• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

دادگاه تاریخ؛ عدالت در فاصله میان زخم و قانون

تهمینه رستمی

ایران‌اینترنشنال

۳۰ مرداد ۱۴۰۵، ۱۴:۲۳ (‎+۱ گرینویچ)
هانیه برقعی در صحنه‌ای از فیلم دادگاه تاریخ
هانیه برقعی در صحنه‌ای از فیلم دادگاه تاریخ

شما که در خاوران روی سنگ‌های ناشناس گل گذاشتید، عکس کشته‌شدگان آبان را بالا گرفتید، سوگ پرواز ۷۵۲ را به پرونده‌ای حقوقی بدل کردید، بر مزار جوانان جان‌باخته در زن، زندگی، آزادی ایستادید و پس از دی‌ماه با رقص سوگواری کردید، حالا فرض کنید دعوت‌نامه‌ای به دستتان رسیده است:

دادگاهی در آینده ایران تشکیل شده و متهمی از دل همان دستگاه سرکوب روبه‌روی شما نشسته؛ این بار اما وکیل دارد، حق دفاع دارد، شاهدان شنیده می‌شوند و دادستان باید اتهام‌هایش را ثابت کند. وارد می‌شوید؟

دادگاه تاریخ، ساخته جمشید برزگر، تماشاگر را به همین موقعیت می‌برد. پرسش فیلم فقط این نیست که چه کسی باید محاکمه شود؛ پرسش دشوارتر این است که محاکمه در ایران پس از جمهوری اسلامی چگونه باید انجام شود.

اگر قرار است نظمی تازه از دل دهه‌ها سرکوب، تبعیض و خشونت بیرون بیاید، عدالت آن چه تفاوتی با دستگاه قضایی گذشته خواهد داشت؟ و این تفاوت را باید فقط در حکم نهایی دید، یا در تمام مسیری که به آن حکم می‌رسد؟

این بار نور صحنه بر عدالت می‌تابد

برزگر برای طرح این پرسش، دادگاه را نه صرفا به‌عنوان محل وقوع داستان، بلکه به‌عنوان ساختار روایی فیلم انتخاب کرده است.

با این حال، دادگاه تاریخ یک درام دادگاهی متعارف نیست. فیلم از کنار هم قرار گرفتن قطعات متفاوت ساخته شده: بازسازی جلسات دادگاه، گزارش خبرنگار از داخل آن، گفت‌وگو با کارشناسان، بازسازی یک برنامه تلویزیونی با حضور مهمانان حقوق بشری و انیمیشن. این اجزا حاشیه‌های یک روایت مرکزی نیستند؛ خود فرم فیلم را می‌سازند و هرکدام بخشی از تصویر دادخواهی در آینده‌ای فرضی را کامل می‌کنند.

این ساختار چندبخشی به برزگر امکان می‌دهد میان فضای دادگاه و عرصه عمومی، میان زبان حقوق و حافظه اجتماعی، و میان آنچه در یک پرونده باید اثبات شود و آنچه جامعه از پیش درباره آن می‌داند رفت‌وآمد کند. آینده‌ای که فیلم تصور می‌کند نیز از همین راه از اکنون جدا نمی‌شود؛ مدام به تجربه تاریخی ایران برمی‌گردد و از دل آن معنا می‌گیرد.

100%

فیلم بخش بزرگی از تاریخ سرکوب در جمهوری اسلامی را در یک پرونده فشرده می‌کند؛ از اعدام و کشتار زندانیان سیاسی در دهه شصت تا قتل‌های زنجیره‌ای، شکنجه و ناپدیدسازی، سرکوب اعتراض‌های ۸۸ و آبان ۹۸، خشونت علیه معترضان زن، زندگی، آزادی و سرکوب‌هایی که تا امروز ادامه یافته‌اند.

چنین دامنه‌ای ناگزیر به فشردگی می‌انجامد، اما هدف فیلم نوشتن تاریخ جامع این خشونت‌ها نیست. مساله اصلی این است که این تاریخ اگر روزی وارد دادگاه شود، چگونه باید به اتهام مشخص، سند و مسئولیت فردی ترجمه شود.

برای بسیاری، بخش بزرگی از این وقایع مدت‌هاست جزئی از حافظه جمعی است؛ دادگاه اما نمی‌تواند با تکیه بر حافظه جمعی حکم صادر کند. باید روشن کند قاضی قنواتی ری‌شهری، متهم داستانی فیلم، در کدام تصمیم‌ها یا اعمال مسئول بوده و این مسئولیت چگونه اثبات می‌شود. همین فاصله میان یقین تاریخی و اثبات قضایی، یکی از محورهای مهم فیلم است.

در چنین زمینه‌ای، خود روند دادرسی معنایی سیاسی پیدا می‌کند. فیلم جهانی را تصور می‌کند که در آن حتی متهمی با چنین پیشینه‌ای وکیل دارد، می‌تواند از خود دفاع کند، شاهدان شنیده می‌شوند و دادستان موظف است اتهام را ثابت کند. تفاوت نظم تازه با گذشته قرار نیست فقط در عوض شدن کسانی باشد که بر صندلی قضاوت نشسته‌اند؛ باید در شیوه قضاوت نیز دیده شود.

پیام اخوان، مهرانگیز کار، رها بحرینی و سعید دهقان در بخش‌های تحلیلی فیلم حضور دارند و پرسش‌هایی را که ممکن است مطرح شوند از زاویه‌های حقوقی و حقوق بشری باز می‌کنند.

سعید دهقان، که همراه جمشید برزگر در نگارش فیلمنامه مشارکت داشته و تهیه‌کننده اثر نیز هست، در شکل‌گیری این وجه حقوقی سهمی مستقیم دارد. حضور این صداها به فیلم کمک می‌کند مفاهیمی چون حق دفاع، مسئولیت فردی و رابطه فرمان و اطاعت را از سطح شعار دور کند، بی‌آنکه یکی از اجزای فیلم بار توضیح همه چیز را به تنهایی بر دوش بکشد.

محمد اولیایی‌فرد در نقش قاضی قنواتی ری‌شهری ظاهر می‌شود. انتخاب یک حقوق‌دان شناخته‌شده برای نقش متهم، مرز میان بازسازی و واقعیت را باریک می‌کند، اما حضور او فقط از این جهت جالب نیست. اولیایی‌فرد بازی کنترل‌شده و باورپذیری ارائه می‌دهد؛ بدون اغراق و با مکث‌ها و واکنش‌هایی که شخصیت را از یک نماد ساده سرکوب بیرون می‌آورند. او به متهمی بدل می‌شود که باید پاسخ بدهد و در برابر اتهام‌ها و شهادت‌ها بایستد، نه صرفا به تصویری از یک گذشته محکوم‌شده.

اجراها در همه بخش‌های فیلم یکدست نیستند؛ بخشی از حاضران از جهان حقوق، کنشگری و تجربه سیاسی آمده‌اند و بازیگر حرفه‌ای نیستند. این ناهمگونی گاهی خود را در لحن و بیان نشان می‌دهد، اما در عین حال با جنس نیمه‌مستند اثر هم بی‌ارتباط نیست. فیلم هرجا به حضور آدم‌ها، واکنش‌ها و سکوت‌ها اعتماد می‌کند، تنش بیشتری پیدا می‌کند.

میزانسن بیش از آنکه خودنمایی کند در خدمت موقعیت است. فضای دادگاه ساده و کنترل‌شده باقی می‌ماند و ریتم از جابه‌جایی میان اجزای مختلف فیلم شکل می‌گیرد: دادگاه، گزارش، گفت‌وگو و برنامه تلویزیونی بازسازی‌شده. این رفت‌وآمد به فیلم اجازه می‌دهد مساله عدالت را فقط در چهاردیواری دادگاه نگه ندارد و آن را به رسانه، حافظه و نگاه عمومی جامعه پیوند بزند.

100%
صحنه‌ای از فیلم دادگاه تاریخ

حضور یک قاضی زن و امکان ترجمه به زبان‌های مختلف ایران نیز تصور فیلم از نظم قضایی آینده را عینی‌تر می‌کنند. پشت این انتخاب‌ها این فرض وجود دارد که گذار فقط تغییر صاحبان قدرت نیست؛ شیوه زندگی کنار هم، نسبت اکثریت و اقلیت، قواعد دادرسی و نحوه اعمال قدرت قضایی نیز باید تغییر کنند.

عدالت انتقالی، فراتر از محاکمه

دادگاه تاریخ به قلمرو عدالت انتقالی وارد می‌شود، اما همه آن را به تصویر نمی‌کشد. عدالت انتقالی فقط محاکمه مسئولان یک حکومت پیشین نیست و حقیقت‌یابی، جبران خسارت، اصلاح نهادها، حفظ حافظه قربانیان و جلوگیری از تکرار خشونت را نیز در بر می‌گیرد. فیلم از میان این مجموعه، دادرسی را انتخاب می‌کند و از خلال آن یک پرسش اساسی را پیش می‌کشد: چگونه می‌توان دادخواهی را وارد زبان قانون کرد، بی‌آنکه قانون به ابزار انتقام تبدیل شود؟

این پرسش وقتی دشوارتر می‌شود که نوبت به مسئولیت فردی می‌رسد. یک ساختار می‌تواند سرکوبگر باشد، اما دادگاه باید سهم هر فرد را جداگانه بسنجد. همین‌جاست که دفاع «من مامور بودم» اهمیت پیدا می‌کند. متهم می‌گوید در ساختاری عمل کرده که سرپیچی از دستور می‌توانسته برای خودش پیامدهای سنگینی داشته باشد. مساله این است که اجبار، ترس و اطاعت تا چه اندازه می‌توانند مسئولیت را کاهش دهند و از چه نقطه‌ای دیگر چنین دفاعی کافی نیست.

برای قاضی قنواتی ری‌شهری، موضوع به اختیار قضایی هم گره می‌خورد. دادگاه باید نشان دهد کدام تصمیم یا حکم به او نسبت داده می‌شود و مسئولیت شخصی‌اش در آن چیست. همین اصرار بر جدا کردن مسئولیت فرد از محکومیت کلی یک نظام، از جدی‌ترین وجوه حقوقی فیلم است.

100%
هیات منصفه در فیلم دادگاه تاریخ

دفاع در بعضی لحظات می‌توانست سخت‌گیرانه‌تر باشد و نسبت متهم با برخی اتهام‌ها را بیشتر به چالش بکشد، اما اهمیت اصل موضوع پابرجاست: حق دفاع زمانی ارزش واقعی خود را نشان می‌دهد که برای کسی تضمین شود که بخش بزرگی از جامعه شاید هیچ میلی به شنیدن او نداشته باشد.

در نهایت، متهم مجرم شناخته می‌شود، اما نوع مجازات به مساله اصلی فیلم تبدیل نمی‌شود. تاکید بر مسیری است که به احراز مسئولیت منتهی شده؛ بر این اصل که عدالت فقط در نتیجه خلاصه نمی‌شود و شیوه رسیدن به نتیجه نیز بخشی از آن است.

میان حقیقت زیسته و حقیقت قضایی

تاثیرگذارترین لحظات دادگاه تاریخ جایی شکل می‌گیرند که زبان حقوق با تجربه زیسته برخورد می‌کند.

مادری درباره پسر اعدام‌شده‌اش می‌گوید: «پسرم اگر قاتل بود، نمی‌آمد خانه شام بخورد.»

برای دادگاه، این جمله به خودی خود دلیل قضایی نیست؛ برای مادر اما حاصل سال‌ها شناخت فرزندش است. او چیزی را از خلال زندگی روزمره، عادت‌ها و خاطره‌ها می‌داند که دادگاه ناچار است از مسیر سند و شهادت به آن نزدیک شود. همین فاصله یکی از انسانی‌ترین لحظات فیلم را می‌سازد.

فیلم در این صحنه نه احساس را جانشین دلیل می‌کند و نه قانون را در برابر سوگ قرار می‌دهد. اجازه می‌دهد تجربه مادر شنیده شود، در حالی که دادگاه همچنان مقید به قواعد خودش باقی می‌ماند.

عکس‌هایی که دادخواهان با خود آورده‌اند نیز همین کار را می‌کنند. پرونده دوباره چهره پیدا می‌کند و آنچه در زبان رسمی به یک اتهام یا واقعه تقلیل یافته، بار دیگر به زندگی انسانی مشخصی وصل می‌شود.

100%
امیر زاوش و محمد اولیایی‌فرد در صحنه‌ای از فیلم دادگاه تاریخ

در چنین لحظاتی می‌توان رد جهان شعری جمشید برزگر را دید؛ نه از آن جهت که فیلم تغزلی می‌شود، بلکه در حساسیتش به فقدان، حافظه، مکث و جزئیات انسانی. برزگر سال‌ها با کلمه کار کرده است؛ در روزنامه‌نگاری، تحلیل سیاسی، شعر و نوشتن. این بار به‌جای آنکه خشونت، مسئولیت و دادخواهی را فقط روایت یا تحلیل کند، آنها را در موقعیتی قرار داده که آدم‌ها ناچارند روبه‌روی یکدیگر بنشینند.

پیشینه روزنامه‌نگاری او در شیوه کنار هم چیدن صداها و شکل‌های مختلف روایت نیز دیده می‌شود. دادگاه، گزارش، گفت‌وگوی کارشناسی و برنامه تلویزیونی بازسازی‌شده هرکدام بخشی از مساله را روشن می‌کنند و در کنار هم تصویری بزرگ‌تر می‌سازند.

پایان فیلم‌برداری تنها دو ماه پیش از کشتار دی‌ماه، معنای دیگری به این آینده فرضی داده است. فیلم هنوز در مرحله پس‌تولید بود که واقعیت بار دیگر بر شمار قربانیان و دادخواهان افزود. اثر در نهایت به یاد همه جان‌باختگان ایران تقدیم شده است. از همین رو، آینده‌ای که دادگاه تاریخ تصور می‌کند دور و انتزاعی به نظر نمی‌رسد؛ فیلم درباره روزی حرف می‌زند که قرار است گذشته موضوع رسیدگی قضایی باشد، در حالی که همان گذشته هنوز کاملا به گذشته تبدیل نشده است.

ارزش دادگاه تاریخ در این نیست که نسخه‌ای نهایی برای عدالت انتقالی ارائه می‌دهد، بلکه در این است که پرسشی دشوار را به موقعیتی دیدنی تبدیل می‌کند: جامعه‌ای که خود قربانی بی‌عدالتی بوده، اگر روزی قدرت قضاوت پیدا کند، با متهمان گذشته چگونه رفتار خواهد کرد؟

در دادگاه تاریخ، فقط قاضی دیروز محاکمه نمی‌شود؛ آینده هم در برابر گذشته می‌ایستد و باید پاسخ بدهد که پس از این همه زخم، عدالت را چگونه خواهد ساخت، بی‌آنکه شبیه همان چیزی شود که از آن عبور کرده‌ایم.

  • «دادگاه تاریخ»؛ تمرینی برای عدالت در ایران پس از جمهوری اسلامی

    «دادگاه تاریخ»؛ تمرینی برای عدالت در ایران پس از جمهوری اسلامی

Banner

پربازدیدترین‌ها

ترامپ شرایط کنونی را «بسیار خوب» توصیف کرد؛ مناقشه بر سر کنترل تنگه هرمز ادامه دارد
۱

ترامپ شرایط کنونی را «بسیار خوب» توصیف کرد؛ مناقشه بر سر کنترل تنگه هرمز ادامه دارد

۲

پیام پنهان در مثنوی منسوب به خامنه‌ای: «من زاده شیطانم»

۳

ترامپ: هر کشوری به ایران راه نجات بدهد با پیامدهای سنگین روبه‌رو می‌شود

۴
روایت شما

حکومت خواستار «نذر گوسفند» برای سلامتی مجتبی خامنه‌ای شد

۵

بسنت: اقتصاد این حکومت آدمکش را در هم می‌کوبیم و آن را به فروپاشی می‌رسانیم

انتخاب سردبیر

  • ساعت صفر طرابلس؛ لیبی چگونه از دیکتاتوری به بحران دائمی رسید؟

    ساعت صفر طرابلس؛ لیبی چگونه از دیکتاتوری به بحران دائمی رسید؟

  • طرح‌های تغییر قیمت و سهمیه بنزین نگرانی از فشار معیشتی و اعتراضات را افزایش داده است

    طرح‌های تغییر قیمت و سهمیه بنزین نگرانی از فشار معیشتی و اعتراضات را افزایش داده است

  • دانمارک ورود منصور لقایی، روحانی ایرانی و ۱۶ مبلغ دینی خارجی دیگر را به این کشور ممنوع کرد

    دانمارک ورود منصور لقایی، روحانی ایرانی و ۱۶ مبلغ دینی خارجی دیگر را به این کشور ممنوع کرد

  • قائم حسینی، شهروند افغانستانی و از متهمان پرونده میدان علیخانی اصفهان، اعدام شد

    قائم حسینی، شهروند افغانستانی و از متهمان پرونده میدان علیخانی اصفهان، اعدام شد

  • وزیر دفاع اسرائیل: اردوغان ترکیه را به ماجراجویی‌های خطرناکی در سوریه می‌کشاند

    وزیر دفاع اسرائیل: اردوغان ترکیه را به ماجراجویی‌های خطرناکی در سوریه می‌کشاند

•
•
•

مطالب بیشتر

گلف‌نیوز: جمهوری اسلامی می‌تواند عبور از هرمز را مختل کند اما قادر به کنترل دائمی آن نیست

۳۰ مرداد ۱۴۰۵، ۰۳:۳۶ (‎+۱ گرینویچ)
100%

وب‌سایت گلف‌نیوز در گزارشی تحلیلی نوشت ایران به‌دلیل موقعیت جغرافیایی و توان نظامی خود می‌تواند هزینه عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز را به‌شدت افزایش دهد، اما بستن طولانی‌مدت یا کنترل دائمی این آبراه، انزوای سیاسی، خطر نظامی و زیان اقتصادی بیشتری برای تهران به همراه خواهد داشت.

این گزارش می‌گوید [حکومت] ایران برای اعمال فشار نیازی به متوقف‌کردن همه نفتکش‌ها ندارد. ایجاد سطح بالایی از ناامنی می‌تواند مالکان کشتی‌ها، شرکت‌های بیمه و اجاره‌کنندگان را به تاخیر در سفرها، تغییر مسیر، مطالبه تضمین‌های امنیتی یا صرف‌نظرکردن از عبور از تنگه وادار کند.

به نوشته این رسانه اماراتی، حملات منتسب به حکومت ایران به کشتی‌های تجاری، تردد در هرمز را به‌شدت کاهش داده و هزینه بیمه، کرایه حمل‌ونقل و قیمت انرژی را افزایش داده است. سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا نیز برخورد «پرتابه‌های ناشناس» یا پهپادها با کشتی‌های تجاری را تایید کرده و از شناورها خواسته است احتیاط بیشتری به خرج دهند.

امارات متحده عربی [حکومت] ایران را مسئول حمله به کشتی‌های مرتبط با شرکت ملی نفت ابوظبی، ادنوک، معرفی و استفاده از تنگه هرمز به‌عنوان ابزار فشار اقتصادی را «دزدی دریایی» توصیف کرده است. به نوشته این رسانه، ابوظبی در پی این حملات، مبادلات تجاری و مالی خود با ایران را تا اطلاع ثانوی متوقف کرده است.

جریان نفت از هرمز به‌شدت کاهش یافته است
گلف‌نیوز با استناد به آژانس بین‌المللی انرژی گزارش داده است که پیش از بحران، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور می‌کرد. این میزان در فاصله ماه‌های مارس تا مه به‌طور متوسط به ۲.۷ میلیون بشکه در روز کاهش یافت؛ افتی که ظرفیت مسیرهای جایگزین نمی‌تواند آن را به‌طور کامل جبران کند.

  • بسنت: اقتصاد این حکومت آدمکش را در هم می‌کوبیم و آن را به فروپاشی می‌رسانیم

    بسنت: اقتصاد این حکومت آدمکش را در هم می‌کوبیم و آن را به فروپاشی می‌رسانیم

عربستان سعودی انتقال نفت از طریق خط لوله شرق - غرب به پایانه‌های دریای سرخ را افزایش داده و امارات از خط لوله حبشان - فجیره استفاده کرده است. ظرفیت خط لوله امارات حدود ۱.۸ میلیون بشکه در روز اعلام شده، اما مجموع ظرفیت این مسیرهای جایگزین همچنان بسیار کمتر از حجم نفتی است که پیش از بحران از هرمز عبور می‌کرد.

آمریکا، برزیل، قزاقستان و ونزوئلا نیز برای جبران کاهش عرضه نفت خلیج فارس، صادرات خود را افزایش داده‌اند. براساس آمار نقل‌شده در گزارش، صادرات نفت خام و فرآورده‌های نفتی آمریکا در ماه مه به رکورد روزانه ۱۳.۱ میلیون بشکه رسید.

کشورهای عضو آژانس بین‌المللی انرژی همچنین با آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر اضطراری موافقت کرده‌اند. این اقدام در ماه مه روزانه ۲.۵ میلیون بشکه به بازار افزود، اما گلف‌نیوز آن را راهکاری موقت می‌داند که نمی‌تواند جایگزین بازگشت جریان عادی نفت از تنگه هرمز شود.

بستن تنگه برای ایران نیز هزینه دارد
در این گزارش آمده است که بسته‌ماندن طولانی هرمز، صادرات و واردات انرژی خود ایران را نیز محدود خواهد کرد. چنین وضعیتی می‌تواند خریداران بزرگ آسیایی، از جمله چین، هند، ژاپن و کره جنوبی، را به تنوع‌بخشیدن به منابع انرژی و کاهش وابستگی به این آبراه ترغیب کند.

  •  پاوروس با قراردادی میلیون دلاری از تاسیسات انرژی خاورمیانه در برابر پهپادها حفاظت می‌کند

    پاوروس با قراردادی میلیون دلاری از تاسیسات انرژی خاورمیانه در برابر پهپادها حفاظت می‌کند

ادامه اختلال همچنین ممکن است به افزایش حضور نیروهای دریایی، گسترش تبادل اطلاعات، اجرای هماهنگ‌تر تحریم‌ها و حتی اقدام مستقیم نظامی منجر شود. در این صورت، تهران ممکن است در افکار عمومی جهانی نه صرفا یکی از طرف‌های درگیری منطقه‌ای، بلکه مسئول یک شوک گسترده انرژی شناخته شود.

گلف‌نیوز تاکید کرده است که براساس کنوانسیون سازمان ملل درباره حقوق دریاها، کشتی‌ها و هواپیماها در تنگه‌های مورد استفاده برای کشتیرانی بین‌المللی از حق عبور پیوسته و سریع برخوردارند و کشورهای ساحلی نمی‌توانند این حق را تعلیق کنند. از این رو، حمله به کشتی‌های تجاری نمی‌تواند ابزار قانونی چانه‌زنی برای اعمال حاکمیت بر هرمز باشد.

کشورهای جهان حملات به کشتیرانی را محکوم کرده‌اند
به نوشته این رسانه، مخالفت با حملات به کشتی‌های تجاری به آمریکا و کشورهای خلیج فارس محدود نیست. مصر، ژاپن، اعضای گروه هفت، شماری از کشورهای خاورمیانه و اتحادیه عرب نیز این حملات را محکوم کرده و خواستار حفاظت از آزادی کشتیرانی شده‌اند.

چین بارها بر ضرورت بازگشایی هرمز و تامین امنیت این گذرگاه حیاتی انرژی تاکید کرده است. شورای امنیت سازمان ملل نیز درباره افزایش حملات به کشتی‌های تجاری ابراز نگرانی کرده، هرچند دستیابی به اجماع درباره تعیین مسئولیت و اعمال مجازات همچنان دشوار است.

  • بلومبرگ: ۶ ماه جنگ ایران اقتصاد کویت را زیر فشار برده و خاطره اشغال عراق را زنده کرده است

    بلومبرگ: ۶ ماه جنگ ایران اقتصاد کویت را زیر فشار برده و خاطره اشغال عراق را زنده کرده است

گلف‌نیوز مشکل اصلی را نه کمبود محکومیت‌های سیاسی، بلکه نبود اراده مشترک برای اجرای اقدامات عملی دانسته است. بسیاری از کشورها با حمله به کشتیرانی غیرنظامی مخالف‌اند، اما نمی‌خواهند به یکی از طرف‌های رویارویی آمریکا و [حکومت] ایران تبدیل شوند.

به نوشته این رسانه، [حکومت] ایران می‌کوشد فشار بر کشتیرانی را پایین‌تر از آستانه‌ای نگه دارد که واکنشی هماهنگ و نظامی در سطح بین‌المللی ایجاد کند، اما هم‌زمان هزینه فعالیت عادی کشتی‌ها را به‌شدت بالا ببرد.

بازگشایی از مسیر مذاکره محتمل‌تر است
گلف‌نیوز نتیجه گرفته است که پایان محتمل بحران نه کنترل دائمی ایران بر تنگه هرمز خواهد بود و نه یک راه‌حل صرفا نظامی. محتمل‌ترین سناریو، بازگشایی تنگه از طریق توافقی است که با نظارت، بازدارندگی و تضمین‌های امنیتی همراه باشد و به طرف‌های درگیر اجازه دهد هر یک مدعی دستیابی به بخشی از اهداف خود شوند.

این گزارش اهداف احتمالی تهران را حفظ بقای حکومت، وادارکردن واشینگتن به مذاکره مستقیم، دریافت امتیازهای تحریمی یا امنیتی و افزایش هزینه فشار نظامی دانسته است. در مقابل، آمریکا و متحدانش خواستار عبور آزادانه کشتی‌ها بدون به‌رسمیت‌شناختن حق وتو برای [حکومت] ایران در یک آبراه بین‌المللی هستند.

این رسانه در جمع‌بندی نوشته است هر بار که [حکومت] ایران از موقعیت هرمز به‌عنوان ابزار فشار استفاده می‌کند، انگیزه جهان برای توسعه خطوط لوله جایگزین، افزایش ذخایر اضطراری، یافتن تامین‌کنندگان تازه و تقویت همکاری‌های امنیت دریایی بیشتر می‌شود. بنابراین، قدرت فشار [حکومت] ایران تا زمانی بالا خواهد ماند که تنگه هرمز برای بازار جهانی انرژی جایگزین‌ناپذیر باشد.

واشینگتن‌پست: جمهوری اسلامی ممکن است پیش از انتخابات آمریکا به دنبال «غافلگیری اکتبر» باشد

۳۰ مرداد ۱۴۰۵، ۰۱:۵۶ (‎+۱ گرینویچ)
100%

مارک تیسن، ستون‌نویس روزنامه واشینگتن‌پست، در یادداشتی هشدار داده است که [حکومت] ایران ممکن است پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر آمریکا، با حمله به زیرساخت‌های انرژی یا نیروهای آمریکایی، در پی افزایش هزینه‌های سیاسی جنگ برای دونالد ترامپ باشد.

تیسن در این یادداشت تحلیلی نوشته است [حکومت] ایران با وجود خسارت‌های گسترده‌ای که در عملیات نظامی آمریکا متحمل شده، همچنان توان کافی برای تهدید تاسیسات انرژی کشورهای حاشیه خلیج فارس، پایگاه‌های آمریکا و کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز را در اختیار دارد.

این ستون‌نویس احتمال داده است تهران پیش از رای‌گیری ماه نوامبر از این توان استفاده کند تا قیمت جهانی نفت را افزایش دهد، نیروهای آمریکایی را هدف قرار دهد یا واشینگتن را به ازسرگیری جنگ وادار کند.

حکومت ایران توان تلافی‌جویی خود را حفظ کرده است
به نوشته واشینگتن‌پست، ترامپ در شش ماه گذشته محاصره اقتصادی ایران را دوباره برقرار کرده، صادرات نفت این کشور را به‌شدت کاهش داده و با اسکورت نفتکش‌ها، کنترل مسیر کشتیرانی در تنگه هرمز را در دست گرفته است.

ترامپ همچنین تهدید کرده است هر کشور یا نهادی را که با جمهوری اسلامی دادوستد کند، با آنچه «کوبنده‌ترین عملیات اقتصادی» علیه یک کشور خوانده، روبه‌رو خواهد کرد.

  • بسنت: اقتصاد این حکومت آدمکش را در هم می‌کوبیم و آن را به فروپاشی می‌رسانیم

    بسنت: اقتصاد این حکومت آدمکش را در هم می‌کوبیم و آن را به فروپاشی می‌رسانیم

با این حال، تیسن استدلال می‌کند که رهبران حکومت ایران از بی‌میلی ترامپ به ازسرگیری یک عملیات نظامی گسترده آگاه‌اند. به باور او، حملات پهپادی و موشکی [حکومت] ایران به کشتی‌های تجاری و نیروهای آمریکایی، تلاش‌هایی برای آزمودن میزان آمادگی رییس‌جمهوری آمریکا برای واکنش نظامی بوده‌اند.

نویسنده تاکید کرده که عملیات «خشم حماسی» بخش بزرگی از صنایع دفاعی و توان متعارف نظامی حکومت ایران را نابود کرد، اما توقف زودهنگام حملات سبب شد تهران بخشی از قدرت آتش خود را حفظ کند.

حمله به تاسیسات انرژی یکی از سناریوهای احتمالی است
تیسن یکی از محتمل‌ترین گزینه‌های [حکومت] ایران را حمله به تاسیسات نفت و گاز عربستان سعودی، قطر یا دیگر کشورهای منطقه دانسته است. چنین اقدامی می‌تواند عرضه نفت را مختل کند، قیمت انرژی را در آستانه انتخابات افزایش دهد و به موقعیت سیاسی ترامپ و جمهوری‌خواهان آسیب برساند.

او با استناد به گزارشی از روزنامه وال‌استریت ژورنال نوشته است متحدان عرب آمریکا اطلاعاتی در اختیار واشینگتن گذاشته‌اند که از احتمال آمادگی [حکومت] ایران برای گسترش جنگ و افزایش هزینه‌ها برای ایالات متحده حکایت دارد.

در این یادداشت سه سناریوی اصلی مطرح شده است: [حکومت] ایران ممکن است با هدف افزایش قیمت جهانی نفت به زیرساخت‌های انرژی منطقه حمله کند؛ نیروهای آمریکایی را هدف قرار دهد و ترامپ را به واکنش نظامی وادار سازد یا برای اجرای حمله‌ای تروریستی در خاک آمریکا یا یکی از کشورهای متحد آن تلاش کند.

  • وال‌استریت ژورنال: فشار واشینگتن امارات را به تعلیق مبادلات مالی با ایران واداشت

    وال‌استریت ژورنال: فشار واشینگتن امارات را به تعلیق مبادلات مالی با ایران واداشت

تیسن نوشته است تهران ممکن است تصور کند حمله پیش از انتخابات، شانس دموکرات‌ها را برای به دست گرفتن کنترل کنگره افزایش می‌دهد و زمینه کاهش یا توقف بودجه جنگ را فراهم می‌کند. به باور او، مقام‌های ایرانی همچنین شاید انتظار داشته باشند آمریکا پس از انتخابات در هر صورت حملات خود را از سر بگیرد و به همین دلیل بخواهند زمان آغاز دوباره درگیری را خود تعیین کنند.

نویسنده خواستار حمله پیشگیرانه شده است
تیسن در پایان از دولت ترامپ خواسته است منتظر اقدام احتمالی [حکومت] ایران نماند و پیش از آن، حمله‌ای «نهایی و قاطع» علیه رهبران جمهوری اسلامی، زیرساخت‌های اقتصادی و انرژی و تاسیسات هسته‌ای ایران انجام دهد.

او استدلال کرده است که اگر [حکومت] ایران دست به یک «غافلگیری اکتبر» بزند، ترامپ ناچار خواهد شد عملیات گسترده نظامی را از سر بگیرد؛ بنابراین بهتر است زمان چنین عملیاتی را واشینگتن تعیین کند.

قطب جنوب ماه، میدان نبرد بعدی چین و آمریکا

۲۹ مرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۴۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
پیام دریابی
100%
موشک «لانگ مارچ ۷اِی» روز ۱۰ اوت ۲۰۲۶ از پایگاه فضایی ون‌چانگ پرتاب شد؛ در حالی که هزاران نفر در ساحل خلیج چیشویی در ون‌چانگ، استان هاینان چین، برای تماشای پرتاب گرد آمده بودند.

چین در روزهای آینده یکی از پیچیده‌ترین ماموریت‌های فضایی تاریخ خود را آغاز خواهد کرد. چانگ‌ئه-۷ قرار است با موشک سنگین «لانگ مارچ ۵» از پایگاه فضایی ونچانگ در جزیره هاینان راهی قطب جنوب ماه شود، منطقه‌ای که حالا یکی از مهم‌ترین نقاط در رقابت فضایی میان قدرت‌های جهان است.

در مرکز این ماموریت یک هدف به ظاهر ساده قرار دارد: یخ.

اما جست‌وجوی چین به این معنا نیست که دانشمندان تازه می‌خواهند بفهمند آیا روی ماه آب وجود دارد یا نه. پاسخ این سوال سال‌هاست تا حد زیادی روشن شده است. ماموریت‌های مختلف شواهد محکمی از وجود آب و یخ در مناطق قطبی ماه به دست آورده‌اند.

سوال امروز پیچیده‌تر و بسیار مهم‌تر است: این یخ دقیقا کجاست؟ چه مقدار از آن وجود دارد؟ در چه عمقی قرار گرفته و آیا روزی می‌توان از آن برای زندگی و فعالیت انسان روی ماه استفاده کرد؟ چانگ‌ئه-۷ برای پیدا کردن بخشی از این پاسخ‌ها ساخته شده است.

سفر به جایی که خورشید هرگز طلوع نمی‌کند
قطب جنوب ماه محیط عجیبی دارد. محور چرخش ماه تنها اندکی نسبت به مدارش انحراف دارد. در نتیجه در نزدیکی قطب‌ها، خورشید همیشه بسیار نزدیک افق باقی می‌ماند. لبه بعضی کوه‌ها و دهانه‌ها می‌توانند برای مدت طولانی نور خورشید دریافت کنند، در حالی که تنها چند کیلومتر آن‌طرف‌تر، کف دهانه‌‌ها ممکن است میلیاردها سال باشد که شاهد نور مستقیم خورشید نبوده‌است. این مناطق با عنوان «نواحی همیشه‌سایه» شناخته می‌شوند.

این گودال‌ها، که میلیاردها سال نور خورشید به آن‌ها نتابیده، به «تله‌های سرما» معروف‌اند. داده‌های ناسا نشان داده دمای برخی از این نقاط می‌تواند تا منفی ۲۵۰ درجه سانتی‌گراد سقوط کند.

100%
تصویر موزاییکی جدیدی از دهانه «شکلتون». این تصویر را تیم‌های دوربین مدارگرد شناسایی ماه (LROC) و «شدَوکم» با استفاده از تصاویر ناسا، موسسه پژوهش‌های هوافضای کره (KARI) و دانشگاه ایالتی آریزونا (ASU) تهیه کرده‌اند.

یکی از مهم‌ترین مناطق مورد توجه دانشمندان، اطراف دهانه شَکِلتون در نزدیکی قطب جنوب است، دهانه‌ای حدود ۲۱ کیلومتر عرض و چهار کیلومتر عمق که کف آن تقریبا همیشه در تاریکی قرار دارد، در حالی که بخش‌هایی از لبه آن نور خورشید مناسبی دریافت می‌کنند.

همین تضاد، این منطقه را بسیار ارزشمند کرده است: جایی برای تولید برق خورشیدی در نزدیکی مکانی که احتمالا یخ در آن حفظ شده است.

یک ماموریت، چهار کاوشگر
چانگ‌ئه-۷ برخلاف یک فرودگر ساده، در واقع مجموعه‌ای از چند ابزار فضایی است. یک مدارگرد که از بالای سطح و زیرسطح منطقه را بررسی می‌کند. فرودگری که تجهیزات علمی را روی ماه قرار می‌دهد. یک ماه‌نورد در اطراف محل فرود حرکت و خاک و ساختار زیرسطحی را مطالعه می‌کند.

اما شاید جالب‌ترین عضو این مجموعه، کاوشگر کوچک جهنده‌ای باشد که برای ورود به نقاطی طراحی شده که یک ماه‌نورد چرخ‌دار به سادگی نمی‌تواند به آن‌ها برسد.

این وسیله می‌تواند از مناطق روشن حرکت کند و به داخل دهانه‌های تاریک بپرد، مناطقی که هم شیب شدید دارند، هم ارتباط و ناوبری در آن‌ها دشوار است و هم سرمای شدید کار تجهیزات را پیچیده می‌کند.

این کاوشگر به دستگاهی برای تحلیل مولکول‌های آب مجهز شده است. هدف فقط تشخیص هیدروژن از فاصله دور نیست، دانشمندان می‌خواهند مواد را در همان محل بررسی کنند و ببینند آیا واقعا یخ آب در خاک وجود دارد، چه مقدار است و چه ویژگی‌هایی دارد.

اگر این بخش ماموریت موفق شود، چانگ‌ئه-۷ می‌تواند یکی از دقیق‌ترین بررسی‌های مستقیم از ذخایر یخ در مناطق همیشه‌سایه ماه را انجام دهد.

اما چرا چند کیلو یخ این‌قدر مهم است؟
برای ماموریت‌های کوتاه، بردن آب از زمین کار ساده‌تری است. اما اگر قرار باشد انسان برای هفته‌ها، ماه‌ها یا حتی سال‌ها روی ماه زندگی کند، حمل تمام نیازهای او از زمین بسیار گران خواهد بود. در چنین شرایطی آب ماه فقط برای نوشیدن اهمیت ندارد.

با تجزیه آب می‌توان اکسیژن مورد نیاز برای تنفس تولید کرد. هیدروژن و اکسیژن حاصل از آن نیز بالقوه می‌توانند در سامانه‌های پیشران فضایی به عنوان سوخت استفاده شوند.

در نتیجه اگر روزی استخراج آب در ماه از نظر فنی و اقتصادی امکان‌پذیر شود، بخشی از مواد مورد نیاز ماموریت‌های فضایی دیگر لازم نیست از زمین حمل شود.

این همان چیزی است که در صنعت فضایی استفاده از منابع در محل نامیده می‌شود: به جای اینکه همه چیز را با خود ببرید، از موادی که در مقصد وجود دارد استفاده کنید.

البته فاصله زیادی میان «پیدا کردن یخ» و ساختن یک کارخانه سوخت فضاپیماها روی ماه وجود دارد. هنوز معلوم نیست یخ در این مناطق چه تراکمی دارد، استخراج آن چقدر انرژی می‌خواهد و آیا می‌توان سامانه‌هایی ساخت که سال‌ها در محیط خشن قطب جنوب ماه کار کنند. ماموریت چانگ‌ئه-۷ تنها برای کمک به پاسخ دادن به سوال‌هایی است که پیش از رسیدن به مراحل بعد باید حل شوند.

100%
لبه شرقی و پوشیده از دهانه‌های برخوردی حوضه «قطب جنوب–آیتکن» در تصویری که خدمه ماموریت «آرتمیس ۲» ثبت کرده‌اند؛ این حوضه، قدیمی‌ترین و بزرگ‌ترین حوضه برخوردی ماه است و گوشه‌ای از میلیاردها سال تاریخ زمین‌شناختی این کره را به نمایش می‌گذارد.

از آزمایش علمی تا رقابت فضایی
اهمیت چانگ‌ئه-۷ فقط به علم محدود نمی‌شود. چین طی دو دهه گذشته برنامه اکتشاف ماه را مرحله به مرحله پیش برده است: ابتدا مدارگرد فرستاد، سپس روی ماه فرود آمد، ماه‌نورد به کار گرفت و در سال ۲۰۲۰ نمونه‌های ماه را به زمین بازگرداند. چانگ‌ئه-۶ در سال ۲۰۲۴ نیز برای نخستین بار در تاریخ نمونه‌هایی از نیمه دور ماه به زمین آورد.

چانگ‌ئه-۷ آغاز مرحله دیگری است، مرحله‌ای که توجه آن از «رسیدن به ماه» به سمت شناخت محیط و منابع مورد نیاز برای حضور طولانی‌تر حرکت می‌کند.

ماموریت بعدی، چانگ‌ئه-۸، قرار است در سال‌های آینده فناوری‌های بیشتری را در همین مسیر آزمایش کند. چین همچنین گفته است قصد دارد تا پیش از پایان دهه جاری فضانوردان خود را روی ماه فرود بیاورد و در افق بلندمدت، همراه با شرکای بین‌المللی، یک ایستگاه تحقیقاتی در ماه ایجاد کند.

آمریکا نیز تقریبا به همان منطقه چشم دوخته است. پس از پرواز سرنشین‌دار آرتمیس ۲ به دور ماه در بهار امسال، ناسا برنامه خود برای بازگشت به سطح ماه را ادامه می‌دهد. طبق برنامه فعلی، آرتمیس ۳ در سال ۲۰۲۷ فناوری‌های مورد نیاز فرود را آزمایش خواهد کرد و آرتمیس ۴ در سال ۲۰۲۸ نخستین فضانوردان را به منطقه قطب جنوب ماه خواهد برد.

همزمان، ناسا برنامه‌ای با عنوان «Moon Base» را برای ایجاد مجموعه‌ای از تجهیزات، ربات‌ها، سامانه‌های حمل‌ونقل و در نهایت زیرساخت لازم برای حضور طولانی‌مدت انسان در قطب جنوب آغاز کرده است.

در عمل، هر دو قدرت فضایی به یک نتیجه رسیده‌اند: اگر قرار باشد حضور انسان در ماه از چند سفر کوتاه فراتر برود، قطب جنوب یکی از بهترین نقاط برای شروع است.

آیا مسابقه‌ای برای تصاحب ماه آغاز شده است؟
عبارت «رقابت بر سر ماه» جذاب است، اما ممکن است تصویر اشتباهی ایجاد کند.

بر اساس پیمان ماورای جو، هیچ کشوری نمی‌تواند بخشی از ماه را خاک خود اعلام کند. چین با فرود در یک دهانه و آمریکا با ساخت یک پایگاه نمی‌توانند مالک آن منطقه شوند. اما حضور زودتر همچنان اهمیت دارد.

کشوری که زودتر بتواند مناطق مناسب را با جزئیات نقشه‌برداری کند، منابع را بشناسد، سیستم‌های ارتباطی و ناوبری ایجاد کند و فناوری کار در محیط قطب جنوب را توسعه دهد، تجربه و زیرساختی به دست می‌آورد که دیگران فاقد آن هستند.

رقابت واقعی احتمالا نه بر سر کاشتن یک پرچم، بلکه بر سر توانایی ماندن، کار کردن و ساختن زیرساخت خواهد بود. همین موضوع است که ماموریتی مانند چانگ‌ئه-۷ را از یک آزمایش علمی صرف فراتر می‌برد. موفقیت واقعی این ماموریت زمانی خواهد بود که بتواند نشان دهد آن یخ دقیقا کجاست، چه شکلی دارد و تا چه اندازه قابل دسترس است.

اگر این اتفاق بیفتد، تاریک‌ترین دهانه‌های ماه دیگر فقط نقاط ناشناخته‌ای روی نقشه نخواهند بود. آن‌ها ممکن است به یکی از مهم‌ترین مکان‌ها برای حضور انسان در فضا در مراحل بعد تبدیل شوند.

«دادگاه تاریخ»؛ تمرینی برای عدالت در ایران پس از جمهوری اسلامی

۲۹ مرداد ۱۴۰۵، ۱۸:۴۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
کامبیز حسینی
100%
منا حدیثی، مهردخت هادی و علیرضا ریاحی در صحنه‌ای از فیلم دادگاه تاریخ

«دادگاه تاریخ»، مستند داستانی جمشید برزگر با فیلم‌نامه‌ای از او و سعید دهقان، با بازسازی محاکمه فرضی یک قاضی پیشین جمهوری اسلامی می‌پرسد: آیا در ایران پس از گذار، حتی متهمان به سرکوب نیز باید از دادرسی عادلانه برخوردار باشند؟

وقتی مساله فقط محاکمه نیست

«دادگاه تاریخ» در ظاهر درباره محاکمه یک قاضی پیشین جمهوری اسلامی است؛ اما آنچه فیلم پیش می‌کشد، بسیار فراتر از سرنوشت یک متهم است. پرسش اصلی فقط این نیست که پس از تغییر نظام سیاسی، با مقام‌های متهم به سرکوب، شکنجه، صدور احکام اعدام و نقض گسترده حقوق بشر چه باید کرد؛ پرسش دشوارتر این است که آن‌ها را چگونه باید محاکمه کرد.

اگر نظام سیاسی آینده ایران بر حاکمیت قانون و حقوق بشر استوار باشد، آیا کسانی که خود به نقض همین حقوق متهم‌اند نیز باید از حق داشتن وکیل، اصل برائت، قاضی مستقل، امکان اعتراض به مدارک و محاکمه عادلانه برخوردار باشند؟

همین پرسش، «دادگاه تاریخ» را از فیلمی درباره انتقام از مقام‌های جمهوری اسلامی فراتر می‌برد و به اثری درباره ماهیت عدالت پس از یک نظام سرکوبگر بدل می‌کند.

فیلم‌نامه این مستند داستانی حقوقی را جمشید برزگر و سعید دهقان، وکیل حقوق بشر، مشترک نوشته‌اند. بنا بر معرفی رسمی پروژه، ایده اولیه آن در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» شکل گرفت؛ زمانی که دهقان پیشنهاد برپایی یک «دادگاه مجازی» را برای نمایش اصول دادرسی عادلانه مطرح کرد. فیلم با مدیریت و تهیه‌کنندگی مجموعه حقوقی پارسیلا و کمپین حقوق بشر در ایران ساخته شده است. موضوع محوری آن، عدالت انتقالی در ایران پس از یک گذار سیاسی است.

ایرانی فرضی، دادگاهی محتمل

یکی از ویژگی‌های اثرگذار فیلم، فضایی است که میان واقعیت و خیال معلق می‌ماند. دادگاهی در ایرانی فرضی برپا شده است که جمهوری اسلامی دیگر در آن قدرت ندارد؛ امکان ترجمه به زبان‌های مختلف وجود دارد، شهروندان آزادانه در دادگاه سخن می‌گویند و نهادی قضایی در برابر چشم مخاطب قرار می‌گیرد که قرار است نماینده ایرانی دیگر باشد.

100%
هانیه برقعی در صحنه‌ای از فیلم دادگاه تاریخ

می‌دانیم با یک فیلم روبه‌رو هستیم؛ بازیگران، صحنه و ساختار دراماتیک را می‌بینیم. بااین‌حال، همین بازسازی گاه حسی غریب ایجاد می‌کند: برای لحظاتی، تصویری مبهم از آینده‌ای را می‌بینیم که هنوز وجود ندارد.

«دادگاه تاریخ» تنها پایان جمهوری اسلامی را تصور نمی‌کند؛ یک گام جلوتر می‌رود و می‌پرسد نهادهای ایران پس از جمهوری اسلامی چگونه باید کار کنند. این تفاوتی اساسی است: تغییر حکومت یک رویداد سیاسی است، اما ساختن حاکمیت قانون پروژه‌ای به‌مراتب پیچیده‌تر و طولانی‌تر خواهد بود.

جایی که نمایش جای خود را به واقعیت می‌دهد

ساختار مستند داستانی فیلم در آغاز فاصله‌ای آشکار میان مخاطب و ماجرا ایجاد می‌کند. برخی اجراها، خواسته یا ناخواسته، یادآوری می‌کنند که با یک بازسازی روبه‌رو هستیم. اما هرچه فیلم پیش می‌رود و روایت‌های واقعی قربانیان وارد آن می‌شوند، این فاصله کاهش می‌یابد.

داستان‌هایی که بر تجربه‌های واقعی بازداشت، زندان، شکنجه و سرکوب استوارند، به‌تدریج ساختگی‌بودن فضای دادگاه را به حاشیه می‌رانند. حضور چهره‌ها و روایت‌هایی از میان کنشگران حقوق بشر ایران، از جمله آتنا دائمی، مرز میان نمایش و مستند را کم‌رنگ می‌کند. در این لحظات، مخاطب کمتر به کیفیت بازی فکر می‌کند و بیشتر درگیر تراژدی کسانی می‌شود که روایتشان در تجربه واقعی جمهوری اسلامی ریشه دارد.

تدوین نیز به این تغییر فضا کمک می‌کند. واکنش‌ها، سکوت‌ها و نگاه‌های حاضران در لحظات مناسب نمایش داده می‌شوند و به صحنه‌ای که در اساس بازسازی شده است، وزن عاطفی و واقع‌گرایانه می‌بخشند.

در معرفی رسمی پروژه نیز تاکید شده است که دادگاه فرضی است، اما روایت‌های مربوط به نقض حقوق بشر بر مستندات و تجربه‌های واقعی استوارند. همین ترکیب، اساس قالب مستند داستانی فیلم را می‌سازد.

100%
محمد اولیایی‌فرد در صحنه‌ای از فیلم دادگاه تاریخ

مساله یک قاضی نیست؛ مساله یک ساختار است

در مرکز این دادگاه فرضی، یک قاضی پیشین جمهوری اسلامی قرار دارد که در روایت فیلم با بازداشت، شکنجه و صدور احکام متعدد اعدام پیوند می‌خورد. دقیق‌تر آن است که او را شخصیتی نمادین از بخشی از دستگاه قضایی جمهوری اسلامی بدانیم؛ چهره‌ای که ویژگی‌هایش برای مخاطب ایرانی آشناست، بی‌آنکه لزوما بازنمایی مستقیم یک قاضی مشخص باشد.

این انتخاب از نظر دراماتیک کارآمد است، اما پرسش مهم دیگری برمی‌انگیزد: آیا نقض گسترده حقوق بشر را می‌توان تنها با محاکمه چند فرد توضیح داد؟

سرکوب سیاسی در یک نظام اقتدارگرا معمولا محصول تصمیم یک قاضی یا عملکرد یک بازجو نیست. شبکه‌ای از قوانین، نهادهای امنیتی، دادستانی، زندان‌ها، فرماندهان، بازجویان، قضات و تصمیم‌گیران سیاسی در شکل‌گیری و تداوم آن نقش دارند.

از همین رو، یکی از پرسش‌های اساسی هر فرایند واقعی عدالت انتقالی این است که چگونه باید میان مسئولیت فردی، مسئولیت نهادی و زنجیره فرماندهی تفکیک کرد. قاضی چه میزان اختیار داشته است؟ آیا مستقل تصمیم گرفته یا بخشی از سازوکاری گسترده‌تر بوده است؟ چه کسانی سیاست سرکوب را طراحی و اجرا کرده‌اند؟

مسئولیت ساختاری نمی‌تواند جای مسئولیت فردی را بگیرد؛ همان‌طور که محاکمه چند فرد نیز نمی‌تواند تمام حقیقت یک ساختار سرکوبگر را آشکار کند. دادگاه باید مسئولیت مشخص هر متهم را بر پایه عمل، اختیار، آگاهی و مدارک موجود اثبات کند. در کنار آن، فرایندی گسترده‌تر برای حقیقت‌یابی باید نشان دهد قوانین و نهادها چگونه نقض مستمر حقوق بشر را ممکن و عادی کرده‌اند.

100%
ماه‌تابان خضوعی در صحنه‌ای از فیلم دادگاه تاریخ

دادگاه بر اساس کدام قانون؟

یکی از ابهام‌های مهم فیلم این است که دادگاه فرضی بر پایه کدام نظام حقوقی تشکیل شده است. ایران فرضی فیلم چه قانون اساسی‌ای دارد؟ صلاحیت دادگاه از کجا آمده است؟ قضات چگونه انتخاب شده‌اند؟ اتهام‌ها بر چه مبنای حقوقی تعریف شده‌اند و چگونه می‌توان اطمینان یافت که قوانین پس از وقوع جرم و برای مجازات اشخاص مشخص نوشته نشده‌اند؟

فیلم در آغاز پاسخ روشنی به این پرسش‌ها نمی‌دهد، اما با پیشرفت محاکمه، چارچوب آن به الگوی شناخته‌شده دادرسی عادلانه نزدیک‌تر می‌شود: متهم باید از اتهام آگاه باشد، وکیل داشته باشد، به مدارک دسترسی پیدا کند، بتواند با شهود و ادله دادستان مواجه شود و نزد قاضی مستقل و بی‌طرف محاکمه شود.

«دادگاه تاریخ» در عمل می‌کوشد نشان دهد عدالت آینده ایران نباید بر منطق دادگاه‌های انقلاب بنا شود؛ یعنی نتیجه محاکمه نباید پیش از آغاز آن معلوم باشد. حتی اگر متهم یکی از منفورترین چهره‌های جمهوری اسلامی باشد و افکار عمومی پیشاپیش او را مجرم بداند، دادگاه باید امکان واقعی تبرئه یا محکومیت او را بر پایه مدارک و قانون داشته باشد. در غیر این صورت، محاکمه تنها مراسمی برای تایید حکمی است که پیش‌تر در جای دیگری صادر شده است.

دادخواهی، نه خون‌خواهی

یکی از عمیق‌ترین مسائل فیلم، مرز باریک میان دادخواهی و خون‌خواهی است. برای قربانی شکنجه، خانواده فرد اعدام‌شده یا کسی که سال‌ها در زندان بوده، خشم نه امری غیرعادی، بلکه واکنشی انسانی است. اما ارزش حاکمیت قانون درست در همین نقطه آزموده می‌شود: نه زمانی که جامعه آرام است، بلکه هنگامی که افکار عمومی از متهم متنفر است و دستگاه قضایی، بااین‌حال، بر اصول خود می‌ایستد.

شاید رادیکال‌ترین ایده فیلم همین باشد. کسی که متهم است حقوق دیگران را پایمال کرده، خود نیز باید از حقوق انسانی و قضایی برخوردار باشد. رعایت حقوق بشر درباره قربانیان آسان‌تر است؛ آزمون واقعی زمانی آغاز می‌شود که فردی منفور روی صندلی متهم بنشیند، کسی که بخش بزرگی از جامعه شاید پیشاپیش او را مجرم بداند.

اگر نظام آینده ایران در چنین لحظه‌ای بگوید «او نیازی به وکیل ندارد» یا «همه می‌دانند مجرم است»، تفاوت بنیادین میان دادگاه جدید و دادگاه انقلاب از میان می‌رود. حقوق بشر اگر فقط برای کسانی باشد که دوستشان داریم، دیگر حقی جهان‌شمول نیست.

100%
ثمانه قدرخان و بهنام دارایی‌زاده در صحنه‌ای از فیلم دادگاه تاریخ

خط اصلی فیلم، فاصله‌گرفتن هم‌زمان از مصونیت و انتقام است؛ پاسخ‌گویی در چارچوب قانون. از همین رو، کانون فیلم فقط سرنوشت متهم نیست؛ بلکه آزمون اخلاقی و سیاسی جامعه‌ای است که می‌خواهد از یک نظام سرکوبگر عبور کند.

عدالت انتقالی، فراتر از میز محاکمه

«دادگاه تاریخ» در بستر مفهوم گسترده‌تری به نام عدالت انتقالی قرار می‌گیرد. عدالت انتقالی به دستگیری و محاکمه چند مقام حکومت پیشین خلاصه نمی‌شود.

بر پایه چارچوب دفتر حقوق بشر سازمان ملل متحد، این فرایند مجموعه‌ای از سازوکارهای قضایی و غیرقضایی را دربرمی‌گیرد: حقیقت‌یابی، پاسخ‌گویی کیفری، جبران خسارت قربانیان، حفظ حافظه جمعی، اصلاح نهادهای قضایی و امنیتی و ایجاد تضمین‌هایی برای جلوگیری از تکرار نقض حقوق بشر.

هدف عدالت انتقالی فقط پاسخ‌دادن به این پرسش نیست که «چه کسی مقصر بود؟»؛ باید پرسید چه چیزی این جنایت‌ها را ممکن کرد، چه کسانی از آن‌ها آگاه بودند، چه نهادهایی بر آن‌ها سرپوش گذاشتند و چگونه می‌توان مانع تکرارشان شد.

حضور سعید دهقان در مقام نویسنده مشترک فیلم‌نامه نیز از این منظر اهمیت دارد. آقای دهقان نزدیک به دو دهه در بیش از ۱۳۰ پرونده حقوق بشری، از جمله پرونده خانواده افکاری و پرونده‌های گروهی معترضان سال‌های ۱۳۸۸، ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸، دفاع یا مشاوره حقوقی ارائه کرده است. از همین رو، بحث حق وکیل، دادگاه انقلاب، استقلال قاضی و کیفیت دادرسی در فیلم تنها حاصل مطالعه نظری نیست؛ بخشی از آن از تجربه مستقیم مواجهه با دستگاه قضایی جمهوری اسلامی می‌آید.

در سوی دیگر، جمشید برزگر قرار دارد؛ روزنامه‌نگار، نویسنده و فیلم‌سازی که تجربه طولانی روایت سیاست و جامعه ایران را با خود به این پروژه آورده است. ترکیب این دو را می‌توان تلاقی زبان حقوق و زبان روایت دانست: یکی می‌پرسد دادگاه عادلانه باید چگونه باشد و دیگری می‌کوشد آن پرسش را به تجربه‌ای دیدنی و قابل‌احساس بدل کند.

100%

دشوارترین پرسش «دادگاه تاریخ»

«دادگاه تاریخ» دادگاهی واقعی یا تریبونالی با صلاحیت قضایی نیست؛ آنچه نمایش داده می‌شود، یک بازسازی و آزمایش فکری است. ارزش فیلم در حکمی نیست که سرانجام صادر می‌شود، بلکه در طرح پرسش‌هایی است که ممکن است روزی از حوزه سینما بیرون بیایند و به مسائل واقعی ایران بدل شوند.

اگر روزی یک قاضی، فرمانده نظامی، بازجو، مقام امنیتی یا سیاستمدار جمهوری اسلامی در برابر دادگاهی در ایران پس از گذار قرار گیرد، دیگر نمی‌توان همان لحظه درباره قواعد عدالت تصمیم گرفت. مبنای قانونی دادگاه، شیوه انتخاب قضات، حقوق متهمان و قربانیان، اعتبار مدارک، حق تجدیدنظر و جایگاه مجازات اعدام باید پیش از رسیدن آن لحظه، موضوع بحث عمومی و کارشناسی قرار گرفته باشند.

ارزش اصلی «دادگاه تاریخ» در این است که به‌جای توقف در شعار «جمهوری اسلامی باید برود»، یک گام جلوتر می‌رود و می‌پرسد: پس از آن چه؟ گذار سیاسی ممکن است در دوره‌ای کوتاه رخ دهد، اما ساختن دستگاه قضایی مستقل، فرهنگ حقوقی، نهادهای پاسخ‌گو و حاکمیت قانون شاید نسلی زمان ببرد.

آزمون ایران آینده فقط زمانی نیست که از حقوق قربانیان جمهوری اسلامی دفاع می‌کند؛ آزمون دشوارتر روزی خواهد بود که یکی از عاملان همان نظام در برابر دادگاه قرار گیرد و جامعه، با وجود همه خشم و نفرتش، بپذیرد که او نیز حق داشتن وکیل، دفاع، قاضی مستقل و محاکمه منصفانه دارد.

«دادگاه تاریخ» در بهترین لحظاتش تصویری از همین امکان به دست می‌دهد: ایرانی که هنوز وجود ندارد، اما باید پیش از رسیدن به آن، درباره قواعدش فکر کرد؛ زیرا اگر در فردای جمهوری اسلامی فقط جای متهم و شاکی عوض شود، انتقام شاید تحقق یافته باشد، اما عدالت هرگز.

مستند داستانی «دادگاه تاریخ» پنج‌شنبه ۲۹ مرداد، ساعت ۲۰:۰۰ به وقت تهران از شبکه ایران‌اینترنشنال پخش می‌شود. بازپخش آن جمعه ۳۰ مرداد، ساعت ۱۱:۰۰ به وقت تهران خواهد بود.

بسته شدن دروازه تجارت جهانی؛ هزینه سنگین توقف تجارت امارات با ایران

۲۹ مرداد ۱۴۰۵، ۱۶:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
دالغا خاتین اوغلو
100%
عکس آرشیوی

دو مقام ارشد امارات متحده عربی روز چهارشنبه ۱۹ اوت اعلام کردند که این کشور در حال حاضر برنامه‌ای برای ازسرگیری روابط تجاری و مالی با جمهوری اسلامی ایران ندارد. اگر این توقف ادامه پیدا کند، می‌تواند یکی از مهم‌ترین مجاری تجارت خارجی ایران را به‌شدت مختل کند.

افرا الهاملی، مدیر ارتباطات راهبردی وزارت امور خارجه امارات، و انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رییس امارات، هرگونه تجارت دوجانبه، تراکنش مالی یا ارائه تسهیلات مالی به جمهوری اسلامی را رد کردند.

امارات پس از آغاز حملات گسترده جمهوری اسلامی به این کشور و بسته شدن تنگه هرمز از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اوایل ماه مارس، روابط تجاری و مالی خود با ایران را به حالت تعلیق درآورد.

این موضع در حالی اعلام شد که محمدصادق قنادزاده، معاون خدمات تجاری سازمان توسعه تجارت ایران، پیش‌تر در ماه ژوئیه گفته بود مبادلات تجاری ایران و امارات از طریق بندر جبل‌علی دوباره فعال شده است.

با این حال، تازه‌ترین اظهارات مقام‌های اماراتی نشان می‌دهد که دست‌کم در کوتاه‌مدت، چنین مسیری همچنان در دسترس ایران نخواهد بود.

  • امارات متحده عربی روابط تجاری با تهران را تعلیق می‌کند

    امارات متحده عربی روابط تجاری با تهران را تعلیق می‌کند

الهاملی همچنین تأکید کرد که امارات همچنان به حفظ یکپارچگی نظام مالی بین‌المللی، رعایت قوانین بین‌المللی و اجرای بالاترین استانداردهای جهانی متعهد است.

این موضع از آن جهت اهمیت دارد که حتی در صورت کاهش تنش‌های سیاسی و ازسرگیری بخشی از تجارت، ایران همچنان با محدودیت‌های جدی ناشی از تحریم‌های آمریکا و تداوم حضورش در فهرست سیاه گروه ویژه اقدام مالی، اف‌ای‌تی‌اف، روبه‌رو خواهد بود.

امارات؛ یکی از مهم‌ترین شرکای تجاری ایران

اهمیت تصمیم امارات برای ایران را می‌توان در حجم تجارت دوجانبه در سال مالی گذشته ایران مشاهده کرد.

بر اساس داده‌های اتاق بازرگانی ایران، در سال مالی منتهی به ۲۱ مارس، ایران حدود ۶.۵ میلیارد دلار کالای غیرنفتی به امارات صادر کرد و در مقابل، نزدیک به ۱۴.۸ میلیارد دلار کالا از این کشور وارد کرد.

با وجود کاهش ۳۲ درصدی صادرات امارات به ایران، این کشور همچنان حدود ۳۰ درصد از کل واردات ایران را تامین می‌کرد.

کاهش واردات ایران از امارات نیز تا حد زیادی بخشی از افت کلی واردات ایران در شرایط محدودیت شدید ارزی و مالی بود.

  • وال‌استریت ژورنال: فشار واشینگتن امارات را به تعلیق مبادلات مالی با ایران واداشت

    وال‌استریت ژورنال: فشار واشینگتن امارات را به تعلیق مبادلات مالی با ایران واداشت

در بخش صادرات نیز امارات مقصد حدود ۱۵ درصد از کل صادرات غیرنفتی ایران بود.

پیش از جنگ، امارات بزرگ‌ترین تامین‌کننده کالا برای ایران و سومین مقصد بزرگ صادرات غیرنفتی این کشور بود.

اهمیت این رابطه بسیار فراتر از تجارت دوجانبه کالا بود. امارات همچنین بزرگ‌ترین بازار نفت کوره یا مازوت ایران و یکی از مهم‌ترین خریداران گاز مایع (LPG) این کشور به شمار می‌رفت.

ضربه به صادرات مازوت و درآمدهای ارزی

داده‌های شرکت اطلاعات کالایی کپلر که ایران‌اینترنشنال بررسی کرده است، نشان می‌دهد ایران در سال گذشته به‌طور متوسط روزانه حدود ۲۵۶ هزار بشکه مازوت صادر کرده است.

حدود ۷۰ درصد از این محموله‌ها راهی امارات می‌شد.

بنابراین، توقف تجارت با امارات صرفا به معنای از دست رفتن بخشی از بازار صادرات غیرنفتی ایران نیست. یکی از مهم‌ترین مقاصد صادرات فرآورده‌های نفتی کشور نیز عملا از دسترس خارج شده است.

امارات همچنین یکی از بازارهای عمده گاز مایع ایران است؛ محصولی که سالانه حدود ۱۱ میلیارد دلار درآمد ارزی برای ایران ایجاد می‌کند.

  • امارات بار دیگر ورود شناورهای ایرانی را به بنادر خود ممنوع کرد

    امارات بار دیگر ورود شناورهای ایرانی را به بنادر خود ممنوع کرد

این تجارت از مارس ۲۰۲۶، هم‌زمان با آغاز حملات گسترده جمهوری اسلامی به امارات، متوقف شده است.

پیامد این وضعیت از آن جهت مهم‌تر است که بنا بر گزارش‌ها، بخشی از صادرات مازوت ایران ــ به‌ویژه محموله‌هایی با میزان گوگرد بسیار بالا، در حد ۳.۵ درصد ــ در قالب معاملات تهاتری با بنزین امارات مبادله می‌شد.

ایران اکنون هم‌زمان با قطع دسترسی به این مسیر تجاری، با کمبود فزاینده بنزین نیز روبه‌رو است.

در هفته‌های اخیر، مقام‌های ایرانی همچنین درباره احتمال بازگشت سهمیه‌بندی بنزین یا افزایش قابل توجه قیمت سوخت سخن گفته‌اند.

بنابراین، از دست رفتن مسیر تجاری امارات می‌تواند نه‌تنها بر درآمدهای صادراتی ایران، بلکه بر تامین کالاهای حیاتی و سوخت‌های پالایش‌شده مورد نیاز بازار داخلی نیز تأثیر بگذارد.

پایان نقش دبی به‌عنوان «دروازه تجارت جهانی» ایران؟

اهمیت امارات برای جمهوری اسلامی هرگز به تجارت مستقیم دوجانبه محدود نبوده است.

دبی برای دهه‌ها یکی از مهم‌ترین مراکز صادرات مجدد کالا به ایران بوده است. این شبکه به شرکت‌های ایرانی امکان می‌داد کالاهای تولیدشده در کشورهای دیگر را از طریق بازار امارات تهیه کنند.

  • امارات: موشک‌های شلیک‌شده از ایران را شناسایی کردیم

    امارات: موشک‌های شلیک‌شده از ایران را شناسایی کردیم

واردات مستقیم از کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی و کشورهای اروپایی برای شرکت‌های ایرانی به دلیل تحریم‌های آمریکا و محدودیت‌های مرتبط با حضور ایران در فهرست سیاه اف‌ای‌تی‌اف دشوار یا پرهزینه است.

در چنین شرایطی، امارات عملا به یکی از مراکز اصلی تجاری برای واردات و صادرات مجدد کالا به ایران تبدیل شده بود.

همین شبکه در بخش صادرات نیز مورد استفاده قرار می‌گرفت و به شرکت‌های ایرانی امکان می‌داد از طریق زیرساخت‌های تجاری و لجستیکی امارات به دیگر بازارهای بین‌المللی دسترسی پیدا کنند.

امارات همچنین یکی از مراکز مهم ثبت و فعالیت شرکت‌هایی بوده که جمهوری اسلامی و شبکه‌های تجاری مرتبط با آن برای دور زدن تحریم‌ها از آنها استفاده می‌کردند.

در چند سال گذشته، شمار زیادی از بسته‌های تحریمی آمریکا علیه شبکه‌های دخیل در صادرات نفت و محصولات پتروشیمی ایران و همچنین شبکه‌های تأمین کالا، شرکت‌ها و افرادی مستقر در امارات را نیز هدف قرار داده‌اند.

  • وال‌استریت ژورنال: امارات از آمریکا خواست رویکرد سخت‌گیرانه‌تری علیه تهران در پیش گیرد

    وال‌استریت ژورنال: امارات از آمریکا خواست رویکرد سخت‌گیرانه‌تری علیه تهران در پیش گیرد

از این منظر، از دست رفتن یا محدود شدن تجارت با امارات صرفاً به معنای از دست دادن یک شریک تجاری دیگر نیست. این وضعیت می‌تواند یکی از مهم‌ترین مسیرهای مالی، لجستیکی و تجاری ایران برای ارتباط با اقتصاد جهانی را تضعیف کند.

شکافی بزرگ و تازه در اقتصاد ایران

ایران در شرایطی با این شوک مواجه شده که اقتصادش از پیش زیر فشار تحریم‌ها، محدودیت دسترسی به ارز خارجی، کاهش تجارت خارجی و اختلال در صادرات انرژی قرار دارد.

حجم تجارت کالایی امارات با ایران در سال گذشته حدود ۲۱.۳ میلیارد دلار بود و نقش این کشور بسیار فراتر از یک شریک تجاری متعارف دوجانبه می‌رفت.

از دست دادن چنین بازاری، هم‌زمان با کاهش دسترسی ایران به شبکه‌های تجاری و مالی امارات، هزینه تجارت خارجی را افزایش خواهد داد و مسیرهای جایگزین را محدودتر و پرهزینه‌تر خواهد کرد.

با توجه به موضع صریح مقام‌های امارات، ازسرگیری کامل روابط تجاری و مالی تهران و ابوظبی، دست‌کم در میان‌مدت، بعید به نظر می‌رسد.

برای جمهوری اسلامی، مساله صرفا از دست دادن چند میلیارد دلار تجارت با امارات نیست؛ مساله مهم‌تر از دست رفتن یکی از مهم‌ترین دروازه‌های ایران به بازارهای جهانی است.