• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

جاویدنام محمدرضا منصوری؛ پدر نوزادی ۲۰ روزه که با گلوله ماموران کشته شد

۱ خرداد ۱۴۰۵، ۱۷:۳۳ (‎+۱ گرینویچ)

بر اساس گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، محمدرضا منصوری، جوان ۲۴ ساله و پدر یک نوزاد ۲۰ روزه بود که با تیراندازی نیروهای حکومتی در جریان اعتراضات شهر رشت جان خود را از دست داد. او به دلیل جراحات ناشی از شلیک گلوله، حدود یک ماه بستری و تحت درمان بود.

بر اساس گزارش‌ها، محمدرضا ۱۸ دی‌ماه در منطقه یخسازی رشت هدف شلیک نیروهای حکومتی قرار گرفت و بر اثر اصابت گلوله به نخاع و کتف به شدت زخمی شد.

او ۱۳ بهمن‌ماه بر اثر شدت جراحات وارده در جریان اعتراضات جان باخت.

به گفته منابع محلی، محمدرضا تنها فرزند خانواده بود و پیش از حضور در فراخوان، گفته بود: «برای آینده دخترم در اعتراض شرکت می‌کنم.»

پربازدیدترین‌ها

کارزار مردمی ایران‌اینترنشنال؛ روایت‌هایی تازه از جاوید‌نامان بیمارستان الغدیر
۱
گزارش ویژه

کارزار مردمی ایران‌اینترنشنال؛ روایت‌هایی تازه از جاوید‌نامان بیمارستان الغدیر

۲

جمهوری اسلامی ۴ زندانی سیاسی، از جمله ۲ شهروند عراقی را اعدام کرد

۳

فرمانده نیروی هوایی آمریکا: پهپاد ام‌کیو-۹ ریپر، مهم‌ترین سلاح در «جنگ ایران» بود

۴

وال‌استریت ژورنال: شبکه بابک زنجانی از طریق بایننس ۸۵۰ میلیون دلار برای سپاه جابه‌جا کرد

۵

رویترز: مجتبی خامنه‌ای با خروج ذخایر اورانیوم از ایران مخالفت کرده است

انتخاب سردبیر

  • بحران انسانی در تنگه هرمز؛ هزاران دریانورد میان جنگ و بلاتکلیفی گرفتار شده‌اند

    بحران انسانی در تنگه هرمز؛ هزاران دریانورد میان جنگ و بلاتکلیفی گرفتار شده‌اند

  • قطع اینترنت در ایران چگونه تصویر افکار عمومی را در فضای آنلاین تحریف می‌کند؟
    تحلیل

    قطع اینترنت در ایران چگونه تصویر افکار عمومی را در فضای آنلاین تحریف می‌کند؟

  • بندر خَصَب، راه فرار جمهوری اسلامی از محاصره دریایی؟

    بندر خَصَب، راه فرار جمهوری اسلامی از محاصره دریایی؟

  • رجزخوانی نظام؛ مغازه کوچک وحشت‌فروشی
    تحلیل

    رجزخوانی نظام؛ مغازه کوچک وحشت‌فروشی

  • مجتبی خامنه‌ای در مسیر بن‌لادن؛ از غیبت رسانه‌ای تا زیست مخفیانه

    مجتبی خامنه‌ای در مسیر بن‌لادن؛ از غیبت رسانه‌ای تا زیست مخفیانه

•
•
•

مطالب بیشتر

فاطمه عباسی؛‌ دانشجوی هنردوستی که در حال پناه به مجروحان به گردنش شلیک کردند

۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۹:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)

فاطمه عباسی، ۳۱ ساله و دانشجوی دانشگاه هنر اصفهان، ۱۹ دی‌ماه در جریان انقلاب ملی در بلوار کشاورز شهر اصفهان هنگامی‌ که در حال کمک و پناه دادن به مجروحین بود با اصابت گلوله به گردنش مجروح و دچار قطع نخاع شد. او ۲۱ اسفندماه پس از گذران نزدیک به چند هفته کما، در بیمارستان جان باخت.

بنا به گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، او پس از یک دوره کما، به هوش آمده و در روزهای پایانی زندگی‌اش حال عمومی بهتری داشته است. خبر درگذشت فاطمه از طریق تماس تلفنی به خانواده اطلاع داده شد.

دوستان فاطمه او را علاقه‌مند به حرفه‌ عکاسی معرفی کرده‌اند.

طبق اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، فاطمه پس از گرفتن تعهد به خانواده تحویل و طی تدابیر شدید امنیتی در قطعه ۵۲ باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.

کارزار مردمی ایران‌اینترنشنال؛ روایت‌هایی تازه از جاوید‌نامان بیمارستان الغدیر

۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۷:۴۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
فرنوش فرجی

ایران‌اینترنشنال در هفته گذشته کارزاری را برای شناسایی پیکرهای جاویدنامان اعتراضات به راه انداخت. پیکرهایی که بنا بر روایت شاهدان و خانواده‌ها، در حیاط پشتی و انباری بیمارستان الغدیر رها شده بودند.

در جریان این کارزار، تاکنون هویت ۲۱ نفر از جان‌باختگان شناسایی شده. افرادی که هر کدام روایت و سرگذشت متفاوتی دارند.

در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، بیمارستان الغدیر تهران به یکی از کانون‌های اصلی انتقال مجروحان و کشته‌شدگان اعتراضات شرق تهران تبدیل شد. روزهایی که به گفته شاهدان، خیابان‌های اطراف این بیمارستان شاهد شلیک‌های گسترده و کشتار معترضان بود.

  • شب‌هایی که بیمارستان الغدیر صحنه جنایت شد

    شب‌هایی که بیمارستان الغدیر صحنه جنایت شد

بر اساس روایت‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، ماموران امنیتی نه تنها مانع روند درمان مجروحان منتقل شده به بیمارستان الغدیر شدند، بلکه در مواردی با شلیک به مجروحان، جلوگیری از ادامه درمان و انتقال پیکرها به انباری و حیاط پشتی بیمارستان، فضای رعب و وحشت ایجاد کردند.

با این حال، شاهدان و منابع مطلع تاکید کردند کادر درمان، پزشکان و پرستاران بیمارستان با وجود فشارها و تهدیدهای امنیتی، تلاش خود را برای نجات مجروحان ادامه دادند؛ از انتقال بیماران به اتاق عمل گرفته تا امدادرسانی در راهروها، آمبولانس‌ها و اتاق‌های بیمارستان.

یکی از شاهدان به ایران‌اینترنشنال گفت در جریان اعتراض‌ها و تعقیب معترضان، شماری از جوانان برای فرار از ماموران به داخل بیمارستان پناه بردند، اما نیروهای امنیتی وارد بیمارستان شدند، درها را بستند و گاز اشک‌آور شلیک کردند.

به گفته این شاهد، برخی کارکنان بیمارستان برای نجات معترضان، آن‌ها را در سرویس‌های بهداشتی و بخش‌های مختلف پنهان کرده و با پوشاندن روپوش پزشکی تلاش کردند هویتشان شناسایی نشود.

یکی از اعضای کادر درمان نیز روایت کرده است زمانی که بیش از ۷۰ مجروح به بیمارستان منتقل شدند و پرسنل در حال امدادرسانی بودند، ماموران امنیتی در مقابل چشم پرستاران، چهار مجروح را با شلیک گلوله کشتند.

روایت‌های شاهدان از ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، ماموران امنیتی پیکر یک دانشجوی پزشکی را که ۱۸ دی‌ماه به بیمارستان الغدیر منتقل شده بود، ربودند و تاکنون محل دفن او به خانواده‌اش اعلام نشده است.

طبق این اطلاعات، پیکر این دانشجوی معترض ابتدا به بیمارستان الغدیر منتقل شد، اما خانواده‌اش برای جلوگیری از مصادره پیکر، آن را به خانه خود در بومهن منتقل کردند تا به‌صورت مخفیانه دفن کنند.

ساعاتی بعد، ماموران امنیتی با استفاده از کارت ملی باقی‌مانده در کت خونی این دانشجو، نشانی خانه‌اش را پیدا کرده و با یورش به منزل، همراه با تهدید و استفاده از گاز اشک‌آور، پیکر را با خود بردند.

به گفته منابع مطلع، ماموران در برابر التماس خانواده برای بازگرداندن پیکر، با توهین و رفتار تحقیرآمیز محل را ترک کردند و از آن زمان تاکنون، اطلاعی از محل دفن احتمالی این جوان وجود ندارد.

(ایران‌اینترنشنال برای حفظ امنیت خانواده این دانشجوی کشته‌شده، هویت او را محفوظ نگه می‌دارد)

صحنه‌ای که از ذهن شاهدان پاک نمی‌شود

بر اساس روایت شاهدی که ویدیو و اطلاعات او به ایران‌اینترنشنال رسیده، حیاط پشتی بیمارستان الغدیر در روز ۱۹ دی‌ماه به محل نگهداری و انتقال پیکر جان‌باختگان اعتراضات تبدیل شده بود. صحنه‌ای که این شاهد می‌گوید هرگز از ذهنش پاک نخواهد شد.

این شاهد که خود در جریان اعتراضات ۱۸ دی‌ماه هدف اصابت ساچمه قرار گرفته بود، گفت صبح روز بعد برای درمان به بیمارستان مراجعه کرده، اما از لحظه ورود با صدای گریه و فریاد خانواده‌ها روبه‌رو شده است.

او گفت شدت تلخی فضای حاکم بر بیمارستان باعث شد به سمت حیاط پشتی و محل سردخانه برود. جایی که به گفته او، زمین آغشته به خون بود و پیکرهای متعددی در آنجا قرار داشت.

خانواده‌های بسیاری در محوطه بیمارستان حضور داشتند اما ماموران امنیتی آن‌ها را از محل دور می‌کردند.

این شاهد گفت که پس از مدتی، پیکرها را به داخل وانت‌ها منتقل کردند و به خانواده‌ها گفته شد برای پیگیری به «بهشت زهرا» مراجعه کنند.

او گفت:‌ «بیشتر پیکرهایی که در حیاط پشتی بیمارستان دیدم، متعلق به جوانان زیر ۳۰ سال بود و حتی پیکر یک کودک ۱۲-۱۳ ساله هم در میان آنان وجود داشت.»

100%

حسین ناصری؛ پدری که خواست فدای جوان‌ها بشود

حسین ناصری، متولد ۱۳۳۱، پیش از پیوستن به اعتراضات ۱۹ دی‌ماه به اطرافیانش گفته بود: «از امنیت و رفاه فرزندانم خیالم راحت است و مهم نیست چه بر سرم بیاید. به اعتراضات می‌روم برای آینده بهتر نسل بعد.»

او در پاسخ به کسانی که خواسته بودند برای در امان ماندن از ماموران ماسک بزند، گفته بود: «من فدای شما جوان‌ها بشوم.»

ناصری در دومین شب حضورش در اعتراضات هدف شلیک مستقیم قرار گرفت و گلوله به شاهرگ پایش اصابت کرد. افرادی که در محل حضور داشتند، او را با خودرو به بیمارستان الغدیر تهران منتقل کردند و به گفته منابع آگاه، او در زمان انتقال همچنان زنده بود.

طبق روایت‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، هم‌زمان با انتقال مجروحان به بیمارستان الغدیر، نیروهای امنیتی به بیمارستان یورش بردند و فردی که ناصری را به بیمارستان رسانده بود، مجبور به ترک محل و فرار شد.

چهار روز بعد، همسر ناصری به تنهایی پیکر او را در کهریزک پیدا کرد. به گفته نزدیکان خانواده، او بدون برگزاری مراسم و خاکسپاری معمول به خاک سپرده شد؛ در حالی که دو فرزندش در خارج از ایران، از سرنوشت پدرشان بی‌اطلاع بودند.

100%

علی روزبهانی؛ جاوید‌نامی که با لباس خونینش به خاک سپرده شد

طبق اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، علی روزبهانی، ۳۶ ساله و اهل لرستان که ۱۸ دی‌ماه پیکرش بعد از کشته شدن به دست ماموران به بیمارستان الغدیر منتقل شده بود، به وسیله خانواده‌اش به لرستان برده شد و مخفیانه و با لباس خونین به خاک سپرده شد.

بر اساس اطلاعات رسیده، شامگاه ۱۸ دی‌ماه زمانی که خانواده روزبهانی برای تحویل پیکر به بیمارستان الغدیر مراجعه کردند، یکی از کارکنان به آنان هشدار داد پیکر را همان شب از بیمارستان خارج کنند تا به دست ماموران نیفتد.

به گفته یک منبع آگاه، خانواده روزبهانی پیکر او را همان شب به لرستان منتقل کردند و بدون انجام مراسم معمول و حتی بدون قرار دادن پیکر در کفن، او را با لباس خونین به خاک سپردند.

100%

پوریا غلامعلی؛ معترضی که از وضعیت اقتصادی به تنگ آمده بود

طبق اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، پوریا غلامعلی، جوان ۳۲ ساله شاغل در صنف کامپیوتر، شامگاه ۱۸ دی‌ماه در نزدیکی میدان هفت‌حوض تهران با شلیک نیروهای حکومتی کشته شد و پیکرش در حیاط بیمارستان الغدیر رها شد.

بر اساس این گزارش، پوریا در پاساژ علاءالدین تهران مشغول کار بود اما به گفته نزدیکانش، افزایش قیمت دلار و رکود شدید بازار، زندگی و شرایط کاری او را تحت تاثیر قرار داد و او به اعتراضات پیوست.

به گفته منابع آگاه، او علاقه شدیدی به طبیعت‌گردی داشت و بخش زیادی از اوقات فراغتش را در سفر و طبیعت می‌گذراند.

100%

محمد طالبی طرقی؛ شلیک به سر و رها شدن پیکر در انباری بیمارستان الغدیر

طبق اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، محمد طالبی طرقی، ۳۵ ساله و متولد ۱۳۶۸، در جریان اعتراضات ۱۸ دی‌ماه در محدوده هفت‌حوض تهران هدف شلیک مستقیم نیروهای سرکوب قرار گرفت و پس از رها شدن پیکرش در انباری بیمارستان الغدیر، جان باخت.

بر اساس این گزارش، گلوله از پشت به سر او اصابت کرد و پیکرش پس از تیراندازی، به بیمارستان الغدیر منتقل شد و در نهایت به خانواده‌اش تحویل داده شد.

طالبی طرقی، متولد تهران، فرزند یکی از کشته‌شدگان جنگ ایران و عراق بود.

به گفته منابع آگاه، او رزمی‌کار و موتور‌سوار حرفه‌ای بود و علاقه زیادی به موتورسواری داشت.

100%

شهاب‌الدین سامنی؛ خانواده پس از ساعت‌ها جست‌وجو پیکرش را در الغدیر یافتند

طبق اطلاعات و مدارک رسیده به ایران‌اینترنشنال، پیکر بی‌جان شهاب‌الدین سامنی، از جان‌باختگان اعتراضات ۱۸ دی‌ماه، چند ساعت پس از کشته شدن در حیاط پشتی بیمارستان الغدیر به‌وسیله خانواده‌اش پیدا شد.

بر اساس این گزارش، سامنی متولد ۱۳۵۸ و اهل نظام‌آباد تهران، حدود ساعت ۱۰ شب ۱۸ دی‌ماه در محدوده هفت‌حوض نارمک هدف شلیک مستقیم قرار گرفت.

به گفته منابع آگاه، گلوله جنگی از بالای مسجد نارمک به سر او شلیک شد.

خانواده او پس از ساعت‌ها جست‌وجو در بیمارستان‌ها و مراکز مختلف، سرانجام حدود ساعت دو بامداد ۱۹ دی‌ماه، پیکرش را در حیاط پشتی بیمارستان الغدیر پیدا کردند.

طبق اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، سامنی دارای فرزندی دانشجو بود و با وجود شرایط مالی مناسب، در جریان اعتراضات در کنار معترضان حضور پیدا کرده بود.

پس از کشته شدن او، پدر و مادرش تحت فشار شدید نیروهای امنیتی قرار گرفتند تا بپذیرند فرزندشان عضو بسیج بوده است. بنیاد شهید چندین بار با خانواده او تماس گرفته اما پدر شهاب‌الدین با این درخواست مخالفت کرده و در ادامه، با تهدید به مصادره اموال مواجه شده است.

100%

پیمان چینی‌ساز؛ معترضی که پیکرش در انباری الغدیر پیدا شد

پیمان چینی‌ساز، شهروند ۵۳ ساله اهل بندر انزلی، شامگاه ۱۸ دی‌ماه در محله نظام‌آباد تهران بر اثر شلیک مستقیم نیروهای حکومتی به ناحیه شکم کشته شد.

به گفته یک منبع نزدیک به خانواده، چینی‌ساز پس از اصابت گلوله به بیمارستان الغدیر منتقل شده بود اما خانواده‌اش تا چند روز از سرنوشت او اطلاعی نداشتند.

این منبع گفت که خانواده در مراجعه اولیه به بیمارستان با پاسخ «اینجا نیست» مواجه شده بودند، در حالی که پیکر او به مدت پنج روز در یکی از انبارهای بیمارستان الغدیر نگهداری شد.

خانواده چینی‌ساز معتقدند او پس از انتقال به بیمارستان، بدون رسیدگی مناسب رها شده تا بر اثر خونریزی جان بدهد.

چینی‌ساز متاهل و پدر سه فرزند، یک پسر و دو دختر، بود. خانواده او اصالتا از لرهای اهواز هستند و حدود ۲۵ سال در بندرانزلی زندگی کرده بودند.

او در زمان کشته شدن به همراه خانواده‌اش در محله نظام‌آباد تهران سکونت داشت.

100%

محسن‌ شاه‌محمدی؛ معترضی که بعد از دو هفته بستری جان باخت

طبق اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، محسن شاه‌محمدی، متولد ۱۳۶۷، در جریان اعتراضات ۱۸ دی‌ماه در محدوده فلکه اول تهرانپارس هدف شلیک نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی قرار گرفت و پس از حدود دو هفته بستری بودن در بیمارستان الغدیر، جان خود را از دست داد.

بر اساس این گزارش، گلوله به ناحیه شکم و کلیه‌های شاه‌محمدی اصابت کرده بود.

او پس از تیراندازی به بیمارستان الغدیر منتقل شد و حدود دو هفته در حالت کما تحت درمان قرار داشت، اما در نهایت به‌دلیل شدت جراحات وارده، سوم بهمن‌ماه جان باخت.

شاه‌محمدی مجرد بود و به گفته منابع آگاه، از زمان مجروح شدن تا زمان مرگ، وضعیت جسمانی او بحرانی گزارش شده بود.

100%

حمیدرضا حق‌پرست؛ معترضی که پس از خونریزی شدید در الغدیر جان باخت

طبق اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، حمیدرضا حق‌پرست، شهروند اهل رشت، در جریان اعتراضات ۱۸ دی‌ماه در خیابان هفت‌حوض تهران با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر به ناحیه تناسلی و کشاله ران، به شدت مجروح شد و پس از انتقال به بیمارستان الغدیر، بر اثر شدت خونریزی و نبود رسیدگی به‌موقع، جان خود را از دست داد.

بر اساس این اطلاعات، حق‌پرست در پی فراخوان شاهزاده رضا پهلوی در اعتراضات ۱۸ دی‌ماه شرکت کرده بود.

منابع آگاه گفتند او پس از اصابت گلوله، برای مدتی طولانی در خیابان هفت‌حوض و سپس در بیمارستان الغدیر رها شد و در نهایت بر اثر خونریزی شدید جان سپرد.

به گفته منابع آگاه، ۱۹ دی‌ماه و پس از فشار گسترده خانواده‌ها به بیمارستان، پیکر شماری از جان‌باختگان از کهریزک با چند مینی‌ون به بیمارستان منتقل شد.

آنان گفتند تا روز ۲۰ دی‌ماه اجازه شناسایی پیکرها داده نمی‌شد و پس از آن نیز تنها پیکر افرادی که شناسایی شده بودند، با کامیون به «بهشت‌ زهرا» منتقل شد.

طبق اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، پیکر حق‌پرست تا چهار روز به خانواده تحویل داده نشد و مسئولان، تحویل پیکر را به «تایید شورا» و امضای تعهد از سوی خانواده مشروط کرده بودند.

حق‌پرست، متولد رشت، تنها همدم و نان‌آور مادرش بود. مراسم خاکسپاری او ۲۱ دی‌ماه در باغ رضوان رشت برگزار شد.

100%

ابوالفضل نجفی‌آرون؛ خانواده برای دفن او «یک میلیارد تومان» پرداخت کردند

طبق اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، ابوالفضل نجفی‌آرون، جوان ۲۵ ساله، شامگاه ۱۸ دی‌ماه در محدوده چهارراه تیرانداز تهرانپارس با شلیک سه گلوله جنگی هدف قرار گرفت و جان باخت.

بر اساس این اطلاعات، نجفی‌آرون پس از تیراندازی به بیمارستان الغدیر منتقل شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت.

به گفته خانواده و نزدیکانش، او ساعاتی پس از عمل همچنان هوشیار بوده و حتی با همراهانش صحبت کرده بوده، اما کمی بعد به خانواده اعلام شده که او جان خود را از دست داده است.

نزدیکان خانواده نجفی‌آرون گفتند اجازه دفن او در «بهشت‌ زهرا» داده نشده و برای صدور مجوز خاکسپاری در رباط‌ کریم، مبلغ یک میلیارد تومان از خانواده دریافت شده است. مبلغی که به گفته آنان، جدا از هزینه گلوله‌ها بوده است.

نزدیکان نجفی‌آرون، او را فردی خوش‌قلب، با‌معرفت و محبوب میان دوستان و اطرافیان توصیف کردند.

100%

حسینعلی سارانی؛ جاوید‌نامی که خانواده‌اش ۵۰۰ میلیون تومان برای دریافت پیکرش پرداخت کرد

حسینعلی سارانی، معترض ۴۴ ساله‌ اهل علی‌آباد کتول در استان گلستان، ۱۸ دی‌ماه بعد از اصابت گلوله به بیمارستان الغدیر منتقل شد.

نزدیکانش گفتند که خانواده او پیکرش را بعد از یک هفته تحویل گرفتند.

آنان برای دریافت پیکر مجبور به پرداخت ۵۰۰ میلیون تومان شدند.

100%

رنج‌های خانواده هانی گنجی برای تحویل و دفن پیکر

طبق اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، هانی گنجی، ۴۹ ساله، شامگاه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در تهرانپارس از فاصله نزدیک و از پشت سر هدف شلیک قرار گرفت و پس از انتقال به بیمارستان الغدیر، بر اثر شدت خونریزی جان باخت.

خانواده او پس از فشارهای گسترده و با دادن تعهد، پیکرش را تحویل گرفتند و بعد از دریافت پیکر، آن را به کارگاهی در پردیس بومهن منتقل کردند. روز بعد، وقتی هیچ پزشکی حاضر به صدور گواهی فوت نشد، خانواده پیکر را ابتدا به کلانتری پردیس بردند و سپس با نامه کلانتری، به کهریزک منتقل شد.

بر اساس روایت رسیده، روزی که خانواده برای تشییع و انتقال پیکر به «بهشت‌ زهرا» مراجعه کردند، متوجه شدند پیکر اشتباهی به آن‌ها تحویل داده شده است.

آنان پس از ساعت‌ها پیگیری، در آخرین ساعات همان روز توانستند پیکر هانی را تحویل بگیرند و دفن کنند.

امیر‌پارسا اشکبوس؛ جوانی که پیکرش پشت بیمارستان الغدیر در پتوی آبی پیدا شد

ایران‌اینترنشنال در «کارزار جاویدنامان بیمارستان الغدیر» به اطلاعات و ویدیویی درباره امیرپارسا اشکبوس، جوان ۲۱ ساله هم دست یافت.

بر اساس اطلاعات رسیده، پیکر امیر‌پارسا در پتویی آبی در محوطه پشت بیمارستان الغدیر قرار داده شده بود.

ویدیویی از مادر او در حال جست‌وجو برای پیکر فرزندش هم به دست ایران‌اینترنشنال رسیده که در آن برای پسرش بی‌تابی می‌کند.

پرهام محرابی؛ نوجوان مشهدی که پدرش پیکر او را صد‌ها متر به دوش کشید

۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۷:۱۹ (‎+۱ گرینویچ)

طبق اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، پرهام محرابی، نوجوان ۱۸ ساله اهل مشهد، شامگاه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات بلوار هفت‌تیر، کنار پل هفت‌تیر ، در حالی‌که در کنار پدرش حضور داشت، با شلیک مستقیم ماموران سرکوبگر کشته شد.

بر اساس این اطلاعات، پدر او که لحظه اصابت گلوله را از نزدیک دید، پیکر بی‌جان فرزندش را در آغوش گرفت و صدها متر حمل کرد تا به خودرویشان برسد و سپس او را به خانه منتقل کرد.

یک فرد مطلع به ایران‌اینترنشنال گفت که پدر پرهام آن شب همراه فرزندش در محل اعتراضات حضور داشت و از فاصله‌ای نزدیک شاهد تیر خوردن او بود: «او پس از اصابت گلوله، پیکر فرزندش را در آغوش گرفت و مسافتی طولانی حمل کرد تا به خودرو برسد و سپس مستقیما او را به خانه منتقل کرد.»

  • مشهد در ۱۸ و ۱۹ دی؛ روایت‌هایی از قطع برق و آنتن و به رگبار بستن مردم در خیابان

    مشهد در ۱۸ و ۱۹ دی؛ روایت‌هایی از قطع برق و آنتن و به رگبار بستن مردم در خیابان

به گفته او، خانواده روز بعد برای دفن پیکر اقدام کردند اما ماموران امنیتی از پدر پرهام تعهد کتبی گرفتند که اعلام کند فرزندش به‌دست «اغتشاشگران» کشته شده است و تهدید کردند در غیر این صورت اجازه دفن صادر نخواهد شد.

بر اساس اطلاعات دریافت شده، خانواده و اطرافیان پرهام او را نوجوانی آرام، مهربان و محبوب معرفی کرده‌اند که رابطه نزدیکی با پدر و مادرش داشت.

خانواده‌اش گفته‌اند که او حتی یک بار هم روی حرف پدر و مادرش حرف نزد و همواره با احترام و محبت رفتار می‌کرد.

یکی از علاقه‌های اصلی پرهام بازی‌های کامپیوتری بود. پدرش همان شب برای منصرف کردن او از حضور در خیابان به او گفته بود: «نرو، برایت پلی‌استیشن ۵ می‌خرم.»

اما پرهام در پاسخ گفته بود: «اگر من نروم، با وجدانم چه کار کنم؟»

پدرش که از دور مراقب او بود، لحظه جان باختن فرزندش را دید و پرهام در آغوش پدرش کشته شد.

محمد موسایی؛ پدری خانواده‌دوست و عاشق خاندان پهلوی که ۱۸ دی کشته شد

۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۹:۲۳ (‎+۱ گرینویچ)

بر اساس گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، محمد موسایی، ۳۴ ساله، اهل قرچک و پدر یک کودک چهارساله، شامگاه ۱۸ دی‌ماه در جریان تجمعات اعتراضی میدان کلانتری این شهر کشته شد.

بر اساس اطلاعات رسیده، نیروهای مستقر بر ساختمان سنتینیال در محدوده میدان کلانتری به سوی معترضان تیراندازی کردند و گلوله‌ای به سر محمد موسایی اصابت کرد و او در همان لحظه جان باخت.

بر اساس این گزارش، نیروهای امنیتی پیکر او را در بیابان رها کردند و ساعاتی در همان‌جا ماند تا اینکه بامداد جمعه با آمبولانس به بیمارستان ستاری منتقل شد.

روند تحویل پیکر نیز با تاخیر و محدودیت همراه بود. پیکر او روز ۱۹ دی از قرچک به کهریزک و سپس به بهشت زهرا منتقل شد. پس از چند روز اجازه دفن صادر شد، اما خانواده نتوانستند او را در آرامستان مورد نظر خود به خاک بسپارند.

100%

اساس اطلاعات رسیده، نیروهای امنیتی در روزهای پس از این حادثه خانواده محمد موسایی را تحت فشار و تهدید قرار داده‌اند تا درباره این واقعه اطلاع‌رسانی نکنند و مراسمی برای او برگزار نکنند.

نزدیکانش از محمد موسایی به عنوان مردی شجاع، خانواده‌دوست و عاشق خاندان پهلوی یاد می‌کنند؛ پدری جوان که در جریان اعتراضات کشته شد.

100%

روزنامه ژاپنی یومیوری شیمبون: ایرانیان میان جنگ و بحران، هنوز به تغییر امید دارند

۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۴:۰۷ (‎+۱ گرینویچ)

روزنامه ژاپنی یومیوری شیمبون در گزارشی تحلیلی به قلم کنجی ناکانیشی، خبرنگار پیشین خود در تهران، نوشت با وجود جنگ، بحران اقتصادی و فشارهای سیاسی، بسیاری از شهروندان ایرانی همچنان در کشور مانده‌اند و آینده ایران را نه قدرت‌های خارجی، بلکه خود مردم ایران تعیین خواهند کرد.

نویسنده گزارش با بازگشت به مراسم تشییع عباس کیارستمی در سال ۲۰۱۶، آن مراسم را نمادی از احساسات پنهان جامعه ایران توصیف می‌کند؛ جامعه‌ای که به نوشته او به دلیل ترس از نظارت حکومتی، کمتر احساسات واقعی خود را آشکار می‌کند.

ناکانیـشی می‌نویسد هزاران نفر در مراسم خاکسپاری کیارستمی در تهران شرکت کرده بودند و زمانی که اصغر فرهادی در سوگنامه خود از ماندن کیارستمی در ایران «با وجود طرد شدن و سنگ‌اندازی‌ها» سخن گفت، جمعیت با تشویقی طولانی واکنش نشان دادند.

به نوشته این گزارش، کیارستمی پس از انقلاب ۱۳۵۷ قصد ترک ایران را داشته، اما در نهایت به دلیل خانواده‌اش در کشور مانده بود. او در سال‌های بعد نیز با وجود سانسور شدید، محدودیت‌های حکومتی و ممنوعیت نمایش صحنه‌هایی مانند نوشیدن الکل یا بوسه، به فعالیت سینمایی ادامه داد و حتی گفته بود: «محدودیت است که تخیل را شکوفا می‌کند.»

ناکانیشی سپس به جنگ کنونی حکومت ایران و آمریکا و پیامدهای آن می‌پردازد و می‌نویسد بیش از دو ماه پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل، جمهوری اسلامی همچنان با بستن تنگه هرمز و فشار بر اقتصاد جهانی به مقابله ادامه می‌دهد، هرچند آتش‌بس شکننده‌ای برقرار شده است.

  • وای‌نت: جنگ شاید پایان یابد، اما بحران داخلی جمهوری اسلامی تازه آغاز شده است

    وای‌نت: جنگ شاید پایان یابد، اما بحران داخلی جمهوری اسلامی تازه آغاز شده است

در این گزارش آمده بحران اقتصادی در ایران به‌شدت تشدید شده است. یکی از شهروندان ایرانی به نویسنده گفته قیمت تخم‌مرغ طی یک ماه سه تا چهار برابر شده، شیر هر روز گران‌تر می‌شود و قیمت نان بربری افزایش یافته، در حالی که اندازه آن کوچک‌تر شده است.

با این حال، برخلاف تصور اولیه، نشانه‌ای از موج گسترده خروج مردم از ایران دیده نمی‌شود. بر اساس داده‌های کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل، شمار افرادی که از ایران وارد ترکیه می‌شوند کاهش یافته و در مقابل، تعداد سفرها از ترکیه به ایران افزایش یافته است. این نهاد اعلام کرده بیشتر سفرها با اهداف گردشگری، تجاری یا خانوادگی انجام می‌شود و هنوز نشانه‌ای از آوارگی گسترده مشاهده نشده است.

خبرنگار پیشین یومیوری شیمبون در تهران، به پیام‌های منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی از سوی شهروندان تهرانی نیز اشاره می‌کند؛ پیام‌هایی که نگرانی، خستگی و هم‌زمان امید به آینده را بازتاب می‌دهند.

یکی از این روایت‌ها متعلق به زنی است که دوران جنگ ایران و عراق را در کودکی تجربه کرده و اکنون نگران تکرار همان تجربه برای دختر هشت‌ساله‌اش است. او نوشته بود: «این فقط یک خاطره نیست؛ تاریخ در حال تکرار شدن است.»

این زن در پاسخ به پرسشی درباره دلیل ماندن مردم در ایران گفته است سقوط ارزش پول ملی و دشوار شدن مهاجرت، یکی از دلایل اصلی است. او همچنین گفته مردم ایران در برابر جنگ و خبرهای بد «مقاوم‌تر» شده‌اند و بسیاری امیدوارند این جنگ در نهایت به «نتیجه‌ای مثبت» یعنی تغییرات سیاسی و اقتصادی منجر شود.

  • ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز، پرونده هسته‌ای و موشکی ایران را موقتا کنار گذاشته است

    ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز، پرونده هسته‌ای و موشکی ایران را موقتا کنار گذاشته است

نویسنده در ادامه به مقاله چندی پیش جواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین حکومت ایران، در مجله فارن افرز اشاره می‌کند؛ مقاله‌ای که در آن ظریف هشدار داده ادامه جنگ با آمریکا و اسرائیل تنها به نابودی بیشتر زیرساخت‌ها و جان غیرنظامیان منجر خواهد شد.

ناکانیشی در بخشی از مقاله خود به پیشنهاد ظریف اشاره می‌کند که نوشته بود ایران در ازای لغو تحریم‌ها، محدودیت‌هایی بر برنامه هسته‌ای خود بپذیرد، تنگه هرمز را بازگشایی کند و حتی برای کاهش تنش‌ها با آمریکا، پیمان عدم تعرض متقابل را بررسی کند.

ناکانیـشی با این حال می‌نویسد حتی در صورت دستیابی به توافق، تضمینی وجود ندارد که خواسته‌های مردم ایران برای آزادی، رفاه اقتصادی و زندگی عادی تحقق یابد. او تاکید می‌کند پاسخ ندادن ایرانیان به فراخوان دونالد ترامپ برای «قیام» به معنای رضایت آن‌ها از حکومت نیست.

در بخش پایانی گزارش، یک شهروند ایرانی که نخواست نامش فاش شود، می‌گوید: «ما ایرانی می‌خواهیم که بتوانیم در آن با آرامش زندگی کنیم، اینترنت عادی داشته باشیم و بدون ترس از زندان آزادانه حرف بزنیم. مردم واقعا خسته شده‌اند.»

نویسنده یومیوری شیمبون در پایان نتیجه می‌گیرد که آینده ایران را نه جنگ و نه قدرت‌های خارجی، بلکه خود مردم ایران تعیین خواهند کرد؛ مردمی که مانند عباس کیارستمی سال‌ها سختی و محدودیت را تحمل کرده‌اند.