بهنوشته اکسیوس کارزار ترامپ میتواند نشان دهد جمهوری اسلامی تا چه اندازه حاضر است برای دستیابی به اهداف نظامی و ژئوپلیتیک خود فشار اقتصادی را تحمل کند.
ترامپ هفته گذشته اعلام کرد ایران با یک «روز دی اقتصادی» روبهرو خواهد شد و گفت اقتصاد این کشور «کاملا در حال فروپاشی» است.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، نیز دوشنبه دوم شهریور طرحی برای فلج کردن اقتصاد ایران ارائه کرد و آن را «بزرگترین تهاجم مالی تاریخ» خواند.
جمهوری اسلامی بخش قابلتوجهی از درآمد خود را از صادرات نفت از مسیر تنگه هرمز به دست میآورد، اما محاصره آمریکا که از آوریل آغاز شد، این منبع درآمد را بهشدت محدود کرده است.
بهنوشته اکسیوس اکنون جمهوری اسلامی برای تامین هزینههای جنگ بیشتر به مالیاتهای داخلی، صادرات غیرنفتی و درآمدهای نفتی پیش از جنگ متکی است. با وجود این، هنوز نشانهای از تسلیم تهران دیده نمیشود، هرچند برخی مقامهای جمهوری اسلامی گفتهاند به جای تحمل ماهها یا سالها فشار اقتصادی، باید برای پایان دادن به جنگ تلاش کرد.
برخی کارشناسان نیز هشدار میدهند حکومت ایران ممکن است پیش از تن دادن به خواستههای آمریکا، بار دیگر به اقدام نظامی روی آورد.
کریس کندی از بلومبرگ اکونومیکس به اکسیوس گفت صرف اینکه آمریکا تصمیم گرفته عملیات نظامی گسترده خود را متوقف کند، به این معنا نیست که جمهوری اسلامی نیز همین کار را خواهد کرد.
کارشناسان معتقدند فشارهای اقتصادی ممکن است ظرف چند ماه به مرحلهای برسد که هم توانایی جمهوری اسلامی برای ادامه جنگ و هم ثبات داخلی کشور را تهدید کند.
ویلیام جکسون، اقتصاددان ارشد بازارهای نوظهور در کپیتال اکونومیکس، دوشنبه نوشت: «شریان حیاتی مالی ایران با محاصره آمریکا قطع شده است.»
بهگفته او، پرسش اصلی این است که حکومت ایران برای دستیابی به اهداف نظامی و ژئوپلیتیک خود حاضر است چه میزان «درد اقتصادی» را تحمل کند.
اکسیوس در ادامه گزارش خود پنج نشانه از فروپاشی اقتصاد ایران را برشمرده است.
۱. سقوط ارزش ریال
ارزش پول ایران روز دوشنبه به حدود دو میلیون و ۲۰ هزار ریال در برابر هر دلار رسید؛ کاهشی که عمدتا ناشی از پیامدهای اقتصادی جنگ دانسته میشود.
پیش از آغاز جنگ، هر دلار حدود یک میلیون و ۶۵۰ هزار ریال معامله میشد که همان زمان نیز پایینترین ارزش تاریخی ریال بود. به این ترتیب، اکنون برای خرید یک دلار نسبت به پیش از جنگ حدود ۲۲ درصد ریال بیشتر لازم است.
۲. تورم در حال بلعیدن درآمد مردم است
صندوق بینالمللی پول در ماه ژوئن برآورد کرد نرخ تورم ایران در سال ۲۰۲۶ به ۶۸.۹ درصد خواهد رسید؛ بالاترین میزان از سال ۱۹۷۹ تاکنون.
مرکز آمار ایران نیز اعلام کرده است قیمت مصرفکننده در ماه ژوئیه نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۸۷.۹ درصد افزایش یافته است. تورم مواد غذایی و نوشیدنیها نیز از ۱۲۸ درصد فراتر رفته است.
در این گزارش، تحریمهای اقتصادی و درگیریهای منطقهای از عوامل جهش قیمتها عنوان شدهاند.
۳. فشار معیشتی بر ایرانیان افزایش یافته است
سقوط ارزش ریال و تورم شدید، تامین نیازهای اولیه را برای بسیاری از ایرانیان دشوارتر کرده است.
احمد کریمی، یک راننده تاکسی، به آسوشیتدپرس گفته است: «میوه را حذف میکنیم، پروتئین را حذف میکنیم، تفریح را کنار گذاشتهایم و حتی آخر هفتهها هم کار میکنیم.»
در هفتههای اخیر، شماری از ایرانیان نیز در شبکههای اجتماعی از مشکلات اقتصادی و فشار فزاینده هزینههای زندگی نوشتهاند.
۴. صادرات نفت فروپاشیده است
بخش بزرگی از بحران اقتصادی کنونی ایران ناشی از سقوط صادرات نفت در پی محاصره آمریکاست.
عبدالناصر همتی، رییس کل بانک مرکزی ایران، در ماه اوت گفت ایران، مانند برخی دیگر از کشورهای منطقه، عملا دیگر نفت صادر نمیکند.
اکسیوس پیشتر در ماه مه گزارش داده بود که محاصره آمریکا تا آن زمان دستکم ۴.۸ میلیارد دلار از درآمدهای نفتی ایران کاسته است.
چین که در شرایط عادی یکی از مهمترین خریداران نفت ایران است، روز دوشنبه اعلام کرد تحولات را از نزدیک زیر نظر دارد و خواهان جلوگیری از تشدید تنشهاست.
۵. مشاغل از بین میروند و خطر رکود افزایش یافته است
پیش از جنگ، صندوق بینالمللی پول پیشبینی کرده بود اقتصاد ایران در سال ۲۰۲۶ حدود ۱.۱ درصد رشد کند. اما در تازهترین پیشبینی این نهاد در ماه ژوئیه، انتظار میرود تولید ناخالص داخلی ایران امسال ۵.۴ درصد کوچک شود.
این تغییر شدید در چشمانداز اقتصادی همزمان با افزایش بیکاری، از میان رفتن فرصتهای شغلی و کاهش فعالیت کسبوکارها رخ داده و نگرانی از ورود اقتصاد ایران به رکودی عمیق را افزایش داده است.
افزایش فشار برای پذیرش توافق
مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، هفته گذشته گفت بهتر است «امروز، در حالی که در موضع قدرت و عزت قرار داریم» به جنگ پایان داده شود؛ سخنانی که در شرایط افزایش فشارهای اقتصادی مطرح شد.
بهنوشته اکسیوس با این حال، شواهد چندانی وجود ندارد که نشان دهد تهران در آستانه تسلیم یا پذیرش خواستههای واشینگتن است.
بر اساس تحلیل موسسه مطالعات جنگ و پروژه تهدیدهای بحرانی، مقامهای جمهوری اسلامی آمریکا را مسئول شکست تفاهمنامه ماه گذشته میان تهران و واشینگتن میدانند. از دید آنها، این تجربه میتواند این تصور را تقویت کرده باشد که امتیاز دادن به آمریکا لزوما به کاهش فشارهای اقتصادی منجر نخواهد شد.
این تحلیل نتیجه میگیرد که به همین دلیل، ممکن است واکنش تصمیمگیران جمهوری اسلامی به وخامت اقتصادی بسیار کند باشد، حتی اگر وضعیت اقتصاد ایران به مراتب بدتر شود.