مذاکرات میان ایران و آمریکا در مسقط صرفا ادامه یک پرونده هستهایِ فرسوده نبوده است. این گفتوگوها در لحظهای آغاز شد که جمهوری اسلامی پس از سرکوب خونین دیماه، وارد فاز آشکار «حکمرانی از طریق اعمال خشونت» شده است.
در چنین وضعیتی، دیپلماسی نه ابزار حل اختلاف، بلکه بخشی از مدیریت یک بحران همزمان داخلی و خارجی است. بحرانی که از خیابانهای ملتهب ایران تا محاسبات امنیتی کشورهای منطقه امتداد یافته است.
مسقط زمانی به محل مذاکره تبدیل شد که مساله اصلی برای تهران دیگر فقط فشار تحریم یا خطر جنگ نیست، بلکه از بین رفتن مشروعیتی است که توان حکومت برای کنترل جامعه را تهدید میکند.
به همین دلیل، مذاکرات معنایی فراتر از چانهزنی فنی پیدا کرده است: این گفتوگوها تلاشی است برای مهار فشار خارجی بهمنظور تثبیت کنترل داخلی. تلاشی که در آن هر گشایش اقتصادی بالقوه، نه فقط یک امتیاز دیپلماتیک که منبعی برای تداوم سرکوب تلقی میشود.
قدرتنمایی پس از سرکوب؛ وقتی اغراق به ابزار بقا تبدیل میشود
در چنین فضایی، اغراق در توان نظامی ایران را نمیتوان تنها یک تاکتیک بازدارنده کلاسیک دانست. این اغراق اکنون به بخشی از راهبرد بقا تبدیل شده است.
جمهوری اسلامی پس از کشتار دیماه، بیش از هر زمان دیگری به روایت «اقتدار» نیاز دارد؛ روایتی که هم پیام کنترل به جامعه داخل بدهد و هم به خارج درباره هزینههای جنگ هشدار دهد.
به همین دلیل نمایش توان موشکی، تاکید بر ظرفیت پاسخ متقابل و برجستهسازی «هزینه جنگ» برای دشمن، در این مقطع تصادفی نیست.
همزمان با ادامه تنشها در منطقه و چشمانداز مبهم مذاکرات تهران و واشینگتن، خبرگزاری دولتی ریانووستی روسیه از پرواز یک پهپاد و یک هواپیمای شناسایی نیروی دریایی آمریکا در نزدیکی مرزهای ایران خبر داد.
ریانووستی ۲۳ بهمن با استناد به دادههای پروازی نوشت هواپیمای شناسایی از نوع بوئینگ P-8A پوسایدون و پهپاد MQ-4C تریتون در نزدیکی مرز ایران مشاهده شدند.
بر اساس این گزارش، هواپیمای ارتش آمریکا از بحرین برخاست و بر فراز تنگه هرمز به گشتزنی پرداخت. پهپاد نیز از ابوظبی به پرواز درآمد و بر فراز دریای عمان ماموریت خود را به انجام رساند.
در روزهای اخیر، گمانهزنیها درباره چشمانداز مذاکرات تهران و واشینگتن زیر سایه حضور نظامی گسترده آمریکا در منطقه بالا گرفته است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۲۲ بهمن پس از دیدار با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در واشینگتن، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی تروث سوشال، به مقامهای جمهوری اسلامی هشدار داد در مذاکرات «منطقیتر و مسئولانهتر» رفتار کنند.
او دستیابی به توافقی با تهران را «ترجیح» خود خواند و در عین حال گفت در صورت محقق نشدن این موضوع، «باید دید نتیجه چه خواهد شد».
روزنامه معاریو ۲۲ بهمن در گزارشی درباره تحولات اخیر منطقه، روزهای آتی را «حساس و سرنوشتساز» توصیف کرد و نوشت طبق ارزیابیهای اسرائیل، ترامپ در نهایت تصمیم خواهد گرفت به ایران حمله کند.
در سوی دیگر، مقامهای جمهوری اسلامی همانند روزهای گذشته به لفاظیهای تهدیدآمیز خود ادامه میدهند.
جلال دهقانی فیروزآبادی، دبیر شورای راهبردی روابط خارجی، ۲۳ بهمن در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا تهدید کرد در صورت وقوع جنگ، «امنیت انرژی به خطر میافتد و تنگه هرمز بسته میشود».
او در ادامه به روابط نزدیک تهران با پکن و مسکو پرداخت و در عین حال گفت: «این انتظار از چین و روسیه که بهخاطر ایران با آمریکا بجنگند، به دور از واقعیت است، چون اساسا پیمان دفاعی متقابل بین ایران و روسیه و چین وجود ندارد.»
این اظهارات در حالی مطرح شد که در ماههای اخیر، برخی مقامهای جمهوری اسلامی از همراهی نکردن مسکو با تهران در جریان جنگ ۱۲ روزه سخن گفتند.
پیشتر و در بهمن ۱۴۰۳، مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، گفته بود طبق معاهده جامع راهبردی ایران و روسیه، دو کشور در صورت حمله به یکی از آنها، متعهد به همکاری مشترک هستند.
با این حال، خبرگزاری دولتی تاس روسیه گزارش داده بود در این معاهده، بند تعهد به دفاع متقابل گنجانده نشده است.
شهرام ایرانی، فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی، دیگر مقام حکومت بود که ۲۳ بهمن به موضعگیری درباره تحولات منطقهای پرداخت.
او از آنچه «توان بازدارندگی» حکومت خواند، تمجید کرد و گفت: «ما فقط در دریای سرزمینی یا آبهای نزدیک حضور نداریم .... نیروهای مسلح ایران امروز در عمق اقیانوسها و قارههای جهان، حضور مقتدرانه دارند.»
همزمان با ادامه نگرانیها درباره احتمال رویارویی نظامی ایالات متحده و جمهوری اسلامی، ۲۳ بهمن ارزش سهام در بازارهای بورس کشورهای حوزه خلیج فارس کاهش یافت.
در دبی، شاخص اصلی بازار سهام ۰.۲ درصد کاهش یافت و شاخص بورس قطر ۰.۵ درصد افت کرد.
مجله نیویورکر گزارش داد جمهوری اسلامی میکوشد کشتار اخیر در جریان انقلاب ملی را به «فراموشی اجباری» بسپارد و در این مسیر، علاوه بر معترضان مجروح، کادر درمان را نیز تحت فشار قرار داده است. افرادی که شاهد جنایتهای هولناکی بودهاند.
نیویورکر نوشت اعضای کادر درمان در هفتههای اخیر خود به مستندسازی شواهد حملات حکومت به مردم ایران پرداختهاند و برخی مدارک از جمله تصاویر سیتیاسکن مجروحان را در اختیار این مجله قرار دادهاند.
بر اساس این گزارش، بسیاری از بیمارستانهای دولتی در اعتراضات اخیر در عمل به بازوی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی تبدیل شدند و مراجعهکنندگان برای درمان را زیر نظر گرفتند و هدف قرار دادند.
شماری از مجروحان در همان بخشهای درمانی بازداشت شدند؛ گاه در حالی که هنوز بیهوش بودند. به برخی دیگر هیچگونه خدمات پزشکی ارائه نشد و بسیاری حتی پیش از رسیدن به بیمارستان دستگیر شدند.
به گزارش نیویورکر، در واکنش به این وضعیت، گروهی از پزشکان و کارکنان بخش درمان در نقاط مختلف کشور، شبکهها و واحدهای پنهانی شکل دادند تا مجروحان اعتراضات را دور از چشم نهادهای امنیتی مداوا کنند.
از درمان آنفلوانزا تا بخیه زخم گلوله
نیویورکر در ادامه به نحوه کمکرسانی یک پزشک با نام مستعار «نرگس» به مجروحان انقلاب پرداخت.
«نرگس» شامگاه ۱۸ دی برای کمک به زنی زخمی راهی یک ساختمان مسکونی شد. این پزشک عمومی که در دهه چهارم زندگی خود است، با بستن روسری دور پای زن معترض کوشید تا جلوی خونریزی ناشی از گلوله را بگیرد و پای او را حفظ کند.
او به نیویورکر گفت: «در عرض ۲۴ ساعت، از درمان بیماران آنفلوانزا به درمان زخمهای جنگی رسیدم.»
از آن پس، تلفن نرگس بیوقفه زنگ میخورد و پیدرپی تماسهای کمک از سوی خانوادهها و آشنایان مجروحان به او میرسید.
او با همکاری یکی از دوستانش گروهی از پزشکان جوان را گرد هم آورد و روند درمان مجروحان را در فضاهایی مانند خانهها، آشپزخانهها و حتی رستورانها سامان داد.
در روزهای بعد، نرگس کولهپشتیاش را با وسایل ضروری پر میکرد؛ مسکنهایی که برخی داروسازان فراهم میکردند و تیغهای جراحی که ناچار بود آنها را در فر یا روی اجاق، ضدعفونی کند.
نیویورکر نوشت او ناچار بود برای ادامه کار درمان، خود را از نظر عاطفی از صحنههای هولناکی که پیشتر هرگز تجربه نکرده بود، جدا کند.
نرگس این وضعیت را «جهنمی» توصیف کرد: نوجوانی ۱۴ ساله با پاهایی نحیف که با ساچمههای فلزی هدف قرار گرفته بود؛ مردی با حفرهای به اندازه توپ تنیس در ساق پا که او در بخیه زدن آن کمک کرد.
نیویورکر افزود خطر برای افرادی مانند نرگس «آشکار» است: جمهوری اسلامی نه تنها معترضان، بلکه کسانی را که به آنها یاری رساندهاند نیز تحت تعقیب قرار داده است.
در سایه افزایش تنشها با آمریکا و اسرائیل، تشدید فشارها در ایران بخشی از تلاش گستردهتر حکومت برای به دست آوردن مجدد کنترل خیابانها به شمار میرود.
سامان ضیاظریفی، مدیر اجرایی «سازمان پزشکان برای حقوق بشر»، با اشاره به بازداشت شماری از اعضای کادر درمان در ایران گفت: «حکومت در نبرد برای کنترل روایتهاست و میداند حقیقت چگونه در راهروهای بیمارستانها آشکار میشود.»
نیویورکر نوشت کارکنان بخش درمان در سراسر کشور آمار قربانیان بخشهای خود را به پزشکان و فعالان خارج از ایران رساندهاند و برآوردها نشان میدهد شمار واقعی کشتهشدگان «بسیار بالاتر» از آمار رسمی حکومت است.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پنجم بهمن در بیانیهای اعلام کرد بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی ایرانیان به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
نیویورکر در ادامه گزارش خود به نقل از شماری از پزشکان، وکلا و روزنامهنگاران ایرانی نوشت جمهوری اسلامی پس از کشتار، «کارزار وحشت خاموش» به راه انداخته است.
یک فیلمساز سیوچندساله از تهران گفت خیابانهای پایتخت «از خون شسته شدهاند، اما هنوز غبار مرگ بر آنها نشسته است».
یک کنشگر نیز عکسهایی از ردیف قبرهای تازه برای نیویورکر فرستاده است که بسیاری از آنها تاریخ یکسانی دارند و شمارشان در حاشیه پایتخت پیوسته رو به افزایش است.
گروههای حقوق بشری گزارش دادند موارد بازداشتهای خودسرانه و ناپدیدسازی در ایران روندی افزایشی پیدا کرده است.
صنم وکیل، کارشناس مسائل ایران در اندیشکده چتمهاوس، اقدامات اخیر حکومت را «عملیات پاکسازی به سبک مافیا» خواند و هشدار داد جمهوری اسلامی میکوشد «هرچه سریعتر و موثرتر همه چیز را پاکسازی کند و نظم و وضعیت عادی را بازگرداند».
یک منبع در قوه قضاییه جمهوری اسلامی در مصاحبه با نیویورکر اذعان کرد روند دادرسی عادلانه برای معترضان بازداشتشده عملا وجود ندارد و خانوادهها هیچ راه موثری برای پیگیری وضعیت عزیزانشان ندارند.
به گفته این منبع، والدین نگران، روزانه تماس میگیرند تا بدانند آیا فرزندان ناپدیدشدهشان در میان اسامی محکومان به اعدام ثبت شدهاند یا خیر.
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، با اشاره به سخنان اخیر مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، درباره پذیرش «راستیآزمایی» برنامه هستهای، اعلام کرد حکومت ایران میکوشد تا از این طریق مانع حملات جدید به مواضع خود شود.
به گزارش روزنامه فایننشالتایمز، گروسی شامگاه چهارشنبه ۲۲ بهمن گفت تغییر موضع جمهوری اسلامی در میانه مذاکرات حساس با آمریکا بیانگر آن است که «ایران میخواهد شفافیت را بپذیرد» و نشان دهد «هرگونه استدلال برای انجام حملات جدید دستکم قابل تردید خواهد بود».
او افزود بازرسان آژانس همچنان در انتظار دریافت مجوز ورود به سه سایت غنیسازی اورانیوم حکومت ایران هستند که در جریان جنگ ۱۲ روزه هدف حملات آمریکا و اسرائیل قرار گرفتند.
اظهارات گروسی ساعاتی پس از آن مطرح شد که پزشکیان در مراسم حکومتی ۲۲ بهمن گفت: «بارها اعلام کردهایم که بهدنبال سلاح هستهای نیستیم و برای هرگونه راستیآزمایی نیز آمادهایم.»
پزشکیان اروپا و آمریکا را به «زیادهخواهی» متهم کرد و افزود غرب با ایجاد «دیوار بلند بیاعتمادی» مانع به نتیجه رسیدن مذاکرات شده است.
انتقاد گروسی از سیاسیکاری جمهوری اسلامی
مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در ادامه گفت پافشاری مقامهای جمهوری اسلامی بر اجرای «اقدامات و پروتکلهای ویژه» برای بازرسی از تاسیسات هستهای آسیبدیده، در واقع «توجیهاتی» برای یک «موضع سیاسی» محسوب میشود.
گروسی افزود بهجز «اقدامات منطقی حفاظت فیزیکی که ممکن است هنگام ورود به تونلی که بمباران یا هدف حمله قرار گرفته لازم باشد»، اقدام دیگری ضروری نیست.
او ادامه داد: «این موضوع بخشی از گفتوگوی جاری ما و همچنین بخشی از اختلافنظرمان با ایران است.»
دوم بهمن، محمد اسلامی، رییس سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی، با تکرار مواضع خود در ماههای گذشته، تاکید کرد بازرسی از تاسیسات آسیبدیده مستلزم «یک تعریف جدید» و «طراحی دستورالعمل مشخص» است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، تاکنون بارها اعلام کرده در پی حملات ایالات متحده به سایتهای نطنز، فردو و اصفهان در جریان جنگ ۱۲ روزه، برنامه هستهای جمهوری اسلامی نابود شده است.
ترامپ شامگاه ۲۲ بهمن پس از دیدار با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در واشینگتن، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی تروث سوشال، به مقامهای جمهوری اسلامی هشدار داد در ادامه مذاکرات «منطقیتر و مسئولانهتر» رفتار کنند.
او دستیابی به توافقی با تهران را «ترجیح» خود خواند و در عین حال گفت در صورت محقق نشدن این موضوع، «باید دید نتیجه چه خواهد شد».
سرنوشت اورانیوم غنیشده جمهوری اسلامی
گروسی در ادامه با اشاره به گمانهزنیها درباره سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده جمهوری اسلامی گفت آژانس بینالمللی «بهطور قاطع این برداشت را دارد» که این ذخایر همچنان در محل سایتهای آسیبدیده باقی ماندهاند.
او افزود: «نمیتوانم ۱۰۰ درصد مطمئن باشم، اما تقریبا اطمینان داریم و پس از تطبیق با منابع دیگر، این دیدگاه مورد توافق است. حتی ایرانیها هم با آن همنظرند؛ هرچند آن را تایید نمیکنند.»
مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی بر ضرورت انجام بازرسی فیزیکی از سایتهای جمهوری اسلامی تاکید کرد و ادامه داد: «این مواد آنجاست و این مقدار برای ساخت چند، شاید حتی ۱۲، بمب [هستهای] کافی است. این موضوع از منظر اشاعه هستهای انکارشدنی نیست؛ حتی اگر پنهان شده یا زیر آوار قرار گرفته باشد.»
۱۳ بهمن، خبرگزاری رویترز گزارش داد تهران آماده است در مذاکرات احتمالی با واشینگتن، بر سر موضوع مناقشهبرانگیز غنیسازی اورانیوم «انعطاف» نشان دهد؛ از جمله با تحویل ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا و پذیرش غنیسازی صفر در قالب یک سازوکار کنسرسیومی.
با این حال، مقامهای حکومت ایران موافقت خود را با خروج ذخایر اورانیوم غنیشده از کشور تکذیب کردند.
همزمان با ادامه سیاستهای سرکوبگرانه جمهوری اسلامی و گزارشها درباره اعدام فراقضایی معترضان، روزنامه گاردین نوشت مقامهای استرالیایی بیم آن دارند که یک دانشآموز پیشین دبیرستانی در کانبرا در میان کشتهشدگان اعتراضات در ایران باشد.
گاردین پنجشنبه ۲۳ بهمن گزارش داد مطالب منتشرشده در حسابهای شبکههای اجتماعی مرتبط با این نوجوان نشان میدهد او ۱۷ بهمن در بازداشت جان خود را از دست داده است.
این موضوع هنوز بهطور رسمی به تایید نرسیده است.
گاردین افزود پس از انتشار گزارشها درباره کشته شدن این نوجوان، دبیرستان محل تحصیل او به همکلاسیهای پیشینش خدمات حمایتی و مشاورهای ارائه داده است.
این نوجوان که شهروند استرالیا نبود، تا سال گذشته در این دبیرستان تحصیل میکرد.
بر اساس این گزارش، مقامهای کانبرا نگرانیها درباره کشته شدن این فرد را با دفتر پنی وانگ، وزیر خارجه استرالیا، در میان گذاشتهاند و این موضوع در دست پیگیری است.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پنجم بهمن در بیانیهای اعلام کرد بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی ایرانیان به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
در روزهای اخیر، انتشار گزارشهایی از اعدامهای مخفیانه و مرگهای فراقضایی و مشاهدات یکی از غسالان شاغل در یکی از آرامستانهای استان تهران، از تغییر رویکرد سرکوب در جمهوری اسلامی حکایت دارد؛ انتقام سیستماتیک و تبدیل بازداشتگاهها به میدان حذف معترضان.
احتمال صدور حکم اعدام برای دانشجوی دانشگاهی در استرالیا
گاردین در ادامه نوشت دولت استرالیا در روزهای اخیر، درباره نگرانیها از اجرای حکم اعدام برخی زندانیان، با حکومت ایران رایزنی کرده است.
بر اساس این گزارش، بعضی شهروندان در تماس با دولت استرالیا از اقدام جمهوری اسلامی در صدور حکم اعدام برای دانشجوی یکی از دانشگاههای استرالیا خبر دادند.
گاردین افزود جزییات پرونده این فرد در دسترس نیست.
در این گزارش به نام نوجوان کشتهشده و دانشجوی در خطر اعدام اشارهای نشده است.
یک سخنگوی وزارت خارجه استرالیا اعلام کرد این کشور «در همه شرایط و برای همه افراد» با مجازات اعدام مخالف است.
او با اشاره به سرکوب خشونتآمیز اعتراضات اخیر در ایران افزود استرالیا از جمهوری اسلامی خواسته است به «کشتارها، استفاده از زور و بازداشتهای خودسرانه» پایان دهد.
۱۵ بهمن، سازمان حقوق بشر ایران وضعیت بازداشتشدگان انقلاب ملی را «اضطراری» توصیف کرد و هشدار داد جان هزاران نفر از آنان در معرض خطر فوری اعدام، شکنجه، ناپدیدسازی قهری و کشتار فراقضایی است.
ایراناینترنشنال ۲۲ بهمن گزارش داد دادگاه کیفری یک استان قم صالح محمدی، کشتیگیر ۱۹ ساله و از بازداشتشدگان انقلاب ملی، را به اتهام «قتل عمد» به «اعدام علنی در میدان نبوت قم از طریق چوبه دار» محکوم کرده است.
همچنین بر اساس گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، علی حیدری، از معترضان دستگیرشده در مشهد، با وجود جراحت ناشی از اصابت گلوله، ۱۹ بهمن در بازداشت به قتل رسید.
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، گفت این نهاد «بهشدت» باور دارد که ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد جمهوری اسلامی همچنان در تاسیساتی قرار دارد که در جریان جنگ ۱۲ روزه هدف حمله قرار گرفت. او هشدار داد این میزان اورانیوم برای چند بمب هستهای کافی است.
گروسی گفت: «این موضوع از نظر گسترش سلاح هستهای نگرانکننده است، حتی اگر پنهان یا زیر آوار مدفون شده باشد.»
مدیرکل آژانس همچنین به یک تاسیسات زیرزمینی جدید در اصفهان اشاره کرد و گفت: «درست پیش از جنگ، ایران یک تاسیسات زیرزمینی جدید در اصفهان اعلام کرد و ما بلافاصله درخواست دسترسی دادیم. دسترسی داده شد و قرار بود ۲۳ خرداد از آن بازدید کنیم.»
او افزود همان روز اسرائیل بمباران ایران را آغاز کرد و از آن زمان بازرسان آژانس نتوانستهاند از آن سایت بازدید کنند. به گفته او، آژانس درباره هدف، اندازه یا سطح پیشرفت این تاسیسات اطلاعاتی ندارد.
رافائل گروسی گفت: «آن مکان وجود دارد، اما ممکن است فقط یک سالن خالی باشد یا ممکن است آمادهسازیهایی برای سانتریفیوژها در آن انجام شده باشد. حتی نمیدانیم تجهیزاتی در داخل آن هست یا نه؛ نباید گمانهزنی کنیم.»
در روزهای منتهی به مذاکرات مسقط، سپاه پاسداران با انتشار تصاویر آنچه رسما «شهر موشکی زیرزمینی» نامید، تلاش کرد بر وسعت، پراکندگی و دشواری نابود کردن توان موشکی ایران تاکید کند.
این تصاویر نه از یک سامانه تازه پرده برمیداشت و نه تغییری واقعی در موازنه نظامی ایجاد میکرد، اما یک پیام سیاسی مشخص داشت: این توان، حتی در سناریوی حمله، قابل حذف سریع نیست.
همزمان، فرماندهان نظامی بر «آمادگی پاسخ فوری» و «سناریوهای از پیشطراحیشده» تاکید کردند، بیآنکه اقدامی عملی در میدان انجام شود.
ترکیب نمایش کنترلشده قدرت بدون عبور از آستانه درگیری، نشان میدهد هدف اصلی بالا بردن هزینه ذهنی تشدید تنش است، نه آغاز جنگ.
در این روایت، تمرکز بر برد، تعداد و پراکندگی موشکها و نه دقت نقطهزنی یا کارایی عملیاتی، انتخابی آگاهانه است، زیرا مخاطب اصلی آن نه فرمانده نظامی، بلکه سیاستگذار غربی است.
پیام این است: فشار خارجی به تغییر سیاسی منجر نمیشود و هر حرکت بهسوی تقابل، بهسرعت میتواند به بحرانی پرهزینه و منطقهای تبدیل شود.
این پیام مستقیما به میز مذاکره برمیگردد، زیرا هدفش پایین آوردن سقف مطالبات غرب و تثبیت این تصور است که در مقطع کنونی، دیپلماسی تنها مسیر کمهزینه باقیمانده است.
اما این اغراق، همزمان یک تناقض درونی نیز دارد: رژیمی که برای حفظ کنترل داخلی به سرکوب گسترده متوسل شده، در سطح بینالمللی آسیبپذیرتر است.
مشروعیت زایل شده این نظام، انعطافپذیری او را کاهش میدهد و هر عقبنشینی آشکار میتواند در داخل بهعنوان ضعف تعبیر شود. به همین دلیل، تهران ناچار است هم مذاکره کند و هم قدرتنمایی را تشدید کند؛ ترکیبی شکننده که دیپلماسی را دشوارتر میکند.
غرب پس از دیماه؛ مذاکره با یک رژیم بیپروا
هرچند مذاکرات مسقط بهطور مشخص میان ایران و ایالات متحده جریان یافت، اما پیامدهای آن در کل فضای سیاسی غرب از آمریکا تا اروپا، خوانده و داوری میشود.
سرکوب دیماه، نگاه غرب به مذاکرات را نیز تغییر داده است. دیگر مساله فقط مهار یک برنامه هستهای نیست، بلکه مواجهه با رژیمی است که نشان داده برای بقا، آماده استفاده از خشونت عریان است.
این وضعیت، دو نگرانی متضاد اما همزمان را در سیاست غربی فعال میکند.
از یک سو، این استدلال که جلوگیری از تشدید بحران و جنگ، همچنان اولویت دارد و دیپلماسی هرچند محدود، ضروری است و از سوی دیگر، این نگرانی که هر گشایش اقتصادی ناشی از توافق، میتواند به تقویت ماشین سرکوب داخلی منجر شود.
این دوگانه، مذاکرات مسقط را به میدان متوازنسازی سیاسی بدل کرده است: نه آنقدر فشار که مسیر به سمت درگیری برود و نه آنقدر امتیاز که توافق شبیه «نجات رژیم» به نظر برسد.
در این چارچوب، آمریکا نیز به اغراق متوسل میشود؛ هم در تصویرسازی از تهدید ایران برای توجیه فشار و هم در نمایش آمادگی نظامی برای حفظ بازدارندگی.
اما پس از دیماه، این اغراقها با حساسیت بیشتری خوانده میشوند، زیرا هر تصمیم اشتباه میتواند پیامدهای اخلاقی و سیاسی جدی داشته باشد.
مذاکرات مسقط؛ خرید زمان یا بازتولید بحران؟
آنچه در چنین فضایی محتمل به نظر میرسد، نه توافقی جامع و پایدار، بلکه توافقهایی محدود و مرحلهای است. توافقهایی برای خرید زمان. اما خرید زمان برای چه کسی؟
برای غرب، خرید زمان یعنی جلوگیری از جهش هستهای و مهار خطر جنگ.
برای جمهوری اسلامی، خرید زمان به معنای تنفس اقتصادی، تثبیت بازار و بازسازی ابزارهای کنترل داخلی پس از سرکوب است.
این دو هدف الزاما همراستا نیستند و همین ناهمراستایی، مذاکرات را شکننده میکند.
به همین دلیل است که حتی اگر توافقی محدود حاصل شود، از همان ابتدا زیر سایه این پرسش قرار خواهد داشت که آیا به کاهش واقعی تنش منجر میشود یا صرفا امکان تداوم سرکوب را با هزینه کمتر فراهم میکند؟
دیماه، سیاست داخلی و خارجی ایران را به شکلی گره زده که دیگر نمیتوان یکی را بدون دیگری تحلیل کرد.
دیپلماسی در آستانه یک خط قرمز اخلاقی و سیاسی
مذاکرات مسقط آزمونی است فراتر از پرونده هستهای. این مذاکرات نشان خواهد داد که دیپلماسی تا کجا میتواند بر واقعیتهای داخلی یک رژیم چشم بپوشد و از کجا به بعد، به بخشی از بازتولید بحران تبدیل میشود.
خطر اصلی، نه اغراق در توان نظامی، بلکه یکی شدن دیپلماسی با منطق سرکوب است.
اگر اغراقهای نظامی و امنیتی چه از سوی تهران و چه از سوی غرب، بهجای ابزار کنترل بحران، به مبنای تصمیمگیری تبدیل شوند، فاصله میان جنگ روایتها و جنگ واقعی کوتاهتر خواهد شد.
مسقط، در این معنا، فقط محل مذاکره نبوده و نیست، بلکه نقطهای است برای مشخص شدن پاسخ این سوال: دیپلماسی قرار است بحران را مهار کند یا فقط آن را به تعویق بیندازد؟