• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

خرید پسماند تره‌بار؛ انسان‌زدایی از شهروندان و سقوط آزاد یک جامعه

سمیرا راهی
سمیرا راهی

روزنامه‌نگار

۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ۱۴:۳۸ (‎+۱ گرینویچ)

بحران اقتصادی در ایران را دیگر نمی‌توان به از دست رفتن قدرت خرید تقلیل داد. آنچه امروز رخ می‌دهد، نمایش انسان‌زدایی و پایمال شدن کرامت شهروندانی است که برای بقا مبارزه می‌کنند. خرید پسماند تره‌بار و «میوه لکی»، روایت این روزهای بازار و میوه‌فروشی‌ها در ایران است.

عبور از خیابان‌ها، بازارهای شهرهای بزرگ و کوچک، تماشای ویترین‌ها و خریدهای روزمره، دیگر تصویر یک زندگی عادی را بازتاب نمی‌دهد. جامعه ایران در سال‌های اخیر و در سایه سیاست «مقاومت اقتصادی» جمهوری اسلامی، نه برای ارتقای سطح زندگی، بلکه برای حفظ ابتدایی‌ترین نیازهای انسانی خود تلاش می‌کند؛ تلاشی نابرابر از رفتن و نرسیدن.

بازار پسماند تره‌بار و «میوه‌های لکی»

تغییر محسوس سبک زندگی افراد اکنون در زندگی جاری و عادی شهروندان کاملا قابل لمس است. هر روز گزینه‌های بیشتری از سبد مصرفی خانوارها - از نظر اندازه و میزان مصرف - کاهش پیدا می‌کنند یا برای همیشه حذف می‌شوند.

یک فروشنده میوه و تره‌بار در غرب تهران، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال از افزایش تقاضای شهروندان برای «جمع‌آوری» پسماندهای پیاز، سیب‌زمینی، گوجه و خیار خبر داد.

به گفته این فروشنده، دیدن افرادی که از سبد‌های زباله یا کارتن‌های پسماند مغازه‌ها مشغول جمع‌آوری سبزی و صیفی‌جات هستند، «دیگر باعث تعجب نیست».

او با اشاره به متنوع بودن طبقه اجتماعی شهروندانی که سبزیجات و صیفی‌جات لکه‌دار یا حتی «نیمه‌کپ‌زده» تقاضا می‌کنند، گفت: «فاجعه درباره آنچه رخ داده است را از بین آمارها و تورم اعلام‌شده یا حتی صحبت کسانی که در رسانه‌های اجتماعی از گرانی، فقر و از دست رفتن قدرت خرید شهروندان می‌گویند نمی‌توانید بفهمید. زمانی می‌توانید به روشنی درباره معیشت صحبت کنید که یک کارمند بانک هم برای خرید سیب‌زمینی و پیاز، کیسه خریدش را مقابل صندوق سبک می‌کند.»

این فروشنده که بیش از ۱۵ سال است در غرب تهران مشغول به کار است، در ادامه گفت: «حتی مشتری‌های قدیمی که صاحب خانه و حقوق ثابت هم هستند، گاهی به دنبال سبزی و میوه لکی یا نیمه کپک‌زده می‌آیند تا هزینه کمتری برای تهیه آن پرداخت کنند.»

اعداد در برابر کرامت انسانی شهروندان

مرکز آمار ایران در گزارشی اعلام کرد در تیر ۱۴۰۵ تورم نقطه‌به‌نقطه خانوارهای کشور، ۸۷.۹ درصد بوده است؛ یعنی خانوارهای کشور به طور میانگین، ۸۷.۹ درصد بیشتر از تیر ۱۴۰۴ برای خرید یک «مجموعه کالاها و خدمات یکسان» هزینه کرده‌اند.

گزارش‌های رسمی مرکز آمار ایران از تورم مرداد ۱۴۰۵ و مقایسه آن با دوره‌های گذشته، تصویری هولناک از این فروپاشی ارائه می‌دهد.

تورم نقطه به نقطه و افزایش سرسام‌آور قیمت‌ها نسبت به مرداد سال گذشته، دیگر تنها یک عدد در نمودارهای اقتصادی برای تحلیگران نیست. این آمارها در بطن زندگی شهروندان، به معنای حذف گزینه‌های حیاتی است.

از بین‌ رفتن عادت خرید در میان بخش بزرگی از جامعه، نشان‌دهنده گسستی وحشتناک است. موضوعی که واژه مدیریت هزینه و کارکرد آن را برای میلیون‌ها ایرانی در طبقات مختلف اجتماعی در سراسر ایران، از معنا تهی کرده است.

وقتی تورم ماهانه و نقطه‌به‌نقطه هر بار رکورد تازه‌ای ثبت می‌کند، در خیابان‌ها و خانه‌ها این اعداد به شکل کوچک‌تر شدن سفره‌ها با حذف انواع پروتئين، لبنیات و حالا حتی ساده‌ترین صیفی‌جات ترجمه می‌شوند.

شهروندان با درآمدی که ارزش آن هر صبح کمتر از روز قبل می‌شود و با تعدیل نیروها و از بین رفتن کسب‌وکارهای کوچک به صفر می‌سد، در یک چرخه فرسایشی، تنها تلاش می‌کنند تا زنده بمانند.

شرمساری پشت پیشخوان؛ رواج حساب‌های دفتری و خرید اقساطی پیاز

در پس این آمارها، گرانی ارز و موج‌های پیاپی تعدیل نیرو که هزینه‌های زندگی را غیرقابل تحمل کرده، لایه عریانی از رنج وجود دارد: رواج پیدا کردن دوباره حساب‌های دفتری، خرید اقساطی سیب‌زمینی و پیاز در کلان‌شهرها و درخواست از شهروندانی که توانایی بیشتری برای خرید میوه و تره‌بار دارند.

فروشنده یک غرفه تره‌بار محلی در شرق تهران، به تغییر محسوس سبد خرید شهروندان و حذف شدن تنوع آن اشاره کرد؛ در تابستانی که میوه‌های آن به ندرت فروش می‌رود و شهروندانی که برای تهیه مایحتاج زندگی، چشم به دست و کیسه‌های خرید دیگران دارند.

این فروشنده جوان گفت: «یک تصویر عجیب و دردناک، شهروندان سرگردانی است که گاهی تا دو ساعت در این سوله‌ها می‌چرخند، دیگران و کیسه‌های خریدشان را نگاه می‌کنند تا شاید بتوانند با شرمساری از فردی که برای مثال در کیسه خریدش چند نوع میوه دارد، درخواست کنند تا یک کیلو پیاز یا سیب‌زمینی برای آن‌ها بخرد.»

روایتی روزانه از سیاست جمهوری اسلامی که جایگاه یک شهروند صاحب حق را به پایین‌ترین سطح از نیازهای بقا تنزل داده است.

سقوط آزاد؛ مرگ طبقه متوسط و ویرانی روان جامعه

جمهوری اسلامی با سیاست‌های ویرانگر خود، طبقه متوسط را به معنای واقعی کلمه محو کرده است. طبقه‌ای که روزگاری می‌توانست دست‌کم نیازهای ابتدایی یک زندگی را تامین کند، امروز به ناچار نه پله‌‌پله، بلکه شبیه به یک سقوط آزاد وحشتناک در حال از دست دادن همه‌چیز خود است.

یک غرفه‌دار در بازار مرکزی میوه‌ و تره‌بار تهران، از گستره دامنه این بحران می‌‌گوید؛ بحرانی که نه‌تنها مصرف‌کنندگان را، بلکه فروشنده‌ها و مغازه‌دارهای بزرگ میوه و تره‌بار را نیز تحت‌تاثیر قرار داده است. زمانی که خریداران عمده میوه، سبزیجات و صیفی‌جات قدرت خریدشان به یک دهم کاهش پیدا می‌کند، آیینه‌ای تمام‌نما از بحران در زندگی شهروندی است.

این غرفه‌دار می‌گوید: «زمانی که یک فروشنده با مغازه‌ای بسیار بزرگ که فاکتور خرید آن ۲ تن بود، توانایی خریدش به ۲۰۰ کیلو کاهش پیدا می‌کند، یعنی نه تقاضایی برای خرید در محلات وجود دارد و نه مسیر گردش پول در بازار راه خودش را می‌رود.»

این غرفه‌دار گفت به‌دنبال رکود بازار، حجره‌دارها شبیه نوجوانانی هستند که تنها سرگرمی‌ آن‌ها وقت گذراندن در تلفن همراه است.

او کاهش چشم‌گیر خریدهای عمده و حتی تولید کشاورزان را ناشی از افزایش هزینه‌های بسته‌بندی و ارسال دانست که در نهایت در قیمت تمام‌شده میوه و تره‌بار تا رسیدن به دست مشتریان تاثیر می‌‌گذارد.

هویت ملت به تاراج می‌رود

زمانی که ابتدایی‌ترین نیازهای زنده ماندن با شرمساری، التماس پنهان و از دست دادن کرامت انسانی گره می‌خورد، آنچه ویران می‌شود تنها اقتصاد یک خانوار نیست؛ بلکه بنیان‌های روانی و هویتی یک ملت است.

اقتصاد ایران در چنبره سیاست‌های جمهوری اسلامی، به ماشینی بی‌توقف برای تولید فقر و تحقیر تبدیل شده است.

در زیر پوست شهرها، میلیون‌ها انسان در حال تجربه‌ای ویرانگر از زندگی هستند و سیستمی بر حکمرانی پای می‌فشارد که تمام این سال‌ها نه تنها سفره‌های مردم، که شرافت و کرامت انسانی آن‌ها را گروگان گرفته است.

در این تاریکی ممتد، شهروندان هر روز با این واقعیت گزنده روبه‌رو می‌شوند که در این ساختار، نه راهی برای یک زندگی محترمانه باقی مانده است و نه پناهگاهی برای حفظ حداقل‌ کرامت. مرثیه‌ای برای انسان‌هایی که در تقلای بقا، منزلتشان در گوشه و کنار خیابان‌ها لگدمال می‌شود.

Banner

پربازدیدترین‌ها

کارزار طرد اقتصادی بخش بزرگی از شبکه بانکداری سایه ایران را دست‌نخورده باقی گذاشته است
۱
اختصاصی

کارزار طرد اقتصادی بخش بزرگی از شبکه بانکداری سایه ایران را دست‌نخورده باقی گذاشته است

۲

نتانیاهو هشدار داد حمله احتمالی تهران به اسرائیل «یکی از آخرین تصمیم‌های آنها» خواهد بود

۳

آیین خاکسپاری فرحناز اسپد در لندن برگزار شد

۴

انتقال جنسی، عامل ۶۵ درصد موارد جدید اچ‌آی‌وی در ایران در سال ۱۴۰۴

۵
تحلیل

پاسخ به سوال ترامپ: چرا مردم ایران باید به او اعتماد کنند؟

انتخاب سردبیر

  • خرید پسماند تره‌بار؛ انسان‌زدایی از شهروندان و سقوط آزاد یک جامعه
    تحلیل

    خرید پسماند تره‌بار؛ انسان‌زدایی از شهروندان و سقوط آزاد یک جامعه

  • چرا فرمان «انسجام اجتماعی» مجتبی خامنه‌ای جدی گرفته نمی‌شود؟
    تحلیل

    چرا فرمان «انسجام اجتماعی» مجتبی خامنه‌ای جدی گرفته نمی‌شود؟

  • اکونومیست: نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی دیگر یک جبهه واحد نیستند

    اکونومیست: نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی دیگر یک جبهه واحد نیستند

  • رویترز: تهران درباره حمله احتمالی اسرائیل به نیروهای سپاه پاسداران در جنوب لبنان هشدار داد

    رویترز: تهران درباره حمله احتمالی اسرائیل به نیروهای سپاه پاسداران در جنوب لبنان هشدار داد

  • کارزار طرد اقتصادی بخش بزرگی از شبکه بانکداری سایه ایران را دست‌نخورده باقی گذاشته است
    اختصاصی

    کارزار طرد اقتصادی بخش بزرگی از شبکه بانکداری سایه ایران را دست‌نخورده باقی گذاشته است

  • ۲۱ میلیون تومان تنها برای خوراکی‌های اساسی؛ سهم سبد غذایی به ۷۱ درصد حداقل دستمزد رسید

    ۲۱ میلیون تومان تنها برای خوراکی‌های اساسی؛ سهم سبد غذایی به ۷۱ درصد حداقل دستمزد رسید

  • حقوق بازنشستگان و مستمری‌بگیران حتی کفاف اجاره خانه را نمی‌دهد

    حقوق بازنشستگان و مستمری‌بگیران حتی کفاف اجاره خانه را نمی‌دهد

  • دبیر انجمن صنایع لبنی: قیمت لبنیات در یک سال گذشته ۹۰ درصد افزایش یافته است

    دبیر انجمن صنایع لبنی: قیمت لبنیات در یک سال گذشته ۹۰ درصد افزایش یافته است

  • زندگی در وضعیت اضطرار؛ اقتصاد، خانواده و فرسایش روان جمعی

    زندگی در وضعیت اضطرار؛ اقتصاد، خانواده و فرسایش روان جمعی

  • با ادامه روند صعودی تورم، خرید اقساطی مواد غذایی در ایران رو به افزایش است

    با ادامه روند صعودی تورم، خرید اقساطی مواد غذایی در ایران رو به افزایش است

•
•
•

مطالب بیشتر

چرا فرمان «انسجام اجتماعی» مجتبی خامنه‌ای جدی گرفته نمی‌شود؟

۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ۱۴:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
رضا حاجی‌حسینی
100%

مجتبی خامنه‌ای در پیام هفته دولت اعلام کرد «ارتکاب هر آنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است». اما در حکومتی که هر جناح بقای خود را در متهم کردن دیگری می‌بیند، فرمان انسجام زود نقض می‌شود؛ به‌ویژه وقتی رهبر غایب نتواند برای سرپیچی از فرمانش، هزینه‌ای فوری ایجاد کند.

امامان جمعه در ایران، ۱۳ شهریور بر ضروت توجه به دستور رهبر غایب درباره «انسجام اجتماعی» تاکید کردند.

روزنامه کیهان هم در صفحه دوم شماره ۱۲ شهریور خود، پیام مجتبی را «مانیفست حکمرانی» خواند و «پیوست انسجام اجتماعی» آن را «قاعده عملیاتی» دانست.

در ستونی دیگر از همین صفحه، درباره حسین مرعشی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، نوشته شد که ماجرای او فراتر از «یک دروغ ساده» و نشانه «خط خیانت» است و مرعشی در نقش «جاده‌صاف‌کن سیاست‌های کاخ سفید» ظاهر شده است.

به این ترتیب فرمان انسجام در همان صفحه‌ای که ستایش شد، نقض شد.

کیهان ۹ شهریور نیز بخش رسانه‌ای دولت را متهم کرد که در «پازل آمریکا» بازی می‌کند.

این روزنامه از مسعود پزشکیان خواست «زاویه‌دارها و بدسابقه‌ها» را از دولت بیرون بیندازد و نوشت: «دولت جای پادوهای دشمن نیست.»

از سوی دیگر، پزشکیان چند ساعت پس از انتشار پیام هفته دولت مجتبی خامنه‌ای، در تلویزیون از افت صادرات، کمبود ارز، بنزین و انرژی و ناتوانی دولت در اجرای برخی وعده‌ها گفت و بابت افزایش نیافتن کالابرگ عذر خواست.

این توصیف بحران‌ها کم‌وبیش با هشدار مجتبی هم‌زمان شد که گفت حتی بیان صادقانه ضعف‌ها ممکن است به دشمن کمک کند.

  • روزنامه همشهری انتشار صدای مجتبی خامنه‌ای را تهدیدی امنیتی جلوه داد

    روزنامه همشهری انتشار صدای مجتبی خامنه‌ای را تهدیدی امنیتی جلوه داد

انسجام برای چه کسانی؟

وقتی دولت از بحران‌ها می‌گوید و کیهان که مدیرمسئول آن منصوب رهبر جمهوری اسلامی است، سخن یک چهره جناح رقیب را «دروغ» و نشانه «خط خیانت» می‌خواند، پس چه کسی به فرمان انسجام اجتماعی گوش می‌کند؟

مخاطب مستقیم پیام مجتبی، دولت و دیگر اجزای حکومت‌ هستند. با این حال، نام «انسجام اجتماعی» بر خواسته‌ای گذاشته شده که در عمل به انسجام ارکان قدرت و توقف افشاگری متقابل آنان مربوط است.

خود پیام مجتبی از دوگانه‌های «جنگ یا مذاکره»، «وفاق یا تندروی» و «سازش یا جنگ‌طلبی» نام می‌برد. یعنی شکاف وجود دارد و فرمان تازه می‌خواهد این شکاف به صف‌بندی تازه و روایت علنی شکست تبدیل نشود.

اما کیهان نشان می‌دهد چرا فرمان کار نمی‌کند.

این روزنامه پیام رهبر را «قاعده عملیاتی» می‌داند، ولی خود تعیین می‌کند چه کسی انسجام را شکسته است. در این منطق، حمله به رقیب تفرقه‌افکنی نیست، بلکه دفاع از نظام در برابر «نفوذ» و «خیانت» است.

پس فرمانی که قرار بود نزاع را متوقف کند، به زبان تازه همان نزاع بدل می‌شود.

دولت از محدودیت منابع می‌گوید و کیهان، بخش رسانه‌ای آن را به دادن اطلاعات به دشمن متهم می‌کند.

هر طرف با روایت ضعف دیگری، مسئولیت را از دوش خود برمی‌دارد.

در این ساختار، افشاگری لغزش کلامی نیست، بلکه ابزار بقاست.

خاموش کردن این نزاع به معنای کنار گذاشتن اسلحه‌ای است که کسی حاضر نیست پیش از دیگری زمین بگذارد.

  • مجتبی خامنه‌ای و جای خالی دیکتاتور

    مجتبی خامنه‌ای و جای خالی دیکتاتور

فرمان بدون ضمانت

اجرای فرمان به حاکمی نیاز دارد که هزینه سرپیچی را بالا ببرد. علی خامنه‌ای، دیکتاتور کشته‌شده ایران، بیش از سه دهه در مرکز ساختار قدرت ایستاد و مقام‌های ارشد نظامی، قضایی و رسانه‌ای را منصوب کرد. با این حال، نفوذ او نیز باعث توقف نزاع و پایان آن نبود.

او ۱۴ خرداد ۱۴۰۳ از نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری خواست از «بدگویی، تهمت‌زنی و لجن‌پراکنی» بپرهیزند، اما حملات جناحی ادامه یافت.

اکنون مجتبی همان ساختار را بدون سابقه و سرمایه سیاسی پدر تحویل گرفته است. از زمان انتخاب او، تصویر یا صدایی هم که حضور تازه‌اش را در مقام رهبر نشان دهد، منتشر نشده است.

هم‌زمان، روایت‌ها از دسترسی محدود مقام‌ها به او حکایت دارند. در یک نمونه، گزارش شده است که پزشکیان پس از درخواست‌های مکرر، مجتبی را برای چند دقیقه در خودرویی با شیشه‌های دودی و در مکانی نامعلوم ملاقات کرده است.

این در حالی است که فرماندهی روزمره، به ارتباط سریع نیاز دارد و دسترسی محدود، فاصله میان سرپیچی و واکنش را طولانی می‌کند.

تا واکنش رهبر برسد، مراکز قدرت روایت خود را منتشر و مواضعشان را تثبیت کرده‌اند.

  • مجتبی خامنه‌ای؛ از شبکه قدرت در سایه تا رهبری جمهوری اسلامی

    مجتبی خامنه‌ای؛ از شبکه قدرت در سایه تا رهبری جمهوری اسلامی

واقعیتی که ساکت نمی‌شود

مانع دیگر انسجام، واقعیتی است که با دستور از میان نمی‌رود. تورم، سقوط ریال، کمبود انرژی، جنگ و فشار اقتصادی، بدون اجازه حکومت روایت خود را می‌سازند.

جلوگیری از بیان این موارد اعتماد اجتماعی ایجاد نمی‌کند، بلکه فاصله میان تبلیغات رسمی و تجربه روزمره مردم را افزایش می‌دهد.

جمهوری اسلامی هم‌زمان با دو شکاف روبه‌روست: شکاف میان جناح‌های قدرت و شکاف میان حکومت و جامعه. پیام مجتبی می‌کوشد اولی را از گفتار رسمی حذف کند تا دومی کمتر دیده شود. اما ممنوع کردن روایت اختلاف، علت آن را از میان نمی‌برد.

واکنش محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، نشان می‌دهد مقام‌های ارشد «پیام» را «دستور» فهمیده‌اند: یکی آن را راهبرد امنیت ملی خواند و دیگری آسیب زدن به انسجام را «حرام ملی و شرعی» دانست.

با وجود این، مساله نفهمیدن فرمان نیست، بلکه سود سرپیچی از هزینه آن بیشتر است.

حکومتی که بر سر تقسیم قدرت و مسئولیت شکست توافق ندارد، با فرمان رهبر به انسجام نمی‌رسد؛ به‌ویژه اگر رهبر نتواند به سرعت نشان دهد نادیده گرفتن فرمانش می‌تواند هزینه‌زا باشد.

هم‌زمان با وخامت بحران دارو، رییس کمیسیون بهداشت مجلس کمبودها را «غیرجدی» خواند

۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ۱۴:۰۳ (‎+۱ گرینویچ)
100%

با وجود گزارش‌های متعدد درباره تشدید بحران دارو در ایران، حسین‌علی شهریاری، رییس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی، کوشید ابعاد این بحران را کم‌اهمیت جلوه دهد و کمبودهای موجود را «غیرجدی» توصیف کرد.

شهریاری جمعه ۱۳ شهریور در مصاحبه با پایگاه خبری دیده‌بان ایران گفت: «تحریم‌ها و محاصره اقتصادی مشکلاتی در حوزه دارو ایجاد کرده و قطعا کمبود دارو داریم و نمی‌شود این را انکار کرد، اما مطمئنا مشکل جدی پیش نیامده و قطعا هم پیش نخواهد آمد.»

او در پاسخ به پرسشی درباره چالش کمبود دارو، به‌ویژه برای بیماران خاص، افزود: «مشکل واقعا جدی نیست که الان بیماران درمانده باشند و نتوانند درمان خود را ادامه بدهند.»

شهریاری بخشی از مسئولیت کمبودها را متوجه جامعه پزشکی دانست و ادامه داد: «بسیاری از داروها در داخل کشور تولید می‌شود، اما مشکل این است که بعضی از همکاران ما به بیماران توصیه می‌کنند داروی خارجی تهیه کنند.»

این اظهارات در حالی مطرح می‌شوند که کمبود و افزایش قیمت دارو طی ماه‌های اخیر دسترسی بسیاری از بیماران به خدمات درمانی را دشوار کرده است.

  • احتمال ۳ برابر شدن قیمت دارو در ایران به‌دنبال تداوم بحران در زنجیره تامین

    احتمال ۳ برابر شدن قیمت دارو در ایران به‌دنبال تداوم بحران در زنجیره تامین

۱۲ شهریور، پایگاه خبری رویداد۲۴ به نقل از هادی احمدی، سخنگوی انجمن داروسازان ایران، وضعیت دارو در کشور را نگران‌کننده خواند و گزارش داد حدود ۸۰۰ قلم دارو در فهرست کمبود قرار دارند که «ده‌ها قلم داروی حیاتی» نیز در میان آن‌هاست.

بر اساس این گزارش، تولید دارو در داخل به واردات مواد اولیه، تجهیزات و برخی اقلام تخصصی وابسته است. از این رو، اختلال در انتقال ارز یا ورود مواد اولیه می‌تواند ابتدا فعالیت کارخانه‌ها را مختل کند و پیامدهای آن چند هفته یا چند ماه بعد در داروخانه‌ها نمایان شود.

رویداد۲۴ نوشت استفاده از مسیرهای جایگزین برای تامین مواد اولیه و واردات دارو ممکن است قیمت‌ها را تا سه برابر افزایش دهد.

مخالفت با واردات دارو از محل دارایی‌های مسدودشده

رییس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس در واکنش به برخی گمانه‌زنی‌ها درباره آزادسازی بخشی از دارایی‌های مسدودشده جمهوری اسلامی در قالب غذا و دارو، با چنین سازوکاری مخالفت کرد.

شهریاری گفت: «اینکه طلب ما را به‌صورت غذا و دارو پس بدهند، متاسفانه غلط‌های اضافی است که ترامپ می‌کند. ما باید برای منابع مالی کشورمان تصمیم بگیریم، نه اینکه او به ما بگوید پول‌هایمان را چگونه خرج کنیم.»

این نماینده مجلس بی‌اعتنا به مشکلات معیشتی و درمانی مردم، بر ادامه رویارویی با آمریکا تاکید کرد و افزود حکومت ایران از مواضع خود، از جمله «حق» غنی‌سازی اورانیوم، عقب‌نشینی نخواهد کرد و از این «گردنه سخت» نیز خواهد گذشت.

  • داروهای اعصاب و روان کم‌یاب و گران شده‌اند

    داروهای اعصاب و روان کم‌یاب و گران شده‌اند

شهریاری با حمایت از سیاست‌های تنش‌آفرین تهران در تنگه هرمز گفت جمهوری اسلامی «حاکم» این تنگه خواهد بود و سپاه پاسداران اجازه ایجاد مسیری جدید در این گذرگاه راهبردی را نخواهد داد.

تهران و واشینگتن ۲۵ خرداد بر سر خاتمه جنگ به تفاهم دست یافتند. در آن زمان، گزارش‌هایی درباره احتمال آزادسازی بخشی از دارایی‌های مسدودشده جمهوری اسلامی در قالب واردات کالاهای اساسی، از جمله مواد غذایی و دارو، منتشر شد.

۱۷ تیر، دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، مقام‌های جمهوری اسلامی را «متقلب»، «دروغگو» و «بیمار» خواند و با اشاره به حملات سپاه پاسداران به کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز، از پایان آتش‌بس با تهران خبر داد.

بحران اقتصادی ناشی از ناکارآمدی جمهوری اسلامی به‌ویژه در سال‌های اخیر آینده سلامت و درمان کشور را با تهدید جدی روبه‌رو کرده است.

پنجم مرداد، پایگاه خبری اقتصادنیوز نوشت در پی شدت گرفتن بحران اقتصادی، پرداخت‌های اقساطی در بازار سلامت کشور به‌تدریج رواج یافته و خدماتی مانند دندان‌پزشکی و حتی دارو به‌صورت قسطی عرضه می‌شوند.

«اگر خوشحال نباشم اعدامم می‌کنند»؛ دستور زبان تازه اعتراض در ایران

۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ۱۳:۴۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
آرش سهرابی
100%
An AI-enhanced and reframed screengrab from a video shows a man dancing while holding a bag of chips and a bottle of soda.

ایرانی‌ها راهی برای شکایت از گرانی پیدا کرده‌اند که دست هیچ دادستانی به آن نمی‌رسد: کنار خریدهایشان می‌رقصند، اظهار خوشحالی می‌کنند، و توضیح می‌دهند که اگر خوشحال نباشند، اعدام می‌شوند.

قالب ویدیوها تقریبا ثابت است. کسی خریدش را جلو دوربین می‌گیرد و قیمتش را می‌گوید. چهار تخم‌مرغ و یک سوسیس، ۵۰۰ هزار تومان. یک نوشابه و یک بسته چیپس، ۳۵۰ هزار تومان. سه کیسه کوچک خرید، هفت میلیون و ۵۰۰ هزار تومان؛ یعنی نزدیک نصف حداقل دستمزد ماهانه. بعد از آن یک جمله تکرار می‌شود، به روایت‌های مختلف: «خیلی خوشحالم، چون اگه خوشحال نباشم اعدامم می‌کنن.» و بعد می‌رقصند.

مردی پیامک بانک را نشان می‌دهد که موجودی حسابش ۲۰۰ هزار تومان است و در حال رقص فهرست می‌کند چه چیزهایی را نمی‌تواند با آن بپردازد: چک‌های برگشت‌خورده، کرایه مغازه، کرایه خانه، لباس همسرش.

زنی محجبه چند گوجه و پیاز و سیب‌زمینی در دست دارد و می‌گوید دیگر نمی‌تواند جنس کیلویی بخرد و دانه‌ای می‌خرد، «ولی خوشحالم، چون اگه نباشم می‌گن اغتشاشگرم، وطن‌فروشم.» تشکر می‌کند و با «دمتون گرم» خداحافظی می‌کند.

زن دیگری همین را با شش تخم‌مرغ و یک کنسرو تن انجام می‌دهد. مرد دیگری می‌رقصد در حالی که روی تصویر نوشته: دلار ۲۰۰ هزار تومان، برق نیست، بدهکارم، ولی تعهد داده‌ای که دیگر کار سیاسی نکنی. تهدید هم با واژگان رسمی تغییر می‌کند: بعضی می‌گویند وگرنه به آنها می‌گویند مزدور، یا وطن‌فروش، یا جاسوس موساد.

در نگاه اول، این هم نمونه دیگری از چیزی آشناست: طنز به عنوان سوپاپ اطمینان زیر فشار سرکوب. این خوانش غلط نیست، اما تازگی ماجرا در آن نیست.

سفیدنمایی

جمهوری اسلامی برای توصیف مشکلات کشور یک اتهام مشخص دارد: سیاه‌نمایی. این اتهام علیه روزنامه‌نگاران، اقتصاددانان و شهروندان معمولی به کار می‌رود و معنایش این است که واقعیتی که به تاکید مقام‌ها خوب است، عامدانه تیره نشان داده شده.

ویدیوهای رقص دقیقا به همین اتهام جواب می‌دهند. آنها همه چیز را سفید نشان می‌دهند، به‌شکلی چنان اغراق‌آمیز که خودِ سفیدی به کیفرخواست تبدیل می‌شود. مردی که از خرید چهار تخم‌مرغ سرشار از شادی است، از حکومت تعریف نمی‌کند؛ خواسته‌ حکومت را به رخش می‌کشد.

  • رقص در برابر سرکوب؛ واکنش کنایه‌آمیز شهروندان به گرانی و تهدیدهای حکومت

    رقص در برابر سرکوب؛ واکنش کنایه‌آمیز شهروندان به گرانی و تهدیدهای حکومت

برای فهم اینکه چرا این یک شکست است و نه فقط یک شوخی، یادآوری «سبزی‌فروش» واتسلاو هاول کمک می‌کند؛ نمایشنامه‌نویس و مخالف حکومت کمونیستی چکسلواکی که بعدتر رییس‌جمهوری شد.

سبزی‌فروش هاول شعار «کارگران جهان، متحد شوید» را پشت ویترین مغازه‌اش می‌گذارد. به آن باور ندارد. به قول هاول معنای واقعی آن تابلو این است: من مطیعم و بنابراین حق دارم که راحتم بگذارند. آن نظام روی میلیون‌ها تابلو این‌گونه می‌چرخید، و دقیقا به این دلیل می‌چرخید که معنای واقعی هیچ‌وقت به زبان نمی‌آمد. همه اطاعت را اجرا می‌کردند؛ هیچ‌کس نمی‌گفت این اجرا برای چیست.

رقصنده ایرانی همان سبزی‌فروش هاول است که تابلو را هنوز بالا گرفته و همان جمله ناگفته را با صدای بلند می‌گوید. اطاعت را اجرا می‌کند، لبخند پهنی می‌زند، تشکر هم می‌کند. اما در ادامه، خطر را هم اعلام می‌کند: «این کار را می‌کنم چون اگر نکنم، دارم می‌زنند.»

اجرای اجباری فقط تا وقتی کار می‌کند که اجبار قابل انکار بماند. سبزی‌فروش هاول با نگفتنِ دلیل، نظام را سرپا نگه می‌داشت. رقصنده دلیل را رو به دوربین می‌گوید، و تابلو پشت ویترین از کار می‌افتد.

حکومتی که دیگر نمی‌تواند مردمش را بخواند

اگر این استدلال را تا آخر دنبال کنیم، ویدیوها کاری فراتر از تمسخر می‌کنند. آنها مشکلی را عریان می‌کنند که حکومت برای خودش ساخته است.

وقتی حکومتی شکایت را جرم می‌کند، تعریف را هم از معنا خالی می‌کند. اگر ناراضی بودن قابل تعقیب باشد، شهروند خوشحال و شهروند ترسیده از هم تشخیص‌ناپذیر می‌شوند. رقصنده‌ها این را رو در روی حکومت نشان می‌دهند: شما دیگر نمی‌توانید بدانید ما راضی هستیم یا نه، چون نارضایتی را جرم کردید، و بنابراین رضایت ما هیچ چیزی به شما نمی‌گوید.

اهمیت عمیق‌تر قالبی که سراسر از کلمات خودِ حکومت ساخته شده همین‌جاست. هر اتهامی که رقصنده‌ها به زبان می‌آورند، سیاه‌نمایی، اغتشاشگر، مزدور، جاسوس موساد، وطن‌فروش، از زبان رسمی برداشته شده است. این ویدیوها از هیچ چیز جز واژگانی که حکومت برای مهار سخن به کار می‌برد ساخته نشده‌اند، و همان واژگان به ابزاری علیه خودش تبدیل شده‌اند.

فراپیام، به تعبیر زبان‌شناسان، یعنی آنچه یک گفته درباره رابطه میان گوینده و شنونده می‌گوید، جدا از معنای ظاهری کلمات. فراپیامِ همه این ویدیوها یکی است: «من نمی‌توانم حقیقت را به تو بگویم، تو می‌دانی که نمی‌توانم، و من می‌دانم که تو می‌دانی.»

فاصله میان پیام، «خیلی خوشحالم»، و فراپیام، «حق ندارم غیر از این بگویم»، تمامِ محتواست. ایرانی‌ها آن را بی‌اختیار می‌خوانند. حکومت وانمود می‌کند فقط سطح را می‌خواند.

از رد کردن قاب تا خالی کردن کلمات

این ویدیوها تازه‌ترین حرکت در تغییری هستند که سرعتش بیشتر شده است، و هر مرحله کار متفاوتی با رابطه میان نشانه و معنا کرده است.

در اعتراضات دی‌ماه، معترضان در آبدانان برنج به هوا ریختند؛ کالایی را که کمیاب و گران شده بود دور ریختند. این حرکت قابی را رد کرد که حکومت می‌خواست بر ناآرامی‌ها بگذارد. معترضان با دور ریختن همان چیزی که به زحمت می‌توانستند بخرند می‌گفتند خشمشان هیچ‌وقت واقعا به‌دلیل قیمت برنج نبوده. اقتصاد چیزی بزرگ‌تر را روشن کرده بود: رد کردن کل ماجرا.

بعد خاکسپاری‌ها آمد. پس از کشتار دی‌ماه، خانواده‌هایی که کشته‌هایشان را دفن می‌کردند زبان سوگواری حکومت را، قرآن‌خوانی، نوحه و واژه «شهید» را با واژگان دیگری جایگزین کردند: موسیقی عروسی، رقص محلی، شاهنامه‌خوانی، و کلمه‌ای تازه برای کشته‌هایشان: جاویدنام. آن کار یک عمل تالیف بود. سوگ واقعی بود، و از دل آن مردم زبان آیینی رقیبی ساختند که عامدانه از نمادهای مذهبی که حکومت به آنها تکیه دارد، پاک‌شده است.

ویدیوهای گرانی حرکت سوم‌اند، و با رقص خاکسپاری‌ها یکی نیستند، هرچند هر دو بدن را به کار می‌گیرند و هر دو موسیقی دارند. رقص خاکسپاری می‌سازد؛ دستور زبان حکومت را با دستور زبانی صادقانه از آنِ خود جایگزین می‌کند. ویدیو گرانی خالی می‌کند؛ دستور زبان حکومت را می‌گیرد و آن را مثل یک جسد اجرا می‌کند. یکی درباره مردگان است و زبانی تازه می‌سازد، دیگری درباره زندگان است و زبانی موجود را تهی می‌کند. جامعه‌ای که اول قاب حکومت را رد کرد و بعد زبان خودش را نوشت، حالا کلمات حکومت را مثل نقاب به صورت زده است.

یادآوری اینکه این مسیر چقدر طولانی بوده، بی‌فایده نیست. رقص در ایران فقط مکروه نیست؛ عملا غیرقانونی است، و خودِ کلمه چنان سنگین است که حکومت وقتی نسخه‌های مجاز خودش را روی صحنه می‌برد از آن پرهیز می‌کند و به تعبیر بی‌رمق «حرکات موزون» پناه می‌برد؛ ترکیبی که وقتی ساخته شد خودش دستمایه فراوان تمسخر بود.

در اعتراضات ۱۴۰۱، دختران نوجوانی برای رقصیدن در یک محله تهران بازداشت و مجبور به اعتراف تلویزیونی شدند. اینکه همان کار حالا در صدها ویدیو، از حساب‌های شخصی و با نام و چهره، از جمله از سوی زنان محجبه از خانواده‌هایی که تا دیروز چنین چیزی در آنها تصورناپذیر بود، منتشر می‌شود، خودش معیاری است از سرعت جابه‌جایی زمین زیر پا.

جرقه، مثل همیشه، پول است. دلار رکوردهای تازه زده و از ۲۲۰ هزار تومان گذشته است. غلامحسین محسنی اژه‌ای، رییس قوه قضاییه، ۹ شهریور معترضان را «مزدور» خواند و وعده برخورد «قاطعانه‌تر» داد.

اما این ویدیوها واقعا درباره تخم‌مرغ نیستند، همان‌طور که برنج درباره برنج نبود. این ویدیوها درباره جامعه‌ای‌اند که راه‌های مجازِ «نه» گفتن را تمام کرده و شروع کرده به «بله» گفتنی که معنایش را هیچ‌کس اشتباه نمی‌گیرد.

این پدیده اسمش را از خودِ رقصنده‌ها گرفته است: «اگر خوشحال نباشم اعدامم می‌کنند.» شوخی‌ای که بیننده‌ خارجی می‌تواند به آن بخندد اما شهروند ایرانی نمی‌تواند. جمهوری اسلامی ماشینی ساخت که فقط «بله» می‌شنود. حالا «نه» یاد گرفته است شبیه «بله» حرف بزند.

در آستانه بازگشایی مدارس، هزینه‌های تحصیل از توان بسیاری از خانواده‌ها خارج شده است

۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ۱۳:۲۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
بهاران آزادی
100%

در آستانه شروع فصل مدرسه، شماری از مخاطبان ایران‌اینترنشنال از افزایش چشمگیر هزینه‌های تحصیل، از شهریه و لباس فرم گرفته تا کتاب، لوازم‌التحریر، کلاس‌های تقویتی و سرویس مدرسه، خبر دادند.

برخی دانش‌آموزان گفتند فشار مالی بر خانواده‌هایشان به حدی رسیده که حتی از درخواست پول برای خرید دفتر و کتاب یا شرکت در کلاس‌های آموزشی خجالت می‌کشند.

شماری از والدین نیز در پیام‌های خود از ناتوانی در تامین هزینه‌های تحصیل فرزندانشان و احساس شرمندگی در برابر آنان نوشتند.

روزنامه آگاه ۱۱ شهریور گزارش داد هزینه تهیه لوازم مورد نیاز یک دانش‌آموز در برخی برآوردها به ۱۵ میلیون تومان رسیده است؛ رقمی معادل حدود ۹۰ درصد پایه مزد ماهانه یک کارگر.

بر اساس این گزارش، قیمت یک سبد کاربردی لوازم‌التحریر برای دانش‌آموزان ابتدایی نیز نسبت به سال گذشته حدود چهار برابر شده است.

100%

شهریه‌هایی که بیش از ۵۰ درصد افزایش داشته‌اند

افزایش شهریه مدارس یکی از موضوعات پرتکرار در پیام‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال است.

موسی‌الرضا کفاش، معاون دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش، هفتم شهریور با اشاره به هیات‌امنایی بودن مدارس دولتی گفت این مدارس حق دریافت شهریه از دانش‌آموزان ندارند.

با این حال، شماری از مخاطبان خبر دادند برخی مدارس دولتی برای ثبت‌نام مبالغی بین ۲۰ تا ۲۵ میلیون تومان دریافت کرده‌اند.

یک دانش‌آموز ۱۴ ساله گفت خانواده‌اش علاوه بر شهریه، چهار میلیون تومان برای لباس فرم، ۶۰۰ هزار تومان برای کتاب‌های سال جدید و ۵۰۰ هزار تومان فقط برای ثبت‌نام سرویس مدرسه پرداخت کرده‌اند.

به گفته او، هزینه نهایی سرویس مدرسه هنوز اعلام نشده است.

دانش‌آموزان برخی مدارس دولتی همچنین از هزینه‌های سه تا چهار میلیون تومانی برای کلاس‌های اجباری تابستانی خبر دادند.

  • کرونا، کشتار، جنگ؛ «ما از نوجوانی چیزی نفهمیدیم»

    کرونا، کشتار، جنگ؛ «ما از نوجوانی چیزی نفهمیدیم»

یکی از والدین به ایران‌اینترنشنال گفت شهریه مدرسه غیردولتی فرزندش در مقطع ابتدایی از ۳۴ میلیون تومان در سال گذشته به ۵۶ میلیون تومان رسیده است.

یک دانش‌آموز کلاس نهم از گیلان نیز نوشت شهریه مدرسه غیردولتی او به بیش از ۶۰ میلیون تومان رسیده است؛ در حالی که پدرش هنوز نتوانسته شهریه سال گذشته را به‌طور کامل پرداخت کند و مدرسه همچنان برای دریافت باقی‌مانده آن پیام می‌فرستد.

دانش‌آموزی از اصفهان که امسال وارد کلاس دوازدهم می‌شود نیز از شهریه بیش از ۷۰ میلیون تومانی مدرسه‌اش خبر داد و گفت: «پدرم چقدر دیگر باید کار کند؟»

کتاب، کلاس و هزینه‌های جانبی تحصیل

فشار مالی تحصیل تنها به شهریه مدارس محدود نیست. یک دانش‌آموز سال یازدهم رشته تجربی گفت قیمت برخی کتاب‌های تست به یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان و هزینه برخی کلاس‌های آموزشی به ۳۰ میلیون تومان رسیده است.

او با اشاره به افزایش هم‌زمان مخارج روزمره خانواده، از جمله هزینه مواد غذایی، گفت شرایط اقتصادی گاهی او را از ادامه تحصیل ناامید می‌کند.

مخاطبی از شیراز نیز نوشت مدرسه فرزندش با وجود نامشخص بودن وضعیت برگزاری حضوری کلاس‌ها، سه میلیون تومان برای لباس فرم مطالبه کرده است.

نوجوانی هم با توصیف وضعیت معیشتی خانواده‌اش نوشت: «کمتر از یک ماه دیگر مدارس باز می‌شود. خجالت می‌کشم به والدینم بگویم یک دفتر برایم بخرند، چون همه‌چیز گران است.»

یک مخاطب ۱۷ ساله که در رشته گرافیک تحصیل می‌کند نیز خبر داد قیمت یک دفتر طراحی ۵۰ برگ به ۴۵۰ هزار تومان رسیده است.

هزینه‌های بالا باعث ترجیح آموزش مجازی شده است

هزینه‌های بازگشایی مدارس پیش‌تر نیز در پیام‌های مخاطبان ایران‌اینترنشنال مطرح شده بود.

در نظرسنجی اخیر ایران‌اینترنشنال درباره ترجیح مخاطبان میان آموزش حضوری و مجازی، شماری از پاسخ‌دهندگان گفتند فشار مالی بر انتخابشان تاثیر گذاشته و آموزش مجازی دست‌کم هزینه‌هایی مانند سرویس و تغذیه را کاهش می‌دهد.

  • ۶۱ درصد پاسخ‌دهندگان نظرسنجی ایران‌اینترنشنال آموزش مجازی را به حضور در کلاس ترجیح می‌دهند

    ۶۱ درصد پاسخ‌دهندگان نظرسنجی ایران‌اینترنشنال آموزش مجازی را به حضور در کلاس ترجیح می‌دهند

۶۱ درصد از شهروندان در پاسخ به نظرسنجی آنلاین ایران‌اینترنشنال گفتند «در شرایط فعلی»، آموزش مجازی را به حضور دانش‌آموزان در کلاس ترجیح می‌دهند.

یکی از والدین گفته بود مجموع هزینه لباس، سرویس، کتاب و شهریه فرزندش که قرار است وارد کلاس اول دبستان شود، به حدود ۱۰۰ میلیون تومان رسیده و ادامه تحصیل فرزندان برای برخی خانواده‌ها به «آرزو» تبدیل شده است.

مخاطب دیگری با اشاره به حقوق ماهانه ۱۷ میلیون تومانی خود پرسیده بود چگونه باید ۱۰ میلیون تومان برای لباس، رفت‌وآمد و تغذیه فرزندش هزینه کند.

اعلام جرم دادستانی علیه دیدارنیوز پس از اعتراض پروانه سلحشوری به تجمعات شبانه و اعدام‌ها

۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ۰۹:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)
100%
محمدرضا حیاتی و پروانه سلحشوری

دادستانی تهران پس از انتشار سخنان پروانه سلحشوری، فعال اصلاح‌طلب و نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی، در انتقاد از تجمعات شبانه حامیان حکومت و اعدام‌ها در ایران، علیه عوامل و مسئولان رسانه دیدارنیوز اعلام جرم کرد و برای آنان پرونده قضایی تشکیل داد.

خبرگزاری میزان، رسانه قوه قضاییه، ۱۲ شهریور اعلام کرد دادستانی تهران در پی انتشار «محتوای کذب و توهین‌آمیز» در یکی از برنامه‌های اینترنتی دیدارنیوز، علیه عوامل و مسئولان این رسانه اعلام جرم کرده است.

بر اساس این گزارش، پرونده‌ای در دادستانی تهران تشکیل شده و موضوع در حال رسیدگی است. میزان مشخص نکرد چه مطالبی را «کذب و توهین‌آمیز» می‌داند و نام فرد یا افرادی را که این اظهارات به آن‌ها نسبت داده شده، اعلام نکرد.

قوه قضاییه جمهوری اسلامی در سال‌های گذشته بارها علیه روزنامه‌نگاران، فعالان مدنی و سیاسی، رسانه‌ها و شهروندانی که درباره موضوعات مختلف اظهارنظر یا اطلاع‌رسانی کرده‌اند، پرونده قضایی تشکیل داده است.

سازمان دفاع از جریان آزاد اطلاعات اعلام جرم علیه دیدارنیوز را بخشی از «الگوهای پرتکرار سرکوب آزادی بیان» در ایران دانست و نوشت این‌گونه برخوردهای قضایی به‌ویژه پس از رویدادهای واکنش‌برانگیز، افزایش می‌یابد.

این سازمان افزود به نظر می‌رسد هدف از اعلام جرم‌های پیاپی دادستانی‌ها علیه رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران، جلوگیری از انتشار «روایت‌های غیررسمی» باشد.

  • تناقض‌گویی مقام‌های جمهوری اسلامی درباره برخورد مرگبار خودرو با تجمع حکومتی در مشهد

    تناقض‌گویی مقام‌های جمهوری اسلامی درباره برخورد مرگبار خودرو با تجمع حکومتی در مشهد

اعتراض به تجمعات شبانه

محمدرضا حیاتی، مجری برنامه دیدارنیوز، در این گفت‌وگو از سلحشوری درباره «نحوه تعامل نظام با مردم» و مساله «تاب‌آوری» پرسید.

سلحشوری در پاسخ گفت: «به چه چیزی ما تاب‌آوری کنیم؟ اقتصاد فروپاشیده، نظامی که نه قضیه جنگش مشخص است، نه قضیه صلحش؟»

او سپس به تجمعات شبانه حامیان حکومت اشاره کرد و گفت: «شما هر شب یک سری اجتماعاتی را می‌بینید که سد راه مردم می‌شوند. پلیس تمام‌قد در خدمت این‌هاست؛ پلیسی که باید در خدمت مردم باشد.»

سلحشوری با اشاره به ادامه چند‌ماهه این تجمعات افزود: «آیا طبق قانون اساسی از این حق برخوردار نیستیم که اعتراض خودمان را بیان کنیم؟ چرا اعتراض مردم عادی اسمش اغتشاش می‌شود، اما عده‌ای در کمال امنیت، شبانه زندگی بسیاری از مردم را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند؟»

علیرضا زاکانی، شهردار تهران، در آخرین شب همین تجمعات شبانه حکومتی گفت این تجمعات تا زمانی که مجتبی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، تشخیص دهد، ادامه خواهد داشت و «با نظر دیگران پرونده آن بسته نخواهد شد».

سخنان سلحشوری با واکنش برخی حامیان جمهوری اسلامی نیز روبه‌رو شد.

عبدالرضا داوری، فعال رسانه‌ای و مشاور پیشین محمود احمدی‌نژاد، با انتشار ویدیوی سخنان او نوشت: «هیچ تفاوتی بین دیدگاه‌های خانم پروانه سلحشوری و سایر اصلاح‌طلبان از جمله اصلاح‌طلبان حاضر در دولت وجود ندارد. فقط ایشان صریح‌تر و صادقانه‌تر، منویات درون جریان را آشکار می‌کند.»

اعتراض به اعدام‌ها

سلحشوری در بخش دیگری از گفت‌وگو با حیاتی با انتقاد از اعدام‌ها گفت: «روزانه شما شاهد اعدام جوان‌هایی هستید که حتی یک دادگاه صالح علنی برای آن‌ها برگزار نمی‌شود.»

او با اشاره به داغ خانواده‌هایی که فرزندانشان کشته شده‌اند، پرسید مردم چگونه باید این شرایط را تحمل کنند و افزود: «دیگر تنها چیزی که مانده مردم ما تاب بیاورند، مرگ است. تنها همین مرحله مانده که دولت از مردم بخواهد مثلا انجام بدهند.»

در ماه‌های اخیر و هم‌زمان با ادامه تنش‌ها با آمریکا، جمهوری اسلامی بر شدت سرکوب افزوده و برای شمار زیادی از زندانیان سیاسی احکام اعدام، حبس و شلاق صادر کرده است. از ابتدای سال جاری نیز حدود ۶۰ زندانی سیاسی اعدام شده‌اند.

  • علی زارعی دوزدره‌سی، آسیب‌دیده چشمی جنبش «زن، زندگی، آزادی» به اعدام محکوم شد

    علی زارعی دوزدره‌سی، آسیب‌دیده چشمی جنبش «زن، زندگی، آزادی» به اعدام محکوم شد

افزایش اعدام‌ها در ایران با اعتراض گسترده فعالان حقوق بشر، خانواده‌های زندانیان و مخالفان جمهوری اسلامی در داخل و خارج از کشور روبه‌رو شده است.

در تازه‌ترین نمونه، کانون نویسندگان ایران ۱۲ شهریور در بیانیه‌ای با عنوان «اعدام؛ چهره عریان سرکوب»، اعدام را ابزاری برای حذف، ارعاب و خاموش کردن انسان‌ها از سوی حکومت‌های مستبد دانست.

این کانون با اشاره به گسترش پرونده‌های امنیتی و صدور و اجرای احکام اعدام پس از اعتراضات دی‌ماه، این احکام را به‌شدت محکوم کرد و نوشت که هیچ جرم، اتهام یا شرایطی نمی‌تواند سلب حق حیات را مشروع کند.