هزینه موازنهگری چین در قبال جمهوری اسلامی رو به افزایش است
در حالی که چین همچنان در سازمان ملل از جمهوری اسلامی حمایت دیپلماتیک میکند، نشانههای فزاینده از نگرانی درباره هزینههای اقتصادی و راهبردی تقابل حکومت ایران با آمریکا حکایت دارند.
پیش از بسته شدن تنگه هرمز، حدود ۴۵ درصد واردات نفت چین از این گذرگاه راهبردی عبور میکرد.
در حالی که بهای نفت برنت به ۱۱۷ دلار در هر بشکه رسیده و محمولههای فیزیکی نفت تا ۱۵۰ دلار معامله شدهاند، چین ماه گذشته واردات نفت خود را ۲۰ درصد کاهش داد و ۱۹ اردیبهشت قیمت داخلی بنزین و گازوییل را افزایش داد.
در حالی که چین همچنان در سازمان ملل از جمهوری اسلامی حمایت دیپلماتیک میکند، نشانههای فزایندهای از نگرانی درباره هزینههای اقتصادی و راهبردی تقابل حکومت ایران با آمریکا نشان میدهد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در جریان سفر اخیر خود به پکن گفت شی جینپینگ، رییسجمهوری چین، بر اهمیت باز ماندن تنگه هرمز تاکید کرده است.
وزارت خارجه چین نیز بارها خواستار بازگشایی «هرچه سریعتر» تنگه هرمز شده و بر ضرورت دستیابی به «آتشبسی جامع و پایدار» میان تهران و واشینگتن تاکید کرده است.
پیش از بسته شدن تنگه هرمز، حدود ۴۵ درصد واردات نفت چین از این گذرگاه راهبردی عبور میکرد.
در حالی که بهای نفت برنت به ۱۱۷ دلار در هر بشکه رسیده و محمولههای فیزیکی نفت تا ۱۵۰ دلار معامله شدهاند، چین ماه گذشته واردات نفت خود را ۲۰ درصد کاهش داد و ۱۹ اردیبهشت قیمت داخلی بنزین و گازوییل را افزایش داد.
خبرگزاری رویترز گزارش داده بود قیمت تولیدکننده در چین در فروردین به بالاترین سطح در ۴۵ ماه گذشته رسیده و تورم مصرفکننده نیز شتاب گرفته است.
آسیب واردشده به اقتصاد چین تنها به بخش انرژی محدود نمیشود.
هر چند پکن هنوز آمار گمرکی مطابق فروردینماه را منتشر نکرده، دادههای اسفند ۱۴۰۴ از افت شدید صادرات چین به منطقه حکایت دارد.
بر اساس آمار گمرک چین، صادرات این کشور به کشورهای حاشیه خلیج فارس در اسفند - نخستین ماه بسته شدن تنگه هرمز بهدست جمهوری اسلامی - به ۵.۷ میلیارد دلار کاهش یافت؛ در حالی که این رقم در ماه پیش از آن ۱۳.۲ میلیارد دلار بود.
به عبارت دیگر، صادرات چین به منطقه خلیج فارس تنها در یک ماه ۵۷ درصد سقوط کرد.
این ارقام تنها بخشی از پیامدهای اقتصادی بحران برای چین را نشان میدهد.
شرکتهای چینی سال گذشته حدود ۳۹.۴ میلیارد دلار پروژه در خاورمیانه اجرا یا در آن سرمایهگذاری کردند اما با تشدید درگیریها و حملات گسترده جمهوری اسلامی به همسایگان عرب خود، بسیاری از سرمایهگذاریهای پکن در منطقه با نااطمینانی فزاینده مواجه شدهاند.
انتظار کشورهای عربی از چین برای اعمال فشار بر تهران را نباید دستکم گرفت. چین حدود ۳۴۰ میلیارد دلار کالا به همسایگان عرب ایران صادر کرده است. رقمی که تقریبا معادل کل اقتصاد ایران است.
پکن نمیتواند به سادگی نگرانیهای شرکای ثروتمند منطقهای خود را نادیده بگیرد و یکی از اهرمهای احتمالی چین، میتواند کاهش خرید نفت خام ایران باشد.
دادههای شرکت «کپلر» (Kpler) نشان میدهد چین با وجود تقاضای بالا، واردات نفت ایران را در فروردین نسبت به اسفند نزدیک به یکسوم کاهش داده و به ۱.۱۶ میلیون بشکه در روز رسانده است.
پکن همچنان بزرگترین شریک تجاری غیرنفتی ایران باقی مانده است.
با این حال، دولت چین همچنان به حمایت دیپلماتیک از تهران ادامه داده است.
چین و روسیه با قطعنامههای اخیر مورد حمایت آمریکا در سازمان ملل درباره تنگه هرمز مخالفت کردند و گفتند که این اقدامات «یکجانبه» است و خطر تشدید بیشتر تنشها را افزایش میدهد.
فو کونگ، نماینده چین در سازمان ملل، گفت قطعنامه پیشنهادی «کمکی به حل بحران نمیکند» و زمانبندی و محتوای آن را نادرست دانست.
با در نظر گرفتن همه این فشارها، ایران همچنان برای پکن یک کارت راهبردی مهم در رقابت گستردهترش با غرب محسوب میشود و با وجود افزایش هزینههای اقتصادی، بعید است چین از رویکردی حمایت کند که منجر به شکست راهبردی تهران در برابر واشینگتن شود.
روحالله رحیمپور، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، در مصاحبه با ایراناینترنشنال گفت احتمال حمله به زیرساختهای انرژی و بنادر ایران با هدف تشدید فشار بر جمهوری اسلامی «بسیار بالا» است.
او افزود در شرایط کنونی، خطر گسترش دامنه جنگ جدی به نظر میرسد.
شبکه سیانان به نقل از مقامهای آمریکایی گزارش داد «هکرهایی که گمان میرود با جمهوری اسلامی مرتبط باشند»، سامانههای پایش سوخت جایگاههای بنزین در چند ایالت آمریکا را هدف حملات سایبری قرار دادند.
مهدی صارمیفر، روزنامهنگار علم و تکنولوژی، در مصاحبه با ایراناینترنشنال این رویداد را مورد ارزیابی قرار داد.
شاهزاده رضا پهلوی با انتشار پیامی ویدیویی به نیروهای حکومتی هشدار داد همکاری آگاهانه با ساختارهای سرکوب جمهوری اسلامی، از جمله مشارکت در ایستهای بازرسی و همکاری در خرید و فروش اموال مصادرهشده معترضان، میتواند مصداق یاریرسانی به «جنایت علیه بشریت» باشد و مسئولیت کیفری ایجاد کند.
نازلی صدقی، حقوقدان و عضو شبکه وکلای «یک کلمه»، در مصاحبه با ایراناینترنشنال در این رابطه توضیح میدهد.
واینت در تحلیلی نوشت دونالد ترامپ با وجود اعلام پیروزی در جنگ با جمهوری اسلامی، نتوانسته حکومت ایران را وادار به عقبنشینی کند و اکنون در نبود راهحل دیپلماتیک، با افزایش هزینههای جنگ، فشار اقتصادی داخلی و خطر باختن در یک نبرد راهبردی روبهرو است.
به نوشته واینت، در حالی که ترامپ از «پیروزی» بر جمهوری اسلامی سخن میگوید، منتقدان معتقدند او نتوانسته حکومت ایران را وادار به عقبنشینی راهبردی کند و اکنون با افزایش هزینههای جنگ، فشار اقتصادی داخلی در معرض خطر از دست دادن جنگی قرار گرفته که شاید در آن چند پیروزی نظامی کسب کرده باشد.
واینت در تحلیلی به قلم اورلی آزولای نوشت ترامپ با تکرار مداوم روایت «پیروزی» تلاش میکند تصویر موفقیت کامل در جنگ با حکومت ایران را تثبیت کند، اما واقعیتهای میدانی و سیاسی نشان میدهد دستاوردهای نظامی آمریکا و اسرائیل هنوز به نتیجه سیاسی یا دیپلماتیک منجر نشده است.
این تحلیل استدلال میکند که ترامپ تصور میکرد حمله به ایران یک عملیات سریع خواهد بود که در نهایت او را به عنوان رهبر جهانی پیروز معرفی میکند؛ رییسجمهوری که جهان را از تهدید هستهای ایران نجات داده است. اما به نوشته واینت، این سناریو محقق نشده و جمهوری اسلامی نه تنها از مواضع خود عقب ننشسته، بلکه همچنان ظرفیتهای راهبردی مهمی را حفظ کرده است.
بر اساس این گزارش، ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا نشان میدهد برنامه هستهای ایران آسیب تعیینکنندهای ندیده و تهران همچنان بخش بزرگی از ذخایر موشکی و سامانههای پرتاب خود را حفظ کرده است. نویسنده میگوید [حکومت] ایران «حتی یک میلیمتر» از خواستههایش عقب ننشسته و آنچه «جام مقدس» این رویارویی توصیف میشود - ذخایر اورانیوم غنیشده - همچنان در اختیار جمهوری اسلامی باقی مانده است.
این تحلیل همچنین بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، را متهم میکند که سالها تهدید ایران را به ستون اصلی بقای سیاسی خود تبدیل کرده و اکنون نیز با هدایت آمریکا به سوی جنگ، در حال دنبال کردن اهدافی است که نه چشمانداز روشن دارند و نه پایان مشخص.
واینت مینویسد باراک اوباما نیز مخالف دستیابی [حکومت] ایران به سلاح هستهای بود، اما به جای جنگ، توافق هستهای را انتخاب کرد. به باور نویسنده، ترامپ قادر نیست توافقی بهتر از توافق دوران اوباما به دست آورد و درک کافی از روندهای ژئوپلیتیکی ندارد.
در بخش دیگری از این تحلیل آمده است که بحران تنگه هرمز، که اکنون به یکی از مهمترین محورهای تنش تبدیل شده، پیش از جنگ وجود نداشت اما با اقدامات [حکومت] ایران به ابزاری برای فشار و مطالبه امتیاز بدل شده است.
نویسنده همچنین هشدار میدهد که ادامه جنگ بیش از آنکه رهبران را تحت فشار قرار دهد، زندگی غیرنظامیان را در ایران، اسرائیل و کشورهای خلیج فارس تحت تاثیر قرار داده است؛ از ایرانیهایی که زیر بمباران و قطع برق زندگی میکنند تا اسرائیلیهایی که میان هشدارهای امنیتی و پناهگاهها گرفتار شدهاند.
به نوشته واینت، مخالفت عمومی در آمریکا با جنگ افزایش یافته و حتی از سطح مخالفتهای دوران جنگ ویتنام و عراق فراتر رفته است. همزمان، افزایش تورم و هزینههای زندگی فشار بیشتری بر خانوادههای آمریکایی وارد کرده است. این تحلیل به اظهارات اخیر ترامپ اشاره میکند که در پاسخ به نگرانی درباره وضعیت اقتصادی گفته بود: «حتی ذرهای برایم مهم نیست.» نکتهای که رییسجمهوری آمریکا در مصاحبه تازهاش با فاکسنیوز طرح آن را بخشی از پاسخش به پرسش خبرنگاران دانست که تقطیع شده پخش شده بود.
این تحلیل رفتار ترامپ را به «قماربازی وسواسی» تشبیه میکند که پس از از دست دادن سرمایه، همچنان به امید جبران، به بازی ادامه میدهد؛ استعارهای برای ادامه فشار نظامی بدون دستیابی به توافق سیاسی.
واینت همچنین سفر اخیر ترامپ به چین را نشانهای از تغییر موازنه توصیف میکند و مینویسد رییسجمهوری آمریکا در حالی وارد پکن شد که بیش از گذشته به همکاری چین نیاز دارد؛ بهویژه در موضوع ایران. به گفته نویسنده، ترامپ در دیدار با مقامهای چینی نه مساله حقوق بشر را برجسته کرد و نه درباره تایوان موضع تهاجمی گرفت؛ موضوعی که به تعبیر تحلیلگر نشاندهنده محدود شدن گزینههای واشینگتن است.
این تحلیل در جمعبندی تاکید میکند جنگها با توافقهای دیپلماتیک پایان مییابند و در نبود دیپلماسی، هزینههای انسانی و سیاسی جنگ بیثمر خواهد بود. نویسنده نتیجه میگیرد: «ترامپ شاید چند نبرد را برده باشد، اما جنگ را باخته است» و اکنون یا باید به سمت دیپلماسی همراه با واقعبینی حرکت کند یا خطر ورود به مسیر «ویرانی» را بپذیرد.