آمریکا سامانه چندمنظوره مدیس را برای کاهش هزینه مقابله با پهپاد شاهد آزمایش کرد
یک خودروی مجهز به سیستم دفاع هوایی مَدیس - عکس از وبسایت نیروی دریایی ایالات متحده
آمریکا یک سامانه دفاع هوایی را با موفقیت آزمایش کرد که ساقط کردن پهپادهای ارزانقیمت، از جمله شاهد، را بدون نیاز به موشکهای میلیون دلاری ممکن میکند. فرماندهان با استفاده از مَدیس میتوانند بسته به نوع تهدید، از توپ، موشک یا اخلال الکترونیک برای مقابله با پهپادها استفاده کنند.
والاستریت ژورنال در گزارشی که شنبه ۹ خرداد منتشر شد، نوشت نیروی دریایی آمریکا در جریان یک رزمایش مشترک با فیلیپین در ماه آوریل (اوایل اردیبهشت)، از خودروی «سامانه یکپارچه دفاع هوایی تفنگداران دریایی» یا «مدیس» برای سرنگون کردن پهپادها استفاده کرد. این سامانه با استفاده از خودروهای تاکتیکی جدید، توپها و مهمات ویژه، میتواند هزینه مقابله با تهدیدهای پهپادی را به شکل چشمگیری کاهش دهد.
بر اساس این گزارش، این سامانه در شرایطی طراحی شده که ارتش آمریکا و متحدانش با یکی از چالشهای اصلی جنگهای مدرن روبهرو هستند: چگونه میتوان پهپادهای ارزانقیمت را بدون استفاده از موشکهایی سرنگون کرد که تولید آنها گاه بیش از ۱۰ برابر خود پهپادها هزینه دارد.
والاستریت ژورنال در این گزارش جزئیاتی از نحوه هدف گرفتن یک پهپادِ بالثابت را ارائه داد و نوشت: روهی از تفنگداران دریایی آمریکا روی خطالرأسی مشرف به دریای جنوبی چین، یک پهپاد بالثابت را که به سوی آنها پرواز میکرد، هدف گرفتند. توپهای نصبشده روی خودروها شلیک کردند و پس از چند تلاش، پهپاد هدف قرار گرفت و به سمت دریا سقوط کرد.
سامانه مدیس از دو خودروی تاکتیکی سبک مشترک تشکیل شده است که جانشینی برای خودروهای هاموی، به شمار میروند. روی یکی از این خودروها راداری پیشرفته نصب شده که برای آسانتر کردن شناسایی و هدفگیری اهداف پرنده، از جمله پهپادها، طراحی شده است. خودروی دوم حامل موشکهای استینگر است. این سامانه همچنین به قابلیتهای جنگ الکترونیک، از جمله اخلالگری، مجهز است.
این گزارش میافزاید که هر دو خودروی مدیس یک توپ و یک مسلسل کوچکتر دارند که همراه با انواع جدید مهمات، نقش مهمی در مقابله با پهپادها پیدا کردهاند.
هدف اصلی مدیس این است که فرماندهان میدانی، بسته به نوع تهدید، بتوانند میان شلیک توپ، استفاده از موشک یا بهکارگیری قابلیتهای جنگ الکترونیک، مانند اخلال در ارتباط پهپاد، گزینه مناسبتری را انتخاب کنند.
ارتش آمریکا پس از جنگ با جمهوری اسلامی سرمایهگذاری بر پروژههایی را افزایش داد که هدف آنها کاهش هزینههای مقابله با پهپادهای شاهد است. روزنامه نیویورکتایمز نیمه اردیبهشت جزئیاتی از طرح پنتاگون برای کاهش هزینه مقابله با پرتابههای ارزانقیمت جمهوری اسلامی ارائه داد و نوشت استفاده از راکتهای هدایتشونده لیزری که هزینه هر فروند از آن حدود ۴۰ هزار دلار است جایگزین موشکهای پاتریوت میشود که هر فروند آن حدود چهار میلیون دلار ارزش دارد.
در طرح مورد اشاره نیویورکتایمز، سامانهای به نام «سامانه پیشرفته سلاح دقیق کُشنده» معرفی شد که قابلیت هدایت لیزری را به سلاحی اضافه میکند که نخستین بار در جنگ کره استفاده شد. این سامانه به ارتش آمریکا امکان میدهد به شیوهای مقرونبهصرفهتر از گذشته با پهپادهای تهاجمی شاهد و موشکهای بالستیک میانبرد که ارزشی بهمراتب کمتر از موشکهای پاتریوت دارند، مقابله کند.
کاهش قابل توجه هزینههای دفاعی در برابر جمهوری اسلامی
به نوشته والاستریت ژورنال اهمیت این ابتکار در خاورمیانه نیز برجسته است. آمریکا و کشورهای حوزه خلیج فارس برای سرنگون کردن پهپادهای ایرانی، از هلیکوپترها و هواپیماهای مسلح استفاده کردهاند، اما همزمان به موشکهای هوابههوای گرانتر و دشوارتر برای تولید، مانند AIM-120، نیز متکی بودهاند. طبق گزارشی از مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی مستقر در واشینگتن، هر موشک AIM-120 حدود یک میلیون دلار قیمت دارد.
نوآ کُنی، گروهبان ارشد تفنگداران دریایی ایالات متحده که در رزمایش مشترک با فیلیپین حاضر بود، گفت نیروها معمولا از توپ و مهمات ۳۰ میلیمتری برای اهداف بزرگتر استفاده کردند و برای اهداف کوچکتر از نرخ آتش بالاتر مسلسل کوچکتر بهره گرفتند.
هرچند گلولههای ۳۰ میلیمتری اغلب دقتی کمتر از موشکها دارند، مزیت اصلی آنها کاهش هزینه است. به گفته استیون سایرز، تکنسین سابق مهمات در آژانس پشتیبانی لجستیکی و تدارکات ناتو، حتی اگر برای سرنگون کردن یک پهپاد به پنج گلوله نیاز باشد، هزینه کل مقابله با هر پهپاد حدود ۱۱ هزار و ۲۵۰ دلار خواهد بود.
این رقم در مقایسه با سایر سامانههای ضدپهپادی بسیار پایینتر است. به گفته سایرز، موشکهای استینگر در سامانه مدیس میتوانند هر یک ۴۳۰ هزار دلار هزینه داشته باشند. قیمت رهگیر پهپادی کایوت نیز که ظاهری میان موشک و پهپاد دارد و در جنگ خاورمیانه از آن استفاده شد، بین ۱۰۰ هزار تا ۱۲۵ هزار دلار است.
والاستریت ژورنال نوشت این تفاوت هزینه زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که قیمت خود پهپادهای هدف در نظر گرفته شود. به گفته سایرز، پهپادهای کلاس شاهد جمهوری اسلامی که علیه آمریکا و متحدانش در خاورمیانه پرتاب شدهاند و روسیه نیز از آنها در جنگ اوکراین استفاده کرده است، حدود ۳۰ هزار دلارند. ارزش پهپادهای کوچکتر کوادکوپتر نیز بین ۱۵۰۰ تا ۵۰۰۰ دلار تخمین زده میشود.
سایرز گفت گفت گلولههای ۳۰ میلیمتری میتوانند در برابر پهپادهای شاهد ایران یک پشتوانه قابل اعتماد باشند؛ بهویژه در صورتی که روشهای دیگر، از جمله اخلالگری الکترونیک، در مرحله نخست نتوانند پهپاد را از کار بیندازند.
تولید مهمات ارزان نیز بدون چالش نیست
این رسانه نوشت که تولید این مهمات ارزانتر همچنان با چالشهایی روبهرو است. تولیدکنندگان جنگافزار در آمریکا باید بتوانند مقدار کافی از این گلولهها را تامین کنند، زیرا برآوردها نشان میدهد به صدها هزار گلوله دیگر نیاز خواهد بود.
شرکت نورثروپ گرومن، مستقر در ویرجینیا، که قراردادی بیش از ۲۰۰ میلیون دلاری از ارتش آمریکا برای تولید گلولههای مجهز به فیوز مجاورتی دریافت کرده، اعلام کرد همزمان با افزایش تقاضا برای این مهمات، سرمایهگذاری در تاسیسات و بخش تحقیقات خود را افزایش داده است.
به نوشته والاستریت ژورنال، تجربه رزمایش فیلیپین نشان میدهد ارتش آمریکا در پی ایجاد ترکیبی از گزینههای دفاعی است؛ ترکیبی که از اخلال الکترونیک تا توپهای ۳۰ میلیمتری و موشکهای گرانتر را در بر میگیرد و هدف آن، کاهش هزینه مقابله با پهپادهای ارزانقیمت در میدانهای نبرد آینده است.
اجلاس دفاعی-امنیتی «گفتوگوی شانگریلا» در سنگاپور، ۱۰ خرداد
همزمان با افزایش نگرانیها درباره رشد سریع توان نظامی چین و تردیدها نسبت به میزان تمرکز آمریکا بر منطقه هند-اقیانوسیه، کشورهای این منطقه روند تقویت توان تسلیحاتی و همکاریهای نظامی خود را شتاب بخشیدهاند.
به گزارش خبرگزاری رویترز، در جریان نشست دفاعی-امنیتی «گفتوگوی شانگریلا» در سنگاپور، پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، از متحدان و شرکای منطقهای واشینگتن خواست سهم بیشتری در تامین امنیت منطقه بر عهده بگیرند.
با این حال، او با پرسشها و نگرانیهایی درباره احتمال کاهش توجه آمریکا به آسیا در سایه بحران خاورمیانه و مناقشه ایران مواجه شد.
هگست در پاسخ به این نگرانیها تاکید کرد: «ما میتوانیم دو کار را بهطور همزمان انجام دهیم.»
شینجیرو کویزومی، وزیر دفاع ژاپن، نیز در این نشست، پایبندی آمریکا به تعهداتش در قبال امنیت منطقه را «تزلزلناپذیر» خواند و در عین حال، اذعان کرد برخی کشورها ممکن است همچنان میزان عزم و اراده ایالات متحده را دستکم بگیرند.
«گفتوگوی شانگریلا» که بزرگترین نشست دفاعی سالانه آسیا به شمار میرود، سال جاری از ۸ تا ۱۰ خردادماه به میزبانی سنگاپور برگزار شد.
در این نشست غیررسمی، طیف گستردهای از مقامها شامل وزیران دفاع، فرماندهان نظامی، روسای دستگاههای اطلاعاتی و دیپلماتها در کنار تحلیلگران و فعالان صنایع تسلیحاتی گرد هم میآیند تا چالشهای امنیتی را مورد بررسی قرار دهند.
ایجاد شبکه امنیتی جدید میان کشورهای همسو در منطقه
مقامهای ارشد دفاعی کشورهای منطقه آسیا-اقیانوسیه در حاشیه نشست سالانه امنیتی سنگاپور بر ضرورت تقویت توانمندیهای دفاعی مستقل و گسترش همکاریهای امنیتی میان کشورهای همسو تاکید کردند؛ رویکردی که بهدنبال ایجاد شبکهای گستردهتر برای بازدارندگی در برابر تهدیدهای مشترک است.
گیلبرتو تئودورو، وزیر دفاع فیلیپین، در گفتوگو با رویترز اعلام کرد تمامی وزیران دفاع حاضر در این نشست بر لزوم ارتقای سریع و موثر ظرفیتهای دفاعی ملی توافق دارند.
او این روند را «تقویتکننده» نقش سنتی آمریکا در تامین امنیت منطقه دانست و خبر داد مانیل در حال افزایش همکاریهای دفاعی با ژاپن، استرالیا، کانادا و نیوزیلند است.
تئودورو با اشاره به اهمیت مشارکت بازیگران بیشتر در سازوکارهای بازدارندگی افزود: «هرچه کشورهای بیشتری در برابر تهدیدهای مشترک مشارکت کنند، تعهد ایالات متحده نیز مستحکمتر خواهد شد.»
گیلبرتو تئودورو، وزیر دفاع فیلیپین
در این میان، توکیو در تلاش است جایگاه خود را به عنوان محور هماهنگی همکاریهای دفاعی منطقهای تقویت کند.
وزیر دفاع ژاپن در نشست شانگریلا اعلام کرد این کشور قصد دارد به «نقطه اتصال» همکاریهای منطقهای، فراتر از موضوع چین، تبدیل شود.
کویزومی افزود: «ژاپن در زمینه همکاریهای تجهیزات دفاعی حتی پیشدستانهتر عمل خواهد کرد. هدف ما این است که اطمینان حاصل کنیم هر کشور از توانمندیهای مورد نیاز خود برخوردار است و این امکانات در زمان لازم، در دسترس خواهند بود.»
این اظهارات در حالی مطرح میشود که ژاپن در ماه آوریل بزرگترین اصلاحات مقررات صادرات تجهیزات دفاعی خود در چند دهه گذشته را اجرایی کرد.
این اقدام توکیو محدودیتهای پیشین بر فروش تسلیحات به خارج از کشور را کاهش داده و امکان صادرات ناوهای جنگی، موشکها و سایر تجهیزات نظامی را فراهم آورده است.
شینجیرو کویزومی، وزیر دفاع ژاپن
گسترش حضور نظامی کانادا و نیوزیلند در منطقه هند-اقیانوسیه
رویترز در ادامه نوشت کشورهای منطقه هند-اقیانوسیه در واکنش به تحولات امنیتی جهانی، بهدنبال گسترش همکاریهای دفاعی و ایجاد ائتلافهای جدید هستند.
چان چون سینگ، وزیر دفاع سنگاپور، تاکید کرد در شرایط کنونی باید «مشارکتهای انعطافپذیر» میان کشورهای همفکر شکل گیرد و ائتلافهایی از کشورهای «توانمند و مایل» به همکاری ایجاد شود تا امکان «آزمودن ایدهها و یافتن مسیرها در حوزههای ناشناخته و جدید» فراهم آید.
در همین راستا، جنی کارینیان، رییس ستاد ارتش کانادا، از افزایش حضور نظامی کشورش در منطقه خبر داد.
او اعلام کرد کانادا همکاریهای خود با ژاپن و فیلیپین را در زمینه امنیت سایبری و رزمایشهای دریایی گسترش داده است و همزمان از برنامههای آموزش زبان انگلیسی به نظامیان اندونزیایی حمایت میکند.
رییس ستاد ارتش کانادا افزود: «در منطقه هند-اقیانوسیه، کارهای زیادی برای انجام دادن وجود دارد. به همین دلیل است که احتمالا شاهد افزایش همکاریها در همه زمینهها هستیم.»
نیوزیلند نیز در حال بررسی تقویت توانمندیهای دفاعی خود است. کریس پنک، وزیر دفاع این کشور، اعلام کرد ولینگتون بهطور جدی گزینه خرید شناورهای نظامی از ژاپن و بریتانیا را برای جایگزینی ناوچههای قدیمی کلاس ANZAC بررسی میکند.
پنک همچنین در حاشیه نشست شانگریلا با همتایان خود از سنگاپور، مالزی، استرالیا و بریتانیا دیدار و درباره توسعه همکاریها در چارچوب «توافق دفاعی پنج قدرت» گفتوگو کرد.
او با اشاره به قدمت ۵۴ ساله این پیمان، بر ظرفیت آن برای ارتقا و اجرای همکاریها در سطحی گستردهتر تاکید کرد.
این پیمان، چارچوب همکاری نظامی میان بریتانیا، استرالیا، نیوزیلند، مالزی و سنگاپور است که از سال ۱۹۷۱ برای تقویت هماهنگی دفاعی و مشورت امنیتی میان اعضا برقرار است.
رویترز در پایان نوشت با وجود افزایش همکاریهای منطقهای، مقامهای آسیایی بر این باورند که تعهد ایالات متحده به منطقه هند-اقیانوسیه همچنان پابرجاست و نه درگیریهای خاورمیانه و نه رویکرد «اول آمریکا» در دولت دونالد ترامپ، از میزان توجه واشینگتن به این منطقه نکاسته است.
«اول آمریکا» شعار و گفتمانی است که ترامپ در دوران پیشین حضور خود در کاخ سفید آن را ترویج کرد. هدف این گفتمان تمرکز بر مسائل داخلی آمریکا و عدم مداخله مستقیم در مناقشههای بینالمللی عنوان شده است.
همزمان با ادامه تنشها در منطقه و گسترش عملیات زمینی ارتش اسرائیل علیه حزبالله، نیروهای این کشور کنترل عملیاتی قلعه راهبردی شقیف (بوفور) در جنوب لبنان را در اختیار گرفتند.
افیخای ادرعی، سخنگوی عربزبان ارتش اسرائیل، صبح یکشنبه ۱۰ خرداد در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «میان وعدههای شعارگونه و واقعیت میدان، خبر قطعی این است: سربازان ما با ایستادن بر قلعه شقیف، فصل تازهای از عزت را مینویسند.»
او افزود: «کنترل قلعه شقیف تنها یک دستاورد نظامی نیست، بلکه درهم شکستن دوباره نماد غرور حزبالله است. حزبالله ما را به سستی متهم میکرد، اما قلعههایش در برابر ضربات ما فرو ریخت.»
قلعه شقیف نام عربی این دژ تاریخی در جنوب لبنان است و بوفور، نام فرانسوی برجایمانده از دوران جنگهای صلیبی، در منابع غربی و اسرائیلی کاربرد بیشتری دارد.
در واکنش به این رویداد، فرانسه خواهان برگزاری جلسه اضطراری شورای امنیت سازمان ملل شد.
واکنش نتانیاهو و کاتز
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، ۱۰ خرداد در بیانیهای تصرف قلعه بوفور در جنوب لبنان را نشاندهنده «تغییری چشمگیر» در سیاست اسرائیل دانست.
او اضافه کرد: «ما سد ترس را شکستهایم و در تمام جبههها ابتکار عمل را در دست داریم.»
نخستوزیر اسرائیل تاکید کرد دامنه عملیات زمینی ارتش این کشور در لبنان گسترش خواهد یافت.
یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، نیز با انتشار پیامی در ایکس، تصویری از برافراشته شدن پرچم این کشور بر فراز قلعه بوفور منتشر کرد و خبر داد نیروهای اسرائیلی در این منطقه باقی خواهند ماند.
نیروهای اسرائیلی سال ۱۹۸۲ هم این قلعه را تصرف کرده بودند و تا سال ۲۰۰۰ کنترل آن را در دست داشتند.
گسترش عملیات اسرائیل در شمال رود لیتانی
ارتش اسرائیل ۱۰ خرداد در بیانیهای اعلام کرد عملیات اخیر چند روز پیش در ارتفاعات شقیف و منطقه وادی السلوقی آغاز شده است.
بر اساس این بیانیه، هدف عملیات نابودی زیرساختهای حزبالله، از بین بردن نیروهای این گروه، رفع تهدیدها علیه شمال اسرائیل و گسترش خط دفاعی پیشرو است.
ارتش اسرائیل همچنین اعلام کرد نیروهای این کشور از رودخانه لیتانی عبور کردهاند، حملات خود را به مناطق شمال این رودخانه گسترش دادهاند و دامنه عملیات به مناطق بیشتری در جنوب لبنان کشیده شده است.
به گفته ارتش، شقیف و وادی السلوقی محل استقرار زیرساختهای مهم حزبالله هستند که با کمک جمهوری اسلامی ایجاد شدهاند و نیروهای حزبالله از این مناطق، صدها راکت به سوی اسرائیل و نیروهایش در جنوب لبنان شلیک کردهاند.
در این بیانیه همچنین آمده است که پیش از ورود نیروهای زمینی اسرائیل، نیروی هوایی این کشور با پشتیبانی توپخانه و تانکها زیرساختهای حزبالله را هدف قرار داد.
ارتش اسرائیل تاکید کرد نیروهای این کشور در نزدیکی شهر نبطیه در حال انجام عملیات هستند و در صورت لزوم، آمادگی گسترش دامنه این عملیات را دارند.
سخنگوی عربزبان ارتش اسرائیل صبح ۱۰ خرداد در پستی دیگر در ایکس، از ساکنان جنوب لبنان، بهویژه مناطق جنوب رودخانه زهرانی، خواست خانههای خود را فورا تخلیه کنند و به شمال این رودخانه منتقل شوند.
ادرعی با اشاره به «نقض توافق آتشبس از سوی حزبالله» گفت ارتش اسرائیل با قدرت علیه این گروه نیابتی جمهوری اسلامی اقدام خواهد کرد و هشدار داد حضور در نزدیکی نیروها، تاسیسات یا تجهیزات نظامی حزبالله میتواند جان افراد را به خطر بیندازد.
کشته شدن یک سرباز اسرائیلی در حمله پهپادی حزبالله
تایمز اسرائیل به نقل از ارتش اسرائیل گزارش داد یک سرباز این کشور شنبه ۹ خرداد در حمله پهپادی حزبالله در جنوب لبنان کشته شد.
ارتش اسرائیل هویت این سرباز را مایکل تیوکین، ۲۱ ساله، با درجه گروهبان یکم، از یگان شناسایی تیپ گیواتی و اهل اشکلون اعلام کرد.
بر اساس این گزارش، حمله حدود ساعت ۱۰:۳۰ شامگاه شنبه رخ داد؛ زمانی که یک پهپاد هدایتشونده از راه دور حزبالله به موضعی اصابت کرد که نیروهای تیپ گیواتی در آن مشغول عملیات بودند.
در پی این حمله، تیوکین جان خود را از دست داد و چهار سرباز دیگر دچار جراحات سطحی شدند. این نظامیان برای درمان به بیمارستان منتقل شدند.
درگیری میان هواداران فوتبال و نیروهای پلیس در سراسر فرانسه پس از پیروزی پاریسنژرمن مقابل آرسنال در فینال لیگ قهرمانان اروپا، بهبازداشت بیش از ۴۰۰نفر منجر شد.
وزارت کشور فرانسه اعلام کرد در جریان ناآرامیهای بامداد یکشنبه ۱۰ خرداد، ۴۱۶ نفر بازداشت شدند که از این تعداد، ۲۸۰ مورد مربوط به پاریس بود.
لوران نونیز، وزیر کشور فرانسه، این ناآرامیها را «کاملا غیرقابل قبول» خواند و گفت در جریان درگیریها، هفت مامور پلیس زخمی شدند.
پاریسنژرمن و آرسنال در وقتهای قانونی و اضافه دیدار فینال لیگ قهرمانان اروپا به تساوی یک-یک رسیدند. در نهایت پاریسنژرمن در ضربات پنالتی، با نتیجه چهار بر سه توپچیها را شکست داد و قهرمان اروپا شد.
این دیدار در ورزشگاه پوشکاش آرنا شهر بوداپست، پایتخت مجارستان، برگزار شد.
خسارت به خودروها و اختلال در شبکه حملونقل عمومی
خیابان شانزهلیزه پاریس پس از پیروزی پاریسنژرمن در ضربات پنالتی، شاهد حضور گسترده و جشن هواداران بود.
بیبیسی جهانی گزارش داد مقامهای فرانسوی برای کنترل اوضاع، هزاران نیروی پلیس را در پایتخت این کشور مستقر کرده بودند.
بر اساس این گزارش، برخی هواداران اقدام به پرتاب مواد آتشبازی و استفاده از منور کردند. نیروهای پلیس برای متفرق کردن جمعیت در مرکز پاریس از گاز اشکآور استفاده کردند.
این ناآرامیها موجب اختلال در خدمات حملونقل عمومی از جمله اتوبوس، قطار و شبکه ریلی شد.
پلیس فرانسه اعلام کرد در جریان خشونتها، شش خودرو، دو واحد تجاری و یک ایستگاه اتوبوس دچار خسارت شدند.
پیشتر نیز درگیریهایی میان نیروهای پلیس و شماری از هوادارانی که برای تماشای دیدار نهایی روی نمایشگرهای بزرگ در ورزشگاه پارک دو پرنس پاریس تجمع کرده بودند، رخ داد.
انتقاد مارین لوپن از خشونتها
این دومین قهرمانی پیاپی پاریسنژرمن در لیگ قهرمانان اروپا بود. سال گذشته نیز جشنهای هواداران پاریسنژرمن به درگیریهای گسترده در شهرهای مختلف فرانسه انجامید که در نتیجه آن دو نفر جان باختند و صدها تن بازداشت شدند.
در واکنش به این رویدادها، مارین لوپن، رهبر حزب راستگرای «اجتماع ملی»، ۱۰ خرداد در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «تنها در فرانسه است که پیروزی یک تیم فوتبال به شورش منجر میشود.»
او افزود: «تنها در فرانسه است که همه احساس میکنند در شب یک پیروزی باید در خانههای خود بمانند تا با خشونت مواجه نشوند.»
بازیکنان باشگاه پاریسنژرمن قرار است عصر ۱۰ خرداد در رژه قهرمانی این تیم در پاریس شرکت کنند. این برنامه شامل عبور کاروان قهرمانی از میدان شان دو مارس در نزدیکی برج ایفل و دیدار با امانوئل مکرون، رییسجمهوری فرانسه، خواهد بود.
۱۷ اردیبهشت در جریان جشن هواداران پاریسنژرمن پس از صعود این تیم به فینال لیگ قهرمانان اروپا، ۱۲۷ نفر در پاریس بازداشت شده بودند.
واینت در تحلیلی نوشت که ادامه حملات هوایی و عملیاتهای محدود اسرائیل علیه حزبالله، بهرغم وارد کردن خسارات سنگین به این گروه، قادر به رفع تهدید آن نخواهد بود.
نویسنده میگوید حزبالله بار دیگر بر راهبرد «بقا بهعنوان پیروزی» تکیه کرده و اسرائیل برای تغییر معادله نیازمند رویکردی چندجانبه است.
وبسایت اسرائیلی واینت در تحلیلی به قلم رون بنیشای، کارشناس ارشد نظامی، استدلال کرده است که چهار دهه درگیری میان اسرائیل و حزبالله نشان میدهد اتکا به بمباران و عملیات نظامی محدود به تنهایی نمیتواند تهدید این گروه را از بین ببرد.
به نوشته این تحلیلگر، نابودی صدها نیروی حزبالله، تخریب ساختمانهای بلندمرتبه در ضاحیه بیروت، ویران شدن روستاهای جنوب لبنان و هدف قرار گرفتن تاسیسات نظامی در دره بقاع، اگرچه خسارات قابل توجهی به حزبالله وارد کردهاند، اما نتوانستهاند این گروه را از ادامه حملات علیه اسرائیل بازدارند.
واینت مینویسد حزبالله تا زمانی که توانایی شلیک موشک و بهکارگیری پهپادها را حفظ کند، به حملات خود علیه اسرائیل ادامه خواهد داد و همچنان از حمایت حکومت ایران برخوردار خواهد بود.
این گزارش ریشههای «پایداری حزبالله» را در ترکیبی از انگیزههای ایدئولوژیک، حمایت سپاه پاسداران، تجربه طولانی نبرد با اسرائیل و همچنین پشتوانه اجتماعی در میان بخش بزرگی از جامعه شیعه لبنان میداند. به نوشته نویسنده، بسیاری از شیعیان لبنان حزبالله را نیروی اصلی محافظ کشور در برابر اسرائیل و تهدیدهای منطقهای میدانند.
حمایت اجتماعی و اقتصادی از حزبالله در این تحلیل آمده است که نفوذ حزبالله تنها به حوزه نظامی محدود نمیشود. طی سالهای گذشته، کمکهای مالی حکومت ایران و شبکههای اجتماعی و اقتصادی وابسته به حزبالله به منبع اصلی حمایت مالی برای هزاران خانواده شیعه در جنوب لبنان و دره بقاع تبدیل شده است.
به گفته نویسنده، این شبکه حمایتی در شرایط فروپاشی اقتصادی لبنان نقش مهمی در حفظ نفوذ حزبالله ایفا کرده و یکی از عوامل اصلی تداوم پایگاه اجتماعی این گروه محسوب میشود.
بازگشت حزبالله پس از ضربات سنگین واینت یادآور میشود که حزبالله در عملیات «پیکانهای شمالی» در تابستان ۲۰۲۴ ضربات بیسابقهای متحمل شد؛ از جمله کشته شدن حسن نصرالله، دبیرکل پیشین این گروه. با این حال، این سازمان تا زمستان ۲۰۲۶ توانست بخش قابل توجهی از توان عملیاتی خود را بازسازی کند.
بر اساس این گزارش، حزبالله با وجود کاهش منابع مالی جمهوری اسلامی همچنان موفق شده نیروهای جدید جذب کند، حقوق اعضای خود را - هرچند با کاهش - پرداخت کند و صدها پهپاد ارزانقیمت هدایتشونده با فیبر نوری را تهیه و عملیاتی کند.
نویسنده معتقد است این تحولات نشان میدهد بازدارندگیای که اسرائیل پس از عملیاتهای گسترده خود در سال ۲۰۲۴ ایجاد کرده بود، به تدریج فرسوده شده است.
راهبرد «صمود» و امید به گذر از بحران به نوشته واینت، حزبالله و حکومت ایران در شرایط کنونی راهبردی مبتنی بر «صمود» یا پایداری در پیش گرفتهاند؛ راهبردی که هدف آن عبور از فشارهای فعلی و انتظار برای تغییر شرایط سیاسی و نظامی است.
این تحلیل تاکید میکند که رهبران حزبالله امیدوارند همان فرمولی که در گذشته برای بسیاری از گروههای مسلح موفق بوده - یعنی «پیروز شدن از طریق شکست نخوردن» - این بار نیز کارآمد باشد.
در عین حال، نویسنده اذعان میکند که حزبالله با مشکلات داخلی قابل توجهی روبهرو است. صدها هزار شیعه آواره هنوز نتوانستهاند به خانههای خود بازگردند، فشار اقتصادی افزایش یافته و دولت لبنان نیز خواهان حفظ انحصار سلاح در اختیار دولت است.
گزارش همچنین اشاره میکند که نعیم قاسم نتوانسته جایگاه و نفوذ حسن نصرالله را به دست آورد و نبیه بری، رییس پارلمان لبنان، به چهره سیاسی برجستهتری در میان شیعیان تبدیل شده است.
دو گزینه پیش روی اسرائیل به باور نویسنده، اسرائیل برای مقابله با حزبالله تنها دو مسیر راهبردی در اختیار دارد.
نخست، اشغال گسترده لبنان و پیشروی تا دره بقاع همراه با محاصره بیروت؛ گزینهای که از نظر نظامی میتواند توان راهبردی حزبالله را نابود کند، اما هزینههای سنگین انسانی، نظامی و سیاسی برای اسرائیل خواهد داشت.
واینت مینویسد ارتش اسرائیل پس از بیش از دو سال جنگ فرسایشی با کمبود نیرو و فشار عملیاتی روبهرو است و اشغال لبنان احتمالاً به انزوای بیشتر اسرائیل در عرصه بینالمللی منجر خواهد شد. همچنین دولت آمریکا و کشورهای اروپایی و عربی ممکن است پیش از دستیابی اسرائیل به اهدافش، برای پایان دادن به عملیات فشار وارد کنند.
راهحل جایگزین؛ فشار، دیپلماسی و اقتصاد رون بنیشای گزینه دوم را واقعبینانهتر میداند؛ راهبردی چندجانبه که سه محور نظامی، دیپلماتیک و اقتصادی را به طور همزمان دنبال کند.
در بخش نظامی، او خواستار عملیاتهای محدود اما غافلگیرکننده برای دور کردن نیروهای حزبالله از مرز و کاهش توان عملیاتی آنها شده است.
در بخش دیپلماتیک، او بر آغاز مذاکرات مستقیم و مؤثر میان اسرائیل و دولت لبنان به ریاست ژوزف عون تاکید میکند؛ مذاکراتی که بتواند مشروعیت ادعایی حزبالله به عنوان مدافع لبنان را تضعیف کند و زمینه توافقی برای جلوگیری از تهدید اسرائیل از خاک لبنان را فراهم آورد.
در حوزه اقتصادی نیز نویسنده پیشنهاد میکند کمکهای گسترده بینالمللی برای بازسازی لبنان به پایان نقش نظامی حزبالله گره زده شود. او همچنین خواستار مشارکت عربستان سعودی، قطر، آمریکا، فرانسه و امارات در تقویت دولت و ارتش لبنان و قطع مسیرهای مالی و تسلیحاتی میان حکومت ایران و حزبالله شده است.
واینت در پایان نتیجه میگیرد که موفقیت چنین راهبردی به توانایی دولت بنیامین نتانیاهو در جلب حمایت دونالد ترامپ، همکاری با دولت لبنان و پذیرش برخی مصالحههای سیاسی بستگی دارد؛ امری که به گفته نویسنده هنوز مشخص نیست دولت اسرائیل آمادگی یا اراده لازم برای آن را داشته باشد.
یک کارشناس امنیتی آمریکایی در یادداشتی برای خبرگزاری یونایتدپرس نوشت جنگ ایران احتمالاً این باور کیم جونگ اون را تقویت خواهد کرد که سلاح هستهای مهمترین تضمین بقای رژیمهاست، اما در عین حال نشان میدهد حتی جاهطلبی هستهای نیز کشورها را از فشار و اقدام نظامی مصون نمیکند.
دیوید مکسول، سرهنگ بازنشسته نیروهای ویژه ارتش آمریکا و کارشناس مسائل امنیتی شرق آسیا، در یادداشتی که خبرگزاری بینالمللی یونایتدپرس منتشر کرده است، «جنگ ایران» را رویدادی دانست که پیامدهای آن فراتر از خاورمیانه خواهد بود و میتواند بر محاسبات راهبردی رهبران کره شمالی، چین و دیگر رقبای آمریکا تاثیر بگذارد.
به نوشته مکسول، نخستین و مهمترین درسی که کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، از جنگ ایران خواهد گرفت این است که سلاح هستهای همچنان مهمترین ابزار تضمین بقای رژیمها محسوب میشود. او استدلال میکند که رهبر کره شمالی احتمالاً آسیبپذیری حکومت ایران را ناشی از آن خواهد دانست که تهران هنوز به یک بازدارندگی هستهای کاملاً بقا پذیر و معتبر دست نیافته بود.
به گفته این تحلیلگر، کیم وضعیت ایران را با کشور خود مقایسه خواهد کرد؛ کشوری که اکنون به سلاح هستهای، موشکهای بالستیک، تاسیسات زیرزمینی مستحکم، توانمندیهای سایبری و ساختار سیاسی مقاوم در برابر فشارهای خارجی مجهز است. از این منظر، رهبر کره شمالی احتمالاً به این نتیجه خواهد رسید که سیاست هستهای پدر و پدربزرگش تصمیمی درست بوده است.
با این حال، مکسول تاکید میکند که جنگ ایران درس دیگری نیز دارد: تلاش برای دستیابی به توان هستهای لزوماً مانع اقدام نظامی علیه یک کشور نمیشود و حتی ممکن است احتمال چنین اقدامی را افزایش دهد.
او مینویسد ایالات متحده نشان داده است که اگر کشوری را در آستانه عبور از یک «خط قرمز راهبردی» ببیند، ممکن است به استفاده از نیروی نظامی متوسل شود. به باور او، کیم جونگ اون از این موضوع نتیجه خواهد گرفت که باید قابلیت بقا و مقاومت زرادخانه هستهای خود را افزایش دهد.
این تحلیلگر پیشبینی میکند که کره شمالی در آینده سرمایهگذاری بیشتری بر روی موشکهای سوخت جامد، پرتابگرهای متحرک، ساختارهای فرماندهی و کنترل مقاوم، عملیات سایبری، نیروهای ویژه و جنگ سیاسی برای ایجاد شکاف میان آمریکا و متحدانش انجام دهد.
دیپلماسی؛ ابزار تاکتیکی نه راهحل راهبردی بخش مهمی از تحلیل مکسول به نگاه حکومتهای ایران و کره شمالی به دیپلماسی اختصاص دارد. او معتقد است که هر دو حکومت مذاکرات را نه به عنوان راهی برای مصالحه واقعی، بلکه به عنوان ابزاری راهبردی برای خرید زمان، کاهش فشارهای خارجی و ایجاد اختلاف میان مخالفان خود میبینند.
به نوشته او، تا زمانی که ساختارهای کنونی قدرت در تهران و پیونگیانگ پابرجا باشند، دستیابی به توافقی پایدار و قابل اجرا با این دو کشور دشوار خواهد بود؛ زیرا اهداف اصلی این حکومتها با چنین توافقهایی سازگار نیست.
مکسول میگوید حکومت ایران در پی حفظ بقا، افزایش نفوذ منطقهای، کسب مشروعیت ایدئولوژیک و حفظ اهرمهای فشار خود است. در مقابل، حکومت کره شمالی به دنبال بقای رژیم، تثبیت جایگاه خود به عنوان قدرت هستهای، رفع تحریمها، تضعیف ائتلاف آمریکا و کره جنوبی و در نهایت تسلط بر شبهجزیره کره بر اساس شرایط خود است.
او تاکید میکند که این اهداف بخشی از هویت سیاسی این حکومتها هستند و به همین دلیل نباید توافقهای دیپلماتیک را به عنوان نشانهای از تحول راهبردی تلقی کرد.
آتشبس و مذاکرات چه پیامی برای پیونگیانگ دارد؟ این کارشناس امنیتی معتقد است که تمدید احتمالی آتشبس و آغاز مذاکرات جدید درباره جنگ ایران نیز پیام مهمی برای کره شمالی خواهد داشت.
به گفته او، کیم جونگ اون ممکن است از این روند چنین برداشت کند که میتوان فشارهای شدید را تحمل کرد و سپس آنها را به فرصتی برای مذاکره و کسب امتیاز تبدیل کرد. این برداشت میتواند کره شمالی را به تکرار الگویی که طی دهههای گذشته بارها به کار گرفته، تشویق کند؛ الگویی که شامل تشدید تنش، توقف موقت، مطالبه امتیاز و سپس بازگشت دوباره به چرخه بحران است.
خاورمیانه، کره و تایوان به هم مرتبطاند مکسول در ادامه استدلال میکند که جنگ ایران نباید صرفاً به عنوان یک بحران خاورمیانهای دیده شود.
او مینویسد خاورمیانه، شبهجزیره کره و تنگه تایوان از طریق اعتبار جهانی آمریکا، اعتماد متحدان واشینگتن، بازار انرژی، ظرفیت صنایع دفاعی و نحوه یادگیری و هماهنگی کشورهای رقیب به یکدیگر متصل هستند.
به باور او، چین، روسیه، ایران و کره شمالی رفتار یکدیگر را به دقت زیر نظر دارند و از تحریمها، حملات نظامی، آتشبسها و مذاکرات درس میگیرند. به همین دلیل، جنگ ایران میتواند بر محاسبات راهبردی در پکن و پیونگیانگ اثر بگذارد؛ همانطور که یک بحران در شرق آسیا میتواند بر تصمیمات تهران و مسکو تاثیرگذار باشد.
توصیه به آمریکا و متحدانش این تحلیلگر در پایان هشدار میدهد که آمریکا نباید مرتکب دو اشتباه شود: نخست اینکه تصور کند صرفاً از طریق زور میتواند مسائل امنیتی را حل کند، و دوم اینکه گمان کند مذاکره به تنهایی کافی است.
او راهبرد مؤثر را ترکیبی از بازدارندگی نظامی، فشار سیاسی و اقتصادی، دیپلماسی، عملیات اطلاعاتی، هماهنگی با متحدان، اجرای تحریمها، حمایت از حقوق بشر و حفظ آمادگی نظامی میداند.
مکسول نتیجه میگیرد که توافقها با [حکومتهای] ایران و کره شمالی ممکن است خطرات را مدیریت یا به تعویق بیندازند، اما لزوماً آنها را از بین نمیبرند. به نوشته او، جنگ ایران نشان میدهد که چالش اصلی برای آمریکا و متحدانش نه صرفاً برنامههای هستهای، بلکه ماهیت و رفتار رژیمهایی است که از دیپلماسی به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف راهبردی خود استفاده میکنند.