انفجار در مدرسه یهودی آمستردام؛ مقامها از «حمله عامدانه» علیه جامعه یهودیان گفتند
پلیس پس از وقوع انفجار، اطراف یک مدرسه یهودی در آمستردام را محصور کرده است
در پی انفجار در یک مدرسه یهودی در آمستردام، پایتخت هلند، این مدرسه دچار خسارت جزیی شد. شهردار آمستردام این واقعه را «حملهای عمدی علیه جامعه یهودیان» خواند و گفت این حادثه باعث افزایش تدابیر امنیتی در نهادهای یهودی خواهد شد.
در هفتههای اخیر و پس از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و واکنش متعاقب تهران، نگرانیها درباره احتمال حمله به جوامع یهودی در نقاط مختلف جهان افزایش یافته است.
به گزارش خبرگزاری رویترز، این انفجار بامداد شنبه ۲۳ اسفند در مدرسهای واقع در یک محله مسکونی مرفه در جنوب آمستردام رخ داد و به یک ناودان و دیوار بیرونی ساختمان آسیب زد، اما هیچکس در آن زخمی نشد.
فمکه هالسما، شهردار آمستردام، این حادثه را «اقدامی بزدلانه و تجاوزکارانه علیه جامعه یهودیان» توصیف کرد.
او گفت یهودیان در این شهر به شکلی فزاینده با یهودستیزی روبهرو هستند. وضعیتی که به گفته هالسما، «غیرقابل قبول» است.
این مدرسه تنها مدرسهای در هلند است که بهطور مشخص برای یهودیان ارتدوکس فعالیت میکند و به دلیل تهدیدهای پیشین، بخش زیادی از آن با دیواری فلزی و نوکتیز محافظت میشود.
پیش از این و پس از ایجاد آتشسوزی عمدی در حمله به یک کنیسه در مرکز شهر روتردام هلند در شامگاه ۲۲ اسفند، تدابیر امنیتی در کنیسهها و نهادهای یهودی در این کشور افزایش یافت.
در بلژیک، همسایه جنوبی هلند، نیز ۱۸ اسفند انفجاری رخ داد و باعث آتشسوزی در یک کنیسه در شهر لیژ شد.
این مجموعه انفجارها، به نگرانیها درباره امنیت مراکز یهودی در اروپا دامن زده است.
نخستوزیر هلند: حملهای هولناک بود
روب یتن، نخستوزیر هلند، حمله به مدرسه یهودی آمستردام را «هولناک» خواند و گفت این حادثه بهدرستی موجب «ترس و خشم» در جامعه یهودیان شده است.
او در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که امنیت نهادهای یهودی بهطور کامل در کانون توجه دولت قرار دارد.
از سوی دیگر، همزمان با این تحولات، ابراهیم عزیزی، رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «اقدام اوکراین در کمک به اسرائیل با حمایتهای پهپادی، تمام خاک اوکراین را با استناد بر منشور ملل متحد، به هدفی مشروع و قانونی برای جمهوری اسلامی تبدیل میکند.»
ولودیمر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، ۲۲ اسفند با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، از دیدار خود با شاهزاده رضا پهلوی در محل سفارت اوکراین در پاریس خبر داد و نوشت در این دیدار، وضعیت ایران و تحولات منطقه و همچنین عملیات ایالات متحده علیه «رژیم تروریستی» جمهوری اسلامی بهتفصیل مورد بررسی قرار گرفت.
جزیره خارک که آمریکا اعلام کرد مواضع نظامی آن را هدف قرار داده، مرکز اصلی صادرات نفت ایران است و حدود ۹۰ درصد نفت صادراتی جمهوری اسلامی از این جزیره عبور میکند. موضوعی که باعث شده حمله به آن از سالها پیش یکی از حساسترین سناریوها برای بازار انرژی و حکومت ایران به شمار برود.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، شنبه ۲۳ اسفند در شبکههای اجتماعی نوشت ایالات متحده «تمام اهداف نظامی» در خارک را «کاملا نابود کرده» و هشدار داد اگر جمهوری اسلامی همچنان در کشتیرانی در تنگه هرمز اخلال ایجاد کند، زیرساختهای نفتی نیز میتوانند هدف حمله قرار گیرند.
دادههای سامانههای نظارتی تانکر ترکر و کپلر نشان میدهند ایران، که پیش از آغاز جنگ اسرائیل و آمریکا در ۹ اسفند، تولید نفت خود را بالا برده بود، همچنان روزانه بین ۱.۱ تا ۱.۵ میلیون بشکه نفت صادر میکند.
در همین حال، بازارها بهدقت در پی هر نشانهای از آسیب به شبکه خطوط لوله، پایانهها و مخازن ذخیرهسازی خارک هستند. زیرا حتی یک اختلال محدود هم میتواند فشار بر بازار جهانی نفت را افزایش دهد.
پس از حمله آمریکا به زیرساختهای نظامی خارک و تهدید ترامپ درباره هدف قرار دادن تاسیسات نفتی این جزیره، قرارگاه مرکزی خاتمالانبیای سپاه پاسداران واکنش نشان داد و گفت «همانطور که قبلا اخطار داده بودیم»، در صورت حمله به زیرساختهای نفتی، اقتصادی و انرژی ایران، «پاسخ فوری» داده خواهد شد.
از سوی دیگر، مخاطبان ایراناینترنشنال در پیامهایی خبر دادند حکومت با نگه داشتن اجباری کارمندان بخش نفت و پتروشیمی در خارک، به آنها اجازه خروج نمیدهد.
یک مخاطب در این زمینه گفت: «کارمندان و کارگران پتروشیمی و نفت همه در جزیره خارک هستند و میخواهند از آنجا خارج شوند اما حکومت اجازه خروج به آنها نمیدهد و آنجا گیر افتادهاند.»
این مخاطب از در خطر قرار داشتن جان این کارمندان گفت.
جمهوری اسلامی با آغاز جنگ از حضور شهروندان در اماکن عمومی نظیر بیمارستانها به عنوان سپر انسانی استفاده کرده است.
خارک؛ نقطه حساس صادرات نفت ایران
جزیره خارک در ۲۶ کیلومتری سواحل ایران و حدود ۴۸۳ کیلومتری شمال غرب تنگه هرمز قرار دارد. موقعیتی که به نفتکشهای عظیم امکان میدهد در آبهای عمیق اطراف آن پهلو بگیرند، در حالی که آبهای ساحلی ایران برای این کشتیها بیش از حد کمعمق است.
دن پیکرینگ، مدیر ارشد سرمایهگذاری در پیکرینگ انرژی پارتنرز (Pickering Energy Partners)، گفته است که اگر زیرساخت خارک از کار بیفتد، دو میلیون بشکه در روز «برای همیشه» از بازار خارج میشود؛ نه فقط تا زمان بازگشایی مسیرهای دریایی.
به گفته تحلیلگران، اهمیت خارک فقط به نقش آن در صادرات نفت ایران محدود نمیشود، بلکه به این دلیل هم مهم است که هر آسیب به آن میتواند عرضه جهانی را در بحبوحه بحران تنگه هرمز، بیش از پیش مختل کند.
رسانهها در ایران گزارش دادند نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ۲۳ اسفند هشدار دادند هرگونه حمله به زیرساختهای نفتی و انرژی ایران، با حمله متقابل به زیرساختهای انرژی شرکتهای نفتی همکار با آمریکا در منطقه پاسخ داده خواهد شد.
پاتریک دیهان، تحلیلگر بازار انرژی، به خبرگزاری رویترز گفت: «این تحول میتواند تنش را بیشتر کند، زیرا ایران ممکن است در چنین شرایطی احساس کند چیز کمتری برای از دست دادن دارد و به سمت تشدید بیشتر بحران حرکت کند.»
بخش مهمی از نفت صادراتی خارک راهی چین میشود. کشوری که بزرگترین واردکننده نفت خام جهان به شمار میرود و در پی اختلالات اخیر در خاورمیانه، اقداماتی از جمله ممنوع کردن صادرات سوخت پالایششده را برای حفظ ذخایر خود در پیش گرفته است.
بر اساس دادههای کپلر، نفت ایران از ابتدای سال تاکنون ۱۱.۶ درصد از واردات دریایی چین را تشکیل داده است. این نفت عمدتا به پالایشگاههای مستقل فروخته میشود که به دلیل تخفیفهای قابل توجه ناشی از تحریمهای آمریکا، خریدار نفت ایران بودهاند.
ایران از آغاز سال تاکنون در روز ۱.۷ میلیون بشکه نفت خام صادر کرده که از این میزان، ۱.۵۵ میلیون بشکه در روز از طریق خارک صادر شده است.
پیش از جنگ، صادرات نفت ایران در بهمن و اسفند به حدود ۲.۱۷ میلیون بشکه در روز رسیده بود و در اواخر بهمن ماه رکورد ۳.۷۹ میلیون بشکه در روز را ثبت کرده بود.
بر اساس گزارشها به نقل از دادههای کپلر، ظرفیت ذخیرهسازی خارک حدود ۳۰ میلیون بشکه است و در اوایل اسفند حدود ۱۸ میلیون بشکه نفت خام در آن ذخیره شده بود.
تصاویر ماهوارهای بررسیشده از سوی تانکر ترکر نیز نشان میدهند چندین نفتکش بسیار بزرگ ۲۰ اسفند در خارک در حال بارگیری بودهاند.
ایران سومین تولیدکننده بزرگ اوپک است و حدود ۴.۵ درصد از عرضه جهانی نفت را تامین میکند.
تولید این کشور حدود ۳.۳ میلیون بشکه در روز نفت خام، بهعلاوه ۱.۳ میلیون بشکه در روز میعانات گازی و سایر مایعات نفتی است.
ارتش کره جنوبی اعلام کرد کره شمالی شنبه ۲۳ اسفند، همزمان با برگزاری رزمایشهای مشترک آمریکا و کره جنوبی، بیش از ۱۰ موشک بالستیک را به سمت دریا شلیک کرده است. این اقدام در شرایطی انجام شد که واشینگتن برای باز کردن مسیر گفتوگو با پیونگیانگ تلاش میکند.
به گزارش خبرگزاری رویترز، گارد ساحلی ژاپن نیز اعلام کرد شیئی را شناسایی کرده که احتمال میرود یک موشک بالستیک بوده و در دریا سقوط کرده باشد.
شبکه اناچکی ژاپن به نقل از منابع نظامی گزارش داد این موشک ظاهرا خارج از منطقه انحصاری اقتصادی این کشور فرود آمده است.
ستاد مشترک ارتش کره جنوبی در بیانیهای اعلام کرد این موشکها حدود ساعت ۱۳:۲۰ به وقت محلی، از منطقهای نزدیک پیونگیانگ، پایتخت کره شمالی، به سمت دریا در سواحل شرقی این کشور شلیک شدند.
ادامه برنامه موشکی پیونگیانگ
کره شمالی در بیش از ۲۰ سال گذشته طیف گستردهای از موشکهای بالستیک و کروز را آزمایش کرده است. اقدامی که بخشی از تلاش این کشور برای توسعه توانایی حمل سلاح هستهای به شمار میرود.
گمان میرود پیونگیانگ موفق به ساخت سلاح هستهای نیز شده باشد.
به همین دلیل، این کشور از سال ۲۰۰۶ تاکنون با چندین دور تحریم شورای امنیت سازمان ملل روبهرو بوده است.
با این حال، پیونگیانگ با وجود فشارهایی که این تحریمها بر تجارت، اقتصاد و بخش دفاعیاش وارد کردهاند، همچنان از برنامههای نظامی خود عقبنشینی نکرده است.
آمریکا و کره جنوبی این هفته رزمایش سالانه و گسترده خود را در خاک کره جنوبی آغاز کردند.
دو کشور میگویند این رزمایشها «ماهیتی صرفا دفاعی» دارد و با هدف سنجش آمادگی در برابر تهدیدهای نظامی کره شمالی برگزار میشود.
۲۳ اسفند، صدها نیروی آمریکا و کره جنوبی، با استفاده از تجهیزاتی از جمله تانک و خودروهای زرهی رزمی، در رزمایش عبور از رودخانه شرکت کردند و فرماندهی نیروهای مشترک دو کشور نیز بر این تمرین نظارت داشت.
آمریکا در حال حاضر حدود ۲۸ هزار و ۵۰۰ نیروی نظامی و یگانهایی از جنگندهها را در کره جنوبی مستقر کرده است.
کره شمالی بارها این رزمایشها را محکوم کرده و آنها را «تمرین مقدماتی» برای حمله نظامی متحدان علیه خود خوانده است.
در همین حال، کیم مین-سوک، نخستوزیر کره جنوبی، ۲۱ اسفند در واشینگتن با دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، دیدار کرد تا درباره راههای ازسرگیری گفتوگو با کره شمالی رایزنی کند.
به گفته او، ترامپ مشتاق است از هر فرصتی برای گفتوگو با کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، استفاده کند.
نشریه فارن پالیسی در تحلیلی نوشت که جنگ جاری با حکومت ایران دولت نارندرا مودی را در موقعیتی پیچیده قرار داده و فشارهای داخلی در هند برای فاصله گرفتن از سیاستهای دولت ترامپ در حال افزایش است.
به نوشته سومیت گانگولی، پژوهشگر ارشد موسسه «هوور»، دو رویداد اخیر- یکی در دهلینو و دیگری در نزدیکی سواحل سریلانکا- میتواند پیامدهای مهمی برای آینده روابط آمریکا و هند داشته باشد؛ روابطی که در سایه جنگ ایران وارد مرحلهای حساس شده است.
در نخستین رویداد، کریستوفر لاندو، معاون وزیر خارجه آمریکا، در نشست سالانه «رایسینا دیالوگ» (Raisina Dialogue) در دهلی نو ضمن تاکید بر تمایل واشینگتن به ادامه همکاری با هند، اعلام کرد که دولت ترامپ قصد ندارد اجازه دهد هند بهگونهای رشد اقتصادی پیدا کند که در رقابتهای تجاری به رقیب آمریکا تبدیل شود. او گفت ایالات متحده نمیخواهد «اشتباهی را که ۲۰ سال پیش در قبال چین انجام داد» در مورد هند تکرار کند.
این سخنان واکنش سریع مقامهای هندی را در پی داشت. سوبرامانیام جایشانکار، وزیر خارجه هند در واکنشی غیرمستقیم اعلام کرد که «صعود هند تنها توسط خود هند تعیین خواهد شد». در عین حال حزب مخالف «کنگره ملی هند» سخنان مقام آمریکایی را «توهینآمیز و ضد هندی» توصیف کرد و دولت مودی را متهم کرد که در تعامل با واشینگتن بیش از حد نرمش نشان داده و از منافع ملی هند دفاع نکرده است.
به گزارش فارن پالیسی، همزمان با این تنشهای دیپلماتیک، حادثه دیگری نیز خشم افکار عمومی در هند را برانگیخت. یک زیردریایی آمریکایی در نزدیکی سریلانکا یک ناو جنگی ایرانی به نام «دنا» را هدف قرار داد که در نتیجه آن دستکم ۸۷ نفر کشته شدند. این ناو پس از شرکت در یک رزمایش دریایی چندجانبه به میزبانی هند در حال بازگشت به ایران بود؛ رزمایشی که ۱۸ کشتی از کشورهای مختلف در آن حضور داشتند.
گرچه این حمله در آبهای بینالمللی رخ داده و به نظر نمیرسد ناقض حقوق بینالملل بوده باشد، اما وقوع آن در زمانی که این کشتی از یک رزمایش بزرگ - که آمریکا نیز در آن حضور داشت - بازمیگشت، واکنشهای انتقادی در هند برانگیخت. حزب کنگره نیز دولت مودی را به دلیل محکوم نکردن غرق شدن این ناو ایرانی مورد انتقاد قرار داد.
فارن پالیسی مینویسد فراتر از رقابتهای سیاسی داخلی، دلایل مهمتری نیز وجود دارد که سبب میشود دولت هند نتواند در برابر جنگ ایران کاملاً بیطرف باقی بماند. هند جمعیت قابل توجهی از شیعیان دارد که پس از کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنهای، ناراضی و خشمگین هستند. علاوه بر این، اقتصاد هند به حوالههای مالی کارگران مهاجر در خاورمیانه و همچنین واردات انرژی از این منطقه وابسته است.
این گزارش میافزاید اظهارات مقام آمریکایی با سیاست دولتهای قبلی آمریکا نیز تفاوت دارد. در دوران جورج دبلیو بوش، کاندولیزا رایس اعلام کرده بود که واشینگتن از تبدیل شدن هند به یک قدرت بزرگ جهانی حمایت میکند. با این حال، موضع اخیر مقامهای دولت ترامپ این تصور را در دهلی نو ایجاد کرده که آمریکا ممکن است دیگر همان حمایت پیشین را از صعود هند نداشته باشد.
با وجود این اختلافها، دولت مودی همچنان تلاش میکند روابط خود با واشینگتن را حفظ کند؛ زیرا همکاریهای اقتصادی، تجاری و دفاعی میان دو کشور برای هند اهمیت زیادی دارد. با این حال، منتقدان داخلی در هند هشدار میدهند که سکوت دولت در برابر جنگ علیه حکومت ایران میتواند منافع بلندمدت این کشور را به خطر بیندازد.
فارن پالیسی در پایان مینویسد هنوز مشخص نیست که این تنشها به شکافی دائمی در روابط آمریکا و هند منجر خواهد شد یا نه، اما بیتوجهی دولت ترامپ به نگرانیهای سیاست خارجی هند میتواند دستاورد چند دهه تلاش دو کشور برای ایجاد یک مشارکت راهبردی را در معرض خطر قرار دهد.
زن و شوهر آلبانیاییتبار همسایه ما، گوششان به اخبار ایران تیز است. با هر تحولی با ما ابراز همدردی میکنند و جمله همیشگیشان این است: «ما شما را میفهمیم.»
این بار وقتی جنگ آغاز شد، پیام دادند: «میدانیم روزهای سختی را میگذرانید. وقتی ناتو به صربستان حمله کرد، ما هم همین احساسات را داشتیم.»
حرفهای آنها باعث شد یک بار دیگر حوادث بالکان را مرور کنم.
بهار ۱۹۹۹، وقتی نخستین موج هواپیماهای ناتو آسمان بالکان را شکافت، بسیاری از مردم اروپا تصور نمیکردند در قلب این قاره، تنها چند سال پس از پایان جنگهای یوگسلاوی (۱۹۹۱-۱۹۹۲)، دوباره جنگی تازه آغاز شود. اما برای مردم کوزوو، جنگ مدتها پیش شروع شده بود؛ نه با هواپیماها، بلکه با ایستهای بازرسی، اخراج از خانهها، مدارس بستهشده و روستاهایی که یکییکی خالی میشدند.
برای فهم واکنش مردم به بمباران ناتو، باید از همان نقطه شروع کرد: از تجربه روزمره مردمی که سالها زیر فشار زندگی کرده بودند و ناگهان صدای جنگی را شنیدند که از آسمان میآمد.
پیش از بمباران؛ زندگی زیر سایه سرکوب
کوزوو در دهه ۱۹۹۰ یکی از پرتنشترین مناطق بالکان بود. پس از فروپاشی یوگسلاوی، دولت صربستان تحت رهبری اسلوبودان میلوشویچ کنترل مستقیم این استان را در دست گرفت. در این منطقه، اکثریت جمعیت را آلبانیاییها تشکیل میدادند؛ مردمی که زبان، هویت و تجربه تاریخی متفاوتی با صربها داشتند.
در سالهای پیش از جنگ، بسیاری از آلبانیاییهای کوزوو میگفتند زندگیشان به تدریج از عرصه عمومی حذف شده است. مدارس آلبانیایی بسته شد، کارکنان آلبانیایی از ادارات اخراج شدند و حضور نیروهای امنیتی افزایش یافت.
در پاسخ، بخشی از جامعه آلبانیایی به مقاومت مدنی روی آورد و بخشی دیگر به مبارزه مسلحانه در قالب گروهی به نام ارتش آزادیبخش کوزوو.
در سالهای ۱۹۹۸ و ۱۹۹۹ درگیری میان این نیروها و ارتش یوگسلاوی شدت گرفت. گزارشهای سازمانهای حقوق بشری و خبرنگاران بینالمللی از تخریب روستاها، اخراج گسترده غیرنظامیان و فرار دهها هزار نفر خبر میداد.
در همین فضای بحرانی بود که جهان بیرون به تدریج توجه بیشتری به کوزوو نشان داد.
آغاز بمباران؛ جنگی که از آسمان آمد
در مارس ۱۹۹۹، پس از شکست مذاکرات صلح در فرانسه، ناتو تصمیم گرفت علیه یوگسلاوی عملیات هوایی آغاز کند.
در شب ۲۴ مارس، صدای نخستین انفجارها در بلگراد و چند شهر دیگر شنیده شد.
در صربستان، بسیاری از مردم این حمله را بهعنوان «تجاوز خارجی» میدیدند. اما در کوزوو، واکنشها بسیار پیچیدهتر و در بسیاری موارد کاملا متفاوت بود.
برای بسیاری از آلبانیاییهای کوزوو، جنگ از قبل آغاز شده بود؛ بمباران ناتو فقط مرحلهای تازه در همان بحران بود.
واکنش مردم کوزوو؛ امیدی در دل ترس
در روزهای نخست حملات، بسیاری از آلبانیاییهای کوزوو در حال فرار بودند. ستونهای طولانی از خانوادهها در جادهها دیده میشدند: مردانی که چمدان به دست داشتند، زنانی که کودکان را بغل گرفته بودند و پیرمردان و پیرزنانی که آرام و خسته، پشت سر جمعیت راه میرفتند.
در اردوگاههای پناهجویان در آلبانی و مقدونیه، خبرنگاران با صدها نفر از این آوارگان صحبت کردند. در بسیاری از این گفتوگوها، احساس غالب ترکیبی از ترس و امید بود.
یک مرد جوان از شهر پریزرن که خانوادهاش را در مسیر فرار از دست داده بود، به خبرنگار بیبیسی گفت: «ما از هواپیماها میترسیم، اما از سربازانی که خانههای ما را آتش زدند بیشتر میترسیم.»
در اردوگاهی نزدیک مرز مقدونیه، زنی که سه روز در راه بود تا از کوزوو خارج شود، در حالی که کودک خردسالش را در آغوش داشت، به خبرنگار دیگری گفت: «وقتی شنیدیم ناتو حمله کرده، فکر کردیم شاید بالاخره کسی آمده تا این وضع را متوقف کند.»
برای بسیاری از آلبانیاییهای کوزوو، بمباران ناتو به معنای پایان فوری رنج نبود، اما نشانهای بود که جهان بیرون بالاخره بحران را جدی گرفته است.
یکی از معلمان کوزوویی که بعدها درباره آن روزها صحبت کرد، گفت: «ما نمیخواستیم جنگ باشد. اما وقتی جنگ شروع شد، احساس کردیم شاید تنها راهی باشد که این وضعیت تغییر کند.»
در بسیاری از روایتهای ثبتشده از آن زمان، مردم میگویند که شبها صدای هواپیماهای ناتو را میشنیدند و در دل دعا میکردند که حملات بتواند نیروهای صرب را عقب براند.
در اردوگاههای پناهجویان، خبر هر حمله با دقت دنبال میشد. گاهی وقتی خبر میرسید که پایگاه نظامی یا ستون زرهی هدف قرار گرفته، بعضی از پناهجویان با احتیاط ابراز امیدواری میکردند.
اما حتی در میان کسانی که از حملات استقبال میکردند نیز نگرانی وجود داشت.
بسیاری از مردم میترسیدند بمبارانها باعث تشدید خشونت در زمین شود.
یکی از پناهجویان به خبرنگار گاردین گفته بود: «ما امیدواریم که این جنگ زود تمام شود. اگر طولانی شود، همه چیز برای همه بدتر خواهد شد.»
زندگی در صربستان؛ زیر آسمانی پر از آژیر
در همان زمان، در شهرهای صربستان روایت دیگری در جریان بود.
در بلگراد، مردم شبها با صدای آژیر به پناهگاهها میرفتند. پلها، کارخانهها و پایگاههای نظامی هدف حمله قرار میگرفتند و شهروندان نمیدانستند انفجار بعدی کجا رخ خواهد داد.
در روزهای نخست جنگ، نوعی همبستگی ملی شکل گرفت. مردم روی پلهای شهر جمع میشدند و زنجیرههای انسانی تشکیل میدادند تا نشان دهند که از کشورشان دفاع میکنند.
در یکی از شبهای بمباران، گروهی از دانشجویان در بلگراد روی پلی در کنار رود دانوب جمع شدند. یکی از آنها به خبرنگاری گفت: «ما میدانیم که اینجا خطرناک است، اما نمیخواهیم شهرمان را تنها بگذاریم.»
با گذشت هفتهها، خستگی و اضطراب در میان بسیاری از شهروندان افزایش یافت. برق قطع میشد، کارخانهها تعطیل میشدند و صدای انفجارها بخشی از زندگی شبانه شهر شده بود.
یک زن ساکن بلگراد در مصاحبهای گفته بود: «در ابتدا همه خشمگین بودند، اما بعد از مدتی فقط خسته شدیم. هر شب فکر میکردیم شاید این آخرین شب آرام باشد.»
روایتهای متضاد از یک جنگ
جنگ کوزوو نمونهای روشن از این واقعیت است که یک رویداد واحد میتواند برای گروههای مختلف، معنای کاملا متفاوتی داشته باشد.
برای بسیاری از صربها، بمباران ناتو نماد تحقیر ملی و دخالت خارجی بود اما برای بسیاری از آلبانیاییهای کوزوو، همان بمبارانها نشانهای از امید به پایان سرکوب تلقی میشد.
در خاطراتی که بعدها از آن دوره منتشر شد، این تضاد بارها تکرار شده است.
یک پناهجوی کوزوویی نوشته است: «ما از جنگ متنفر بودیم، اما اگر آن جنگ نبود شاید هنوز هم در همان ترس زندگی میکردیم.»
در سوی دیگر، یک شهروند صرب در خاطراتش نوشته: «برای ما این جنگ نه آزادی بود و نه عدالت. فقط بمباران بود.»
پس از ۷۸ روز بمباران، دولت یوگسلاوی سرانجام پذیرفت نیروهای خود را از کوزوو خارج کند و نیروهای بینالمللی در این منطقه مستقر شوند.
برای بسیاری از آلبانیاییهای کوزوو، پایان جنگ به معنای بازگشت به خانههایی بود که اغلب ویران شده بودند. برای بسیاری از صربها نیز جنگ یادآور دورهای از تحقیر و بحران ملی باقی ماند.
اما در حافظه مردم کوزوو، آن بهار هنوز با صدای هواپیماها و امیدی که در دل برخی از پناهجویان شکل گرفته بود، به یاد آورده میشود.
یکی از شاهدان عینی که سالها بعد درباره آن روزها صحبت کرده، جملهای گفته است که شاید بهترین توصیف آن تجربه باشد: «ما با جنگ نمیخواستیم نجات پیدا کنیم. ما فقط میخواستیم کسی ببیند چه بر سر ما آمده است.»
بازار جهانی انرژی این روزها تحت تاثیر جنگ اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی و انسداد شاهرگ حیاتی تنگه هرمز، یکی از ملتهبترین دوران خود را تجربه می کند.
در حالی که قیمت نفت برنت بار دیگر از مرز ۱۰۰ دلار گذشته است، ایالات متحده و متحدانش در آژانس بین المللی انرژی (IEA) مجموعهای از اقدامات اضطراری را برای جلوگیری از بیثباتی اقتصادی آغاز کردهاند.
در تازهترین اقدام برای مهار این بحران، آمریکا در تصمیمی کمسابقه، موقتا مجوز خرید نفت روسیه را صادر کرد.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، با صدور یک مجوز ۳۰ روزه به کشورها اجازه داد نفت و فرآوردههای نفتی تحریم شده روسیه را که هماکنون در دریا سرگردان هستند، خریداری کنند.
بسنت این اقدام را یک «گام قاطع برای تقویت ثبات» توصیف کرد.
او گفت که معتقد است این تصمیم - که تنها شامل نفت در حال ترانزیت میشود - سود مالی قابل توجهی نصیب مسکو نخواهد کرد.
با این حال، تحلیلگران بر این باورند که این «عقبنشینی تاکتیکی» از تحریمها، واکنشی مستقیم به تهدیدهای رهبری جدید جمهوری اسلامی مبنی بر مسدود نگه داشتن تنگه هرمز است. مسیری که عبور روزانه ۱۳۸ کشتی در آن اکنون به کمتر از پنج کشتی کاهش یافته است.
همزمان، ترکیه نیز به عنوان یکی از اعضای کلیدی آژانس بینالمللی انرژی، در بزرگترین آزادسازی ذخایر در تاریخ این سازمان مشارکت کرد.
آلپ ارسلان بایراکتار، وزیر انرژی ترکیه، جمعه ۲۲ اسفند اعلام کرد آنکارا ۱۱.۶ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک خود را طی ۹۰ روز آینده وارد بازار میکند.
بایراکتار با اشاره به اینکه این میزان معادل ۲.۹ درصد از کل ۴۰۰ میلیون بشکه ذخایر آزاد شده از سوی آژانس است، بر حمایت از ثبات قیمتها تاکید کرد.
نکته قابل تامل در سخنان او، آرامش نسبی آنکارا در قبال امنیت انرژی خود است.
او تصریح کرد که با گرم شدن هوا، نیاز ترکیه به گاز وارداتی (از جمله از ایران) کاهش یافته و فعلا خللی در تامین انرژی شهروندان ایجاد نشده است.
اتحادیه اروپا: در صورت بسته شدن طولانی تنگه هرمز، امنیت انرژی بازبینی میشود
همزمان با این تحولات، اتحادیه اروپا اعلام کرد موجودی نفتش در سطح بالایی باقی مانده و ظرفیت ذخیرهسازی گاز، پایدار است اما اگر تنگه هرمز برای مدت طولانی بسته بماند، امنیت عرضه نفت و گاز این اتحادیه «مورد ارزیابی مجدد» قرار خواهد گرفت.
اگرچه آمریکا و متحدانش با آزادسازی ذخایر و معافیتهای موقت بهدنبال آرام کردن فضا هستند، اما کارشناسان نسبت به اثربخشی این مسکنها تردید دارند.
عدی ایمسیروویچ، کارشناس امنیت انرژی در دانشگاه آکسفورد، در گفتوگو با شبکه الجزیره عنوان کرد مشکل اصلی بازار، «نبود اهداف ملموس در این جنگ» است: «همین موضوع باعث شده معاملهگران نفت نتوانند نوری در انتهای این تونل تاریک ببینند.»
در واقع، تا زمانی که امنیت کشتیرانی در خلیج فارس تامین نشود و وعده واشینگتن برای «اسکورت نظامی نفتکشها» به مرحله اجرا نرسد، بعید است حتی عرضه ۴۰۰ میلیون بشکه نفت اضطراری بتواند سایه سنگین بحران را از سر بازار انرژی بردارد.