مقام دولت پزشکیان: تبدیل وضعیت ۷۰۰ هزار نفر از نیروهای شرکتی امکانپذیر نیست

علاءالدین رفیعزاده، رییس سازمان اداری و استخدامی، اعلام کرد که دولت با توجه به موانع قانونی امکان تبدیل وضعیت ۷۰۰ هزار نفر از نیروهای شرکتی را ندارد.

علاءالدین رفیعزاده، رییس سازمان اداری و استخدامی، اعلام کرد که دولت با توجه به موانع قانونی امکان تبدیل وضعیت ۷۰۰ هزار نفر از نیروهای شرکتی را ندارد.
سخنان رفیعزاده که شنبه سوم مرداد در خبرگزاری حکومتی ایسنا منتشر شد، کمتر از سه ماه پس از دستور مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، برای «جمعکردن شرکتهای پیمانکاری» ابراز شده است. دستور پزشکیان در روز جهانی کارگر، ۱۱ اردیبهشت، صادر شد.
با این حال، از آن زمان تاکنون، دستور پزشکیان بهرغم درخواستهای فعالان و تشکلهای کارگری و نیز هزاران کارگر صنعت نفت و گاز برای حذف شرکتهای پیمانکاری و قرارداد مستقیم کار با کارگران و کارکنان، اجرا نشده است.
در همین ارتباط، خبرگزاری ایلنا بیستم تیر گزارش داد که بیش از هشت هزار نفر از کارگران پیمانکاری صنعت نفت و گاز با امضای کارزاری اینترنتی، از پزشکیان خواستند هر چه سریعتر دستور حذف شرکتهای پیمانکاری تامین نیرو را اجرا کند.
این کارگران که در قالب شرکتهای پیمانکاری، ارکان ثالث و سایر قراردادهای مشابه مشغول به کار هستند، با اشاره به دستور پزشکیان در روز جهانی کارگر، تاکید کردند که حذف شرکتهای پیمانکاری یکی از وعدههای انتخاباتی او بود و انتظار میرود دولت هرچه سریعتر زمینه اجرای آن را فراهم کند.
در این میان، همزمان با خودداری حکومت از تحقق این مطالبه طولانیمدت نیروهای شرکتی، مقامهای دولت پزشکیان، از «احتمال تبدیل وضعیت حدود ۱۰ درصد از کارگران پیمانی» و نیز «احتمال کاهش دستمزد کارگران در صورت تبدیل وضعیت نیروهای شرکتی و امضای قرارداد مستقیم» سخن گفتهاند.
این سخنان با انتقاد فعالان کارگری مواجه شد که تاکید میکنند دستور پزشکیان شامل همه نیروهای شرکتی میشود و در عین حال، کاهش دستمزد برخلاف ماده ۴۱ قانون کار است.
دو تبصره ماده ۴۱ قانون کار تاکید میکنند که حداقل دستمزد ماهانه کارگران باید بر اساس نرخ تورم و نیز هزینه زندگی ماهانه یک خانوار کارگری تعیین شود.
به گزارش ایسنا، رفیعزاده همزمان با مردود دانستن تبدیل وضعیت نیروهای شرکتی وعده داد که «حقوق و مزایای این نیروها بهصورت مستقیم به حساب آنها واریز خواهد شد» و «امتیازاتی نیز برای حضور موفقتر آنها در آزمونهای استخدامی در نظر گرفته شده است.»
در سخنان این مقام جمهوری اسلامی به زمان اجرای «طرح ساماندهی نظام پرداخت نیروهای شرکتی» که ۳۱ تیر در جلسه هیات دولت به تصویب رسید، اشاره نشده است.
حذف شرکتهای پیمانکاری، سالهاست که از مطالبات اصلی کارگران پیمانی، و همچنین فعالان و تشکلهای مستقل کارگری بوده است.
در این ارتباط، کارگران پیمانی، از جمله کارگران شهرداریها، بارها در اعتصابها و تجمعهای خود خواستار حذف این شرکتها و امضای قرارداد مستقیم کار کارگران و کارکنان پیمانی شده بودند.
در چند سال گذشته، طرح حذف شرکتهای پیمانکاری، پیش از نهایی شدن، چندین بار بین مجلس شورای اسلامی و مجمع تشخیص مصلحت نظام جمهوری اسلامی دست به دست شده است.






کیتی پری، آهنگساز و خواننده سرشناس، استفاده کاخ سفید از ترانه «آتشبازی»(Firework) او بهعنوان موسیقی متن تصاویری از حملات نظامی آمریکا به جمهوری اسلامی را محکوم کرد.
دولت ترامپ اوایل در این ویدیو که اوایل هفته در حساب رسمی کاخ سفید در تیکتاک منتشر شد، تصاویر عملیات نظامی آمریکا در ایران را با ترانه موفق سال ۲۰۱۰ پری همراه ساخته است. در توضیح این ویدیو نوشته شده بود: «به ایران هشدار داده شده است.»
پری در بیانیهای در شبکه اجتماعی ایکس به این اقدام واکنش نشان داد و گفت نه با او مشورتی شده و نه اجازهای برای استفاده از موسیقیاش داده است.
او نوشت: «از اینکه میبینم از "Firework" در تیکتاک کاخ سفید بهعنوان موسیقی پسزمینه تصاویر ویدیویی حملات نظامی استفاده شده، عمیقاً وحشتزده و خشمگینم. من این کار را تایید نکردم، کسی از من اجازه نگرفت و مطلقا آن را تایید نمیکنم.»
پری در ادامه درباره پیام مورد نظر خود از ترانه «آتشبازی» توضیح داد و این قطعه را سرودی توصیف کرد که برای حمایت از افرادی ساخته شده است که دورههای دشواری را در زندگی خود پشت سر میگذارند.
او ادامه داد: «من این ترانه را نوشتم تا سرودی برای امید، التیام و قدرت درونی کسانی باشد که تاریکترین لحظات شخصی زندگیشان را پشت سر میگذارند. دیدن اینکه پیامی درباره ارزشمندی انسان و امیدبخشی، به ابزاری برای همراهی با تصاویر ویرانی و خشونت تبدیل شده، نقض کامل تمام چیزهایی است که ترانه من نماینده آن است.»
او در پایان گفت: «موسیقی من برای گرد هم آوردن مردم است، نه برای تجلیل از جنگ.»
ترانه آتشبازی(Firework) نخستین بار در سومین آلبوم پری، «Teenage Dream»، منتشر شد و به یکی از بزرگترین تکآهنگهای او تبدیل شد و به صدر جدول آمریکا رسید.
این ترانه پیشتر با دولتی بسیار متفاوت در کاخ سفید پیوند خورده بود. پری در ژانویه ۲۰۲۱، در جریان مراسم تلویزیونی جشن تحلیف جو بایدن، این ترانه را در مقابل بنای یادبود لینکلن اجرا کرد؛ اجرایی که با نمایش گسترده آتشبازی در سراسر واشنگتن دیسی همراه بود.
پری تازهترین هنرمند از میان شمار رو به افزایشی از آهنگسازان و خوانندگانی است که به استفاده دولت ترامپ از آثارشان در پستهای شبکههای اجتماعی دولتی اعتراض کردهاند.
ماه گذشته، آریانا گرانده پس از آنکه ترانه «خداحافظی» (Bye) او در ویدیویی از بازداشت افراد به دست ماموران اداره مهاجرت و گمرک آمریکا (ICE) استفاده شد، از کاخ سفید انتقاد کرد و از دولت خواست موسیقی او را با آن تصاویر «وحشیانه و غیرانسانی» مرتبط نکند.
کشا نیز پس از استفاده از ترانه «Blow» در یک ویدیو نظامی به این اقدام اعتراض کرد. گروه Boards Of Canada و شرکت ضبط وارپ ریکوردز (Warp Records) نیز استفاده بدون مجوز از قطعه «Deep Time» در پستی حاوی تصاویر قایقهای گشت مرزی و مراکز بازداشت را محکوم کردند.
سابرینا کارپنتر پیشتر ویدیویی از اداره مهاجرت و گمرک آمریکا را که در آن از ترانه «Juno» استفاده شده بود، «شرورانه و نفرتانگیز» توصیف کرده بود و اولیویا رودریگو نیز دولت را متهم کرده بود که از موسیقی او برای ترویج «تبلیغات نژادپرستانه و نفرتپراکنانه» استفاده میکند.
از دیگر هنرمندان و صاحبان حقوق آثار هنرمندانی که به استفاده ترامپ از آثارشان اعتراض کردهاند میتوان به رولینگ استونز، ادل، نیل یانگ، جک وایت، آبا، سلین دیون، فو فایترز، وارثان آیزاک هیز و ادی گرنت اشاره کرد.
رسانههای اسرائیلی شنبه سوم مرداد گزارش دادند دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در حالی از صدور دستور آغاز عملیات بزرگ علیه جمهوری اسلامی خودداری کرد که اسرائیل ارزیابیکرده بود ممکن است آمریکا در طول جمعه شب یا شنبه سوم مرداد حمله بزرگی را که ترامپ وعده داده بود، آغاز کند.
روزنامه واینت در گزارشی نوشت اسرائیل ارزیابی کرده بود که حمله بزرگ آمریکا به جمهوری اسلامی در شامگاه جمعه یا بامداد شنبه سوم مرداد آغاز شود و همین ارزیابی باعث شد اسرائیل دست به آمادهسازیهای گسترده و چشمگیری بزند اما با گذشت ساعات، مقامها در اورشلیم به این نتیجه رسیدند که ترامپ تصمیم گرفته است فعلا دست نگه دارد و فرصت دیگری به تهران بدهد تا امتیازهایی ارائه کند.
بهنوشته این روزنامه، در پشت صحنه، قطر و عمان فشار قابلتوجهی بر حکومت ایران وارد کردند تا موضع خود را نرمتر کند و مانع از عملیاتی گسترده از سوی آمریکا شود که تا آن زمان تقریبا قطعی به نظر میرسید.
کانالهای ۱۱ و ۱۲ تلویزیون اسرائیل نیز گزارش دادند مقامهای این کشور خود را آماده کرده بودند که با حملات دیشب ایالات متحده به جمهوری اسلامی، که انتظار میرفت بسیار گستردهتر از حملات دو هفته گذشته باشد، دامنه جنگ گسترش بیایبد و پای اورشلیم نیز به درگیری باز شود، اما در لحظه آخر، ترامپ تصمیم گرفت که حملات را متوقف کند تا فرصت بیشتری به دیپلماسی بدهد. به همین دلیل، سطح آمادگی اسرائیل برای درگیری گسترده از دیشب کمی کاهش یافته است.
برخلاف پیشبینیها آمریکا نه تنها حمله بزرگ خود به جمهوری اسلامی را آغاز نکرد، بلکه شامگاه جمعه برای اولین بار در بیش از دو هفته گذشته دست به هیچ حمله دیگری نیز نزد.
توقف حملات متقابل پس از ۱۳ روز درگیری، میتواند نشانه دیگری از باز شدن دریچههای دیپلماسی باشد.
در نشانهای دیگر، وزارت حملونقل قطر شنبه اعلام کرد که فعالیتهای دریانوردی برای انواع شناورها از یکشنبه بهطور کامل در خلیج فارس و تنگه هرمز از سر گرفته میشود.
این در حالی است که در پی حملات سپاه به کشتیها در تنگه هرمز و نیز اعمال محاصره دریایی بندرهای جنوبی ایران از سوی آمریکا، رفتوآمد در یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان در دو هفته گذشته بهشدت کاهش یافته بود؛ امری که در افزایش دوباره قیمت نفت بازتاب یافت.
ارتش آمریکا جمعه در دریای عمان به یک کشتی تجاری که تلاش میکرد محاصره بندرهای ایران را نقض کند، شلیک کرد.
سپاه پاسداران نیز شنبه اعلام کرد نیروهایش طی ۲۴ ساعت گذشته چهار کشتی را که قصد عبور از تنگه هرمز را داشتند، متوقف کردهاند.
سپاه در بیانیهای که از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شد، اعلام کرد: «چهار شناور که قصد داشتند طی ۲۴ ساعت گذشته از بخش جنوبی تنگه هرمز و از مسیری غیرقانونی و ناامن عبور کنند، پس از شلیک اخطار از سوی نیروی دریایی سپاه متوقف شدند.»
بر اساس این بیانیه، کشتیها سپس «مسیر خود را تغییر دادند.»
وقفهای کوتاه یا بازگشت به دیپلماسی؟
روزنامه تایمز اسرائیل هم نوشت هنوز مشخص نیست توقف حملات نشانه بازگشت به مسیر دیپلماسی است یا صرفا وقفهای کوتاه پیش از ازسرگیری درگیریها.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، جمعه گفت هنوز تصمیم نگرفته است که حملات گسترده جدیدی علیه جمهوری اسلامی انجام دهد یا نه، اما افزود تهران اکنون در مذاکرات با واشینگتن «جدیتر» شده است.
این اظهارات پس از گزارشهایی مطرح شد که نشان میداد ترامپ که بهطور فزایندهای از وضعیت موجود ناامید شده، با مشاوران ارشد خود درباره آغاز یک عملیات نظامی گسترده علیه جمهوری اسلامی گفتوگو کرده است.
ترامپ در پاسخ به خبرنگاران در دفتر بیضی که پرسیدند آیا تصمیم خود را گرفته است یا نه، گفت: «نه، هنوز نگرفتهام.»
او افزود: «ببینید، ما همین حالا داریم با آنها صحبت میکنیم. فکر میکنم هرچه روزها میگذرد، آنها جدیتر و جدیتر میشوند؛ شاید به دلیل واضحی.»
ترامپ گفت حکومت ایران باید میان توافق یا مواجهه با «سطح بسیار بالاتری» از حملات یکی را انتخاب کند.
او افزود: «ما کاملا آماده و مسلح هستیم و آماده اقدامیم. اما داریم با آنها صحبت میکنیم، بنابراین تا زمانی که مذاکره میکنیم، خواهیم دید چه میشود. من معتقدم... آنها بسیار جدی هستند. باید هم باشند.»
سفارتخانههای آمریکا در خاورمیانه نیز جمعه به شهروندان آمریکایی در منطقه هشدار دادند که ممکن است گزینههای خروج از منطقه محدودتر شود و احتمال لغو پروازها و اختلال در سفرها افزایش یافته است.
همزمان، سپاه پاسداران به ساکنان کشورهای همسایه توصیه کرد از پایگاههایی که نیروهای آمریکایی در آنها حضور دارند فاصله بگیرند.
واینت در گزارش خود نوشت اگرچه قطر و عمان تهران را برای مصالحه تحت فشار قرار دادهاند، اما مقامهای اسرائیلی با وجود گشایش دیپلماتیک دیگری در آستانه سفر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل به واشینگتن، همچنان شانس اندکی برای دستیابی به توافقی پایدار میبینند.
بهنوشته این روزنامه، از دید اسرائیل این وقفه بیش از آنکه نشاندهنده تغییری اساسی در ارزیابی کلی از مذاکرات باشد، به منزله فرصتی موقت و حیاتی برای حکومت ایران است. مقامهای اسرائیلی معتقدند یادداشت تفاهم میان واشینگتن و تهران عملاً مرده است و تقریبا هیچ چشماندازی برای دستیابی به توافقی دائمی که جمهوری اسلامی را ملزم به تسلیم در برابر خواستههای آمریکا کند، نمیبینند.
واینت نوشت حتی اگر ترامپ فرصت دیگری به حکومت ایران داده باشد، اسرائیل انتظار ندارد این روند به توافقی پایدار منجر شود. با این حال، تهران ممکن است موفق شده باشد زمان بیشتری برای خود بخرد، هرچند مقامهای اسرائیلی معتقدند این مهلت ممکن است کوتاه باشد.
بنیامین نتانیاهو قرار است دوشنبه راهی واشینگتن شود و سهشنبه ششم مرداد در کاخ سفید با ترامپ دیدار کند. همچنین انتظار میرود او در مراسم خاکسپاری سناتور لیندسی گراهام که اوایل ماه جاری درگذشت، شرکت کند.
تشدید درگیری میان عربستان و حوثیها
در حالی که ایران پس از ۱۳ شب، شب آرامی را پشت سر گذاشت، درگیریها با تشدید تنش میان عربستان سعودی و حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی ادامه دارد. عربستان یک بندر را هدف قرار داد و حوثیها نیز موشکها و پهپادهایی را به سوی تاسیسات نفتی سعودی شلیک کردند
حوثیها این هفته دو نفتکش سعودی را در دریای سرخ هدف قرار دادند؛ اقدامی که نگرانیها درباره احتمال تلاش دوباره این گروه برای مسدود کردن مسیرهای کشتیرانی در دریای سرخ را افزایش داده است.
در واکنش، ائتلاف به رهبری عربستان سعودی در یمن اعلام کرد که عربستان صبح شنبه شهر بندری حدیده در یمن را هدف قرار داده است.
همزمان، منابع امنیتی یونان به رویترز گفتند سامانههای دفاع هوایی در عربستان شنبه دو موشک بالستیک شلیکشده از یمن را که پالایشگاههای نفت در ینبع در ساحل دریای سرخ را هدف گرفته بودند، رهگیری کردند.
دفاع مدنی عربستان چندین هشدار برای ینبع صادر کرد و بعدا اعلام کرد خطر برطرف شده است.
همچنین برای شهر بندری جیزان در نزدیکی مرز یمن، هشدار صادر شد. در ابتدا گزارشی رسمی از خسارات منتشر نشد، اما تصاویر منتشرشده از جیزان ستونهای دود سیاه را نشان میداد که از پالایشگاه آرامکو در این شهر به هوا برخاسته بود.
تایمز اسرائیل به نقل از منابع خود گزارش داد که سامانه دفاعی از سوی نیروهای نظامی یونان اداره میشد. یونان از سال ۲۰۲۱ و بر اساس توافقی برای کمک به حفاظت از زیرساختهای انرژی عربستان، یک سامانه پاتریوت ساخت آمریکا در این کشور مستقر کرده است.
بعدتر در روز شنبه، منابع امنیتی یونان گفتند همین سامانه پاتریوت یک پهپاد شلیکشده از یمن را در منطقه ینبع سرنگون کرده است.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، شنبه هرگونه نقش تهران در تشدید درگیریهای یمن را رد کرد و خواستار گفتوگو شد.
او گفت: «ما معتقدیم برای مساله یمن، بابالمندب و دیگر مسائل منطقهای، راهحل نظامی وجود ندارد.»
عراقچی گفت وضعیت یمن «نمیتواند به ایران نسبت داده شود» و حوادث اطراف تنگه بابالمندب «ریشه در اختلافات و مسائل قدیمی میان یمن، عربستان سعودی و کشورهای منطقه دارد.»
با این حال، رویترز پیشتر گزارش داده بود که جمهوری اسلامی از حوثیها خواسته است در صورت هدف قرار گرفتن مراکز انرژی ایران از سوی آمریکا، بابالمندب را مسدود کنند. رویترز همچنین از اعزام شماری از افسران سپاه پاسداران به همراه تجهیزات موشکی و نظامی برای حوثیها خبر داده است.
پس از آنکه حوثیها محاصره بنادر عربستان را اعلام کردند و مدعی حمله به نفتکشها شدند، درگیری میان آنها و عربستان بار دیگر بالا گرفته است. درگیری دو طرف از زمان آتشبس با میانجیگری سازمان ملل در سال ۲۰۲۲ تا حد زیادی متوقف شده بود.
این محاصره توانایی عربستان برای انتقال کالا و نفت به بازارهای جهانی را تهدید کرده است؛ بهویژه پس از آنکه جمهوری اسلامی نیز بهطور همزمان تنگه هرمز، تنها مسیر دریایی دیگر عربستان، را مسدود کرده است.
سخنگوی حوثیها جمعه گفت این گروه تردد از تنگه بابالمندب را مسدود نکرده و محاصره دریایی «فقط طرف سعودی را تحت تاثیر قرار میدهد.»
پیامهای مردمی رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند شهروندان ایرانی در برخی شهرها از حضور و آزار و اذیت نیروهای عراقی حشد شعبی و دیگر شبهنظامیان خارجی بهخصوص در مورد زنان، به تنگ آمدهاند.
موضوع گلایههای شهروندان در پیامهای ارسالشده، ایجاد مزاحمت، رعب و وحشت آفرینی و سلب امنیت اجتماعی از شهروندان به وسیله این نیروهاست.
بر اساس پیامهای دریافتی، این نیروها در مناطق گستردهای از جمله آبادان، خرمشهر، سمنان، شاهرود، کرج (چهارباغ) و نوار جنوب شرقی کشور (از سیریک تا جاسک) پراکنده شدهاند.
حضور نیروها و مزدوران خارجی در ایران به قصد سرکوب شهروندان معترض و مخالف جمهوری اسلامی در طول سالهای گذشته و از زمان اعتراض به نتایج اعلام شده برای انتخابات ریاستجمهوری سال ۸۸، همواره خبرساز بوده است.
گزارشها از مشارکت نیروهای نیابتی تهران، از جمله عوامل وابسته به حشد شعبی، در کنار اعضای سپاه پاسداران و بسیج، در سرکوب و کشتار معترضان در ایران در جریان انقلاب ملی ایرانیان در دیماه ۱۴۰۴ حکایت دارند.
سیانان ۲۵ دیماه به نقل از یک منبع نظامی اروپایی و یک منبع امنیتی عراقی گزارش داد شبهنظامیان عراقی در هفتههای پیش از آن تاریخ برای کمک به جمهوری اسلامی در سرکوب معترضان، وارد ایران شدند.
ایراناینترنشنال پیشتر گزارشی در همین زمینه منتشر کرده بود.
اعزام این نیروها به ایران در پوشش «سفر زیارتی به مشهد» انجام شده بود، اما آنان در عمل در پایگاه علی خامنهای در اهواز گرد هم آمده بودند و سپس برای مشارکت در کشتار و سرکوب خشونتآمیز اعتراضات، به مناطق مختلف ایران اعزام شدند.
پس از انتشار گزارشها درباره حضور نیروهایی با پرچم حشد شعبی در برخی شهرهای ایران، موجی از پیامهای شهروندان به ایراناینترنشنال سرازیر شد که حاکی از ایجاد فضای رعب و وحشت در شهرهای مختلف، بهویژه در جنوب کشور بود.
روایتهای شهروندان از شهرهای مختلف
تعدادی از مخاطبان در پیامهای خود از سمنان گزارش دادند که نیروهای حزبالله لبنان و حشد شعبی همراه با خانوادههایشان در این شهر مستقر شدهاند: «زنان آنها در تجمعات حکومتی نقش پرچمدار را ایفا میکنند و مردانشان برای زنان و دختران ایرانی آزاررسانی و مزاحمت ایجاد میکنند.»
مشابه این وضعیت در شاهرود نیز گزارش شده است؛ جایی که این افراد تحت عنوان «دانشجو»، شبها در کافهها پرسه میزنند و امنیت روانی دختران را مختل میکنند.
پیشتر نیز برپایی ایستهای بازرسی و تردد با خودروهای نظامی در آبادان و خرمشهر، تجمعهای رعبآور در چهارباغ کرج و تبدیل مدارس به پایگاههای نظامی در جنوب شرق کشور، موجی از نگرانی را در میان ساکنان محلی به وجود آورده بود.
در این شرایط، مخاطبی از آبادان، وضعیت شهر را چنین تشریح کرده بود: «نیروهای حشد شعبی با تویوتا هایلوکس، در پایگاه بسیج روبهروی سیتیسنتر مستقر شدهاند و با نیروهای سپاه در طول مسیر چند ایستبازرسی راه انداختهاند و خودروهای مردم را تفتیش میکنند.»
بر اساس گزارشهای پیشین، همزمان با درخواست سپاه پاسداران، حدود ۱۵ هزار نیروی مسلح حشد شعبی و فاطمیون، به خیابانهای ایران اعزام شدهاند.
تلگراف خبر داد مقامهای بریتانیایی افرادی مرتبط با نهادهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی را هنگام ورود به این کشور با قایقهای مهاجران رهگیری کردهاند. وزارت کشور بریتانیا بدون تایید جزئیات این گزارش اعلام کرد افراد ورودی با قایقهای کوچک تحت بررسیهای امنیتی سختگیرانه قرار میگیرند.
تلگراف روز جمعه دوم مرداد گزارش داد جمهوری اسلامی از شبکههای قاچاق انسان برای انتقال افراد مرتبط با حکومت ایران به اروپا و بریتانیا استفاده میکند. بر اساس این گزارش، شماری از افراد مظنون به ارتباط با وزارت اطلاعات هنگام تلاش برای عبور از کانال مانش و ورود به بریتانیا با قایقهای کوچک شناسایی شدهاند.
این روزنامه به نقل از قاچاقچیان فعال در اروپا نوشت حکومت ایران انتقال برخی مهاجران ساکن کاله فرانسه به بریتانیا را تسهیل میکند و در مقابل، از آنها میخواهد پس از استقرار در این کشور خدماتی برای تهران انجام دهند.
ادعاهای مطرحشده در این گزارش بهطور مستقل تایید نشدهاند و وزارت کشور بریتانیا نیز درباره تعداد، هویت یا وابستگی افراد رهگیریشده توضیحی ارائه نکرده است.
استفاده از فناوری برای شناسایی تهدیدها
بر اساس گزارش تلگراف، وزارت کشور بریتانیا برای نظارت بر قایقهای در حال عبور از کانال مانش، از پهپادها و برجهای مراقبتی مجهز به هوش مصنوعی استفاده میکند. گفته میشود این تجهیزات به مقامها در شناسایی و رهگیری افراد مرتبط با جمهوری اسلامی کمک کردهاند.
تلگراف به نقل از مقامهایی در ایران نوشت شبکههای قاچاق تحت کنترل جمهوری اسلامی، افراد مرتبط با حکومت را از مسیرهای مختلف اروپا به بریتانیا منتقل میکنند. این مقامها مدعی شدهاند کنترل برخی مسیرهای قاچاق انسان میان خاورمیانه و کانال مانش در اختیار سپاه پاسداران است.
این گزارش پس از آن منتشر شد که تهران در واکنش به تمدید مجوز استفاده آمریکا از پایگاه نیروی هوایی سلطنتی فیرفورد، این پایگاه را به حمله تهدید کرد. نیروهای آمریکایی میتوانند از این پایگاه بریتانیایی برای انجام عملیات هوایی استفاده کنند.
نقش یگان ۷۰۰ نیروی قدس
به نوشته تلگراف، شبکههای مورد استفاده برای انتقال افراد به بریتانیا را یگان ۷۰۰ سپاه پاسداران اداره میکند. یگان ۷۰۰ شاخه لجستیکی نیروی قدس، واحد مسئول عملیات برونمرزی سپاه، شناخته میشود.
نیروی قدس به تامین مالی و ارسال سلاح برای گروههایی چون حماس، حزبالله و حوثیهای یمن متهم شده است.
یک مقام ایرانی که نام او در گزارش ذکر نشده، تاکید کرد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در برخی موارد مسیرهای قاچاق را اداره میکنند. او گفت افرادی که آنها را «انقلابی» توصیف کرد، در لندن مستقر شدهاند و منتظر دریافت دستور هستند.
این مقام همچنین تهدید کرد جمهوری اسلامی میتواند بدون استفاده از موشک، لندن را ناامن کند و افزود مسیرهای قاچاق برای تهران «مهمتر و مفیدتر از موشکها» هستند.
مشخص نیست این مقام چه جایگاهی در ساختار جمهوری اسلامی دارد و تلگراف نیز جزئیاتی درباره چگونگی راستیآزمایی اظهارات او ارائه نکرده است.
شمار ایرانیان ورودی با قایقهای کوچک افزایش یافته است
بر اساس آمار «دیدهبان مهاجرت» که تلگراف منتشر کرده، از سال ۲۰۱۸ تاکنون ۳۰ هزار و ۲۶۹ ایرانی با قایقهای کوچک وارد بریتانیا شدهاند. این رقم از شمار مهاجران افغانستانی، عراقی، اریترهای، آلبانیایی و سوری بیشتر است.
پس از ایران، شهروندان افغانستان با ۲۷ هزار و ۴۲۲ نفر، عراق با ۱۹ هزار و ۱۵۷ نفر، اریتره با ۱۹ هزار و ۱۵۴ نفر، آلبانی با ۱۵ هزار و ۳۷۳ نفر و سوریه با ۱۴ هزار و ۷۴۴ نفر بیشترین ورودیها را تشکیل دادهاند.
پنجشنبه نیز یک قایق بادی بزرگ حامل ۱۶۵ مهاجر از کانال مانش عبور کرد. این تعداد، رکورد تازهای برای ورود مهاجران با یک قایق کوچک ثبت کرد.
با این حال، تلگراف نوشت شمار تهدیدهای احتمالی ورودی با قایقهای کوچک، در مقایسه با تعداد افراد وابسته به سپاه که با پروازهای قانونی از کشورهای اروپایی وارد بریتانیا میشوند، بسیار کمتر است.
مقامهای مورد استناد این روزنامه، تندرو کردن و فعالسازی برخی اعضای جامعه ایرانیان مقیم لندن و استفاده از نیروهای نیابتی محلی را تهدید بزرگتری برای امنیت ملی بریتانیا دانستهاند. به گفته آنها، انتقال افراد با قایقهای کوچک مسیری پرهزینه و غیرقابل اعتماد است.
مسیر انتقال از ایران تا بریتانیا
تلگراف مسیر اصلی مورد استفاده شبکههای قاچاق را از ایران به ترکیه و سپس ایتالیا، فرانسه و بریتانیا توصیف کرده است.
بر اساس این گزارش، مهاجران ابتدا در نزدیکی گذرگاههای مرزی یا از مسیر کوهستانی اطراف ماکو وارد ترکیه میشوند. آنان پس از رسیدن به وان به قاچاقچیانی سپرده میشوند که از مسیر دیاربکر و سامسون آنها را به استانبول میرسانند.
مهاجران سپس با قایق از نزدیکی استانبول حرکت میکنند، از دریای اژه میگذرند و به رجیو کالابریا در جنوب ایتالیا میرسند. آنها از آنجا با قطار به میلان و سپس فرانسه منتقل میشوند و در مرحله آخر، با قایقهای بادی از کاله به دوور میروند.
این روزنامه از دو مسیر جایگزین نیز نام برده است. در مسیر نخست، قاچاقچیان مرتبط با ایران افراد را از استانبول و با عبور پیاده از جنگلهای اروپا به کاله میرسانند. در مسیر دوم، نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در کشورهای اروپای شرقی گروههایی شبیه شبکههای مافیایی تشکیل میدهند و عوامل از آنجا با پرواز قانونی به لندن میروند، عملیات مورد نظر را انجام میدهند و سپس بریتانیا را ترک میکنند.
قاچاقچیان از ارتباط برخی مسیرها با حکومت ایران گفتند
دو قاچاقچی ایرانی به تلگراف گفتهاند از ارتباط برخی مسیرهای قاچاق با حکومت جمهوری اسلامی آگاهاند.
یکی از آنان گفت ابعاد این ارتباط روشن نیست، اما بخشی از درآمد حاصل از قاچاق به افراد مرتبط با حکومت میرسد. به گفته او، مسیر مورد استفاده همان مسیر معمول مهاجران است، اما حکومت ایران آن را در پشت صحنه اداره میکند.
قاچاقچی دیگری گفت کنترل یک مسیر، مزیت بزرگی برای جمهوری اسلامی ایجاد میکند و به حکومت اجازه میدهد از آن برای مقاصد مختلف استفاده کند. او افزود برخی مهاجران در پارکهای کاله یا دانکرک منتظر میمانند تا واسطهها آنان را برای انتقال به بریتانیا انتخاب کنند.
به گفته این قاچاقچی، بیشتر این افراد از فقر فرار میکنند و ممکن است در مقابل کاهش هزینه سفر، پس از ورود به بریتانیا با درخواست انجام خدماتی برای حکومت ایران موافقت کنند.
امآی۵ درباره طرحهای منتسب به حکومت ایران هشدار داده بود
کن مککالوم، مدیرکل سازمان اطلاعات داخلی بریتانیا، امآی۵، در ماه اکتبر اعلام کرده بود این سازمان در یک دوره ۱۲ ماهه «بیش از ۲۰ طرح بالقوه مرگبار مورد حمایت ایران» را ردیابی کرده است.
او همچنین هشدار داده بود تهران بهطور گسترده از مجرمان، از جمله قاچاقچیان مواد مخدر، بهعنوان نیروی نیابتی برای اجرای عملیات در بریتانیا استفاده میکند.
ماه گذشته میلادی نیز مردی با تابعیت دوگانه ایرانی و بریتانیایی به آتش زدن دیوار یادبود معترضان ضدحکومتی کشتهشده در ایران متهم شد. آتشسوزی ماه آوریل تحقیقات پلیس مبارزه با تروریسم بریتانیا را در پی داشت.
یک کارشناس بر استفاده از مجرمان محلی تاکید کرد
کریستیان گوستافسون، معاون مرکز مطالعات اطلاعاتی و امنیتی دانشگاه برونل و مدرس پیشین دانشکده نظامی سندهرست، گفت احتمال اینکه جمهوری اسلامی برای اجرای عملیات از مجرمان و افراد جذبشده در داخل بریتانیا استفاده کند، بیشتر از انتقال مستقیم عوامل ایرانی است.
او گفت تهران ممکن است با بهرهبرداری از احساسات ضداسرائیلی و ضدصهیونیستی، جوانان محلی خشمگین از جنگ غزه و اقدامات اسرائیل و آمریکا در خاورمیانه را جذب کند.
دولت بریتانیا تحت فشار قرار گرفت
آلیشیا کرنز، وزیر امنیت در دولت سایه بریتانیا، سپاه پاسداران را متهم کرد که از بحران قایقهای کوچک برای انتقال عوامل خود به این کشور بهره میبرد.
او خواستار تشکیل فوری کارگروهی برای شناسایی عوامل احتمالی جمهوری اسلامی در میان مهاجران تازهوارد و افرادی شد که پیشتر به بریتانیا رسیدهاند. کرنز همچنین از دولت خواست وزارت اطلاعات را بر اساس قوانین مربوط به دولتهای متخاصم در فهرست نهادهای تعیینشده قرار دهد و برای تعطیل کردن سازمانهایی که آنها را پوششی برای سپاه پاسداران میخواند، از جمله مرکز اسلامی انگلیس، اختیارات اضطراری صادر کند.
سخنگوی وزارت کشور بریتانیا در واکنش به گزارش تلگراف گفت امنیت ملی اولویت نخست دولت است و همه افرادی که با قایقهای کوچک وارد کشور میشوند، تحت بررسیهای امنیتی سختگیرانه قرار میگیرند.
او افزود افرادی که تهدید تشخیص داده شوند، بلافاصله بازداشت خواهند شد و دولت برای اخراج سریع آنها اقدام خواهد کرد.
این سخنگو همچنین گفت دولت روند اصلاح قانون برای ممنوع کردن حمایت از سپاه پاسداران را تسریع کرده است. به گفته او، این تغییر اختیارات بیشتری به پلیس و نهادهای اطلاعاتی میدهد تا فعالیت افراد مرتبط با سپاه را مختل و زمینه پیگرد قضایی آنان را فراهم کنند.
۱۵ سال طول کشید تا دلار از هزار تومان به صد هزار تومان برسد؛ از حدود سال ۱۳۸۹ تا فروردین ۱۴۰۴. اما فاصله ۱۰۰ هزار تومان تا آستانه ۲۰۰ هزار تومان را در ۱۵ ماه پیمود.
اکنون نرخ بازار آزاد حوالی ۱۹۰ هزار تومان در نوسان است، حکومت برای دفاع از مرز ۲۰۰ هزار تومان سنگربندی کرده و مردم، با کولهباری از خاطرات تلخ، با ناباوری خود را برای مواجهه با آن آماده میکنند. پرسش این نیست که آیا این مرز سقوط میکند؛ پرسش، تقویم سقوط است.
همراهان چرتکه، روش محاسبه ارزش دلار در اقتصاد تورمی ایران را میشناسند: نرخ سال گذشته را برمیداریم و تورمی را که در طول این مدت بر قیمتها نشسته، به آن اضافه میکنیم.
تازهترین آمار رسمی مرکز آمار میگوید تورم نقطهبهنقطه خرداد، یعنی فاصله قیمتهای خرداد امسال از خرداد پارسال، ۸۸.۶ درصد است. دلار در روزهای جنگ خرداد پارسال حدود ۹۳ هزار تومان بود. حاصلضرب ۹۳ در ۱.۸۹ میشود حدود ۱۷۵ هزار تومان؛ یعنی ارزش دلار در پایان خرداد امسال. نرخ واقعی بازار در همان روزها حدود ۱۸۰ هزار تومان بود: بازار با اختلافی جزیی، درست روی خطی حرکت میکرد که تورم کشیده بود.
این فرمول در نوسانهای هیجانی نیز راهنمای قابل اعتمادی است. خرداد امسال، به واسطه آتشبس و اعلام تفاهمنامه، نرخ دلار تا ۱۵۳ هزار تومان پایین آمد و ناظرانی که نرخ دلار را برآیند هیجان و شوک جنگ تلقی میکردند، سقوط دلار را نزدیک میدانستند. اما افزودن رشد تورمی سطح عمومی قیمتها همان موقع میگفت ارزش دلار از ۱۷۵ هزار تومان پایینتر نخواهد ماند؛ و نماند.
از خرداد تا امروز یک ماه تورم دیگر به این حساب اضافه شده است. آمار رسمی تیر هنوز منتشر نشده، اما اگر با روند ماههای اخیر تورمی بین ۷ تا ۹ درصد برای آن در نظر بگیریم، ارزش دلار به ۱۸۷ تا ۱۹۱ هزار تومان میرسد.
این در حالی است که دلار در طول هفته گذشته بین ۱۸۸ تا ۱۹۵ هزار تومان در نوسان بوده است. نتیجه روشن است: دو برابر شدن دلار در یک سال گذشته را نمیشود با ملامت دلالها، هیجان بازار، یا توطئه رسانههای مخالف حکومت توضیح داد.
نرخ دلار، آینه قیمتهایی است که در یک سال اخیر دو برابر شدهاند. دلار به دنبال تورم حرکت میکند و در نرخ کنونی حبابی وجود ندارد.
دو نکته این برآورد را محافظهکارانه مینماید. نخست اینکه در این معادله همه متغیرهای دیگر کنار گذاشته شده و تنها اثر تورمی تعقیب شده است؛ در حالی که از سرگیری درگیری، آسیب به زیرساختها و توقف صادرات، ریسک و نااطمینانی و هزینه بازسازی را بالا میبرد.
دوم اینکه ۸۸.۶ درصد رقم رسمی است و تورمی که مردم بر سر سفره لمس میکنند بالاتر از این است؛ اگر ارزش دلار را با تورم حسشده حساب کنیم، همین امروز باید از ۲۰۰ هزار تومان عبور کرده باشد. به این ترتیب ۱۹۰ هزار تومان کف ارزش دلار است، نه سقف قیمت آن.
آخرین سنگر
با عبور نرخ از یک کانال مهم، مثل ۲۰۰ هزار تومان، انتظارات کل بازار یک پله بالا میرود، قیمتگذاریها جابهجا میشود و بازگرداندن نرخ به کانال قبلی، حتی در صورت تغییر شرایط، چند برابر سختتر و پرهزینهتر از نگه داشتن آن میشود. به همین دلیل نگه داشتن دلار زیر ۲۰۰ هزار تومان به اولویت و مساله حیثیتی حکومت تبدیل شده است.
بانک مرکزی وقتی نتواند جلوی بالا رفتن دلار را بگیرد، میکوشد باختن کانال را تا جای ممکن عقب بیندازد و در صورت امکان از این آب گلآلود ماهی بگیرد؛ و این تلاش معمولا در کانال ۹ هر مرز به اوج میرسد.
زمستان ۱۴۰۳ در کانال ۹۰ همین اتفاق افتاد و عبور از کانال ۱۰۰ هزار تومان به بعد از عید ۱۴۰۴ موکول شد. تفاوت آن دفاع با امروز این است که آن عملیات با ریختوپاش درآمدهای نفتی انجام شد.
این بار نبرد حکومت با دلار در میانه درگیری، محاصره دریایی و سقوط دوباره درآمدهای نفتی جریان دارد. مقاومت ارز میخواهد، ارز از صادرات میآید و صادرات دوباره متوقف شده است. بانک مرکزیِ بینفت تنها میتواند چند هفته زمان بخرد و هر هفتهای که با تزریق میخرد، فنر جهش بعدی را فشردهتر میکند.
سه سناریو، یک تقویم
در سناریو نخست، یعنی ادامه فرسایش نیمهجنگی کنونی، تورم ماهانه در محدوده ۷ تا ۸ درصد میماند و دلار در مرداد از ۲۰۰ هزار تومان عبور میکند. اما ۲۰۰، پایان راه نیست: اگر تورم ماهانه ۷ درصد بماند، دلار زمستان امسال به ۳۰۰ هزار تومان خواهد رسید؛ با ۶ درصد، حوالی نوروز؛ و حتی اگر تورم تا ماهی ۵ درصد پایین بیاید، بهار ۱۴۰۶.
به این ترتیب، ۱۵ سال تا صد هزار تومان، پانزده ماه تا آستانه ۲۰۰ هزار تومان، و در صورت ادامه وضع کنونی تنها ۵ تا ۸ ماه تا ۳۰۰ هزار تومان فاصله است.
در سناریو دوم، یعنی گسترش جنگ، جنوب کشور، شاهرگ اقتصاد ایران در معرض قطع شدن قرار میگیرد: حدود ۹۰ درصد ورودی و خروجی تجارت کشور از دریا میگذرد و بندرها و پایانههای نفتی و عسلویه همه در جنوباند.
برنامه توسعه سازمان ملل برای همین وضعیت، یعنی توقف کامل صادرات نفت و فروپاشی مسیرهای تجاری، برآورد کرده که رشد اقتصادی ایران حدود ۱۰ درصد سقوط میکند و حدود چهار میلیون نفر دیگر به زیر خط فقر میروند.
در این سناریو دلار تا اول مهر به ۲۵۰ هزار تومان میرسد؛ هرچند اگر گسترش جنگ به تعطیلی کامل بازارها بینجامد، نرخ ممکن است در طول تعطیلی منجمد شود. این پارادوکس را دو بار دیدهایم: در جنگ پارسال و در نیمهتعطیلی امسال. سکوت نرخ در میانه جنگ علامت کنترل اوضاع نیست؛ فنری است که جمع میشود و با بازگشایی یکجا آزاد خواهد شد.
هرچه تخریب بیشتر باشد، بازسازی گرانتر و تولید پس از جنگ کمتر خواهد بود؛ در صورت تخریب گسترده، دلار مرزهای جدید را با سرعت طی میکند و اقتصاد ایران به آستانه ابرتورم وارد میشود.
در سناریو سوم، یعنی توقف درگیری و بازگشت به میز مذاکره، برزخ مذاکره تکرار خواهد شد. تجربه اخیر نشان داد حتی اگر روی کاغذ تحریمها برداشته شود، ورود پول واقعی و لغو کامل تحریمها به استحاله نظام گره خورده است.
در برزخ، سرمایهگذاری متوقف میماند، تولید لنگ میزند و کسری بودجه و چاپ پول ادامه مییابد؛ رکوردهای تورمی اردیبهشت و خرداد در دل همین برزخ ثبت شدند.
در این سناریو رسیدن دلار به ۲۰۰ هزار تومان اندکی عقب میافتد، اما پس از ماه عسل مذاکرات دوباره به صعود ادامه خواهد داد.
دفاع از عدد ثابت در برابر خطی که حرکت میکند
در روزهای اخیر نرخ بین ۱۸۸ تا ۱۹۵ هزار تومان نوسان کرده است؛ نوسانی که بخشی از آن حاصل تلاش آگاهانه سیاستگذار برای ناامن کردن پساندازهای خرد مردم و نوسانگیری از بازار است.
اما مداخله، خط ارزش را عوض نمیکند؛ فقط بازار را موقتا از آن عقب میاندازد و خط، با اندکی تاخیر، همراه تورم جلو میآید. دفاع از یک عدد ثابت در برابر خطی که حرکت میکند خریدن زمان است و هر بار که این جهش عقب افتاده، جهش بعدی بزرگتر بوده است.
این دفاع این بار در شرایطی انجام میشود که هر دلارِ تزریقی از تهمانده ذخایری برداشته میشود که فردا برای واردات دارو و کالاهای اساسی به آن نیاز داریم.
با این اوصاف، اگر فرسایش کنونی ادامه یابد، دلار ۲۰۰ هزار تومانی در مرداد محقق خواهد شد. اگر جنگ گسترش یابد، توقف کامل اقتصاد عبور از این مرز را عقب میاندازد و دلار میتواند تا شهریور و حتی مهر زیر ۲۰۰ هزار تومان بماند، اما پس از بازگشایی به صورت انفجاری بالا خواهد رفت.
در صورت آتشبس، این تقویم تنها چند هفته جابهجا میشود. سنگری که روزی ۱۵ سال مقاومت کرده بود، این بار ۱۵ ماه دوام آورد و در صورت ادامه روند کنونی، سنگر بعدی در نصف این مدت سقوط خواهد کرد. بازنده اصلی در هر سه مسیر کسی است که داراییاش را به ریال نگه داشته است.