سیانان: رهبر مجروح جمهوری اسلامی پنهان شده اما همچنان در راهبری جنگ نقش دارد
شبکه سیانان به نقل از منابع آگاه از ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا گزارش داد مجتبی خامنهای، رهبر جدید جمهوری اسلامی، با وجود پنهان بودن از انظار عمومی و ادامه درمان جراحات شدید ناشی از حملات آغاز جنگ، همچنان در شکلدهی به راهبرد حکومت و مذاکرات با آمریکا نقش دارد.
هرچند به نوشته سیانان، میزان دقیق اختیارات او در ساختار قدرتِ «چندپاره» جمهوری اسلامی روشن نیست. بر اساس این گزارش، مجتبی خامنهای پس از حملهای که به کشته شدن پدرش و چند فرمانده ارشد نظامی حکومت ایران انجامید، بهعنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی معرفی شد، اما جامعه اطلاعاتی آمریکا تاکنون نتوانسته حضور یا محل اقامت او را بهطور مستقیم تایید کند.
منابع آگاه به سیانان گفتهاند خامنهای برای ارتباطات خود از هیچ وسیله الکترونیکی استفاده نمیکند و تنها از طریق ملاقات حضوری یا پیامرسانهای فیزیکی با اطرافیان در تماس است. این منابع افزودند او همچنان در انزوا به سر میبرد و تحت درمان جراحاتی از جمله سوختگی شدید در صورت، بازو، تنه و پا قرار دارد.
سیانان گزارش داد دولت دونالد ترامپ همچنان به دنبال پایان دیپلماتیک جنگ است؛ آن هم در شرایطی که آتشبس بیش از یک ماه ادامه یافته و ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا نشان میدهد [حکومت] ایران، با وجود خسارات گسترده، همچنان بخش مهمی از توان نظامی خود را حفظ کرده و قادر است ماهها دیگر نیز محاصره آمریکا را تحمل کند.
بر اساس ارزیابیهای تازه اطلاعاتی، حدود دو سوم پرتابگرهای موشکی حکومت ایران همچنان سالم ماندهاند؛ رقمی که از برآوردهای قبلی بالاتر است. مقامهای آمریکایی معتقدند آتشبس به حکومت ایران فرصت داده بخشی از تجهیزات مدفونشده در حملات را بازیابی کند.
گزارش دیگری از سازمان سیا نیز نتیجه گرفته [حکومت] ایران احتمالا میتواند تا چهار ماه دیگر بدون فروپاشی کامل اقتصادی در برابر محاصره آمریکا دوام بیاورد.
سیانان نوشت با وجود آتشبس، در روزهای اخیر نیروهای آمریکایی و ایرانی همچنان درگیر تبادل آتش بودهاند و عبور و مرور در تنگه هرمز تقریبا متوقف شده است؛ در حالی که هر دو طرف مدعی کنترل این آبراه هستند.
یک مقام ارشد اطلاعاتی آمریکا به سیانان گفت محاصره اعمالشده از سوی دولت ترامپ «تجارت ایران را قطع، درآمدها را نابود و روند فروپاشی ساختاری اقتصاد را تسریع کرده است.» این مقام همچنین گفت نیروی دریایی [حکومت] ایران «نابود شده» و رهبران جمهوری اسلامی در مخفیگاه به سر میبرند.
کاخ سفید نیز اعلام کرد عملیات نظامی و محاصره اقتصادی، همراه با شکافهای داخلی در ساختار قدرت ایران، توان تهران را برای ارائه مواضع واحد در مذاکرات کاهش داده است.
با این حال، منابع اطلاعاتی آمریکا به سیانان گفتهاند مجتبی خامنهای احتمالا از تصمیمگیریهای روزمره فاصله دارد و دسترسی به او محدود است. به گفته این منابع، فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به همراه محمد باقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، عملا اداره روزمره کشور و جنگ را در دست گرفتهاند.
این گزارش میافزاید پرسشها درباره وضعیت جسمی و میزان قدرت رهبر جدید جمهوری اسلامی، کار دولت ترامپ را برای مذاکره دشوار کرده است؛ زیرا هنوز روشن نیست چه کسی در ایران اختیار واقعی برای توافق نهایی را دارد.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، جمعه ۱۸ اردیبهشت گفت: «ساختار آنها همچنان بهشدت دچار شکاف و ناکارآمدی است و همین موضوع ممکن است مانعی برای مذاکرات باشد.»
سیانان همچنین گزارش داد ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا پیش از آغاز جنگ نیز پیشبینی کرده بودند که حذف رهبر پیشین جمهوری اسلامی لزوما به سقوط حکومت منجر نخواهد شد، زیرا جانشینان او نیز عمدتا از چهرههای تندرو و نزدیک به سپاه هستند.
بر اساس این گزارش، دولت ترامپ در هفتههای اخیر تلاش کرده از طریق مذاکرات به توافقی برای پایان جنگ برسد، اما اختلافات داخلی در ساختار قدرت ایران روند مذاکرات را پیچیده کرده است.
سیانان نوشت پیش از مذاکرات اسلامآباد، جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، از برخی کشورهای خلیج فارس درباره اینکه چه کسی در ایران اختیار واقعی مذاکره دارد، مشورت خواسته بود و برخی مقامهای منطقهای، قالیباف را موثرترین چهره جمهوری اسلامی در این زمینه معرفی کرده بودند.
قالیباف دور نخست مذاکرات با آمریکا در اسلامآباد را رهبری کرد، اما این مذاکرات بدون توافق پایان یافت و دور دوم گفتوگوها در پاکستان نیز برگزار نشد. ترامپ دلیل این شکست را «شکاف شدید در حکومت ایران» عنوان کرده بود.
سیانان در پایان نوشت دولت ترامپ همچنان میگوید آتشبس برقرار است و تهران در حال بررسی تازهترین پیشنهاد آمریکا برای پایان جنگ است.
وبسایت واینت در تحلیلی نوشت حتی اگر جنگ [حکومت] ایران و آمریکا با آتشبس دائمی پایان یابد، جمهوری اسلامی با بحرانهای عمیق داخلی، اقتصادی و سیاسی درگیر خواهد ماند؛ بحرانهایی که به گفته این تحلیل ممکن است روند تغییرات سیاسی در ایران را تسریع کند.
در این تحلیل آمده است جنگ در شرایطی آغاز شد که جمهوری اسلامی پیشاپیش با یکی از شدیدترین بحرانهای داخلی خود پس از انقلاب ۱۳۵۷ مواجه بود؛ بحرانی که پس از گستردهترین موج اعتراضات ضدحکومتی در سالهای اخیر تشدید شد.
به نوشته واینت، حکومت ایران اکنون با بحران مشروعیتی عمیق روبهرو است؛ بحرانی که از شکاف فزاینده میان حکومت و جامعه، بهویژه نسل جوان، ناشی میشود و همزمان با مشکلات شدید اقتصادی، کمبود آب و بحران برق همراه شده است.
این تحلیل با اشاره به اعتراضهای پراکنده در بازار تهران میگوید چنین تجمعهایی بهتنهایی نشانه آغاز موج جدید اعتراضات نیست، زیرا اعتراض به بخشی دائمی از فضای اجتماعی ایران تبدیل شده است. بر اساس پژوهشی از دانشگاه استنفورد که در این گزارش به آن اشاره شده، تهران بین سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۴ بهطور متوسط هر سه روز یکبار شاهد نوعی اعتراض بوده است.
با این حال، واینت مینویسد جنگ اخیر همزمان باعث تقویت احساسات ملیگرایانه در بخشی از جامعه ایران شده است. در این تحلیل آمده ادامه حملات به زیرساختهای ملی و دانشگاهها، تهدیدهای دونالد ترامپ درباره «بازگرداندن ایران به عصر حجر» و گزارشهایی درباره تلاش برای تحریک اقلیتهای قومی، حتی در میان برخی مخالفان جمهوری اسلامی نیز نگرانیهایی درباره حفظ تمامیت و استقلال ایران ایجاد کرده است.
این تحلیل به نقل از بیژن عبدالکریمی، استاد دانشگاه وابسته به حکومت، مینویسد بسیاری از شهروندان، در کنار خواست زندگی بهتر، اکنون حفظ استقلال سیاسی ایران را نیز ضروری میدانند و نگراناند تلاش برای فروپاشی حکومت به تهدیدی علیه موجودیت کشور تبدیل شود.
واینت در ادامه تاکید میکند رهبران جمهوری اسلامی بهخوبی از خطر بازگشت اعتراضات اجتماعی پس از پایان جنگ آگاهاند. در این گزارش به هشدار یک جامعهشناس ایرانی اشاره شده که گفته فشار اقتصادی، طبقه متوسط ایران را فرسوده کرده و جامعه را به سمت شکاف شدید میان اقلیتی ثروتمند و اکثریتی فقیر سوق داده است.
بر اساس این تحلیل، حتی اگر توافق احتمالی میان تهران و واشینگتن به کاهش تحریمها منجر شود، مشکلات ساختاری اقتصاد ایران - از جمله فساد، سوءمدیریت و سلطه نهادهای دولتی و شبهدولتی - همچنان پابرجا خواهد ماند و لغو تحریمها بهتنهایی قادر به حل بحران اقتصادی نخواهد بود.
واینت همچنین از شکلگیری آنچه «جمهوری اسلامی سوم» توصیف شده سخن میگوید؛ مرحلهای که به نوشته این تحلیل، پس از مرگ علی خامنهای و با افزایش نقش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ساختار قدرت از حکومت دینی به نوعی اقتدارگرایی نظامی تغییر یافته است.
به نوشته این تحلیل، رهبران جدید حکومت ایران در کوتاهمدت بر بقا و جلوگیری از ازسرگیری جنگ متمرکزند، اما پس از پایان درگیریها ناچار خواهند شد با پیامدهای گسترده اقتصادی و اجتماعی جنگ روبهرو شوند.
در این تحلیل آمده است بر اساس گزارشهای رسمی، تنها در استان تهران حدود ۶۰ هزار واحد مسکونی آسیب دیده و مقامهای حوزه انرژی هشدار دادهاند بازسازی زیرساختها ممکن است حدود دو سال زمان ببرد. همچنین پیشبینی شده زمستان آینده از نظر تامین انرژی برای صنعت، کشاورزی و خدمات بسیار دشوار باشد و مصرف بخش خصوصی احتمالا باید تا ۴۰ درصد کاهش یابد.
واینت همچنین هشدار میدهد پایان جنگ ممکن است شکافهای داخلی در ساختار قدرت جمهوری اسلامی را تشدید کند؛ بهویژه در شرایطی که حکومت تاکنون عمدتا به دلیل وضعیت جنگی انسجام خود را حفظ کرده است.
این تحلیل به وضعیت مجتبی خامنهای نیز اشاره میکند و مینویسد رهبر جدید جمهوری اسلامی ممکن است زودتر از انتظار با انتقادها درباره جانشینی موروثی و توانایی خود برای تثبیت قدرت روبهرو شود؛ موضوعی که از نگاه بسیاری با اصول اولیه جمهوری اسلامی در تضاد است.
واینت در پایان نتیجه میگیرد که حتی اگر تغییر حکومت در کوتاهمدت محتمل نباشد، پایان جنگ میتواند جمهوری اسلامی را ناچار کند با بحرانهای انباشته اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مواجه شود؛ بحرانهایی که به نوشته این تحلیل ممکن است روند فرسایش و افول نظام را تسریع کنند.
افبیآی اعلام کرد عامل تیراندازی مرگبار آستین در تگزاس که سه کشته و بیش از ۱۲ زخمی برجا گذاشت، به جمهوری اسلامی و علی خامنهای علاقه داشت، اما هیچ ارتباطی با سازمانهای تروریستی خارجی نداشت و بهتنهایی عمل کرده است.
اداره تحقیقات فدرال آمریکا، افبیآی، در جمعبندی نهایی خود درباره تیراندازی مرگبار ماه مارس اعلام کرد عامل حمله بهتنهایی عمل کرده و هیچ ارتباطی با سازمانهای تروریستی خارجی نداشته است؛ هرچند تحقیقات نشان میدهد او تحت تاثیر «جنگ ایران» و اقدامات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی قرار داشته و به رهبر کشته شده جمهوری اسلامی علاقه نشان میداده است.
به گزارش ایبیسی نیوز، فرد مهاجم «اندیاگا دیاگنه» ۵۳ ساله، شهروند آمریکاییِ سنگالیتبار، صبح اول مارس در خیابان معروف «سیکس استریت» آستین به سوی مردم تیراندازی کرد که در نتیجه آن سه نفر کشته و بیش از ۱۲ نفر زخمی شدند. او در نهایت در درگیری با نیروهای پلیس کشته شد.
افبیآی در آغاز تحقیقات احتمال ارتباط این حمله با تروریسم سازمانیافته را بررسی کرده بود، اما در گزارش نهایی اعلام کرد «هیچ مدرکی» دال بر هدایت خارجی یا ارتباط او با گروههای تروریستی وجود ندارد.
در بیانیه رسمی افبیآی آمده است: «تحقیقات نشان میدهد تشدید رفتار خشونتآمیز او تا حدی با محرکها و نارضایتیهای شخصی مرتبط با اقدامات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه [حکومت] ایران ارتباط داشته و در نهایت به حملهای خشونتآمیز و ناگهانی منجر شده است.»
بر اساس این گزارش، زمان وقوع تیراندازی همزمان با آغاز جنگ کنونی ایران و آمریکا بوده؛ جنگی که طی آن حملات آمریکا و اسرائیل به کشته شدن علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، منجر شد.
افبیآی همچنین اعلام کرد تحقیقات نشان داده دیاگنه «احترام و علاقه عمیقی» به خامنهای داشته است. او هنگام حمله تیشرتی با طرح پرچم ایران و سوییشرتی با عبارت «Property of Allah» («متعلق به الله») بر تن داشته است.
این نهاد امنیتی تاکید کرد: «اگرچه علاقه او به ایران و آیتالله خامنهای بدون تردید در گرایش او به خشونت نقش داشته، اما افبیآی هنوز به شواهد قطعی درباره انگیزه دقیق او یا دلیل انتخاب محل حمله دست نیافته است.»
افبیآی اعلام کرد تحقیقات برای روشن شدن همه ابعاد پرونده ادامه خواهد یافت و مقامهای فدرال همچنان تمامی سرنخهای مرتبط با این حمله را بررسی میکنند.
آمریکا اعلام کرد مجموعهای از افراد و شرکتها در چین، هنگکنگ، بلاروس و امارات متحده عربی را به دلیل ارتباط با برنامههای تسلیحاتی و شبکههای تامین جمهوری اسلامی تحریم کرده است؛ اقدامی که بخشی از فشارهای واشینگتن علیه صنایع نظامی و برنامه پهپادی ایران توصیف شده است.
بر اساس بیانیه دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا (اوفک)، که جمعه ۱۸ اردیبهشت منتشر شد، در بهروزرسانی تازه، بیش از ۱۰ فرد و شرکت به فهرست «اتباع و نهادهای ویژه تحریمشده» افزوده شدند. این تحریمها ذیل مقررات مرتبط با عدم اشاعه تسلیحات و برنامههای مرتبط با حکومت ایران اعمال شدهاند.
در میان افراد تحریمشده، نام «محمدمهدی ملکی»، شهروند ایرانی مقیم بلاروس، دیده میشود که به گفته وزارت خزانهداری با «مرکز همکاریهای فناوری و نوآوری» ایران مرتبط است. «لی گنپینگ»، شهروند چینی مرتبط با شرکت «هیتکس اینسولیشن نینگبو» و «محمدعلی طالباف»، شهروند بلاروس مرتبط با شرکت «آرموری الاینس»، نیز در فهرست تحریمها قرار گرفتهاند.
وزارت خزانهداری آمریکا همچنین چندین شرکت در چین و هنگکنگ را به دلیل همکاری با شبکههای تامین جمهوری اسلامی تحریم کرد.
بر اساس این بیانیه، برخی از این شرکتها با «مرکز همکاریهای فناوری و نوآوری» جمهوری اسلامی یا شرکت ایرانی «پیشگام الکترونیک صفه» مرتبط بودهاند؛ نهادهایی که آمریکا آنها را بخشی از شبکه تامین فناوری و تجهیزات صنایع نظامی حکومت ایران میداند.
وزارت خزانهداری آمریکا همچنین شرکت «الیت انرژی FZCO» مستقر در دبی و شرکت «آرموری الاینس» (Armory Alliance) در بلاروس را در فهرست تحریمها قرار داد.
در بخش دیگری از این بیانیه، اطلاعات تحریمی برخی نهادهای پیشتر تحریمشده جمهوری اسلامی نیز بهروزرسانی شد؛ از جمله «مرکز همکاریهای فناوری و نوآوری» (CITC) در تهران که آمریکا آن را با نامهای دیگری از جمله «مرکز پیشرفت و توسعه ایران» معرفی کرده است.
همچنین شرکت چینی فناوری ماهوارهای چانگ گوانگ، علاوه بر تحریمهای پیشین مرتبط با روسیه، تحت فرمان اجرایی مرتبط با تسلیحات ایران نیز قرار گرفت.
وزارت خزانهداری آمریکا همچنین تحریمهای مرتبط با «مرکز صادرات وزارت دفاع ایران» موسوم به «MINDEX» یا «MODLEX» را بهروزرسانی کرد؛ نهادی که واشینگتن آن را بخشی از شبکه صادرات و لجستیک صنایع دفاعی جمهوری اسلامی میداند.
بر اساس بیانیه اوفک، تمامی افراد و شرکتهای معرفیشده مشمول خطر «تحریمهای ثانویه» نیز هستند؛ اقدامی که میتواند موسسات مالی و شرکتهای خارجی همکار با آنها را نیز در معرض مجازاتهای آمریکا قرار دهد.
این وزارتخانه همچنین تاکید کرده است که آماده انجام اقدامات بیشتری علیه صنایع نظامی جمهوری اسلامی است.
وزارت خزانهداری آمریکا در ادامه اعلام کرد که آمادگی دارد تا علیه هر شرکت خارجی درگیر در تجارت غیرقانونی با تهران، از جمله خطوط هوایی، اقدام کند.
این وزارتخانه همچنین گفت که ممکن است تحریمهای ثانویهای را علیه موسسات مالی خارجی که به فعالیتهای جمهوری اسلامی یاری میرسانند، اعمال کند؛ از جمله شرکتهایی که «با پالایشگاههای نفت مستقل چین مرتبط هستند.»
در بیانیه این وزارتخانه به نقل از اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، آمده است: «تحت رهبری دونالد ترامپ، به اقدام برای حفظ امنیت آمریکا ادامه میدهیم.»
او گفت افراد و شرکتهای خارجی تامینکننده سلاح برای نیروهای نظامی جمهوری اسلامی را هدف تحریم قرار میدهیم.
روبیو: آمریکا شبکههای خارجی تامین تسلیحاتی جمهوری اسلامی را تحریم کرد
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، نیز اعلام کرد دولت ترامپ تحریمهای تازهای را علیه ۱۱ نهاد و سه فرد در ایران، چین، بلاروس و امارات متحده عربی به دلیل همکاری با برنامههای نظامی جمهوری اسلامی اعمال کرده است.
روبیو در بیانیهای گفت این افراد و شرکتها در تلاشهای [حکومت] ایران برای دستیابی به تسلیحات، تجهیزات نظامی و مواد اولیه مورد استفاده در برنامههای موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی نقش داشتهاند.
وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد چندین شرکت مستقر در چین نیز به دلیل ارائه تصاویر ماهوارهای به ایران برای کمک به حملات نظامی علیه نیروهای آمریکایی در خاورمیانه هدف تحریم قرار گرفتهاند.
روبیو تاکید کرد: «اقدام امروز، نهادهای مستقر در چین را به دلیل حمایتشان از ایران پاسخگو میکند.» او افزود آمریکا از «همه ابزارهای لازم» برای هدف قرار دادن نهادها و افرادی در کشورهای ثالث که به نیروهای نظامی و صنایع دفاعی جمهوری اسلامی کمک میکنند، استفاده خواهد کرد.
بر اساس این بیانیه، تحریمها در چارچوب راهبرد دولت ترامپ برای مختل کردن شبکههای تامین برنامههای نظامی [حکومت] ایران و در راستای «یادداشت ریاستجمهوری امنیت ملی شماره ۲» اعمال شدهاند.
وزارت خارجه آمریکا همچنین اعلام کرد این اقدامات بخشی از تلاش واشینگتن برای حمایت از بازگرداندن تحریمها و محدودیتهای سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی است؛ تحریمهایی که آمریکا میگوید به دلیل «نقض گسترده تعهدات هستهای» از سوی [حکومت] ایران دوباره اعمال شدهاند.
در بیانیه روبیو آمده است ایالات متحده از تمامی ابزارهای موجود، از جمله تحریمهای مستقل آمریکا، برای «افشا، مختل و مهار» فعالیتهای جمهوری اسلامی استفاده خواهد کرد تا مانع بازسازی برنامههای حساس مرتبط با اشاعه تسلیحاتی [حکومت] ایران شود.
آمریکا پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت نیز اعلام کرده بود که پنج فرد و چهار شرکت عراقی، از جمله معاون وزیر نفت این کشور را بهدلیل ارتباط با جمهوری اسلامی و سوءاستفاده از صنایع نفتی عراق برای تضعیف امنیت این کشور را تحریم کرده است.
خبرگزاری بلومبرگ گزارش داد دولت ترامپ در تلاش برای پایان دادن به جنگ با ایران، تمرکز خود را از مذاکرات دشوار درباره برنامه هستهای و موشکی جمهوری اسلامی به بازگشایی تنگه هرمز منتقل کرده است؛ آبراهی که به گفته تحلیلگران اکنون به مهمترین اهرم فشار تهران در بحران تبدیل شده است.
بر اساس این گزارش، راهبرد جدید کاخ سفید بر «بازگشایی تنگه هرمز به هر قیمتی» متمرکز شده و مذاکرات پیچیدهتر درباره برنامه هستهای و موشکهای بالستیک حکومت ایران به مراحل بعدی موکول شده است.
بلومبرگ نوشت این تغییر رویکرد در حالی رخ داده که آتشبس شکننده میان حکومت ایران و آمریکا در روزهای اخیر بارها با تبادل آتش و حملات متقابل آزمایش شده است. تنشها پس از آن شدت گرفت که ترامپ به ناوهای جنگی آمریکا دستور داد از کشتیهای تجاری برای عبور از تنگه هرمز محافظت کنند. همزمان حکومت ایران نیز تاسیسات نفتی در امارات متحده عربی را هدف قرار داد.
به نوشته بلومبرگ، هرچند ترامپ بارها اعلام کرده بود نابودی برنامه هستهای ایران هدف اصلی جنگ است، اما اکنون حفظ جریان انتقال نفت و گاز از تنگه هرمز به اولویت فوری واشینگتن تبدیل شده است.
دیوید تاننباوم، مدیر شرکت مشاوره تحریمها «بلکاستون کامپلاینس سرویسز»، به بلومبرگ گفت: «دولت ترامپ بهشدت میخواهد از این جنگ خارج شود و اکنون تنها هدف واقعی آن برقراری دوباره ناوبری در تنگه هرمز است.» او افزود: «حتی این سوال مطرح شده که آیا برنامه هستهای ایران اصلا هنوز روی میز مذاکرات قرار دارد یا نه.»
در مقابل، کاخ سفید تاکید کرده موضوع هستهای همچنان بخشی از مذاکرات است. اولیویا والز، سخنگوی کاخ سفید، به بلومبرگ گفت ترامپ «همه گزینهها را روی میز نگه داشته» تا اطمینان حاصل شود [حکومت] ایران هرگز به سلاح هستهای دست پیدا نمیکند.
همزمان با جهش قیمت جهانی انرژی، مقامهای آمریکایی اعلام کردهاند جنگ با ایران بهطور رسمی با اجرای آتشبس پایان یافته، هرچند درگیریهای پراکنده همچنان ادامه دارد. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، گفت واشینگتن اکنون میخواهد مذاکرات را بر «آزادسازی» تنگه هرمز متمرکز کند.
روبیو گفت ترامپ ترجیح میدهد «یادداشت تفاهمی برای مذاکرات آینده» تنظیم شود که موضوعات کلیدی را پوشش دهد و در نهایت به «بازگشایی کامل تنگهها» و بازگشت شرایط جهانی به وضعیت عادی منجر شود.
بلومبرگ گزارش داد ترامپ سهشنبه شب، همزمان با توقف ناگهانی طرحی موسوم به «پروژه آزادی»، گفته بود دو طرف به توافق نزدیک شدهاند. این توافق بر پایه یک یادداشت یکصفحهای طراحی شده بود که هدفش بازگشایی تنگه هرمز و به تعویق انداختن مذاکرات دشوارتر بود. ترامپ بعدتر از [حکومت] ایران خواست تا روز جمعه به پیشنهاد آمریکا پاسخ دهد.
اما درگیریها ادامه یافت. آمریکا شامگاه پنجشنبه اعلام کرد ناوهایش در تنگه هرمز هدف موشکها و پهپادهای ایرانی قرار گرفتهاند؛ حملاتی که به موج تازهای از حملات آمریکا علیه سایتهای پرتاب در خاک ایران منجر شد.
روز جمعه نیز جنگندههای اف/ای-۱۸ سوپر هورنت نیروی دریایی آمریکا دو کشتی تجاری با پرچم جمهوری اسلامی ایران را از کار انداختند؛ اقدامی که بخشی از محاصره دریایی طراحیشده برای وادار کردن تهران به بازگشایی تنگه هرمز توصیف شده است.
بلومبرگ نوشت برخی مقامهای پیشین آمریکایی و منتقدان، رویکرد ترامپ را مشابه نحوه مدیریت دیگر بحرانها از سوی او میدانند؛ از جمله آتشبس غزه که هرچند جنگ را متوقف کرد، اما مسائل دشوارتر مانند خلع سلاح حماس را به تعویق انداخت.
آصلی آیدینتاشباش، کارشناس خاورمیانه در موسسه بروکینگز، گفت: «ترامپ پیگیری لازم را انجام نمیدهد. سیاست خارجی او مبتنی بر اعلام پیروزی و امید به حل شدن خودبهخود مشکلات است.»
بلومبرگ همچنین گزارش داد استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ، و جرد کوشنر، داماد او، پس از تلاش برای تثبیت آتشبس غزه، به مذاکرات با [حکومت] ایران منتقل شدند؛ مذاکراتی که در نهایت به حملات مشترک آمریکا و اسرائیل علیه [حکومت] ایران انجامید.
به نوشته این گزارش، رهبران جمهوری اسلامی اکنون نسبت به مذاکرات با آمریکا بیاعتماد هستند و نشانهای از عقبنشینی در موضوع برنامه هستهای یا توقف غنیسازی اورانیوم - دو خواسته اصلی واشینگتن - نشان ندادهاند.
در عوض، تهران کنترل خود بر تنگه هرمز را تشدید کرده و از جمله با دریافت عوارض از کشتیها و اعلام پروتکلهای جدید دریایی، تلاش کرده موقعیت خود را در این آبراه استراتژیک تقویت کند.
مایکل کارپنتر، مقام پیشین دولت بایدن و عضو موسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک، به بلومبرگ گفت: «ایران نوعی خفگی اقتصادی بر اقتصاد جهانی ایجاد کرده است.» او افزود: «آمریکا اکنون فقط تلاش میکند وضعیت پیش از جنگ را با بازگشایی تنگه هرمز احیا کند.»
خیلی از ما آن چشمان غمگین و انگشتان کشیدهاش را به خاطر داریم. انگشت درخشان «ایتی» که به سمت آسمان کشیده میشد و با صدایی آرام میگفت: «خانه...». در دهه ۸۰ میلادی، هالیوود به ما یاد داد که به آسمان با چشم رویا نگاه کنیم.
این موضوع کم کم باعث شد با تخیل موجودات فضایی آشنا شویم و رویابافی کنیم. قصههایی برای شب، فیلمهایی برای هیجان، و شایعاتی که ارتش آمریکا معمولا با لبخندی محتاطانه آنها را به توهم، خطای راداری یا بالون هواشناسی تقلیل میداد.
اما حالا، چیزی تغییر کرده است. دیگر صحبت از فیلم و داستان نیست. اینبار خود پنتاگون، ناسا، افبیآی و نهادهای اطلاعاتی آمریکا در حال انتشار اسنادی هستند که سالها مهر محرمانه خورده بودند. پروندههایی درباره «پدیدههای ناهنجار ناشناخته» یا UAP. نام رسمی همان چیزی که جهان سالها با عنوان «یوفو» میشناخت.
این اسناد، که در پی سیاست شفافسازی حداکثری دولت دونالد ترامپ منتشر شدهاند، فقط مجموعهای از روایتهای عجیب نیستند. آنها شامل گزارشهای عملیاتی ارتش، خلبانان، دادههای راداری، اسناد افبیآی و تصاویر ناسا هستند. پروندههایی که نشان میدهند ارتش آمریکا سالهاست با پدیدههایی روبهرو میشود که توضیح آنها ساده نیست.
و شاید عجیبترین بخش ماجرا برای ما ایرانیها این باشد که رد این پروندهها به آسمان خاورمیانه، خلیج فارس، عراق، سوریه و حتی سواحل ایران رسیده است.
تعقیب سایهها در آسمان ایران در میان ۱۶۲ فایل منتشرشده که قرار است به تعداد آنها در روزهای آینده افزوده شود، خاورمیانه فقط یک منطقه جغرافیایی نیست. بلکه به نظر میرسد به یکی از نقاط داغ این پدیدهها تبدیل شده است. در اسناد منتشرشده، نامهایی مثل خلیج فارس، تنگه هرمز، دریای عمان، جزیره ابوموسی و بندر لنگه بارها تکرار میشوند.
طبق این گزارشها، نیروهای آمریکایی هنگام ماموریتهای شناسایی و جمعآوری سیگنال در این منطقه بارها با اشیایی مواجه شدهاند که رفتارشان با هیچ هواپیما یا پهپاد شناختهشدهای سازگار نبوده است.
اما نقطه حساس ماجرا جایی است که ایران نیز وارد تصویر میشود.
در اوت ۲۰۲۰، زمانی که هواپیماهای آمریکایی در حال رصد اشیا ناشناخته بر فراز خلیج فارس بودند، پدافند هوایی ایران نیز حضور آنها را تشخیص داده بود. بر اساس اسناد، نیروهای ایرانی از طریق فرکانسهای رادیویی نظامی بارها با خلبانان آمریکایی تماس گرفتند و از آنها خواستند هویت خود یا اشیا مورد رصد را اعلام کنند.
در یکی از موارد ثبتشده در نوامبر ۲۰۲۰، شرایط حتی پیچیدهتر شد. رادارهای ایران و آمریکا همزمان روی یک نقطه متمرکز بودند. طبق گزارش، هواپیمای آمریکایی در حال رصد یک UAP بود که پدافند ایران درخواست شناسایی داد، اما خلبانان آمریکایی با حفظ پروتکلهای نظامی فقط پاسخهای استاندارد ارائه کردند و به ماموریت ادامه دادند.
صحنهای جالب و هیجانانگیز! دو دشمن منطقهای، در دو سوی خلیج فارس، هر دو خیره به نقطهای ناشناخته در آسمان.
در ۲۷ اوت ۲۰۲۰، حسگرهای پیشرفته آمریکایی آرایشی از اشیا ناشناخته را ثبت کردند که در امتداد سواحل ایران به سمت شمالغرب حرکت میکردند.
ارتش آمریکا موفق شد حدود دو دقیقه این اشیا را ردیابی کند، اما درست در لحظهای که قرار بود شناسایی بصری انجام شود، پوشش متراکم ابرها مانع از اینکار شد و اشیا از دید رادارها و دوربینها خارج شدند.
در اکتبر همان سال، نزدیک جزیره ابوموسی و بندر لنگه، حضور یکی از این اشیا، همزمان با اختلال شدید در سیستمهای ارتباطی هواپیماهای آمریکایی بود .
در اسناد منتشر آمده است که هواپیماها دچار تداخل الکترونیکی شدند. پدیدهای که معمولا در جنگ الکترونیک مشاهده میشود. اما نکته عجیب این بود که منبع این اختلال، نه یک سامانه شناختهشده زمینی، بلکه شیئی بود که ماهیتش مشخص نبود.
تکنولوژیای که قوانین فیزیک را به بازی میگیرد
آنچه پنتاگون را سردرگم کرده، فقط ظاهر این اشیا نیست. بلکه رفتار آنهاست.
در گزارشی مربوط به اکتبر ۲۰۲۳، شیئی گرد در نزدیکی یونان مشاهده شد که چرخشهای ناگهانی ۹۰ درجه انجام میداد. برای خلبانان نظامی، چنین مانوری تقریبا غیرممکن تلقی میشود. هر هواپیمای شناختهشدهای در سرعت بالا، هنگام چنین تغییر جهتی تحت فشار عظیم نیروی جی قرار میگیرد. فشاری که میتواند سازه هواپیما یا بدن خلبان را نابود کند. اما این شی، بدون کاهش سرعت و بدون نشانهای از آسیب، مسیرش را تغییر داد.
در سوریه، در نوامبر ۲۰۲۳، خلبانان آمریکایی با چیزی روبهرو شدند که آن را به «توپ شیطونک» تشبیه کردند. شیئی کروی که با سرعتی حدود ۴۲۴ نات، نزدیک به ۸۰۰ کیلومتر بر ساعت، هفت دقیقه در آسمان حرکت کرد و سپس ناگهان ارتفاعش را کم کرد و از کنار جنگنده آمریکایی عبور کرد. در گزارشها آمده که حرکت آن بیشتر شبیه جهش بود تا پرواز معمولی.
در برخی موارد دیگر، این اشیا به شکل پلاسما یا تودههایی از نور سفید نامنظم توصیف شدهاند. در برخی از این پروندهها، این اجسام جامد به نظر میرسند. اشیائی فلزی، مثلثی یا کروی که هیچ بال، موتور یا رد دودی ندارند.
از آلمان نازی تا سوریه امروز این پروندهها فقط به خاورمیانه محدود نیستند. اسناد نشان میدهند که دولت آمریکا دهههاست این پدیدهها را دنبال میکند.
یکی از عجیبترین روایتها مربوط به آلمان سال ۱۹۴۴ است. شخصی به نام «ولادیسلاو کراسوسکی» گزارش داده بود که در نزدیکی برلین شیئی دایرهای به قطر ۶۵ تا ۹۰ متر دیده است.
به گفته او، بخش میانی شی با سرعتی شبیه پروانه هواپیما میچرخید و صدایی شبیه ژنراتور تولید میکرد. عجیبتر اینکه وقتی این شی در منطقه ظاهر میشد، موتور تراکتورهای آلمانی از کار میافتاد و پس از دور شدن آن دوباره روشن میشدند.
سالها بعد، در میشیگان آمریکا، فردی شی دایرهای با گنبد کریستالی را توصیف کرد که نور را بازتاب میداد و در آسمان حرکت میکرد.
در میان این اسناد، گزارشهای غیرنظامی هم دیده میشود. در مارس ۲۰۲۳، فردی از مشاهده شیی مثلثی و آبیرنگ خبر داد که نوری سفید-آبی از لبههایش ساطع میشد.
طبق این گزارش، این شی حدود سه دقیقه بالای یک تاسیسات امنیتی به صورت ثابت معلق ماند و سپس با حرکاتی پرشی و ناگهانی از منطقه دور شد. شاهد گفته بود حرکت آن اصلا شبیه پرواز جتهای معمولی نبود.
در سال ۱۹۶۳، دانشمندان آمریکایی در یک یادداشت محرمانه این پرسش را مطرح کردند که اگر روزی بشر با تمدنی روبهرو شود که محدودیتهای فیزیک شناختهشده، از جمله سرعت نور، را پشت سر گذاشته باشد، سیاست و دیپلماسی زمینی چه واکنشی باید نشان دهد؟!
پایان عصر پنهانکاری پنتاگون در جمعبندی خود تاکید کرده که این پروندهها همچنان حلنشده باقی ماندهاند. این به معنای تایید موجودات فضایی نیست، بلکه یعنی دادههای موجود هنوز توضیح قطعی ارائه نمیکنند.
اما همین اعتراف، به تنهایی قابل توجه است. دولت آمریکا که سالها بسیاری از گزارشهای یوفو را به شوخی یا خطای انسانی نسبت میداد، حالا رسما میگوید با پدیدههایی روبهروست که نمیتواند بهطور کامل توضیحشان دهد.
در برخی اسناد، این اشیا با پهپادهای کشورهای منطقه، از جمله ایران، مقایسه شدهاند، اما تحلیلگران آمریکایی نتیجه گرفتهاند که نوع حرکت، پیشرانه و مانورپذیری آنها در دستهای متفاوت قرار میگیرد و شاید همین، مهمترین بخش ماجرا باشد.
با منتشر شدن این اسناد، سوال دیگر فقط وجود موجودات فضایی نیست. پرسش بزرگتر این است که چگونه در عصر ماهوارهها، رادارهای فوقپیشرفته، جنگندههای نسل پنجم و هوش مصنوعی، هنوز اشیائی در آسمان وجود دارند که بهترین ارتش جهان هم نمیتواند توضیح روشنی برای آنها پیدا کند.
شاید وقت آن رسیده که دوباره «ایتی» را به یاد بیاوریم. همان موجودی که در پایان فیلم، سوار بر نوری در دل آسمان ناپدید شد و فقط یک سوال در ذهن میلیونها نفر گذاشت: اگر آنها واقعا جایی آن بالا باشند چه میشود؟
اما حالا، بعد از انتشار این پروندهها، سوال دیگر فقط این نیست که آیا آنها وجود دارند؟
سوال بزرگتر این است، اگر دههها فکر میکردیم «ایتی» فقط یک داستان علمیتخیلی است، حالا با وجود این گزارشها شاید این موجود دوست داشتنی کودکی ما، خیلی دور از تخیل نباشد و اینکه ما دقیقا با چه واقعیت و پدیدهای ناشناختهای روبرو هستیم؟