معاهدات جدید سومالی برای مهار شبکه تسلیحاتی جمهوری اسلامی کافی نیست
واینت در تحلیلی نوشت پیوستن سومالی به ۱۵ معاهده دریایی میتواند یکی از مسیرهای انتقال تسلیحات جمهوری اسلامی به حوثیهای یمن را محدود کند، اما ضعف دولت مرکزی و نفوذ گروههای مسلح مانع از آن است که اسرائیل این تحول را یک موفقیت راهبردی بداند.
وبسایت واینت در تحلیلی نوشت اقدام دولت سومالی در امضای ۱۵ معاهده بینالمللی دریایی، بزرگترین اصلاح حقوقی این کشور در حوزه آبهای سرزمینی از زمان استقلال در سال ۱۹۶۰ است؛ اقدامی که به گفته نویسنده، مستقیماً با یکی از مسیرهای انتقال تسلیحات جمهوری اسلامی به حوثیهای یمن ارتباط دارد.
بر اساس این تحلیل که توسط امین ایوب نوشته شده، جمهوری اسلامی پس از تشدید عملیات رهگیری ناوگانهای آمریکا، بریتانیا و متحدانشان در مسیر اصلی انتقال سلاح از بندرعباس به بندر «صلیف» در یمن، شبکه انتقال تسلیحات خود را تغییر داده و از مسیرهای جایگزین استفاده کرده است. به نوشته واینت، یکی از مهمترین این مسیرها از آبهای سومالی عبور میکند؛ کشوری که با طولانیترین خط ساحلی آفریقا و ضعف حاکمیت دولت مرکزی، به گذرگاهی مناسب برای قاچاق تسلیحات تبدیل شده است.
نویسنده با استناد به عملیاتهای رهگیری آمریکا میگوید شناورهای حامل قطعات موشکهای بالستیک و موشکهای کروز ایران بارها در نزدیکی سواحل سومالی توقیف شدهاند. همچنین به گفته او، اظهارات خدمه یکی از شناورهای توقیفشده نشان داده است که سپاه پاسداران انتقال تسلیحات به حوثیها را از طریق سه مسیر دریایی انجام میدهد؛ مسیر مستقیم بندرعباس به یمن، مسیر عبوری از سواحل سومالی و مسیر دیگری که محمولهها را در پوشش بارهای تجاری به جیبوتی منتقل میکند.
در این مقاله همچنین آمده است که بخشی از این تسلیحات هرگز به یمن نمیرسند و در داخل سومالی باقی میمانند. به نوشته واینت، پژوهشگران مستقل صدها قبضه سلاح با شماره سریالهای مرتبط با محمولههای ایرانی را در سومالی شناسایی کردهاند و بخشی از این تجهیزات به گروه الشباب، شاخه القاعده در شرق آفریقا، رسیده است. نویسنده نتیجه میگیرد که شبکه انتقال تسلیحات جمهوری اسلامی نهتنها حوثیها، بلکه گروههای جهادی فعال در منطقه را نیز تغذیه میکند.
واینت در ادامه اهمیت معاهدات تازه سومالی را بررسی کرده و مینویسد مهمترین بخش این بسته، پیوستن موگادیشو به «کنوانسیون ۲۰۰۵ مقابله با اقدامات غیرقانونی علیه ایمنی کشتیرانی دریایی» است؛ معاهدهای که مبنای حقوقی لازم برای توقیف، بازرسی و پیگرد شناورهای مظنون به قاچاق سلاح یا حمایت از تروریسم را فراهم میکند. نویسنده معتقد است با این اقدام، دولت سومالی برای نخستین بار میتواند به طور رسمی از همکاری ناوگانهای خارجی بهره بگیرد و کشتیهای جنگی آمریکا و بریتانیا نیز در چارچوبی حقوقی روشنتر در آبهای این کشور فعالیت کنند.
به باور نویسنده، این تحول میتواند برای اسرائیل نیز اهمیت عملی داشته باشد، زیرا هر محموله تسلیحاتی که پیش از رسیدن به حوثیها در سواحل سومالی توقیف شود، به معنای کاهش تعداد موشکهایی است که سامانههای دفاع موشکی اسرائیل ناچار به رهگیری آنها خواهند بود. او مینویسد مقابله با حوثیها تنها به رهگیری موشکها در آسمان اسرائیل محدود نیست، بلکه نبرد اصلی در مسیرهای دریایی انتقال سلاح جریان دارد.
با این حال، مقاله تاکید میکند که اسرائیل نباید این توافق را بیش از حد بزرگ جلوه دهد. نویسنده استدلال میکند دولت سومالی هنوز کنترل موثری بر بخش بزرگی از سواحل خود ندارد و مناطقی از این نوار ساحلی همچنان در اختیار گروه الشباب، شبهنظامیان قبیلهای و جنگسالاران محلی است. به نوشته او، تصویب یک معاهده بینالمللی بهتنهایی باعث استقرار گشتهای دریایی، تغییر رفتار شبکههای قاچاق یا قطع همکاری گروههای محلی با قاچاقچیان سلاح نخواهد شد.
ایوب با اشاره به تجربه ۶۵ سال حکومتداری در سومالی مینویسد این کشور بارها تعهدات بینالمللی پذیرفته، اما نتوانسته ظرفیت اجرایی لازم برای اجرای آنها را ایجاد کند. او همچنین معتقد است ساختار سیاسی و اجتماعی سومالی که تحت تأثیر مناسبات قبیلهای و جریانهای اسلامگرا قرار دارد، الزاماً با اولویتهای امنیتی اسرائیل همسو نیست و از این رو، تلآویو نباید صرف امضای این معاهدات را به منزله یک تغییر راهبردی تلقی کند.
نویسنده در پایان نتیجه میگیرد که معاهدات جدید ابزارهای حقوقی مهمی در اختیار ناوگانهای غربی قرار میدهد و میتواند فشار بر شبکه انتقال تسلیحات جمهوری اسلامی به حوثیها را افزایش دهد، اما موفقیت این اقدام به اجرای عملی آن بستگی دارد. به نوشته واینت، تنها در صورتی که ناوگانهای خارجی از اختیارات جدید استفاده کنند، دولت آمریکا این فرصت را به یک سیاست عملی تبدیل کند و دولت سومالی بتواند کنترل واقعی بر آبهای خود اعمال کند، این تحول میتواند به کاهش توان شبکه انتقال تسلیحات ایران منجر شود. تا آن زمان، به باور نویسنده، این اقدام تنها یک گام رو به جلو است و نه یک پیروزی نهایی.
روزنامه شرق در گزارشی نوشت علی معماری، رییس اداره محیط زیست بهبهان، از جان باختن تقی چنگلوایی از داوطلبان مردمی، حین خاموش کردن آتشسوزی منطقه شکار ممنوع بدیل خبر داد و گفت این فرد بر اثر سوختگی شدید جان خود را از دست داد.
او همچنین آتشسوزی این منطقه را «عمدی» دانست.
معماری اضافه کرد آتشسوزی که از شامگاه جمعه پنجم تیر در شمال بهبهان آغاز شده، همچنان ادامه دارد.
او گفت: چنگلوایی، از اهالی روستای اسدآباد، هنگام مشارکت در عملیات اطفای حریق بر اثر تغییر جهت باد در میان آتش گرفتار شد و به دلیل سوختگی شدید در بیمارستان جان باخت.
معماری با بیان اینکه هنوز وسعت منطقه دچار حریق برآورد نشده، گفت خط آتش حدود ۹ کیلومتر است، اما به دلیل پراکندگی کانونهای آتش، تعیین مساحت منطقه سوخته به بررسیهای بیشتر نیاز دارد.
روابط عمومی سپاه پاسداران در بیانیهای اعلام کرد که واحدهای دریایی و هوا فضای این نیروی نظامی، بامداد یکشنبه، با پرتاب موشکهای بالستیک و پهپاد، به هشت زیرساخت ارتش آمریکا در پایگاه علی السالم کویت و ناوگان پنجم دریایی در بندر سلمان بحرین حمله کردهاند.
در این بیانیه گفته شده که این حملات در واکنش به حمله چند ساعت پیش ارتش آمریکا به پنج پست ساحلی جمهوری اسلامی انجام شده است.
فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، پیشتر اعلام کرد جنگندههای نیروی دریایی و نیروی هوایی ایالات متحده، در پاسخ به حمله پهپادی جمهوری اسلامی به نفتکش «امتی کیکو»، ۱۰ هدف نظامی ایران را در چند نقطه در داخل و اطراف تنگه هرمز هدف قرار دادهاند.
سپاه پاسداران در بیانیه خود با طرح این موضوع که بر اساس تفاهمنامه اسلام آباد، ترتیبات کنترل عبور و مرور در تنگه هرمز با جمهوری اسلامی است تهدید کرد که از این پس با کشتیهای به گفته آنان متخلف برخوردهای شدیدتری انجام خواهد شد.
این نهاد نظامی همچنین هشدار داد هرگونه حمله احتمالی آمریکا، حتی اگر مانند حملات اخیر به گفته سپاه به «اهداف کماهمیت» باشد، با «پاسخی خردکننده» روبهرو خواهد شد.
سپاه در بخش پایانی بیانیه خود نوشت نقض آتشبس برخلاف بند نخست تفاهمنامه اسلامآباد است و «توقف کلی روندها» را در پی خواهد داشت.
همزمان با این بیانیه، رسانههای ایران از شنیده شدن صدای چندین انفجار در پایگاه علیالسالم کویت، محل استقرار نظامیان آمریکایی، خبر دادند. ایرنا نیز گزارش داد برخی رسانهها از انفجار در این پایگاه خبر دادهاند.
ستاد کل ارتش کویت اعلام کرد پدافند هوایی این کشور در حال مقابله با حملات موشکی و پهپادی «خصمانه» است. در اطلاعیه ارتش کویت آمده است هرگونه صدای انفجار احتمالی، ناشی از رهگیری اهداف متخاصم از سوی سامانههای پدافند هوایی این کشور است.
ارتش کویت از شهروندان خواست دستورالعملهای امنیتی و ایمنی صادرشده از سوی نهادهای مسئول را رعایت کنند. در این اطلاعیه به منشا حملات، شمار اهداف رهگیریشده یا خسارات احتمالی اشارهای نشده است.
همزمان، گزارشهایی تاییدنشده از حمله پهپادی به پایگاه هوایی شیخ عیسی در بحرین منتشر شد. تسنیم به نقل از رسانههای خبری نوشت این پایگاه هدف حمله پهپادی قرار گرفته است. مقامهای بحرینی هنوز درباره این گزارش تازه واکنش رسمی منتشر نکردهاند.
پایگاه شیخ عیسی در جنوب بحرین و مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در این کشور، از مهمترین نقاط استقرار نظامی آمریکا در خلیج فارس به شمار میروند. بحرین در هفتههای اخیر چند بار حملات پهپادی جمهوری اسلامی به خاک خود را محکوم کرده و آن را تهدیدی مستقیم علیه امنیت و حاکمیت خود خوانده است.
حمله اعلامشده سپاه، تازهترین حلقه از چرخه حمله و پاسخ میان تهران و واشینگتن در تنگه هرمز است؛ چرخهای که پس از تفاهمنامه ایران و آمریکا آغاز شد و اکنون خطر فروپاشی آتشبس و توقف روند مذاکرات را افزایش داده است.
در واشینگتن، مقامهای دولت ترامپ میگویند حملات آمریکا برای حفاظت از کشتیرانی تجاری و آزادی ناوبری در تنگه هرمز انجام شده است. تهران اما میگوید آمریکا با حمله به مواضع ساحلی جمهوری اسلامی، آتشبس و تفاهمنامه اسلامآباد را نقض کرده است.
محور اصلی اختلاف اکنون کنترل عبور و مرور در تنگه هرمز است. جمهوری اسلامی میگوید بر اساس تفاهمنامه اسلامآباد، کنترل مسیرهای عبور شناورها در این آبراه با تهران است و کشتیها باید تنها از مسیرهای اعلامشده عبور کنند. آمریکا و متحدانش اما بر آزادی ناوبری و عبور ایمن کشتیهای تجاری از مسیرهای بینالمللی تاکید دارند.
صداوسیمای جمهوری اسلامی پیشتر گزارش داده بود شناورهایی قصد داشتند از «مسیرهای غیرقانونی و ناایمن» در جنوب تنگه هرمز عبور کنند و نیروی دریایی سپاه با آنها برخورد کرده بود. این رسانه حکومتی همچنین مدعی شد «عملیات احتمالی آمریکا برای عبور شناورها از کریدور تنگه هرمز متوقف شده است».
صداوسیما هشدار داده بود هرگونه عبور از مسیرهایی غیر از مسیرهای اعلامشده، با «واکنش مستقیم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران» مواجه خواهد شد و در صورت انجام هرگونه عملیات با هماهنگی نیروهای آمریکایی، پاسخ نیروهای مسلح جمهوری اسلامی «قاطع» خواهد بود.
به این ترتیب، به نظر میرسد حمله بامداد یکشنبه سپاه به کویت و بحرین، فقط پاسخی نظامی به حملات آمریکا نبود، بلکه اعلام عملی این موضع تهران هم هست که جمهوری اسلامی میخواهد کنترل مسیرهای تردد در تنگه هرمز را به یکی از ابزارهای فشار خود در مذاکرات تبدیل کند.
موج دوم حمله آمریکا به جنوب ایران
حمله شامگاه شنبه آمریکا به مواضع نظامی ایران در اطراف تنگه هرمز، دومین موج حملات آمریکا به مواضع جمهوری اسلامی در کمتر از ۲۴ ساعت بود و در حالی انجام شد که تبادل حملات میان تهران و واشینگتن، آتشبس شکننده میان دو طرف را با بحرانی تازه روبهرو کرده است.
بر اساس بیانیه سنتکام، این حملات «پاسخ مستقیم به ادامه تجاوز ایران علیه کشتیرانی تجاری» انجام شد. سنتکام نوشت آمریکا پس از حملات روز جمعه خود، به جمهوری اسلامی فرصت داده بود به توافق آتشبس پایبند بماند، اما نیروهای جمهوری اسلامی صبح شنبه یک پهپاد انتحاری را به سوی نفتکش امتی کیکو شلیک کردند.
به گزارش آکسیوس، این نفتکش هنگام عبور از تنگه هرمز بیش از دو میلیون بشکه نفت خام حمل میکرد. این رسانه به نقل از سنتکام نوشت اهداف حملات تازه آمریکا شامل زیرساختهای نظارتی نظامی، سامانههای ارتباطی، سایتهای پدافند هوایی، تاسیسات نگهداری پهپاد و توانمندیهای مرتبط با مینگذاری جمهوری اسلامی بوده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در تروثسوشال نوشت هواپیماهای آمریکایی مواضع مربوط به انبارهای موشکی و پهپادی و همچنین سایتهای راداری ساحلی جمهوری اسلامی را هدف قرار دادهاند. او تهدید کرد ممکن است زمانی برسد که آمریکا دیگر «نتواند منطقی باشد» و ناچار شود کاری را که آغاز کرده، «به صورت نظامی به پایان برساند».
شمار قربانیان دو زمینلرزه ویرانگر ونزوئلا، از ۱۴۰۰ نفر گذشت و ۵۵ هزار نفر همچنان ناپدید هستند. همزمان تیمهای امداد خارجی زیادی به این کشور وارد شده و جستوجوی مقامها برای یافتن بازماندگان در مناطق ساحلی که بیشترین آسیب را دیدهاند، ادامه دارد.
به گزارش رویترز که شامگاه شنبه ۲۸ ژوئن منتشر شد امدادگران از جمله در کاراکاس، پایتخت این کشور و در لا گوایرا، در شمال پایتخت و در حاشیه دریای کارائیب پراکنده شدهاند، مناطقی که خانوادهها و داوطلبان چند روز است با دست خالی و یا با امکانات محدود، بازماندگان و پیکر قربانیان را از زیر آوار بیرون میکشند.
این خانوادهها در بسیاری موارد از کمبود تجهیزات سنگین و حضور محدود نیروهای رسمی شکایت دارند.
بنا بر اعلام مقامهای رسمی تا شامگاه شنبه بیش از ۱۶۰۰ امدادگر خارجی وارد کشور شدهاند و تیمهای بیشتری نیز در راه هستند. این نیروها بخشی از موج رو به گسترش واکنش بینالمللی به دو زمینلرزهای هستند که چهارشنبه ونزوئلا را لرزاند و پس از آن صدها پسلرزه رخ داد.
در کارابایدا، یکی از آسیبدیدهترین مناطق ساحلی لا گوایرا، شاهدان به رویترز گفتند بالگردهای آمریکایی تیمهای امداد را به منطقه منتقل کرده و عملیات امداد شدت گرفته است.
۵۵ هزار نفر مفقود
هرچند دولت گفته است صدها نفر مفقود شده یا زیر آوار گرفتار ماندهاند، نام بیش از ۵۵ هزار نفر در وبسایتی که اپوزیسیون این کشور معرفی کرده، به عنوان افرادی که خبری از سرنوشت آنان در دست نیست، ثبت شده است.
در همین حال، سازمان زمینشناسی آمریکا برآورد کرده است که شمار قربانیان این دو زمینلرزه با بزرگی ۷/۲ و ۷/۵ ممکن است از ۱۰ هزار نفر فراتر برود.این میزان از تلفات، این فاجعه را در میان مرگبارترین زمینلرزههای آمریکای لاتین در یک قرن گذشته قرار میدهد.
این فاجعه میتواند پیامدهای سیاسی هم برای دلسی رودریگز، رییسجمهوری موقت ونزوئلا، داشته باشد. او پیشتر معاون نیکلاس مادورو بود، خود را عامل تغییر معرفی کرده است. مادورو ماه ژانویه در پی اقدام نظامی آمریکا برکنار و بازداشت و به آمریکا منتقل شد.
پاپ لئو روز شنبه در رم برای قربانیان، خانوادههای آنان و نیروهای درگیر در عملیات امداد دعا کرد و گفت امیدوار است همبستگی جهانی با ونزوئلا ادامه یابد.
آمریکا پس از زلزلهها به ونزوئلا کمکهای امدادی فرستاده است. یک مقام ارشد دولت آمریکا روز شنبه گفت انتظار میرود افزون بر ۱۵۰ میلیون دلاری کمکی که دولت ترامپ پیشتر به آن متعهد شده است، ظرف حدود یک روز آینده، بستهای مالی به ارزش صدها میلیون دلار برای کمک به امداد و بازسازی ونزوئلا اعلام شود.
یک مقام کاخ سفید نیز به رویترز گفت تلاش دوباره ماریا کورینا ماچادو، رهبر اپوزیسیون ونزوئلا که اواخر سال گذشته این کشور را ترک کرد، برای دریافت کمک آمریکا به منظور بازگشت به کشور، مقامهای ارشد واشینگتن را ناخرسند کرده است. به گفته این مقامها، با توجه به بروز این فاجعه، اکنون زمان مناسبی برای بازگشت به کشور نیست.
خوابیدن در خیابان
ساکنان در مناطق آسیبدیده میگویند روند امدادرسانی در برخی مناطق ناهماهنگ بوده است، هرچند تا روز شنبه ماشینآلات سنگین در بخشهایی از کارابایدا و لوس کورالس، دیگر محله ساحلی در کارابایدا، مشغول کار بودند.
در منطقه کوچک واله دل پینو در لوس کورالس، بیسی ریواس، زن ۶۰ ساله به رویترز گفت پنج یا شش خانه در محله او هنوز سر پا ماندهاند، اما آسیب دیدهاند.
او گفت: «از شب زلزلهها، تقریبا همه همسایهها به خاطر پسلرزهها در خیابان میخوابند. اعصابم به هم ریخته؛ به مردهها فکر میکنم و به کسانی که عزیزانشان را از دست دادهاند.»
در نزدیکی او، یندری سانتانا گفت دیوارهای برخی خانهها در مجموعه ۳۰ واحدی محل زندگیاش ترک برداشته، هرچند کسی در آنجا کشته نشده است. سانتانا، که پس از گرفتن کمک غذایی از یک کامیون کنار خیابان کنار ریواس نشسته بود، گفت خواهرش خانه کوچک خود را از دست داده، اما زنده مانده است.
مقامها دسترسی به لا گوایرا را محدود کردهاند و جاده اصلی کاراکاس را کنترل میکنند. آنها میگویند ترافیک، حرکت خودروهای امدادی را کند کرده است. غیرنظامیانی که وابسته به تیمهای رسمی امداد نیستند، برای عبور از ایستهای بازرسی به مجوز نیاز دارند.
برق که در سراسر منطقه قطع شده بود بهتدریج در حال بازگشت است. شبکه برق ونزوئلا، که در نتیجه سالها کمبود سرمایهگذاری و تحریمهای اقتصادی فرسوده شده، بهطور منظم دچار اختلال میشود و در برخی مناطق قطعیهای چندساعته روزانه رخ میدهد.
فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، اعلام کرد نیروهای این فرماندهی شامگاه شنبه ششم تیر، در موج تازهای از حملات، چندین هدف نظامی جمهوری اسلامی در محدوده تنگه هرمز را هدف قرار دادند؛ حملاتی که به گفته سنتکام در پاسخ به اصابت یک پهپاد نیروهای سپاه به نفتکش تجاری امتی کیکو انجام شد.
این دومین موج حملات آمریکا به مواضع جمهوری اسلامی در کمتر از ۲۴ ساعت است و در حالی انجام میشود که تبادل حملات میان تهران و واشینگتن، آتشبس شکننده میان دو طرف و روند اجرای تفاهمنامه ایران و آمریکا را با بحرانی تازه روبهرو کرده است.
بر اساس بیانیه سنتکام، این حملات «پاسخ مستقیم به ادامه تجاوز ایران علیه کشتیرانی تجاری» انجام شده است. سنتکام نوشته آمریکا پس از حملات روز جمعه خود، به جمهوری اسلامی فرصت داده بود به توافق آتشبس پایبند بماند، اما نیروهای جمهوری اسلامی صبح شنبه یک پهپاد انتحاری را به سوی نفتکش امتی کیکیو شلیک کردند.
به گزارش آکسیوس، این نفتکش هنگام عبور از تنگه هرمز بیش از دو میلیون بشکه نفت خام حمل میکرد. این رسانه به نقل از سنتکام نوشت اهداف حملات تازه آمریکا شامل زیرساختهای نظارتی نظامی، سامانههای ارتباطی، سایتهای پدافند هوایی، تاسیسات نگهداری پهپاد و توانمندیهای مرتبط با مینگذاری جمهوری اسلامی بوده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا هم در تروثسوشال نوشت که هواپیماهای آمریکایی مواضع مربوط به انبارهای موشکی و پهپادی و همچنین سایتهای راداری ساحلی جمهوری اسلامی را هدف قرار دادند.
او افزود: «ممکن است زمانی فرا برسد که دیگر نتوانیم منطقی باشیم و مجبور شویم کاری را که با موفقیت آغاز کردهایم، به صورت نظامی به پایان برسانیم.»
او تهدید کرد: «اگر این اتفاق بیفتد، جمهوری اسلامی ایران دیگر وجود نخواهد داشت.»
رویترز نیز گزارش داد آمریکا در حملات شنبه، «اهداف مختلفی» در ایران از جمله زیرساختهای نظارتی نظامی را هدف قرار داده است.
در همین حال، رسانههای حکومتی در تهران، بامداد یکشنبه به وقت محلی، از اصابت چهار پرتابه در محدوده شهرستان بندرلنگه در استان هرمزگان خبر دادند.
خبرگزاری صداوسیما اعلام کرد این چهار پرتابه ساعت ۴۵ دقیقه بامداد یکشنبه در محدوده شهرستان بندرلنگه اصابت کرده و صدای انفجارها در بندرلنگه و بندرکنگ شنیده شده است.
هنوز مقامهای جمهوری اسلامی درباره حمله به نفتکش امتی کیکیو واکنش یا خسارات یا تلفات احتمالی حمله آمریکا گزارشی منتشر نکردهاند. اما صداوسیما گزارش داد نیروی دریایی سپاه به سوی کشتیهایی که قصد عبور از مسیرهای مورد تایید تهران را نداشتند، «تیرهای هشداردهنده» شلیک کرده است.
این رسانه حکومتی همچنین مدعی شد «عملیات احتمالی آمریکا برای عبور شناورها از کریدور تنگه هرمز متوقف شده است». صداوسیما در ادامه هشدار داد هرگونه عبور از مسیرهایی غیر از مسیرهای اعلامشده با «واکنش مستقیم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران» مواجه خواهد شد.
بر اساس همین گزارش، سپاه پاسداران تاکید کرده است تنها مسیرهای تعیینشده از سوی جمهوری اسلامی، مسیرهای «ایمن و مجاز» برای تردد در تنگه هرمز هستند و در صورت انجام هرگونه عملیات با هماهنگی نیروهای آمریکایی، پاسخ نیروهای مسلح جمهوری اسلامی «قاطع» خواهد بود.
این موضع نشان میدهد تهران میکوشد پس از تفاهمنامه اخیر با آمریکا، عبور شناورها از تنگه هرمز را به کریدورهای مورد تایید خود محدود کند؛ موضوعی که با تاکید واشینگتن بر آزادی ناوبری و عبور ایمن کشتیهای تجاری از این آبراه راهبردی در تضاد قرار گرفته است.
این رویدادها در ادامه زنجیرهای از حملات و پاسخهای متقابل رخ داده است. روز جمعه، سنتکام اعلام کرد در واکنش به حمله پهپادی جمهوری اسلامی به کشتی تجاری اموی/اور لاولی در حال خروج از تنگه هرمز، محلهای ذخیره موشکها و پهپادهای ایران و سایتهای راداری ساحلی را هدف گرفته است.
پیشتر ایراناینترنشنال در گزارشی درباره حمله روز جمعه آمریکا به مواضع جمهوری اسلامی نوشته بود سنتکام حمله جمهوری اسلامی به کشتی تجاری با پرچم سنگاپور را «اقدامی تجاوزکارانه و غیرموجه علیه کشتیرانی تجاری» خوانده و آن را نقض آشکار آتشبس دانسته بود.
در همان گزارش، به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی آمده بود شش فروند هواپیمای آمریکایی، چهار هدف را در امتداد سواحل ایران در مجاورت تنگه هرمز و همچنین در جزیره قشم هدف قرار دادهاند.
ایراناینترنشنال همچنین در گزارش جداگانهای درباره روایت فاکسنیوز از حمله آمریکا نوشت این حملات در پاسخ به حمله پهپادی جمهوری اسلامی به یک کشتی تجاری در تنگه هرمز انجام شده است.
پس از حملات روز جمعه آمریکا، سپاه پاسداران اعلام کرد نیروی دریایی این نهاد در پاسخ به حمله هوایی آمریکا به سواحل ایران، نقاط استقرار ارتش آمریکا در منطقه را هدف قرار داده است. سپاه همچنین هشدار داد در صورت تکرار حمله آمریکا، پاسخ جمهوری اسلامی «گستردهتر» خواهد بود.
در همین حال، بحرین که میزبان مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا است، از حمله پهپادی جمهوری اسلامی به خاک خود خبر داده و آن را نقض حاکمیت و تهدیدی برای امنیت منطقه خوانده است. گزارش مستقلی درباره میزان خسارت یا تلفات احتمالی این حمله منتشر نشده است.
تشدید درگیریها در تنگه هرمز در حالی رخ میدهد که آینده تفاهمنامه ایران و آمریکا همچنان نامشخص است. این تفاهمنامه قرار بود زمینه تثبیت آتشبس، بازگشایی مسیرهای کشتیرانی و ادامه مذاکرات برای توافق نهایی را فراهم کند، اما حملات متقابل دو روز اخیر نشان میدهد این روند اکنون در یکی از حساسترین مراحل خود قرار گرفته است.
تنگه هرمز یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی در جهان است و هرگونه ناامنی پایدار در این مسیر میتواند بر کشتیرانی تجاری، قیمت نفت و روند مذاکرات ایران و آمریکا اثر مستقیم بگذارد.
واشینگتن میگوید حملاتش برای حفاظت از آزادی کشتیرانی انجام شده، در حالی که تهران مدعی است آمریکا با حمله به سواحل ایران تفاهمنامه را نقض کرده است.
با ادامه این چرخه حمله و پاسخ، اکنون پرسش اصلی این است که آیا دو طرف میتوانند تنش را پیش از فروپاشی کامل آتشبس مهار کنند یا تنگه هرمز بار دیگر به نقطه آغاز یک رویارویی گستردهتر میان جمهوری اسلامی و آمریکا تبدیل خواهد شد.
۶۶ عضو مجلس خبرگان رهبری در بیانیهای با «مهدورالدم» خواندن دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، قتل آنان را بر «هر مکلفی که به آنان دسترسی یابد» واجب شمردند و همزمان خواستار خروج پرونده هستهای از مذاکرات و توقف بازگشایی تنگه هرمز شدند.
این بیانیه، که پس از پیام مجتبی خامنهای، رهبر منصوب جمهوریاسلامی، دربارهی تفاهمنامهی ایران و آمریکا منتشر شد، فراخوان شرعی بخشی قانونی و رسمی از حاکمیت بالادستی جمهوری اسلامی به ترور دو مقام ارشد خارجی است؛ آن هم در میانهی روندی که قرار است به تثبیت آتشبس و توافق نهایی میان جمهوریاسلامی و یکی از آنها بینجامد.
صدور چنین فراخوانی از سوی تنها نهادی است که در ساختار جمهوری اسلامی، دستکم روی کاغذ، اختیار گزینش، نظارت و در صورت لزوم برکناری رهبر حکومت را دارد، آن را از یک شعار تبلیغاتی معمول در برخی تریبونهای پائیندستی متمایز میکند و به آن معنای متفاوتی میدهد.
هدفگیری مستقیم دو ستون تفاهمنامه
بیانیهی خبرگان در عمل، دو ستون اصلی تفاهمنامهی اسلامآباد را هم هدف گرفته است: بازگشایی تنگه هرمز و ادامهی مذاکرات هستهای.
بر اساس متن تفاهمنامه، جمهوری اسلامی باید عبور ایمن کشتیهای تجاری از خلیج فارس به دریای عمان و برعکس را، بدون دریافت هزینه و برای مدت ۶۰ روز فراهم کند و تردد کامل کشتیها ظرف ۳۰ روز برقرار شود.
با این وجود، امضاکنندگان بیانیه، بازگشایی هرمز را «خطای راهبردی» خواندهاند و آن را «خلاف تعهدات مسئولان» دانستهاند.
آنها این مخالفت را به تحولات لبنان گره زدهاند و با استناد به ادامهی حضور اسرائیل در جنوب لبنان و آنچه نقض بند اول تفاهمنامه خواندند، استدلال کردهاند که تا زمانی که اسرائیل از مناطق اشغالی عقب ننشیند، گشودن هرمز «دشمن را در ادامهی پیمانشکنیها گستاختر» میکند.
به این ترتیب، به نظر میرسد بخشی از دستگاه حاکمه جمهوریاسلامی، اجرای تعهد ایران دربارهی هرمز را مشروط به رفتار اسرائیل در لبنان کرده است؛ شرطی که میتواند کل روند اجرای تفاهمنامه را به بنبست بکشاند.
در محور هستهای نیز در بیانیه به صراحت گفته شده: «حقوق هستهای کشور نباید مورد بحث و مناقشه قرار گیرد» و باید از دایرهی گفتوگوها خارج شود.
این در حالی است که متن تفاهمنامهی اسلامآباد، رسیدگی به سرنوشت مواد غنیشده، چارچوب غنیسازی و دیگر مسائل هستهای را به مذاکرات آینده و توافق نهایی موکول کرده است.
به بیان دیگر، خبرگان دقیقا همان دو موضوعی را رد میکند که آمریکا آنها را بخشی جداییناپذیر از توافق میداند.
صفآرایی در برابر تیم مذاکرهکننده
لحنِ بیانیه نشان میدهد یکی از هدفهای آن تثبیت این روایت است که جمهوری اسلامی نه از سر اضطرار، بلکه از موضع پیروزی وارد مذاکره شده است. شاید از همین رو است که در بیانیه به مسئولان هشدار داده شده که گفتن هر سخنی درباره ناتوانی کشور، توهم است. تلاشی برای بستن فضا بر آن بخش از دولت که کاهش تنش را برای جلوگیری از جنگ دوباره ضروری میداند.
به این ترتیب، خبرگان میکوشد در عمل سقف امتیازدهی تیم مذاکرهکننده را پیش از آغاز مذاکرات جدی تعیین کند. پیشتر گزارشهایی دربارهی اختلاف درون حکومت بر سر دامنهی اختیارات مذاکرهکنندگان، نحوهی اجرای مفاد تفاهمنامه و شروط رهبر جمهوری اسلامی برای ادامهی گفتوگوها منتشر شده بود. این بیانیه خبرگان، تایید جدیت این اختلافها درون دستگاه حاکمه جمهوریاسلامی است.
تنگه هرمز، دریافت عوارض از کشتیها، غرامت جنگی، رفع تحریمها و حق غنیسازی، از مهمترین محورهای این اختلاف بودهاند.
امضاکنندگان همچنین تثبیت مدیریت تنگه هرمز، دریافت غرامت خسارتها، بازگشت اموال بلوکهشده، رفع تحریمها و خروج آمریکا از منطقه را از مطالبات «تخلفناپذیر رهبری و مردم» خواندند و هشدار دادهاند هرگونه «سهلانگاری» در این زمینه با «عکسالعمل ملت» روبهرو خواهد شد.
در این بیانیه، تیم مذاکرهکننده به طور ضمنی تهدید هم شدهاند، چیزی که تا پیش از این در بیانیههای مجلس خبرگان دیده نشده بود.
در بیانیه با اشاره به اینکه هیچ مسئولی پس از اطلاع از نظر قطعی رهبر جمهوریاسلامی نمیتواند خلاف آن اقدام کند، پایان مییابد، گفته شده آنها منتظر تحقق شروط و وعدهها میماند و «عنداللزوم به تکلیف شرعی خود عمل خواهد کرد».
بیانیهی خبرگان در شرایطی منتشر شده که آیندهی تفاهمنامهی ایران و آمریکا همچنان مبهم است. از یک سو، دو طرف قرار است در چارچوب یک بازهی ۶۰ روزه دربارهی توافق نهایی مذاکره کنند؛ از سوی دیگر، تحولات لبنان، وضعیت تنگه هرمز، تهدیدهای متقابل در منطقه و اختلافهای داخلی در تهران، هر یک میتواند مسیر این مذاکرات را دشوارتر کند.