• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

کشته شدگان شهر سامان؛ جوان‌هایی که با شوق آزادی کشته شدند

۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۳:۴۲ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۱:۴۵ (‎+۱ گرینویچ)

سامان، شهری توریستی در استان چهارمحال و بختیاری و در نزدیکی شهر‌کرد در روزهای اعتراضات دی‌ماه به صحنه حضور گسترده معترضان بدل شد.

تجمعات اعتراضی در این شهر از ۱۶ دی‌ماه آغاز شد و روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ به اوج خود رسید. اهالی سامان در خیابان پاسداران، میدان انقلاب، بلوار معلم و محدوده اطراف کلانتری تجمع کردند.

نیروهای یگان ویژه و دیگر نیروهای امنیتی برای متفرق‌کردن جمعیت از گاز اشک‌آور، گلوله‌های ساچمه‌ای و جنگی و ماشین‌های آب‌پاش استفاده کردند و در برخی نقاط نیز تک‌تیراندازها به معترضان شلیک می‌کردند.

همچنین بر اساس اطلاعات دریافتی، حضور مخبران در میان جمعیت از دیگر عوامل تشدید فضای امنیتی بود؛ افرادی که با شناسایی و معرفی معترضان، زمینه بازداشت برخی از آنها را فراهم کردند.

مهدی سنایی؛ پدری که برای زندگی هدف گلوله قرار گرفت

100%


مهدی سنایی سامانی، ۳۸ ساله و تکنسین داروخانه بود و همواره برای تامین داروهای کمیاب بیماران تلاش می‌کرد.

بر اساس گزارش‌ها، مهدی عصر ۱۸ دی‌ماه در بلوار معلم، از پشت هدف گلوله قرار گرفت و اصابت تیر به قلب، به مرگ فوری‌اش انجامید. او پیش از انتقال به مرکز درمانی، در همان محل جان باخت.

مهدی در اعتراضات مختلف از جمله اعتراض‌های سال‌های ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ حضور داشت و به گفته اطرافیانش، همواره نسبت به مسائل اجتماعی و شرایط جامعه حساس بود.

او پدر دو فرزند ۱۳ و ۷ ساله بود. مراسم چهلم مهدی سنایی در تاریخ ۳۰ بهمن‌ماه در آرامستان سامان و هم‌زمان با مراسم سوگواری احسان آقاجری، دیگر جان‌باخته این شهر برگزار شد.

احسان آقاجری؛ پنج هفته میان مرگ و زندگی

100%


احسان آقاجری سامانی، مکانیک ۲۷ ساله اهل سامان، ۱۸ دی‌ماه، پس از پایان ساعت کاری با دوستانش به تجمعات پیوست و در بلوار معلم هدف تیراندازی قرار گرفت.

بنا به گفته‌ها، گلوله از پشت به سر او اصابت کرد و باعث شد او به کما برود. احسان طی بیش از پنج هفته بستری، در وضعیت بحرانی قرار داشت و با وجود تلاش کادر درمان، سرانجام در اثر شدت جراحات وارده جان باخت.‌

مراسم این جوان ۲۷ ساله نیز ۳۰ بهمن‌ماه در آرامستان سامان برگزار شد. به‌گفته منابع محلی، اعضای خانواده از سوی مقام‌های نظامی محلی از جمله فرماندار این شهرستان تحت فشار قرار گرفتند تا از سردادن هرگونه شعار خودداری کنند.

https://www.instagram.com/reel/DX_3xnQkckJ/

پربازدیدترین‌ها

پنتاگون برای کاهش هزینه مقابله با پهپاد شاهد، راکت‌های لیزری را به کار می‌گیرد
۱

پنتاگون برای کاهش هزینه مقابله با پهپاد شاهد، راکت‌های لیزری را به کار می‌گیرد

۲

اکسیوس: آمریکا پیش از آغاز «پروژه آزادی» به تهران هشدار داد که مداخله نکند

۳

پیش‌نویس قطعنامه شورای امنیت، تهران را به اقدام فوری برای آزادی کشتی‌رانی فراخواند

۴

آکسیوس: تهران و واشینگتن در آستانه توافق بر سر یادداشت تفاهم «پایان جنگ» هستند

۵

وال‌استریت‌ ژورنال: شرکت‌های چینی همچنان به ایران و روسیه تجهیزات دو منظوره می‌فروشند

انتخاب سردبیر

  • گزارش یک اندیشکده از تحرکات مشکوک در تاسیسات زیرزمینی کلنگ گزلا در نزدیکی نطنز

    گزارش یک اندیشکده از تحرکات مشکوک در تاسیسات زیرزمینی کلنگ گزلا در نزدیکی نطنز

  • رویترز: جنگ ایران از انگیزه‌های احتمالی متهم حمله به ضیافت خبرنگاران کاخ سفید بود

    رویترز: جنگ ایران از انگیزه‌های احتمالی متهم حمله به ضیافت خبرنگاران کاخ سفید بود

  • منبع مطلع: آمریکا از نخست‌وزیر عراق انتظار «اقدام عملی» علیه گروه‌های نزدیک به تهران دارد

    منبع مطلع: آمریکا از نخست‌وزیر عراق انتظار «اقدام عملی» علیه گروه‌های نزدیک به تهران دارد

  • وال‌استریت‌ ژورنال: شرکت‌های چینی همچنان به ایران و روسیه تجهیزات دو منظوره می‌فروشند

    وال‌استریت‌ ژورنال: شرکت‌های چینی همچنان به ایران و روسیه تجهیزات دو منظوره می‌فروشند

  • کارخانه شهیدسازی جمهوری اسلامی؛ ابزارسازی از کودکان برای مشروعیت
    تحلیل

    کارخانه شهیدسازی جمهوری اسلامی؛ ابزارسازی از کودکان برای مشروعیت

  • بحران بیکاری در ایران؛ از اخراج تا بازار کساد مشاغل وابسته به اینترنت
    روایت شما

    بحران بیکاری در ایران؛ از اخراج تا بازار کساد مشاغل وابسته به اینترنت

•
•
•

مطالب بیشتر

کوچصفهان؛ بسیجی‌های مسلح و خیابان‌هایی که میدان تیر شدند

۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۳:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
فرنوش فرجی

کوچصفهان، شهری با جمعیتی کمتر از ۱۰ هزار نفر در نزدیکی رشت، مرکز استان گیلان، در شب‌های ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه شاهد اعتراض‌هایی بود که پیش از آن در این شهر دیده نشده بود. جایی که حضور گسترده مردم، به‌ویژه جوانان، در مقیاس این شهر کوچک، اتفاقی بزرگ را رقم زد.

بر اساس گزارش‌ها، نیروهای بسیج به‌همراه نیروهای اعزامی از شهرهای اطراف از جمله سپاه سلمان سنگر، در این شهر مستقر شدند و حمله به معترضان را با گاز اشک‌آور و تیراندازی با سلاح جنگی آغاز کردند.

در جریان این تیراندازی‌ها، حداقل ۱۰ نفر در میدان اصلی شهر کشته و شمار زیادی مجروح شدند. امیرمحمد خداپرست، سیدحسین حسینی و پیمان لفوطی، سه نفر از کشته‌شدگان آن شب بودند.

پس از این کشتار، روند تحویل پیکرها با فشار و محدودیت همراه بود؛ از ربودن پیکرها تا مجبور کردن خانواده‌ها به اعلام «بسیجی» بودن جان‌باختگان و برگزاری مراسم در شرایط امنیتی.

در مواردی نیز خانواده‌ها برای تحویل گرفتن پیکر نزدیکانشان، ناچار به پرداخت مبالغ سنگین شدند.

روند سرکوب در هفته‌های بعد از کشتار ۱۸ و ۱۹ دی ماه در کوچصفهان نیز ادامه یافت.

نیروهای امنیتی با برپا کردن ایست بازرسی، معترضان با آثار جراحت را دستگیر و تلفن‌های همراه افراد را به قصد بررسی حضور آن‌ها در تجمع‌ها، بررسی می‌کردند.

100%

امیرمحمد خداپرست؛ جوانی که با تیر خلاص کشته شد
امیرمحمد خداپرست، ۲۴ ساله و از ساکنان کوچصفهان، در جریان اعتراضات ۱۸ دی‌ماه در میدان اصلی این شهر هدف تیراندازی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.

بر اساس گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، او ابتدا با اصابت گلوله به ناحیه پهلو مجروح شد و نیروهای حاضر در محل با شلیک تیر خلاص به سرش، او را کشتند.

به گفته منابع محلی، شدت جراحات به حدی بود که امکان نجاتش وجود نداشت.

خداپرست، شاغل در حوزه محصولات چوبی بود.

پیکر او در سکوت و تحت شرایطی امنیتی، در روستای «بلسبنه» کوچصفهان به خاک سپرده شد.

100%

سیدحسین (آرین) حسینی لاله‌دشتی؛ جوانی که از پشت هدف گلوله قرار گرفت

سیدحسین (آرین) حسینی لاله‌دشتی، ۲۲ ساله، شامگاه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در میدان شهرداری کوچصفهان با اصابت گلوله جنگی کشته شد.

بر اساس گزارش‌ها، او در حالی که تلاش می‌کرد از اصابت گلوله در امان بماند، از پشت هدف چهار گلوله جنگی قرار گرفت و کشته شد.

به گفته شاهدان، نیروهای سرکوب و بسیجی، پیکر او و خداپرست را ساعت‌های زیادی در همان محل نگه داشتند و مانع کمک مردم شدند.

منابع مطلع گفتند: «آرین از جوانان زحمتکش و شناخته‌شده محل بود. او که به‌تازگی از خدمت سربازی بازگشته بود، در کنار کارهای روزمره، به پدرش در فروش میوه در بازار روز کوچصفهان کمک می‌کرد.»

به گفته آشنایانش، او جوانی آرام، مسئولیت‌پذیر و خانواده‌دوست بود که بخش مهمی از وقت خود را صرف کمک به خانواده و کار می‌کرد.

گزارش‌ها حاکی از آن است که پس از کشته‌شدن آرین، نیروهای بسیج مستقر در محل، پیکرش را با خود بردند و برای تحویل آن به خانواده، شروطی از جمله دفن شبانه بدون انجام کامل آیین‌های معمول خاکسپاری مانند غسل و کفن مطرح کردند.

در نهایت نیز با تنظیم اسناد ساختگی، او به‌عنوان «بسیجی» معرفی شد و بعد پیکرش را به خانواده تحویل دادند.

100%

پیمان لفوطی؛ پدری که نان‌آور دو خانواده بود

پیمان لفوطی، ۴۰ ساله، ساکن کوچصفهان، در جریان اعتراضات ۱۸ دی‌ماه در این شهر هدف شلیک مستقیم نیروهای حکومتی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.

بر اساس گزارش‌ها، او هنگام تجمعات آن شب، همراه خواهرش سوار بر موتورسیکلت بود که نیروهای بسیجی آن‌ها را به رگبار بستند. گلوله‌ها به چند ناحیه از بدن پیمان اصابت کرد و در پی خونریزی شدید، جان باخت.

همچنین در این حادثه، خواهر او نیز از ناحیه شکم و روده مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به بیمارستان منتقل شد.

پیکر پیمان، ۱۹ دی‌ماه تحت تدابیر شدید امنیتی به خاک سپرده شد.

لفوطی پدر دو دختر هفت و ۱۳ ساله بود و به گفته نزدیکانش، نان‌آور دو خانواده به شمار می‌رفت. او علاوه بر تامین هزینه‌های زندگی همسر و فرزندانش، مسئولیت نگهداری و تامین مخارج پدر و مادر بیمار خود را نیز بر عهده داشت.

میدان کلانتری قرچک؛ جایی که ۱۸ و ۱۹ دی قتلگاه ده‌ها معترض شد

۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۰:۵۴ (‎+۱ گرینویچ)

محدوده میدان کلانتری قرچک و به‌ویژه مجموعه کافه‌رستوران «سنتنیال» در شب‌های ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، به یکی از اصلی‌ترین نقاط استقرار نیروهای سرکوب و تیراندازی مستقیم به معترضان تبدیل شد.

در این دو شب ‌د‌ه‌ها نفر از جمله فرزانه جهانبخشی، حسین بخشی، حمید صالحی، امیر یکتایی یگانه، منصور ضیایی و لیلا شکری، به دست نیرو‌های سرکوب کشته شدند.

100%

فرزانه جهانبخشی؛ مادری که رفت تا حق بچه‌هایش را بگیرد

فرزانه جهانبخشی، ۴۶ ساله، سرپرست خانوار، پیش از خروج از خانه در شب ۱۸ دی گفته بود: «می‌رم تا حق خودم و بچه‌هام رو بگیرم.»

او مادر یک دختر ۱۹ ساله و یک پسر ۲۱ ساله بود و قرار بود در همان دی‌ ماه مراسم عروسی دخترش برگزار شود.

جهانبخشی با اصابت چهار گلوله مجروح و به بیمارستان منتقل شد اما به‌دلیل شدت جراحات در اتاق عمل جان باخت. ماموران قصد داشتند پیکرش را به‌صورت ناشناس از بیمارستان خارج کنند، اما خانواده با پیگیری و پافشاری، موفق به شناسایی او شدند.

قرار بود یک‌شنبه ۲۱ دی‌ماه، پیکر برای خاکسپاری به خانواده تحویل داده شود، اما هنگام مراجعه، نیروهای لباس‌شخصی در هراس از تجمع گسترده مردم، از تحویل پیکر خودداری کردند.

در نهایت خانواده را تحت فشار گذاشتند که خاکسپاری در «بهشت فاطمه» روستای محمدآباد قزوین برگزار و به صورت محدود برپا شود.

پیکر او سرانجام در تاریخ ۲۳ دی‌ماه به خانواده‌اش تحویل و غریبانه به خاک سپرده شد.

100%

لیلا شکری؛ زنی که نمی‌خواست جوانان در خیابان تنها بمانند

لیلا شکری، ۴۳ ساله و صاحب سه فرزند بود. اصالت او به کردهای همدان می‌رسید. لیلا در ویدیو‌هایی که از او به یادگار مانده در حال خندیدن، رقصیدن و خواندن ترانه‌های کردی است.

سه دختر او ۱۶، ۱۱ و دو ساله‌اند.

نزدیکانش گفته‌اند که لیلا وقتی خبر فراخوان را شنید، در قرچک نبود اما به این شهر برگشت تا در اعتراض‌ها شرکت کند.

او به نزدیکانش گفته بود: «جوان‌ها نباید در خیابان تنها بمانند.»

شکری شب ۱۹ دی‌ماه در محدوده میدان کلانتری قرچک ایستاده بود که هدف تک‌تیر‌انداز‌هایی قرار گرفت که بالای ساختمان سنتنیال مستقر شده‌ بودند.

او با جراحت و خون‌ریزی شدید به بیمارستان ستاری منتقل شد اما تلاش پزشکان نتیجه‌ای نداشت و ساعاتی بعد از انتقال به بیمارستان، جان باخت.

پیکر او ۲۲ دی‌ماه در کهریزک به خانواده تحویل و در شرایط امنیتی در بهشت فاطمه قرچک به خاک سپرده شد.

خانواده لیلا برای شناسایی پیکر، ناچار به جست‌وجو میان ده‌ها جسد شدند.

100%

امیر یکتایی؛ آرزو‌های بزرگی که در ۱۶ سالگی با گلوله خاموش شد

امیر یکتایی یگانه وقتی در شامگاه ۱۸ دی‌ماه در میدان کلانتری قرچک به‌دست ماموران مستقر بر بالای ساختمان سنتینال هدف قرار گرفت فقط ۱۶ سال داشت. گلوله به پشت سر او اصابت کرد و شدت جراحت به حدی بود که امیدی به نجاتش نماند.

امیر در تیم فوتبال «ارزش ورامین» بازی می‌کرد ولی همزمان دی‌جی و نوازنده پرکاشن هم بود. علاقه‌اش به فوتبال و موسیقی، بخش مهمی از هویت او را شکل داده بود و به گفته آشنایانش، ساعت‌های زیادی از زندگی‌اش را صرف تمرین، یادگیری و پیشرفت در این مسیرها می‌کرد.

نزدیکانش می‌گویند که او سرشار از استعداد، انرژی و شور زندگی بود.

پس از کشته‌شدن او، ماموران خانواده‌اش را هم رها نکردند و برای گرفتن مصاحبه‌ اجباری سراغشان رفتند. حتی بنرهای یادبود امیر هم به دست ماموران جمع‌آوری یا پاره شدند

مراسم چهلم او اسفندماه همزمان با روز تولدش زیر سایه سنگین حضور نیروهای امنیتی در قرچک برگزار شد.

100%

داوود سعادت؛ پدری که برای آینده فرزندانش به خیابان رفت و دیگر بازنگشت

داوود سعادت هم یکی دیگر از معترضان پرشوری بود که ماموران در محدوده میدان کلانتری قرچک جانش را با گلوله‌ای گرفتند.

او یک دختر و یک پسر داشت و به گفته نزدیکانش هوادار پرشور پرسپولیس و طرفدار دو آتشه علی کریمی و جلال حسینی بود.

ماموران خانواده‌ او را مثل صد‌ها خانواده دیگر تحت فشار گذاشتند تا عزیزشان را «بسیجی» معرفی کنند اما واقعیت زندگی و دیدگاه‌های داوود کاملا عکس این را نشان می‌دهد.

او مخالف حکومت بود و جانش را هم بر سر اعتراضش گذاشت.

میدان کلانتری قرچک؛ محلی که قتلگاه ده‌ها معترض شد

مجموعه بزرگ سنتنیال که در شامگاه ۱۸ و ۱۹ دی ماه تک‌تیراندازان در آن مستقر شدند، به‌دلیل موقعیت مرتفع و اشراف کامل به مرکز شهر، کلانتری قرچک و مسیرهای منتهی به بیمارستان «شهید ستاری»، به یک موقعیت استراتژیک برای سرکوب بدل شده بود.

تک‌تیرانداز‌ها از همه فضاهای موجود در سنتینال یعنی طبقات بالایی، پشت‌بام و فضاهای مشرف به خیابان برای هدف گرفتن مردم استفاده کردند.

بر اساس گزارش‌ها، ماموران ابتدا با گاز اشک‌آور به معترضان حمله کردند اما با ادامه حضور مردم، سرکوب شکل دیگری پیدا کرد و تیر‌اندازی مستقیم در دستور کار قرار گرفت.

در فاصله حدود ساعت ۹:۳۰ تا ۱۰ شب شامگاه ۱۸ و ۱۹ دی، خشونت به اوج رسید.

به گفته شاهدان، افراد در حال فرار یا پناه گرفتن هدف گلوله قرار گرفتند و در مواردی به مجروحان تیر خلاص زده شد.

برخی روایت‌ها حاکی است که پیکرهای کشته‌شدگان و مجروحان با خودروهای ون و حتی کانتینرها به سرعت جمع‌آوری و به نقاط دیگری از جمله بیمارستان ستاری منتقل می‌شدند.

همزمان، گزارش‌هایی دیگر نشان می‌دهند از آمبولانس‌ها برای جابه‌جایی نیروهای سرکوب استفاده می‌شد تا سریع‌تر به محل استقرار معترضان دسترسی داشته باشند.

شدت درگیری‌ها در دو شب ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه به‌حدی بود که به گفته ساکنان، تا دو روز بعد رد خون بر کف خیابان‌های اطراف همچنان قابل مشاهده بود

اسماعیل بیگی هرچگانی؛ خیّری که زندگی‌اش وقف کمک به دیگران بود

۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۰:۲۶ (‎+۱ گرینویچ)

اسماعیل بیگی هرچگانی، ۵۳ ساله و پدر دو فرزند که شامگاه ۱۹ دی‌ماه در سه‌راه سیمین اصفهان کشته شد در بین نزدیکانش به عنوان انسانی خیّری شناخته می‌شد.

او با شلیک مستقیم گلوله جنگی به ناحیه قلب هدف قرار گرفت و سپس با کمک مردم به بیمارستان میلاد منتقل شد اما به دلیل گفته پزشکان، در همان زمان اصابت جان خود را از دست داده بود.

اسماعیل بیگی سال‌ها در کارهای عام‌المنفعه و کمک به نیازمندان مشارکت می‌کرد.

خانواده پیکر او را با امضای تعهدنامه‌های مختلف و پس از یک هفته تحویل گرفتند و در باغ رضوان اصفهان به خاک سپردند.

مهدی جوزی؛ ورزشکاری که حین کمک به مجروحان کشته شد

۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۱:۴۳ (‎+۱ گرینویچ)

مهدی جوزی، ۲۰ ساله شامگاه ۱۸ دی‌ماه در چهارراه مصباح کرج زمانی که در حال کمک به مجروحان بود با شلیک مستقیم گلوله جنگی از ناحیه شکم هدف قرار گرفت و پس از انتقال به بیمارستان، بامداد ۲۰ دی جان خود را از دست داد.

او اصالتا اهل روستایی در نزدیکی فومن و ساکن شهرک فهمیده کرج بود؛ جوانی ورزشکار، فوتبالیست و دروازه‌بان که به گفته نزدیکانش، پس از فوت پدر، نان‌آور خانواده و سرپرست مادرش شده بود. مهدی ورزش بدنسازی را نیز به‌طور حرفه‌ای دنبال می‌کرد. قد بلند و توانایی‌های ورزشی‌اش او را در میان هم‌محله‌ای‌ها به چهره‌ای شناخته‌شده تبدیل کرده بود.

بر اساس گزارش‌ها، پس از اصابت گلوله به پهلویش، ابتدا توسط مردم به یک پارکینگ مسکونی منتقل و سپس به یک درمانگاه نزدیک برده شد، اما به دلیل کمبود امکانات، امکان رسیدگی موثر فراهم نشد. در ادامه به خانه منتقل شد و با وخامت حال، ناچار به بیمارستان انتقال یافت، اما شدت جراحات به حدی بود که جانش را از دست داد.

پس از کشته‌شدن، خانواده او با محدودیت‌هایی در برگزاری مراسم مواجه شدند و حتی اجازه چاپ اعلامیه فوت به آن‌ها داده نشد. در نهایت پیکر مهدی جوزی در زادگاهش در روستایی در استان گیلان و در شرایطی محدود و غریبانه به خاک سپرده شد.

معترضان در کانادا خواستار حذف جمهوری اسلامی از جام جهانی شدند

۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۲:۲۳ (‎+۱ گرینویچ)

به گزارش خبرگزاری رویترز، هم‌زمان با برگزاری کنگره فیفا در ونکوور، گروهی از معترضان خواستار محرومیت تیم ملی فوتبال ایران از جام جهانی شدند، اما فیفا و دولت آمریکا بر حضور این تیم در رقابت‌ها تاکید کردند.

به نوشته رویترز، حدود ۳۰ معترض با تجمع مقابل محل برگزاری کنگره، تاکید کردند که تیم ملی ایران نماینده مردم این کشور نیست و آن را به سپاه پاسداران نسبت دادند. پوریا محمودی، از سازمان‌دهندگان این تجمع، گفت: «این تیم نماینده ایران نیست، بلکه نماینده جمهوری اسلامی است» و افزود حضور آن در جام جهانی به «عادی‌سازی وضعیت داخلی ایران» کمک می‌کند.

این اعتراضات در حالی مطرح می‌شود که ایران به رقابت‌های جام جهانی ۲۰۲۶ که از ۱۱ ژوئن تا ۱۹ ژوئیه برگزار می‌شود، راه یافته، اما حضورش به‌دلیل تنش‌های سیاسی و جنگ اخیر با آمریکا و اسرائیل با چالش‌هایی روبه‌رو شده است.

فیفا و آمریکا: ایران بازی خواهد کرد
جیانی اینفانتینو اعلام کرد که ایران در این رقابت‌ها حضور خواهد داشت و بازی‌های خود را در ایالات متحده انجام می‌دهد. دونالد ترامپ نیز با این تصمیم موافقت کرد و گفت: «بگذارید بازی کنند.»

  • کانادا مهدی تاج، فرمانده پیشین سپاه، را پس از ورود به ونکوور، به ایران بازگرداند

    کانادا مهدی تاج، فرمانده پیشین سپاه، را پس از ورود به ونکوور، به ایران بازگرداند

در همین حال، مقام‌های فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی ایران از جمله مهدی تاج نتوانستند در کنگره فیفا شرکت کنند، زیرا با وجود داشتن ویزا، از ورود آن‌ها به کانادا جلوگیری شد. مقام‌های کانادایی اعلام کردند افراد مرتبط با سپاه پاسداران - که در این کشور به‌عنوان سازمان تروریستی شناخته می‌شود - اجازه ورود ندارند.

براساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، پلیس کانادا از ورود مهدی تاج، رییس فدراسیون فوتبال ایران، هدایت ممبینی، دبیرکل فدراسیون، و دو عضو کمیته روابط بین‌الملل به خاک این کشور جلوگیری کرد و آنها کانادا را ترک کردند.

زمینه تنش‌ها و واکنش‌ها
معترضان با اشاره به سرکوب اعتراضات در ایران و کشته شدن معترضان، از فیفا خواستند همان‌گونه که روسیه را از جام جهانی محروم کرد، ایران را نیز کنار بگذارد. در مقابل، فیفا بر ضرورت «وحدت» تاکید کرده و از تغییر برنامه مسابقات خودداری کرده است.

در بیرون از محل برگزاری نشست، معترضان با در دست داشتن پرچم شیر و خروشید ایران و شعارهایی علیه جمهوری اسلامی، خواستار تغییر وضعیت سیاسی در ایران شدند.

به گزارش رویترز، در حالی که فیفا و دولت آمریکا بر حضور ایران در جام جهانی تاکید دارند، فشارهای سیاسی و اعتراضات نشان می‌دهد که مشارکت ایران در این رقابت‌ها به موضوعی حساس و مناقشه‌برانگیز در سطح بین‌المللی تبدیل شده است.