واینت: جنگ شاید پایان یابد، اما بحران داخلی جمهوری اسلامی تازه آغاز شده است
وبسایت واینت در تحلیلی نوشت حتی اگر جنگ [حکومت] ایران و آمریکا با آتشبس دائمی پایان یابد، جمهوری اسلامی با بحرانهای عمیق داخلی، اقتصادی و سیاسی درگیر خواهد ماند؛ بحرانهایی که به گفته این تحلیل ممکن است روند تغییرات سیاسی در ایران را تسریع کند.
در این تحلیل آمده است جنگ در شرایطی آغاز شد که جمهوری اسلامی پیشاپیش با یکی از شدیدترین بحرانهای داخلی خود پس از انقلاب ۱۳۵۷ مواجه بود؛ بحرانی که پس از گستردهترین موج اعتراضات ضدحکومتی در سالهای اخیر تشدید شد.
به نوشته واینت، حکومت ایران اکنون با بحران مشروعیتی عمیق روبهرو است؛ بحرانی که از شکاف فزاینده میان حکومت و جامعه، بهویژه نسل جوان، ناشی میشود و همزمان با مشکلات شدید اقتصادی، کمبود آب و بحران برق همراه شده است.
این تحلیل با اشاره به اعتراضهای پراکنده در بازار تهران میگوید چنین تجمعهایی بهتنهایی نشانه آغاز موج جدید اعتراضات نیست، زیرا اعتراض به بخشی دائمی از فضای اجتماعی ایران تبدیل شده است. بر اساس پژوهشی از دانشگاه استنفورد که در این گزارش به آن اشاره شده، تهران بین سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۴ بهطور متوسط هر سه روز یکبار شاهد نوعی اعتراض بوده است.
با این حال، واینت مینویسد جنگ اخیر همزمان باعث تقویت احساسات ملیگرایانه در بخشی از جامعه ایران شده است. در این تحلیل آمده ادامه حملات به زیرساختهای ملی و دانشگاهها، تهدیدهای دونالد ترامپ درباره «بازگرداندن ایران به عصر حجر» و گزارشهایی درباره تلاش برای تحریک اقلیتهای قومی، حتی در میان برخی مخالفان جمهوری اسلامی نیز نگرانیهایی درباره حفظ تمامیت و استقلال ایران ایجاد کرده است.
این تحلیل به نقل از بیژن عبدالکریمی، استاد دانشگاه وابسته به حکومت، مینویسد بسیاری از شهروندان، در کنار خواست زندگی بهتر، اکنون حفظ استقلال سیاسی ایران را نیز ضروری میدانند و نگراناند تلاش برای فروپاشی حکومت به تهدیدی علیه موجودیت کشور تبدیل شود.
واینت در ادامه تاکید میکند رهبران جمهوری اسلامی بهخوبی از خطر بازگشت اعتراضات اجتماعی پس از پایان جنگ آگاهاند. در این گزارش به هشدار یک جامعهشناس ایرانی اشاره شده که گفته فشار اقتصادی، طبقه متوسط ایران را فرسوده کرده و جامعه را به سمت شکاف شدید میان اقلیتی ثروتمند و اکثریتی فقیر سوق داده است.
بر اساس این تحلیل، حتی اگر توافق احتمالی میان تهران و واشینگتن به کاهش تحریمها منجر شود، مشکلات ساختاری اقتصاد ایران - از جمله فساد، سوءمدیریت و سلطه نهادهای دولتی و شبهدولتی - همچنان پابرجا خواهد ماند و لغو تحریمها بهتنهایی قادر به حل بحران اقتصادی نخواهد بود.
واینت همچنین از شکلگیری آنچه «جمهوری اسلامی سوم» توصیف شده سخن میگوید؛ مرحلهای که به نوشته این تحلیل، پس از مرگ علی خامنهای و با افزایش نقش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ساختار قدرت از حکومت دینی به نوعی اقتدارگرایی نظامی تغییر یافته است.
به نوشته این تحلیل، رهبران جدید حکومت ایران در کوتاهمدت بر بقا و جلوگیری از ازسرگیری جنگ متمرکزند، اما پس از پایان درگیریها ناچار خواهند شد با پیامدهای گسترده اقتصادی و اجتماعی جنگ روبهرو شوند.
در این تحلیل آمده است بر اساس گزارشهای رسمی، تنها در استان تهران حدود ۶۰ هزار واحد مسکونی آسیب دیده و مقامهای حوزه انرژی هشدار دادهاند بازسازی زیرساختها ممکن است حدود دو سال زمان ببرد. همچنین پیشبینی شده زمستان آینده از نظر تامین انرژی برای صنعت، کشاورزی و خدمات بسیار دشوار باشد و مصرف بخش خصوصی احتمالا باید تا ۴۰ درصد کاهش یابد.
واینت همچنین هشدار میدهد پایان جنگ ممکن است شکافهای داخلی در ساختار قدرت جمهوری اسلامی را تشدید کند؛ بهویژه در شرایطی که حکومت تاکنون عمدتا به دلیل وضعیت جنگی انسجام خود را حفظ کرده است.
این تحلیل به وضعیت مجتبی خامنهای نیز اشاره میکند و مینویسد رهبر جدید جمهوری اسلامی ممکن است زودتر از انتظار با انتقادها درباره جانشینی موروثی و توانایی خود برای تثبیت قدرت روبهرو شود؛ موضوعی که از نگاه بسیاری با اصول اولیه جمهوری اسلامی در تضاد است.
واینت در پایان نتیجه میگیرد که حتی اگر تغییر حکومت در کوتاهمدت محتمل نباشد، پایان جنگ میتواند جمهوری اسلامی را ناچار کند با بحرانهای انباشته اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مواجه شود؛ بحرانهایی که به نوشته این تحلیل ممکن است روند فرسایش و افول نظام را تسریع کنند.
آمریکا اعلام کرد مجموعهای از افراد و شرکتها در چین، هنگکنگ، بلاروس و امارات متحده عربی را به دلیل ارتباط با برنامههای تسلیحاتی و شبکههای تامین جمهوری اسلامی تحریم کرده است؛ اقدامی که بخشی از فشارهای واشینگتن علیه صنایع نظامی و برنامه پهپادی ایران توصیف شده است.
بر اساس بیانیه دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا (اوفک)، که جمعه ۱۸ اردیبهشت منتشر شد، در بهروزرسانی تازه، بیش از ۱۰ فرد و شرکت به فهرست «اتباع و نهادهای ویژه تحریمشده» افزوده شدند. این تحریمها ذیل مقررات مرتبط با عدم اشاعه تسلیحات و برنامههای مرتبط با حکومت ایران اعمال شدهاند.
در میان افراد تحریمشده، نام «محمدمهدی ملکی»، شهروند ایرانی مقیم بلاروس، دیده میشود که به گفته وزارت خزانهداری با «مرکز همکاریهای فناوری و نوآوری» ایران مرتبط است. «لی گنپینگ»، شهروند چینی مرتبط با شرکت «هیتکس اینسولیشن نینگبو» و «محمدعلی طالباف»، شهروند بلاروس مرتبط با شرکت «آرموری الاینس»، نیز در فهرست تحریمها قرار گرفتهاند.
وزارت خزانهداری آمریکا همچنین چندین شرکت در چین و هنگکنگ را به دلیل همکاری با شبکههای تامین جمهوری اسلامی تحریم کرد.
بر اساس این بیانیه، برخی از این شرکتها با «مرکز همکاریهای فناوری و نوآوری» جمهوری اسلامی یا شرکت ایرانی «پیشگام الکترونیک صفه» مرتبط بودهاند؛ نهادهایی که آمریکا آنها را بخشی از شبکه تامین فناوری و تجهیزات صنایع نظامی حکومت ایران میداند.
وزارت خزانهداری آمریکا همچنین شرکت «الیت انرژی FZCO» مستقر در دبی و شرکت «آرموری الاینس» (Armory Alliance) در بلاروس را در فهرست تحریمها قرار داد.
در بخش دیگری از این بیانیه، اطلاعات تحریمی برخی نهادهای پیشتر تحریمشده جمهوری اسلامی نیز بهروزرسانی شد؛ از جمله «مرکز همکاریهای فناوری و نوآوری» (CITC) در تهران که آمریکا آن را با نامهای دیگری از جمله «مرکز پیشرفت و توسعه ایران» معرفی کرده است.
همچنین شرکت چینی فناوری ماهوارهای چانگ گوانگ، علاوه بر تحریمهای پیشین مرتبط با روسیه، تحت فرمان اجرایی مرتبط با تسلیحات ایران نیز قرار گرفت.
وزارت خزانهداری آمریکا همچنین تحریمهای مرتبط با «مرکز صادرات وزارت دفاع ایران» موسوم به «MINDEX» یا «MODLEX» را بهروزرسانی کرد؛ نهادی که واشینگتن آن را بخشی از شبکه صادرات و لجستیک صنایع دفاعی جمهوری اسلامی میداند.
بر اساس بیانیه اوفک، تمامی افراد و شرکتهای معرفیشده مشمول خطر «تحریمهای ثانویه» نیز هستند؛ اقدامی که میتواند موسسات مالی و شرکتهای خارجی همکار با آنها را نیز در معرض مجازاتهای آمریکا قرار دهد.
این وزارتخانه همچنین تاکید کرده است که آماده انجام اقدامات بیشتری علیه صنایع نظامی جمهوری اسلامی است.
وزارت خزانهداری آمریکا در ادامه اعلام کرد که آمادگی دارد تا علیه هر شرکت خارجی درگیر در تجارت غیرقانونی با تهران، از جمله خطوط هوایی، اقدام کند.
این وزارتخانه همچنین گفت که ممکن است تحریمهای ثانویهای را علیه موسسات مالی خارجی که به فعالیتهای جمهوری اسلامی یاری میرسانند، اعمال کند؛ از جمله شرکتهایی که «با پالایشگاههای نفت مستقل چین مرتبط هستند.»
در بیانیه این وزارتخانه به نقل از اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، آمده است: «تحت رهبری دونالد ترامپ، به اقدام برای حفظ امنیت آمریکا ادامه میدهیم.»
او گفت افراد و شرکتهای خارجی تامینکننده سلاح برای نیروهای نظامی جمهوری اسلامی را هدف تحریم قرار میدهیم.
روبیو: آمریکا شبکههای خارجی تامین تسلیحاتی جمهوری اسلامی را تحریم کرد
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، نیز اعلام کرد دولت ترامپ تحریمهای تازهای را علیه ۱۱ نهاد و سه فرد در ایران، چین، بلاروس و امارات متحده عربی به دلیل همکاری با برنامههای نظامی جمهوری اسلامی اعمال کرده است.
روبیو در بیانیهای گفت این افراد و شرکتها در تلاشهای [حکومت] ایران برای دستیابی به تسلیحات، تجهیزات نظامی و مواد اولیه مورد استفاده در برنامههای موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی نقش داشتهاند.
وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد چندین شرکت مستقر در چین نیز به دلیل ارائه تصاویر ماهوارهای به ایران برای کمک به حملات نظامی علیه نیروهای آمریکایی در خاورمیانه هدف تحریم قرار گرفتهاند.
روبیو تاکید کرد: «اقدام امروز، نهادهای مستقر در چین را به دلیل حمایتشان از ایران پاسخگو میکند.» او افزود آمریکا از «همه ابزارهای لازم» برای هدف قرار دادن نهادها و افرادی در کشورهای ثالث که به نیروهای نظامی و صنایع دفاعی جمهوری اسلامی کمک میکنند، استفاده خواهد کرد.
بر اساس این بیانیه، تحریمها در چارچوب راهبرد دولت ترامپ برای مختل کردن شبکههای تامین برنامههای نظامی [حکومت] ایران و در راستای «یادداشت ریاستجمهوری امنیت ملی شماره ۲» اعمال شدهاند.
وزارت خارجه آمریکا همچنین اعلام کرد این اقدامات بخشی از تلاش واشینگتن برای حمایت از بازگرداندن تحریمها و محدودیتهای سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی است؛ تحریمهایی که آمریکا میگوید به دلیل «نقض گسترده تعهدات هستهای» از سوی [حکومت] ایران دوباره اعمال شدهاند.
در بیانیه روبیو آمده است ایالات متحده از تمامی ابزارهای موجود، از جمله تحریمهای مستقل آمریکا، برای «افشا، مختل و مهار» فعالیتهای جمهوری اسلامی استفاده خواهد کرد تا مانع بازسازی برنامههای حساس مرتبط با اشاعه تسلیحاتی [حکومت] ایران شود.
آمریکا پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت نیز اعلام کرده بود که پنج فرد و چهار شرکت عراقی، از جمله معاون وزیر نفت این کشور را بهدلیل ارتباط با جمهوری اسلامی و سوءاستفاده از صنایع نفتی عراق برای تضعیف امنیت این کشور را تحریم کرده است.
خبرگزاری بلومبرگ گزارش داد دولت ترامپ در تلاش برای پایان دادن به جنگ با ایران، تمرکز خود را از مذاکرات دشوار درباره برنامه هستهای و موشکی جمهوری اسلامی به بازگشایی تنگه هرمز منتقل کرده است؛ آبراهی که به گفته تحلیلگران اکنون به مهمترین اهرم فشار تهران در بحران تبدیل شده است.
بر اساس این گزارش، راهبرد جدید کاخ سفید بر «بازگشایی تنگه هرمز به هر قیمتی» متمرکز شده و مذاکرات پیچیدهتر درباره برنامه هستهای و موشکهای بالستیک حکومت ایران به مراحل بعدی موکول شده است.
بلومبرگ نوشت این تغییر رویکرد در حالی رخ داده که آتشبس شکننده میان حکومت ایران و آمریکا در روزهای اخیر بارها با تبادل آتش و حملات متقابل آزمایش شده است. تنشها پس از آن شدت گرفت که ترامپ به ناوهای جنگی آمریکا دستور داد از کشتیهای تجاری برای عبور از تنگه هرمز محافظت کنند. همزمان حکومت ایران نیز تاسیسات نفتی در امارات متحده عربی را هدف قرار داد.
به نوشته بلومبرگ، هرچند ترامپ بارها اعلام کرده بود نابودی برنامه هستهای ایران هدف اصلی جنگ است، اما اکنون حفظ جریان انتقال نفت و گاز از تنگه هرمز به اولویت فوری واشینگتن تبدیل شده است.
دیوید تاننباوم، مدیر شرکت مشاوره تحریمها «بلکاستون کامپلاینس سرویسز»، به بلومبرگ گفت: «دولت ترامپ بهشدت میخواهد از این جنگ خارج شود و اکنون تنها هدف واقعی آن برقراری دوباره ناوبری در تنگه هرمز است.» او افزود: «حتی این سوال مطرح شده که آیا برنامه هستهای ایران اصلا هنوز روی میز مذاکرات قرار دارد یا نه.»
در مقابل، کاخ سفید تاکید کرده موضوع هستهای همچنان بخشی از مذاکرات است. اولیویا والز، سخنگوی کاخ سفید، به بلومبرگ گفت ترامپ «همه گزینهها را روی میز نگه داشته» تا اطمینان حاصل شود [حکومت] ایران هرگز به سلاح هستهای دست پیدا نمیکند.
همزمان با جهش قیمت جهانی انرژی، مقامهای آمریکایی اعلام کردهاند جنگ با ایران بهطور رسمی با اجرای آتشبس پایان یافته، هرچند درگیریهای پراکنده همچنان ادامه دارد. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، گفت واشینگتن اکنون میخواهد مذاکرات را بر «آزادسازی» تنگه هرمز متمرکز کند.
روبیو گفت ترامپ ترجیح میدهد «یادداشت تفاهمی برای مذاکرات آینده» تنظیم شود که موضوعات کلیدی را پوشش دهد و در نهایت به «بازگشایی کامل تنگهها» و بازگشت شرایط جهانی به وضعیت عادی منجر شود.
بلومبرگ گزارش داد ترامپ سهشنبه شب، همزمان با توقف ناگهانی طرحی موسوم به «پروژه آزادی»، گفته بود دو طرف به توافق نزدیک شدهاند. این توافق بر پایه یک یادداشت یکصفحهای طراحی شده بود که هدفش بازگشایی تنگه هرمز و به تعویق انداختن مذاکرات دشوارتر بود. ترامپ بعدتر از [حکومت] ایران خواست تا روز جمعه به پیشنهاد آمریکا پاسخ دهد.
اما درگیریها ادامه یافت. آمریکا شامگاه پنجشنبه اعلام کرد ناوهایش در تنگه هرمز هدف موشکها و پهپادهای ایرانی قرار گرفتهاند؛ حملاتی که به موج تازهای از حملات آمریکا علیه سایتهای پرتاب در خاک ایران منجر شد.
روز جمعه نیز جنگندههای اف/ای-۱۸ سوپر هورنت نیروی دریایی آمریکا دو کشتی تجاری با پرچم جمهوری اسلامی ایران را از کار انداختند؛ اقدامی که بخشی از محاصره دریایی طراحیشده برای وادار کردن تهران به بازگشایی تنگه هرمز توصیف شده است.
بلومبرگ نوشت برخی مقامهای پیشین آمریکایی و منتقدان، رویکرد ترامپ را مشابه نحوه مدیریت دیگر بحرانها از سوی او میدانند؛ از جمله آتشبس غزه که هرچند جنگ را متوقف کرد، اما مسائل دشوارتر مانند خلع سلاح حماس را به تعویق انداخت.
آصلی آیدینتاشباش، کارشناس خاورمیانه در موسسه بروکینگز، گفت: «ترامپ پیگیری لازم را انجام نمیدهد. سیاست خارجی او مبتنی بر اعلام پیروزی و امید به حل شدن خودبهخود مشکلات است.»
بلومبرگ همچنین گزارش داد استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ، و جرد کوشنر، داماد او، پس از تلاش برای تثبیت آتشبس غزه، به مذاکرات با [حکومت] ایران منتقل شدند؛ مذاکراتی که در نهایت به حملات مشترک آمریکا و اسرائیل علیه [حکومت] ایران انجامید.
به نوشته این گزارش، رهبران جمهوری اسلامی اکنون نسبت به مذاکرات با آمریکا بیاعتماد هستند و نشانهای از عقبنشینی در موضوع برنامه هستهای یا توقف غنیسازی اورانیوم - دو خواسته اصلی واشینگتن - نشان ندادهاند.
در عوض، تهران کنترل خود بر تنگه هرمز را تشدید کرده و از جمله با دریافت عوارض از کشتیها و اعلام پروتکلهای جدید دریایی، تلاش کرده موقعیت خود را در این آبراه استراتژیک تقویت کند.
مایکل کارپنتر، مقام پیشین دولت بایدن و عضو موسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک، به بلومبرگ گفت: «ایران نوعی خفگی اقتصادی بر اقتصاد جهانی ایجاد کرده است.» او افزود: «آمریکا اکنون فقط تلاش میکند وضعیت پیش از جنگ را با بازگشایی تنگه هرمز احیا کند.»
دشمنی جمهوری اسلامی با امارات متحده عربی بیش از آنکه بر سر مرزها باشد، ریشه در یک تضاد عمیق وجودی دارد.
دقیقترین توصیف از این شکاف را ریم الهاشمی، وزیر مشاور امارات ارائه داد. او تاکید کرد که امارات بیش از هر کشور دیگری هدف حملات تهران بوده است، زیرا این کشور هر آن چیزی است که جمهوری اسلامی نیست. امارات با ارائه الگویی از شکوفایی اقتصادی، تنوع ادیان و همزیستی فرهنگهای جهانی، عملا به ضدِ الگوی حکومتی تبدیل شده که بقای خود را در انزوای ایدئولوژیک و ترویج فقر تحت نام مقاومت میبیند.
هراس از ابطال روایت؛ وقتی رفاه همسایه پایههای شعار را میلرزاند
برای سیستمی که دههها بر طبل سادهزیستی انقلابی و دشمنی با تجمل کوبیده است، تماشای یک کشور مسلمان در همسایگی که به قلههای رفاه و تکنولوژی رسیده، یک کابوس تمامعیار است.
موفقیت دبی و ابوظبی بهطور خودکار ادعای ناکارآمدی مدلهای غیرانقلابی را باطل میکند. مقامات تهران توسعه امارات را نه یک پیشرفت بومی، بلکه ویترینی از استعمار نوین معرفی میکنند، چرا که پذیرش موفقیت این مدل به معنای پذیرش شکست چهل سال شعار اقتصاد مقاومتی در ایران است.
دشمنی جمهوری اسلامی با امارات متحده عربی بیش از آنکه بر سر مرزها باشد، ریشه در یک تضاد عمیق وجودی دارد.
دقیقترین توصیف از این شکاف را ریم الهاشمی، وزیر مشاور امارات ارائه داد. او تاکید کرد که امارات بیش از هر کشور دیگری هدف حملات تهران بوده است، زیرا این کشور هر آن چیزی است که جمهوری اسلامی نیست. امارات با ارائه الگویی از شکوفایی اقتصادی، تنوع ادیان و همزیستی فرهنگهای جهانی، عملا به ضدِ الگوی حکومتی تبدیل شده که بقای خود را در انزوای ایدئولوژیک و ترویج فقر تحت نام مقاومت میبیند.
هراس از ابطال روایت؛ وقتی رفاه همسایه پایههای شعار را میلرزاند
برای سیستمی که دههها بر طبل سادهزیستی انقلابی و دشمنی با تجمل کوبیده است، تماشای یک کشور مسلمان در همسایگی که به قلههای رفاه و تکنولوژی رسیده، یک کابوس تمامعیار است.
موفقیت دبی و ابوظبی بهطور خودکار ادعای ناکارآمدی مدلهای غیرانقلابی را باطل میکند. مقامات تهران توسعه امارات را نه یک پیشرفت بومی، بلکه ویترینی از استعمار نوین معرفی میکنند، چرا که پذیرش موفقیت این مدل به معنای پذیرش شکست چهل سال شعار اقتصاد مقاومتی در ایران است.
این را البته باید در کنار شکست گفتمان مقاومت اقتصادی در داخل هم دید؛ جاییکه درصد اندکی از جامعه برخوردار ایران تمام زندگی خود را بر اساس همان الگوی زیست به اصطلاح جمهوری اسلامی، اشرافی تعریف کردهاند.
استراتژی ویرانی؛ چرا برجها و هتلها در سیبل حملات هستند؟
تمرکز هواداران نظام و رسانههای رادیکال (اصلاحطلب، اصولگرا و ...) بر تهدید به تخریب هتلها و برجهای نمادین دبی، برخاسته از یک منطق جنگی است که اعتبار و امنیت را هدف میگیرد. آنها میدانند که قدرت امارات بر تصویر امنیت و ثبات استوار است.
در حالی که اهداف نظامی ممکن است بازسازی شوند، فروریختن یک نماد لوکس مانند برج خلیفه، ضربهای مهلک به قلب صنعت توریسم و جریان سرمایهگذاری خارجی است. هدف قرار دادن این نمادها، تلاشی است برای اثبات این ادعا که رفاه بدون تبعیت از نظم مورد نظر تهران، سرابی لرزان بیش نیست.
جالبتر آنکه آنها تبلیغ علنی هدف قراردادن یک نماد غیرنظامی را بخشی از پروژه جنگطلبی جمهوری اسلامی تفسیر نمیکنند. شکلگیری چنین تبلیغ جنگی و اقدام علنی علیه مکانهای شهری از تمام طیفهای سیاسی درون نظام البته یک پیام مهم دیگر را تثبیت کرد که جمهوری اسلامی و هوادارانش یک هویت ایستا با لباسهای متفاوت دارند و همه آنها در روز موعود لباس سبز لجنی سپاه پاسداران را به تن میکنند.
خانه شیشهای؛ منطق شکنندگی در برابر منطق توسعه
استفاده مداوم از استعاره خانه شیشهای در ادبیات نظامی و رسانهای جمهوری اسلامی، پیامی روشن به ابوظبی است. بر اساس تحلیلهای منتشر شده در رسانههای وابسته به نهادهای نظامی، کشوری که تمام داراییاش در چند سازه مدرن خلاصه شده، در برابر ضربه پهپادی و موشکی بهشدت آسیبپذیر است.
این استراتژی در واقع تلاش برای باجگیری از کشوری است که برخلاف تهران، چیزهای زیادی برای از دست دادن دارد. آنها میخواهند ثابت کنند که شکوفایی اقتصادی در غیاب تبعیت سیاسی از قدرت منطقهای جمهوری اسلامی، به مویی بند است.
اما ندیدن موازنه بلند مدت قدرت بزرگترین اشتباه راهبردی جمهوری اسلامی است. جایی که اتفاقا امارات متحده عربی بهخوبی روی آن سرمایهگذاری کرده است و کشورش را از دل شن به جایی برای رفاه و سرمایهگذاری بدل کرده است.
پیمان ابراهیم؛ تغییر موازنه و ورود اسرائیل به معادله
تنها بخشی از این دشمنی که مستقیما به اسرائیل گره میخورد، نقش امارات در پیمان ابراهیم است. از نظر حاکمان جمهوری اسلامی، این توافق نه یک حرکت دیپلماتیک، بلکه یک خیانت راهبردی و تهدید موجودیتی است. الحاق امارات به این پیمان، به معنای پایان انزوای اسرائیل در منطقه و آغاز همکاریهای امنیتی و راداری در نزدیکی سواحل ایران است. جمهوری اسلامی با وحشت نظارهگر این است که امارات چگونه با تغییر قطبنما، امنیت خود را از طریق اتحاد با قدرتهای نوین و تکنولوژیک تامین میکند و عملا نفوذ سنتی ایران در میان کشورهای عربی را خنثی میسازد.
استقلال در بازار انرژی؛ پایان دوران تبعیت از الگوهای فرسوده
تحرکات امارات برای بازنگری در سهمیههای اوپک یا حتی شایعات خروج از این سازمان، نشاندهنده تولد یک بازیگر مستقل است که دیگر حاضر نیست منافع ملی خود را فدای سیاستهای دستهجمعی کند.
این رویکرد که ابوظبی مسیر ویژن ۲۰۳۱ خود را مقدم بر اتحادهای نفتی قدیمی میداند، برای تهران که تحت فشار تحریمها به انسجام اوپک نیاز دارد، یک ضربه سنگین است. امارات ثابت کرده که در نظم نوین جهانی، شکوفایی اقتصادی از مسیر عملگرایی میگذرد، نه همبستگیهای فرسوده ایدئولوژیک.
پایان عصر انحصار؛ پیروزی واقعگرایی بر شعار
امارات با انتخاب مسیر شکوفایی و تکثر، عملا ثابت کرده است که میتوان مسلمان بود، مدرن زیست و با تمام جهان رابطه داشت و به ثروت رسید.
این دقیقا همان واقعیتی است که جمهوری اسلامی بیش از چهار دهه تلاش کرده تا آن را غیرممکن جلوه دهد. دشمنی با امارات، در حقیقت دشمنی با آینهای است که ناتوانیهای حکمرانی ایدئولوژیک را به وضوح نشان میدهد.
گزارشهایی از درگیریهای پراکنده میان نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و شناورهای آمریکایی در محدوده تنگه هرمز منتشر شده است. همزمان امارات متحده عربی اعلام کرد در پی حمله موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی سه نفر زخمی شدند.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران جمعه ۱۸ اردیبهشت نوشت درگیریهای پراکنده میان نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و شناورهای آمریکایی در محدوده تنگه هرمز از ساعتی پیش آغاز شده است.
ساعاتی بعد، خبرگزاری تسنیم، دیگر رسانه وابسته به سپاه پاسداران، بهنقل از یک منبع نظامی نوشت که درگیری نیروهای جمهوری اسلامی با نیروهای آمریکایی «پس از مدتی تبادل آتش، متوقف شده و فضا آرام است.»
این منبع نظامی که نامش فاش نشده، افزود: «با این حال، اگر مجددا آمریکاییها قصد ورود به خلیج فارس را داشته باشند و یا برای شناورهای ایرانی مزاحمتی ایجاد کنند، مجددا پاسخ قاطع دریافت خواهند کرد.»
او گفت: «بنابراین احتمال ورود مجدد به درگیریهایی از این قبیل در این منطقه همچنان وجود دارد.»
همزمان گزارشهای مختلفی از شنیده شدن صدای انفجار و فعالیت پدافند هوایی در چند شهر از جمله تهران، سیرک و کنارک منتشر شد.
این در حالی است که مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، گفت باید جمعه پاسخ جمهوری اسلامی به طرح پیشنهادی صلح به واشینگتن ارائه شود.
او ابراز امیدواری کرد این پاسخ «جدی» باشد و بتواند مسیر ورود به یک فرآیند مذاکراتی واقعی را باز کند.
امارات متحده عربی جمعه ۱۸ اردیبهشت اعلام کرد به یک حمله جدید موشکی جمهوری اسلامی پاسخ داده است؛ حملهای که ساعاتی پس از اعلام تبادل آتش میان آمریکا و ایران در تنگه هرمز رخ داد و آتشبس شکننده یکماهه را با چالش تازهای روبهرو کرد.
وزارت دفاع امارات نیز گفت سامانههای پدافندی این کشور دو موشک بالستیک و سه پهپاد شلیکشده از سوی ایران را رهگیری کردند.
در این حمله سه نفر زخمی شدند، اما مشخص نیست همه اهداف بهطور کامل منهدم شده باشند. مقامها از شهروندان خواستند از محل سقوط احتمالی بقایا دوری کنند.
در همین حال، ارتش آمریکا اعلام کرد حملات جمهوری اسلامی به سه ناو نیروی دریایی خود در تنگه هرمز را دفع کرده و تاسیسات نظامی ایران را که در این حملات نقش داشتهاند، هدف قرار داده است. بهگفته مقامهای آمریکایی، هیچیک از کشتیهای این کشور آسیب ندیدهاند.
واشینگتن همچنین اعلام کرد نیروهایش دو نفتکش ایرانی دیگر را که در تلاش برای عبور از محاصره دریایی آمریکا بودند، هدف قرار داده و از کار انداختهاند. آمریکا با هدف جلوگیری از تردد نفتکشهای ایرانی، بندرهای این کشور را تحت محاصره قرار داده است.
همزمان، گزارشهایی منتشر شده که نشان میدهد جمهوری اسلامی با ایجاد نهادی برای کنترل عبور کشتیها در تنگه هرمز، در پی تثبیت نقش خود در مدیریت این آبراه است؛ اقدامی که نگرانیهای تازهای درباره آزادی کشتیرانی ایجاد کرده است.
در حال حاضر صدها کشتی تجاری در خلیج فارس متوقف شدهاند و امکان گذر از تنگه هرمز و ورود به آبهای آزاد را ندارند.