در حدود یک ماه گذشته، دستکم ۱۸ معترض و زندانی سیاسی در ایران اعدام شدهاند. رقمی که معادل بیش از یکسوم کل اعدامهای سیاسی ثبتشده در سال گذشته است و نرخ ماهانه اعدامهای سیاسی را به بیش از چهار برابر میانگین ماهانه سال گذشته رسانده است.
در همین چارچوب، طی حدود یک ماه گذشته دستکم ۱۸ معترض و زندانی سیاسی اعدام شدهاند که بخش قابلتوجهی از آنها از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بودند.
این در حالی است که به گزارش سازمان فعالان حقوق بشر در ایران، هرانا، جمهوری اسلامی در کل سال ۱۴۰۴ دستکم ۵۲ زندانی را با اتهامهای سیاسی و امنیتی اعدام کرده بود. بر این اساس، میانگین اعدام ماهانه در سال گذشته حدود ۴ نفر است که در قیاس با ۱۸ زندانی اعدام شده در روزهای منتهی به اردیبهشت ۱۴۰۶، افزایش ماهانه ۴.۱ برابری را نشان میدهد؛ چیزی نزدیک به ۳۱۵ درصد افزایش نسبت به میانگین ماهانه سال قبل.
این بررسی آماری نشان میدهد جمهوری اسلامی در برخورد با پروندههای سیاسی و امنیتی، از الگوی پیشین خود عبور کرده و بیش از گذشته به اجرای احکام اعدام روی آورده است.
این تغییر، هم در افزایش شمار اعدامها دیده میشود، هم در سریعتر شدن فرآیند رسیدگی به پروندههایی حاوی عناوین اتهامی منجر به اعدام و هم در اجرای احکام.
در پرونده معترضان خیزش «زن، زندگی، آزادی»، احکام اعدام در بازه زمانی طولانیتری از زمان صدور حکم، اجرا میشد، در حالی که در روند کنونی این احکام در فاصله زمانی کوتاهتری به اجرا درآمدهاند. این روند، از نگاه فعالان حقوق بشر، نشانه تشدید استفاده از مجازات اعدام در پروندههای سیاسی است.
جمهوری اسلامی در هفتههای گذشته و همزمان با تنشهای نظامی، بازداشت و محاکمه شهروندان با اتهامهایی چون «جاسوسی» و «همکاری با اسرائیل» را نیز تشدید کرده است؛ روندی که به گفته ناظران، به افزایش صدور و اجرای احکام اعدام در پروندههای سیاسی انجامیده است.
معترضان و زندانیان سیاسی اعدامشده در هفتههای اخیر
در این میان، بخشی از اعدامهای اخیر به معترضان بازداشتشده در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ مربوط است و بخشی دیگر به زندانیان سیاسیای که پیش از آن و در پروندههای جداگانه بازداشت و محکوم شده بودند.
بر اساس اطلاعات گردآوریشده، امیرعلی میرجعفری در نخستین روز اردیبهشت، امیرحسین حاتمی در ۱۳ فروردین، محمدامین بیگلری و شاهین واحدپرست در ۱۶ فروردین، علی فهیم در ۱۷ فروردین و مهدی قاسمی، صالح محمدی و سعید داودی در ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ اعدام شدند. همه این افراد از معترضان بازداشتشده در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بودند.
همزمان، اعدام زندانیان سیاسی در پروندههای دیگر نیز ادامه داشته است. مهدی فرید دوم اردیبهشت، محمد معصومشاهی و حامد ولیدی ۳۱ فروردین، اکبر دانشورکار و محمد تقوی ۱۰ فروردین، بابک علیپور و پویا قبادی ۱۱ فروردین، وحید بنیعامریان و ابوالحسن منتظر ۱۵ فروردین و کوروش کیوانی ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ اعدام شدند.
پیش از این نیز در ماههای گذشته شماری دیگر از زندانیان سیاسی اعدام شده بودند؛ از جمله حمیدرضا ثابت اسمعیلپور در هشتم بهمن ۱۴۰۴، علی اردستانی در ۱۷ دی، عقیل کشاورز در ۲۹ آذر، جواد نعیمی در ۲۶ مهر، بهرام چوبیاصل در هفتم مهر، بابک شهبازی در ۲۶ شهریور، روزبه وادی در ۱۵ مرداد و مجید مسیبی در اول تیر ۱۴۰۴.
با این حال، این اسامی تنها بخشی از اعدامشدگان سیاسی در ماههای اخیر هستند و گزارشها حاکی از آن است که شمار بیشتری از زندانیان سیاسی و بازداشتشدگان با اتهامهای مشابه در خطر اجرای حکم اعدام قرار دارند.
از انبوه پروندهها تا رسیدگیهای «فوقالعاده»
افزایش اعدامها را نمیتوان جدا از حجم گسترده پروندهسازی علیه بازداشتشدگان اعتراضها دید. اصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضاییه، بهمن ۱۴۰۴ اعلام کرد برای بیش از ۱۰ هزار و ۵۳۸ نفر قرار جلب به دادرسی صادر شده و برای هشت هزار و ۸۴۳ نفر نیز کیفرخواست صادر شده یا پرونده آنها در حال ارسال به دادگاههاست.
در همین حال، غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه، بارها بر لزوم «برخورد قاطع» و «تسریع در اجرای احکام» تاکید کرده و گفته است که پروندههای مرتبط با آنچه «عناصر همراه با دشمن» خوانده، باید خارج از روال عادی و بهصورت «فوقالعاده و ویژه» رسیدگی شوند.
او همچنین تاکید کرده این پروندهها نباید مشمول عفو شوند؛ موضعی که نگرانیها درباره افزایش اجرای احکام سنگین، از جمله اعدام، را تشدید کرده است.
اظهارات رییس قوه قضاییه، در کنار گزارشها درباره افزایش بازداشتها، از نگاه ناظران حقوق بشری نشانهای از تشدید رسیدگیهای شتابزده و محدود شدن فرصت دفاع برای متهمان است؛ روندی که میتواند به صدور احکام سنگینتر منجر شود.
در همین چارچوب، اظهارات مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، در اسفند ۱۴۰۴ اهمیت مییابد. او از کشته شدن ۳۰۰ تا ۴۰۰ نیروی امنیتی سخن گفت؛ اظهاراتی که بهگفته برخی ناظران میتواند بهعنوان زمینهای برای نسبت دادن این موارد به معترضان و صدور احکام سنگینتر، از جمله اعدام، مورد استفاده قرار گیرد.
گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نیز نشان میدهد در ماههای گذشته، صدها پرونده با اتهامهایی چون «محاربه»، «بغی», «افساد فیالارض»، «قتل یا ضربوجرح ماموران انتظامی و امنیتی»، «جاسوسی» و «همکاری با دشمن» برای بازداشتشدگان تشکیل شده است. این عناوین اتهامی میتوانند به صدور احکام سنگین، از جمله اعدام، منجر شوند.
خطر اعدامهای پنهان و چشمانداز پیشرو
همزمان، محدودیتهای شدید اینترنت و اختلال در اطلاعرسانی، نگرانیها درباره اجرای اعدامها بدون پوشش رسانهای را افزایش داده است. در بسیاری موارد، خانوادهها از وضعیت پرونده یا زمان اجرای حکم بیاطلاع هستند؛ وضعیتی که امکان پیگیری حقوقی و اطلاعرسانی عمومی را محدود میکند.
گزارشهایی نیز از انتقال برخی محکومان به سلولهای انفرادی منتشر شده که معمولا بهعنوان نشانهای از نزدیک بودن اجرای حکم تلقی میشود.
بر اساس گزارش هرانا، در سال ۱۴۰۴ دستکم ۲,۴۸۸ مورد اعدام در ایران ثبت شده است؛ آماری که نشاندهنده افزایش چشمگیر استفاده از مجازات مرگ از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی است.
طبق گزارش هرانا، جمهوری اسلامی در سال ۱۴۰۴ دستکم ۵۲ زندانی را با اتهامهای سیاسی و امنیتی اعدام کرده است. از این میان، ۲۹ نفر با اتهامهای «محاربه» و «بغی»، ۲۰ نفر با اتهامهای امنیتی از جمله «جاسوسی»، «ترور» و «بمبگذاری» و سه نفر نیز با اتهام «افساد فیالارض» اعدام شدند؛ اتهامهایی که در مجموع، همگی ماهیت سیاسی و امنیتی داشتهاند.
در حال حاضر، دهها زندانی سیاسی در زندانهای ایران در خطر اجرای حکم اعدام قرار دارند و صدها نفر دیگر نیز با اتهامهایی روبهرو هستند که میتواند به صدور چنین احکامی منجر شود.
در مجموع، افزایش شمار و شتاب اجرای اعدامها در ماههای اخیر، نشاندهنده تغییر در نحوه استفاده از این مجازات در پروندههای سیاسی است. همزمانی این روند با افزایش بازداشتها، طرح اتهامهای امنیتی گسترده و تاکید مقامهای قضایی بر تسریع در رسیدگی، نگرانیها درباره گسترش اعدامهای سیاسی در ایران را بیش از پیش افزایش داده است.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.