فاکسنیوز: مجتبی خامنهای در پی تشکیل ائتلافی ضدآمریکایی در خاورمیانه است
فاکسنیوز در گزارشی نوشت که مجتبی خامنهای در واکنش به تلاشهای دونالد ترامپ برای گسترش پیمان ابراهیم، درصدد ایجاد یک ائتلاف منطقهای علیه نظم تحت رهبری آمریکا است و میکوشد کشورهای خاورمیانه را زیر پرچم «تمدن نوین اسلامی» گرد هم آورد.
در این گزارش آمده است که رهبر جمهوری اسلامی، کارزاری سیاسی و ایدئولوژیک را برای مقابله با نفوذ آمریکا در خاورمیانه آغاز کرده و تلاش دارد کشورهای منطقه را به سمت نوعی همگرایی اسلامی تحت رهبری تهران سوق دهد.
این گزارش میگوید تحرکات اخیر تهران تنها چند ساعت پس از آن آغاز شد که ترامپ با رهبران عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، ترکیه، پاکستان، مصر، اردن و بحرین درباره گسترش پیمان ابراهیم گفتوگو کرد. ترامپ همچنین در ۲۵ مه [۴ خرداد] در شبکه اجتماعی تروث سوشال از توسعه این پیمان حمایت کرده بود.
به نوشته فاکسنیوز، یک روز بعد، مجتبی خامنهای در پیامی [منتسب به او] در شبکه اجتماعی ایکس خواستار شکلگیری «تمدن نوین اسلامی» شد و از دولتهای اسلامی خواست برای پیشرفت «امت اسلامی» و حل مشکلات جهان اسلام با یکدیگر همکاری کنند.
خامنهای در این پیام با اشاره به «منافع مشترک ملتهای منطقه» و «نظم جدید آینده منطقه و جهان»، از مفهوم «امت اسلامی» سخن گفت و همچنین هشدار داد که آمریکا دیگر نخواهد توانست از غرب آسیا به عنوان پایگاهی امن برای حضور نظامی خود استفاده کند.
عمر محمد، مدیر برنامه «ابتکار پژوهش یهودستیزی» در دانشگاه جرج واشینگتن، به فاکسنیوز گفت که این موضعگیری را باید تلاشی مستقیم برای مقابله با پروژه گسترش پیمان ابراهیم دانست.
او گفت پیام خامنهای این است که جهان اسلام باید تحت رهبری [حکومت] ایران و در قالب یک «تمدن نوین اسلامی» در برابر نظم منطقهای تحت رهبری آمریکا متحد شود.
به گفته این کارشناس، هرچند مفهوم «امت اسلامی» سالها در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی وجود داشته، اما زمانبندی و مخاطبان این پیام اهمیت ویژهای دارد. او تاکید کرد که خامنهای دقیقاً همان کشورهایی را هدف قرار داده که ترامپ تلاش میکند آنها را به روند عادیسازی روابط با اسرائیل نزدیکتر کند.
محمد افزود که در این روایت، حضور نیروهای آمریکایی در کشورهای مسلمان به عنوان نوعی «اشغال» معرفی میشود و جمهوری اسلامی تلاش میکند این موضوع را در قالبی مذهبی و ایدئولوژیک مطرح کند.
فاکسنیوز همچنین گزارش داد که این پیام در ادامه مواضع پیشین [منتسب به] مجتبی خامنهای ارزیابی میشود. او در نخستین موضعگیری خود پس از رسیدن به رهبری در ماه اسفند نیز خواستار تعطیلی پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه شده بود.
تلاش برای ایفای نقش «قدرت محوری» منطقه این گزارش میافزاید که تهران در حال ارائه تصویری از خود به عنوان قدرت اصلی و تعیینکننده خاورمیانه است؛ نقشی که تحلیلگر مورد استناد فاکسنیوز از آن با عنوان «کلانتر جدید منطقه» یاد کرده است.
به گفته او، [حکومت] ایران تلاش میکند کشورهای عربی را میان دو گزینه قرار دهد: ادامه اتکا به چتر امنیتی آمریکا یا پیوستن به نظم منطقهای مورد نظر جمهوری اسلامی.
با این حال، فاکسنیوز یادآور میشود که روابط تهران با بسیاری از همین کشورها طی ماههای اخیر با تنشهای شدید همراه بوده است. بر اساس این گزارش،[حکومت] ایران در جریان جنگ اخیر حملاتی را علیه بحرین، قطر، امارات متحده عربی و کویت انجام داده است.
عمر محمد در این زمینه گفت که جمهوری اسلامی اکنون همان کشورهایی را به «برادری و همکاری» دعوت میکند که طی ماههای گذشته هدف حملات موشکی و پهپادی آن قرار گرفتهاند.
او به نقل از مقامهای اماراتی گفت که این کشور از زمان آغاز جنگ در ۹ اسفند نزدیک به دوهزار پهپاد و صدها موشک بالستیک را رهگیری کرده است.
این تحلیلگر همچنین یادآور شد که بحرین، قطر و امارات میزبان مهمترین پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه هستند؛ از جمله ناوگان پنجم آمریکا در بحرین، پایگاه العدید در قطر و پایگاه الظفره در امارات.
به گفته او، بعید است دولتهایی که ماهها زیر فشار و حملات [حکومت] ایران بودهاند، به آسانی به ائتلاف مورد نظر تهران بپیوندند.
نگرانی اصلی کشورهای خلیج فارس فاکسنیوز در پایان گزارش خود مینویسد که کشورهای عربی خلیج فارس همچنان با دیده تردید به اهداف جمهوری اسلامی نگاه میکنند، اما در عین حال تحولات روابط واشینگتن و تهران را نیز با دقت دنبال میکنند.
به گفته محمد، نگرانی اصلی این کشورها نه دعوت مجتبی خامنهای به تشکیل «تمدن نوین اسلامی»، بلکه احتمال دستیابی آمریکا و [حکومت] ایران به توافقی است که منجر به آزادسازی منابع مالی تهران شود، بدون آنکه برنامه موشکی جمهوری اسلامی محدود شود.
او هشدار داد که از نگاه بسیاری از کشورهای منطقه، چنین توافقی میتواند این پیام را منتقل کند که حکومتی که به همسایگان خود حمله کرده، در نهایت با دریافت امتیاز و منابع مالی بیشتر پاداش گرفته است.
این گزارش در شرایطی منتشر شده که مذاکرات میان تهران و واشینگتن همچنان ادامه دارد و دونالد ترامپ هنوز تصمیم نهایی خود را درباره توافق احتمالی با [حکومت] ایران اعلام نکرده است. فاکسنیوز معتقد است رقابت میان پروژه «گسترش پیمان ابراهیم» و طرح جمهوری اسلامی برای ایجاد «تمدن نوین اسلامی» میتواند به یکی از محورهای اصلی رقابت سیاسی و ژئوپلیتیکی در خاورمیانه پس از جنگ تبدیل شود.
یک خودروی مجهز به سیستم دفاع هوایی مَدیس - عکس از وبسایت نیروی دریایی ایالات متحده
آمریکا یک سامانه دفاع هوایی را با موفقیت آزمایش کرد که ساقط کردن پهپادهای ارزانقیمت، از جمله شاهد، را بدون نیاز به موشکهای میلیون دلاری ممکن میکند. فرماندهان با استفاده از مَدیس میتوانند بسته به نوع تهدید، از توپ، موشک یا اخلال الکترونیک برای مقابله با پهپادها استفاده کنند.
والاستریت ژورنال در گزارشی که شنبه ۹ خرداد منتشر شد، نوشت نیروی دریایی آمریکا در جریان یک رزمایش مشترک با فیلیپین در ماه آوریل (اوایل اردیبهشت)، از خودروی «سامانه یکپارچه دفاع هوایی تفنگداران دریایی» یا «مدیس» برای سرنگون کردن پهپادها استفاده کرد. این سامانه با استفاده از خودروهای تاکتیکی جدید، توپها و مهمات ویژه، میتواند هزینه مقابله با تهدیدهای پهپادی را به شکل چشمگیری کاهش دهد.
بر اساس این گزارش، این سامانه در شرایطی طراحی شده که ارتش آمریکا و متحدانش با یکی از چالشهای اصلی جنگهای مدرن روبهرو هستند: چگونه میتوان پهپادهای ارزانقیمت را بدون استفاده از موشکهایی سرنگون کرد که تولید آنها گاه بیش از ۱۰ برابر خود پهپادها هزینه دارد.
والاستریت ژورنال در این گزارش جزئیاتی از نحوه هدف گرفتن یک پهپادِ بالثابت را ارائه داد و نوشت: روهی از تفنگداران دریایی آمریکا روی خطالرأسی مشرف به دریای جنوبی چین، یک پهپاد بالثابت را که به سوی آنها پرواز میکرد، هدف گرفتند. توپهای نصبشده روی خودروها شلیک کردند و پس از چند تلاش، پهپاد هدف قرار گرفت و به سمت دریا سقوط کرد.
سامانه مدیس از دو خودروی تاکتیکی سبک مشترک تشکیل شده است که جانشینی برای خودروهای هاموی، به شمار میروند. روی یکی از این خودروها راداری پیشرفته نصب شده که برای آسانتر کردن شناسایی و هدفگیری اهداف پرنده، از جمله پهپادها، طراحی شده است. خودروی دوم حامل موشکهای استینگر است. این سامانه همچنین به قابلیتهای جنگ الکترونیک، از جمله اخلالگری، مجهز است.
این گزارش میافزاید که هر دو خودروی مدیس یک توپ و یک مسلسل کوچکتر دارند که همراه با انواع جدید مهمات، نقش مهمی در مقابله با پهپادها پیدا کردهاند.
هدف اصلی مدیس این است که فرماندهان میدانی، بسته به نوع تهدید، بتوانند میان شلیک توپ، استفاده از موشک یا بهکارگیری قابلیتهای جنگ الکترونیک، مانند اخلال در ارتباط پهپاد، گزینه مناسبتری را انتخاب کنند.
ارتش آمریکا پس از جنگ با جمهوری اسلامی سرمایهگذاری بر پروژههایی را افزایش داد که هدف آنها کاهش هزینههای مقابله با پهپادهای شاهد است. روزنامه نیویورکتایمز نیمه اردیبهشت جزئیاتی از طرح پنتاگون برای کاهش هزینه مقابله با پرتابههای ارزانقیمت جمهوری اسلامی ارائه داد و نوشت استفاده از راکتهای هدایتشونده لیزری که هزینه هر فروند از آن حدود ۴۰ هزار دلار است جایگزین موشکهای پاتریوت میشود که هر فروند آن حدود چهار میلیون دلار ارزش دارد.
در طرح مورد اشاره نیویورکتایمز، سامانهای به نام «سامانه پیشرفته سلاح دقیق کُشنده» معرفی شد که قابلیت هدایت لیزری را به سلاحی اضافه میکند که نخستین بار در جنگ کره استفاده شد. این سامانه به ارتش آمریکا امکان میدهد به شیوهای مقرونبهصرفهتر از گذشته با پهپادهای تهاجمی شاهد و موشکهای بالستیک میانبرد که ارزشی بهمراتب کمتر از موشکهای پاتریوت دارند، مقابله کند.
کاهش قابل توجه هزینههای دفاعی در برابر جمهوری اسلامی
به نوشته والاستریت ژورنال اهمیت این ابتکار در خاورمیانه نیز برجسته است. آمریکا و کشورهای حوزه خلیج فارس برای سرنگون کردن پهپادهای ایرانی، از هلیکوپترها و هواپیماهای مسلح استفاده کردهاند، اما همزمان به موشکهای هوابههوای گرانتر و دشوارتر برای تولید، مانند AIM-120، نیز متکی بودهاند. طبق گزارشی از مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی مستقر در واشینگتن، هر موشک AIM-120 حدود یک میلیون دلار قیمت دارد.
نوآ کُنی، گروهبان ارشد تفنگداران دریایی ایالات متحده که در رزمایش مشترک با فیلیپین حاضر بود، گفت نیروها معمولا از توپ و مهمات ۳۰ میلیمتری برای اهداف بزرگتر استفاده کردند و برای اهداف کوچکتر از نرخ آتش بالاتر مسلسل کوچکتر بهره گرفتند.
هرچند گلولههای ۳۰ میلیمتری اغلب دقتی کمتر از موشکها دارند، مزیت اصلی آنها کاهش هزینه است. به گفته استیون سایرز، تکنسین سابق مهمات در آژانس پشتیبانی لجستیکی و تدارکات ناتو، حتی اگر برای سرنگون کردن یک پهپاد به پنج گلوله نیاز باشد، هزینه کل مقابله با هر پهپاد حدود ۱۱ هزار و ۲۵۰ دلار خواهد بود.
این رقم در مقایسه با سایر سامانههای ضدپهپادی بسیار پایینتر است. به گفته سایرز، موشکهای استینگر در سامانه مدیس میتوانند هر یک ۴۳۰ هزار دلار هزینه داشته باشند. قیمت رهگیر پهپادی کایوت نیز که ظاهری میان موشک و پهپاد دارد و در جنگ خاورمیانه از آن استفاده شد، بین ۱۰۰ هزار تا ۱۲۵ هزار دلار است.
والاستریت ژورنال نوشت این تفاوت هزینه زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که قیمت خود پهپادهای هدف در نظر گرفته شود. به گفته سایرز، پهپادهای کلاس شاهد جمهوری اسلامی که علیه آمریکا و متحدانش در خاورمیانه پرتاب شدهاند و روسیه نیز از آنها در جنگ اوکراین استفاده کرده است، حدود ۳۰ هزار دلارند. ارزش پهپادهای کوچکتر کوادکوپتر نیز بین ۱۵۰۰ تا ۵۰۰۰ دلار تخمین زده میشود.
سایرز گفت گفت گلولههای ۳۰ میلیمتری میتوانند در برابر پهپادهای شاهد ایران یک پشتوانه قابل اعتماد باشند؛ بهویژه در صورتی که روشهای دیگر، از جمله اخلالگری الکترونیک، در مرحله نخست نتوانند پهپاد را از کار بیندازند.
تولید مهمات ارزان نیز بدون چالش نیست
این رسانه نوشت که تولید این مهمات ارزانتر همچنان با چالشهایی روبهرو است. تولیدکنندگان جنگافزار در آمریکا باید بتوانند مقدار کافی از این گلولهها را تامین کنند، زیرا برآوردها نشان میدهد به صدها هزار گلوله دیگر نیاز خواهد بود.
شرکت نورثروپ گرومن، مستقر در ویرجینیا، که قراردادی بیش از ۲۰۰ میلیون دلاری از ارتش آمریکا برای تولید گلولههای مجهز به فیوز مجاورتی دریافت کرده، اعلام کرد همزمان با افزایش تقاضا برای این مهمات، سرمایهگذاری در تاسیسات و بخش تحقیقات خود را افزایش داده است.
به نوشته والاستریت ژورنال، تجربه رزمایش فیلیپین نشان میدهد ارتش آمریکا در پی ایجاد ترکیبی از گزینههای دفاعی است؛ ترکیبی که از اخلال الکترونیک تا توپهای ۳۰ میلیمتری و موشکهای گرانتر را در بر میگیرد و هدف آن، کاهش هزینه مقابله با پهپادهای ارزانقیمت در میدانهای نبرد آینده است.
یک کارشناس امنیتی آمریکایی در یادداشتی برای خبرگزاری یونایتدپرس نوشت جنگ ایران احتمالاً این باور کیم جونگ اون را تقویت خواهد کرد که سلاح هستهای مهمترین تضمین بقای رژیمهاست، اما در عین حال نشان میدهد حتی جاهطلبی هستهای نیز کشورها را از فشار و اقدام نظامی مصون نمیکند.
دیوید مکسول، سرهنگ بازنشسته نیروهای ویژه ارتش آمریکا و کارشناس مسائل امنیتی شرق آسیا، در یادداشتی که خبرگزاری بینالمللی یونایتدپرس منتشر کرده است، «جنگ ایران» را رویدادی دانست که پیامدهای آن فراتر از خاورمیانه خواهد بود و میتواند بر محاسبات راهبردی رهبران کره شمالی، چین و دیگر رقبای آمریکا تاثیر بگذارد.
به نوشته مکسول، نخستین و مهمترین درسی که کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، از جنگ ایران خواهد گرفت این است که سلاح هستهای همچنان مهمترین ابزار تضمین بقای رژیمها محسوب میشود. او استدلال میکند که رهبر کره شمالی احتمالاً آسیبپذیری حکومت ایران را ناشی از آن خواهد دانست که تهران هنوز به یک بازدارندگی هستهای کاملاً بقا پذیر و معتبر دست نیافته بود.
به گفته این تحلیلگر، کیم وضعیت ایران را با کشور خود مقایسه خواهد کرد؛ کشوری که اکنون به سلاح هستهای، موشکهای بالستیک، تاسیسات زیرزمینی مستحکم، توانمندیهای سایبری و ساختار سیاسی مقاوم در برابر فشارهای خارجی مجهز است. از این منظر، رهبر کره شمالی احتمالاً به این نتیجه خواهد رسید که سیاست هستهای پدر و پدربزرگش تصمیمی درست بوده است.
با این حال، مکسول تاکید میکند که جنگ ایران درس دیگری نیز دارد: تلاش برای دستیابی به توان هستهای لزوماً مانع اقدام نظامی علیه یک کشور نمیشود و حتی ممکن است احتمال چنین اقدامی را افزایش دهد.
او مینویسد ایالات متحده نشان داده است که اگر کشوری را در آستانه عبور از یک «خط قرمز راهبردی» ببیند، ممکن است به استفاده از نیروی نظامی متوسل شود. به باور او، کیم جونگ اون از این موضوع نتیجه خواهد گرفت که باید قابلیت بقا و مقاومت زرادخانه هستهای خود را افزایش دهد.
این تحلیلگر پیشبینی میکند که کره شمالی در آینده سرمایهگذاری بیشتری بر روی موشکهای سوخت جامد، پرتابگرهای متحرک، ساختارهای فرماندهی و کنترل مقاوم، عملیات سایبری، نیروهای ویژه و جنگ سیاسی برای ایجاد شکاف میان آمریکا و متحدانش انجام دهد.
دیپلماسی؛ ابزار تاکتیکی نه راهحل راهبردی بخش مهمی از تحلیل مکسول به نگاه حکومتهای ایران و کره شمالی به دیپلماسی اختصاص دارد. او معتقد است که هر دو حکومت مذاکرات را نه به عنوان راهی برای مصالحه واقعی، بلکه به عنوان ابزاری راهبردی برای خرید زمان، کاهش فشارهای خارجی و ایجاد اختلاف میان مخالفان خود میبینند.
به نوشته او، تا زمانی که ساختارهای کنونی قدرت در تهران و پیونگیانگ پابرجا باشند، دستیابی به توافقی پایدار و قابل اجرا با این دو کشور دشوار خواهد بود؛ زیرا اهداف اصلی این حکومتها با چنین توافقهایی سازگار نیست.
مکسول میگوید حکومت ایران در پی حفظ بقا، افزایش نفوذ منطقهای، کسب مشروعیت ایدئولوژیک و حفظ اهرمهای فشار خود است. در مقابل، حکومت کره شمالی به دنبال بقای رژیم، تثبیت جایگاه خود به عنوان قدرت هستهای، رفع تحریمها، تضعیف ائتلاف آمریکا و کره جنوبی و در نهایت تسلط بر شبهجزیره کره بر اساس شرایط خود است.
او تاکید میکند که این اهداف بخشی از هویت سیاسی این حکومتها هستند و به همین دلیل نباید توافقهای دیپلماتیک را به عنوان نشانهای از تحول راهبردی تلقی کرد.
آتشبس و مذاکرات چه پیامی برای پیونگیانگ دارد؟ این کارشناس امنیتی معتقد است که تمدید احتمالی آتشبس و آغاز مذاکرات جدید درباره جنگ ایران نیز پیام مهمی برای کره شمالی خواهد داشت.
به گفته او، کیم جونگ اون ممکن است از این روند چنین برداشت کند که میتوان فشارهای شدید را تحمل کرد و سپس آنها را به فرصتی برای مذاکره و کسب امتیاز تبدیل کرد. این برداشت میتواند کره شمالی را به تکرار الگویی که طی دهههای گذشته بارها به کار گرفته، تشویق کند؛ الگویی که شامل تشدید تنش، توقف موقت، مطالبه امتیاز و سپس بازگشت دوباره به چرخه بحران است.
خاورمیانه، کره و تایوان به هم مرتبطاند مکسول در ادامه استدلال میکند که جنگ ایران نباید صرفاً به عنوان یک بحران خاورمیانهای دیده شود.
او مینویسد خاورمیانه، شبهجزیره کره و تنگه تایوان از طریق اعتبار جهانی آمریکا، اعتماد متحدان واشینگتن، بازار انرژی، ظرفیت صنایع دفاعی و نحوه یادگیری و هماهنگی کشورهای رقیب به یکدیگر متصل هستند.
به باور او، چین، روسیه، ایران و کره شمالی رفتار یکدیگر را به دقت زیر نظر دارند و از تحریمها، حملات نظامی، آتشبسها و مذاکرات درس میگیرند. به همین دلیل، جنگ ایران میتواند بر محاسبات راهبردی در پکن و پیونگیانگ اثر بگذارد؛ همانطور که یک بحران در شرق آسیا میتواند بر تصمیمات تهران و مسکو تاثیرگذار باشد.
توصیه به آمریکا و متحدانش این تحلیلگر در پایان هشدار میدهد که آمریکا نباید مرتکب دو اشتباه شود: نخست اینکه تصور کند صرفاً از طریق زور میتواند مسائل امنیتی را حل کند، و دوم اینکه گمان کند مذاکره به تنهایی کافی است.
او راهبرد مؤثر را ترکیبی از بازدارندگی نظامی، فشار سیاسی و اقتصادی، دیپلماسی، عملیات اطلاعاتی، هماهنگی با متحدان، اجرای تحریمها، حمایت از حقوق بشر و حفظ آمادگی نظامی میداند.
مکسول نتیجه میگیرد که توافقها با [حکومتهای] ایران و کره شمالی ممکن است خطرات را مدیریت یا به تعویق بیندازند، اما لزوماً آنها را از بین نمیبرند. به نوشته او، جنگ ایران نشان میدهد که چالش اصلی برای آمریکا و متحدانش نه صرفاً برنامههای هستهای، بلکه ماهیت و رفتار رژیمهایی است که از دیپلماسی به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف راهبردی خود استفاده میکنند.
نیویورکتایمز گزارش داد دونالد ترامپ شرایط سختگیرانهتری را به چارچوب پیشنهادی برای پایان جنگ با ایران افزوده و نسخه اصلاحشده توافق را برای بررسی به تهران ارسال کرده است.
به گفته منابع آمریکایی، هدف از این اقدام افزایش فشار بر حکومت ایران برای پذیرش سریعتر توافق و پایان دادن به بنبست مذاکرات است.
نیویورکتایمز به نقل از سه مقام آگاه گزارش داد که رییسجمهوری آمریکا، مفاد یک توافق احتمالی برای پایان دادن به جنگ ایران را بازبینی کرده و با اعمال شروط سختگیرانهتر، متن جدید را برای بررسی به مقامهای ایرانی ارسال کرده است.
این مقامها جزئیاتی درباره تغییرات اعمالشده در متن توافق ارائه نکردهاند، اما گفتهاند ترامپ نسبت به برخی بخشهای توافق که آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران را در بر میگیرد، ابراز نگرانی کرده است. به گفته دو مقام آمریکایی، رییسجمهوری آمریکا همچنان رویکرد دولت باراک اوباما در آزادسازی بخشی از داراییهای ایران در چارچوب توافق هستهای سال ۲۰۱۵ را اشتباه میداند و نمیخواهد توافق جدید به اقدامی مشابه منجر شود.
بر اساس این گزارش، یکی دیگر از دلایل بازنگری در متن توافق، نارضایتی ترامپ از کندی روند پاسخگویی حکومت ایران به پیشنهادهای آمریکا بوده است. مقامهای آمریکایی گفتهاند مذاکرات و تدوین چارچوب توافق با کمک میانجیهایی از جمله پاکستان انجام شده، اما پاسخ تهران به کندی پیش رفته است.
به نوشته نیویورکتایمز، نسخه جدید و سختگیرانهتر توافق احتمالاً با این هدف تدوین شده که حکومت ایران را برای پذیرش سریعتر چارچوبی که پیشتر به رهبر جمهوری اسلامی، مجتبی خامنهای، ارسال شده بود، تحت فشار قرار دهد.
این روزنامه همچنین گزارش داد که دسترسی به رهبر جمهوری اسلامی برای بررسی و تایید نهایی توافق دشوار بوده و همین موضوع روند تصمیمگیری را پیچیده کرده است. به گفته منابع آگاه، هرگونه اصلاح در متن سند که از آن با عنوان «یادداشت تفاهم» یاد میشود، میتواند به تاخیرهای بیشتری در روند مذاکرات منجر شود.
نیویورکتایمز در ادامه نوشت ترامپ هشتم خرداد جمعه به مدت دو ساعت با مشاوران ارشد امنیتی و سیاسی خود در اتاق وضعیت کاخ سفید درباره راههای پایان دادن به جنگ ایران گفتوگو کرد، اما این نشست بدون اعلام نتیجه مشخص یا توافق نهایی پایان یافت.
بر اساس چارچوب مورد بحث، کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل علیه حکومت ایران متوقف خواهد شد و در مقابل، جمهوری اسلامی محدودیتهای اعمالشده بر تنگه هرمز را لغو خواهد کرد. تنگه هرمز یکی از حیاتیترین مسیرهای انتقال نفت و گاز جهان به شمار میرود و هرگونه اختلال در آن پیامدهای گستردهای برای بازارهای جهانی انرژی دارد.
در این گزارش آمده است که پیش از آغاز عملیات نظامی علیه حکومت ایران در ۹ اسفند، تنگه هرمز برای تجارت بینالمللی باز بود و یکی از محورهای اصلی مذاکرات کنونی، بازگرداندن شرایط عبور و مرور کشتیها به وضعیت پیش از جنگ است.
نیویورکتایمز همچنین نوشت که برخی از حساسترین و پیچیدهترین موضوعات، از جمله سرنوشت برنامه هستهای ایران، در این چارچوب حلوفصل نخواهد شد و بررسی آنها به مراحل بعدی مذاکرات موکول میشود.
این گزارش در حالی منتشر شده که پس از بیش از سه ماه درگیری نظامی، تلاشهای دیپلماتیک برای دستیابی به توافقی که بتواند هم جنگ را متوقف کند و هم مسیرهای حیاتی انرژی را باز نگه دارد، وارد مرحلهای حساس شده است. با این حال، مشخص نیست تهران تا چه اندازه با شرایط جدید مورد نظر ترامپ موافقت خواهد کرد.
نشریه هیل در یادداشتی نوشته است ثبات واقعی در خلیج فارس مستلزم از بین بردن توانایی رژیم ایران برای تهدید تجارت جهانی، اعمال فشار بر همسایگان و گروگان گرفتن بازارهای انرژی است. هر چیزی کمتر از این، صرفا وقفهای کوتاه پیش از رویارویی بسیار خطرناکتری خواهد بود.
آریل کوهن، پژوهشگر شورای آتلانتیک و نویسنده این تحلیل نوشته نقشه راهبردی خاورمیانه در حال تغییر است و به نظر میرسد نفوذ آمریکا در این منطقه رو به کاهش باشد.
او با اشاره به نزدیک شدن تهران و واشینگتن به یک توافق نوشته است برای کسانی که دهههاست این منطقه را مطالعه میکنند، این وضعیت نمونهای از «ربودن شکست از آغوش پیروزی» به نظر میرسد.
بهنوشته او آنچه در خطر قرار دارد، اعتبار قدرت جهانی آمریکا است. در جنگ جهانی دوم، بریتانیا و فرانسه پس از اعلام جنگ به آلمان نازی در واکنش به اشغال لهستان، شش ماه تقریبا هیچ اقدام موثری انجام ندادند. این دوره بعدها به «جنگ عجیب» یا «جنگ ساختگی» مشهور شد. حتی زمانی که نیروهای اعزامی بریتانیا به سختی از سواحل دانکرک گریختند، برخی رهبران لندن همچنان توصیه میکردند با آدولف هیتلر مذاکره شود.
او در ادامه نوشته است تعیین اهداف روشن جنگی، پیششرط ضروری پیروزی نظامی است. همانگونه که رییسجمهوری و وزیر امور خارجه آمریکا اعلام کردهاند، اهداف واشینگتن در این درگیری روشن بود: جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هستهای، تضعیف توان موشکهای بالستیک ایران، و برچیدن یا دستکم تضعیف شبکه نیروهای نیابتی که تهران برای اعمال نفوذ در خاورمیانه ایجاد کرده است؛ از حماس در غزه و حزبالله در لبنان گرفته تا حوثیها در یمن.
بهنوشته کوهن، این اهداف از نظر راهبردی حیاتی بودند اما چارچوب توافقی که اکنون در حال شکلگیری است، ظاهرا هیچیک از شرایط لازم برای صلحی پایدار را تامین نمیکند. در عوض، خطر آن وجود دارد که به وصلهای موقت تبدیل شود که شکست راهبردی عمیقتری را پنهان میکند.
گره کور برنامه هستهای ایران
نویسنده در ادامه با اشاره به اینکه گره اصلی همچنان برنامه هستهای ایران و تاکید تهران بر این است که هنوز پیشنهادهای مربوط به برنامه هستهای خود را نپذیرفته، تاکید کرده است که همین موضوع به تنهایی باید زنگ خطر را به صدا درآورد.
هر توافقی باید شامل واگذاری ذخایر مواد هستهای ایران، برچیدن آبشارهای سانتریفیوژ و نابودی تاسیسات تولید آب سنگین باشد. تا این لحظه، هیچیک از این موارد مورد توافق قرار نگرفته است.
اگر زیرساخت هستهای ایران باقی بماند، واشینگتن در عمل ایرانی را بر جا خواهد گذاشت که هر زمان رهبرانش اراده کنند، میتواند با سرعت به سمت تولید سلاح هستهای حرکت کند؛ همانگونه که در تابستان ۲۰۲۵ نیز چنین ظرفیتی داشت.
بهنوشته کوهن این حل بحران نیست؛ بلکه صرفا به تعویق انداختن بحران بعدی است، درست همانند توافق هستهای دولت باراک اوباما با جمهوری اسلامی.
نویسنده سپس افزوده به همان اندازه نگرانکننده، بقای ساختار گسترده قدرتنمایی منطقهای جمهوری اسلامی است: نیروی موشکهای بالستیک و شبکه نیروهای نیابتی.
در توافق احتمالی، هیچ تعهدی برای خلع سلاح موشکی وجود ندارد؛ چه برسد به سازوکاری اجرایی برای جلوگیری از انتقال پول، تسلیحات و مربیان نظامی ایرانی به گروههای نیابتی.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، نیز بار دیگر حمایت بیقیدوشرط تهران از حزبالله را تایید کرده است.
رهبر حزبالله تهدید به کودتا در لبنان کرده و به طور مستمر از دولت لبنان میخواهد مذاکرات صلح با اسرائیل را متوقف کند.
به عبارت دیگر، رژیم ایران از اهداف راهبردی خود عقبنشینی نکرده است؛ بلکه صرفا در حال خریدن زمان است.
اقتصاد به جای راهبرد؟
از نظر نویسنده این تحلیل، منطق این عقبنشینی ظاهری آمریکا روشن است: دولت ترامپ به شدت نگران فشارهای تورمی پیش از انتخابات میاندورهای کنگره است؛ بهویژه افزایش قیمت نفت، گاز طبیعی مایع، هزینههای حملونقل و بیمه که ناشی از بیثباتی در خلیج فارس هستند. تهران نیز میخواهد مذاکرات را تا زمان انتخابات میاندورهای طول بدهد.
کوهن اما تاکید کرده است که جایگزین کردن نگرانیهای اقتصادی با انضباط راهبردی، در مواجهه با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در طول تاریخ همواره فرمولی شکستخورده بوده است.
تهران، با تکیه بر همکاری فزاینده با مسکو و پکن، دیگر مانند یک بازیگر منزوی منطقهای رفتار نمیکند. جمهوری اسلامی بخشی از یک ائتلاف گستردهتر ضد غربی است که جایگاه جهانی آمریکا را به چالش میکشد.
از نگاه نویسنده مساله دیگری نیز وجود دارد: تهدید علیه منافع عمومی جهانی. اگر تهران بتواند اهرم فشار عملی خود بر تنگه هرمز را حفظ کند، این امر سابقهای خطرناک در نظام بینالملل ایجاد خواهد کرد. تهران از موقعیت جغرافیایی خود بهعنوان سلاح استفاده کرده تا از آمریکا امتیاز بگیرد. اگر در این کار موفق شود، سایر قدرتهای تجدیدنظرطلب نیز از آن درس خواهند گرفت. امروز هرمز؛ فردا بابالمندب، بسفر یا تنگه مالاکا.
پیامدهای چنین وضعیتی عمیق خواهد بود: مسیرهای دریایی دائما نظامی میشود. تورم مزمن جهانی و ناامنی انرژی باعث فرسایش بیشتر نظم مبتنی بر قواعدی میشود که از سال ۱۹۴۵ ستون فقرات تجارت جهانی بوده است.
پیامی خطرناک برای چین
آریل کوهن در ادامه یادداشت خود تاکید کرده است که شاید خطرناکترین پیامد این روند، پیامی باشد که به پکن ارسال میشود. خلاءهای راهبردی به سرعت پر میشوند و بازدارندگی بیش از هر چیز یک پدیده روانی است. زمانی که تصور ضعف شکل بگیرد، دشمنان با جسارت بیشتری برای بهرهبرداری از آن اقدام میکنند.
ائتلافهای بزرگ کلید پیروزی هستند. اما واشینگتن در بحران اخیر خلیج فارس بدون هماهنگ کردن متحدان ناتو و شرکای اروپایی خود وارد میدان شد؛ در حالی که تنشها بر سر اوکراین و گرینلند نیز همچنان ادامه دارد. ساختار گسترده ائتلافهای آمریکا تحت فشار قرار گرفته است.
اعتبار قدرتهای بزرگ چگونه از بین میرود؟
بهنوشته نویسنده قدرتهای بزرگ اعتبار خود را ابتدا به تدریج و سپس ناگهان از دست میدهند.
بنبست هرمز بخشی از روندی طولانی و تاسفبار است که از واکنش ضعیف غرب به حمله روسیه به گرجستان در سال ۲۰۰۸ آغاز شد، با الحاق کریمه در سال ۲۰۱۴ ادامه یافت و با تهاجم مجدد روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ تشدید شد.
اگر واشینگتن اکنون از نابود کردن کامل تواناییهای بازدارنده و فشارآور ایران عقبنشینی کند، هم متحدان و هم دشمنان این پیام را دریافت خواهند کرد: آمریکا دیگر نمیتواند «نه» بگوید و منظورش واقعا نه باشد.
بهنوشته کوهن، ایالات متحده هنوز توانایی رهبری جهان را دارد، اما رهبری نیازمند شفافیت راهبردی، اراده سیاسی و آمادگی برای پایبند ماندن به خطوط قرمز است.
حزبالله لبنان بعدازظهر شنبه ۹ خرداد، چند موشک و پهپاد به شمال اسرائیل شلیک کرد. این حملات همزمان با گسترش عملیات ارتش اسرائیل در جنوب لبنان صورت گرفت.
بر اساس اعلام ارتش اسرائیل، دو راکت از لبنان به سمت منطقه صفد شلیک شد که یکی از آنها رهگیری و دیگری در یک منطقه باز سقوط کرد. همچنین یک راکت دیگر که به سمت منطقه جلیل علیا شلیک شده بود، از سوی سامانههای پدافندی رهگیری شد.
ارتش اسرائیل اعلام کرد تعدادی از راکتهای شلیکشده به جلیل غربی نیز رهگیری شدند و بقیه در مناطق باز فرود آمدند. همچنین سامانههای دفاع هوایی دو راکت را که به سمت منطقه کریات شمونا شلیک شده بودند، منهدم کردند.
خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، نوشت که موشکهای هدایتشونده حزبالله دو تانک اسرائیلی را مورد اصابت قرار دادند.
در همین حال، ویدیوهایی از شهر ساحلی نهاریا در شمال اسرائیل منتشر شد که برخورد راکتها به آبهای دریای مدیترانه در نزدیکی ساحل را در حالی نشان میداد که شهروندان وحشتزده برای پناه گرفتن میدویدند.
حزبالله همچنین چند پهپاد به سوی اسرائیل پرتاب کرد. ارتش اسرائیل اعلام کرد یکی از این پهپادها به یک منطقه نظامی در نزدیکی شهرک مرزی شومرا برخورد کرد و دو پهپاد دیگر رهگیری شدند.
ارتش همچنین گفت یک پهپاد دیگر ظاهرا حتی از مرز عبور نکرده است.
به گفته ارتش اسرائیل، حملات بعدازظهر شنبه هیچ زخمی بر جای نگذاشت.
حملات روز شنبه پس از شبی پرتنش در شمال اسرائیل صورت گرفت؛ شبی که ساکنان محلی از به صدا درآمدن مکرر آژیرهای هشدار و شنیده شدن صدای انفجارها خبر دادند و از دولت بهدلیل ناتوانی در پایان دادن به تهدید حزبالله که مورد حمایت همهجانبه جمهوری اسلامی است، انتقاد کردند.
ارتش اسرائیل روز شنبه اعلام کرد با توجه به پیشروی نیروهایش در جنوب لبنان، احتمال افزایش حملات راکتی حزبالله علیه شمال اسرائیل وجود دارد، اما در حال حاضر تغییری در دستورالعملهای فرماندهی جبهه داخلی برای غیرنظامیان ایجاد نشده است.
در بیانیه ارتش آمده است: «در پی گسترش عملیات ارتش اسرائیل در جنوب لبنان و بر اساس ارزیابیهای میدانی، ارتش خود را برای احتمال افزایش آتش از خاک لبنان، بهویژه علیه مناطق شمالی، آماده میکند.»
بنیامین نتانیاهو جمعه هشت خرداد تایید کرد که نیروهای لشکر ۳۶ ارتش اسرائیل از رود لیتانی عبور کردهاند و فراتر از خط دفاعی تعیینشده ارتش در جنوب لبنان پیش رفتهاند.
این خط دفاعی که ماه گذشته اعلام شد، مرز منطقه امنیتی مورد نظر اسرائیل در جنوب لبنان را مشخص میکند. این خط عمدتا در جنوب رود لیتانی قرار دارد؛ رودی که حدود ۳۰ کیلومتر از مرز اسرائیل فاصله دارد و سالهاست اسرائیل تلاش میکند حزبالله را به شمال آن عقب براند.
ارتش اسرائیل همچنین اعلام کرد روز جمعه یک مرکز فرماندهی توپخانه حزبالله در جنوب لبنان را هدف قرار داده است.
به گفته ارتش، پس از حمله به منطقه برج الشمالی، انفجارهای ثانویه مشاهده شد که نشان میداد در داخل ساختمان تسلیحات نظامی نگهداری میشده است.
ارتش اسرائیل مدعی شد پیش از حمله، نیروهای حزبالله را در آن محل شناسایی کرده بود.
تلفات در جنوب لبنان
خبرگزاری رسمی لبنان (NNA) از حملات هوایی و گلولهباران اسرائیل در اطراف قلعه تاریخی بوفور خبر داد؛ دژی صلیبی که حدود ۱۵ کیلومتر با مرز اسرائیل فاصله دارد و بر بخشهای وسیعی از جنوب لبنان مشرف است. این قلعه به مدت ۱۸ سال در اختیار ارتش اسرائیل بود تا اینکه نیروهای اسرائیلی در مه ۲۰۰۰ از لبنان خارج شدند.
این خبرگزاری همچنین گزارش داد حملات هوایی اسرائیل به نقاط مختلف جنوب لبنان، از جمله روستای انصار، دستکم سه کشته برجای گذاشته است.
ارتش لبنان نیز اعلام کرد حمله یک پهپاد به جاده میان روستاهای ابّا و نبطیه، دو سرباز لبنانی را زخمی کرده است.
نارضایتی لبنان از مذاکرات امنیتی
در همین حال، مقامهای لبنانی که با رسانههای عربی گفتوگو کردهاند، از نتایج مذاکرات امنیتی روز جمعه با اسرائیل در پنتاگون ابراز ناامیدی کردند.
مقامهایی که با روزنامه «العربی الجدید» صحبت کردهاند گفتند: «نشست پنتاگون هیچ پیشرفتی، بهویژه در زمینه آتشبس جامع، به همراه نداشت.»
یک منبع نظامی لبنانی نیز به شبکه «الحدث» عربستان گفت: «این نشست به نتایج عملی مورد انتظار لبنان منجر نشد.»
البریج کولبی، معاون وزیر دفاع آمریکا، با این حال مذاکرات را «گفتوگوهای سازنده نظامی با نظامی» توصیف کرد که به روند سیاسی تحت رهبری وزارت امور خارجه آمریکا در هفته آینده کمک خواهد کرد.
این نخستین نشست صرفا نظامی در چارچوب مذاکرات میان لبنان و اسرائیل بود؛ مذاکراتی که با میانجیگری آمریکا به دو مسیر سیاسی و امنیتی تقسیم شده است.
نخستین نشست مسیر سیاسی قرار است روزهای سهشنبه و چهارشنبه هفته آینده در وزارت امور خارجه آمریکا برگزار شود.
مسیر دشوار برای توافق
بهنوشته تایم اسرائیل انتظار نمیرفت نشست روز جمعه به اعلام نتایج مهمی منجر شود و طرفین همچنان برای دستیابی به توافقی که روابط اسرائیل و لبنان را عادی کند و به خلع سلاح حزبالله بینجامد، با موانع بزرگی روبهرو هستند.
دولت لبنان خواهان خروج کامل نیروهای اسرائیلی از خاک لبنان است، در حالی که حزبالله بهشدت با خلع سلاح مخالفت میکند و از مذاکرات دولت با اسرائیل در این زمینه انتقاد کرده است.
مذاکرات پیشین میان دو طرف در وزارت امور خارجه آمریکا از ماه گذشته آغاز شد. چند روز پس از نخستین دور این گفتوگوها، دونالد ترامپ آتشبسی را در لبنان اعلام کرد؛ آتشبسی که در ۱۶ آوریل و هشت روز پس از آغاز آتشبس میان آمریکا و جمهوری اسلامی اعلام شد.
با این حال، این آتشبس عملا در جنوب لبنان احساس نشده است؛ جایی که اسرائیل تقریبا هر روز اهدافی را که متعلق به حزبالله میداند هدف قرار میدهد و حزبالله نیز به نیروهای اسرائیلی مستقر در منطقه حائل رو به گسترش حمله میکند.
این گروه همچنین بهطور منظم شمال اسرائیل را با راکت و پهپاد هدف قرار داده است.
در حالی که آمریکا حملات اسرائیل علیه اهدافی را که تهدید تلقی میشوند تایید کرده، گزارشها حاکی از آن است که واشینگتن با حملات اسرائیل به بیروت موافقت نکرده و برای آن خط قرمز تعیین کرده است.
جمهوری اسلامی خواهان برقراری آتشبس در تمام جبههها از جمله لبنان است.