• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

نظرسنجی گلد گلاو: ۷۲ درصد ونزوئلایی‌ها پس از بازداشت مادورو، مسیر کشور را مثبت می‌دانند

۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۵:۳۳ (‎+۰ گرینویچ)

بر اساس نخستین نظرسنجی حضوری پس از مداخله نظامی آمریکا در ونزوئلا، ۷۲ درصد ونزوئلایی‌ها پس از بازداشت مادورو معتقدند کشور در مسیر مثبتی حرکت می‌کند. این یافته نخستین نظرسنجی حضوری پس از مداخله نظامی آمریکا در ونزوئلاست.

با این حال، ۵۸ درصد گفته‌اند وضعیت امنیتی بدتر شده و بسیاری خواهان برگزاری انتخابات آزاد در سال جاری هستند.

طبق نظرسنجی شرکت گلد گلاو کانسالتینگ افزایش خوش‌بینی شهروندان ونزوئلا در مقایسه با ژوئن ۲۰۲۴ چشمگیر است؛ زیرا در آن زمان سه‌چهارم شرکت‌کنندگان در نظرسنجی پیشین این شرکت گفته بودند ونزوئلا در مسیر اشتباهی قرار دارد.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

رویترز: مذاکره‌کنندگان جمهوری اسلامی از بیم ترور، خواستار اقدامات حفاظتی پاکستان شدند
۱

رویترز: مذاکره‌کنندگان جمهوری اسلامی از بیم ترور، خواستار اقدامات حفاظتی پاکستان شدند

۲
اختصاصی

حمله به یک مرد ایرانی در مرکز لندن؛ نگرانی‌ها از تهدید مخالفان جمهوری اسلامی شدت گرفت

۳
روایت شما

حقوق ۷۵ دلاری و هزینه‌های ۳۰۰۰ دلاری در ایران

۴
تحلیل

آیا قالیباف گورباچف جمهوری اسلامی است؟

۵

شکاف در حاکمیت و میان هواداران جمهوری اسلامی بر سر ادامه جنگ یا توافق

انتخاب سردبیر

  • حمله به یک مرد ایرانی در مرکز لندن؛ نگرانی‌ها از تهدید مخالفان جمهوری اسلامی شدت گرفت
    اختصاصی

    حمله به یک مرد ایرانی در مرکز لندن؛ نگرانی‌ها از تهدید مخالفان جمهوری اسلامی شدت گرفت

  • شکاف در حاکمیت و میان هواداران جمهوری اسلامی بر سر ادامه جنگ یا توافق

    شکاف در حاکمیت و میان هواداران جمهوری اسلامی بر سر ادامه جنگ یا توافق

  • ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

    ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

•
•
•

مطالب بیشتر

تجمع مونیخ و همبستگی ایرانیان خارج کشور؛ مشارکت حداکثری با همت عالی

۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۳:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
فرشید نوروزی

«خیلی‌ها تو آلمان سر کار بودن، بهشون مرخصی ندادن. گفتن ما پول خودمون رو می‌دیم، یکی که مشکل مالی داره جای ما بره مونیخ». این تنها یک روایت ساده نیست. موج همیاری ایرانیان خارج از کشور برای حضور پرشمار در تجمع مونیخ، جلوه‌هایی کم‌نظیر از دلبستگی به میهن را به تصویر کشیده است.

شاهزاده رضا پهلوی، شنبه ۲۵ بهمن (۱۴ فوریه) را «روز جهانی اقدام» نام‌گذاری کرد و از ایرانیان خارج کشور خواست با تجمع در سه شهر مونیخ، لس‌آنجلس و تورنتو و البته دیگر نقاط جهان، حمایت خود را از «انقلاب شیر و خورشید» و هم‌وطنان داخل کشور به نمایش بگذارند.

در فضای مجازی، شماری از ایرانیان این فراخوان را در امتداد فراخوان‌های ۱۸ و ۱۹ دی دانسته‌ و از آن به‌عنوان مرحله‌ای مکمل در مسیر خیزش ایرانیان داخل کشور یاد کرده‌اند.

یک دانشجوی ایرانی ساکن آلمان در مصاحبه با ایران‌اینترنشنال، همکاری گسترده ایرانیان در تبعید برای تسهیل حضور هم‌وطنان در تجمع مونیخ را «باورنکردنی» خواند و گفت: «هر کسی یه گوشه کار رو گرفته. همه هر کاری دارن، گذاشتن زمین تا فقط بیان مونیخ.»

او افزود: «می‌دونین همش به چی فکر می‌کنم؟ که این بزرگ‌ترین اتفاق خارج از کشوره. ما می‌تونیم تفاوت رو رقم بزنیم. بعد در آینده بگیم ما تو این اتفاق نقش داشتیم، نه اینکه از دور تماشاگر بودیم.»

100%

«با اینکه دوریم از وطن»؛ همدلی فراتر از مرزها

‫یک مرور کوتاه در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد موجی از همبستگی و مسئولیت‌پذیری در میان ایرانیان خارج کشور شکل گرفته است.

این همیاری به‌ویژه با هدف حمایت از هموطنانی صورت می‌گیرد که قصد شرکت در تجمع مونیخ را دارند، اما با موانع مالی یا سایر مشکلات روبه‌رو هستند.

‫شماری از ایرانیان مقیم خارج، متناسب با توان اقتصادی خود، بخشی از هزینه‌های سفر سایرین به مونیخ را بر عهده گرفته‌اند. اقدامی که به‌ویژه برای دانشجویان ساکن کشورهای اروپایی اهمیت زیادی دارد.

‫در کنار کمک‌های مالی، برخی دیگر که امکان پرداخت هزینه نداشتند اما با خودروی شخصی از شهرهای مختلف اروپا راهی مونیخ بودند، اعلام کرده‌اند صندلی‌های خالی خودروهایشان را در اختیار دیگر ایرانیان قرار می‌دهند تا امکان حضور جمعی در این رویداد فراهم شود.

سامان، ساکن پاریس، دلیل حضور خود در مونیخ را این‌گونه توصیف کرد: «پیام‌های زیادی از ایران گرفتم. دوستانم، خانواده‌ام، مردم ایران چشم امیدشون به ماست. هر جوری بود، خودم رو رسوندم.»

او افزود: «خودم رو به جاویدنام‌ها، بازداشتی‌ها و خانواده‌هاشون مدیون می‌دونم. فقط می‌خوام از ته دل بهشون بگم شما تنها نیستین. لحظه‌ای نیست به شما فکر نکنیم.»

در یکی از گروه‌های ایرانیان ساکن فرانسه نیز این پیام از یک هم‌وطن به چشم می‌خورد: «اگر کسی قصد رفتن به مونیخ را دارد و در خصوص هزینه رفت و برگشت دارای محدودیت و یا کسری پول است، من هزینه اتوبوس ۱۰ نفر را برای حمایت از هم‌وطنانم پرداخت می‌کنم. به امید آزادی وطنم.»

100%

شبکه‌ای از کمک‌های خرد و تحسین‌برانگیز

فرخ‌رو، دانشجوی ۳۱ ساله ساکن برلین، در مصاحبه با ایران‌اینترنشنال، روایتی از یکی از دوستان خود مطرح کرد: «دوستم کمردرد شدید داره و چون نمی‌تونست بیاد، هزینه سفر یک نفر رو به مونیخ تقبل کرد.»

فرخ‌رو افزود: «اما در نهایت دلش طاقت نیاورد و خودشم بلیت گرفت. با توجه به شرایط کمرش، سفرش رو با وجود همه هزینه‌ها سه‌روزه کرد تا هم مونیخ رو بیاد و هم بتونه به اندازه کافی استراحت کنه.»

‫او در ادامه به نمونه‌ای دیگر اشاره کرد: یک دانشجوی ایرانی علی‌رغم تنگنای مالی، مبلغ ۱۶۰ یورو را در اختیار گروهی از هماهنگ‌کنندگان در برلین گذاشت تا زمینه حضور شمار بیشتری از هم‌وطنان در مونیخ فراهم شود.

روایت سوم فرخ‌رو نیز جلوه دیگری از همیاری ایرانیان خارج از کشور را به نمایش می‌گذارد: «یک دختر دانشجو بهم پیام داد که می‌خواد بیاد مونیخ، اما چون تازه شهریه داده، دستش خالیه. از طریق دو تا از دوستان ۴۴ یورو برای هزینه سفرش تامین شد. اما جالب اینه که خود اون دختر دو روز بعد پیام داد ۵۰ یورو به دستش رسیده و اگر کسی می‌خواد بلیت بگیره، این پول رو هزینه می‌کنه. این روحیه واقعا قابل تحسینه.»

از گوتینگن آلمان نیز روایت‌های مشابهی از کمک و همکاری ایرانیان برای مشارکت حداکثری در مونیخ رسیده است.

100%

‫دست‌به‌دست برای وطن؛ داستان همراهی ایرانیان هلند

همتا، ۳۲ ساله و ساکن آمستردام، که مسئولیت مشترک هماهنگی اتوبوس‌های اعزامی به مونیخ را بر عهده دارد، از استقبال چشمگیر ایرانیان مقیم هلند برای شرکت در این سفر گروهی خبر داد.

همتا به ایران‌اینترنشنال گفت: «ما با یک اتوبوس شروع کردیم، اما از بس تقاضا زیاد بود، الان شدیم سه اتوبوس. پر شدن هر اتوبوس واقعا چند ساعت بیشتر زمان نبرد. اگر چند تا اتوبوس دیگه هم هماهنگ می‌کردیم پر می‌شد.»

او اضافه کرد: «بعضی‌ها بچه داشتن، پت داشتن، مریض بودن و سفر به مونیخ براشون سخت بود. هر کسی نیومد، کمکش رو فرستاد. ما تونستیم خیلی‌ها رو رایگان یا نیم‌بها ثبت‌نام کنیم.»

به گفته همتا، بسیاری از ایرانیان ساکن هلند برای حضور در مونیخ از خود انعطاف نشان دادند و «گفتند اگه اتوبوس یک شهر پر بود، خودشون رو به اتوبوس شهر دیگه می‌رسونن».

ایرانیان مقیم آمستردام برای تجمع مونیخ آماده می‌شوند
100%
ایرانیان مقیم آمستردام برای تجمع مونیخ آماده می‌شوند

نمی‌‌توانم بیایم، اما کمک می‌کنم

سارا، ساکن اشتوتگارت، گفت در گروه‌های عمومی ایرانیان خارج کشور در پیام‌رسان‌های گوناگون، بسیاری در روزهای اخیر برای کمک به هم‎وطنان به‌منظور شرکت در تجمع مونیخ اعلام آمادگی کرده‌اند.

در یکی از این پیام‌ها که در اختیار ایران‌اینترنشنال قرار گرفته، آمده است: «من به‌خاطر بچه‌هام که کوچک هستن، نمی‌تونم برم مونیخ. اما اگر کسی به‌خاطر هزینه نمی‌ره، من می‌تونم هزینه یک نفر رو پرداخت کنم.»

‫سارا افزود برای حمایت عملی، یکی از دوستانش را در منزل خود اسکان داده است تا او بتواند پس از اقامتی کوتاه در اشتوتگارت، بدون دغدغه راهی مونیخ شود و در تجمع حضور پیدا کند.

آنچه برای تجمع مونیخ شکل گرفته، صرفا یک فراخوان سیاسی نیست، بلکه نمایش شبکه‌ای خودجوش از همبستگی ایرانیان دور از وطن است. شبکه‌ای که با کمک‌های خرد، مسئولیت‌پذیری فردی و احساس دین به هم‌وطنان داخل کشور، معنای تازه‌ای از همراهی را رقم می‌زند.

کنفرانس امنیتی مونیخ، صحنه‌ای مهم برای روایت‌های سیاسی درباره ایران

۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۰:۳۶ (‎+۰ گرینویچ)

در سال‌های اخیر، مسائل مربوط به ایران یکی از موضوعات کنفرانس امنیتی مونیخ بوده است. به علاوه تجمع‌های اعتراضی، نشست‌های رسانه‌ای و گفت‌وگوهای سازمان‌های مدنی، باعث شده تصویر ایران در مونیخ فقط به پنل‌های رسمی محدود نماند و در سطح وسیع‌تری در فضای رسانه‌ای کنفرانس مطرح شود.

کنفرانس امنیتی مونیخ، یکی از شناخته‌شده‌ترین نشست‌های سالانه در حوزه سیاست خارجی و امنیت بین‌الملل است. رویدادی که هر سال در شهر مونیخ آلمان برگزار می‌شود و رهبران سیاسی، وزیران خارجه و دفاع، مقام‌های نظامی، دیپلمات‌ها، مدیران نهادهای بین‌المللی، پژوهشگران و خبرنگاران از کشورهای مختلف را گرد هم می‌آورد.

این کنفرانس برخلاف مجامع رسمی مانند سازمان ملل، نهاد تصمیم‌گیر حقوقی نیست، در آن قطعنامه صادر نمی‌شود و رای‌گیری رسمی انجام نمی‌گیرد. با این حال، به‌دلیل حضور تعداد زیادی از تصمیم‌گیران جهانی در یک زمان و مکان، به یکی از مهم‌ترین برنامه‌های غیررسمی برای گفت‌وگو درباره مسائل امنیتی تبدیل شده است. جایی که علاوه بر نشست‌های رسمی، دیدارهای پشت‌پرده، گفت‌وگوهای در راهرو و تبادل پیام‌های سیاسی نیز نقش مهمی در آن ایفا می‌کنند.

ریشه‌های کنفرانس؛ از سال ۱۹۶۳ تا تبدیل شدن به یک فوروم جهانی

کنفرانس امنیتی مونیخ نخستین بار در سال ۱۹۶۳ آغاز شد. در آن زمان، جهان در میانه جنگ سرد قرار داشت و هدف اصلی نشست، ایجاد فضایی برای گفت‌وگو میان آلمان غربی و متحدان غربی‌اش درباره مسائل دفاعی و امنیتی بود.

در دوره‌های اولیه، شرکت‌کنندگان عمدتا سیاستمداران و نظامیان کشورهای عضو ناتو بودند و بحث‌ها بیشتر به موازنه قدرت میان بلوک غرب و اتحاد جماهیر شوروی مربوط می‌شد.

با پایان جنگ سرد، ماهیت کنفرانس نیز تغییر کرد. موضوعات آن از مسائل نظامی صرف فراتر رفت و حوزه‌های گسترده‌تری مانند امنیت انرژی، تروریسم بین‌المللی، رقابت‌های ژئوپلیتیک، امنیت سایبری، مهاجرت، اقتصاد جهانی و حتی پیامدهای اقلیمی وارد بحث‌ها شدند.

امروزه کنفرانس امنیتی مونیخ به‌عنوان یکی از مهم‌ترین محل‌های گفت‌وگوی سالانه درباره امنیت جهانی شناخته می‌شود و هر سال در هتل تاریخی بایریشرهوف برگزار می‌شود. مکانی که به‌نوعی به نماد این رویداد تبدیل شده است.

چرا کنفرانس مونیخ با اینکه تصمیم‌گیر نیست، اهمیت دارد؟

اهمیت این نشست در سازوکار رسمی آن نیست، بلکه در «ترکیب افراد حاضر» و «فضای غیررسمی» آن است. رهبران کشورها، وزیران ارشد، مقام‌های اتحادیه اروپا، فرماندهان نظامی و رؤسای اندیشکده‌ها در یک محیط نسبتا بسته گرد هم می‌آیند و همین فرصت، امکان گفت‌وگوهای مستقیم و کم‌هزینه سیاسی را فراهم می‌کند.

در بسیاری از سال‌ها، دیدارهای دوجانبه‌ای که در حاشیه کنفرانس انجام شده، زمینه‌ساز مذاکرات رسمی بعدی یا تغییر لحن سیاسی کشورها بوده است. به همین دلیل، پوشش رسانه‌ای کنفرانس تنها به پنل‌های رسمی محدود نمی‌شود و توجه زیادی به دیدارهای حاشیه‌ای و پیام‌های سیاسی می‌شود.

همچنین هر سال گزارشی با عنوان «گزارش امنیتی مونیخ» پیش از آغاز نشست منتشر می‌شود که تصویری تحلیلی از وضعیت امنیت بین‌الملل ارائه می‌دهد و عملا چارچوب بحث‌های کنفرانس را مشخص می‌کند.

  • تروریستی خواندن سپاه پاسداران تا درخواست ارجاع ایران به لاهه، در نشست پارلمان اروپا

    تروریستی خواندن سپاه پاسداران تا درخواست ارجاع ایران به لاهه، در نشست پارلمان اروپا

کنفرانس ۲۰۲۶؛ محورهای اصلی

شصت‌ودومین دوره کنفرانس امنیتی مونیخ از ۲۴ تا ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ (۱۳ تا ۱۵ فوریه ۲۰۲۶) برگزار می‌شود.

موضوعات اصلی اعلام‌شده شامل آینده امنیت اروپا و نقش ناتو، جنگ اوکراین و پیامدهای آن، بحران‌های خاورمیانه، رقابت قدرت‌های بزرگ و وضعیت نظم بین‌المللی است.

گزارش سالانه کنفرانس در سال ۲۰۲۶ با عنوان «زیر فشار فرساینده/ Under Destruction» منتشر شده و بر افزایش بی‌ثباتی جهانی و فشار بر نظم موجود بین‌المللی تاکید کرده است.

  • آمریکا بزرگ‌ترین ناو هواپیمابر جهان را به خاورمیانه اعزام کرد

    آمریکا بزرگ‌ترین ناو هواپیمابر جهان را به خاورمیانه اعزام کرد

ایران و کنفرانس مونیخ؛ از حضور رسمی تا تغییر مسیر

موضوع ایران همواره یکی از مباحث مهم در کنفرانس مونیخ بوده است؛ چه در ارتباط با برنامه هسته‌ای، چه امنیت منطقه‌ای، چه تحولات خاورمیانه. اما آنچه در سال‌های اخیر توجه بیشتری جلب کرده، تغییر شکل حضور ایرانیان در این نشست است.

در سال‌های گذشته، مقام‌های رسمی جمهوری اسلامی به طور منظم در کنفرانس حضور داشتند و از این تریبون برای بیان مواضع تهران استفاده می‌کردند.

محمدجواد ظریف،  وزیر امور خارجه پیشین جمهوری اسلامی، در چندین دوره کنفرانس شرکت کرد و در پنل‌ها و مناظره‌های مربوط به پرونده هسته‌ای حضور داشت.

حضور او در مونیخ معمولا با گفت‌وگوهای پر بازتاب رسانه‌ای همراه بود.

علی شمخانی، دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی، در برخی دوره‌ها نمایندگی ایران را در مباحث امنیتی بر عهده داشت.

علاوه بر این چهره‌های شناخته‌شده، در برخی دوره‌ها مقام‌هایی از حوزه انرژی یا اقتصاد نیز در مونیخ دیده شدند.

برای حکومت ایران، کنفرانس امنیتی مونیخ چند کارکرد هم‌زمان داشت: نخست، ارائه مستقیم مواضع رسمی جمهوری اسلامی در برابر سیاستمداران اروپایی و آمریکایی. دوم، استفاده از فرصت گفت‌وگوهای غیررسمی در حاشیه کنفرانس برای کاهش تنش یا تبادل پیام سیاسی و سوم، تعامل با رسانه‌های بین‌المللی در فضایی که توجه گسترده خبری به آن وجود داشت.

پس از اعتراضات؛ تغییر ترکیب مهمانان و بازتعریف حضور ایران

پس از اعتراضات سراسری در ایران در سال ۱۴۰۱، نحوه حضور نمایندگان ایرانی در کنفرانس امنیتی مونیخ به‌تدریج دستخوش تغییر شد.

پس از گسترش اعتراضات و واکنش‌های بین‌المللی به وضعیت حقوق بشر در ایران، برگزارکنندگان کنفرانس رویکرد متفاوتی در قبال دعوت از مقام‌های رسمی جمهوری اسلامی در پیش گرفتند.

در آستانه کنفرانس مونیخ ۲۰۲۳، برگزارکنندگان اعلام کردند دعوت از مقام‌های جمهوری اسلامی در دستور کار نیست. این تصمیم هم‌زمان با افزایش فشارهای سیاسی در اروپا و بحث‌های گسترده درباره نحوه تعامل با تهران گرفته شد. در نتیجه، برای نخستین بار پس از سال‌ها، نمایندگان رسمی تهران در کنفرانس حضور نداشتند.

این تغییر، فضای تازه‌ای ایجاد کرد. فضایی که به حضور چهره‌های غیردولتی، فعالان مدنی و مخالفان جمهوری اسلامی در برنامه‌ها و حاشیه کنفرانس امکان بیشتری داد.

از این مقطع به بعد، تصویر «ایران» در مونیخ بیشتر از طریق بازیگران غیردولتی بازتاب یافت.

کنفرانس ۲۰۲۳؛ نخستین حضور رسمی مخالفان در برنامه اصلی

کنفرانس امنیتی مونیخ در سال ۲۰۲۳ به نقطه عطفی در نحوه حضور ایرانیان تبدیل شد. در این دوره، برای نخستین بار پنلی رسمی با عنوان «زن، زندگی، آزادی: چشم‌اندازهایی برای ایران» در برنامه اصلی کنفرانس برگزار شد. پنلی که مستقیما به وضعیت ایران اختصاص داشت.

شرکت‌کنندگان ایرانی این نشست عبارت بودند از شاهزاده رضا پهلوی، مسیح علی‌نژاد و نازنین بنیادی.

در کنار آنان، چهره‌هایی از پارلمان اروپا و ایالات متحده نیز حضور داشتند و درباره تحولات ایران، اعتراضات و آینده سیاسی کشور گفت وگو شد.

این نشست بازتاب رسانه‌ای گسترده‌ای پیدا کرد و به یکی از بخش‌های پرمخاطب کنفرانس آن سال تبدیل شد.

حضور این چهره‌ها در برنامه رسمی، نشان‌دهنده تغییر محسوس در نحوه بازنمایی موضوع ایران در مونیخ بود: در غیاب مقام‌های رسمی جمهوری اسلامی، صدای مخالفان در قالب یک پنل اصلی شنیده شد.

کنفرانس ۲۰۲۴؛ انتقال حضور به حاشیه‌ها و فعالیت‌های جانبی

در دوره ۲۰۲۴، پنل رسمی مشابه سال قبل برگزار نشد اما حضور چهره‌های ایرانی همچنان ادامه داشت. تفاوت اصلی این بود که فعالیت‌ها بیشتر به حاشیه کنفرانس منتقل شد.

در این دوره علی‌نژاد در مونیخ حضور داشت و در مصاحبه‌های رسانه‌ای و دیدارهای جانبی شرکت کرد. همچنین فعالان ایرانی با برخی سیاستمداران اروپایی و نمایندگان نهادهای مدنی دیدارهایی برگزار کردند.

هم‌زمان تجمع‌ها و برنامه‌های اعتراضی در بیرون محل کنفرانس شکل گرفت که بخشی از توجه رسانه‌ها را به خود جلب کرد.

کنفرانس ۲۰۲۵؛ ادامه حضور مخالفان

در کنفرانس ۲۰۲۵ نیز مقام‌های رسمی جمهوری اسلامی در فهرست شرکت‌کنندگان دیده نشدند. در عوض، حضور فعالان و چهره‌های مخالف ادامه یافت و ایران همچنان یکی از موضوعات مورد توجه در حاشیه نشست بود.

در این سال هم علی‌نژاد در برخی برنامه‌ها و گفت‌وگوهای رسانه‌ای شرکت داشت.

موضوع دعوت از شاهزاده رضا پهلوی به بحثی رسانه‌ای تبدیل شد، گزارش‌هایی درباره وضعیت دعوت یا تغییرات مربوط به آن منتشر شد و تجمع‌های ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی در شهر مونیخ و اطراف محل برگزاری کنفرانس ادامه داشت.

  • کنفرانس امنیتی مونیخ پس از لغو دعوت از نماینده جمهوری اسلامی شاهزاده رضا پهلوی را دعوت کرد

    کنفرانس امنیتی مونیخ پس از لغو دعوت از نماینده جمهوری اسلامی شاهزاده رضا پهلوی را دعوت کرد

کنفرانس ۲۰۲۶؛ حضور شاهزاده پهلوی و لغو دعوت مقام‌های رسمی ایران

در کنفرانس ۲۰۲۶، شاهزاده رضا پهلوی در مونیخ در یک پنل حضور خواهد داشت. حضور او هم‌زمان با برگزاری برنامه‌ها و تجمع‌هایی در حاشیه کنفرانس است که با هدف جلب توجه رسانه‌های بین‌المللی برگزار می‌شود. از جمله قرار است یک تجمع اعتراضی هماهنگ در روز ۲۵ بهمن (۱۴ فوریه) در مونیخ، تورنتو و لس‌آنجلس برگزار شود.

در سوی دیگر، دعوتی که پیش‌تر برای برخی مقام‌های جمهوری اسلامی ارسال شده بود، لغو شده و در نتیجه، حکومت ایران نماینده رسمی در این دوره ندارد. این وضعیت باعث شده  تصویر ایران در مونیخ عمدتا از طریق چهره‌های غیردولتی، فعالان مدنی و برنامه‌های جانبی شکل بگیرد.

کنفرانس امنیتی مونیخ تنها به جلسات رسمی محدود نیست و هر سال در سطح شهر، نشست‌های رسانه‌ای، گفت‌وگوهای غیررسمی، تجمع‌ها و برنامه‌های مدنی مختلف برگزار می‌شود. حضور صدها خبرنگار بین‌المللی باعث می‌شود برنامه‌های جانبی نیز بازتاب گسترده‌ای پیدا کنند.

آمریکا بزرگ‌ترین ناو هواپیمابر جهان را به خاورمیانه اعزام کرد

۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ۰۷:۵۲ (‎+۰ گرینویچ)

روزنامه نیویورک‌تایمز به نقل از چهار مقام آمریکایی نوشت که ناو هواپیمابر «یواس‌اس جرالد آر. فورد» و ناوهای اسکورت همراه آن به خاورمیانه فرستاده می‌شوند و انتظار نمی‌رود تا نیمه یا اواخر اردیبهشت به بنادر اصلی محل استقرار خود بازگردند.

به نوشته این رسانه، خدمه ناو فورد که بزرگ‌ترین ناو هواپیمابر جهان است، پنج‌شنبه ۲۳ بهمن از این اعزام مطلع شدند.

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری ایالات متحده، در روزهای گذشته اعلام کرده بود در راستای افزایش فشار بر جمهوری اسلامی، ناو دیگری را به منطقه خواهد فرستاد.

ناو فورد که سوم تیر مقر اصلی خود را در بندر نورفولک در ایالت ویرجینیا ترک کرد، ابتدا قرار بود به یک سفر دریایی در اروپا برود اما در چارچوب اعمال فشار حداکثری به کاراکاس، به منطقه کارائیب تغییر مسیر داد و در آب‌های ونزوئلا ماند.

جنگنده‌های مستقر بر ناو فورد در حمله ۱۳ دی (سوم ژانویه) به پایتخت ونزوئلا و بازداشت نیکلاس مادورو، رییس‌جمهوری وقت این کشور، مشارکت داشتند.

به نوشته نیویورک‌تایمز، ملوانان ناو فورد انتظار داشتند تا حدود دو هفته دیگر به خانه بازگردند اما ماموریت جدید، بازگشت از پیش‌‌ تعیین‌شده ناو به سواحل ویرجینیا و انجام ارتقاهای اساسی و تعمیرات عمده را به تاخیر می‌اندازد.

ترامپ، ساعاتی پیش از انتشار این خبر در نیویورک‌تایمز، گزارش وال‌استریت ژورنال درباره آماده‌باش پنتاگون به‌منظور اعزام دومین ناو هواپیمابر به خاورمیانه را در شبکه اجتماعی خود، تروث سوشال، بازنشر کرد.

وال‌استریت ژورنال گزارش داده بود که هم‌زمان با آماده شدن ارتش آمریکا برای حمله احتمالی به جمهوری اسلامی، پنتاگون به دومین گروه ضربتی ناو هواپیمابر آمریکا دستور داده است برای اعزام به خاورمیانه آماده شود.

این روزنامه به نقل از سه مقام آمریکایی نوشت: «هم‌زمان با آماده شدن ارتش آمریکا برای حمله احتمالی به جمهوری اسلامی، پنتاگون به دومین گروه ضربتی ناو هواپیمابر آمریکا دستور داده است برای اعزام به خاورمیانه آماده شود.»

روزنامه معاریو در اسرائیل، ۲۲ بهمن در گزارشی درباره تحولات اخیر منطقه، روزهای آتی را «حساس و سرنوشت‌ساز» توصیف کرد و نوشت طبق ارزیابی‌های اسرائیل، ترامپ در نهایت تصمیم خواهد گرفت به ایران حمله کند.

  • ‫معاریو: بر اساس ارزیابی‌ها در اسرائیل، ترامپ در نهایت به ایران حمله می‌کند

    ‫معاریو: بر اساس ارزیابی‌ها در اسرائیل، ترامپ در نهایت به ایران حمله می‌کند

معاریو گزارش داد ارزیابی‌ها در اسرائیل حاکی از آن است که مذاکرات تهران و واشینگتن به توافق نمی‌انجامد و آمریکا ناچار خواهد شد از قدرت نظامی خود علیه جمهوری اسلامی استفاده کند.

این روزنامه با اشاره به سفر بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، به واشینگتن برای دیدار با ترامپ و همچنین احتمال از سرگیری اعتراضات مردم ایران به مناسبت چهلمین روز کشته شدن جاویدنامان انقلاب ملی افزود روزهای پیش رو، تعیین‌کننده خواهد بود.

معاریو ادامه داد: «مساله این است که در آمریکا می‌خواهند با درجه اطمینان بالایی بدانند که اقدام نظامی به نتایج مورد نظر منجر می‌شود؛ یعنی برچیدن برنامه هسته‌ای ایران و توان موشک‌های بالستیک آن. ضربه به حاکمیت، در این چارچوب، دستاوردی اضافه [بر موارد اصلی] تلقی می‌شود.»

در روزهای اخیر، گمانه‌زنی‌ها درباره اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی و واکنش احتمالی حکومت ایران بالا گرفته است.

وزارت دفاع اسرائیل ۲۲ بهمن از آزمایش‌های جدید روی سامانه پدافند هوایی «فلاخن داوود» با همکاری آژانس دفاع موشکی آمریکا خبر داد.

ایال زمیر، رییس ستاد کل ارتش اسرائیل، نیز در مراسم تشکیل یک لشکر رزمی جدید با نام «لشکر ۳۸» تاکید کرد ارتش این کشور برای مقابله با «هر تهدیدی» آماده است.

سنتکام از خروج سازمان‌یافته نیروهای آمریکایی از پادگان التنف سوریه خبر داد

۲۳ بهمن ۱۴۰۴، ۲۰:۳۳ (‎+۰ گرینویچ)

فرماندهی مرکزی ایالات متحده(سنتکام) اعلام کرد خروج نیروهای آمریکایی از پادگان التنف در سوریه را در قالب یک جابه‌جایی «سنجیده و مبتنی بر شرایط» به پایان رساند. سنتکام در عین حال تاکید کرد ماموریت مقابله با داعش همچنان ادامه خواهد داشت.

سنتکام پنج‌شنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ در بیانیه‌ای اعلام کرد روند خروج سازمان‌یافته نیروهای آمریکایی از پادگان التنف چهارشنبه ۲۲ بهمن تکمیل شد.

بر اساس این بیانیه، این اقدام بخشی از روند جابه‌جایی «نیروی ضربت مشترک ترکیبی» در چارچوب «عملیات عزم راسخ» است.

نقش «عملیات عزم راسخ» در جابه‌جایی نیروها

سنتکام در بیانیه خود نوشت نیروی ضربت مشترک ترکیبی در سال ۲۰۱۴ تشکیل شد و وظیفه «مشاوره، یاری‌رسانی و توانمندسازی» نیروهای شریک را در نبرد علیه داعش برعهده داشت.

  • حمله به نیروهای آمریکا در سوریه زنگ خطر نفوذ افراط‌گرایان را دوباره به صدا درآورد

    حمله به نیروهای آمریکا در سوریه زنگ خطر نفوذ افراط‌گرایان را دوباره به صدا درآورد

این فرماندهی همچنین به تصمیم وزارت جنگ در آوریل ۲۰۲۵ اشاره کرد که بر اساس آن ارتش آمریکا پس از شکست سرزمینی داعش در سال ۲۰۱۹، روند تجمیع پایگاه‌های خود در سوریه را آغاز می‌کند.

برد کوپر، فرمانده سنتکام، گفت نیروهای ایالات متحده «همچنان در وضعیت آماده‌باش کامل» قرار دارند تا به هرگونه تهدید داعش پاسخ دهند.

او افزود سنتکام از تلاش‌هایی که به رهبری شرکا برای جلوگیری از ظهور مجدد داعش انجام می‌شود حمایت می‌کند و «حفظ فشار بر داعش» را برای حفاظت از خاک ایالات متحده و تقویت امنیت منطقه‌ای «حیاتی» می‌داند.

عملیات‌ اخیر و آمار اعلام‌شده از سوی سنتکام

سنتکام پیش‌تر در نهم دی اعلام کرد نیروهای آمریکا و شرکای آن‌ها در روزهای پس از حمله گسترده ۱۹دسامبر در سوریه، نزدیک به ۲۵ نفر از عوامل داعش را «کشته یا بازداشت» کردند.

بر اساس اعلام این فرماندهی، نیروهای آمریکا و شرکای آن‌ها در سراسر سوریه طی ۱۱ ماموریت که بین ۲۰تا ۲۹ دسامبر انجام شد، دست‌کم هفت عضو داعش را کشتند و افراد دیگری را بازداشت کردند. این عملیات‌ همچنین به نابودی چهار مخفیگاه تسلیحاتی داعش انجامید.

  • عراق از انتقال ۲۲۵۰ زندانی داعش از سوریه به این کشور خبر داد

    عراق از انتقال ۲۲۵۰ زندانی داعش از سوریه به این کشور خبر داد

۲۲ آذر در جریان یک تیراندازی نزدیک شهر تدمر، یک عضو نیروهای امنیتی سوریه به همراه دو نظامی و یک مترجم آمریکایی کشته شدند و سه نظامی دیگر زخمی شدند. پس از آن دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری ایالات متحده، هشدار داد «تلافی بسیار جدی» در واکنش به این حمله در راه خواهد بود.

سنتکام همچنین اعلام کرد طی دو ماه گذشته نیروهای آمریکا با استفاده از بیش از ۳۵۰ مهمات نقطه‌زن، بیش از ۱۰۰ هدف را مورد حمله قرار دادند و بیش از ۵۰ نفر از «تروریست‌های داعش» را بازداشت کردند یا کشتند.

این فرماندهی افزود این ماموریت‌ها پس از آغاز عملیات «شاهین ضربت» در ۱۹دسامبر انجام شد؛ عملیاتی که طی آن نیروهای آمریکا و اردن بیش از ۷۰ هدف را با بیش از ۱۰۰ مهمات دقیق هدف قرار دادند.

مسقط، اغراق نظامی و بحران مشروعیت جمهوری اسلامی

۲۳ بهمن ۱۴۰۴، ۱۱:۵۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار

مذاکرات میان ایران و آمریکا در مسقط صرفا ادامه یک پرونده هسته‌ایِ فرسوده نبوده است. این گفت‌وگوها در لحظه‌ای آغاز شد که جمهوری اسلامی پس از سرکوب خونین دی‌ماه، وارد فاز آشکار «حکمرانی از طریق اعمال خشونت» شده است.

در چنین وضعیتی، دیپلماسی نه ابزار حل اختلاف، بلکه بخشی از مدیریت یک بحران هم‌زمان داخلی و خارجی است. بحرانی که از خیابان‌های ملتهب ایران تا محاسبات امنیتی کشورهای منطقه امتداد یافته است.

مسقط زمانی به محل مذاکره تبدیل شد که مساله اصلی برای تهران دیگر فقط فشار تحریم یا خطر جنگ نیست، بلکه از بین رفتن مشروعیتی است که توان حکومت برای کنترل جامعه را تهدید می‌کند.

به همین دلیل، مذاکرات معنایی فراتر از چانه‌زنی فنی پیدا کرده‌ است: این گفت‌وگوها تلاشی است برای مهار فشار خارجی به‌منظور تثبیت کنترل داخلی. تلاشی که در آن هر گشایش اقتصادی بالقوه، نه فقط یک امتیاز دیپلماتیک که منبعی برای تداوم سرکوب تلقی می‌شود.

  • گروسی: موضع اخیر ایران درباره «راستی‌آزمایی» هسته‌ای برای جلوگیری از حملات جدید است

    گروسی: موضع اخیر ایران درباره «راستی‌آزمایی» هسته‌ای برای جلوگیری از حملات جدید است

قدرت‌نمایی پس از سرکوب؛ وقتی اغراق به ابزار بقا تبدیل می‌شود

در چنین فضایی، اغراق در توان نظامی ایران را نمی‌توان تنها یک تاکتیک بازدارنده کلاسیک دانست. این اغراق اکنون به بخشی از راهبرد بقا تبدیل شده است.

جمهوری اسلامی پس از کشتار دی‌ماه، بیش از هر زمان دیگری به روایت «اقتدار» نیاز دارد؛ روایتی که هم پیام کنترل به جامعه داخل بدهد و هم به خارج درباره هزینه‌های جنگ هشدار دهد.

به همین دلیل نمایش توان موشکی، تاکید بر ظرفیت پاسخ متقابل و برجسته‌سازی «هزینه جنگ» برای دشمن، در این مقطع تصادفی نیست.

در روزهای منتهی به مذاکرات مسقط، سپاه پاسداران با انتشار تصاویر آنچه رسما «شهر موشکی زیرزمینی» نامید، تلاش کرد بر وسعت، پراکندگی و دشواری نابود کردن توان موشکی ایران تاکید کند.

این تصاویر نه از یک سامانه تازه پرده برمی‌داشت و نه تغییری واقعی در موازنه نظامی ایجاد می‌کرد، اما یک پیام سیاسی مشخص داشت: این توان، حتی در سناریوی حمله، قابل حذف سریع نیست.

  • خبرگزاری دولتی روسیه از پروازهای شناسایی ارتش آمریکا در نزدیکی مرزهای ایران خبر داد

    خبرگزاری دولتی روسیه از پروازهای شناسایی ارتش آمریکا در نزدیکی مرزهای ایران خبر داد

هم‌زمان، فرماندهان نظامی بر «آمادگی پاسخ فوری» و «سناریوهای از پیش‌طراحی‌شده» تاکید کردند، بی‌آنکه اقدامی عملی در میدان انجام شود.

ترکیب نمایش کنترل‌شده قدرت بدون عبور از آستانه درگیری، نشان می‌دهد هدف اصلی بالا بردن هزینه ذهنی تشدید تنش است، نه آغاز جنگ.

در این روایت، تمرکز بر برد، تعداد و پراکندگی موشک‌ها و نه دقت نقطه‌زنی یا کارایی عملیاتی، انتخابی آگاهانه است، زیرا مخاطب اصلی آن نه فرمانده نظامی، بلکه سیاست‌گذار غربی است.

پیام این است: فشار خارجی به تغییر سیاسی منجر نمی‌شود و هر حرکت به‌سوی تقابل، به‌سرعت می‌تواند به بحرانی پرهزینه و منطقه‌ای تبدیل شود.

این پیام مستقیما به میز مذاکره برمی‌گردد، زیرا هدفش پایین آوردن سقف مطالبات غرب و تثبیت این تصور است که در مقطع کنونی، دیپلماسی تنها مسیر کم‌هزینه باقی‌مانده است.

  • ترامپ و نتانیاهو «نمایش اتحاد» را بر تصمیم‌گیری قاطع درباره ایران ترجیح دادند

    ترامپ و نتانیاهو «نمایش اتحاد» را بر تصمیم‌گیری قاطع درباره ایران ترجیح دادند

اما این اغراق، هم‌زمان یک تناقض درونی نیز دارد: رژیمی که برای حفظ کنترل داخلی به سرکوب گسترده متوسل شده، در سطح بین‌المللی آسیب‌پذیرتر است.

مشروعیت زایل شده این نظام، انعطاف‌پذیری او را کاهش می‌دهد و هر عقب‌نشینی آشکار می‌تواند در داخل به‌عنوان ضعف تعبیر شود. به همین دلیل، تهران ناچار است هم مذاکره کند و هم قدرت‌نمایی را تشدید کند؛ ترکیبی شکننده که دیپلماسی را دشوارتر می‌کند.

  • سپر کاغذی؛ دیپلماسی لرزان منطقه بین جنگ و صلح تهران و واشینگتن

    سپر کاغذی؛ دیپلماسی لرزان منطقه بین جنگ و صلح تهران و واشینگتن

غرب پس از دی‌ماه؛ مذاکره با یک رژیم بی‌پروا

هرچند مذاکرات مسقط به‌طور مشخص میان ایران و ایالات متحده جریان یافت، اما پیامدهای آن در کل فضای سیاسی غرب از آمریکا تا اروپا، خوانده و داوری می‌شود.

سرکوب دی‌ماه، نگاه غرب به مذاکرات را نیز تغییر داده است. دیگر مساله فقط مهار یک برنامه هسته‌ای نیست، بلکه مواجهه با رژیمی است که نشان داده برای بقا، آماده استفاده از خشونت عریان است.

این وضعیت، دو نگرانی متضاد اما هم‌زمان را در سیاست غربی فعال می‌کند.

از یک سو، این استدلال که جلوگیری از تشدید بحران و جنگ، همچنان اولویت دارد و دیپلماسی هرچند محدود، ضروری است و از سوی دیگر، این نگرانی که هر گشایش اقتصادی ناشی از توافق، می‌تواند به تقویت ماشین سرکوب داخلی منجر شود.

این دوگانه، مذاکرات مسقط را به میدان متوازن‌سازی سیاسی بدل کرده است: نه آن‌قدر فشار که مسیر به سمت درگیری برود و نه آن‌قدر امتیاز که توافق شبیه «نجات رژیم» به نظر برسد.

در این چارچوب، آمریکا نیز به اغراق متوسل می‌شود؛ هم در تصویرسازی از تهدید ایران برای توجیه فشار و هم در نمایش آمادگی نظامی برای حفظ بازدارندگی.

اما پس از دی‌ماه، این اغراق‌ها با حساسیت بیشتری خوانده می‌شوند، زیرا هر تصمیم اشتباه می‌تواند پیامدهای اخلاقی و سیاسی جدی داشته باشد.

  • ‫معاریو: بر اساس ارزیابی‌ها در اسرائیل، ترامپ در نهایت به ایران حمله می‌کند

    ‫معاریو: بر اساس ارزیابی‌ها در اسرائیل، ترامپ در نهایت به ایران حمله می‌کند

مذاکرات مسقط؛ خرید زمان یا بازتولید بحران؟

آنچه در چنین فضایی محتمل به نظر می‌رسد، نه توافقی جامع و پایدار، بلکه توافق‌هایی محدود و مرحله‌ای است. توافق‌هایی برای خرید زمان. اما خرید زمان برای چه کسی؟

برای غرب، خرید زمان یعنی جلوگیری از جهش هسته‌ای و مهار خطر جنگ.

برای جمهوری اسلامی، خرید زمان به معنای تنفس اقتصادی، تثبیت بازار و بازسازی ابزارهای کنترل داخلی پس از سرکوب است.

این دو هدف الزاما هم‌راستا نیستند و همین ناهم‌راستایی، مذاکرات را شکننده می‌کند.

به همین دلیل است که حتی اگر توافقی محدود حاصل شود، از همان ابتدا زیر سایه این پرسش قرار خواهد داشت که آیا به کاهش واقعی تنش منجر می‌شود یا صرفا امکان تداوم سرکوب را با هزینه کمتر فراهم می‌کند؟

دی‌ماه، سیاست داخلی و خارجی ایران را به شکلی گره زده که دیگر نمی‌توان یکی را بدون دیگری تحلیل کرد.

  • «نسل»‌کشی و قتل‌عام امید؛ چهره واقعی آمار کشته‌شدگان انقلاب ملی ایرانیان

    «نسل»‌کشی و قتل‌عام امید؛ چهره واقعی آمار کشته‌شدگان انقلاب ملی ایرانیان

دیپلماسی در آستانه یک خط قرمز اخلاقی و سیاسی

مذاکرات مسقط آزمونی است فراتر از پرونده هسته‌ای. این مذاکرات نشان خواهد داد  که دیپلماسی تا کجا می‌تواند بر واقعیت‌های داخلی یک رژیم چشم بپوشد و از کجا به بعد، به بخشی از بازتولید بحران تبدیل می‌شود.

خطر اصلی، نه اغراق در توان نظامی، بلکه یکی شدن دیپلماسی با منطق سرکوب است.

اگر اغراق‌های نظامی و امنیتی چه از سوی تهران و چه از سوی غرب، به‌جای ابزار کنترل بحران، به مبنای تصمیم‌گیری تبدیل شوند، فاصله میان جنگ روایت‌ها و جنگ واقعی کوتاه‌تر خواهد شد.

مسقط، در این معنا، فقط محل مذاکره نبوده و نیست، بلکه نقطه‌ای است برای مشخص شدن پاسخ این سوال: دیپلماسی قرار است بحران را مهار کند یا فقط آن را به تعویق بیندازد؟