و کتابهای درسی بهدلیل مضیقه مالی به یکی از نگرانیهای این خانوادهها تبدیل شده است.
اما برخی از این خانوادهها سعی میکنند در همین وضعیت سخت با جمعآوری کمک و اقدام خیر، تا جای ممکن دست یکدیگر را بگیرند تا فرزندان کوچک جاویدنامان از تحصیل محروم نشوند.
فشار سیاسی و امنیتی؛ تهدید برای سکوت
همزمان با نزدیک شدن به سالگرد و مناسبتهای یادبود، فشار برای ساکت کردن خانوادهها شدت میگیرد.
در روایتهای افراد مطلع، تماسهای مکرر، یادآوری اینکه خانواده همچنان تحت نظر است و هشدار درباره سرنوشت دیگر اعضای خانواده بارها تکرار شده است.
در برخی موارد، احضار و بازداشت جای تماس تلفنی را گرفته است.
ایراناینترنشنال اول مهر گزارش داد گسترش پویش «یک شمع، یک نام، یک یاد» از سوی خانوادههای جاویدنامان با واکنش نهادهای امنیتی روبهرو شده است.
بر اساس این گزارش، نیروهای امنیتی با احضار و تهدید خانوادهها، فشار برای حذف مطالب، محدود کردن صفحات اینستاگرام و مسدود کردن سیمکارتها کوشیدهاند این کارزار را متوقف کنند.
در سبزوار، پس از آنکه خانواده علی کرابی بر مزار او شمع روشن کردند، سنگ مزارش تخریب شد و برخی اعضای خانواده احضار شدند.
این فشارها از نخستین روزهای پس از کشتار آغاز شده بود. برای مثال، نهادهای حکومتی در گرگان از خانواده جاویدنام مازیار نوروزی تعهد گرفتند درباره نحوه کشته شدن او با رسانههای مستقل گفتوگو نکنند و مراسم چهلم برگزار نشود.
در گزارش دیگری از ایراناینترنشنال، یک فروشنده سنگ مزار گفته بود اجازه درج واژه «جاویدنام» روی سنگ مزار معترضان داده نمیشود.
برای یکی از مادرانی که پسر بزرگش در اعتراضات کشته شد، تهدید از خود او فراتر رفت.
او به یک فرد مطلع گفت ادامه سخن گفتن درباره فرزند کشتهشدهاش، پای پسر کوچکترش را به میان کشیده است.
ماموران امنیتی حکومت تهدید کردهاند: «اگر به همین روش ادامه بدهی، ما بازداشتت نمیکنیم؛ آرزوی پسر کوچکت را به دلت میگذاریم.»
برای این مادر، تهدید دیگر تنها ترس از بازداشت خودش نیست. او هر بار که از پسر از دسترفتهاش سخن میگوید، باید به امنیت پسری فکر کند که هنوز در کنارش است.
در چنین شرایطی، سکوتی که از خانوادهها خواسته میشود، نه از سر فراموشی، بلکه از ترس تجربه دوباره همان فقدان است.
فشار روانی؛ سوگی که آرام نمیگیرد
برای بسیاری از این خانوادهها، سوگ فرصتی برای آرام گرفتن پیدا نمیکند و ترس از تهدید یا فشار بعدی مدام به آن افزوده میشود: ترس از بازداشت، نگرانی برای فرزندی که هنوز در خانه است، یا اضطراب از تماسی که ممکن است خبری تازه به همراه داشته باشد.
برخی خانوادهها میگویند روزهایشان را با داروهای اعصاب و روان میگذرانند؛ داروهایی که تهیه آنها نیز این روزها آسان نیست.
این در شرایطی است که این روزها جامعه با کمبود گسترده و افزایش قیمت داروهای اعصاب و روان مواجه است؛ وضعیتی که برخی بیماران را ناچار به قطع مصرف دارو کرده است.
مراجعه به رواندرمانگر نیز همیشه راهی امن به نظر نمیرسد. بعضی از خانوادهها میگویند چنان بیاعتماد و نگران هستند که نمیدانند با چه کسی میتوانند بدون ترس درباره آنچه بر سرشان آمده، سخن بگویند.
برای مادری که روایتش در آغاز این گزارش آمد، تنها پناه باقیمانده اتاق فرزند کشتهشدهاش بود و تنها دلخوشیاش، سخن گفتن از او در فضای مجازی.
طرد شدن از سوی هممحلهایها، مغازه کوچکش را نیز از پناهگاهی برای فرار از تنهایی به جایی برای تنهایی بیشتر بدل کرد. تماسها و تذکرهای مکرر درباره فعالیت مجازی، همان فضای محدود سوگواری را تنگتر کرد.
با این همه، برای شماری از خانوادهها، سخن گفتن از عزیزانشان تنها یادآوری فقدان نیست؛ راهی برای ایستادگی در برابر فراموشی است.
وقتی انتشار یک عکس یا چند خط درباره فرزند ازدسترفته میتواند به تماس و تهدید بینجامد، زنده نگه داشتن نام او به بخشی از دادخواهی خانواده بدل میشود.
داستانی که پس از رفتن آغاز شد
شاید دشوارترین بخش ماجرا پس از رفتن عزیزان آغاز شود؛ زمانی که زندگی در بیرون ادامه دارد، اما برای خانواده، زمان در همان روز متوقف مانده است.
آن مادر هنوز به اتاق فرزندش میرود. وسایل و عکسهای او هنوز آنجاست و هنوز حرفهایی هست که میخواهد درباره او بزند.
از او خواستهاند کمتر بگوید، کمتر بنویسد و آرامتر سوگواری کند؛ اما نمیتوان از مادری خواست چنان زندگی کند که گویی فرزندش هرگز وجود نداشته است.
دیماه به پایان رسیده است؛ اما برای بازماندگان و برای آنان که جسم و جانشان در خیابانها جا ماند، این زمستان تا روزی که حقیقت گفته نشود، تمام نخواهد شد.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی اعتراضات دیماه را «کودتا» و معترضان را «عوامل دشمن» و «اغتشاشگر» خوانده است.
این روایت رسمی در عمل زمینه برخورد امنیتی مداوم و بیحد و حصر با خانوادههایی را فراهم کرده که از دادخواهی سخن میگویند.
دبیرکل سازمان حقوق بشری عفو بینالملل ۲۵ شهریور در نشستی خبری در لندن هشدار داد بازماندگان و خانوادههای قربانیان در چرخهای گرفتار شدهاند که در آن، تلاش برای دادخواهی ممکن است آزار و سرکوب بیشتری به همراه داشته باشد.