شان هانیتی، مجری فاکسنیوز: اقدام نظامی علیه حکومت ایران اجتنابناپذیر بهنظر میرسد
شان هانیتی، مجری سرشناس شبکه فاکسنیوز، در برنامه جمعهشب خود با لحنی کمسابقه علیه جمهوری اسلامی هشدار داد که در صورت بینتیجه ماندن فشارها، رویارویی نظامی با حکومت ایران «اجتنابناپذیر» است.
او با اشاره به استقرار گسترده نیروهای آمریکایی در اطراف ایران گفت: «همین حالا نگاه کنید؛ ایران از هر جهت توسط داراییهای فوققدرتمند نظامی ایالات متحده محاصره شده است.» هانیتی که از حامیان سرشناس دونالد ترامپ است افزود اگر تهران اکنون به هشدارهای رییسجمهوری ترامپ توجه نکند - «بهویژه بعد از آنکه ۱۴ بمب سنگرشکن در عملیات چکش نیمهشب برنامه هستهایشان را نابود کرد»- «نمیدانم دیگر چه باید گفت. احتمالاً توافقی هم هرگز قرار نیست اتفاق بیفتد.»
او با ابراز تردید نسبت به امکان هرگونه توافق پایدار گفت: «من شخصاً باور ندارم این ملاهای رادیکال اساساً توانایی پایبندی به قولشان را داشته باشند.» به گفته او، «به خاطر خودشان، این وضعیت دارد گریزناپذیر میشود، چون همچنان به ترور چنگ زدهاند و همچنان در پی سلاح هستهای هستند.»
هانیتی خطاب به مخالفان مداخله نظامی نیز گفت: «بله، در هر عملیات نظامی ریسک وجود دارد. اما یک حقیقت ساده وجود دارد: شر وجود دارد.» او تصریح کرد: «ملاهای ایران شر هستند. آنها بزرگترین حامی دولتی تروریسماند. هزاران نفر را کشتهاند، از جمله آمریکاییها.» او افزود: «وقتی کسی میگوید مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، تاریخ به ما یاد داده که باید این تهدیدها را جدی بگیریم.»
این مجری فاکسنیوز با اشاره به تجربه رژیمهای توتالیتر قرن بیستم گفت: «در قرن گذشته بیش از ۱۰۰ میلیون انسان به دست رژیمهای شرور کشته شدند. ما نمیتوانیم اجازه دهیم تاریخ تکرار شود.» او تاکید کرد که «فاشیستهای اسلامگرای رادیکال در ایران هرگز نباید به سلاح هستهای دست پیدا کنند.»
هانیتی با دفاع از آنچه «دکترین ترامپ» نامید، گفت: «این دکترین ساده است: بدون نیروی زمینی، بدون جنگهای بیپایان.» او به هدف قرار دادن داعش، قاسم سلیمانی و ابوبکر بغدادی اشاره کرد و گفت: «آنها باید متوقف میشدند. و ایران هم باید متوقف شود.»
او همچنین هشدار داد: «شش ماه دیگر، یک سال دیگر، دو سال دیگر این رژیم چه سلاحهایی خواهد داشت؟ آیا میخواهید چنین ریسکی را برای آمریکا بپذیرید؟ آنها میخواهند به سلاح هستهای برسند تا خاک اصلی آمریکا را هدف قرار دهند. ما نمیتوانیم چنین ریسکی را بپذیریم.»
هانیتی در بخش پایانی برنامه با اشاره به احتمال اقدام نظامی گفت: «امشب که به نظر میرسد اقدام نظامی ممکن است قریبالوقوع باشد، دعاهای ما همراه مردان و زنان شجاع ارتش ماست.» او همچنین تاکید کرد جمهوری اسلامی «دو بار برای ترور رییسجمهوری ترامپ تلاش کرده» و افزود: «همانطور که رییسجمهوری ترامپ صریح گفت، این هرگز نباید اتفاق بیفتد.»
او سخنان خود را با این جمله به پایان برد: «اکنون منتظریم و به آسمانهای ایران چشم دوختهایم.»
روزنامه اورشلیمپست در گزارشی تحلیلی نوشت که اسرائیل همزمان با افزایش محسوس آمادگی نظامی آمریکا در منطقه، سناریوهای مختلف واکنش به حمله احتمالی جمهوری اسلامی را بررسی میکند.
به نوشته این روزنامه، مجموعهای از تحولات اخیر - از جمله ارائه گزارش مستقیم دریادار برد کوپر، فرمانده سنتکام، به دونالد ترامپ - نشاندهنده نزدیکتر شدن واشینگتن به یک گزینه نظامی بالقوه علیه حکومت ایران است.
بر اساس این گزارش، ورود هشت هواپیمای سوخترسان آمریکایی به فرودگاه بنگوریون، استقرار یک اسکادران جنگنده اف-۲۲ در پایگاه عُودا در جنوب اسرائیل، اعزام یک ناوشکن دیگر آمریکایی به منطقه و تخلیه کارکنان سفارت آمریکا در اسرائیل همراه با توصیه به شهروندان آمریکایی برای ترک این کشور، همگی نشانههای افزایش سطح آمادهباش تلقی میشوند.
با این حال، هنوز مشخص نیست حمله احتمالی چه زمانی و با چه اهدافی انجام خواهد شد و آیا تمرکز صرفاً بر برنامه هستهای و موشکی حکومت ایران خواهد بود یا تضعیف ساختار حاکمیت در تهران نیز در دستور کار قرار دارد.
به نوشته اورشلیمپست، در داخل اسرائیل نهادهای امنیتی طرحهای عملیاتی گستردهای برای سناریوهای مختلف آماده کردهاند. ارتش اسرائیل اعلام کرده در هماهنگی کامل با شرکای خود وضعیت ایران را زیر نظر دارد و «آماده دفاع» است. ارزیابی غالب در اسرائیل این است که در صورت اقدام یکجانبه آمریکا، حکومت ایران احتمالاً ابتدا منافع آمریکا در خلیج فارس را هدف قرار میدهد و ممکن است با بستن تنگه هرمز یا حمله به زیرساختهای انرژی منطقه، تنش را تشدید کند.
این گزارش همچنین به احتمال فعال شدن نیروهای نیابتی حکومت ایران، از جمله حزبالله در لبنان یا حوثیها در یمن اشاره میکند. در صورت حمله از لبنان، اسرائیل واکنشی گسترده علیه اهداف متعدد در این کشور انجام خواهد داد؛ واکنشی که میتواند سالها حزبالله را عقب بیندازد. با این حال، ارزیابی فعلی این است که تهران ترجیح میدهد از ورود مستقیم به درگیری با اسرائیل خودداری کند، مگر آنکه محاسبات راهبردی تغییر کند یا دامنه درگیری گسترش یابد.
اورشلیمپست در پایان مینویسد که اسرائیل نسبت به تابستان گذشته در موقعیت دفاعی قویتری قرار دارد. سامانههای هشدار زودهنگام آمریکا، تقویت آمادگی جبهه داخلی پس از عملیات «طلوع شیران» و طرحهای تهاجمی برای هدف قرار دادن موشکها پیش از شلیک، بخشی از این آمادگیهاست. با این حال، تصمیم نهایی درباره زمان و نحوه اقدام همچنان در اختیار رییسجمهوری آمریکا باقی مانده است.
دونالد ترامپ اعلام کرد از موضع حکومت ایران در مذاکرات رضایت ندارد و تاکید کرد هیچ سطحی از غنیسازی اورانیوم، «حتی ۲۰ درصد»، نباید از سوی تهران انجام شود. همزمان وزیر خارجه آمریکا اعلام کرد که واشینگتن حکومت ایران را بهعنوان «حامی دولتی بازداشتهای ناعادلانه» معرفی کرده است.
رییس جمهوری آمریکا جمعه هفتم اسفند در جریان سفر خود به تگزاس اعلام کرد از روند مذاکرات با [حکومت] ایران رضایت ندارد و تاکید کرد تهران باید صراحتاً اعلام کند که بهدنبال سلاح هستهای نخواهد رفت.
ترامپ گفت ایران حاضر نیست «به اندازه کافی جلو برود» و همچنان بر انجام «مقداری غنیسازی» پافشاری میکند؛ موضوعی که او آن را غیرقابل قبول دانست. او تاکید کرد: «هیچ غنیسازیای، نه ۲۰ درصد، نه ۳۰ درصد.» رییس جمهوری آمریکا افزود با توجه به منابع گسترده نفتی ایران، این کشور نیازی به غنیسازی اورانیوم ندارد.
ترامپ همچنین با اشاره به چهار دهه تنش میان دو کشور گفت: «۴۷ سال است که با آنها سر و کار داریم» و تاکید که جمهوری اسلامی در این مدت به نیروهای آمریکایی آسیب زده و منافع ایالات متحده را هدف قرار داده است.
او در ادامه گفت آنها «کشتیها را هدف قرار داده، مردم را کشتند، افراد زیادی را کشتند، نه فقط آمریکاییها، افراد زیادی را. اوضاع وحشتناک بوده است. ۳۲ هزار نفر در دو، سه ماه گذشته کشته شدهاند.»
ترامپ تاکید کرد واشینگتن اجازه نخواهد داد این وضعیت ادامه یابد.
ترامپ: باید درباره ایران یک تصمیم بسیار بزرگ بگیریم
رییسجمهوری آمریکا اعلام کرد ایالات متحده در قبال ایران با «یک تصمیم بسیار بزرگ» روبهروست و تاکید کرد تهران باید به توافقی «واقعاً معنادار» تن دهد. او تصریح کرد تهران حاضر نیست بهطور کامل از برنامه هستهای خود عقبنشینی کند و همچنان بهدنبال سطحی از غنیسازی است؛ موضوعی که از نظر او قابل قبول نیست.
رییسجمهوری آمریکا بار دیگر توافق هستهای دوران باراک اوباما را «یکی از احمقانهترین توافقها» توصیف کرد و تاکید کرد اگر آن توافق لغو نشده بود، ایران اکنون به سلاح هستهای دست یافته بود. او گفت حتی اگر این توافق فسخ نمیشد، مدت آن تاکنون به پایان رسیده بود.
در پاسخ به سوالی درباره احتمال افزایش قیمت نفت در صورت حمله به ایران، ترامپ گفت نگران پیامدهای اقتصادی نیست و افزود: «من نگران جان مردم هستم. نگران سلامت بلندمدت این کشور هستم.»
رییسجمهوری آمریکا در سخنان دیگری در همین سفر با اشاره به حملات پیشین گفت ایالات متحده «ضربه سختی» با استفاده از بمبافکنهای بی-۲ به توان هستهای ایران وارد کرده است، اما ترجیح میدهد بحران از مسیر مسالمتآمیز حل شود. با این حال، او مقامهای حکومت ایران را «افرادی بسیار خطرناک و بسیار دشوار» توصیف کرد.
اظهارات ترامپ در حالی مطرح میشود که اعلام شد مذاکرات فنی درباره برنامه هستهای ایران همچنان ادامه خواهد داشت و همزمان گمانهزنیها درباره گزینههای نظامی احتمالی علیه تهران افزایش یافته است.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز هشتم اسفند در گزارشی محرمانه به اعضای این نهاد اعلام کرد جمهوری اسلامی مقادیری از ذخایر اورانیوم با غنای بالای خود را در بخشی زیرزمینی از تاسیسات هستهای اصفهان نگهداری میکند.
روبیو: آمریکا حکومت ایران را «حامی دولتی بازداشتهای ناعادلانه» معرفی کرد در تحولی دیگر، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، اعلام کرد که واشینگتن حکومت ایران را بهعنوان «حامی دولتی بازداشتهای ناعادلانه» معرفی کرده است؛ اقدامی که میتواند به اعمال محدودیتهای بیشتر علیه تهران منجر شود.
روبیو در بیانیهای با اشاره به سابقه گروگانگیری کارکنان سفارت آمریکا در تهران در سال ۱۳۵۸ گفت جمهوری اسلامی از ابتدای استقرار خود، بازداشت اتباع آمریکایی و شهروندان سایر کشورها را بهعنوان ابزار فشار سیاسی به کار گرفته است. او تأکید کرد این «رویه نفرتانگیز» باید پایان یابد و خواستار آزادی فوری همه شهروندان آمریکایی شد که بهگفته واشینگتن بهطور ناعادلانه در ایران بازداشت شدهاند.
وزیر خارجه آمریکا تصریح کرد این تصمیم در چارچوب فرمان اجرایی صادرشده از سوی دونالد ترامپ در پاییز گذشته برای حفاظت از اتباع آمریکایی در برابر بازداشتهای ناعادلانه در خارج از کشور و همچنین بر اساس «قانون مقابله با بازداشتهای ناعادلانه ۲۰۲۵» اتخاذ شده است؛ قانونی که به وزارت خارجه اختیار میدهد کشورها را در فهرست حامیان دولتی بازداشتهای ناعادلانه قرار دهد.
او هشدار داد اگر ایران به این روند ادامه دهد، ایالات متحده اقدامات بیشتری را بررسی خواهد کرد؛ از جمله احتمال اعمال محدودیت جغرافیایی بر استفاده از گذرنامههای آمریکایی برای سفر به ایران، از طریق ایران یا از ایران.
سابقه بازداشت اتباع خارجی در ایران موضوع بازداشت شهروندان دوتابعیتی یا خارجی در ایران طی سالهای گذشته به یکی از محورهای تنش میان تهران و کشورهای غربی تبدیل شده است. دولتهای آمریکا و اروپا بارها جمهوری اسلامی را به «دیپلماسی گروگانگیری» متهم کردهاند؛ اتهامی که مقامهای جمهوری اسلامی منکر میشوند و میگویند بازداشتها بر اساس قوانین داخلی و اتهامهای امنیتی انجام شده است.
وزارت خارجه آمریکا در بیانیهای جداگانه هشدار داد هیچ شهروند آمریکایی نباید «به هیچ دلیلی» به ایران سفر کند. این وزارتخانه همچنین از آمریکاییهایی که هماکنون در ایران حضور دارند خواست فوراً این کشور را ترک کنند.
در سالهای اخیر چندین مورد تبادل زندانی میان ایران و آمریکا صورت گرفته، اما همچنان گزارشهایی از بازداشت شهروندان آمریکایی یا دوتابعیتی در ایران منتشر میشود. تصمیم جدید وزارت خارجه آمریکا در شرایطی اعلام شده که تنشهای سیاسی و امنیتی میان دو کشور همچنان ادامه دارد.
روزنامه گاردین گزارش داد مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، اخیرا به سفیران این کشور در خاورمیانه دستور داده است از هرگونه اظهارنظر علنی که میتواند به افزایش تنشهای منطقهای بینجامد یا تلاشهای کاخ سفید را برای واداشتن ایران به برچیدن برنامه هستهایاش تضعیف کند، بپرهیزند.
به گزارش گاردین که جمعه هشتم اسفند منتشر شد، در این پیام آمده است: «روسای نمایندگیها و سفارتخانهها باید از بیانیههای عمومی، مصاحبه یا فعالیت در شبکههای اجتماعی که به هر شکل ممکن است افکار عمومی منطقه را تحریک کند، به مسائل سیاسی حساس آسیب بزند یا روابط آمریکا را پیچیدهتر کند، پرهیز کنند.»
روبیو «حفظ انضباط در پیامرسانی عمومی» را در مقطع کنونی ضروری دانست و تاکید کرد باید از هرگونه موضعگیری که میتواند درباره سیاستهای آمریکا ابهام ایجاد کند، دوری شود.
گاردین افزود منابعی در دولت آمریکا این دستور را «توبیخ» مایک هاکبی، سفیر ایالات متحده در اسرائیل، دانستهاند. این در حالی است که در پیام غیرمحرمانه روبیو که تاریخ آن به چهارم اسفند بازمیگردد، اشارهای به نام هاکبی نشده است.
هاکبی دوم اسفند در مصاحبه با تاکر کارلسون، مجری آمریکایی، گفته بود بر اساس کتاب مقدس، اسرائیل نسبت به بخش بزرگی از سرزمینهای خاورمیانه دارای «حق» است. این سخنان با واکنش منفی کشورهای منطقه روبهرو شد.
به گزارش گاردین، برخی مقامهای آمریکایی در آن مقطع نگران بودند چنین اظهاراتی موضع جمهوری اسلامی را در مذاکرات با واشینگتن سرسختتر کند و فضای گفتوگوها را تحت تاثیر قرار دهد.
پایگاه خبری واینت هشتم اسفند نوشت در واشینگتن، بحث بر سر حمله به ایران یا ادامه دیپلماسی بالا گرفته است.
بر اساس این گزارش، در حلقه نزدیکان دونالد ترامپ اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی معتقدند فرصت اقدام علیه ایران در حال از دست رفتن است و گزینههای نظامی در دسترس هستند، اما برخی دیگر نسبت به احتمال درگیری طولانی و هزینههای سنگین هشدار میدهند.
«ترامپ از دخالتهای هاکبی عصبانی است»
یک منبع آگاه در مصاحبه با گاردین گفت: «رییسجمهوری ترامپ]دارد از دخالتهای هاکبی در روند مذاکرات عصبانی میشود.»
به گفته این منبع، ترامپ «هنوز فراموش نکرده» که سارا هاکبی سندرز، سیاستمدار جمهوریخواه و دختر مایک هاکبی، در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴ از او «حمایت نکرد».
در روزهای اخیر، گمانهزنیها درباره سرنوشت مذاکرات تهران و واشینگتن زیر سایه حضور نظامی گسترده آمریکا در منطقه بالا گرفته است.
گاردین به نقل از یک منبع آگاه نوشت دور آخر گفتوگوها در ژنو «تا حد زیادی بینتیجه ماند» و استیو ویتکاف و جرد کوشنر، مذاکرهکنندگان آمریکایی، «سرخورده» به کشور بازگشتند.
بر اساس این گزارش، ویتکاف و کوشنر در ژنو از جمهوری اسلامی خواستند با برچیدن سه مرکز اصلی غنیسازی خود در فردو، اصفهان و نطنز که در جنگ ۱۲ روزه هدف حملات هوایی آمریکا قرار گرفتند، موافقت کند و ذخایر اورانیوم را به واشینگتن تحویل دهد.
افزون بر این، واشینگتن خواهان آن است که توافق دائمی باشد و هیچگونه «بند غروب» در آن گنجانده نشود.
همزمان با ادامه استقرار تجهیزات جنگی ایالات متحده در منطقه، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، اعلام کرد تمایلی به استفاده از نیروی نظامی علیه جمهوری اسلامی ندارد، اما «گاهی» گزینه دیگری باقی نمیماند.
ترامپ جمعه هشتم اسفند در مصاحبه با خبرنگاران گفت هرچند از مواضع حکومت ایران در مذاکرات «راضی» نیست، اما «تصمیم نهایی» را اتخاذ نکرده و همچنان قصد دارد با تهران به توافق برسد.
او افزود انتظار میرود مذاکرات تهران و واشینگتن ادامه یابد و ابراز امیدواری کرد جمهوری اسلامی با «حسن نیت و وجدان بیدار» در گفتوگوها حاضر شود، امری به گفته ترامپ تاکنون محقق نشده است.
رییسجمهوری آمریکا بار دیگر تاکید کرد جمهوری اسلامی نمیتواند به سلاح هستهای دست پیدا کند.
اظهارات ترامپ ساعاتی پس از آن مطرح شد که پایگاه خبری بلومبرگ گزارش داد استیو ویتکاف و جرد کوشنر، اعضای ارشد هیات آمریکایی، مذاکرات اخیر با حکومت ایران در ژنو را با «ناامیدی» ترک کردند.
در سوی دیگر، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی و بدر البوسعیدی، همتای عمانی او، هفتم اسفند از «پیشرفت خوب» در مذاکرات ژنو و ادامه گفتوگوها در هفته آینده خبر داده بودند.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی هشتم اسفند در گزارشی محرمانه به اعضای این نهاد اعلام کرد جمهوری اسلامی مقادیری از ذخایر اورانیوم با غنای بالای خود را در بخشی زیرزمینی از تاسیسات هستهای اصفهان نگهداری میکند.
ترامپ در خصوص حمله به ایران: در هر کاری ریسک وجود دارد
ترامپ در پاسخ به پرسشی درباره هزینههای اقدام احتمالی علیه تهران گفت: «در هر چیزی ریسک وجود دارد، چه در جنبههای خوب و چه بد. [مخصوصا] وقتی جنگی در کار است. با رهبری من موفقیتهای بزرگی داشتهایم؛ سلیمانی، البغدادی، عملیات چکش نیمهشب و بسیاری موارد دیگر و همهچیز خوب پیش رفت. میخواهیم همینطور بماند، اما باید ببینیم چه میشود.»
او همچنین در خصوص احتمال تغییر حکومت در ایران بلافاصله پس از حمله آمریکا افزود: «هیچکس نمیداند. ممکن است محقق شود، ممکن است نشود.»
در روزهای اخیر، گمانهزنیهای مختلفی درباره زمان، دامنه و اهداف حمله احتمالی آمریکا به ایران مطرح شده است و همزمان رایزنیها برای کاستن از تنشها در منطقه ادامه داد.
هشتم اسفند، وزیر خارجه عمان راهی آمریکا شد و با جیدی ونس، معاون رییسجمهوری این کشور، دیدار و گفتوگو کرد.
البوسعیدی در شبکه ایکس نوشت در این دیدار، «جزییات مذاکرات جاری میان ایالات متحده و ایران و پیشرفت حاصلشده» را با ونس در میان گذاشته است.
او افزود: «مشتاقم در روزهای آینده شاهد پیشرفتهای بیشتر و تعیینکننده باشیم. صلح در دسترس ماست.»
ادامه اختلافنظرها در واشینگتن درباره حمله به ایران
واینت هشتم اسفند گزارش داد در واشینگتن، بحث بر سر حمله به ایران یا ادامه دیپلماسی بالا گرفته است.
بر اساس این گزارش، در حلقه نزدیکان ترامپ اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی معتقدند فرصت اقدام علیه ایران در حال از دست رفتن است و گزینههای نظامی در دسترس هستند، اما برخی دیگر نسبت به احتمال درگیری طولانی و هزینههای سنگین هشدار میدهند.
واینت افزود اولویت ترامپ دستیابی به توافق است، اما همزمان گزینه نظامی را نیز کنار نمیگذارد.
او در موضعگیریهایش رویکردی «دوگانه» نشان داده است: تاکید بر راهحل دیپلماتیک در کنار آمادهسازی فضا برای حمله نظامی و اعلام اینکه اجازه نخواهد داد ایران به سلاح هستهای دست پیدا کند.
واینت با استناد به گزارشها از آمریکا نوشت ترامپ به طیفی از دیدگاهها گوش میدهد و در مقاطعی متمایل به اقدام نظامی به نظر میرسد، هرچند همزمان با دادن فرصت بیشتر به دیپلماسی موافقت کرده است.
رییسجمهوری ایالات متحده پیشتر در سخنرانی سالانه خود در کنگره گفت جمهوری اسلامی تاکنون تعهد نداده که «هرگز» بهدنبال سلاح هستهای نخواهد رفت.
به گفته او، حکومت ایران در حال توسعه موشکهایی است که توان تهدید اروپا و پایگاههای آمریکا در خارج از کشور را دارند و بهزودی قادر خواهند بود به خاک ایالات متحده برسند.
ترامپ ادامه داد: «ترجیح من حل این مسئله از راه دیپلماسی است. اما یک چیز قطعی است؛ هرگز اجازه نخواهم داد بزرگترین حامی دولتی تروریسم در جهان به سلاح هستهای دست یابد. چنین چیزی نباید رخ دهد. هیچ کشوری نباید در عزم ما تردید کند. ما قدرتمندترین ارتش جهان را داریم.»
روزنامه والاستریت ژورنال هفتم اسفند نوشت آمریکا در مذاکرات ژنو شروط «سختگیرانهای» برای جمهوری اسلامی تعیین کرده که از آن جمله میتوان به برچیدن سه سایت اتمی نطنز، فردو و اصفهان و همچنین تحویل تمام ذخایر اورانیوم غنیشده اشاره کرد.
اسرائیل بارها تاکید کرده هرگونه توافق احتمالی با تهران باید علاوه بر برنامه هستهای، شامل محدود کردن موشکهای بالستیک و توقف حمایت از گروههای نیابتی نیز باشد.
پرسش واقعی این نیست که آیا ایالات متحده میتواند توانمندیهای ایران را نابود کند یا نه، بلکه این است که آیا میتواند به جمهوری اسلامی پایان دهد و آنچه را پس از آن رخ میدهد کنترل کند یا خیر.
برتری هوایی یک وضعیت نظامی است؛ تغییر رژیم یک نتیجه سیاسی. در بحث درباره حملات قریبالوقوع آمریکا به ایران، بسیاری این دو را با هم اشتباه میگیرند، گویی یکی بهطور خودکار دیگری را به دنبال دارد اما چنین نیست.
تجربه اسرائیل در سالهای ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ در ایران، لبنان و سوریه نشان داده است که کارزارهای هوایی مدرن میتوانند بهطرز چشمگیری در آسیب زدن به ساختارهای دفاعی دشمن موثر باشند، اما همچنان طرف مقابل را، هرچند زخمی و بدگمان، با دستگاه سرکوب و اجباری که به آن وابسته هستند، پابرجا باقی بگذارند.
کارزار اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه تابستان گذشته جسورانه بود، دقیقا به این دلیل که صرفاً به هواپیما متکی نبود. این عملیات، موجهایی از حملات هدفمند را با خرابکاریهای مخفیانه ترکیب کرد.
در آن عملیات، با هدف تضعیف حس امنیت رژیم و توانایی آن برای هماهنگی پاسخ به رادارها، سامانههای پدافند هوایی، پایگاههای موشکی و افراد کلیدی بهصورت متوالی و سریع حمله شد.
آن درگیری کوتاه، ماهیت ترکیبی اقدامات اسرائیل را برجسته کرد: عملیاتهای فیزیکی در هم تنیده با اثرات سایبری و اطلاعاتی، که در آن سردرگم کردن ساختارهای فرماندهی به همان اندازه مهم بود که نابود کردن تجهیزات اهمیت داشت. دقیقا به همین دلیل است که اکنون برخی درباره سرنگونی جمهوری اسلامی چنان سخن میگویند که گویی تنها کافی است همان چیزی که اسرائیل نشان داد در مقیاسی بزرگتر تکرار شود. اما این نتیجهگیری یک واقعیت را نادیده میگیرد: حکومت ایران از این حملات میآموزد.
رژیمی که از تلاشها برای ریشهکن کردنش جان سالم به در میبرد، بدون تغییر باقی نمیماند. تطبیق مییابد، تقویت میشود، پراکنده میشود و سامانههای پشتیبان و جانشینی از پیشبرنامهریزیشده ایجاد میکند. الگوهای ارتباطی خود را تغییر میدهد و دیگر بهصورت هدفی مرتب و شستهرفته روی اسلاید پاورپوینت یک افسر ستاد ظاهر نمیشود.
پس از جنگ ۱۲ روزه، فرماندهان ارشد نظامی جمهوری اسلامی بهطور علنی اذعان کردند که به پدافند هوایی آسیب وارد شده اما ادعا کردند این سامانهها با سیستمهایی که از پیش ذخیره و مستقر شده بودند جایگزین شدهاند.
از یک سو، این اعتراف به آسیبپذیری بود که در قالب نشانهای از تابآوری نهادی ارائه شد؛ از سوی دیگر، نشان میدهد رژیم جنگ بعدی را چگونه میبیند: نه بهعنوان یک رویارویی قاطع واحد، بلکه بهصورت چندین دور تنبیه که در آن صرفا زنده ماندن، خود نوعی پیروزی محسوب میشود.
ایالات متحده تقریباً بهطور قطع میتواند آزادی عمل در حریم هوایی ایران را به دست آورد. توانمندی آمریکا در سرکوب و انهدام پدافند هوایی دشمن، نمونهای از قابلیتهای پیشرفته و توسعهیافته است. پرسش این است که این آزادی عمل از نظر سیاسی چه دستاوردی دارد و آمریکا تا چه مدت میتواند آن را حفظ کند.
بیایید از بخش سادهتر شروع کنیم: چالش پدافند هوایی. دفاع ایران یک گنبد نفوذناپذیر واحد نیست. ترکیبی است از سامانههایی با منشاء روسی مانند اس-۳۰۰، سامانههای بومی نظیر باور-۳۷۳، و مجموعهای از حسگرها و سامانههای موشکی دیگر که کارآمدی آنها وابسته به یکپارچگی مناسب و فرماندهی و کنترل تابآور است.
مزیت اسرائیل در جریان جنگ ۱۲ روزه توانایی برهم زدن این یکپارچگی از همان ابتدا بود، از جمله از طریق عملیاتهای مخفیانه علیه زیرساختهای پدافند هوایی که همزمان با حملات انجام شد.
اکنون و در پی آن درگیری، رژیم پرتابگرها را جابهجا خواهد کرد، پوشش راداری را گسترش خواهد داد، نرمافزارها را بازپیکربندی خواهد کرد و فرض را بر این خواهد گذاشت که شبکهها نفوذپذیر شدهاند و با این درک عمل خواهد کرد.
این تطبیق فقط به پدافند هوایی محدود نخواهد شد. داستان مهمتر این است که تهران چگونه میتواند هزینهها را در حوزههایی تحمیل کند که برتری هوایی آمریکا بهطور خودکار به معنای کنترل نیست: در دریا، از طریق نیروهای نیابتی، ابزارهای سایبری و سیاستهای تشدید تنش.
این هفته گزارش شد جمهوری اسلامی در حال نزدیک شدن به توافقی برای خرید موشکهای کروز ضدکشتی مافوق صوت سیام ۳۰۲ (CM302) از چین است. این سامانهها بهطور مشخص برای به چالش کشیدن دفاع دریایی طراحی شدهاند، در ارتفاع پایین و با سرعت بالا پرواز میکنند و رهگیری آنها دشوار است. حتی اگر نهایی شدن این توافق زمان ببرد، روند کلی روشن است: حکومت ایران برای پیچیدهتر و پرهزینهتر کردن یک کارزار آمریکایی نیازی ندارد نیروی هوایی آمریکا را شکست دهد؛ فقط باید صحنه نبرد را خطرناکتر کند.
و این ما را به نکتهای میرساند که اغلب نادیده گرفته میشود: رژیم چیزی بیش از چند چهره قابل مشاهده است. شبکهای پیچیده از نهادهاست که برای تحمل تغییرات رهبری طراحی شدهاند: سرویسهای امنیتی، دستگاههای اطلاعاتی، پشتوانه اقتصادی سپاه پاسداران، نهادهای اجرایی محلی، و ساختارهایی که مشروعیت روحانیون را حفظ میکنند.
اسرائیل نشان داد که میتواند بهشکلی عمیق در جمهوری اسلامی نفوذ کند و چهرههای ارشد آن را حذف کند، اما همین موفقیت موجب خواهد شد کادرهای باقیمانده به زیرزمین بروند. برای نخبگان هدفگرفتهشده، «پیدا نشدن» به هدف اصلی تبدیل میشود. بقا معیار موفقیت آنها خواهد بود، و در نتیجه زمان بزرگترین داراییشان میشود.
تصور فروپاشی سریع با واقعیت تابآوری اقتدارگرایانه در تضاد است. رژیمهای اقتدارگرا اغلب برنامهریزی میکنند که از دامنه توجه مخالفانشان بیشتر دوام بیاورند. رژیم فقط باید دوام بیاورد. در مقابل، نظام سیاسی آمریکا بهدلایلی از جمله چرخههای خبری، نظرسنجیها، گفتوگوهای کنگره و تقویمهای انتخاباتی به زمان بسیار حساس است.
نتایج یک نظرسنجی اخیر این تنش را بهخوبی نشان میدهد: بسیاری از آمریکاییها ایران را دشمن میدانند و درباره برنامه هستهای آن نگراناند، اما همزمان اعتماد به قضاوت رییسجمهوری ترامپ درباره استفاده از نیروی نظامی پایین است. این امر، محدودیتی سیاسی ایجاد میکند. اگر رژیم به سرعت سقوط نکند، احتمالا تعریف «موفقیت» در واشینگتن از پیروزی کامل به «تضعیف توانمندیها» و اعلام پایان ماموریت تغییر خواهد کرد.
محدودیتهای عملی نیز وجود دارد. رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا هشدار داده است که ذخایر مهمات کاهش یافته و با توجه به فشار بر ذخایر بهدلیل تعهدات دیگر و دشواری حفظ عملیات طولانیمدت در مقیاس وسیع، عملیات گسترده علیه ایران پیچیده است.
آمریکا میتواند آنچه را که میخواهد هدف قرار دهد، اما «تا هر زمان که بخواهد» ادعای متفاوتی است، و چنین کاری به خطوط تولید، پایگاههای متحدان و آمادگی شرکا برای پذیرش ریسک تلافیجویی بستگی دارد. حتی اگر هیچیک از این محدودیتها بهتنهایی تعیینکننده نباشند، در مجموع بر همان متغیری اثر میگذارند که رژیم بیش از همه به آن اهمیت میدهد: زمان.
محتملترین پایان بازی الزاما یک انقلاب لیبرال با برنامه انتقال قدرت روشن نیست. یک رژیم میتواند رهبری خود را تغییر دهد و در عین حال عمیقا سرکوبگر باقی بماند. ونزوئلا هشدار روشنی است و نشان میدهد وقتی نیروهای اجبار و شبکههای حامیپروری دستنخورده باقی میمانند، تغییر رهبری تا چه حد میتواند حداقلی باشد. نسخه ایرانی آن میتواند صرفا یک جابهجایی درونسیستمی باشد که برخی چهرههای مسالهدار را کنار میگذارد، ژستهای نمادین کاهش تنش میگیرد و توافقی همسو با چرخه انتخاباتی آمریکا ارائه میدهد.
گزینه جایگزین به همان اندازه نگرانکننده است. سرنگون کردن حکومت میتواند به تکهتکه شدن قدرت منجر شود: مراکز قدرت رقیب که برای مشروعیت میجنگند، نیروهای امنیتی که در حال ارزیابی شانسهای خود هستند، فرماندهانی که به اربابان جنگ تبدیل میشوند، و وفادارانی که به نام نظم قدیم با یک ضدانقلاب میجنگند.
جنگ داخلی قطعی نیست، اما ریسکی است که باید جدی گرفته شود. حتی اگر ائتلاف جدیدی برای حکومت شکل بگیرد، ممکن است سالهای نخست را صرف جنگ با بقایای نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی یا به احتمال بیشتر، ادغام آنها در ازای مصونیت کند. در هر دو صورت، مردم ایران ممکن است میان تداوم و هرجومرج گرفتار شوند؛ هیچیک از این دو آن پیروزی اخلاقی نیست که در شعارهای غربی القا میشود.
گزینههای تلافیجویانه حکومت ایران محدود به ساقط کردن هواپیماها نیست. تهران میتواند از ابزارهای نامتقارن استفاده کند: حملات موشکی و پهپادی به زیرساختهای منطقهای، آزار کشتیرانی، بستن تنگه هرمز، عملیات سایبری و خشونت از طریق نیروهای نیابتی.
گزارش شده برخی فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی هشدار دادهاند در پاسخ به هرگونه حمله آمریکا، از «تلافی محدود» فاصله خواهند گرفت و حتی نیروها و منافع آمریکا در خلیج فارس را هدف خواهند گرفت. نکته این نیست که جمهوری اسلامی میتواند آمریکا را از نظر نظامی شکست دهد که نمیتواند، بلکه مساله این است که میتواند واشینگتن را مجبور کند همزمان با اجرای کارزار هوایی، از یک محیط گسترده دفاع کند و این کار را به شیوهای انجام دهد که خطر محاسبه اشتباه و تشدید تنش را افزایش دهد.
مسیرهای تاریکتری برای تشدید تنش نیز وجود دارد. اگر رژیم باور کند با نابودی مواجه است، ممکن است به گزینههایی متوسل شود که در شرایط عادی از آنها پرهیز میکند، زیرا چنین گزینههایی میتوانند واکنشی فاجعهبار به دنبال داشته باشند. منطق یک دولت به گوشه راندهشده را باید جدی گرفت: اگر رهبری باور کند پایان نزدیک است، وسوسه شوکآفرینی، ایجاد وحشت یا بینالمللی کردن درگیری یا حتی استفاده از سلاحهای شیمیایی یا بیولوژیک افزایش مییابد. بهترین رویکرد، بازدارندگی و مدیریت ریسک است اما این سناریو بخشی از چشمانداز راهبردی است که هر برنامهریز جدی باید آن را ارزیابی کند.
اگر ترامپ دستور حمله را صادر کند، برنامهریزان نظامی آمریکا انتظار عملیاتی طولانیمدت و چند هفتهای علیه ایران را خواهند داشت؛ عملیاتی در مقیاسی بسیار فراتر از یک «حمله پیامگونه» یکشبه.
اینکه چنین حملهای به واقعیت تبدیل شود، نهتنها به امکانپذیری نظامی بلکه به این نکته بستگی دارد که کاخ سفید با چه سرعتی میتواند بمباران را به فروپاشی واقعی سیاسی در داخل ایران تبدیل کند. اگر این فروپاشی رخ ندهد، دولت ترامپ وسوسه خواهد شد اهداف را محدود کند: زیرساختهای هستهای و موشکی را هدف قرار دهد، مراکز فرماندهی را تنبیه کند، سپس عملیات را متوقف و ادعای پیروزی کند، در حالی که رژیم زخمی اما پابرجا باقی مانده است. این وسوسه با هر هفتهای که رژیم دوام آورد افزایش مییابد، زیرا هر هفته اضافی جنگ، یک طرح نظامی را به یک مسئولیت سیاسی داخلی تبدیل میکند.
نتیجه نظامی یک کارزار حمله زمانی نامطمئن نیست که پرسش این باشد آیا آمریکا میتواند آنچه را که مییابد نابود کند یا نه. پرسش دشوارتر این است که آیا نابود کردن آنچه پیدا میکند به نتایج سیاسی مورد نظر واشینگتن منجر میشود یا نه. قدرت هوایی میتواند طرف مقابل را وادار به پذیرش کند، آن را تضعیف کند، وحشت بیافریند و حتی اگر رژیم از پیش در حال فرسایش باشد و آلترناتیوی آماده بهرهبرداری باشد، موجب فروپاشی داخلی شود. اما دههها تجربه نشان داده کارزارهای هوایی مشروعیت ایجاد نمیکنند، قلمرو را اداره نمیکنند و تعاملات درونی تعیینکنندهای را شکل نمیدهند که روشن میکند پس از پایان بمباران چه کسی حکومت میکند. برتری هوایی به معنای کنترل سیاسی پایدار نیست و آن پیروزی که صرفا بر اساس نابودی اهداف تعریف شود، اغلب به بیثباتی پیچیده و بلندمدت منجر میشود.
اینها ریسکها هستند. با این حال، کاملاً ممکن است کارزار برنامهریزیشده به موفقیت بزرگی دست یابد و به انتقالی آرام به سوی ایرانی دموکراتیک و آزاد منجر شود. این غیرممکن نیست. اما رژیم آموخته است که بقا کلید موفقیت است و اکنون خود را حول زنده ماندن سازماندهی خواهد کرد، نه نمایش قدرت. میتواند از نظر تاکتیکی سریعتر از آنکه افکار عمومی غرب واکنش عاطفی نشان دهد تطبیق یابد. میتواند هزینهها را افزایش دهد بدون آنکه پیروز شود، و حتی اگر واشینگتن بتواند ابزارهای قدرت ایران را از آسمان نابود کند، نمیتواند صرفاً با بمباران به جانشینی پاک و بیدردسر برسد.
ایالات متحده خواهد توانست توانمندیهای ایران را در هم بشکند. اینکه آیا میتواند چنگال رژیم را بشکند، و اگر چنین کند دقیقا چه چیزی جای آن را خواهد گرفت، همان موضوعی است که باید ما را نسبت به هر کسی که جنگی کوتاه با پایانی مرتب و تمیز را تضمین میکند بدبین نگه دارد.