واکنشها به تمدید آتشبس؛ از استیصال تا امید به فروپاشی و سرنگونی با «فراخوان آخر»
اعلام تمدید آتشبس با جمهوری اسلامی از سوی دونالد ترامپ با واکنشهای گسترده و متفاوت شهروندان مواجه شده است. پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال، طیف وسیعی از استیصال و خشم تا خوشبینی به رویدادها و تاکید بر ضربه آخر به حکومت با اعتراضات خیابانی را در بر میگیرد.
رییسجمهوری ایالات متحده شامگاه سهشنبه اول اردیبهشت و در ساعات پایانی آتشبس دو هفتهای اعلام کرد این آتشبس تا زمان ارائه پیشنهاد از سوی تهران و رسیدن گفتوگوها به نتیجه، تمدید خواهد شد.
ترامپ در عین حال گفت آمریکا همزمان به محاصره دریایی ایران ادامه خواهد داد.
اعلام این خبر موجی از خشم و ناامیدی را در میان گروهی از شهروندان برانگیخت.
احساس بلاتکلیفی، خشم و ناامیدی
در پیام یک مخاطب آمده است: «باز آتشبس، آن هم بدون زمان؛ باز این مردم با حس سردرگمی و انتظاری روبهرو شدند که مثل یک حس خفگی است. خستهایم.»
برخی شهروندان اشاره کردند این «عقبنشینی» و «نیمهکاره رها کردن حمله» تنها باعث افزایش فشار اقتصادی بر مردم، دادن «توهم پیروزی» به جمهوری اسلامی و صداوسیما و بهانه برای «رجزخوانیهای شبانه» به نیروهای حکومتی در تجمعاتشان خواهد شد.
به گفته یک شهروند، این «تصمیم اشتباه» از سوی ترامپ، میتواند به تقویت طرف مقابل و پیچیدهتر شدن اوضاع منجر شود و در این میان، مردم ایران بیشترین هزینه را میپردازند و احساس تنهایی میکنند.
مخاطبی دیگر تمدید آتشبس را «بدترین اتفاقی» خواند که میتوانست رخ دهد و گفت ترامپ با «جنگ نصفه و نیمهاش» عملا حکومت را تحویل سپاه پاسداران داد؛ آن هم در شرایط کنونی ایران که زیر فشار اعدامها و سرکوبها و قطع اینترنت، خفقان عجیبی حکمفرما شده است.
برخی دیگر اشاره کردند «مذاکره با تروریستها» اشتباهی راهبردی و تصمیمی «غیر عقلانی» است که تاوانش را در نهایت مردم ایران و سرزمین ایران خواهند داد.
مخاطبی از کرج در همین زمینه گفت: «بیگانهای از خارج با بیگانهای در داخل وطنم میجنگد و صلح میکند و تاوانش را ما میدهیم.»
شهروندی دیگر به پوریا حمیدی، یوتیوبر و گیمر جوان ایرانی اشاره کرد که پیش از شروع جنگ ۴۰ روزه و پس از کشتار خونین ۱۸ و ۱۹ دی، در اعتراض به آغاز مذاکرات تهران و واشینگتن در بوشهر دست به خودکشی زد و جان باخت.
این شهروند نوشت: «روزهای جنگ خیلی دوست داشتم به اینترنت دسترسی میداشتم تا از پوریا بگویم؛ او با مرگ خودخواسته تلاش کرد صدایش را به جهان برساند. آن روزها میگفتم کاش میبودی تا جنگ را ببینی، ولی الان پیش خودم میگویم خوش به حالت که نیستی تا این روزها را ببینی.»
تاکید بر نقش محاصره
در سوی دیگر این پیامهای مبتنی بر خشم و ناامیدی، گروهی از شهروندان بر نقش تاثیرگذار محاصره دریایی آمریکا در معادلات تاکید کردند.
شهروندی یادآوری کرد محاصره اقتصادی، گام بسیار مهمی در براندازی یک حکومت است؛ مانند همان کاری که به گفته او، «آمریکا با شوروی و صدام کرد».
مخاطبی دیگر گفت محاصره دریایی ترامپ وضعیت اقتصادی جمهوری اسلامی را به شدت به هم ریخته و سپاه پاسداران در حال فروپاشی اقتصادی است: «فکر میکنم همین وضعیت موجب امتیازدهی جمهوری اسلامی به ایالات متحده خواهد شد.»
این محاصره با واکنشهایی از سوی مقامهای جمهوری اسلامی نیز مواجه شده است.
امیر سعید ایروانی، سفیر جمهوری اسلامی در سازمان ملل، چهارشنبه دوم اردیبهشت اعلام کرد آغاز دور بعدی مذاکرات در پاکستان، منوط به پایان محاصره دریایی آمریکاست.
مهدی محمدی، مشاور محمدباقر قالیباف، نیز با انتشار پستی در ایکس نوشت: «تداوم محاصره تفاوتی با بمباران ندارد و باید به آن پاسخ نظامی داد. ضمن اینکه تمدید آتشبس از جانب ترامپ قطعا به معنای خرید زمان به منظور ضربه غافلگیرانه است.»
شهروندی در همین زمینه به ایراناینترنشنال گفت: «این محاصره دریایی از جنگ برای جمهوری اسلامی نابودکنندهتر است. مردم عزیز نگران نباشید. ترامپ هوشمندانه آتشبس شناور داد و هر لحظه میتواند بزند در سر حکومت. از طرفی هم اقتصاد را خفه کرد.»
مخاطبی دیگر گفت اتفاقا ضربهای که ترامپ با روند کنونی به جمهوری اسلامی میزند بسیار قویتر از بمب و موشک است و خطاب به شهروندان نگران افزود: «چون صدایش را نمیشنوید ناامیدید. کمی صبر کنید، نتیجه را میبینید.»
شهروندی هم با اشاره به فشاری که ایرانیان از همه سو تحمل میکنند، گفت که محاصره بنادر، با همان سرعتِ عملیات نظامی در حال پایان دادن به جمهوری اسلامی است: «فقط این بار با ویرانیِ کمتر برای ایران.»
به باور او، ترامپ با محاصره، زیرساختِ درآمدی حکومت را هدف قرار داده و اگر مردم صبور باشند، به زودی نتیجه را خواهند دید.
شهروند دیگری هم با اشاره به ابر تورم شدیدی که در راه است، آتشبس را «پوست موزی» خواند که پاکستان زیر پای جمهوری اسلامی انداخته است.
امیدواری به تصمیمهای پشت پرده
گروهی از شهروندان نیز در پیامهای خود، اشاره کردند که رییسجمهوری آمریکا در ماههای اخیر بارها نشان داده گاهی کاری که انجام میدهد، در عمل با آنچه میگوید متفاوت است.
یک مخاطب یادآوری کرد ترامپ قبل از شروع جنگ هم مدام حرفهایش را بین تمایل به آغاز حمله و روند خوب مذاکرات تغییر میداد و ایرانیان را «عصبی و روانی» کرده بود اما در نهایت طوری حمله کرد که حالا جمهوری اسلامی تبدیل به «حکومتی از هم پاشیده و نیمه جان» شده است.
شهروندی به مردم نگران توصیه کرد: «به حرفهای ترامپ گوش نکنید. اگر به کارهایش نگاه کنید، قطعا امیدوارتر میشوید.»
چندین مخاطب نیز از شهروندان خواستند نترسند و ناامید نشوند و اطمینان داشته باشند در نهایت با سقوط جمهوری اسلامی، «روزهای سخت و سیاه به پایان میرسد» و «نور بر تاریکی پیروز میشود».
شهروندی گفت ترامپ و نتانیاهو «کار را نیمهتمام رها نمیکنند» و مخاطبی دیگر از مشهد، ضمن تاکید بر همین ایده، گفت با این حال، کاش رهبران آمریکا و اسرائیل کمی شفافتر و امیدوارانهتر درباره کاری که میخواهند با جمهوری اسلامی انجام دهند با مردم ایران صحبت میکردند.
مخاطبی نیز نداشتن تحمل و ایجاد ناامیدی در اطرافیان را در شرایط بحرانی «سم مهلک» خواند و با اشاره به وضعیتی که آن را «وقفهای کوتاهمدت به منظور آمادهسازی برای مرحله بعدی» خواند، گفت: «ترامپ هنوز تاس سوم را نریخته است. چرا ناامیدید؟»
تاکید بر ضرورت تغییر از داخل و آمادگی برای فراخوان اعتراضات
دهها شهروند در پیامهای خود از زاویه دیگری به این رویدادها نگاه کردند و گفتند جدا از آنچه بین آمریکا و جمهوری اسلامی در جریان است و اینکه نتیجه این رویارویی چه خواهد شد، ایرانیان باید بدانند در نهایت تغییر حکومت به دست خود آنان و از مسیر اعتراضات خیابانی رقم خواهد خورد.
مخاطبی خطاب به دیگر شهروندان گفت: «کشته شدن علی خامنهای آن هم با این بیآبرویی برای مردم ایران شبیه خواب و خیال بود! ترامپ بود که این کار را کرد. مردم ایران! بزرگی اتفاقی که افتاده را درک کنید و یادتان بماند اگر قرار باشد کسی برای تغییر رژیم کاری کند، خود ماییم. کسی بدهی به ما ندارد.»
شهروندی دیگر با اشاره به اولویت منافع ملی هر کشوری، یادآوری کرد: «خواهش میکنم از توهم اینکه ترامپ میآید و ما را نجات میدهد بیرون بیایید. ما قرار است خودمان آینده را تغییر دهیم.»
مخاطبی که خود را نوجوانی ۱۳ ساله معرفی کرد، از بزرگترها و «پدرها و مادرها» خواست در «فراخوان آخر» به خیابان بروند تا آینده بچههایشان روشن باشد.
یک شهروند با اشاره به محاصره دریایی، پیشبینی کرد حکومت به زودی امکان صادرات نفت و درآمدزایی را از دست میدهد و از طرفی، سران حکومت و حتی «ارزشیها» در فقدان رهبری واحد «به جان هم افتادهاند»؛ شرایطی که به گفته او، زمینه را برای فراخوان نهایی شاهزاده رضا پهلوی و زدن ضربه آخر برای سقوط فراهم میکند.
مخاطبی نیز گفت: «جز اینکه آتشبس تمدید شود راه دیگری نبود. جنگ دوباره شروع شود، دقیقا کجا را بزنند؟ آمریکا چیزی به ما بدهکار نیست. این را یادتان باشد. آخر کار، به ما مردم بستگی دارد.»
شهروندی دیگر از خرمآباد با اشاره به فراخوانی که برای حضور خیابانی در راه است، تاکید کرد: «امید تنها چیزی است که هنوز نتوانستهاند از ما بگیرند. مراقب رویاها و امیدهایتان باشید.»
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.