عمان پس از انفجار در پایانه «مینا الفحل» بارگیری نفت را متوقف کرد
دو منبع آگاه به رویترز گفتند عمان پس از وقوع انفجاری در نزدیکی تاسیسات بارگیری پایانه نفتی «مینا الفحل»، عملیات بارگیری را متوقف کرده است. این منابع میگویند انفجار احتمالاً در نتیجه یک حمله پهپادی رخ داده و باعث توقف فعالیت یکی از مهمترین پایانههای صادرات نفت این کشور شده است.
خبرگزاری رویترز به نقل از دو منبع آگاه گزارش داد انفجار در فاصله میان دو سکوی پهلوگیری شناور تکنقطهای (SBM 1 و SBM 2) رخ داده و ظاهراً ناشی از یک حمله پهپادی بوده است. با این حال، هنوز جزئیات بیشتری درباره عامل حمله یا زمان دقیق وقوع آن منتشر نشده است.
این حادثه باعث توقف عملیات بارگیری نفت در پایانه مینا الفحل شده؛ پایانهای که یکی از مراکز اصلی صادرات نفت عمان به شمار میرود.
دادههای شرکت اطلاعات کشتیرانی LSEG نیز نشان میدهد که روز جمعه چندین نفتکش غولپیکر در آبهای اطراف این بندر لنگر انداخته بودند؛ موضوعی که میتواند نشانهای از اختلال در روند صادرات نفت از این پایانه باشد.
رویترز گزارش داده است که مسئولان پایانه مینا الفحل در خارج از ساعات اداری در دسترس نبودهاند و تاکنون هیچ مقام رسمی عمانی درباره این حادثه اظهار نظر نکرده است.
این انفجار در شرایطی رخ داده که تنشهای نظامی در منطقه دریای عمان و خلیج فارس همچنان ادامه دارد.
رسانههای حکومتی ایران روز چهارشنبه مدعی شده بودند که نیروهای ایرانی یک کشتی نظامی آمریکا را که به گفته آنها دارای «مرکز کنترل و فرماندهی» بوده و در حال نزدیک شدن به آبهای سرزمینی ایران در دریای عمان بوده است، هدف قرار دادهاند.
با این حال، فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) این ادعا را رد کرده و هیچ حملهای به شناورهای آمریکایی را تایید نکرده است.
مشخص نیست که آیا میان ادعای حکومت ایران درباره هدف قرار دادن یک شناور آمریکایی و انفجار رخداده در پایانه نفتی مینا الفحل ارتباطی وجود دارد یا خیر.
توقف فعالیت این پایانه نفتی در حالی رخ میدهد که بازارهای جهانی انرژی به دلیل جنگ ایران، اختلال در مسیرهای صادراتی منطقه و نااطمینانی درباره امنیت کشتیرانی در خلیج فارس و دریای عمان، با حساسیت تحولات منطقه را دنبال میکنند.
مینا الفحل یکی از مهمترین پایانههای صادرات نفت عمان است و هرگونه اختلال در فعالیت آن میتواند بر جریان صادرات نفت این کشور و بازارهای منطقهای انرژی تاثیر بگذارد.
مجلس نمایندگان آمریکا با حمایت شماری از جمهوریخواهان، طرحی را تصویب کرد که بیش از یک میلیارد دلار کمک به اوکراین، میلیاردها دلار وام و تحریمهای جدید علیه روسیه را در بر میگیرد. این رایگیری تازهترین نشانه از افزایش اختلافات در حزب جمهوریخواه به شمار میرود.
مجلس نمایندگان آمریکا پنجشنبه ۱۴ خرداد با تصویب «قانون حمایت از اوکراین»، از اختصاص کمکهای جدید به کییف و اعمال تحریمهای تازه علیه روسیه حمایت کرد؛ اقدامی که از سوی ناظران به عنوان تازهترین نشانه از افزایش فاصله بخشی از جمهوریخواهان با سیاستهای دونالد ترامپ ارزیابی شده است.
این طرح با ۲۲۶ رای موافق در برابر ۱۹۵ رای مخالف به تصویب رسید. در این رایگیری، ۱۸ نماینده جمهوریخواه و یک نماینده مستقل که معمولاً با جمهوریخواهان همراهی میکند، به دموکراتها پیوستند و از تصویب لایحه حمایت کردند.
طرح یادشده پس از ماهها توقف در کنگره و به دنبال امضای یک دادخواست ویژه از سوی شماری از نمایندگان دو حزب، سرانجام به صحن مجلس راه یافت و به رای گذاشته شد.
تصویب این لایحه تنها یک روز پس از آن صورت گرفت که گروهی از جمهوریخواهان مجلس نمایندگان در کنار دموکراتها به قطعنامهای رای دادند که دولت را ملزم میکند در صورت نبود مجوز کنگره یا اعلام رسمی جنگ، نیروهای آمریکایی را از درگیری با ایران خارج کند. این دو رایگیری پیاپی به عنوان نشانهای از افزایش مخالفت برخی جمهوریخواهان با سیاستهای کاخ سفید تلقی شده است.
به گزارش رویترز، با وجود تصویب در مجلس نمایندگان، آینده این طرح همچنان نامشخص است. برای تبدیل شدن به قانون، لایحه باید در مجلس سنا نیز تصویب شود؛ اما رهبران جمهوریخواه سنا تاکنون از برگزاری رایگیری درباره طرحهای تحریمی علیه روسیه خودداری کردهاند و گفتهاند منتظر موضع و تصمیم ترامپ خواهند ماند.
حتی در صورت تصویب در سنا، انتظار میرود ترامپ از اختیار وتوی خود برای جلوگیری از اجرایی شدن آن استفاده کند.
محتوای طرح «قانون حمایت از اوکراین» شامل مجموعهای از کمکهای مالی، نظامی و اقتصادی برای دولت اوکراین است. بر اساس این طرح، بیش از یک میلیارد دلار کمک مستقیم به کییف اختصاص خواهد یافت و تا سقف هشت میلیارد دلار نیز از طریق وامهای مستقیم در اختیار دولت اوکراین قرار میگیرد.
این قانون همچنین برنامههایی برای کمک به بازسازی اوکراین پس از جنگ در نظر گرفته و در کنار آن، تحریمها و محدودیتهای صادراتی جدیدی را علیه روسیه اعمال میکند.
بر اساس مفاد طرح، بخشهای مالی، نفت و معدن روسیه هدف تحریمهای تازه قرار خواهند گرفت و شماری از مقامهای روس نیز با محدودیتهای جدید مواجه میشوند.
تغییر فضای سیاسی در واشینگتن در سالهای نخست پس از آغاز تهاجم گسترده روسیه به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲، حمایت از اوکراین در کنگره آمریکا از پشتوانه گسترده هر دو حزب برخوردار بود. اما از زمان بازگشت ترامپ به کاخ سفید در ژانویه ۲۰۲۵، بخشی از جمهوریخواهان بهویژه رهبران این حزب در مجلس نمایندگان و سنا، رویکرد محتاطانهتر و گاه انتقادیتری نسبت به ادامه کمکها به اوکراین اتخاذ کردهاند.
ترامپ نیز از آغاز دوره دوم ریاستجمهوری خود تلاش کرده تصمیمگیری درباره تحریمها و سیاست فشار بر روسیه را در اختیار کاخ سفید نگه دارد و نقش کنگره را در این زمینه محدود کند.
در همین حال، کمکهای آمریکا به اوکراین در ماههای اخیر کاهش یافته است؛ این در حالی است که جنگ میان روسیه و اوکراین همچنان ادامه دارد و دو طرف به حملات موشکی، پهپادی و توپخانهای علیه یکدیگر ادامه میدهند.
مذاکرات صلح نیز همچنان در بنبست قرار دارد. اوکراین درخواست ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه، برای واگذاری بخشهایی از سرزمینهایی را که از زمان آغاز جنگ تحت کنترل خود حفظ کرده، رد کرده است.
رای پنجشنبه مجلس نمایندگان در حمایت از اوکراین و اعمال تحریمهای جدید علیه روسیه، علاوه بر تاثیر احتمالی بر روند جنگ، به عنوان یکی از جدیترین نشانههای شکاف در صفوف جمهوریخواهان و کاهش اجماع کامل این حزب پشت سر سیاستهای ترامپ در کنگره ارزیابی میشود.
بحران ناشی از جنگ ایران تنها خاورمیانه را تحت تاثیر قرار نداده، بلکه به گفته کارشناسان به یکی از مهمترین عوامل تغییر در راهبردهای انرژی آسیا تبدیل شده است؛ تغییری که برخی آن را بزرگترین بازنگری در سیاستهای سرمایهگذاری انرژی از زمان شوکهای نفتی دهه ۱۹۷۰ میدانند.
گسترش جنگ ایران و اختلال در صادرات انرژی از خلیج فارس، کشورهای آسیایی را به بازنگری در سیاستهای انرژی واداشته است. بر اساس گزارش جدید آژانس بینالمللی انرژی، دولتهای آسیایی بهویژه در جنوب شرق آسیا، چین، هند، ژاپن و کره جنوبی در حال افزایش بیسابقه سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، شبکههای برق و امنیت انرژی هستند تا وابستگی خود به منابع وارداتی را کاهش دهند.
اندرو هاموند، پژوهشگر موسسه LSE Ideas وابسته به مدرسه اقتصاد لندن، در تحلیلی که نشریه بیزنستایمز در سنگاپور منتشر کرده، مینویسد اگرچه توجه جهانی از زمان آغاز جنگ ایران در ماه فوریه [اسفند] عمدتاً بر خاورمیانه و زیرساختهای انرژی منطقه متمرکز بوده، اما این آسیا، بهویژه کشورهای عضو اتحادیه آسهآن، هستند که بیشترین پیامدهای اقتصادی این بحران را تجربه میکنند.
به گفته او، پیش از آغاز جنگ، حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد صادرات انرژی کشورهای حوزه خلیج فارس راهی بازارهای آسیا و خاورمیانه میشد. همین وابستگی گسترده باعث شده کشورهای آسیایی اکنون با جدیت بیشتری به دنبال کاهش آسیبپذیری خود در برابر بحرانهای ژئوپلیتیکی باشند.
این روند در گزارش «سرمایهگذاری جهانی انرژی ۲۰۲۶» آژانس بینالمللی انرژی نیز منعکس شده است. بر اساس این گزارش، سرمایهگذاری جهانی در بخش انرژی در سال ۲۰۲۶ به حدود ۳.۴ تریلیون دلار خواهد رسید که نسبت به سال قبل ۵ درصد افزایش نشان میدهد. از این میزان، حدود ۲.۲ تریلیون دلار به توسعه شبکههای برق، ذخیرهسازی انرژی، سوختهای کمکربن، انرژیهای تجدیدپذیر، انرژی هستهای و افزایش بهرهوری انرژی اختصاص خواهد یافت.
آسهآن در خط مقدم تغییر در میان مناطق مختلف آسیا، کشورهای جنوب شرق آسیا بیش از دیگران به سمت سرمایهگذاری در امنیت انرژی حرکت کردهاند. تقاضای برق در این کشورها حدود ۱.۵ برابر سریعتر از میانگین جهانی رشد میکند و همین موضوع دولتها را به توسعه زیرساختهای جدید انرژی واداشته است.
پیشبینی میشود کشورهای آسهآن در سال ۲۰۲۶ حدود ۵۷ میلیارد دلار در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر، شبکههای برق و بخشهای مصرف انرژی سرمایهگذاری کنند که بالاترین رقم ثبتشده تاکنون خواهد بود.
سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر در این کشورها به حدود ۲۲ میلیارد دلار خواهد رسید؛ رقمی که بیش از دو و نیم برابر سرمایهگذاری در تولید برق مبتنی بر سوختهای فسیلی است. انرژی خورشیدی، برقآبی، انرژی بادی و فناوریهای زمینگرمایی از مهمترین بخشهای این سرمایهگذاریها خواهند بود.
همچنین حدود ۱۵ میلیارد دلار برای توسعه شبکههای انتقال برق هزینه خواهد شد که بخشی از آن به پروژه «شبکه برق آسهآن» و افزایش تبادل برق میان کشورهای منطقه اختصاص دارد.
چین و هند به دنبال امنیت انرژی گزارش یادشده نشان میدهد چین، بزرگترین سرمایهگذار انرژی جهان، در سال ۲۰۲۶ حدود ۹۴۵ میلیارد دلار در این بخش سرمایهگذاری خواهد کرد. این افزایش همزمان با آغاز برنامه پنجساله جدید پکن است که تمرکز ویژهای بر انرژی پاک، زیرساختهای کمکربن، انرژی هستهای پیشرفته و هیدروژن دارد.
به نوشته هاموند، بحران ایران به رهبران چین یادآوری کرده است که امنیت انرژی باید در کنار اهداف اقتصادی و زیستمحیطی در مرکز برنامهریزیهای بلندمدت قرار گیرد.
هند نیز روند مشابهی را دنبال میکند. پیشبینی میشود سرمایهگذاری این کشور در بخش انرژی در سال ۲۰۲۶ به حدود ۱۷۰ میلیارد دلار برسد. هزینهکرد هند در بخش انرژی طی پنج سال گذشته حدود ۷۰ درصد افزایش یافته است؛ افزایشی که علاوه بر رشد مصرف برق و توسعه صنعتی، به نگرانیهای امنیت انرژی پس از بحران ایران نیز مرتبط دانسته میشود.
سرمایهگذاری هند در انرژی خورشیدی به ۲۰ میلیارد دلار رسیده و ظرفیت پالایش نفت این کشور نیز تا سال ۲۰۳۰ حدود ۱۵ درصد افزایش خواهد یافت.
بازگشت ژاپن به انرژی هستهای بحران ایران همچنین باعث شده ژاپن و کره جنوبی که وابستگی بالایی به واردات انرژی دارند، برنامههای خود برای افزایش امنیت انرژی را تسریع کنند.
در ژاپن، این روند به بازگشت تدریجی انرژی هستهای منجر شده است. دولت سانائه تاکائیچی از راهاندازی مجدد راکتورهای هستهای حمایت میکند؛ تصمیمی که حدود ۱۵ سال پس از حادثه فوکوشیما اتخاذ شده و یکی از مهمترین تغییرات سیاست انرژی این کشور در سالهای اخیر به شمار میرود.
کارشناسان معتقدند افزایش نگرانیها درباره امنیت عرضه انرژی پس از بحران ایران، نقش مهمی در این تغییر رویکرد داشته است.
پیامدهای فراتر از خاورمیانه به اعتقاد نویسنده، مهمترین میراث جنگ ایران ممکن است نه در میدان نبرد، بلکه در بازارهای انرژی آسیا رقم بخورد. کشورهای منطقه اکنون تلاش میکنند با تنوعبخشی به منابع انرژی، توسعه زیرساختهای داخلی و کاهش وابستگی به نفت و گاز خلیج فارس، خود را در برابر بحرانهای مشابه در آینده مصون کنند.
هاموند نتیجه میگیرد که جنگ ایران به عاملی برای یک تغییر تاریخی در آسیا تبدیل شده است؛ تغییری که هدف آن دستیابی به امنیت بیشتر، تنوع در منابع تامین انرژی و کاهش آسیبپذیری در برابر تحولات ژئوپلیتیکی است.
دادههای شرکتهای ردیابی نفتکشها نشان میدهد صادرات نفت و میعانات گازی ایران در ماه مه به کمتر از ۳۰۰ هزار بشکه در روز کاهش یافته و به پایینترین سطح خود از زمان کارزار «فشار حداکثری» دولت نخست ترامپ رسیده است.
خبرگزاری رویترز به نقل از دادههای حملونقل دریایی و تحلیلگران بازار انرژی گزارش داد که صادرات نفت خام و میعانات گازی ایران در ماه مه به پایینترین سطح خود در دستکم شش سال گذشته سقوط کرده است؛ موضوعی که میتواند فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی را در میانه جنگ و بحران منطقهای افزایش دهد.
بر اساس دادههای شرکت ردیابی نفتکشها ورتکسا (Vortexa)، صادرات نفت و میعانات گازی ایران در ماه مه به طور متوسط به حدود ۲۰۹ هزار بشکه در روز رسیده است. این رقم در مقایسه با ۱.۳۴ میلیون بشکه در روز در ماه آوریل و نزدیک به ۱.۹ میلیون بشکه در روز در ماه مارس کاهش چشمگیری را نشان میدهد.
تحلیلگران میگویند اجرای محاصره دریایی آمریکا از ۱۳ آوریل [۲۴ فروردین] نقش اصلی را در این کاهش داشته است. واشینگتن از آن زمان محدودیتهایی را علیه کشتیهایی که وارد بنادر ایران میشوند یا از آنها خارج میشوند اعمال کرده است.
رویترز مینویسد این کاهش صادرات در شرایطی رخ داده که بازار جهانی نفت نیز با محدودیت عرضه مواجه است. حکومت ایران با مسدود کردن عملی تنگه هرمز، صادرات نفت عربستان سعودی، کویت، عراق و امارات متحده عربی را نیز تحت تاثیر قرار داده و به تنشهای موجود در بازار انرژی افزوده است.
بر اساس ارزیابی ورتکسا، سطح کنونی صادرات نفت ایران پایینترین میزان از اواخر سال ۲۰۱۹ و اوایل سال ۲۰۲۰ محسوب میشود؛ زمانی که دولت نخست دونالد ترامپ سیاست «فشار حداکثری» علیه جمهوری اسلامی را دنبال میکرد.
شرکت کلپر (Kpler) نیز روند مشابهی را ثبت کرده است. هرچند این موسسه صادرات ایران در ماه مه را اندکی بالاتر و حدود ۲۶۰ هزار بشکه در روز برآورد کرده، اما این رقم نیز پایینترین سطح صادرات ایران در شش سال اخیر به شمار میرود.
کلر یونگمن، تحلیلگر ورتکسا، دلیل اصلی افت صادرات را ترکیبی از اختلالات در تنگه هرمز، محاصره دریایی آمریکا و نگرانی فعالان صنعت کشتیرانی عنوان کرده است. به گفته او، مالکان کشتیها، اپراتورها، شرکتهای بیمه و سایر طرفهای تجاری تمایل ندارند کشتیها و خدمه خود را در معرض شرایط امنیتی کنونی قرار دهند.
کاهش ذخایر نفت شناور ایران دادههای کلپر همچنین نشان میدهد حجم نفت ایران که در نفتکشها ذخیره شده، در هفتههای اخیر کاهش یافته است؛ زیرا بخشی از این محمولهها در چین تخلیه شدهاند.
بر اساس این گزارش، در حال حاضر حدود ۱۴۷ میلیون بشکه نفت خام و میعانات گازی ایران در مخازن شناور ذخیره شده است. از این میزان، حدود ۶۷ میلیون بشکه در خلیج فارس و دریای عمان گرفتار شده و امکان انتقال آن وجود ندارد.
این در حالی است که ذخایر شناور نفت ایران در اواخر آوریل به حدود ۱۹۰ میلیون بشکه رسیده بود و از آن زمان روندی نزولی را طی کرده است.
ایمان ناصری، تحلیلگر موسسه FGE NexantECA، برآورد متفاوتی ارائه داده و گفته است حدود ۵۵ میلیون بشکه نفت ایران در نفتکشهایی قرار دارد که در پشت خط محاصره دریایی باقی ماندهاند.
هشدار درباره بازار چین یکی از مهمترین پیامدهای کاهش صادرات ایران، تاثیر آن بر بازار چین است؛ کشوری که بزرگترین خریدار نفت ایران محسوب میشود.
همایون فلکشاهی، تحلیلگر کلپر، هشدار داده است که اگر محاصره دریایی آمریکا دو ماه دیگر ادامه پیدا کند، ایران عملاً ممکن است نفت قابل عرضه خود به چین را از دست بدهد.
دادههای کلپر نشان میدهد واردات نفت خام ایران توسط چین در ماه مه به حدود ۱.۱ میلیون بشکه در روز کاهش یافته که پایینترین سطح از ژانویه ۲۰۲۵ تاکنون است.
این آمارها در حالی منتشر میشود که جمهوری اسلامی همزمان با فشارهای ناشی از جنگ، کاهش درآمدهای ارزی و محدودیتهای صادراتی، با چالشهای اقتصادی فزایندهای روبهرو است و بازار نفت همچنان یکی از مهمترین منابع درآمدی دولت به شمار میرود.
رییسجمهوری آمریکا گفت واشینگتن در آغاز جنگ سناریوی اعزام نیروهای ویژه به داخل ایران برای تصرف ذخایر اورانیوم غنیشده را بررسی کرده بود، اما از بیم تبدیل شدن آن به یک بحران مشابه عملیات ناموفق گروگانگیری دوران جیمی کارتر، از اجرای آن صرفنظر کرد.
دونالد ترامپ پنجشنبه ۱۴ خرداد در جمع خبرنگاران در کاخ سفید از روند مذاکرات با [حکومت] ایران، وضعیت تنگه هرمز، برنامه هستهای جمهوری اسلامی و احتمال دیدار با مجتبی خامنهای سخن گفت و همزمان فاش کرد که در مقطعی گزینه اعزام نیروهای ویژه آمریکا برای دستیابی به ذخایر اورانیوم غنیشده ایران را بررسی کرده بود.
ترامپ در بخشی از سخنان خود با اشاره به مذاکرات جاری گفت یکی از محورهای اصلی توافق احتمالی با [حکومت] ایران، بازگشایی فوری تنگه هرمز برای عبور و مرور کشتیها خواهد بود.
او گفت: «چه از نظر نظامی و چه روی کاغذ، ما پیروز خواهیم شد. بخش اصلی این است که تنگه فوراً باز خواهد شد.»
رییسجمهوری آمریکا همچنین تاکید کرد که توان نظامی جمهوری اسلامی در جریان جنگ به شدت آسیب دیده است. ترامپ گفت: «آنها هیچ نیروی دریایی ندارند، هیچ نیروی هوایی ندارند. ما آنها را نابود کردهایم.»
او در ادامه افزود: «رهبریشان را از بین بردهایم و تقریباً همه آنها را نابود کردهایم. بعد در رسانههای جعلی میخوانید که آنها در جنگ خیلی خوب عمل میکنند. واقعاً باورنکردنی است. ما هر چیزی را که میشد نابود کرد، از بین بردیم.»
هشدار درباره کشته شدن نیروهای آمریکایی
ترامپ در پاسخ به پرسشی درباره احتمال ازسرگیری جنگ در صورت کشته شدن نیروهای آمریکایی توسط جمهوری اسلامی، هشدار داد که چنین اقدامی میتواند به واکنش سریع نظامی آمریکا منجر شود.
او گفت: «این دلیل خوبی برای چنین کاری خواهد بود. اگر آنها نیروهای آمریکایی را بکشند، فکر میکنم خیلی سریع دست به این کار بزنم.»
رییسجمهوری آمریکا بار دیگر تاکید کرد که واشینگتن اجازه نخواهد داد جمهوری اسلامی به سلاح هستهای دست پیدا کند و افزود: «آنها نمیتوانند سلاح هستهای داشته باشند.»
افشای طرح عملیات ویژه برای اورانیوم ایران
ترامپ همچنین فاش کرد که دولت او در مقطعی گزینه اعزام نیروهای ویژه برای خارج کردن ذخایر اورانیوم غنیشده ایران را بررسی کرده بود.
او گفت: «ما برای به دست آوردن اورانیوم غنیشده آنها به توافقی با ایران نیاز نداریم.» به گفته ترامپ، این طرح در مراحل اولیه جنگ مورد بررسی قرار گرفت، اما به دلیل پیچیدگیهای عملیاتی و خطرات آن کنار گذاشته شد.
رییسجمهوری آمریکا توضیح داد که اجرای چنین ماموریتی مستلزم حضور چند هفتهای نیروهای آمریکایی در یک منطقه جنگی، انتقال تجهیزات سنگین، عملیات حفاری و ایجاد زیرساختهای گسترده برای انتقال مواد هستهای بود.
او با اشاره به عملیات ناموفق آزادسازی گروگانهای آمریکایی در دوران ریاست جمهوری جیمی کارتر گفت نمیخواست در موقعیتی مشابه قرار گیرد.
ترامپ گفت: «نمیخواستم جیمی کارتر باشم.» او افزود که در آغاز جنگ، زمانی که ایران هنوز انتظار چنین اقدامی را نداشت، این گزینه بررسی شد، اما در نهایت به دلیل ریسکهای بالا کنار گذاشته شد.
آمادگی برای دیدار با مجتبی خامنهای
ترامپ در بخش دیگری از سخنان خود درباره احتمال دیدار با مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، گفت شخصاً چنین پیشنهادی را مطرح نکرده، اما اگر این دیدار بتواند به دستیابی به توافق کمک کند، با آن مخالفتی ندارد.
او گفت: «من دنبال دیدار نیستم، اما اگر دیداری انجام شود، باعث افتخارم خواهد بود که با او ملاقات کنم. اگر به توافق برسیم، ممکن است چنین دیداری صورت بگیرد و من با آن مشکلی ندارم.»
ترامپ افزود: «من چنین پیشنهادی ندادهام، اما برخی افراد این موضوع را مطرح کردهاند. اگر چنین اتفاقی بیفتد، با احترام رفتار خواهم کرد. میگویم که احتمالاً من فرد محبوب او نیستم، اما با این حال او احتمالاً فردی حرفهای است و در برخی محافل در واقع از شهرت خوبی برخوردار است.»
انتقاد از ناتو
رییسجمهوری آمریکا همچنین از کشورهای عضو ناتو به دلیل مشارکت نکردن در تلاشها برای بازگشایی تنگه هرمز انتقاد کرد.
او گفت: «ما به آنها فرصت دادیم که کمک کنند، اما نخواستند کمک کنند. این موضوع برای آنها بسیار پرهزینه خواهد شد، چون نباید چنین کاری میکردند. باید کمک میکردند.»
واکنش تهران
اظهارات ترامپ درباره احتمال دیدار با مجتبی خامنهای با واکنش عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، روبهرو شد.
عراقچی این اظهارات را رد کرد و گفت چنین موضوعی باید «واقعبینانه» و «در دنیای واقعی» بررسی شود. او همچنین تاکید کرد که مجتبی خامنهای اکنون رهبر جمهوری اسلامی است و «نقش بسیار نزدیک و تاثیرگذاری در تحولات کشور» دارد.
وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی گفت: «ایشان بر همه امور تسلط کامل دارند.» عراقچی افزود که به دلیل ملاحظات امنیتی، نهادهای مسئول توصیه کردهاند حضورهای عمومی رهبر جمهوری اسلامی محدود باشد. او همچنین تاکید کرد که ارتباط با رهبر جمهوری اسلامی «به طور مستمر» برقرار است و رهنمودهای او «در زمان مناسب» دریافت و اجرا میشود.
اظهارات متقابل مقامهای آمریکایی و ایرانی در حالی مطرح میشود که مذاکرات درباره آینده برنامه هستهای ایران، بازگشایی تنگه هرمز و امکان دستیابی به توافقی برای کاهش تنشها همچنان ادامه دارد.
روزنامه هاآرتص در گزارشی تحقیقی نوشت بیشترِ ۷۲ شهروند اسرائیلی متهم به جاسوسی برای جمهوری اسلامی نه جاسوس حرفهای، بلکه افراد کمدرآمدِ در پی پول آسان بودند. ۳۳ درصد این افراد که علیهشان کیفرخواست صادر شده از مهاجران شوروی سابق یا فرزندانشان و ۱۹ درصد آنها عرب اسرائیلیاند.
روزنامه هاآرتص در این گزارش که پنجشنبه ۱۴ خرداد منتشر شد، بر اساس بررسی کیفرخواستهای صادرشده علیه متهمان به جاسوسی نوشت که برخلاف پروندههای شناختهشده جاسوسی در گذشته، بیشتر متهمان فعلی از روی ایدئولوژی عمل نکردهاند.
این روزنامه به نقل از بازپرسان این پروندهها گزارش داد که که بسیاری از متهمان «از سر استیصال اقتصادی و بیاعتنایی به پیامدهای احتمالی اقداماتشان» وارد این مسیر شدهاند.
از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون بیش از ۷۰ اسرائیلی به ارتباط با ماموران جمهوری اسلامی متهم شدهاند و برای دستکم ۷۲ نفر در این زمینه کیفرخواست صادر شده است.
بررسی هاآرتص از کیفرخواستها نشان میدهد بیشتر این ۷۲ متهم با اتهامهایی روبهرو نیستند که در آنها انگیزه ایدئولوژیک یا قصد صریح برای آسیب زدن به امنیت کشور مطرح شده باشد.
با این حال، ۲۹ نفر از آنها با اتهامهای بسیار سنگینی مواجهاند؛ از جمله انتقال اطلاعات به دشمن با هدف لطمه زدن به امنیت کشور، که مجازات آن حبس ابد است، و کمک به دشمن در زمان جنگ، که میتواند به حبس ابد یا اعدام منجر شود.
این رسانه اسرائیلی تاکید کرده است حتی در بسیاری از همین پروندههای سنگین نیز دادستانها انگیزه ایدئولوژیک روشنی به متهمان نسبت ندادهاند.
این رسانه افزود که بیشتر این افراد دسترسی معناداری به اطلاعات طبقهبندیشده نداشتند. در بسیاری از موارد، اطلاعاتی که منتقل کردند حاشیهای به نظر میرسد، مثلا عکسهایی از مکانهایی که بهراحتی در اینترنت پیدا میشوند، گزارشهای خبریای که پیشتر در رسانهها منتشر شدهاند و گاهی اطلاعات ساختگی یا نادرست. این اطلاعات به نوشته هاآرتص «در ازای چند صد دلار» منتقل شدهاند.
کسانی که به ارتباط با ماموران ایرانی متهم یا محکوم شدهاند، پس از انتقال از بندی مشابه در زندان دامون، اکنون در بندی ویژه در زندان گلبوع نگهداری میشوند. تاکنون تنها دو پرونده به محکومیت و صدور حکم زندان منتهی شده و بقیه پروندهها همچنان در دادگاه در حال رسیدگی است.
ترکیب جمعیتی متهمان
هاآرتص نوشت تنها چهار نفر از ۷۲ متهم در زمان ارتکاب جرایم ادعایی ۴۸ ساله یا مسنتر بودند. اکثریت آنها، یعنی ۴۴ نفر، بین ۱۸ تا ۲۷ سال داشتند و دو نفر نیز زیر سن قانونی بودند.
یکی از نکات برجسته در گزارش هاآرتص، پیشینه متهمان است. از میان ۷۲ نفر، ۱۴ نفر شهروند عرب اسرائیل و هشت نفر حریدیِ فوق ارتدکس هستند؛ نسبتی که به نوشته این روزنامه، کموبیش بازتابدهنده سهم این گروهها از جمعیت اسرائیل است.
بیش از یکسوم متهمان، یعنی دستکم ۲۴ نفر، مهاجران اتحاد جماهیر شوروی سابق یا فرزندان آنها هستند. این رقم بیش از دو برابر سهم این گروه در کل جمعیت اسرائیل است که حدود ۱۵ درصد برآورد میشود.
نزدیک به نیمی از این گروه، یعنی ۱۱ نفر، با اتهامهای بهویژه سنگین روبهرو هستند؛ از جمله کمک به دشمن در زمان جنگ و انتقال اطلاعات با قصد لطمه زدن به امنیت کشور. یکی از نمونههای برجسته، بازداشت هفت ساکن شمال اسرائیل با اصالت جمهوری آذربایجان در اکتبر ۲۰۲۴ بود؛ گروهی که یک پدر و دو پسرش نیز در میان آنها بودند.
چرا کشورهای استقلالیافته از شوروی برای نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی جذابند؟
دکتر ساگیت یهوشوا، جرمشناس و پروفایلر وابسته به فوروم دوورا و موسسه بینالمللی مقابله با تروریسم در دانشگاه رایشمن، به هاآرتص گفت این دادهها برای او تعجبآور نیست: «وقتی در کشوری تمامیتخواه بزرگ میشوید، خیانت و جاسوسی چیزهایی هستند که دائما در معرضشان قرار دارید. مردم آنچه را در جامعهشان عادیسازی شده، درونی میکنند. در اتحاد جماهیر شوروی، خیانت از این نوع در سطوح بسیار بالا وجود داشت.»
دویر کاریو، مامور میدانی پیشین شینبت که دو دهه با ماموران کار کرده است، نیز پیشینه اجتماعی متهمان را مهم میداند.
او گفت در برخی جوامع، جاسوسی عمیقتر جا افتاده است و در روسیه، به دلیل میراث کاگب، مردم با این تصور بزرگ شدهاند که نباید به حکومت یا کسی که آنها را هدایت میکند، «نه» بگویند.
این نخستینبار نیست که گزارشهایی درباره تلاش جمهوری اسلامی برای جذب نیرو و ایجاد شبکههای عملیاتی در کشورهای استقلالیافته از اتحاد جماهیر شوروی منتشر میشود.
در سالهای اخیر، نام اتباع جمهوری آذربایجان در پروندههایی از جمله طرح ربایش و قتل مسیح علینژاد در آمریکا مطرح شده و رسانههای آذربایجانی نیز از تعقیب و خنثیسازی شبکهای از عوامل سپاه خبر دادهاند که به گفته آنها قصد حمله به خط لوله باکو-جیحان، سفارت اسرائیل، کنیسه اشکنازی و چهرههای جامعه یهودیان در باکو را داشتند.
همزمان، گزارشهایی از نقش فرماندهان سپاه در هدایت فعالیتها در جمهوری آذربایجان، ترکیه و اروپا، و نیز تلاش جمهوری اسلامی برای نفوذ در گرجستان منتشر شده است؛ از جمله از طریق جذب نیروهای اطلاعاتی محلی، هدف قرار دادن جامعه گرجیهای آذریتبار و استفاده از نهادهایی مانند جامعهالمصطفی و مجمع جهانی اهل بیت برای گسترش نفوذ، انتقال منابع و تسهیل فعالیتهای مرتبط با نیروی قدس سپاه.
از حاشیه جامعه تا دام اطلاعاتی جمهوری اسلامی
هاآرتص در ادامه گزارش خود نوشت ۶۴ نفر از ۷۲ متهم مرد هستند و تنها چهار نفر زناند. در میان مردان، پنج نفر نیروهای ذخیرهاند. چهار متهم دیگر نیز در خدمت نظامی عادی بودند، هرچند هویت و جنسیت آنها همچنان مشمول دستور منع انتشار است.
سرهنگ دوم پلیس ساریت پرتز، رییس بخش تحقیقات امنیتی در واحد جرایم بینالمللی لاهاو ۴۳۳، به هاآرتص گفت ایدئولوژی در پروندههای در دست تحقیق تقریبا دیده نمیشود.
او گفت: «هر جاسوسی از سر فشار مالی عمل نمیکند. اما در بسیاری از این پروندهها، ما طمع، دشواری اقتصادی و وضعیت اجتماعیـاقتصادی پایین را میبینیم.»
یهوشوا نیز گفت بسیاری از کسانی که از سوی سازمانهای اطلاعاتی خارجی جذب میشوند، از حاشیههای جامعه میآیند. به گفته او، این الگو در طول سالها تکرار شده است و وقتی عواملی مانند آموزش، آگاهی، هوش و مشارکت اجتماعی بررسی میشود، روشن است که این افراد معمولا از چارچوبهای اجتماعی قوی نمیآیند.
او همچنین افزایش پروندهها پس از هفتم اکتبر را بازتابدهنده گسستی گستردهتر میان شهروندان و دولت دانست و گفت برخی افراد با این ذهنیت پیش میروند که چون دولت از آنها محافظت نکرده، «قرارداد» میان شهروند و دولت شکسته شده و آنها میتوانند هر کاری بخواهند انجام دهند.
به گفته او، این احساس، میزان تعهد افراد به دولت را کاهش میدهد، هرچند در بیشتر موارد، این افراد خودشان به دنبال ارتباط با سازمانهای اطلاعاتی نمیروند، بلکه هدف تماس قرار میگیرند.
کاریو نیز افزایش پروندههای جاسوسی را به فضای کلی اسرائیل در دوره جنگ مرتبط دانست.
او گفت: «ما در جنگی طولانی هستیم، و این به عملیاتهای اطلاعاتی فرصت رشد میدهد. این برای نهادهای اطلاعاتی و امنیتی ایران زمینهای حاصلخیز ایجاد میکند.»
او همچنین به فرسایش پاسخگویی عمومی در اسرائیل اشاره کرد و گفت در کشوری که هیچکس مسئولیت شکستها را نمیپذیرد، شهروندان نیز کمتر احساس پاسخگویی میکنند. به گفته او، وقتی کل نظام، از جمله نخستوزیر و رهبری سیاسی، از پاسخگویی طفره میرود، برخی افراد با خود میگویند آنها هم میتوانند «کمی خرابکاری» کنند.
دوورا چن، وکیل و رییس پیشین بخش امور امنیتی و عملیات ویژه در دادستانی کل اسرائیل، بیشتر متهمان اخیر را «جاسوسهای اسباببازی» خواند. با این حال، او هشدار داد سازمانهای اطلاعاتی عمدا تور گستردهای پهن میکنند.
چن گفت: «ایرانیها میدانند که از میان ۱۰۰ نفر، شاید ۹۸ نفر بیفایده باشند. اما دنبال آن یک یا دو ماهی درشتتری هستند که بعدا بتوانند از آنها باجگیری کنند یا به فعالیت جدیتری جذبشان کنند.»
به گفته کارشناسانی که هاآرتص با آنها گفتوگو کرده است، حتی اقداماتی که در ظاهر کوچک یا بیاهمیت به نظر میرسند، میتوانند پیامدهای جدی و بلندمدت داشته باشند.
کاریو تاکید کرد هر فردی که از خطی عبور کرده، هر لحظه که تصمیم بگیرد متوقف شود، همان لحظه بهترین زمان برای توقف است، زیرا به گفته او، «درخواست بعدی همیشه جدیتر خواهد بود».