بازگشت به اتاق تصمیم؛ کارنامه جنگی محسن رضایی

محسن رضایی در شرایطی به دبیری شورای عالی امنیت ملی رسیده که آینده آتشبس و احتمال گسترش دوباره جنگ، از مهمترین مسائل امنیتی پیش روی جمهوری اسلامی است.

محسن رضایی در شرایطی به دبیری شورای عالی امنیت ملی رسیده که آینده آتشبس و احتمال گسترش دوباره جنگ، از مهمترین مسائل امنیتی پیش روی جمهوری اسلامی است.
رضایی در ماههای اخیر بارها با ادامه آتشبس مخالفت کرده و از حمله به پایگاههای آمریکا و گسترش جغرافیای درگیری سخن گفته است. اما این نخستین بار نیست که او در موقعیتی قرار میگیرد که ادامه یا توقف جنگ، بخشی از مساله تصمیمگیری است.
چهار دهه پیش، رضایی در مقام فرمانده سپاه پاسداران، از ادامه جنگ پس از آزادسازی خرمشهر و ورود نیروهای ایرانی به خاک عراق دفاع کرد. در سالهای بعد نیز در مرکز فرماندهی شماری از پرهزینهترین عملیاتهای جنگ قرار داشت که برخی از این عملیاتها به اهداف اصلی خود نرسیدند و هزاران کشته، مجروح و مفقود بر جا گذاشتند.
رضایی سالها بعد درباره بعضی از همان تصمیمها بازنگری کرد و گفت اگر امکان بازگشت به آن مقاطع را داشت، تصمیم دیگری میگرفت.
اکنون که او بار دیگر به یکی از مهمترین اتاقهای تصمیمگیری امنیتی جمهوری اسلامی بازگشته، کارنامه آن تصمیمها و هزینههایشان میتواند نشان دهد که چرا سابقه فرماندهی دبیر تازه شورای عالی امنیت ملی، در شرایط کنونی اهمیت دارد.
خرمشهر تا خاک عراق
یکی از مهمترین تصمیمهای جنگ ایران و عراق پس از آزادسازی خرمشهر در خرداد ۱۳۶۱ گرفته شد: توقف در مرز یا ادامه جنگ در خاک عراق.
روایت مقامهای وقت و اظهارات خود رضایی نشان میدهد فرمانده وقت سپاه پاسداران از مدافعان ادامه عملیات و ورود نیروهای ایرانی به عراق بوده است.
سالها بعد، رضایی در این تصمیم بازنگری کرد و گفت نیروهای ایران نباید بلافاصله پس از آزادسازی خرمشهر وارد خاک عراق میشدند.
نخستین عملیات بزرگ ایران پس از عبور از مرز، عملیات رمضان بود؛ عملیاتی برای پیشروی در شرق بصره که به هدف اصلی خود نرسید.
بر اساس سند قرارگاه مرکزی کربلا، این عملیات یکهزار و ۵۸۰ کشته، ۱۰ هزار و ۲۰۵ مجروح و دو هزار و ۱۰۳ مفقود و اسیر برای ایران بر جا گذاشت.
این نخستین عملیات از مجموعه نبردهایی بود که تصمیمهای فرماندهی در آنها، سالها بعد نیز مورد بحث و بازنگری قرار گرفت.
عملیاتی که رضایی گفت باید متوقف میشد
چند ماه بعد، عملیات والفجر مقدماتی آغاز شد. رضایی بهعنوان فرمانده سپاه پاسداران در طراحی و هدایت عملیات نقشی محوری داشت.
عملیات به اهداف اصلی خود نرسید و بر اساس آمار مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، ۵۰۱ کشته، هفت هزار و ۳۱۳ مجروح و سه هزار و ۱۱۶ مفقود بر جا گذاشت.
رضایی سالها بعد درباره این عملیات گفت اگر به آن مقطع بازمیگشت، پس از مرحله نخست دستور توقف آن را صادر میکرد.
به این ترتیب، در فاصلهای کمتر از یک سال پس از آزادسازی خرمشهر، دو عملیات بزرگ در خاک عراق بدون دستیابی به اهداف اصلی پایان یافته بود؛ در حالی که فرمانده وقت سپاه پاسداران بعدها، هم درباره اصل ورود سریع به خاک عراق و هم درباره ادامه یکی از این عملیاتها تشکیک کرد.
کربلای چهار؛ عملیات لو رفته
چهار سال بعد، رضایی در مرکز تصمیمگیری یکی دیگر از مناقشهبرانگیزترین عملیاتهای جنگ قرار گرفت.
کربلای چهار در دی ۱۳۶۵ با هدف شکستن خطوط دفاعی عراق و نزدیک شدن به بصره آغاز شد، اما تنها چند ساعت بعد متوقف شد.
روایتهای منتشرشده از فرماندهان دو طرف نشان میدهد نیروهای عراقی پیشاپیش برای مقابله با حمله آماده بودند.
گفتههای فرماندهان ایرانی حاکی از آن است که نشانههایی از هوشیاری عراق پیش از آغاز یا در مراحل نخست عملیات در اختیار فرماندهی قرار گرفته بود.
بر اساس آماری که اکبر هاشمی رفسنجانی از وضعیت عملیات ثبت کرده، حدود هزار نفر کشته، سه هزار و ۹۰۰ نفر مفقود و حدود ۱۱ هزار نفر مجروح شدند.
سالها بعد، رضایی کربلای چهار را در چارچوب فریب عراق برای عملیات بعدی توصیف کرد؛ روایتی که با اعتراض خانوادههای کشتهشدگان و انتقاد برخی فرماندهان جنگ روبهرو شد.
او بعدتر توضیح داد کربلای چهار در ابتدا بهعنوان عملیات اصلی آغاز شده بود و پس از توقف، از نتیجه آن برای فریب عراق استفاده شد.
دو هفته بعد؛ کربلای پنج
تنها دو هفته پس از کربلای چهار، عملیات کربلای پنج در محور شلمچه آغاز شد.
نیروهای ایرانی بخشی از خطوط مستحکم عراق را شکستند و تا نزدیکی بصره پیشروی کردند، اما هدف راهبردی نهایی، یعنی محاصره موثر بصره، محقق نشد.
رضایی در مقام فرمانده سپاه پاسداران، از طراحان و فرماندهان اصلی عملیات بود.
کربلای پنج به یکی از پرهزینهترین نبردهای جنگ تبدیل شد.
یک آمار تفصیلی منتسب به مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، تنها برای یگانهای سپاه پاسداران از هفت هزار و ۶۵۱ کشته، ۵۳ هزار و ۲۹۹ مجروح و سه هزار و ۵۲۹ مفقود سخن میگوید.
بخشی از مواضعی که نیروهای ایران با این هزینه در محور شلمچه به دست آوردند، کمتر از یک سال و نیم بعد در حمله ارتش عراق از دست رفت.
رمضان، والفجر مقدماتی، کربلای چهار و کربلای پنج، عملیاتهایی با شرایط و نتایج متفاوت بودند و نمیتوان تمام تلفات آنها را به تصمیم یک فرمانده نسبت داد. اما در همه آنها یک عامل مشترک وجود داشت: رضایی در مقام فرمانده سپاه پاسداران در مرکز ساختار طراحی و فرماندهی جنگ قرار داشت.
اهمیت این سابقه اکنون بیش از آنکه به ارزیابی دوباره جنگ چهار دهه قبل مربوط باشد، به مواضعی بازمیگردد که رضایی درباره جنگ امروز مطرح میکند.
از بازنگری در گذشته تا مخالفت با آتشبس امروز
رضایی در ماههای اخیر بارها مواضعی در حمایت از ادامه یا گسترش درگیری مطرح کرده است.
او در اظهار نظری در بهمن ماه گفت اگر جنگ آغاز شود، «دیگر آتشبسی در کار نخواهد بود» و در بهار تصریح کرد: «به هیچ وجه موافق ادامه آتشبس نیستم.»
سناریوهای مطرحشده از سوی او تنها به ادامه جنگ محدود نبوده است.
رضایی از گسترش حملات به کشورهای منطقه سخن گفته و ورود زمینی نیروهای آمریکا را فرصتی برای گرفتن هزاران گروگان و مطالبه یک میلیارد دلار در برابر هر نفر توصیف کرده است.
او در گفتوگو با سیانان نیز هشدار داد ادامه جنگ یا محاصره میتواند جغرافیای درگیری را به اقیانوس هند، بابالمندب، دریای سرخ و مدیترانه بکشاند و کشورهای بیشتری را که در کنار آمریکا قرار گیرند، در معرض حمله قرار دهد.
این سخنان اکنون وزن متفاوتی دارند. رضایی دیگر تنها فرمانده سابقی نیست که درباره جنگ اظهارنظر میکند؛ او دبیر شورای عالی امنیت ملی است. نهادی که در تصمیمسازی درباره مهمترین مسائل دفاعی و امنیتی جمهوری اسلامی نقش دارد.
دوباره در اتاق تصمیم
چهار دهه پیش، یکی از مهمترین پرسشهای پیش روی فرماندهان جمهوری اسلامی این بود که پس از آزادی خرمشهر، جنگ متوقف شود یا به خاک عراق کشیده شود. رضایی از ادامه جنگ دفاع کرد و ایران برای هشت سال درگیر جنگ ماند.
اکنون جغرافیای بحران از بصره و شلمچه به تنگه هرمز و بابالمندب رسیده و پرسش ادامه یا توقف جنگ بار دیگر مطرح است.
رضایی دوباره در اتاق تصمیم نشسته است؛ این بار با تجربه تصمیمهایی که هزینه آنها ثبت شده، تردیدهایی که از زبان خود او بیان شده و مواضعی که بار دیگر از پایان آتشبس و گسترش میدان جنگ میگویند.