شهرزاد ضمیری، معاون پلیس فتای خراسان رضوی، در اعتراضات دیماه بازداشت شده است
بر اساس گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، سرهنگ شهرزاد ضمیری، معاون اجتماعی پلیس فتای استان خراسان رضوی، پس از بازداشت در جریان اعتراضات انقلاب ملی دیماه، بدون صدور حکم و برگزاری دادگاه در زندان وکیلآباد مشهد نگهداری میشود.
منابع آگاه از وضعیت سرهنگ شهرزاد ضمیری به ایراناینترنشنال گفتند اتهامهای مطرحشده در پرونده او مرتبط با حضور در اعتراضات دیماه و کمک به معترضان عنوان شده است.
آنها افزودند شهرزاد ضمیری، متولد ۱۳۵۴، چند روز پس از اعتراضات برای مراجعه به فراجا احضار و سپس بازداشت شد. او پس از بازداشت، حدود دو ماه در سلول انفرادی نگهداری شد و در این مدت از تماس تلفنی و ملاقات با خانواده محروم بود.
این منابع گفتند که او تحت بازجویی قرار داشته، تاکنون امکان دسترسی به وکیل نداشته و پروندهاش همچنان در مرحله بازپرسی است.
بهگفته این منابع، اموال متعلق به شهرزاد ضمیری توقیف شده است. تماس تلفنی و ملاقات او با خانواده از خرداد ماه قطع شده است و او همچنان در زندان وکیلآباد مشهد نگهداری میشود.
اخبار مربوط به بازداشت کادرهای نظامی و انتظامی در جمهوری اسلامی غالبا منتشر و علنی نمیشود با این حال پیش از این هم از بروز مخالفتها و مقاومتهای نیروهای انتظامی و نظامی در سرکوب مردم گزارشهایی منتشر شده است.
در حالی که هنوز شمار دقیق بازداشتشدگان پس از اعتراضات انقلاب ملی دی ماه ۱۴۰۴ اعلام نشده، حکومت ایران در ماههای گذشته موج جدیدی از سرکوب شهروندان را از طریق احضارها و بازداشتهای گسترده، صدور احکام سنگین حبس و افزایش چشمگیر اجرای احکام اعدام به راه انداخته است.
کنشگران بر این باورند که جمهوری اسلامی بهویژه پس از تنشهای نظامی اخیر قصد دارد با ایجاد فضای رعب و وحشت، مانع از فوران دوباره خشم عمومی علیه بحرانهای فزاینده معیشتی و سیاسی شود.
استان اصفهان در روزهای اخیر کانون یکی از گستردهترین موارد اجرای احکام اعدام برای متهمان بازداشتشده بهدنبال انقلاب ملی ایرانیان بوده است.
محور اصلی این اعدامها، پرونده موسوم به «میدان علیخانی» اصفهان است که ۱۲ تن از بازداشتشدگان آن به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شدند. ابوالفضل سپاهیبادجانی و امیرحسین صفری، در میدان علیخانی اصفهان و در ملاءعام اعدام شدند. پیش از این دو نیز عرفان اسفندیاری و گلمحمد محمدی، دو تن دیگر از متهمان این پرونده، اعدام شدند.
آنها پس از اعدام اسفندیاری و محمدی، از جمهوری اسلامی خواستند اجرای احکام اعدام ۱۰ معترض دیگر را فورا متوقف و این احکام را لغو کند.
تشدید سرکوب با گسترش اعدامها
بررسیهای ایراناینترنشنال نشان میدهد دستگاه قضایی حکومت ایران از ابتدای سال جاری تاکنون بیش از ۵۰ زندانی سیاسی را اعدام کرده و برای دهها تن دیگر نیز با اتهامهای سیاسی، حکم اعدام صادر کرده است.
سازمان عفو بینالملل ششم مرداد اعلام کرد از ابتدای سال ۲۰۲۶ دستکم ۲۶ نفر در ارتباط با اعتراضات دیماه و ۲۶ نفر دیگر با اتهامهای دارای انگیزه سیاسی اعدام شدهاند.
این سازمان همچنین هشدار داد دستکم ۶۰ نفر با اتهامهای سیاسی در معرض اجرای حکم اعدام قرار دارند و افراد بیشتری نیز با اتهامهایی روبهرو هستند که مجازات آنها اعدام است.
یک منبع آگاه دهم مرداد به ایراناینترنشنال گفت که مهدی ظریف، ۲۱ ساله، دندانساز و اهل شاندیز مشهد، پس از تایید حکم اعدامش در دیوان عالی کشور، در خطر اجرای این حکم قرار دارد.
به گفته این منبع، ظریف ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ در منزل بازداشت و پس از مدتی نگهداری در سلول انفرادی، در جریان بازجوییها بر اثر فشارها دچار عارضه قلبی شد.
او اکنون در زندان وکیلآباد مشهد زندانی است.
این منبع افزود شعبه پنجم دادگاه انقلاب مشهد به ریاست «قاضی یزدانخواه»، با استناد به «قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با اسرائیل و کشورهای متخاصم علیه امنیت ملی»، ظریف را به اعدام محکوم کرده است.
این حکم در دیوان عالی کشور نیز تایید شده و این در حالی است که به گفته این منبع، وکیل او به متن کامل حکم و مستندات پرونده، دسترسی نداشته است.
تهدید مخالفان با اعدام
از سوی دیگر، در ادامه برخوردهای قضایی جمهوری اسلامی با منتقدان و معترضان، دادستانی تهران علیه شماری از شهروندان به دلیل مخالفت با اعدام بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ و محکومان پروندههای مرتبط با جنگ ۴۰ روزه، اعلام جرم کرد.
خبرگزاری میزان، رسانه قوه قضاییه جمهوری اسلامی، گزارش داد این پروندهها پس از دریافت گزارش از نهادهای امنیتی و اطلاعاتی و رصد مطالب منتشرشده در فضای مجازی تشکیل شدهاند.
میزان جزییاتی درباره هویت و تعداد افرادی که علیه آنها اعلام جرم شده، محتوای مطالب منتشرشده از سوی آنان یا اتهامهای مشخص منتسب به این شهروندان منتشر نکرد اما نوشت که پروندههای تشکیلشده، برای رسیدگی به دادگاه ارجاع شدهاند.
روایتها و اسنادی که ایراناینترنشنال دریافت و بررسی کرده است، نشان میدهند نیروهای سرکوب حکومت در جریان انقلاب ملی دیماه ۱۴۰۴ در استان البرز، از اماکن فرهنگی از جمله سینما و کتابخانهها برای شلیک به مردم و کشتار معترضان استفاده کردند.
اظهارات شاهدان عینی، اسناد تصویری راستیآزماییشده و دادههای گردآوریشده از شهرستانهای فردیس، ساوجبلاغ، اشتهارد و نظرآباد، ابعاد پنهان و سیستماتیک سرکوب مرگبار اعتراضات دیماه در استان البرز را آشکار میکند.
فجایع هوناک رخداده در جریان این کشتار و سرکوب، حاکی از رگبار کور در معابر عمومی و کودککشی تا یورش به مراکز درمانی برای زدن تیر خلاص به مجروحان، انباشت اجساد دستوپابسته و انتقال تحقیرآمیز آنها با ماشینهای حمل زباله است.
«جغرافیای انقلاب ملی ایرانیان» در ایران اینترنشنال در نهم مردادماه به شیوههای سرکوب در همین مناطق پرداخت.
بهدلیل قطع ارتباطات و نبود امکان دسترسی آزاد خبرنگاران و نهادهای مستقل به مناطق بحرانزده، تایید مستقل و همزمان تمام جزییات و آمارهای مطرحشده با محدودیت مواجه است و چنین مواردی بر اساس روایت شاهدان یا منابع محلی نقل شدهاند.
شلیک مستقیم از مقرهای نظامی و اداری
هشتگرد، مرکز شهرستان ساوجبلاغ، یکی از کانونهای اصلی سرکوب بوده است.
شاهدان میگویند نیروهای وابسته به گردان «امام حسین» در محدوده بلوار مدرس جنوبی، خیابان مصلی و محله فردوسی (ترکآباد)، کلاشنیکف، ژ۳ و تیربار دوشکا به کار گرفتند.
مجموعه اداری ساوجبلاغ شامل فرمانداری و ستاد فرماندهی انتظامی در نزدیکی یکدیگر واقع شدهاند و بهگفته منابع محلی، بخشی از تیراندازیها از همین محدوده انجام شد.
ثنا توسنگی، دانشآموز ۱۲ ساله ساکن هشتگرد، از قربانیان این سرکوب بود که بر اثر شلیک مستقیم در ۱۹ دی جان باخت.
شاهدان محلی میگویند او در محدوده اداری شهر هدف دو گلوله قرار گرفت که به کمر و سرش اصابت کرد.
در بخش دیگری از شهر، شاهدان از استقرار تیراندازان بر فراز فرمانداری و پاساژ میلاد نور خبر دادهاند.
در مشکیندشت، نیروهای یگان ویژه با بلندگو در محلهها از عادیبودن اوضاع میگفتند اما پس از بیرون آمدن مردم از خانهها، تیراندازی به سوی آنان را آغاز میکردند.
در شهر اشتهارد، تیراندازیها در محدوده کلانتری ۱۱ مرکزی و ساختمان فرمانداری رخ داده است.
شاهدان میگویند با افزایش شمار قربانیان، کامیونی حامل پیکرها به آرامستان نیمهمتروک «بهشت علی» در بخش پلنگآباد منتقل و اجساد (دستهجمعی) در قطعه یک آن تخلیه شدند.
در نظرآباد، شاهدان از تخریب پلهای ورودی کوچههای خیابان الغدیر شمالی با جرثقیل خبر دادهاند؛ اقدامی که رفتوآمد میان خیابان اصلی، معابر فرعی و مراکز درمانی را دشوار کرد.
فردیس؛ تغییر کاربری اماکن فرهنگی به پایگاههای شلیک
در شهر فردیس، کتابخانه عمومی علامه امینی در کانال غربی به محل نگهداری مهمات و استقرار نیروها تبدیل شد. مدارس و مساجد میان میدان دوم تا چهارم و محدوده سهراه حافظیه نیز محل تجمع نیروهای مسلح بودند.
مهمترین گزارشها به سینما فردیس در فلکه پنجم مربوط است که ساختمان پلیس راهور نیز در پشت آن قرار دارد. به گفته شاهدان، نیروهای امنیتی از ۱۸ دیماه در ساختمان پلیس راهور مستقر شدند. آنها با پرتاب گاز اشکآور، بمب صوتی و شلیک گلوله جنگی به معترضان حمله کردند.
در شامگاه ۱۹ دیماه، تیراندازان بر پشتبام سینما و ساختمانهای اطراف مستقر شدند و به سوی جمعیت آتش گشودند.
یکی از شاهدان میگوید نیروها از حدود ساعت ۱۰ شب بدون هدفگیری مشخص رگبار میبستند.
او مردان سالخوردهای را دیده که با ظرفهای غذای خود در سر کوچهها، هدف تیر جنگی یا ساچمه قرار گرفته بودند.
چند منبع میگویند پس از تیراندازیها، پیکرها دو روز در فضای داخلی سینما نگهداری و سپس منتقل شدند، در حالی که ماموران مردم را وادار میکردند تصاویر ضبطشده را پاک کنند.
بحران مراکز درمانی؛ ممانعت از درمان و شلیک به مجروحان
بخش دیگری از گزارشها به اعمال کنترل امنیتی بر مراکز درمانی فردیس مربوط است.
در درمانگاه شبانهروزی بهآفرین، ظرفیت سردخانه خیلی زود تکمیل شده و در درمانگاه دکتر خالقی نیز نیروهای امنیتی وارد شده، شماری از کارکنان و زخمیها را بازداشت کردهاند و به برخی مجروحان زنده، تیر خلاص زدهاند. برخی شاهدان از سرقت طلا و وسایل شخصی زنان مجروح یا کشتهشده به دست ماموران حکومت روایت کردند.
یکی از ساکنان میگوید زیرزمین این درمانگاه پر از پیکر شده بود.
بنا بر روایتها، درمانگاه شبانهروزی دکتر پازندی از پذیرش شماری از مجروحان خودداری کرد.
تیم راستیآزمایی ایراناینترنشنال با بررسی نشانههای بصری و صوتی، و تطبیق معماری یک ساختمان در ویدیوهای دریافتی، محل ضبط برخی از تصاویرتکاندهنده را بخش دندانپزشکی درمانگاه شبانهروزی رسالت در محدوده میدان پنجم فردیس شناسایی کرده است.
در این تصاویر پیکر کشتهشدگانی دیده میشود که بدون انجام مراحل درمانی، دستوپای شماری از آنان را بستهاند. پیکرهای بیجان اعضای یک خانواده سهنفره نیز در میان قربانیان بود.
ارعاب عمومی؛ رهاسازی پیکرها در معابر و تخلیه با ماشین زباله
چند شاهد میگویند ماموران لباسشخصی با خودروهای بدون پلاک در محدوده سهراه حافظیه، پیکرها را دو به دو در ورودی کوچهها رها میکردند یا رانندگان عبوری را با تهدید اسلحه مجبور به حمل اجساد میکردند.
یکی از شاهدان میگوید هنگام تماس مردم با شهرداری، پاسخدهندهای با لحنی تحقیرآمیز اجساد را با زباله مقایسه کرد.
گزارشهای دیگری از تیراندازی از فراز اداره پست فلکه سوم حکایت دارد که پس از آن، خودروهای حمل زباله شهرداری برای انتقال پیکرها وارد خیابانها شدند.
ابعاد سیستماتیک سرکوب و ضرورت دادخواهی بینالمللی
روایتها و تصاویر اصالتسنجیشده گواهی میدهند خشونت عریان نظامی در استان البرز، بسیار فراتر از سرکوب یک اعتراض، هجوم سیستماتیک و سازمانیافته به بنیادیترین اصول حقوق بشر، حق حیات و کرامت انسانی شهروندان است.
این جنایت، مستندسازی دقیق ابعاد آن، تعقیب قضایی آمران و عاملان و درهمشکستن چرخه مصونیت، الزامی حقوقی و انسانی برای نهادهای بینالمللی و جامعه جهانی ایجاد میکند.
طبق اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال و گزارشهای غیررسمی منتشرشده، آروین خیرخواه، از معترضان زندانی و محکومشده در ارتباط با انقلاب ملی ایرانیان، صبح شنبه ۱۰ مرداد در زندان شاهرود اعدام شد.
برخی رسانهها پیش از این گزارش کرده بودند که این جوان ۲۰ ساله اهل شاهرود، به اتهام شرکت در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ و با اتهام انتسابیِ «مشارکت در حمله به یک مسجد» با خطر اجرای حکم اعدام روبهروست.
او هفتم مردادماه به انفرادی منتقل شده بود.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، خانواده این جوان شامگاه جمعه ۹ مرداد، برای اعتراض به این حکم، مقابل زندان تجمع و تحصن کرده بودند.
حکومت ایران در ماههای گذشته موج جدیدی از سرکوب شهروندان را از طریق احضارها و بازداشتهای گسترده، صدور احکام سنگین حبس و افزایش چشمگیر اجرای احکام اعدام به راه انداخته است.
کنشگران بر این باورند که جمهوری اسلامی بهویژه پس از تنشهای نظامی اخیر قصد دارد با ایجاد فضای رعب و وحشت، مانع از فوران دوباره خشم عمومی علیه بحرانهای فزاینده معیشتی و سیاسی شود.
استان اصفهان در روزهای اخیر کانون یکی از گستردهترین موارد اجرای احکام اعدام برای متهمان بازداشتشده بهدنبال انقلاب ملی ایرانیان بوده است.
محور اصلی این اعدامها، پرونده موسوم به «میدان علیخانی» اصفهان است که ۱۲ تن از بازداشتشدگان آن به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شدند. ابوالفضل سپاهیبادجانی و امیرحسین صفری، در میدان علیخانی اصفهان و در ملاءعام اعدام شدند. پیش از این دو نیز عرفان اسفندیاری و گلمحمد محمدی، دو تن دیگر از متهمان این پرونده، اعدام شدند.
آنها پس از اعدام اسفندیاری و محمدی، از جمهوری اسلامی خواستند اجرای احکام اعدام ۱۰ معترض دیگر را فورا متوقف و این احکام را لغو کند.
تشدید سرکوب با گسترش اعدامها
بررسیهای ایراناینترنشنال نشان میدهد دستگاه قضایی حکومت ایران از ابتدای سال جاری تاکنون بیش از ۵۰ زندانی سیاسی را اعدام کرده و برای دهها تن دیگر نیز با اتهامهای سیاسی، حکم اعدام صادر کرده است.
دفتر مطبوعاتی شاهزاده رضا پهلوی، در ارتباط با اعدام خیرخواه، در شبکه ایکس نوشت: «امروز فرقه تبهکار جمهوری اسلامی، آروین خیرخواه، جوان دلیر ۲۰ ساله اهل شاهرود و از بازداشتشدگان انقلاب ملی را به دار آویخت. هر طناب داری که این رژیم بر گردن فرزندان ایران میاندازد، اعترافی است به وحشتش از ملت ایران.»
سازمان عفو بینالملل ششم مرداد اعلام کرد از ابتدای سال ۲۰۲۶ دستکم ۲۶ نفر در ارتباط با اعتراضات دیماه و ۲۶ نفر دیگر با اتهامهای دارای انگیزه سیاسی اعدام شدهاند.
این سازمان همچنین هشدار داد دستکم ۶۰ نفر با اتهامهای سیاسی در معرض اجرای حکم اعدام قرار دارند و افراد بیشتری نیز با اتهامهایی روبهرو هستند که مجازات آنها اعدام است.
یک منبع آگاه دهم مرداد به ایراناینترنشنال گفت که مهدی ظریف، ۲۱ ساله، دندانساز و اهل شاندیز مشهد، پس از تایید حکم اعدامش در دیوان عالی کشور، در خطر اجرای این حکم قرار دارد.
به گفته این منبع، ظریف ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ در منزل بازداشت و پس از مدتی نگهداری در سلول انفرادی، در جریان بازجوییها بر اثر فشارها دچار عارضه قلبی شد.
او اکنون در زندان وکیلآباد مشهد زندانی است.
این منبع افزود شعبه پنجم دادگاه انقلاب مشهد به ریاست «قاضی یزدانخواه»، با استناد به «قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با اسرائیل و کشورهای متخاصم علیه امنیت ملی»، ظریف را به اعدام محکوم کرده است.
این حکم در دیوان عالی کشور نیز تایید شده و این در حالی است که به گفته این منبع، وکیل او به متن کامل حکم و مستندات پرونده، دسترسی نداشته است.
از سوی دیگر، در ادامه برخوردهای قضایی جمهوری اسلامی با منتقدان و معترضان، دادستانی تهران علیه شماری از شهروندان به دلیل مخالفت با اعدام بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ و محکومان پروندههای مرتبط با جنگ ۴۰ روزه، اعلام جرم کرد.
خبرگزاری میزان، رسانه قوه قضاییه جمهوری اسلامی، گزارش داد این پروندهها پس از دریافت گزارش از نهادهای امنیتی و اطلاعاتی و رصد مطالب منتشرشده در فضای مجازی تشکیل شدهاند.
میزان جزییاتی درباره هویت و تعداد افرادی که علیه آنها اعلام جرم شده، محتوای مطالب منتشرشده از سوی آنان یا اتهامهای مشخص منتسب به این شهروندان منتشر نکرد اما نوشت که پروندههای تشکیلشده، برای رسیدگی به دادگاه ارجاع شدهاند.
کارزار «کشف حقیقت» ایراناینترنشنال هویت دستکم ۲۴ جانباخته اعتراضات دیماه در خرمآباد را شناسایی کرده است. روایتهای رسیده نیز از انتقال گسترده کشتهشدگان و مجروحان به بیمارستان شهدای عشایر و کنترل امنیتی آن حکایت دارند.
در ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال، تعداد زیادی پیکر خونآلود بدون کاور در کف سردخانه یا اتاقی در بیمارستان رها شدهاند. در دهان برخی از آنها لوله اکسیژن و روی بدنشان چسبهای الکتروکاردیوگرافی دیده میشود. نشانههایی که میتواند حاکی از انتقال آنان به بیمارستان در زمانی باشد که هنوز تحت اقدامات درمانی قرار داشتهاند.
در این تصاویر، روی پیشانی برخی پیکرها آثار شلیک مستقیم دیده میشود و بدن شماری دیگر با تعداد زیادی ساچمه پوشیده شده است. تعدادی از جانباختگان نیز از ناحیه سر بهشدت آسیب دیدهاند و بخشی از جمجمه آنان از بین رفته است. آثار خونریزی شدید و جراحت در ناحیه تناسلی برخی پیکرها دیده میشود. بعضی از پیکرها دستهایشان دستنبد دارد در حالی که مشخص است با تیر جنگی کشته شدهاند.
شاهدان عینی به ایراناینترنشنال گفتهاند بیمارستان عشایر در روزهای سرکوب اعتراضها غرق در خون بوده و حیاط و سردخانه آن از پیکر جانباختگان پر شده بود. چند منبع تعداد پیکرهای منتقلشده به این بیمارستان را بین ۲۰۰ تا ۲۵۰ نفر اعلام کردهاند.
یکی از پرسنل بیمارستان عشایر به ایراناینترنشنال گفت این مرکز، تنها بیمارستانی بود که اجازه داشت به مجروحان اعتراضات رسیدگی کند. با این حال، بیمارستان از سوی نیروهای مسلح محاصره شد و بالای سر پزشکان و پرستاران هنگام درمان مجروحان، یک یا چند نیروی امنیتی مستقر بودند.
به گفته این شاهد عینی، کادر درمان به مدت سه روز عملا در بیمارستان محبوس بودند، تلفنهای همراهشان ضبط شده بود و اجازه تماس با خانوادههای خود را نداشتند.
او همچنین گفت چند تن از کارکنان بیمارستان بازداشت شدند.
بنا بر اظهارات این شاهد عینی، دستکم ۷۰ معترض نیمهجان که امکان نجات آنها وجود داشت، به جای ادامه درمان به سردخانه منتقل شدند.
به گفته او، شماری از مجروحان پس از ربودهشدن از بخشهای درمانی کشته شدند و پیکر برخی از آنان با آثار شلیک از سینه به بالا یا تیر خلاص به سردخانه بازگردانده شد.
یک دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی خرمآباد نیز به ایراناینترنشنال گفت در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه بارها شاهد انتقال بیمارانی بوده که هنگام ورود به بیمارستان زنده بودند، اما حدود ۲۰ دقیقه پس از انتقال به اتاق عمل، خبر جانباختن آنان اعلام میشد.
به گفته او، این اتفاق محدود به یک یا دو بیمار نبوده است.
این شاهد همچنین از بیماری خبر داد که بر اثر اصابت تعداد زیادی ساچمه و عفونت شدید، دوم بهمن به بیمارستان منتقل شد، اما پیش از تکمیل درمان و با وجود مخالفت پزشک، با فشار نیروهای امنیتی از بیمارستان خارج و به مکانی نامعلوم منتقل شد.
نیروهای انتظامی و امنیتی در بیمارستان مستقر بودند تا مجروحان را شناسایی و بازداشت کنند.
بر اساس روایتهای رسیده، اعتراضات خرمآباد در روزهای پنجشنبه ۱۸ و جمعه ۱۹ دی ماه بسیار گسترده و عمدتا محلهمحور بود.
میدان کیو، خیابان انقلاب، میدان ناصرخسرو، میدان رازی، خیابان مطهری، خیابان ولیعصر، ماسور، میدان علوی و محدوده پشت بازار، از جمله کانونهای اصلی تجمعات گزارش شدهاند.
به گفته یکی از شاهدان، در شامگاه ۱۸ دی، بخشهای گستردهای از شهر در کنترل معترضان قرار داشت و جمعیت شرکتکننده به دهها هزار نفر میرسید.
به گفته او، اعتراضات در برخی محلهها تا دوشنبه ۲۲ دی ادامه داشت، اما بهدلیل قطع اینترنت و محدودیت شدید ارتباطی، امکان ارسال تصاویر و گزارشها وجود نداشت.
شاهدان از تجمع گسترده مردم در خیابان انقلاب، در مقابل بیمارستان عشایر، و همچنین مناطق جنوبی شهر از جمله ماسور خبر دادهاند.
یک منبع گفت در شب ۱۹ دی، در محله ماسور دهها نفر بر اثر تیراندازی کشته شدند و خون مجروحان و جانباختگان در کوچهها جاری بود.
یک شاهد دیگر گفت ماموران نقابدار و مجهز به سلاحهای سنگین وارد ساختمان بانک سپه در ابتدای کوچه قدس، مقابل بیمارستان عشایر، شدند و از طبقات بالای ساختمان به سوی مردم تیراندازی کردند.
بر اساس یکی دیگر از روایتها، نیروهای حکومتی از داخل فرمانداری نیز به سوی معترضان رگبار بستند.
شاهدان همچنین از آتش گرفتن شماری از فروشگاههای زنجیرهای خبر دادند و گفتند معترضان اجناس را غارت نکردند و مواد غذایی را در خیابان ریختند.
قطع گسترده اینترنت، برقراری محدودیت رفتوآمد و کنترل دوربینهای مداربسته برای شناسایی معترضان، از دیگر مواردی است که شهروندان خرمآباد گزارش کردهاند.
به گفته آنان، نیروهای سپاه پاسداران و بسیج، پس از اعتراضات، رهگذران را متوقف میکردند و حتی تجمع بیش از دو نفر با برخورد نیروهای امنیتی روبهرو میشد.
شاهدان عینی گفتهاند نیروهای حکومتی در شامگاه ۱۹ دی ماه روی پشتبام پاساژها، ساختمانهای دولتی، پایگاههای بسیج و بناهای مشرف به محل تجمعات مستقر شدند و با سلاحهای جنگی و تکتیرانداز به سوی مردم شلیک کردند.
یکی از شاهدان گفته است شخصا کشتهشدن دستکم پنج نفر را دیده که از پشت هدف رگبار قرار گرفته و گلولهها به سر یا قلب آنان اصابت کرده است.
منابع دیگر نیز از استفاده گسترده از کلاشنیکف، شاتگان، ساچمه، قمه و سلاحهای سرد از سوی نیروهای لباسشخصی، بسیج، سپاه پاسداران، نیروی انتظامی و یگانهای ویژه خبر دادهاند.
برخی شهروندان گفتند ماموران مانع انتقال زخمیها به بیمارستان میشدند و شماری از مجروحان بر اثر خونریزی در خیابان جان باختند. مجروحانی که به بیمارستان منتقل میشدند نیز در معرض بازداشت، ربودهشدن یا انتقال اجباری قرار داشتند.
شاهدان عینی از انباشتهشدن پیکرها در حیاط بیمارستان عشایر در جمعه ۱۹ دی ماه خبر دادند و گفتند نیروهای بسیج مانع نزدیکشدن خانوادهها و شهروندان به پیکرها میشدند.
شماری از خانوادهها نیز برای جلوگیری از ربودهشدن اجساد، ناچار شدند پیکر بستگان خود را بلافاصله از بیمارستان خارج کنند.
کارزار «کشف حقیقت» تاکنون هویت دستکم ۲۴ جانباخته خرمآباد را شناسایی کرده و بررسی اطلاعات مربوط به دیگر قربانیان ادامه دارد.
از جمله جانباختگانی که اطلاعات آنان به ایراناینترنشنال رسیده، حسین یغمایی است که به گفته نزدیکانش هدف گلوله قرار گرفت و پس از انتقال به خانه جان باخت.
همچنین سجاد صحراگرد، اهل روستای ریمله و پدر سه فرزند، در جریان اعتراضات با سلاح سرد کشته شد.
حجت احمدیان، بازنشسته شهرداری خرمآباد و پدر سه فرزند، یکی دیگر از جانباختگان است. منابع مطلع گفتهاند خانواده او تحت فشار قرار گرفتند تا برای جلوگیری از قطع حقوق بازنشستگی، علت مرگش را خودکشی اعلام کنند.
کارزار «کشف حقیقت» ایراناینترنشنال بررسی تصاویر، اسناد پزشکی، روایتهای شاهدان و اطلاعات مربوط به جانباختگان، مجروحان و بازداشتشدگان خرمآباد را ادامه میدهد.
در پی اعدام شماری از معترضان در اصفهان و در حالی که احتمال اعدام دیگر بازداشتشدگان اعتراضهای دیماه وجود دارد، چند منبع آگاه در ایران به ایراناینترنشنال گفت دادگاههای انقلاب پروندههای معترضان اصفهان را با شتاب و بدون رعایت موازین و تشریفات قانونی بررسی میکنند.
این منبع افزود جلسات دادگاه انقلاب برای معترضان اصفهان در برخی موارد با «سرعتی غیرمتعارف» برگزار میشوند. برای نمونه، رسیدگی به اتهامات یک معترض جوان تنها پنج دقیقه طول کشید و او از حق دسترسی به وکیل محروم بود.
افزون بر این چند منبع مطلع که از وضعیت این پروندهها آگاهند، نیز تایید کردند دستگاه قضایی به متهمان پرونده «میدان علیخانی» اجازه استفاده از وکیل انتخابی نمیدهد و خانوادهها را از تماس و ملاقات کافی با زندانیان محروم کرده است.
خبرگزاری میزان وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی صبح سهشنبه ششم مرداد به وقت ایران از اجرای حکم اعدام ابوالفضل سپاهیبادجانی و امیرحسن صفری حسینآبادی، دو نفر از بازداشتشدگان اعتراضهای دیماه سال گذشته در اصفهان، خبر داد.
پیش از قتل حکومتی این دو زندانی سیاسی، خانوادههای زندانیان سیاسی محکوم به اعدام و شهروندان در میدان علیخانی اصفهان تجمع کرده بودند و گزارشهایی نیز از درگیری یگان ویژه جمهوری اسلامی با معترضان منتشر شده بود.
ایراناینترنشنال ۱۷ تیر گزارش داده بود در پرونده میدان علیخانی اصفهان، ۱۲ نفر به اعدام و ۲۳ نفر به پنج تا ۱۰ سال حبس محکوم شدهاند. احکام اعدام ۱۴ تیر در دیوان عالی کشور تایید و پرونده برای اجرا به دادگاه انقلاب اصفهان فرستاده شد.
اسفندیاری، ۱۹ ساله، و محمدی، شهروند ۲۴ ساله افغانستان، ۲۸ تیر اعدام شدند. ۱۰ محکوم دیگر این پرونده، ابوالفضل ابراهیمی، امیرحسین ابراهیمیانالوچه، شروین باقریان جبلی، قائم حسینی، علی دشتی، علیرضا رئیسی، ابوالفضل سپاهی، علیرضا سپاهی، امیرحسین صفری و امیرحسین ملکی، به سلول انفرادی منتقل شدهاند.
اتهامهای سنگین در کیفرخواستها
بر اساس اطلاعاتی که منابع آگاه در اختیار ایراناینترنشنال گذاشتند، قوه قضاییه اتهامات سنگینی مانند «اغوا یا تحریک مردم به جنگ و کشتار با یکدیگر به قصد بر هم زدن امنیت کشور»، «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم بر ضد امنیت داخلی و خارجی»، «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» و «توهین به مقدسات اسلام» علیه شهروندان بازداشتشده در اصفهان مطرح کرده است.
افزون بر این، درج اتهام «قیام مسلحانه در برابر حکومت اسلامی» در کیفرخواستهای شماری از بازداشتشدگان، نگرانیها درباره احتمال صدور و اجرای قریبالوقوع احکام اعدام برای شمار بیشتری از معترضان را افزایش داده است.
بر اساس گزارشها، شماری دیگر از متهمان این پرونده برای انجام ملاقات آخر با خانوادههایشان فراخوانده شدهاند که این امر از خطر اجرای قریبالوقوع حکم اعدام آنها حکایت دارد.
یک منبع نزدیک به خانواده امیرحسین صفری، یکی از متهمان پرونده میدان علیخانی، به ایراناینترنشنال گفت که از بستگان او خواسته شده است برای آخرین ملاقات در زندان مرکزی اصفهان حاضر شوند. خانواده گمان میکند این دیدار ممکن است آخرین دیدار با او باشد.
صدور و اجرای احکام اعدام علیه زندانیان سیاسی در ایران، بهویژه پس از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ و جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، افزایش یافته است.
علی صالحی، دادستان تهران، ۲۳ تیر گفت در پروندههای مرتبط با این اعتراضات و جنگها، احکامی از جمله حبس و اعدام صادر و در مواردی اجرا شده است.
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی از ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ تاکنون دستکم ۵۱ زندانی سیاسی را اعدام کرده و برای صدها نفر دیگر نیز احکام اعدام، حبسهای سنگین و مصادره اموال صادر کرده است.
یک منبع آگاه به ایراناینترنشنال گفت قائم حسینی، امیرحسین ملکی و علی دشتی، سه تن از معترضان دیماه در اصفهان، در آستانه اجرای حکم اعدام قرار دارند. در پی تشدید موج سرکوبها در ایران، کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» از جامعه جهانی خواست صدای زندانیان محکوم به اعدام باشد.
بر اساس اطلاعاتی که سهشنبه ششم مرداد در اختیار ایراناینترنشنال قرار گرفت، قوه قضاییه جمهوری اسلامی از خانوادههای این سه زندانی سیاسی خواسته است برای آخرین ملاقات پیش از اجرای حکم اعدام، به زندان مراجعه کنند.
این سه نفر در پرونده موسوم به «میدان علیخانی اصفهان» به اعدام محکوم شدهاند.
به گفته منبع آگاه، حسینی پسرعمه گلمحمد محمدی، شهروند افغانستانی، است که پیشتر در ارتباط با این پرونده اعدام شد.
به نوشته رسانههای حکومتی، در جریان درگیریهای ۱۸ دی ۱۴۰۴ میان معترضان و نیروهای سرکوب در میدان علیخانی اصفهان، چهار مامور حکومت کشته شدند.
ایراناینترنشنال ۱۷ تیر گزارش داد در پرونده میدان علیخانی، ۱۲ نفر به اعدام محکوم شدهاند.
شروین باقریان، علیرضا سپاهی، علیرضا رئیسی، امیرحسین ابراهیمی و ابوالفضل ابراهیمی، دیگر متهمان محکوم به اعدام در این پرونده هستند.
کارزار سهشنبههای نه به اعدام: حکومت ولایت فقیه روزانه چوبههای دار را برپا میکند
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» ششم مرداد در بیانیه هفتگی خود اعلام کرد شمار اعدامها در ایران از ابتدای سال ۱۴۰۵ تاکنون به دستکم ۳۰۳ مورد رسیده است.
در بیانیه هفته صدوسیویکم این کارزار آمده است: «حکومت سرمایهسالار ولایت فقیه همچنان بیتوجه به اعتراضات علیه اعدام، روزانه چوبههای دار را برپا میکند و جان شهروندان را میگیرد.»
بر اساس این بیانیه، در هفته گذشته علاوه بر دهها زندانی محکوم در پروندههای جرائم عمومی، مهدی خانکی، زندانی سیاسی، نیز بدون برخورداری از دادرسی عادلانه و در بیخبری کامل، اعدام شد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» همچنین هشدار داد قوه قضاییه جمهوری اسلامی برای پنج زندانی سیاسی دیگر به نامهای عیسی چاری، امیرحسن اکبریمنفرد، سپهر امیرزاده، اکبر عربزاده و مهدی عربزاده، حکم اعدام صادر کرده است.
در ماههای گذشته، حکومت ایران موج جدیدی از سرکوب شهروندان را از طریق احضارها و بازداشتهای گسترده، صدور احکام سنگین حبس و افزایش چشمگیر اجرای احکام اعدام به راه انداخته است.
کنشگران بر این باورند که جمهوری اسلامی بهویژه پس از تنشهای نظامی اخیر قصد دارد با ایجاد فضای رعب و وحشت، مانع از فوران دوباره خشم عمومی علیه بحرانهای فزاینده معیشتی و سیاسی شود.
حمایت از اعتصاب زندانیان قزلحصار
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در ادامه بیانیه خود، بار دیگر از اعتصاب ۱۵۰۰ تن از زندانیان واحد ۲ زندان قزلحصار در اعتراض به احکام اعدام حمایت کرد و نوشت تاکنون «عوامل این زندان و هیچ مسئول دیگری در این حاکمیت اعدامی، پاسخگوی خواسته آنها نشدهاند».
این کارزار از وجدانهای بیدار و جامعه بینالمللی خواست صدای این زندانیان و تمامی محکومان به اعدام در ایران باشند.
اعتراضها در زندان قزلحصار از ۲۲ تیر و پس از انتقال شش زندانی محکوم به اعدام در پروندههای مرتبط با مواد مخدر به سلول انفرادی برای اجرای حکم آغاز شد.