مقام اتاق بازرگانی: مسیرهای زمینی پاسخگوی نیازهای کشور در شرایط محاصره دریایی نیستند
یک مقام اتاق بازرگانی با اشاره به ادامه محاصره دریایی بنادر جنوبی ایران هشدار داد کریدورهای زمینی به هیچ وجه ظرفیت جایگزینی مسیرهای دریایی را ندارند و برونرفت از بحران تنها از طریق مذاکره و کاهش تنشهای نظامی امکانپذیر است.
داوود رنگی، نایبرییس کمیسیون مدیریت واردات اتاق بازرگانی، پنجشنبه ۲۲ مرداد در مصاحبه با پایگاه خبری اقتصادنیوز گفت مقامهای جمهوری اسلامی نباید روی کریدورهای زمینی حساب باز کنند، زیرا این مسیرها هم بهشدت تحت تاثیر سیاستهای دولتهای همسایه قرار دارند و هم فاقد ظرفیت لازم برای حمل و ترخیص حجم بالایی از کالا هستند.
رنگی افزود دولتهای همسایه «با یک دستور میتوانند مرز را ببندند که این دستور لزوما نباید سیاسی یا نظامی باشد و میتواند به بهانه مسائل قرنطینه و دامپزشکی باشد که تاکنون دیدهایم».
به گفته این مقام اتاق بازرگانی، سالانه حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ کشتی حامل کالاهای اساسی وارد ایران میشوند که جایگزینی هر یک از آنها به حدود ۲۵۰۰ کامیون نیاز دارد و شمار کامیونهای مورد نیاز را به رقمی «وحشتناک» میرساند.
او ادامه داد: «بسیج کردن این تعداد کامیون برای ما دور از ذهن است و در صورت بسیج کردن نیز هزینههای حمل بهشدت بالا میرود.»
طی هفتههای گذشته، حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز به تنشها در منطقه دامن زده است.
در سوی دیگر، ایالات متحده پس از فروپاشی آتشبس، فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی را از طریق اعمال محاصره دریایی افزایش داده است.
همزمان با ادامه تنشها، چشمانداز مذاکرات تهران و واشینگتن بر سر بازگشایی تنگه هرمز در هالهای از ابهام قرار دارد و گمانهزنیها درباره احتمال گسترش دامنه و شدت درگیریها در منطقه بالا گرفته است.
مذاکره تنها راه پایان محاصره دریایی
نایبرییس کمیسیون مدیریت واردات اتاق بازرگانی در ادامه سخنان خود، مذاکره و کاهش تنشهای نظامی را تنها راه لغو محاصره دریایی و ازسرگیری ورود کالاهای اساسی به کشور دانست و تاکید کرد تکیه بر مسیرهای زمینی با توجه به چالشهای فراوان موجود عملی نیست، زیرا «ضرر سنگینی» برای واردکنندگان به همراه خواهد داشت.
رنگی گفت: «در حجم کوچک شاید بشود مثلا سالی یک میلیون تن بار از مسیر ترکیه یا پاکستان وارد کرد، اما ۲۳ میلیون تن و حتی نصف آن به هیچ وجه متصور نیست.»
او همچنین به پیامدهای محاصره دریایی برای صادرات ایران اشاره کرد و افزود این وضعیت بهویژه حمل کالاهای کانتینری را دشوارتر میکند.
به گفته این مقام اتاق بازرگانی، کشتیهای حامل کالاهای فلهای آسانتر اجازه عبور مییابند، اما تفکیک کانتینرها در کشتیهای کانتینری عملا امکانپذیر نیست.
رنگی ادامه داد: «ما در مسیر جنوبی، بندرعباس و چابهار، بهشدت آسیبپذیر هستیم، اما در کریدورهای شمالی و غربی، فضا برای صادرات بسیار بهتر از واردات است.»
در ماههای اخیر، ادامه سیاستهای تنشآفرین جمهوری اسلامی در منطقه، تشدید تحریمها و افت چشمگیر ارزش پول ملی، بحران اقتصادی ایران را عمیقتر کرده است.
افزایش شدید تورم و کاهش قدرت خرید نیز فشار بیسابقهای بر معیشت مردم وارد آورده و تامین کالاهای اساسی را برای بخش گستردهای از جامعه دشوار کرده است.
مقامهای کنونی و پیشین آمریکا میگویند سیا اطلاعات اسرائیل درباره تهدید فوری حکومت ایران علیه جان دونالد ترامپ را قانعکننده نمیدانست؛ با این حال، سرویس مخفی برای خروج رییسجمهوری آمریکا از ترکیه عملیاتی پیچیده و پنهانی اجرا کرد.
واشینگتنپست گزارش داد اطلاعات مربوط به طرح ترور ترامپ را دولت اسرائیل در اختیار سیا قرار داده بود، اما تحلیلگران این سازمان درباره اعتبار آن تردید داشتند و ارزیابی خود را به مقامهای دولت منتقل کردند. یک مقام آمریکایی این اطلاعات را «برگرفته از اسرائیل، نه تولیدشده از سوی آمریکا» و دارای «درجه اطمینان پایین» توصیف کرد.
با وجود این تردیدها، مقامهای کاخ سفید و سرویس مخفی تصمیم گرفتند خطری را نپذیرند. ترامپ ۱۷ تیر، هنگام خروج از نشست ناتو در آنکارا، ابتدا سوار یکی از هواپیماهای قدیمی ایرفورس وان شد، اما سپس مخفیانه با یک کامیون حمل غذای فرودگاه از آن خارج شد و به یک هواپیمای نظامی سی-۳۲ای انتقال یافت.
این هواپیمای سوم، ترامپ و شمار محدودی از دستیارانش را با اسکورت جنگندههای اف-۱۶ به پایگاه میلدنهال در بریتانیا برد. همزمان، خبرنگاران و برخی همراهان با ایرفورس وان قدیمی پرواز کردند و تا چند هفته بعد نمیدانستند رییسجمهوری در هواپیما حضور نداشته است.
این تدابیر پس از آن اتخاذ شد که درباره ایمنی هواپیمای جدید بوئینگ ۸-۷۴۷ اهدایی قطر برای انتقال رییسجمهوری از محیطی بالقوه خصمانه نگرانیهایی مطرح شد. سرویس مخفی همچنین از خبرنگاران خواسته بود پرده پنجرههای هواپیما را پایین بکشند تا جابهجایی مخفیانه ترامپ دیده نشود.
یک مقام آمریکایی گفت این عملیات «از سر احتیاط فراوان» انجام شد، زیرا سرویس مخفی در جریان کارزار انتخاباتی ۲۰۲۴ و پس از آن سه بار با موقعیتهایی روبهرو شده بود که میتوانست به ترور ترامپ منجر شود. با این حال، هیچ ارتباط شناختهشدهای میان مظنونان آن موارد و حکومت ایران وجود ندارد.
تهدید حکومت ایران علیه ترامپ و دیگر مقامهای ارشد آمریکایی از زمان کشتهشدن قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس، در حمله آمریکا در سال ۲۰۲۰، یکی از نگرانیهای امنیتی واشینگتن بوده است. کاخ سفید نیز بدون پاسخ مستقیم به پرسشها درباره اعتبار اطلاعات اسرائیل گفت رییسجمهوری با تهدیدهای متعددی، از جمله از سوی [حکومت] ایران، مواجه بوده و همه تدابیر لازم برای حفاظت از او اتخاذ میشود.
واشینگتنپست همچنین به نقل از مقامهای آمریکایی نوشت برخی در جامعه اطلاعاتی معتقد بودند هشدار اسرائیل ممکن است علاوه بر اطلاعرسانی، با هدف تاثیرگذاری بر تصمیمهای ترامپ و سیاست منطقهای واشینگتن ارائه شده باشد. به گفته این منابع، اسرائیل از نزدیکی روابط ترامپ و رجب طیب اردوغان و گرمتر شدن مناسبات آمریکا و ترکیه نگران است.
بر اساس این گزارش، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، از اطلاعات اسرائیل و طرح فریب سرویس مخفی آگاه بود، اما همچنان سوار ایرفورس وان قدیمی شد؛ هواپیمایی که اگر تهدید واقعی بود، احتمالا میتوانست هدف قرار گیرد. یک مقام دیگر نیز با اشاره به حضور دهها هزار نیروی امنیتی ترکیه در نشست ناتو، جدیبودن تهدید را زیر سوال برد.
ترامپ گفته است تصمیم استفاده از هواپیمای جایگزین را سرویس مخفی گرفته و او از دستورهای این نهاد پیروی کرده است. دموکراتهای کنگره اکنون از دولت خواستهاند درباره اعتبار و امکان راستیآزمایی مستقل اطلاعات اسرائیل و علت اجرای این عملیات کمسابقه توضیحات روشنتری ارائه کند.
پردههای هواپیما به دستور سرویس مخفی پایین کشیده شد و خبرنگاران تصور میکردند ترامپ هر لحظه از راه میرسد؛ اما رییسجمهوری آمریکا در هواپیمایی دیگر پرواز میکرد و آنها ناخواسته بخشی از یک عملیات امنیتی شده بودند.
«از همان ابتدا، چیزی با هم جور درنمیآمد.» این جمله آغازین روایت یکی از خبرنگاران آن پرواز است.
در ساعات پایانی نشست سران ناتو در آنکارا در ماه ژوئیه، دونالد ترامپ در تروث سوشال اعلام کرد با هواپیمای جدید ریاستجمهوری، که سال گذشته از قطر به دولت آمریکا هدیه شده بود، به کشور بازنمیگردد.
او گفت هواپیما را پیشاپیش به پایگاه نیروی هوایی میلدنهال در انگلستان فرستاده تا نظامیان مستقر در آنجا بتوانند از آن بازدید کنند. قرار بود خودش با یکی از هواپیماهای قدیمیتر ایرفورس وان به بریتانیا برود؛ اما توضیح نداد پس از آن چگونه به واشینگتن بازخواهد گشت.
گرام اسلتری، خبرنگار رویترز و یکی از اعضای گروه رسانهای همراه ترامپ، مینویسد تغییر ناگهانی برنامه برای خبرنگاران گیجکننده بود و توضیح رییسجمهوری نیز چندان باورپذیر به نظر نمیرسید. پرسشی نگرانکننده میان آنها میچرخید: آیا [حکومت] ایران طرح مشخصی برای ترور ترامپ تدارک دیده است؟
این گمانهزنی بیدلیل نبود. ترامپ در آخرین روز نشست، هنگام دیدار با رهبران مختلف جهان، بارها از تلاشهای منتسب به [حکومت] ایران برای کشتن خود سخن گفته بود. اگر واقعاً تهدید امنیتی تازهای وجود داشت، شاید کاخ سفید به این نتیجه رسیده بود که هواپیمای اهدایی قطر، بهدلیل نداشتن برخی تجهیزات ایمنی، برای ادامه سفر مناسب نیست.
پیش از ترک آنکارا، ترامپ در یک نشست خبری از پاسخ روشن به پرسشها درباره تعویض هواپیما خودداری کرد. ابهام زمانی بیشتر شد که خبرنگاران سوار هواپیمایی شدند که تصور میکردند رییسجمهوری نیز در آن حضور دارد و کارکنان کاخ سفید از آنها خواستند پرده تمام پنجرهها را پایین بکشند.
اسلتری که پیشتر نیز با هواپیمای ریاستجمهوری سفر کرده بود، میدانست چنین دستوری عادی نیست. او با خود فکر میکرد شاید قرار است نوعی فناوری دفاعی محرمانه از دید خبرنگاران پنهان بماند. واقعیت اما چیز دیگری بود که تا چند هفته بعد آشکار نشد.
ترامپ بهدلیل یک نگرانی امنیتی، در عملیاتی مخفی با استفاده از یک کامیون حمل غذای هواپیما از آن خارج شده و سوار جت دولتی دیگری شده بود. پایینکشیدن پردهها نیز بخشی از تلاش برای مخفی نگهداشتن همین جابهجایی بود.
در ایرفورسوان، راه چندانی برای کشف حقیقت وجود نداشت. خبرنگاران به دلایل امنیتی به اینترنت دسترسی نداشتند و ارتباطشان با کارکنان کاخ سفید نیز معمولا به مسئول تدارکاتی محدودی میشد که یا اطلاعات حساس را در اختیار نداشت یا مجاز به انتشار آن نبود.
پرواز از آنکارا تا میلدنهال بدون حادثه سپری شد، اما آرامش بر هواپیما حاکم نبود. خبرنگاران بهاشتباه تصور میکردند ترامپ در بخش دیگری از هواپیماست و ممکن است هر لحظه برای گفتوگو با آنها ظاهر شود. غیبت او نیز چندان غیرعادی به نظر نمیرسید، زیرا رییسجمهوری گاهی در طول پرواز با رسانهها صحبت نمیکرد.
پس از فرود در انگلستان، ماجرا شکل پیچیدهتری به خود گرفت. خبرنگاران هنگام خروج، ترامپ را دیدند که ظاهرا از بخش دیگری از همان هواپیما پایین میآمد؛ صحنهای که بعدها مشخص شد بخشی از عملیات فریب بوده است.
کارکنان کاخ سفید سپس از آنها خواستند ترامپ را با پای پیاده تا هواپیمای اهدایی قطر دنبال کنند؛ هواپیمایی که چند صد متر جلوتر پارک شده بود. ماموران سرویس مخفی دو طرف او حرکت میکردند و یک خودروی شاسیبلند مشکی دولتی نیز بهآرامی در کنار گروه پیش میرفت.
این صحنه برای خبرنگار رویترز بیش از هر چیز نمایشی و سینمایی بود، هرچند در آن لحظه هنوز هدفش را نمیدانست.
پس از برخاستن هواپیمای جدید، یکی از دستیاران کاخ سفید نسخه چاپی مطلبی از ترامپ را میان خبرنگاران توزیع کرد. رییسجمهوری در آن نوشته بود همه کارکنان پایگاه خواستار بازدید از هواپیما شدهاند و توقف در میلدنهال نیز تقریبا هیچ انحرافی از مسیر معمول آنکارا به واشینگتن ایجاد نکرده است.
اندکی بعد، ترامپ به بخش خبرنگاران آمد و با پرسشهای پیدرپی درباره دلیل تعویض هواپیما روبهرو شد. او نقش نگرانیهای امنیتی را انکار کرد؛ با این حال، وقتی اسلتری پرسید چرا دستور داده شده بود پرده پنجرهها بسته بماند، ترامپ به تهدیدهای منتسب به [حکومت] ایران اشاره کرد.
او رو به خبرنگاران گفت: «اما اگر من از بین بروم، شما هم میروید، درست است؟ شاید بهتر باشد روزی حرفهتان را تغییر دهید.»
تنها یک ماه بعد مشخص شد ترامپ اصلا با خبرنگاران از آنکارا به میلدنهال پرواز نکرده بود. آنها تمام مسیر را در هواپیمایی گذرانده بودند که گمان میکردند رییسجمهوری در آن حضور دارد، بیآنکه بدانند هواپیمای سومی نیز در کار است و خودشان به بخشی از پوشش یک عملیات امنیتی تبدیل شدهاند.
معاون استاندار کرمان اعلام کرد بنزین بدون یارانه از بامداد پنجشنبه ۲۲ مرداد با قیمت هر لیتر ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان در این استان عرضه میشود؛ نرخی که ۱۶۴۴ درصد بالاتر از قیمت پنجهزار تومانی بنزین با کارت جایگاه است.
علیاصغر ذاکریهرندی، معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار کرمان، چهارشنبه ۲۱ مرداد به خبرگزاری ایسنا گفت عرضه بنزین با «نرخ تمامشده پالایشگاهی» در ۲۰۴ جایگاه سوخت استان آغاز خواهد شد و کارتهای جایگاهها برای اجرای طرح آماده شدهاند.
او افزود این طرح بر اساس مصوبات ملی و تصمیمهای ستاد سوخت کشور اجرا میشود. با این حال، وزارت نفت و دولت تاکنون جزییات این مصوبه را منتشر نکردهاند.
بر اساس اعلام ذاکریهرندی، علاوه بر سهمیه ملی ۱۱۰ لیتری، ۴۰ لیتر سهمیه استانی نیز برای ساکنان کرمان در نظر گرفته شده است. این سهمیه در دو مرحله ۲۰ لیتری شارژ میشود و سهمیه دوم پس از پایان سهمیه نخست در دسترس قرار میگیرد.
معاون استاندار کرمان نگفت سهمیه استانی با چه قیمتی عرضه خواهد شد و مشخص نکرد بنزین ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومانی پس از پایان کدام سهمیهها در اختیار شهروندان قرار میگیرد. همچنین روشن نیست که با اجرای این طرح، عرضه بنزین پنجهزار تومانی با کارت جایگاه در کرمان ادامه خواهد یافت یا نه.
برای خودروهای دستگاههای خدمترسان، امدادی و انتظامی نیز بهازای هر ۱۰۰ کیلومتر مسافت، هشت لیتر سهمیه در نظر گرفته شده است.
از سهنرخی شدن بنزین تا نرخ ۸۷ هزار تومانی
دولت از ۲۲ آذر ۱۴۰۴ بنزین را سهنرخی کرد. در آغاز این طرح، خودروهای شخصی مشمول ماهانه ۶۰ لیتر بنزین با نرخ هزار و ۵۰۰ تومان و ۱۰۰ لیتر با نرخ سه هزار تومان دریافت میکردند و مصرف مازاد با کارت جایگاه و نرخ پنج هزار تومان محاسبه میشد.
سهمیه دوم، اول فروردین ۱۴۰۵ از ۱۰۰ لیتر به ۷۰ لیتر و از ابتدای مرداد به ۵۰ لیتر کاهش یافت. به این ترتیب، سهمیه ملی خودروهای شخصی اکنون در مجموع ۱۱۰ لیتر است، اما قیمت سهمیههای اول و دوم تغییر نکرده است.
نرخ تازه اعلامشده در کرمان، ۸۲ هزار و ۲۰۰ تومان بیشتر از نرخ سوم فعلی است و در قیاس با بنزین پنج هزار تومانی بیش از ۱۷ برابر افزایش یافته است.
این تحول کمتر از یک ماه پس از آن رخ داد که فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، گفت دولت برنامهای برای تغییر نرخ بنزین ندارد. او ششم مرداد نیز تاکید کرد تصمیم نهایی درباره تغییر قیمت بنزین با کارت جایگاه گرفته نشده است و در صورت اتخاذ چنین تصمیمی، دولت آن را بهطور رسمی اعلام خواهد کرد.
روزنامه نیویورکتایمز بهنقل از دو مقام آمریکایی گزارش داد که نهادهای اطلاعاتی آمریکا از تهدید مشخصی برای هدف قرار دادن ایرفورس وان با موشک زمینبههوا مطلع و از دیده شدن فردی با یک موشک دوشپرتاب در نزدیکی محل برگزاری نشست ناتو در آنکارا آگاه بودند.
این مقامها چهارشنبه ۲۱ مرداد گفتند ایرانیها همچنین دقیقا میدانستند ترامپ در کجای آنکارا اقامت دارد و حتی از طبقه ساختمانی که او در آن حضور داشت اطلاع داشتند.
بهنوشته نیویورکتایمز این اطلاعات به اندازهای معتبر ارزیابی شد که ترامپ و اعضای ارشد دولت او را به اجرای یک عملیات فریب فوقالعاده برای خارج کردن او از ترکیه واداشت.
ترامپ ۱۷ تیر ماه و پس از پایان نشست ناتو در آنکارا مقابل دوربینها سوار هواپیمای قدیمیتر ایرفورس وان شد و گفت به جای پرواز با هواپیمای ایرفورس وان جدید، «به یاد گذشتهها» با ایرفورس وان قدیمی به بریتانیا خواهد رفت و از آنجا با هواپیمای اهدایی قطر که به آمریکا بازخواهد گشت.
با این حال یک ماه پس از آن فاش شد که رییسجمهوری آمریکا پس از آنکه مقابل دوربینها سوار هواپیمای ایرفورس وان قدیمی شد مخفیانه درون یک کانتینر حمل غذای فرودگاهی از این هواپیما خارج شد و با یک جت نظامی ترکیه را ترک کرد.
او سپس در انگلیس، بار دیگر در مقابل دوربینها از هواپیمای ایرفورس وان قدیمی پیاده شد و از آنجا با هواپیمای اهدایی قطر که اکنون بهعنوان ایرفورس وان جدید به کار گرفته شده، به آمریکا بازگشت.
ترامپ شامگاه سهشنبه در واکنش به گزارشها درباره خروج مخفیانه از ترکیه به خبرنگاران گفت: «سرویس مخفی و ارتش میخواستند با پروازی دیگر، با هواپیمایی دیگر بروم که به همان اندازه امن بود، اما میخواستند این کار را انجام دهم، بنابراین انجامش دادم. من هرچه آنها بگویند انجام میدهم.»
با این حال او گفت: «فکر میکنم در واقع هواپیمایی که من با آن پرواز کردم بیشتر در معرض خطر بود. فکر میکنم خطر برای آن بیشتر بود، چون احتمالا همان هواپیمایی بود که آنها بیشتر احتمال داشت سراغش بروند.»
روزنامه واشینگتنپست شامگاه دوشنبه در گزارشی اختصاصی نوشت تهدید جمهوری اسلامی برای کشتن دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ماه گذشته دستگاههای امنیتی این کشور را به اجرای یک عملیات فریب کمسابقه واداشت.
بهنوشته واشینگتنپست، در جریان این عملیات ترامپ در برابر دوربینها سوار هواپیمای قدیمی «ایرفورس وان» شد، اما دقایقی بعد مخفیانه از آن خارج و با هواپیمای نظامی کوچکتری به بریتانیا منتقل شد.
در تمام این مدت، خبرنگاران و حتی شماری از کارکنان کاخ سفید تصور میکردند رییسجمهوری در همان ایرفورس وان قدیمی همراه آنهاست و تنها سوار هواپیمای ایرفورس وان جدید که یک بویینگ اهداشده از قطر است نشده، روایتی که کاخ سفید نیز بعدا آن را تکرار کرد.
ترامپ سهشنبه درباره تهدیدی که باعث این تصمیم شد به خبرنگاران گفت: «فکر میکنم تهدیدی وجود داشت. واقعا خیلی دربارهاش سوال نکردم. من تهدیدهای زیادی دریافت میکنم.»
رییسجمهوری آمریکا افزود از تهدیدهای جمهوری اسلامی علیه جانش شگفتزده نشده است.
از زمان کشته شدن قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین نیروی قدس سپاه به دستور ترامپ، مقامهای ارشد جمهوری اسلامی آشکارا رییسجمهوری آمریکا را به قتل تهدید کردهاند.
پس از کشته شدن علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران و شمار زیادی از فرماندهان نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در حمله ۹ اسفند ۱۴۰۴ بیلبوردها و نقاشیهای دیواری از ترامپ در تهران نصب میشوند که او را در حالی نشان میدهند که در تابوت خوابیده یا در دریایی از خون غرق شده است.
شورای سردبیری والاستریت ژورنال، شامگاه سهشنبه در سرمقالهای این تهدیدها را جدی قلمداد کرد و نوشت روحانیون حکومتی نیز برچسبهایی به ترامپ میزنند که بر اساس فقه شیعه مستلزم خشونت علیه اوست: «محارب با خدا»، «مهدورالدم»، «مفسد فیالارض» و «کافر حربی». حکومت ایران در مقاطعی حتی برای سر ترامپ جایزه تعیین کرده است. دو آیتالله فتوایی علیه ترامپ صادر کردند که یادآور فتوای صادرشده علیه سلمان رشدی است؛ فتوایی که از دهه ۱۹۸۰ تاکنون نویسنده را تعقیب کرده است. رشدی در نتیجه همین تهدید در سال ۲۰۲۲ هدف حمله با چاقو قرار گرفت و تا آستانه مرگ پیش رفت.
ترامپ در جریان کارزار انتخاباتی سال ۲۰۲۴ در باتلر پنسیلوانیا در اثر اصابت گلوله یک فرد مسلح از ناحیه گوش زخمی شد و اواخر همان سال نیز مرد مسلح دیگری در زمین گلف او در فلوریدا قصد هدف قرار دادنش را داشت. این دو سوءقصد ارتباطی با تهدیدهای حکومت ایران نداشتند اما ترامپ پیش از این نیز هدف توطئههای جمهوری اسلامی قرار گرفته است.
هیات منصفه یک دادگاه فدرال در نیویورک ۱۶ اسفند ۱۴۰۴ آصف مرچند شهروند ۴۷ ساله پاکستانی را به اتهام طراحی نقشهای برای ترور رییسجمهوری آمریکا، مجرم شناخت. دادستانها اعلام کردند آصف مرچنت، ۴۷ ساله، از عوامل آموزشدیده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به اتهام «استخدام قاتل برای انجام قتل» و «تلاش برای انجام اقدام تروریستی فرامرزی» محکوم شد.
بر اساس اعلام وزارت دادگستری آمریکا، مرچنت در دادگاه گفته است که سپاه پاسداران در سال ۲۰۲۳ او را به آمریکا فرستاد تا افرادی را برای ماندن در این کشور و همکاری احتمالی شناسایی کند.
او همچنین گفته است سال بعد با ماموریتی دیگر به آمریکا بازگشت؛ ماموریت جذب افرادی برای ترور یکی از سه چهره سیاسی در آمریکا، سرقت اسناد و سازماندهی یک تجمع اعتراضی.
شورای سردبیری والاستریت ژورنال در ادامه یادداشت خود افزود: «اگر حکومت ایران پس از سال ۲۰۲۸ نیز باقی بماند، ترامپ را نیز تعقیب خواهد کرد هرچند خوشبختانه سرویس مخفی آمریکا نیز همچنان از او محافظت خواهد کرد.»
یکی از انتخابهای مجتبی خامنهای در تغییرات فرماندهی نیروهای مسلح، کیومرث حیدری است؛ فرمانده پیشین نیروی زمینی ارتش که به جانشینی رییس ستاد کل نیروهای مسلح رسیده و حمایت از نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی، بخشی از کارنامه اوست. حیدری برای این کارنامه، نشان نظامی نیز دریافت کرده است.
انتصاب او همزمان با پنج انتصاب دیگر در سطوح عالی ستاد کل نیروهای مسلح و سپاه پاسداران اعلام شد.
رد این مسیر را میتوان از سوریه دنبال کرد؛ زمانی که حیدری هنوز جانشین فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی بود.
اسفند ۱۳۹۴، حیدری از تیمهای آماده اعزام به سوریه بازدید و آنها را بدرقه کرد. چند ماه بعد، حضور نیروهای ارتش، از جمله تکاوران تیپ ۶۵ نوهد، در سوریه علنی شد.
این نخستین بار بود که حضور نیروهای ارتش جمهوری اسلامی در جنگ سوریه به این شکل آشکار میشد؛ میدانی که تا آن زمان حضور نظامی حکومت ایران در آن بیش از همه با نیروی قدس سپاه پاسداران و نیروهای نیابتی شناخته میشد.
آبان ۱۳۹۵، چند ماه پس از علنیشدن حضور نیروهای ارتش در سوریه، فرماندهی نیروی زمینی به حیدری سپرده شد.
حیدری بعدها نه تنها از این حضور دفاع کرد، بلکه جزییاتی از نقش نیروهای تحت فرمان خود در سوریه ارائه داد. او سال ۱۳۹۹ گفت توپخانه نیروی زمینی ارتش در این کشور حضور داشته و در «نبرد با داعش» عملیات انجام داده است.
به این ترتیب، حضور ارتش در سوریه تنها به اعزام تکاوران محدود نبود و بخشی از توان رزمی نیروی زمینی نیز وارد این جنگ شده بود.
ماموریتهای برونمرزی نیروهای تحت فرمان حیدری به سوریه محدود نماند.
او بعدها تایید کرد نیروی زمینی ارتش در جریان «مقابله با داعش» وارد اقلیم کردستان عراق شده و در آن سوی مرز ایران قرارگاهی ایجاد کرده بود؛ اقدامی که به گفته حیدری، با هدف «مقابله با داعش پیش از رسیدن این گروه به مرزهای ایران» انجام شد.
تیرماه سال جاری نیز رسانهها در ایران گزارشی درباره ۱۱ عملیات تیپ ۶۵ نوهد در مناطق سلیمانیه و اربیل منتشر کردند؛ گزارشی که در آن از کشتهشدن هشت فرمانده میانی گروههای مخالف جمهوری اسلامی و انهدام سه مقر آنها به دست تکاوران ارتش خبر داده شد.
با این حال، روشنترین سند درباره جایگاه حمایت از نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در کارنامه حیدری، نه این گزارشها، بلکه اعلام رسمی خود ارتش است.
حیدری و نشان درجه یک فتح
سال ۱۴۰۰، علی خامنهای، رهبر کشتهشده جمهوری اسلامی، نشان درجه یک فتح را به حیدری اعطا کرد. روابط عمومی ارتش در تشریح دلایل اعطای این نشان، صراحتا «پشتیبانی از نیروهای جبهه مقاومت» را در کارنامه فرمانده نیروی زمینی ذکر کرد؛ اصطلاحی که جمهوری اسلامی برای نیروهای نیابتی و همپیمانان خود در منطقه به کار میبرد.
نشان فتح از نشانهای نظامی جمهوری اسلامی است که فرمانده کل نیروهای مسلح آن را به فرماندهان و نیروهایی با عملکرد برجسته نظامی اعطا میکند.
قاسم سلیمانی، فرمانده کشتهشده نیروی قدس سپاه پاسداران، نیز پیشتر درجات مختلف این نشان را دریافت کرده بود.
به این ترتیب، حمایت از نیروهای نیابتی دیگر صرفا نتیجهای نبود که از حضور نیروهای ارتش در سوریه یا عراق گرفته شود؛ خود ارتش آن را بهعنوان بخشی از کارنامه حیدری ثبت کرده بود و فرمانده کل قوا نیز برای همین مجموعه عملکرد به او نشان درجه یک فتح داده بود.
چابکسازی نیروی زمینی چه شد؟
اما در همان دورهای که حمایت از نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی به بخش برجستهای از کارنامه حیدری تبدیل شد، طرح چابکسازی بخشی از نیروی زمینی به اهداف خود نرسید.
«طرح ثامن» با ایجاد تیپهای مستقل قرار بود تحرک، انعطافپذیری و سرعت عمل نیروی زمینی را افزایش دهد. با این حال، پژوهشی تخصصی که سال ۱۴۰۰ منتشر شد، نشان داد دستکم در تیپهای مستقل زرهی، این اهداف محقق نشده است.
پژوهشگران به مشکلاتی از جمله فرسودگی تجهیزات، کمبود نیروی متخصص و کاستیهای پشتیبانی اشاره کردند و نتیجه گرفتند پاسخگویی، انعطافپذیری و سرعت عمل مورد انتظار در این تیپها به دست نیامده است.
در نتیجه، تصویری دوگانه از بخشی از دوره فرماندهی حیدری شکل گرفت: در داخل، چابکسازی تیپهای مستقل زرهی به نتیجه مورد انتظار نرسید؛ در خارج از مرزها، حمایت از نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی چنان در کارنامه فرمانده نیروی زمینی برجسته شد که در شمار دلایل اعطای نشان فتح به او قرار گرفت.
این کارنامه مانعی برای ادامه مسیر حیدری در سلسلهمراتب نظامی نبود.
آذر ۱۴۰۴، پس از حدود ۹ سال فرماندهی نیروی زمینی، او به جانشینی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا رسید؛ قرارگاهی که خود حیدری بعدها آن را، پس از فرمانده کل قوا، بالاترین رده طراحی و هدایت جنگ و عملیات توصیف کرد.
اکنون همان فرمانده که نشان فتح را از خامنهای پدر دریافت کرد، از انتخابهای خامنهای پسر در بازآرایی تازه راس نیروهای مسلح است.
حیدری از بدرقه نیروهای اعزامی به سوریه به فرماندهی نیروی زمینی، سپس به قرارگاه خاتم و در نهایت به جانشینی ستاد کل رسیده است.
حمایت از نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی اکنون با ارتقای حیدری به یکی از بالاترین سطوح فرماندهی نیروهای مسلح پیوند خورده است؛ جایی که حوزه مسئولیت او دیگر به نیروی زمینی ارتش محدود نیست.